Ooma
پرسش (1401/12/04):

سلام شب زنده دارا بیایین بخندیم یکم دورهم شاد باشیم😁

خاطرات خنده دار یا سوتی های اول ازدواجتونو تعریف کنید دورهم شاد بشیم 😁

تو عروسیم بابام اینا اومدن برن اخر شب منم مث این عقده ایا بابام گرفتم بغل مث سگ زار میزدم با پاهام سفت گرفته بودمش بابامم به گریه انداختم انگار میخاستن ببرنم اسیری انقد گریه کردم انقد گریه کردم سفت گردنش گرفته بودم میگفتم میخام بیام باتون خونه 🤣شوهرم به زور دستامو از گردن بابام باز کرد منم اومدم بدو کنم نزارم بابام بره شوهرم به زور با دو متر پف لباس گرفتم که نرم بعد چی رژ لبم پخش شده رژ لب قرمززززز لباسو.کت بابام همش رژی🤣🤣خلاصه عکسا اخر شب نصف رژم رو گونمه یه خریم نبود بگه پاکش کن میخای عکس بگیری😐
جررررررررررررررر 🤣
🤣🤣🤣🤣🤣چت بوده تو مردم دو قطره اشک میریزن باکلاس تو کاری کردی شوهرت کرک و پر نمونده براش
😂😂😂
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
😂😂😂😂😂جذبه رو
🤣🤣اصن نمیدونم فازم چی بود بخدا نصفه شبی
شوهرم همیشه میگه انگار بردمت به اسارت روزی یه بار با ترکه سرخت میکنم که اونطور گریه میکردی🤣
🤣🤣🤣🤣
🤣🤣این گوزا رابطه رو خیلی محکم میکنن
من تو حاملگی زیاد میگوزیدم بعدم اگه شوهرم حتی نگام میکرد یا لخند میزد یا حتی به رو خودش میورد که گوشاش شنیدن هم گریه میکردم هم قهر
نگار شوهرتو اونشب پاره کردی😂😂😂😂میباست تورو کنترل کنه یا مهمونا

طفلی تو دلش میگف امشب ک هیچی ولی کاااش فردا شب باباش بیاد ببره این دیوونه زنجیری رو😂😂
بعضی جاها ادم اینقدرگریش میگیره بندهم نمیاد
تو حاملگی ادم گوزو میشه🤣
گوز دل ادمو راحت میکنه اصن😂😂😂
سلام دخترا خدا خیرتون بده پاره شدم از خنده
😂😂😂😂
خیلی خوبه وقتی ازاعماق باشه😂😂
نگار ی لحظه فک کرد کلاس اول دبستانه 😂😂جو گیر شد
🤣🤣اره بدبخت نمیدونست خدافظی کنه یا منو کنترول کنه تندیم رفتم بالا گرفتم خابیدم ساعت سه پاشدم.کباب خوردم دوباره خابیدم تا ده
سلام خداروشکر
نکردین ینی؟
سختیش اونجاعه که تو بارداری گوز میاد تا پایین بعد دوباره پیچ میخوره میره بالا
🤣🤣🤣
🤣🤣🤣🤣
سلام شکررر بخندی همش
کوفت دیگه حوصلع ندارم بخونم🤣🤣🤣
ب این پدیده گوز پیچ میگن🤣
نه منه خوش شانس تو ارایشگاه پریود شدم🤣
ب این میگن گوز پیچ
پدیده گوز بنده مثل شاش بند
پریودی هم همینجوریه
😂😂😂😂😂
🤐😂😂😂
خیلی سخته بچه تکون میخوره گوز بندم میشی کلا سیم پیچی های آدم اتصالی میکنه
ولی کلا با رابطه همون شب خودمو شوهرم موافق نبودیم و نیستیم
حتی پریودم نمیشدم اون شب صد درصد کاری نمیکردیم
ی بارم دبیرستان بودم امتحان داشتیم تو سالن نشسته بودم منتطر دوستم هی چشمم ب اینور اونور بود دوربینم هم ضعیفه از دور قشنگ چهره تشخیص نمیدم
خلاصه دیدم ی دختره اونور شبیه دوستمه دست تکون میده منم تندتند دست تکون میدادم دیدم هی داره یچی میگه پاشدم با نیش باز میرفتم سمتش رسیدم بهش دیدم دوستم نیست دختره با حالت شرمندگی گفت ببخشید عزیزم گفتم میشه پنجره رو باز کنی 😑🤣🤣🤣🤣 بخدا چنان اب شدم روم نمیشد بشینم سرجام
🤣🤣🤣
بزارید حالا ک تا اینجا اومدم منم بگم 😂
اون اوایل شوهرم تیبا داشت نامزد بودیم من گفتم بزن بغل سوپرمارکت شیر بخرم بعد ک کارم تموم شد اومدم بیرون ماشینو اشتباهی سوار شدم حالا راننده غریبه چشاش چهارتا شده بود تا نشستم جلو گفتم بریم عزیزم 😂یارو کرک و پرش ریخته بود .یهو سرمو برگردوندم دیدم ریدم پیاده شدم با شرمندگی😂😂😂
🤣🤣🤣🤣فقط قیافه شوهرت
😂😂😂😂
دوم دبیرستان بودیم مسابقه سراشپز برگزار کردم سر زنگ ریاضی بودیم دوستم رفت دستشویی زنگ تفریح خورد من داشتم تمرینات پاکنویش میکردیم دیدم دوستم با یه چی تو دستش اندازه بخدا کله من دو دستی گرفته دور دهنش قرمززززز دهنشم پرررر هی داد میزنه نگارنگار بیا تندی باش منم پریدم تو سالن میگمش چته چی شده میگه از مسابقه این کوفته قلقلی اوردم برا تو دقیق اندازه سرش بود یکی تو دهنش بود یکی تو دستش
😂😂😂😂😂😂😂
شوهرت اون لحظه ایقد زده تو فرمون ایقد پاشو فشار داده رو پدالا 😂😂😂😂😂😂
اخی چه بامعرفت بوده😁
خیلی با دستا چرکوش اورد منم خراب معرفتش شدم همشو خردم🤣
چرا
شکمو 🤣
🤣🤣🤣🤣
چون ادم خستس بعد ادم از یه دوره میخاد وارد دوره دیگه بشه باید تو موقعه ای باشه که حالش خوبه وقت کافی استرس هیچی نباشه
وای🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
یعنی شماها همون شب کارا خاک به سری کردید
من ک ن فرداشبش
بیچاره روشم نمیشد چیزی بگه بهم😂😂
سلام بزارین منم بگم از سوتیم
دوره نامزدی ما خیلی به من همسرم فرصت حرف زدن دیدن اینجور چیزار نمیدادن یه روز شوهرم گف که ببینم امروز فقط فقط بردم شیشه های ماشینو دودی کردم که باهم بریم بیرون عشق حالم روش بابا خسته شدم از بس به ما اجازه ندادن دو ثانیه تو یک اتاق یجا باشیم گفتم باشه شبش رفتیم بیرون کنارخیابون نگهداشتم تازه داشتیم شروع میکردیم که یهو در ماشین بازشد 😳دیدم خاهر شوهرمه با خنده داشت میگفت داداش از پلاکت فهمیدم تویی بعدشم گفت راستی داداش شیشه عقب ماشینت دودی نیس هااااااا
🤣
ما ک امشب محض فان بود ،کارمونو 3 سال قبل تو عقد کرده بودیم😂😂
اره خیلی بده همون شب پرازخستگی و استرسه ماهم شب عروسی کاری نکردیم بعددوهفته کارمون انجام دادیم باخیال راحت،منم پریودبودم شب عروسیم
اتیشتون تند بوده🤣
واااای چقد ضدحال دلم کباب شد برا شوهرت🤣🤣🤣🤣
جرررر😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
من که تخت گرفتم خابیدم شوهرمم رفت پایین پیش فامیلاش و خانوادش که داشتن کباب میخوردن
اره بیچاره کم مونده بود تخم بزاره اخه در سمت اونم باز کرد 😂😂😂
با همون ۲ در۳ چند میشه انداختیش تو دام🤣
اره🤣
گوشیمو دزدیده بودن افسردگی گرفتم ولی شوهرم فک کنم واسه دل من گفت انجام بدیم ولی دلم نمیخاست
بیچاره🤣
هااا مقصر خودم بودم،ولی نمیدونی چقددد خوشحال شد یهویی شد اصلا راه گم کرد رف اونوراااا😂😂😂😂😂
انقد از شوهرامون گفتیم دلم هوا شوهرمو.کرد 😪
میگفته منو این همه خوشبختیییی محاله🤣
وای خدایا😂😂😂😂😂😂😂
😂😂😂😂
خوش گذشته بهشاااا
گفتمش ی ذره خون اومدا ،گف ول کن خونو بابا
خودت خوبی درد نداری؟گفتم ن ،گف جووون😂😂😂😂
از صب تنهام بو کپکم خونه رو برداشته از بس حوصلم سر رفته😩
حالا جدی درد نداشتی؟؟
چ دلی داشتی
دهنت رقیه🤣🤣🤣🤣🤣لابد بهدشم غذای مقوی میگرفت برات
مگه درد داره؟
جیگر🤣
اره
ولی ما یه شب رفته بودیم بیرون کارای خاک بر سری اقا ماهم تقریبا لخت فقط من اقاااااااا دیدم ماشین پلیس وایساددددددددددد
چرااا دردم گرف،حالا دفه دوم بیشتر دردم گرف ب حدی ک گریه شدم انگار زخم بود هنو
قشنگ من نفسم رفته بوددددددددددد
برامن خیلی خیلی درد داشت اتیش از کف پاهام میزد بیرون بخدا
فقط زیر چادر لباسامو مبکردم
پ چرا من درد نداشتم😐
یاخدااااااا چیشددددد بد
ویییی چقد نخوش.دردم گرفت😅
منم تو اولین بار درد نداشتم
شوهرمم رفت کارت نظامیشو نشون داد گفت همکاریم چکار کنیم وقتی خانواده ها نمیزارن مجبوریم بیاییم اینجا گفت باشه ولی نمونین اینجا اقا منم سگ لرززززز فقط گاز دادیم اومدیم خونه🤣🤣🤣
ن من خونش درحد ده قطره بپد ولی خیلی خیلی درد داشتم بعد اونم زخم بودم دو هفته اصلا رابطه نداشتیم
منو انگار یکی با چاقو تیکم کنن😅
وای من مردم از خنده 😂😂😂
کشته مرده صداقتش شدم 🤣
چه وحشتناک ترسیدم😥
یعنی انقد
اره
😂😂😂😂😂😂
خیلی بد بود هنوز یادم میفته استرس میگیرم خیلی صحنه بدی بود
اره ازاون بدتر بی مکانی بوده🤣
🤣🤣🤣
بی مکانی بد دردیه
انصافا ما تو عقد ی کوچولو میرفت داخل وی واسه شب عروسی واقعا درد داشتم انگار گوشت بدنمو ریش ریش میکردن خونم نیومد ک ارتجاعی بودم
عالی بود بچه ها خیلی خندیدم بهش نیاز داشتم😍
خداروشکر عزیزم
بخدا
یعنی همش تو ماشین اه
منم خیلی خاطره بدی شد برام واقعا سخت بود
همون لحظه میرفتی برادر شوهرتو بغل میکردی😂
منم یه بارم با همسرم تو راه پله ها یه فرصت گیر آوردیم اونم اد موقعی که پدرم از سرکار میومد پدرم کیلد داشت یهو در باز کرد شوهرم از پشت در هول داد دوباره بست به منم گفت بدو بالا زود باش
منم االفرار 😂😂😂😂
واقعانم‌من محکم هلش میدادم میگفتم ولم کن نمیتونم دردم میاد
ماشینتون چی بود؟همش تو ماشین سخت نبود🤔🤔
نبود لامصب😭🤣
🤣🤣
وای بابات قطعا فهمیده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
وای خدا 🤣🤣🤣
ن بابا وانت بود،فرش پهن میکردن بالا وانت راااحت کارشونو میکردن 😂😂😂
حتما بنزی خاوری چیزی😅
اون موقع پراید بود
چرا خیلی سخت بود بیشتر استرس بود
اوهه چه سختی کشیدین
خوب خونه کرایه میکردین بهتر بود که
کاری ک با استرس باشه حال نمیده باید مث رقیه باشیا😂
من شوهرم خونه داشت خودش میرفتیم اونجا نامزد ک بودیم
منم اونموقع یاد گرفته بودم واجبی تیزبر میزدم بو عنش کل خونه رو برمیداشت🤣🤣🤣🤣🤣🤣
بار اخری ک زدم بابام ا در اومد گف واااای این بویه چیه باز داداشم گفت حتما باز زهرا قرار داره شب 😑😑😑سکوت خیلی خیلی سنگینی حاکم شد 🤣🤣🤣
🤣🤣🤣
واای نگوووو🤣🤣😳😳
یعنی دوره نامزدی همه کسایی که خانواده بهشون میدون نمیدن خیلی لازمه که یه ماشین باری داشته باشن
اینجا ک کرایه نمیدن فقط ماشین الان دوستمم دقیق مث خودمه تو ماشین انجام میدن و ی جایی ک ما پاتوقمون بود الان دقیقا پاتوق اوناس😐
بخدا🤣🤣🤣🤣
کجایین
🤣😂🤣
بگو بیان تو پارکینگ شما اقلن🤣ثواب داره
اره بابا بعد من شوهرم ک نظامی بود مامانم از قلبش میگفت نکنه سینه هاتو بگیره نظامیا ادمو امتحان میکنن و فلان اقا منم از اولش حرف مامانم تو ذهنم بود تا اخرش 😂
نجس میشه پارکینگشون خیرو برکت ازش میره😂😂
گناه دارن
کاش حداقل شماها خونه خالی کنین اونا بیان اونجا
اره همینه بگو فقط یه جا لازمه که حس کنن کسی نمیبینه زود دست به کار میشن 🤣🤣🤣
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
اموزش مامانت تو حلقم😅
ن ثواب داره بخدا🤣
واااای😂😂😂😂😂
ینی چییی اخه😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
مامانت خواسته بترسونت
میگفتی شوهرم شلخته بود میرفتی خونه رو تمیز میکردی
😂😂😂😂😂😂😂
خب بگیره چی میشه مگه🤣
یعنی چی
خوزستانیم
بخدا😂😂😂
خونه خالیه هم
نمیان بعد خودم حس بدی میگیرم😐
ای کردن هم عجب داستانی داره ها
اتفاقا خیلی خیلی خونش کثیف بود هر بار دوتا پلاستیک بزرگ اشغال جمع میکردم ازش
بخدا کاریم نمیکردیم میرفتیم قلیون و خوراکی و بغلی چیزی اما میگفتم تمیز باشم سرتا پامو واجبی میزدم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حالا ما یکی از دوستای همسرم
ما هر وقت قرار داشتیم بنده خدا میگفتیم خونه خالی میکرد ما یکی دوساعت میرفتیم اونجا🤭🤭
ب شوهرم ک الان میگم‌ پشماش میریزه😂😂😂
میگفتی اگه کار ب جایی رسید پشم نباشم 😂😂
اره منم تو دلم میگفتم خبر نداری خیلی وقته سینه هارو گرفته😂😂😂😂
همه جوانب رو در نظر میگرفته دیگگه
اره حادثه خبر نمیکنه خلاصه🤣🤣🤣
یعنی‌میخاست تحریکم کنه ک نزارم شوهرم بم دست بزنه
برای پنج دیقه حال کردن چه ها ک تحمل نمیکنیم😅
واقعا فلسفه این کردنا چیه ک به خاطرش همه کاری میکنیم😅😂
کادم بعدش روش نمیشه تو چش طرف نگاه کنه🤣🤣🤣من شوهرم خونه ای ک داشت با دوستش بودن نزدیک کارشون بعد وقتایی ک من میرفتم اون میرفت الانم میبینمش خجالت میکشم
شوهرمم هی میگفت تمیز نکن تو اونم کثیف میکنه 😑🤣
وای من بابام ک زنگ میزد نفسم میرفت فقط میگفتم بریممممممم
من یه بار خونه واسه داداشم که مجرده یه بارم واسه پسرعموی همسرم اونم مجرده خالی کردم دوست دختراشونو اوردن وسیله پزیرایی هم کلی اماده کردم‌ گذاشتم رو میز و رفتم
چ خواهر پایه ای
جوووون بابا
ن من این کارا رو نمیکنم
من اولین بار ک شوهرم اومد خونمون عصر بود مامانمو خالم رفتن بیرون شوهرم همش استرس داش ک اینا درو وا کنن بیان تو
طفلی میگف رقیه ولش کن الان بیخیال شو غروبه نمازمو بخونم کارا یاشه واسه اخر شب 😂😂😂😂
من بخامم شوهرم عمرا بزاره خیلی حساسه
حتی میگفت فری ب اجیتم نگی ک ما بعد عروسی چ میکنیم و این حرفا چ برسه مال نامزدی نمیدونه تو اوما ب یه ملت گفتم😂
اینقدر با دوستش راحت بودیم چون اونام دقیقا شرایط مارو داشتن
البته الان خیلی وقته رفت و امد نمیکنیم دیگه
الهی🤣🤣🤣
😅😂
رقیه اتیشش اندر ای حرفا بودا
همه مردا بدشون میاد قطعا 🤣
تندتر
بگو آجیم نمیدونه ولی ی اوما میدونن😂😂😂
همه اوما اجی منن😅
والا😂
تایپیکو پاک کنید😂
اینجا کسی نمیشناسمون خداروشکر🤣
اتفاقا بعد مدتها بهترین تاپیکی بود ک باهاش شاد شدم
چقد خندیدم.خیر ببینین
خدا به همتون سلامتی بده و بچه هاتون رو حفظ کنه
همچنین بچه های عزیزت
هیچ کسم نی اوما..همه شب جمعه دارن..بیکارا خودمونیم😅
الهی امین
فدات عزیزم
اره کلی خندیدیم
ما بقیه روزامون شب جمعس 😂😂😂
بعد کار میان تا ته میخونن همرو🤣
همیشه خوش باشین گلا
شبتون بخیر😍
شبت بخیر عشقم مرسی بابت خاطراتت 😁😘
سلام
من که خونه بابامم داشتم هم پسرمو میخوابوندم تا الان همزمانم می‌خوندم می‌خندیدم
خدا خیرتون بده به شب جمعه هاتون برکت بده 😅😅😅
برا ما که این مرحله فعلا قفله
😂😂
سلام بچه ها
خیلی باحالین
منم با دخترم مشغول بودم امشب عوض باباش اون منو.....
تازه دارم میخوابم
وای چقدر خندیدم
دم همگی گرم شاد باشین
سلام چه کار قشنگی خیلی خندیدم مرررس واقعا منم یه خاطره از سوتیم بگم
من ی بار داشتم با پدرشوهر و برادرشوهرم درباره ی نفر صحبت میکردم گفتم اره دیگه انقد ادم دور طرف جمع شدن تشویقش کردن اگر اون کارو نمیکرد چس میشد دیگه یهو دیدم سه جفت چشم ورقلمبیده زل زده بهم خونم یخ کرد پدرشوهرم گفت چی؟؟ گفتم یعنی میگم ضایع میشد دیگه گفت اهان ، دیگه به رو خودش نیاورد برادرشوهرم داشت پاره میشد از خنده مررررردم از خجالت الان یادم میاد داغ کردم از شرمندگی 😅
🤣🤣🤣🤣وای
حیف پریشب نبودم باهتون ا خاطرات قشنگم بگم😁
اره واقعا😁
الان بگو ما هستیم😅😂
چرا من این تاپیک دورررر دیدم اَهههه🤯
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه