که وقتی یادتون میاد از خجالت لپاتو قرمز میشه و بگین بخندیم یکم حال و هوامون عوض بشه😂😂😂😂
2
1401/10/26
محدثه م
عید فطر بود
به زن عمو مامانم گفتم عیدتون مبارک
انشالله سال خوبی داشته باشین😅😅
هبچ وقت یادم نمیره
به زن عمو مامانم گفتم عیدتون مبارک
انشالله سال خوبی داشته باشین😅😅
هبچ وقت یادم نمیره
5
1401/10/26
سوال کننده
یه سری با خواهر شوهرم و مادر شوهرم رب میجوشوندیم بعد که اماده شد ریختیم تو تشت که از داغی بیفته بریزیم تو ظرف اصلی برادرشوهرمم نشسته بود به خواهر شوهرم گفتم این سفت بشه توش جا نمیشه برادر شوهرمم یه خنده ریزی زد پاشد رفت تو خونه همینجور که میرف گف توش جا نمیشه 😂😂😂😂😂😂
1
1401/10/26
عاطفه موسوی
اینکه سوتی نبود خوب متظورتون سال قمری بوده ما هم میگیم اشکالی نداره
2
1401/10/26
مامان النا😍😍 ......
با خواهر شوهرم اینا داشتیم فرش میشستیم رفتم داخل که تاید بیارم تا اومدم بیرون به همه گفتم سلام درحالی که دوساعت بود پیش هم بودیم اونا فقط نگام میکردن جوابم هم ندادن😅😅😅😂😂😂خیلی خجالت کشیدم
8
1401/10/26
FAEZEH 👨👩👧
آقا گفتی قرمز یاد چند خاطره افتادم ک پشت هم تو ذهنم
مجرد بودم اول دبیرستان دوبار آبروم رفت سوپری محل
ی بار تنبلی کردم شلوار تو خونه ایم در نیاوردم روش شلوار جین پوشیدم حالا شلوار زیریم قرمز از این دامن شلواری ها 🤣وای یادم میاد تا نیمه ها راه خوب بود یهو دیدم زده بیرون برای اینکه دیده نشم از هولم میرفتم تو بوته ها میپریدم 🤣
بعد ی بار دیگ لباس از رو بند برداشتم این گیره لامصب بهش وصل بود دقیقا قسمت بین سینه هام باهمون رفتم سوپری خریدام کردم برگشتم دیدم ععع گیره لباسی اویزونمه🤣
مجرد بودم اول دبیرستان دوبار آبروم رفت سوپری محل
ی بار تنبلی کردم شلوار تو خونه ایم در نیاوردم روش شلوار جین پوشیدم حالا شلوار زیریم قرمز از این دامن شلواری ها 🤣وای یادم میاد تا نیمه ها راه خوب بود یهو دیدم زده بیرون برای اینکه دیده نشم از هولم میرفتم تو بوته ها میپریدم 🤣
بعد ی بار دیگ لباس از رو بند برداشتم این گیره لامصب بهش وصل بود دقیقا قسمت بین سینه هام باهمون رفتم سوپری خریدام کردم برگشتم دیدم ععع گیره لباسی اویزونمه🤣
8
1401/10/26
عاطفه موسوی
من سرکار که میرفتم منو دوتا از همکارام که یکیش آقا بود باهم صبحانه میخوردیم اون آقا هم دقیقا روبروی من نشسته دوستمم داشت با حرص از بدی های مادرشوهرش میگفت و اینکه نامه های عاشقانه دوست عشق دوران مجردیش رو نگه داشته درست تو همون لحظه که با همکارم چشم تو چشم بودم دوستم گفت آره والله خانم جنده ست وای یعنی بیچاره از خجالت نمیدونست چیکار کنه اون آقاهه هم سریع گفت بخدا من هیچی نشنیدم اصلا فکر کنین من خاهرتونم🤣🤣🤣🤣
0
1401/10/26
Arsham z
🤣🤣🤣🤣🤣
19
1401/10/26
🍃somayye 🍃
تازه ازدواج کرده بودم یه شب همراه شوهرم رفته بودیم خونه پسر عموش موقع خدافظی کردن شوهرم بلندشد رو به پسر عمو و زنش کرد گفت ببخشید مزاحمتون شدیم خدافظ منم هول شدم به جای پسر عموش دست شوهرم گرفتم گفتم خواهش میکنم این چه حرفیه مراحمی خدافظت
از خجالت رفتم افق🤕
از خجالت رفتم افق🤕
2
1401/10/26
Arsham z
من تودوران نامزدی ترشی خوردم زبونم گرفت جلوی نامزدم گفتم وقتی رفته بودیم آزمایش .......بدیم یعنی مردم از خجالت
1
1401/10/26
Arsham z
😅😅
0
1401/10/26
سوال کننده
😂😂😂😂😂
3
1401/10/26
Parisa. h
چندسال پیش داشتیم از مدرسه میومدیم چنتا پسر اسکول و ضایع افتاده بودن دنبالمون خیلی اعتماد ب نفسمون اومد پایین اخه خیلی ضایع بودن دوستم باباش مغازه داشت گفت الان به بابام میگم دکشون کنه دیگه هیچ وقت نیان..
بنده خدا باباش خیلی شاکی شد قرمز شد بهشون گفت مگه خودتون خواهر مادر ندارین برین گمشین پدرجنده ها
قیافه من😶😑😳🥴
بنده خدا باباش خیلی شاکی شد قرمز شد بهشون گفت مگه خودتون خواهر مادر ندارین برین گمشین پدرجنده ها
قیافه من😶😑😳🥴
0
1401/10/26
سوال کننده
اااااخ😅😅😅
0
1401/10/26
Arsham z
🤣
2
1401/10/26
سوال کننده
عین همین برا من پیش اومده تو مطب دکتر زنان ۵ دقیقه با دکتره حرف زدم رفتم تو اتاق معاینه بعد دکتره اومد معاینه کرد رفت نسخه بنویسه از اتاق معاینه اومدم بیرون بهش سلام کردم هاج و واج داشت نگام میکرد 😐😐😆😆😆😅😅😅
0
1401/10/26
سوال کننده
😶😶😶😂😂😂😂
0
1401/10/26
سوال کننده
واخ واخ واخ 😂😂😂😂😂😂😂😂
0
1401/10/26
سوال کننده
اوف که ترکیدم
2
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
چند وقت پیش پسرمو بردیم دکتر اونجا کارتخوان نداره پول نقد میگیرن. شوهرم گفت از جیبم پول در بیار بده منم یه صدی و یه 30 تومن برواشتم شوهرم هی میگه 30 رو بذار تو جیبیم همون یدونه کافیه میگم چی میگی ویزیت 80 تومنه من 50 بدم؟ شوهرم گفت باشه بده دادم به منشی گفت اینکه صد تومنه؟ یعنی آب شدم رغتم تو زمین.🤦♀️ چیکار کنم خب هر جا رفتم کارت کشیدم
1
1401/10/26
زینب محمودی
روز خواستگاریمون هول شدم جلو داماد که الان همسرمه چای نگرفتم 😂
0
1401/10/26
زینب محمودی
سینی چای رو بردم تا آشپزخونه بعد فهمیدم اصلا جلوش چای نگرفتم 🥲
0
1401/10/26
Arsham z
خوب کاری کردی ازهمون اول حساب کار اومده دستش
9
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
یبارم رفتیم بیمارستان نوبت عکس رنگی بگیریم. بیمارستان خیلی شلوغ بود اونجا رو پیدا نمیکردیم من داشتیم کنار شوهرم میرفتم یهو دیدم نوشته( اسکن یه همچین چیزی یدقیق یادم نیست) آستین کاپشنشو گرفتم میگم ببین پیدا کردم اونجاست یهو صدای شوهرم و از پشت شنیدم سرمو بردم بالا دیدم آستین مرد غریبه رو گرفتم شوهرم پشتمه😱🙈ولی هر دوتا داشتن میخندیدن بهم🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️
0
1401/10/26
زینب محمودی
😂😂😂😂نه اخه عشق چند سالم بود
1
1401/10/26
Arsham z
🤣
0
1401/10/26
Arsham z
خدا نکشت
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
هنوزم یادم میوفته میخندم. من خیلی خنگم
0
1401/10/26
Arsham z
نه من یبار سوتی دادم اونم جلوی نامزدم بود تو دوران نامزدی
13
1401/10/26
🍃somayye 🍃
محرم بود شام غریبان همراه پیرزن همسایه باهم رفتیم مسجد نشسته بودیم یه نفر نذری بسته های خیلی کوچیک شمع که دایره ای بودن پخش میکرد تا مردم برن روشن کنن یه لحظه نگاه همسایمون کردم شوکه شدم دیدم پیرزن همسایه دوتا باهم انداخت دهنش میجوید بهم گفت نمیدونم چرا شکلاتش مزه نداره 😦
2
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
یبارم خواستیم با مترو بریم بازار. به ایستگاه مورد نظر که رسیدیم من خیلی معطل کردم دیر پاشدم. من پیاده شدم در بسته شد شوهرم موند حالا موبایلم برنداشتم با خودم🤦♀️شوهرم اشاره کرد که بمون میام میبرمت. بیچاره از ایستگاه بعدی پیاده اومد منو برداشت رفتیم🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
متوجه شدین خیلی خنگم یا بازم تعریف کنم؟؟؟؟؟؟
1
1401/10/26
مهرسا عشقم
منم شوهرم برای بار اول که میخواست بیاد خواستگاری بابام یه کاری براش پیش آمده گفت اگه این خواستگارها آمدن تعارف کنین بیان تا من بیام ولی من رفتم دور باز کردم گفتم بابام نیست برین یه روز دیگه بیان حالا این بدبخت ها گل شیرینی به دست جلو در رودیشون کردم رفتن شوهرم میگفت دو دلم میخواستم کلت بکنم گفتم من دیگه پام تو این خونه نمیزارم ولی فرداش صبح من تو مغازه باز دید بود گفت اگه باز در روم نبدی شب باز بیام منم داشتم فوشش میدادم آخه اون شب نگاهش نکردم این چه شکلی فکرم مزاحم
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
😂😂😂😂😨
0
1401/10/26
z kh
🤣🤣🤣🤣
2
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
یکی از همکلاسیام با دوست صمیمیم فامیل بودن. این همکلاسیم که ازش خوشمون نمیومد به دوستم گفت که من دایی جوادم رو بیشتر از همه دوست دارم بعد رفتنش به دوستم گفتم دایی جوادش کدوم خریه؟ 😒
دوستم جواب داد بابا بزرگ منو میگه🤦♀️😂😂😂
یعنی منو میگی هنوزم بعد چندین سال نمیتونم تو صورت دوستم نگا کنم
دوستم جواب داد بابا بزرگ منو میگه🤦♀️😂😂😂
یعنی منو میگی هنوزم بعد چندین سال نمیتونم تو صورت دوستم نگا کنم
1
1401/10/26
ریحانه ع
با خانواده همسرم تو فرودگاه منتظر بودیم چمدون هامون تحویل بگیریم یه ۷_۸تایی بود تند تند برمیداشتیم که جا نمونیم
خواهرشوهرم ی کوله که به پشت بود و هم رنگ کولش بود و سریع برداشت و منتظر بقیه چمدونا ی پنج دقیقه ای گذشت و دیدی ااا کولش تازه داره میاد جلو اون کوله قبلی و که برداشته بود و چک کرد دید مال خودش نیست تا سریع گذاشتیم سرجاشی اقای بغل دستمون گرفتتش و به شوخی گفت داشتین کوله من میبردین دیگه خندمون بند نمی اومد بنده خدا فقط منتظر همون ی دونه کولش بود
خواهرشوهرم ی کوله که به پشت بود و هم رنگ کولش بود و سریع برداشت و منتظر بقیه چمدونا ی پنج دقیقه ای گذشت و دیدی ااا کولش تازه داره میاد جلو اون کوله قبلی و که برداشته بود و چک کرد دید مال خودش نیست تا سریع گذاشتیم سرجاشی اقای بغل دستمون گرفتتش و به شوخی گفت داشتین کوله من میبردین دیگه خندمون بند نمی اومد بنده خدا فقط منتظر همون ی دونه کولش بود
1
1401/10/26
مهتاب s.p.m
این خیلی خوب بود😅😅😅😅😅
0
1401/10/26
❤🌼NaSiM🌼❤ .
وای خدااا🤢🤢🤢🤣🤣🤣🤣🤣
0
1401/10/26
❤🌼NaSiM🌼❤ .
😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
2
1401/10/26
🌺 goli🌺 ❇
یا شام غریبان😝😝😝😝
0
1401/10/26
نسترن ..
😂😂😂
0
1401/10/26
فاطمه حسینی
😂😂😂😂😂
2
1401/10/26
نسترن ..
منم یبار موقع دانشجویی رفتم سر کلاس نشستم ..درس عمومی بود جا خالی جلو همیشه زود میگرفتم چن چشام یکم ضعیفه ..تند کنار ی دختره نشستم کلاسای عمومی هم خیلیشلوغ و تعداد زیاد بود ..منم اولین روزم بود برا اون درس رفته بودم ب دختره کناریم گفتم استاد این درس کیه ؟ی لبخند زد ..دوباره گفتم استاد این درس کیه دوباره لبخند زد ..منم عصبیشدم گفتم مگه دارم گل لگد میدم لبخند ژکوند تحویلم میدی😒عنتر یواش گفتم ..یهو دیدم بلند شد رفت طرف تخته و گفت حضور غیاب کنم یا هنو زوده😬تازه فهمیدم چ سوتی دادم
2
1401/10/26
نسترن ..
اصلا بهش نمیخورد استاد باشه ..دفع های بعد میرفتم وسط کلاس مینشستم منو نبینه😬
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
قابلتون رو نداشت😂😂😂😂😂
0
1401/10/26
❤🌼NaSiM🌼❤ .
😯😁😂😂😂😂🤣
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
واااای😂😂😂
0
1401/10/26
نسترن ..
یبارم سر جلسه امتحان بودم ..استادمون ترکمن بود از شمال میومد اونجا درس میداد من همیشه بخودم عطر میزدم خفن ..نگو استاده چن وقت تو کف عطر من بوده خوشش میومده برا خانومش بکیره از اینجا ببره ..سرجلسه امتحان اومد کنارمو گفت خانوم فلانی میشه اسم عطرتونو بپرسم منم هولشدم گفتم برا خودتون میخاین 😁گفت ن برا خانومم دیگه..حالا ماهمه فک میکردیم این مجرده بعد کلاس گفتم بچه ها بیاین نا امیدتون کنم استاد فلانی زن داره دختراهمه فک میکردن الکی میگم تا اینکه استاده ی روز کارتشو داد ک برم از همون بگیرم برا خانومش😏شیطونه هم گولم میزد ک موجودی کارتشو بگیرم ببینم چقد توشه😂
0
1401/10/26
🌼 maryam 🌼
خدا خیرتون بده خیلی خندیدم
0
1401/10/26
samira mom 2🙎♀️🙎♂️
شما معطل کردی دیر پیاده شدی حالا چرا شوهرت جا مونده تو مترو؟
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
بدبخت منتظر بودمن پاشم با هم پیاده بشیم. دیگه من اول پیاده شدم اون موند.
1
1401/10/26
یه مامان پر انرژی
من نامزدبودم رفتیم عیددیدنی خونه پسرعمه شوهرم موقع اومدن خانمش ۲۰تومن پول بهم داد گفت اولین بارته اومدی حالا پاگشا میکنم بعداکادوی اصلی رومیدم بعدمن هول شدم گفتم ممنون زحمت دادی 😂😂اب شدمااا
6
1401/10/26
یه مامان پر انرژی
یکیش هم اینه که پسرعمه همسرم گلخونه داره خیارکاشته بعدرفتیم خونه مادرشوهرم اینا اونام خیاراوردن به عنوان میوه همه برادرشوهراوجاریا بودن منم هی میگم عه خیاره اسماعیله ؟دیدم جاریم همش چشم ابرومیادولی بازمتوجه نشدم گفتم چیه مگه میگم خیاره اسماعیله برادرشوهرم گفت اره خیاره اسماعیله😂😂😂😂
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
یا خدا🙈😂😂😂😂😂😂😂
0
1401/10/26
همتا 👼
😄😄😄
0
1401/10/26
همتا 👼
چه باحال بود خاطره هاتون
0
1401/10/26
مامان فاطمه 🌼
عید عروسی پسر عموم بود رفته بودیم میخواستم به عموم بگم انشالا خوشبخت بشن
گفتم قدم نو رسیده مبارک منو میگی مردم از خجالت😑😑
گفتم قدم نو رسیده مبارک منو میگی مردم از خجالت😑😑
0
1401/10/26
مامان فاطمه 🌼
دخترم تازه دنیا اومده بود همه میگفتم قدم نو رسیده مبارک منم همبن گفتم خیلی بد بود
12
1401/10/26
همتا 👼
منم یکی بگم
من کار اتلیه عروس دارم بعد یکی از مشتریام که پزشک بود اومده بود که کاراشو تایید کنه بره چاپ
منم به روتوشکارم واسه اینکه تحویل بگیرم مشتری رو میخواستم بگم عزیزم کار خانم دکترو بنداز جلوتر
برگشتم گفت کارخانم دکترو بنداز جلوش
من کار اتلیه عروس دارم بعد یکی از مشتریام که پزشک بود اومده بود که کاراشو تایید کنه بره چاپ
منم به روتوشکارم واسه اینکه تحویل بگیرم مشتری رو میخواستم بگم عزیزم کار خانم دکترو بنداز جلوتر
برگشتم گفت کارخانم دکترو بنداز جلوش
0
1401/10/26
همتا 👼
😂😂😂😂😂😂
0
1401/10/26
همتا 👼
روتوشکارم که پاره شد از خنده منم هی میخندیدم از یه طرفم سرخ شده بودم هی میگفتم ببخشیدا سردیم کرده فک کنم😂😂😂😂
0
1401/10/26
مهتاب s.p.m
با خاک یکسان کردی دکترو😅😅
0
1401/10/26
همتا 👼
😅😅😅😅
بخدا تانیم ساعت بعد رفتنش ماداشتیم میخندیدیم
بخدا تانیم ساعت بعد رفتنش ماداشتیم میخندیدیم
0
1401/10/26
🆔Faaati .H🆔
😅😅😅😅 وای این معرکه بود
8
1401/10/26
ماریا فرزین
ی بار خونه پدرشوهرم بودیم،سر سفره دخترخواهرشوهرم داشت میگفت شام رفتیم فلان جا سرد بود و یخ کردیم.یهو پدرشوهرم گفت بله وقتی سوتین بپوشی بری یخ میکنی،من که بار اول فکر کردم گوشام اشتباه شنیده دیدم دوباره گفت خو وقتی با سوتین بری سردتم میشه.وای همه داشتن ریز میخندیدن.دوباره گفت سوتین برا زمستونه آخه(منظورش سویی شرت بود).مادرشوهرم گفت اون چیزی که میگی ی چیز دیگست ول کن.وای همه پوکیدیم.دیگه هی به دختره میگفتیم کجا رفتی با سوتین شیطون
0
1401/10/26
noor 81
خودم و پدر شوهرم و تصور کردم دیدم من بیهوش میشم نمیتونم ریز بخندم
0
1401/10/26
ماریا فرزین
ی بار خونه عمه شوهرم بودیم تا ۴ ۵ صبح بازی کردیم من منگ خواب بودیم.موقه رفتن بود داشتیم خداحافظی میکردیم من مونده بودم بدرقه میکردم خیلی خوش اومدید.خواهش میکنم چه زحمتی.یهو شوهرم گفت بیا بریم اینجا خونه خودمون نیست ها
0
1401/10/26
ماریا فرزین
آخه ما تو این چیزا راحت نیستیم بعد برادرشوهر مجردم روبروم بود ولی یهو همه پوکیدن
1
1401/10/26
noor 81
بابا خیلی سوتی ضایه ایی بوده
من بودم میترکیدم
ماهم راحت نیستیم ولی این حرف خیلی سمه
من بودم میترکیدم
ماهم راحت نیستیم ولی این حرف خیلی سمه
0
1401/10/26
نسترن ..
وای غش رفتم😂😂
0
1401/10/26
سلین حسینی
خیلی خوب بود😂😂😂
دمتون گرم😂😂😂
دمتون گرم😂😂😂
0
1401/10/26
معصوم❤ مامان ایلیاوآنیسا❤
عالی بوددلم شادشدخداشادتون کنه همیشه
0
1401/10/26
ماریا فرزین
پس کاش ی بار دیگه بگه قشنگ از اول بخندم😆😆😆😆
3
1401/10/26
معصوم❤ مامان ایلیاوآنیسا❤
بچه من یروزرفته بودم داروخانه میخواستم براشوهرم امپول تستسترون بخرم متصدی داروخانه همیشه یه دخترخانم بودتارفتم بگم خانم به امپول تستسترون میخام یه پسرخوش قلدوبالاروخوشگل اومدیهوهول کردم گفتم تس تس تس تس تس یهویاروپوکیدازخنده منم زودی زدم بیرون تاچندوقت ازاونورا ردنمیشدم
0
1401/10/26
معصوم❤ مامان ایلیاوآنیسا❤
بچه ها
0
1401/10/26
masi🌿 𔘓 𔓘
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
0
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
دکتره رفته پشت سرشم نگا نکرده😂😂😂😂😂😂
0
1401/10/26
zahra rad
این عالی بود😂😂😂😂😂😂
0
1401/10/26
❤mahur❤ ❤mahak❤
🤣🤣🤣🤣
4
1401/10/26
zahra rad
تازه نامزد کرد بودم با چند تا از دوستام رفتیم کافه میز جلویی چندتا پسر نشسته بودن
ماداشتیم قلیون میکشیدیم و غرق صحبت بودیم ی دفعه یکی از پسرا اومد جلو من زانو زد گف با من ازدواج میکنی من با ی حالت غرور افرینی حلقمو نشون دادم گفتم من ازدواج کردم پسره پوکید از خنده گفت ما داشتیم جرعت حقیقت بازی میکردیم فقط😐😂😂😂
ماداشتیم قلیون میکشیدیم و غرق صحبت بودیم ی دفعه یکی از پسرا اومد جلو من زانو زد گف با من ازدواج میکنی من با ی حالت غرور افرینی حلقمو نشون دادم گفتم من ازدواج کردم پسره پوکید از خنده گفت ما داشتیم جرعت حقیقت بازی میکردیم فقط😐😂😂😂
0
1401/10/26
❤️panah❤Rasta❤ 😍
😂😂😂😂خوبه جواب مثبت ندادی
0
1401/10/26
❤️panah❤Rasta❤ 😍
واسه تو از همه سم تر بودا
0
1401/10/26
shima2348 ❤
من یه یبار داشتم میرفتم سمت خونه یهو یه ماشینی از پشت سرم دیدم سرعتش و کم کرد یه آقایی گفت خانوم کجا تشریف نیبری برسونیمت منم در حالی که داشتم برمیگشتم یهو گفتم سر قبر بابات که یهو صدای خنده خواهرشوهرم اومد چرخیدم دیدم شوهر خواهرشوهرم بود باباشم چند سال قبل فوت کرده بود🥲
1
1401/10/26
Fateme Manane Alisan
یکیش الان یادم اومد بذارین اونم تعریف کنم.
برادر جاریم زنشو طلاق داده بود جاریم داشت تعریف میکرد که رفته هر چی واسه دختره گرفته بودیم رو با قیچی تیکه تیکه کرده منم گفتم وااااای دستش بشکنه الهی اخه این چه کاریه
جاریم گفت داداشمو میگم😐
🙆♀️🤦♀️🙈گفتم شرمنده من فکر کردم زنداداشتو میگی😭😭😭😭
برادر جاریم زنشو طلاق داده بود جاریم داشت تعریف میکرد که رفته هر چی واسه دختره گرفته بودیم رو با قیچی تیکه تیکه کرده منم گفتم وااااای دستش بشکنه الهی اخه این چه کاریه
جاریم گفت داداشمو میگم😐
🙆♀️🤦♀️🙈گفتم شرمنده من فکر کردم زنداداشتو میگی😭😭😭😭
0
1401/10/26
🆔Faaati .H🆔
😅😅😅😅😅
1
1401/10/26
fateme goli
🤣🤣🤣🤣🤣🤦♀️
0
1401/10/26
shima2348 ❤
🤣😅
0
1401/10/27
مائده M.M.m
😅😅😅وای
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.
سوالات مشابه
- خانوما،، مامانا،، سلام🖐️🖐️بیاین. سوتیها،،، خاطرات زایمانتون،، یا یه خاطره بیاد. موندنی که هیچ. وقت فراموش نمیکنید تعریف کنید برای سرگرم. شدنه موضوعو عوض نکنید و فقط خاطره رو تعریف کنید تو. یک پیام تیکه تیکه نگین. گم. میشه ممنون این حرفا برای راحتی
- بیاین از بدترین و برگ ریزون ترین سوتی هاتون بگین بخندیم دور هم😁😁😁
- بچه هااا بیاید دور هم بخندین ،روحیه مون عوض بشهه سوتی های خانواده شوهری😂😂😂
- سلام شب زنده دارا بیایین بخندیم یکم دورهم شاد باشیم😁
- تاپیک دل شاد کن(بیاین از سوتی های نابودتون بگین ) کیا مثل من خدای سوتی ان؟



1594

