Ooma
فروشگاه لباس نوزادی و کودک اوما
پرسش (1401/06/23):

کسی وکیل هست اینجا

سلام دوستان من ازماه۵ام متوجه رفتارهای مشکوک شوهرم شدم ۷ام برج۵بودکه گفتم میرم پیش پدرم شهرستان کمک لازم داره۲۴ساعت گم وگورشد جواب تلفن ندادبعدمعلوم شدکه پیش اون نبوده توهمون روزبرام ازیه شماره کارتی پول واریزکردکه تادیدم مال خودش نیس توگوشیم زدم دیدم مال یه خانومه بعداون دیراومدناورمزگذاشتن براگوشی شروع شد یروزکه خونه بودباگوشیم تماس گرفتم باهاش دیدم اسم منوابجی سیوکرده ۳هفته پیش تقریباهرکارکردم جواب درستی ندادوقبول نکردحالا۳روزپیش صبح یه پیام اشتباه برام فرستادع بودوقربون صدقه رفته بودکه رانندگی میکنی مراقب خودت باش دوستدارت همسرت دقیقاعصرکه سرکیف کارش رفتم ازهمون شمارع کارت فوتوکارت ملی وشناسنامه پیداکردم وسریع عکس گرفتم وبعدهرچی گفتم جواب ندادبازورفت بیرون میدونم چیزی باشه عقددائم نیس چون شناسنامشونگاه کردم ازاونورم مطمئنم پای کسی وسطع وصیغه هس باوکیل هم مشورت کردم میخوام هرچی زوددترجداشم بازگفتم ازشماراهکاری بگیرم پیشنهادی دارید؟

برامن خودشو کشته بود۳روزتوکمابود
ازاین بچه بدم اومده اینوسط حالم براحاملگیمم خوب نیس اصلا
نمیدونم بخدادیونه شدم
ای خدا چ گره ناجوری افتاده
اخه پیام عباسوبرام فرستادعباس داش التماس میکردانگارج نداده بود
ای خواهرشاید نقششونه
الان ب شوهرت پیام بده حالش بپرس ببین ری اکشن اش چیه
نه نمیتونم جواب نمیده میدونم توچشای من نگاه نمیکنه
میاد بگو توام باید بیای
نمیدونم
فاطمه حالا مخای ی دعا براش بگیر
مهشید دیگ زیادم خودشو سبک نکنه
خب میخوام ببینم هنوز به غلط کردن نیفتاده یاتصمیمش عوض نشده چقدرحرص دراراین شرایط
سراغ ندارم ملا
ب مادرش پیام دادم پسرت اینکاروکردهرکارکردیم نیومدی وسط حالش خوب نیس لاغرشده سیگارمیکشه بمن پیام داده بچه من چیزی بشه من میدونم وتو!خون تودلش کردی؟ من
بچه هامن تقصیرکارم؟
بخداک دوس دارم‌بمیرم هرجامیخوام به یه چیزی چنگ‌بزنم نمیشه
دیروز ک رفتم اسنادرسمی منتظربودم پیام بده گرفتی یانه ولی حتی سراغ اونم‌نگرفت
دوس دارم زنگ بزنم بگم بیابگوغلط کروم ببخشیدمیبخشمت ولی میدونم سرشو بالامیگیره میگ ن راهی نمونده حتی داره اب میشه میبینم دوس دارم‌زنگ بزنم ب دختره پیام بدم فوش بدم امادلم ورنمبداره خودموخورد کنم‌دلم‌میخوادرودرروکنم بیشترازابن کوچیک مبشم ننه باباشم که هیچ نمیدونم دیگ‌چیکار کنم
همش میگم کاشکی تازایمانم صبرمیکردم منک چیزی کم نداشتم نهایت یه بیرون میرف وچیزی بازاون شک منومیکشت دارم دغ میکنم
کسی نیس کجارفتین بیاین بالا
فاطمه من هستم
حالم خوب نیس
نکن خواهر
الهی فدات شم
منم تو بیمارستان هستم
دارم سکته میکنم
خدا نکنه سکته کنی، گناهکار باید سکته کنه
روزگارت رو گذروندم
درک میکنم
بچم حرف نمیزنم ک وابستش نشم
نگاه وسایلاش میکنم دغ میکنم
روزی ک لباس بچموتن عروسک کردم بغل کردم شب تنهاخوابیدم این بااون بوده
بیابگومنواروم کن
عمومم اینکاروکردزنش بخشید چندتاازدوستام چرامن نمیتونم ببخشم
عزیزدلم...قبلا برات گفته بودم
یادت رفته
چرا نمیادعذرخواهی کنه چرانمیفهمم میبینم اب شدنشو
الان می بخشی ولی بعداً پشیمون میشی
من۱دیقه قبلمویادم نمیاد
چقدر منی....
الانت چطوره
من پشیمونم الکی عمرم هدر شد
من جدا شدم نه سال قبل
ولی کاش صبر نمیکردم
چند سال زندگی کردم که اشتباه بود
حتی از نگهداری بچه هم پشیمونم
ولی هرقدر بگم فایده نداره، باید خودت تجربه کنی متاسفانه
الان یادم اومد
متاسفانه اینم برام‌مث روز روشنه
ولی اخه این اینجوری نبود نمیدونم چجورحالی کنم
اصلانمیتونم باورکنم سرهمین
تو این روزها دایم احساساتت تغییر می‌کنه حالا، طبیعیه
نمیدونم
فاطمه تو دلت ب طلاق نیس میدونم کاش راهی بود ک نیس ومن از طلاق متنفرم بخدا الان همسرم میگه ببخشید من چشمم ترسیده اما آریا هم هست
سمیرا تو که اصلا حرف طلاق رو نزن😐
ب مادرش بگو من پسر تو مخام دوسشم دارم اون نمخاد من ن سیکاریش ن لاغر بگو بخاطر ی زن دیگ اینکارو مکنه
اون زمان که اسم بچه رو می‌ذاشتی آریا، چندبار به دهنم اومد بگم نذار آریا، آریاها خیلی مظلوم میشن🥺
تورو خدا منم کمی باهام حرف بزنید بلکه ترسیدم نمیدونم بخدا آخرین جلسه ای دیگ برم‌تمومه
وا خل شدی تو دیوانه؟
الهی فدات شم قسمت بچه های من همینن
بچم بیدار شد
برو عزیزم
حرف الکی نزن، قسمت چیه
بخاطر دختر شوهرت میخوای طلاق بگیری 😐
تونستی بیا کمی راهنمایم کن بخدا کسیرو ندارم نمیدونم چ کنم
خیلی کودکانه است سمیرا
سمیرا این که ی بچه شش ساله، ده ساله، پونزده ساله حتی، پی پی کنه وسط خونه، تو باید این کارا رو بکنی؟؟؟؟؟؟؟؟
اوم بخدا شوهرم ازهمه نظر عالییییی من وجدانمو زیر پام نمیزارم اما دخترش اینو میکشونه سمت مادرش
پس شوهر من خیلی مرده، بچه منو همه جوره تحمل می‌کنه و رابطش از رابطه مادر فرزندی من هم صدبرابر بهتره
بخدا فک مکنی آزار روحی میشدم بخدا الان صدای یکی شبیه اون مشنوم تپش قلب میگیرم
این هنر میخواد.
سمیرا نکن
فقط در یک کلام
بچه ی تو میاد پیشتو می‌ره و بچه ی تویه ببین ی خش رو این میوفتاد منو پدرمو همه رو قوش میدادن
بخدا بچه خودت بزرگ میشه سمیرا
همین آقا آریا
ده برابر بدترش رو برات می‌کنه.
من مرده
تو زنده
بچه من ۴ماه زندگی کرد باهامون
میدونم اما میدونم دختر اونم نمخاد اینجا باشه اجبارش میکنن
با این شرایطی که تو میگی باورکن یکی یجوری دعاخورشکرده اصلا عجیبه بابا رفتارش🤔🤔🤔
میدونی همسر من یبار بخاطر دخترش رفتنت خواستگاری اون ترسیدم
خدا کمکم کنه چون هیچکی تو شرایطم نبود و نیست ولی میدونم فقط من تنها نیستم آریا هم هست
اونیکه بدباشه به مرور کم کم خودشو رو میکنه نه اینکه یهو اونم بااین سرعن ۱۸۰درجه عوض بشه😐😐😐
ن بابا همسر منم یهو عوض شد یک شبه
سمیرا جون اینو بخون عزیزم😘😘
خوندم عشقم خیلی ب پیامت فک کردم فرزانه مترسم بازم بره خواستگاری اون مترسم خیلی
خو اون پیش زمینه اشو داشته دیگه بهونه اش دخترش بوده ولی این هیچسش نبود یباره زمین تاآسمون فرق کرد
شوهر من بخاطر من رگ میزد جلو همه واستاد ی دفعه شد این حالا شاید میگن ی بچه ی دیگ اما خب در توان من نیست هر کسی ی توانی داره من اینهمه بدبختی آوارگی نکشیدم ک بیام بدبخت زندگی کنم
ن فرزانه اصلااا اصلااا از اون متنفر بود متنفر حتی ب ژنه گفت فقط بخاطر دخترم برگردیم دختره گفت دوسم داری گفت نع فقط بچه بعدم همسرم پشیمون شده بود از کارش خودش اومد بهم گفت
فدات بشم خانووومی بازم خودت ببین خودت اگه یه درصد حس میکنی بخاطر آریا نمیتونه ونمیخاد شرایطتو ببین باشرایط تو وتعهدمحضری قبول میکنه یه فرصت بده بهش اگه هم نه بره براهمیشه
بخدا خیلی چیزا رو نمگم از قضاوتا مترسم فقط میگم خدااااااا
اگ منو زندگیشو بخاد جلسه آخر نمیاد اگ هم نخاد میاد
درست حرفت درسته هرچی بگی حق داری خوب توزندگی تو اون زن ودخترش هردوشون یه زمینه محسوب میشن برا یه بهونه ولی زندگی فاطمه هیچ وهیچ وهیچ بهونه ای نبوده نه زن قبلی ونه بچه ی زن سابقی هیچی
فاطمه وسایلتو بفرس شهرستان خودتم برو پیش مادرت یکمدت بدون هیچ عکس العملی صبرکن
قربونت عزیزم گفتم بهش حتی خودشم قبول داره ک من روز اول گفتم نمتونم اگ دخترتو مخای نمتونی ازدواج نکنیم من ثانیه اول حتی خودم گفتم اگ‌میتونی بخاطر دخترت برگرد چون من نمتونم نگهداری کنم خستم مخام آرامش داشته باشم همه روطی کردم حتی مادربزرگش گفت من این بچه رو بتو نمیدم ی بار نگهش داشتم بعد مادربزرگش اومد فوش دادا گفت تو نومون گرفتی قبر پدرمو مرده زنده رو فوش داد نگفت تو غذاش نمیدی میزنیش
اره نگی بهتره تو اوما همه جور آدم با نظرات وعقاید مختلف هستن وهرکی بسته به شرایط وموقعیت وتجربه های مختلفشون نظر میدن ویکی از رو دلسوزی همراهته یکیم از روفضولی‌ وبراسوژه کردن نظرمیده
ماجرا تو سمیراخیلی عجیبه اگه میشد بچه مودب بشه چه اشکالی داشت توزندگیتون باشه فقط بدی اینه ک اون بچه تربیت نشده مادرش یاپدرش مسئولیت بایدقبول کنن ببین زنگ بزن مادرش بگو اگه مبخوای برگردی سرزندگیت ک من میرم خوصبخت باشی اگه نمیخوای دختربچه اس آواره اش نکن یک نفقه منطقی صحبت کنین ب مادرش بدیدنگه داره البته اینا بایدباهماهنگی همسرت باشه
اینایی ک میگی من هشت ماه پیش گفتمش مخاد منو عذاب و منم نمخام از اولم نخاستمش مهشید تو عقدم گفتم بیا عقد نکنیم من ناراحت نمیشم اگ‌میتونی بخاطر دخترت برگرد گفت نع
اره من خیلی اینجا دلم شکست خیلی واس اونم چندین مدت نبودم
ای بابا خب مادرش ازدواج کرده؟
نع
فدای سرت اوما فقط واسه سوال هاپزشکیه منم اشتباه کردم مسائل خانوادگی ام خیلی مطرح کردم ک باعث شد خبرکشی ها توزندگیم بشه ادم ها نامربوط سراززندگیم درآرن بعدازاونم بازمجدد اختلاف باهمسرم گفتم که بازقضاوت هانابجا شدم ک ب خداواگذارشون کردم
خونش کدوم سمته خب چرادخترش نمیخواد عجبا
ن ب یکی له له میزنه واس بچه اینهمه خرج میکنه نه ب این زنه ک دخترشو نمیخاد ...خدایا شکرت
بچه ها بریم تو سروش وویس بزاریم اینجوری سختتون نیست؟؟
اصلا ب هیچ‌وجه نمخاد حتی گفتم میزنمش فلان میکنم شوهرم گفت بگو گفت نمخام اصلا نمخام
خاک تو سرش مادر نیست .خواسی بگی پس چرا زاییدی ،،دور از جون بچه ها فرق زاییدن حیوون و مادر همینه اینکه مادر مسعولیت میپذیره بخود نیست بهشت زیر پای مادرانه...آبرو هر چی مادره برده ...دور از جون سگم میزاد بچشو ول نمیکنه
منم دلم گرفته
عروس خاله ی منم تو بیمارستان زایید و بچه رو ول کرد رفت
انقد غم انگیزه این بچه هه
به خاله م میگه مامان فک میکنه مادر واقعیشه الان ۲سال و نیمه ش😪😪😪😪
اصلا نیومد دنبالش ؟؟
خدا ب چ کسایی بچه میده بقران
شوهرش گف اگه بچه رو ببری دیگه نمیخامش مسئولیتش با خودته
چجوری دلش اومد .خب با خودش باشه چی میشه مگه
اونم چند بار تلفنی حالشو پرسید
ولی یک سال بعدش با یه پسر مجرد ازدواج کرد😐😐
نمیدونم گلم ولی بردارهاش معتاد بودن شاید تهدیدش کرده ن مثلا بچه تو بیاری پیش خودت میفروشیمش
من از دلش خبر نداشتم
ولی واقعا سخته کسایی ک تفاهم ندارن و بچه میارن اون بچه قربانی میشه😔😔😔
بچه چی میخورد ؟
اصلا وقتی شیر از سینه هاش میومد غصه نمیخورد🥺🥺
😔😔😔
هنوز که هنوزه با دیدن بچه هممون گریه میکنیم
باباشم که اصلا مسئولیتشو گردن نمیگیره
انگاری تخمشو یاکریم گذاشته😐😐😐😐
فقط این وسط بچه هه تلف شد
خاله م بهش شیرخشک میداد
😔😔😔😔
اره اینم هست .بخدا منم اینقد پشیمونم بچه دارم .خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی دلو جرات سقط نداشتم 😓من آراد رو توی نامزدی باردار شدم و کلیم مشکل داشتیم و داریم
وای خدااا
الان مجدد باردار شدی رابطتون بهتر شده؟
این بارم متوجه شدم حاملم بازم جرات نکردم نمیدونم چرا
چی بگم خواهرجان هر کسی خودشو عقاید
کسی نمیتونه برای بقیه تعیین تکلیف کنه یا بخواد نظرشو ب زور تحمیل کنه
خدایا خدایا خدایا تو رو به خدایی بودنت قسم میدم خودت به زندگی همه آرامش بده
خودت پناه بچه ها باش
مخصوصا بچه های طلاق😔😔
بهتر که نه ولی میگذرونم
هی
الان خواهرشوهرکوچیکم زنگ زد
مادرشوهرمم زنگ زدبشینین سرجاتون اون اینکاروکرد توام رفتی بایکی😳😂راستش بکم دلم خنک شدحالانمیدونم چجوربهش حالی کردن منم گفتم خجالت بکش دهنتواب بکش منونمیشناسی
خواهرشوهرمم پیام داده اینقدماروتوسرعباس نزن انگاربهش زنگ زدن عباسم گفته ک این ب شماحرف میزنه منم گفتم اصلاوابدا
همه چیوب خواهرش گفتم ازانورب عباسم پیام میداد
عباس گفته بی ادبه احترام نمیذاره چای جلوم نمیذارع من بخدامجبوربودم منم گفتم بهانه اس ودیگه جواب ندادم
گفتم من دیگ نمیخوام پشیمونی نمیبینم الانم گریه هاموکردم وکاراموکردم بسه
براامشب برامن کافیه دیگه
چقدر خوبه که خودش رو دایم داره بهت نشون میده. نمی‌دونم چرا باید فکر کنی این زندگی‌موندن داره
والا اگه تو این زندگی بمونی توهین به شعور خودته
شوهرت کلا ذاتش بده
ذات بد هم نیکو نگردد چون که بنیادش بد است...
ینی چی
😑😑
دقیقاغرورم عقلم همه چی همینومیگه بخوامم نمیتونم خانوادم نمیذارن البته خودشم نمیخوادمنم راهمومیرم امیدوارم که بشه نهایت۱سال گریه وسختیوایناس بعدش زندگیم بهترمیشه یعنی نشه ام بدترازاین نمیشه
گفتم بابا گفتم مادر نیستی فلانی فلانی گفت بتو چ تو فعلا گوی بچم بشور
الهی ک بمیره خاکبرسرش چطور متوجه بندازه من از غم دوری بچم بخدا تمام دندونام ازبس هیچی نمخورم از ریشه سیاه شده

فاطمه یک بار درست حسابی گریتو بگن ناراحتتیتو بگن از روز بعد خیلی قوی بلند شو اگ شادم نیستی خودتو شاد جلوه بده
همه سعیمومیکنم بازدم غروب دلم میگیره انگارهنوز باورنکردم از۲۶ام شهریوره مطمئن شدم بادختره حرف زدم هنوز۱۲روزایناس
هنوز تو شوکی سخته که باورت بشه کسی که تمام وجودت بوده یهو همه چی خراب بشه حتی فکر کردنش سخته چه برسه به اینکه تو داری با بارداریت میگذرونی این روزا رو ان شاالله زودی این روزا تموم بشه یه روزی بیاد به این روزات بخندی
هر چقدر به بدیاش فکرکنی بهتر میتونی ازذهنت پاکش کنی
میفهممت فاطمه جان وقتی نمخادتت نمیتونی ب زور بمونی
خداوند ازش نگذره انشاالله به حق بزرگیش داغ بیوفته به دلش تا ابد
فاطمه خوبی
سلام چیکار کردی فاطمه چخبر
جواب میدی
نمیده
حتما درگیره
شاید.خداکنه حالش خوب باشه🥺من همش غصه شو میخورم
هییییی
سلام فاطمه کجایی
بچه هاسلام
من تازه نت پیداکردم گوشیم بالانمیومد ازمشهدکه نامه اصالت یندازدواجموگرفتم اومدم گلبهار
بعداومدم خونم ازم نامه روخواست دیروزمنم دادم دیگه بقیش بااونه
یکمم حرف زدم که زودکاراشوکن من باید بارموببرم گف باشه بروخونه مادرت منم گفتم تااینجاش بتومربوطه که ازخونت درشم دیگه ببعدش بتومربوط نیس گف تااسمت توشناسنامه منه بمن مربوطه منم گفتم الکی غیرتی بازی درنیار ک غیرت داشتی بازن حامله اینکارونمیکردی
دیگه هیچ منتظرم بقیش بااونه یکم غروبابرام دلگیره که سعی میکنم ازخونه درشم همین
دیروزم اومدم عاقارفته رخت ولباس نوگرفته نمیدونم ازکجابعدخونه ویخچال کویرلوت من میخرم اون مرگ میکنه😒۲روزم بابزرگترام حرف زدم حال روحیم بهتره یکم راهموپیداکردم انگارهرچنداونامیخوان وصل کنن من نمیخوام امابازم
ایشالا که خدا مشکلاتتو حل کنه
انشالله هستی
آره کجایی الان
فاطمه شوهر من گیر داده بچه رو سقط کنیم خرج مون زیاده نمیرسونیم!!من خیلی ناراحتم دو روزه هیچی نخوردم
چی
تو چی گفتی
میگه گرونیه از پس دوتا بچه برنمیایم😔😔
من قبول نکردم از گناهش میترسم😓گفتم مبخاسی حواستو جمع کنی ،میگفت حالا از دستمون در رفته ...من خیلی ناراحت شدم میترسم کفر نعمت باشه
الان ده بارداری هستی مگ‌میتونی بندازی سخته
وای نکنی این کارو خدا خودش داده خودش روزیشو میده الان سقط سخته برات بلایی سر خودت میاد خدارو خشم میاد دخترعموی مادرم بزور سقط کرد بیهوش شد تا مرز مرگ رفت واومد
تا الان یادش نبود بس مامانش رفت تو مخش
هی گفت بدهی دارید از کجا میخاید بیارید
بهش گفتم تو همین اوما خیلیا هستن که منتظر معجزه ان 🙏
ولی ب خرجش نمیره میگه استغاره گرفتم بد اومده برای نگهداشتن.. گفتم اون استخاره بدرد نمیخوره ک حرام خدارو حلال کنه
خ خودم
توهواگرد چی پخش کردن مرداهمه دیوونه شدن
عباسم هست؟
گرد کصخولی
اره خدالعنتش کنخ
😑😂
تو توی اتاق لنگ هاتو هوا کن اصلا محلش نده .
نمیاد سمتت برا رابطه؟؟
مخاس بگی تازه یادت اومد
اینجور ک این میگن عباس اصلا حس ندارم
نه چون میدونه رونمیدم😂
تو ب عباس حس نداری سمیرا 😂😂
😂😂😂
خیانت زیاد شده تو زنا هم زیاده
شوهرم ماه پیش میگفت ی پرونده هست ی مرده تو ماشینش کامل سوخته بود دگ پلیس فهمید کار زنشه با ی مرده دوست شده شوهرشو بردن ی شهر دگ تو ماشینش اتیشش زدن بعد فرار کردن
مرده رو تو ماشینش اتیش زدن؟😰😰😰
😨😨😨😧
👀👀👀
کاشکی منم خیانت یادداشتم جبران کنمدل
دلم اصلابرنمیداره حتی الان ک ازش متنفرم به کسی فکر کنم
خیانت کنی توهم میشی مثل اون
باز الان میگی من کاری نکردم
😰😰😰😰😰
بخاطر ی لحظه هوس جون ی ادمو ب راحتی میگیرن
خوب کاری کرده البته اگه خودش تنهایی اینکارو میکرد بهتر بود ن اینکه با کسی رفیق بشه ...مردهارو زنده زنده باید سوزوند...😑😂
وای خدا مخاس بگم حس ندارع اصلا
خخخ