من خونه بابامم باور کن بیاد بره خونه ام یادش نمیاد باید ی خبر بده
ساعت 12 گفت رب ساعت دیگه کارم تمومه میام
خب توام ولش کنننن وقتی بیخیاله
وییی اون دیوونه اس من چطور بیخیال باشم
کاش یکی باش برفت حداقل ب اون زنگ میزدی
نترس چیزیش نمیشه کاش خودت برفتی باش
من زیر دلم و کمرم انگار تیر میزدن نتونستم برم
دختر تازه یا پسر خاهرم توپ بازی کردم انگار یهو قلبم زیر شکمم میزد هی میزد میز باز وایمیستاد دوباره میزد 😂😂😂
گفتم ماما من از علائمم انگار 9 ماهه حامله ام
ایقد دلم بچه میخا رد دادم