Ooma
پرسش (1400/11/27):

سلااام مامانا بیدارید ،بیاید اینجا دلم گرفتهه 😥😥😥

سلام به همگی خوبین خیلی دلم گرفتهه امروز شرایط روحیم خوب نبود سر بچه م یه چندباری داد زدم حوصله شو نداشتم ،شبی مادرشوهرم اینا اومدن خونمون بچه م دوست نداشت خیلی بیاد سمت من ،من مامان بدی هستمممم 😥😥

منم روی این مسئله حساسم که بچم وقتی مادر شوهرم هستش
پیشم نباشه😅
خیلی کنترل کن خودتو عزیزم که سر بچه داد نزنی همین باعث میشه دنبال محبت و آرامش بگرده پیش یکی دیگه مثلا مادر شوهرت که میاد خونه
هیچ مامانی بد نیست❤
سلام عزیزم
حساس نباشه بچه ها همینن تو جمع سمت مامانسون نمیان
منم پسرم اینجوریه فقط وقتایی که شیر بخواد میاد
من حساس شدم چون مادر شوهرم روزای اول که پیشم بود
چندبار سینه خودشو گذاشت دهن بچم که مثلا آرومش کنه
در صورتی که خودم‌‌ سینه داشتم.شیر هم داشتم فقط چون بلد نبودم سریع اینکار زشتو میکرد
واسه همین می ترسیدم وابسته ش بشه
منم تمام تلاشم رو کردم که دیگه این کارو نکنه
چه کار بدی کردههه ،این چه کاریهه فقط مامان بچه باید شیر بدهه نه بقیههه
چه کار بدی
من ناراحت نشدمم که بغلشون میرفت ،اخه اصلا به من توجه نمیکرد یا سمتم نمیومدمم دفعات قبلی بغلشون بود ولی حواسش به منم بود
خیلی ناراحتمم بخاطر شرایطمم اصلا رفتارام دست خودم نیست 😖😖
شیر نداره که ۵۰ سالشه‌بچه کوچیک هم نداره بچه آخریش ۲۳ سالشه
میدونم شیر ندارهه ولی کارش کلاا اشتباهه من خودم به شخصه دوست ندارمن
شوهرم سه سال بیکار ،کار گیرش نمیاد بخاطر تحصیلات سابقه کارش سر همه کاری نمیرهه ،تو شهر غریبم هستم خانواده م پیشم نیستم ،رفت امدها هم کم شدههه ،اوضاع پولیمونم خیلی خوب نیست که بتونم راحت خرج کنمم ،از شرایط عصبیمم ،گوشی شوهرمم یک سال سوخته هر دومون یه گوشی داریممم
آره اشکال نداره بره بغلشون چون اون لحظه داد زدی حساس شدی خودتو سرزنش نکن عزیزم تلاش‌کن تکرار نشه هرچند شاید واسه خیلی هامون پیش بیاد اما بخاطر ا بچمون باید تلاش کنیم💕
خیلیی ناراحتمم اصلا رفتارام دست خودم نیست شوهرم همه ش تو خونه ست راحت نیستم یک ساعت تنها با مامانم حرف بزنممم
😔😔😔
اخی ناراحت شدم
امیدوارم هرچی زودتر شرایط زندگیت اونی بشه که مبخوای🌸🌸
منم خیلی ناراحت میشدم.
حتی سری آخر هم سه هفته پیش داشت این کارو میکرد که من بچه رو ازش گرفتم.
چون یه خرید کوچولو داشتم میگفت بده من تو برو.
منم گفتم بچم خیلی مهم تره تا خریدم.دیدم دزدکی داشت بهش سینه میداد بچه رو گرفتم
بعضی وقتا‌واقعا لازم با یکی درد و دل کرد اونم مادر😍
بهش پیام بده با پیام‌میتونی حرف بزنی
دیگه ناامیدمم ،چیزی درست نمیشههه
عجب ادمیه
اینسری که اینکارو کرد بهش بگو که نکنه مثلا بگو بچه میک میزنه شما که شیر ندارین یه ترشحاتی ممکنه از سینتون خارج شه واسه بچه خوب نیست
خب چه کاریههه ،یعنی چی !!!
نباش ایشالله درست میشه
وای منم امروز سر دخترم داد زدم بعد باباش شروع کرد به داد زدن به من خیلز ناراحتم همش دارم اشک می ریزم
دارم افسردگی میگیرممم ،خیلی کلافه عصبیمم ،اصلا حوصله شوهرمو ندارممم ، حوصله یچه مو ندارممم 😔😔
اخیی ،منم ناراحتمم خیلی سرش داد زدمم ،دیگه دوست نداشت بیاد سمتمم
ایشالااا
بدترین کار همین ناامیدی ...
تازه اول راهی گلم هوا بچتو داشته باش خدا بزرگه
دخترم یادش میره ولی باباش ول کن نیست همش میگه من مادر بدی ام من چون حامله ام نمی تونم زیاد دخترم رو بغل کنم سنگینه اذیت میشم
تا الان که نگفتم چیزی فقط تا تونستم بچه رو تنها نذاشتم دیگه باهاش ولی با شوهرم گفتم که بدم میاد شوهرم ناراحت شد ازم 😩
ولی فکر کنم یجورایی به مادرش رسونده این هفته چیزی ندیدم ازش
باهاش بازی کن شعر بخون قصه بگو نقاشی بکش یادش میره
بعضی وقتا به جنون میرسم از کلافگی پشیمون میشمم از ازدواجمو از همه چی ،فک میکنم خیلی عجله کردمم برا ازدواجمم که الان اینقدر سختی میکشم
آفرین آره خیلی خوبه این روش
مرسی عزیزمم فردا جبران میکنمم ،خودم خیلی عذاب وجدان دارمم
مگه چند سالته
البته باور کن همه همین مسائل رو دارن تو زندگی فقط باید قوی باشیم که آسون بگذره
۳۱ سالمههه
خواهش می کنم
منم به ازدواجم شک کردم ولی اینطوری نیست
پروفایلت رو بخون چی نوشتی😍
فردا جبران کن و تلاش کن برای یه زندگی شاد و قشنگ واسه دختر نازت😍
دیگه هم به خودت نگو مادر بد اینا همه امواج منفی میشه ک روحیه ات خراب میشه
همه ما اینجوریم شمام می من پشیمونی از ازدواج و‌من همیشه میگم پشیمونم
مرسی عزیزمم از دلگرمیت 😍😍😘😘
منو شوهرم با هم دوست بودیم خانواده م راضی نبودن شوهرم پشتیبان مالی نداشت ،کارشم مطمئن نبود ،راهم دور بود خودمم سختیاشو به جون خریدمم الان بعد سه سال که بیکار کم اوردمم
تو چرا پشیمونی
چی بگم والاا..
بیکاری سخته تو این اوضاع
...یکم با شوهرت حرف بزن هرکاری شده بره
کار که عار نیست هرچی که شده بره
دقیقا ماهم دوست اما با این فرق من کل زندگیمو‌دادم خونه وسایل همه چی همش میگم این فقط با خودش دوتا لباس آورد من چقد خرم چفد بی توقعم هرچی ک اون گفت شد البته بگم من شوهرم خوبه بد نیس اما مث سگ پشیمونم
نمیرهه چیکارش کنمم ،میگه من کارگری نمیرممم
5سال تنهایی زندگی مردم اختیارم دست خودم بوده الا این اومده خیلی سختمه مخاستم جداشم حامله بودم از دستی حامله کرد چون میدونس من میرم حالا باید یکککک عمر بسوزمو بسازم
منم شوهرمم خوبه ولی از شرایط خسته ممم ،زندگیی سخته خیلیی
چی بگم عزیزم راه حل‌بد نمیخوام بدم....
امیدوارم شرایطت درست بشه گلم ولی هر جور خودت صلاح میدونی راضیش کن بره سرکار
بیکاری عواقب بدی داره برای مرد و زن
بگو بذو از هرکجا خذح منو میاری بیار کارگری نرو
شبتون بخیر خانومای گل❤❤
بره گوشه ی سرخر اضافه کردم براخودم
میگه یا باید قناعت کنی تا کار گیرم بیاد یا بریم طبقه پایین خونه مامانم که اصلا محله محیطشو دوست ندارمم
بگو بی پدر خونتون داشتی وسابل داشتی مرگ‌مهای درد مخای چرا شوهر کردی
مرداا کلا رو مخن ...همه چیشون
دور از جون تو من ادم خر میشهه من اینقدر مامانم التماسمو میکرد میگفتمم نه فقط این ،بابام گریه میکرد میگفت دور
بگو من نیومدم خونت زندگی کنم تو منو ببری خونه نننت من اومدم ک‌مستقل شم و همسرم بهترین زندگی رو فراهم کنه
واسه همین افسرده شدمم عیدم دوست ندارمم برم شهرم سر بزنمم ،شرایطمون خوب نیست
من هیچکی دخالت نکرد من تنها زندگی مکردم اما خیلیا گفتن نکن تو آزاد بودی نمتونی گفتم نع مهام تشکیل خانواده بدم الان ب گو‌خوردم افتادم
اشتباه کردی مجردی خیلی بهتر مخصوصا تو که آزادم بودی
هیییییی چقد بده من خیلی پشیمونم خیلی
اشتباه نکردم خواهر گو خوردم زرررر زدم خانواده مخام‌چیکار
الان اصلا گیر دادنش همه چیش برام عجیبه
منمم بیشتر مواقع پشیمون میشمم خودمو مقاسه میکنم با دوستام فامیل ،من از همشون بالاتر بودمم الان پایین ترمممچرا چون عاشق شدممم
این قلبمو دوس دارم در بیارم تیکه تیکه کنم عاشق شد
عزیزمم دخترم بیدار شده من برم شبتون خوش
هی خدا
برو عزیز شبت عالی
😔😔
شبت آروم گلم

سوالات مشابه