Ooma
کاربر گرامی خوش آمدید.  ورود|عضویت
پرسش (1399/05/12):

خبر بارداری به خانواده ها

سلام
شما خبر بارداریتون رو کی به خانواده خودتون و همسر تون دادین ؟
من چون مراقبت خانواده م لازم دارم هفته ۸ به مامانم گفتم اما خانواده همسرم که قرار نیست ازم مراقبت کنن فقط معذبم جلوی پدرشوهرم نمیخوام تا غربالگری بهشون بگم اما همسرم توقع داره پدرش بدونه! 😔
ایرادی داره آدم از غربالگری که خیالش راحت شد خبر بده ؟ خواسته م غیرمنطقیه بنظرتون ؟😔

من اصلا ازمایش نداده گفتم
شوهرم تک پسره انتظار میکشیدن
مادر شوهرم هر روز برام غذا میاره
مامانمم کمکمه
اگر انتظار بچتو میکشن و دوست دارن زودتر صاحب بچه بشین خب بهشون بگین اونا هم حق دارن بفهمن
من مشکلی ندارم به مادرشوهرم بگم
آره انتظار میکشن اما اخلاق پدرشوهرن طکریه در حالت عادی معذبم میرم پیشش به همه چی گیر میده ! چه برسه بدونه باردار هم هستم دلم نمیخواد تا غربالگری بگم که هی بخواد پیگیری کنه 😔
بگو و کمتر برو خونشون
منم شوهرم قبل غربالگری گفت
ولی خووم اصلا نمیخواسم کسی حتی مادرم اینا بفهمن
در هر صورت نگران نباش اینا میگذره تموم میشه
همه عالم دیگه میفهمن😅
همه عالم هم اظهار نظر میکنن اونوقت:/
منم میخواستم بذارم واسه بعد از غربالگری
اما از بس فکوفامیل خواب بچه دیدن هی چسبوندن به ما
نگفته خودش بربدنو دوختن و حدس زدن
خداروشکر که واقعی بود و شایعه پیش نیومد
وای من چقدر حرص میخورم وقتی هی میگن خواب دیدم!
من بی بی چکم مثبت به مامان خودم مادرشوهرمم گفتم جواب بتا که اومد به همه گفتممم😁
ببین هر وقت بگی از این حرفا هست
باید اهمیت ندی
آره واقعا
مخصوصاً به دختر یا پسریش😑
خب دور از جون اگه تو غربالگری نیاز به آزمایش بیشتر باشه یا بلخره سختی تو سه ماه اول تا بچه جاش سفت بشه پیش بیاد آدم سخت تره براش هی توضیح بده تا اینکه بذاره اینا بگذره بعد بگه ...
آره
من همین که بی بیم مثبت شد زنگ زدم مامانم, شوهرم همین که فهمید زنگ زد مامانش😂
همینجوریش پدرشوهرم چند بار گفته قبلا زن ها بچه میزاییدن الان انقد لوس شدن مرد ها هم با زن هاشون میزان
وای که چقد از این حرفش چندشم میشه حالا بدونه منم بخوام بگم نمیخورم حالم بده فلانه واقعا حوصله شو ندارم
من اول ب مامانم گفتم مامانم ب همه 😂
چون مرده, درکشو نداره
مامانشم اون موقع درست حسابی تفهیمش نکرده
اگه اخلاقش اینه هرموقع بگی همینه, چه الان چه بعد گه خودش فهمید
منم به فامیل همسرم و خودم نگفتم گذاشتم جواب غربالگری بیاد بعد گفتیم
فقط خانواده مشترکمون که حدس زدن و فهمیدن
میگفتم به کسی نگید تا جواب آزمایش
دخترخاله پسر خاله ایم😁
افرین😂😂 برا منم زحمت خبردار کردن بقیه رو مامانا کشیدن😂
آره راست میگی
ای بابا
انقد خون به دلم شده سر این خبر که همه به خوشی میدن
کوفتم شد من
سلام فائزه
خوبی☺️

بيچاره مامانم آخرین نفر فهمید از بین فامیلش
سونو تشکیل قلب رفتی؟
بیخیال
حرف همیشه هست
ان شاالله بچه ت سالم بیاد بغلت , از الانم به چیزا منفی فکر نکن
اگه شوهرت ذوق داره ک بگه بزا بگه
آره خداروشکر تشکیل شده بود
من هنوز هیچکی نمیدونه بعد از سونو قلب میگیم ب خانواده ها دیگه بقیه هم یجوری میفهمن🤔
😍❤️
شوهرم حرفی نداشت بعد غربالگری بگیم
ولی گفتم من مراقبت مامانم نیاز دارم بهشون گفتم میگه پس اینور میدونن بابامم باید بدونه !
ما بعد غربالگری ها خبردادیم ب همه، ولی من یواشکی ب مامانم گفته بودم😈
منم باید دفعه بعد همین کار کنم ! یواشکی بگم به خانواده م که دیگه این حرف نزنه !
نه بابا خانواده شوهرم و خودم کسی اظهار نظر نکرد اصن دخالت نمیکنن
نباید خب رو بدی یا زیاد رفت و امد کنی
من ک همون اول هم ب خانواده خودم گفتم هم ب ودر شوهر مادرشوهرم چون دوس داشتم واسمون دعا کنن ک همه چی ب خیر و خوشی بگذرع چون ب شدت ب دعای پدر و‌ مادر اعتقاد دارم
به همسرت بگو الان بارداریا سخت شده
بذار جای بچه سفت و محکم بشه
بعد خبرشو بدیم
من بی بیم مثبت شد به مامانم گفتم باهم رفتیم آز شبشم بابامو سوپرایز کردیم چون اولین نوه اش بود طاقت نیاوردیم از سرکار اومد گفتیم ، فردای همون روزم چون تولد خواهرشوهرم بود یه کیک گرفتیم و روش نوشتیم عمه جون تولدت مبارک ، اوناام اینجوری فهمیدن همشون ، چون اوناام اولین نوه پسریشون بود
اره منم
البته پدر مادر شوهرمم خیلی خوبن خداروشکر
درک نمیکنه متاسفانه
میگه چرا خانواده تو بدونن خانواده من نه
نمیگه که من برای مراقبت همه ش اونجام ولی باباش برا من یه لیوان هم جابجا نمیکنه که لازم باشه بهش بگم که
به نظر من بارداری چیز خجالت داری نیست که بخاطرش بخوای خجالت بکشی ونگی ، تازشم شما خودت الان تو شرایط بارداری هستی اگه از هرچی ناراحت شدی و اذیتت کرد بدون رو دروایسی بگو که تو دلت ناراحتی و استرس وارد نشه
خب از پدرشوهرا ک نباید توقعی داشت
زیاد سخت نگیر
عزیزم اوناام حقشونه که بدونن زیاد سخت نگیر بخاطرش اعصاب خودتو خورد نکن
منم الان مادرم و پدرم مراقبمن اما خوب خانواده شوهرمم میدونن ، الان چون باردارم و شرایط کرونا هست کمترم خونه مادرشوهرم اینا میرم چون اونا پسرشون و دامادشون رفت و آمادشون زیاده پیش هرکسی ام میرن من ریسک نمیکنم که برم خدایی نکرده با این وضعم مریض شم
شکر خدا
حالا چه اصراری داره که باباش حتما باید بفهمه ، حالا شوهر من میگفتم من خجالت میکشم بابام بفهمه
آخی
حالا فکرتو درگیرش نکن خیلی
بگین تا خیال همسرتم راحت بشه، فقط هم به فامیل درجه یک بگین و بگو تا نتايج آزمایش ها بکسی نگن.
اما خودتو برای هر شرایطی آماده کن حرف و حدیث همیشه هست خیلی حساسیت نشون نده و بی تفاوت از کنارشون بگذر
و سعی کن از بارداریت لذت ببری
رفتو آمد رو کمتر کن تا جای امکان
حوصله حرف هاشو نگاه هاشو و چونه زدن هاشو ندارم
هفته ای یک بار میریم دیگه کمتر که نمیشه 😔
باباش رو صاحب حق میدونه
از الان غصه م بچه دنیا بیاد صاحب بچه ندونه !
دیگه چاره ای ندارم جز اینکه بگم 😔
انقد حرص خوردم سر این چیز مسخره الان همه ش نگرانم بچه م طوریش نشده باشه 😔
عزیزم هیچکس نمیتونه برای بچه تو صاحب شه جز خودت ، از اولم جوری رفتار کن که فک نکن چه خبره
فک کنم شوهر توام از اوناست که به خانوادش خیلی رو میده ، عین شوهرمن 😏
بچه ت نوه اوله؟
منم همین و میگم هیچ چیزی ارزش نداره بخاطرش تو دلیتو اذیت کنی بیخیال باش
من الان برای اعلام خبرش اختیار ندارم سر دونستن باباش ناراحت شده دیگه چه برسه دنیا بیاد باباش چیزی بگه من بگم نه و این طور برخورد کنم
انقدر پرتوقع هم هست پدرش اصلا حساس شدم بهش دیگه
به خدا مادرشوهرم ماهه
اصلا خودم دلم میخواد زودتر بگم بهش ولی پدرش اصلا رفتاراش درست نیست اینطور که ازش دفاع میکنه یا حقش میدونه واقعا حرص میخورم چون خود پدرشوهرم حقی برا کسی قائل نیست آسمون دهن وا کرده این افتاده پایین همه باید بگم چشم !
آره متاسفانه:(
خب پس از الان خودمو محکم بگیر
بچه تا وقتی که نوزاده به هیچ کس به غیرتو نیاز نداره و هیچکسم به غیر تو نمیتونه مراقبش باشه و بهش برسه و شیرش بده ، بعدشم که بزرگ میشه به خودت وابسته میشه بعدشم ، که بزرگ شد دیدی دارن تو تربیتت دخالت میکنن رک و تو روی خودشون نه پسرشون بگو تربیت بچمو بسپارید دست خودمو دخالت نکنید ، شوهرت اونجا دیگه هیچکاری نمیتونه بکنه
راست میگی 😔
ممنونم
شایدم اصن بخاطر بارداریمه که حساس تر شدم و انقدر دارم حرص میخورم اذیت میشم
دعا کنید بچه م سالم باشه 🙇
اگه همسرم بذاره ...
خوبه حالا پدر شوهرت از ابنایی باشه که بگه من حتما پسر میخام😶مث فیلم ستایش😐😂
حالا گفتنو بزا بگه, چیزی نمیشه
نزار حس کنه به خونواده خودت بیشتر بها میدی
ولی تو رفتارت و حرف زدن باهاشون خودتو محکم بگیر
مثلا چی میخواد بگه
مادر شوهر من هر وقت منو میبینه یه چی میگه
وای چرا شکمت کوچولو شده
یا چرا اینو نمیخوری این کارو نمیکنی
اینجور باش
چرا یه چشمت کوچیکتر شده بنظرم
آخ آخ داره بهت لک میزنه
و....
سعی میکنم جلوش کمتر آفتابی بشم🙄
واقعا حرفاش رو مخه و گاها اشتباه
سعی میکنم بی تفاوت باشم کلا نسبت بهش
با شوهرت کل کل نکن
جلو خود پدرشوهرت محکم باش
بخدا اینجوری ک رایحه از پدرشوهرش میگه منم تو ذهنم یه حشمت فرذوس ساختم ازش😂😂😂
حرص نخور عزیزم
ارزششو نداره
مراقب خودت و تو دلیت باش
من اصلا رو ندارم که همچین حرفی بزنم 😓
والا اینا خانواده شون نوزاد بدون تشک و هیچی هی بغل به بغل میکنن اونو کجای دلم بذارم 😭
اونم تو این کرونایی اگه تا اونموقع باشه
فک نکنم
اگه ببینم براش فرق میکنه که دیگه واقعا براش سرسنگین میشم!
من خودم اولین بچمه ، اما از الان جوری محکم وایسادم که کسی نتونه حرف بزنه ، من همون روز اول خواهرشوهرم گفت به دنیا بیاد خودم اینکارش و میکنم خودم اون کارشو میکنم ، منم پیش همشون برگشتم گفتم دایعه مهربان تر از مادر برای بچم نمیخوام من خودم بلدم بچمو تربیت کنم و بهش رسیدگی کنم دیگه هیچی نگفتن
حاضرم مادرشوهرم این حرفها بزنه ولی پدرشوهرم نه 😖
عزیزم رک بگو نکنید اون بچه تو اختیار دارشی در ضمن بچه فقط مال پسر اونا نیست که
حالا به این جاهاش فکر نکن, تا اونموقع کرونا میره ان شاالله
بمون خونه خودت , اومدن خونه ت بچه رو بزار تو قنداق فرنگی بده بهشون
یا یه پتو بپیچ دور بچه بده دستشون
ولی از الان به این چیزا فکر نکن
معلومه بخاطر بارداری حساس شدی عزیزم
عی اینقد بدم میاد منم خواهرشوهرم ۱۲ ۱۳ سالشه میگه بچتون دنیا بیاد همش خونتونم
اینقد خوشم نمیاد ایششششش😑😜
اینقد حرص نخور از الان
تا ۹ ماه که نابود میشی هی این فکرا بکنی
یه چیزی تو همون مایه ها 😐
با یه تفاوت هایی که اگه حشمت فردوس بود راحت تر بودم باور کن
از اول که به شوهرم بله گفتم چون دیدم مثل باباش نیست قبول کردم
اما الان هروقت از باباش دفاع میکنه همه ش میترسم مثل باباش بشه 😠
چشم
واقعا ممنونم نمیدوستم کجا برم درددل کنم که هم نشناسن که غیبت نشه و تو زندگیم تاثیر نذاره تغییر رفتار ها و هم درک کنن
خدا خیر بده اوما رو 😥
منم دختر زبون درازی نیستم ۲۲ سالمه ۱۸ سالم بود که نامزد کردم هر۰ی بلا سرم اوردن و حرف بهم زدن لال بودم میترسیدم جواب بدم اما الان انقد سختی کشیدم دوست ندارم آینده ام سر بچم حرص بخورم ، یه درس هز زندگی گرفتم باید در مقابل آدمای پرو پرو تر باشی تا اعصاب راحت داشته باشی من میریختم تو خودم اما الان اصلا جلو هرچی که قراره ناراحتن کنه رو میگیرم
ایشالا که از پسشون بر میای
و نی نی نازتو سالم بغل میگیری😍
سلام عزیزم این دوران خیلی کوتاهه وسریع تموم میشه سعی کن بهت خوش بگذره و زیاد‌ به حاشیه ها و حرفا توجه نکن ، من خودم برای بارداریم دلم تنگ شده
خواهش میکنم
آره واقعا اوما جای خوبیه👍
اون بچه اول و آخر مال تو و پیش تو ، به قول خودت هفته ای یه بار میخوان ببینش بیخیال باش ،
آخه یه وقتا محبته آدم سختش نمیاد
مادر شوهر خواهر شوهرم ماه َن به خدا اصلا مشکل ندارم باهاشون تمام حساسیت هام رو که میدونن رعایت میکنن
اما باباش چون توقع داره من زورم میاد
تازه هزار و یه بهنوه ام میتونی بیاری که اونجا زیاد نری چون بچه نوزاد داری
خدا کنه
آره احتمالا
چی بگم دست خودم نیست
ولی الان حرف زدم آروم ترم 🙇
شوهرت هیچی نمیگه جوابشون رو میدی ؟
ان شاالله 🙇
سلام
چشم
آره بعدش که بگذره آدم میگه چه زود گذشت ولی وقتی هنوز اولاشه آدم خیلی دیر روزا جلو میره
😥❤
دیگه بعد چله بچه که نمیتونم بهانه بیارم باز شوهرم بگه مامانت اینا هرروز بچه رو ببینن بابای من نیینه 😑
وای اصن فک کنم به اون روزا که همو نیومده نباید فک کنم از الان 😥
یه بار بهش گفتم چرا پشتم در نمیایی ، بهم گفت بهت حرف میزنن وگه اورزه داشتی جوابشون و بده اگه نه به منم نگو به من رابطه تو با خانوادم ربط نداره ، بعضی موقع ها میگه چرا اینجوری گفتی منم میگم راست گفتم اگه غیر منطقیه ثابت کن ، خودشم چیزی نمیگه دیگه چون یه دختر بچه بودم خیلی عذاب کشیدم من ، تو این چهار پنج سال که ازدواج کردم کلی درد اومد سراغم با توجه با سن کمم در اخرم نتیجه گرفت خونه مونو از اونا دور کرد الان اومدم نزدیک خونه مادرم قبلا طبقه پایین مادرشوهرم زندگی میکردم شوهرم که یکم سنش بیشتر شد درکشم بیشتر شد خداروشکر
حالا من خواهرشوهرم تازه بچه دار شده ، خیلی راحت میتونم سو استفاده کنم ، مثلا بگم اونقدی که خواهرت خونه مادرته مگه خونه مادرشوهرش هست منم عین خواهرت ، هرچی که برای خود میپسندی برای دیگرانم بپسند به همین راحتی
الهی
خب خداروشکر
دعا کن شوهر منم بیشتر درک کنه مثل باباش نشه که اگه بشه یه روزم نمیتونم تحملش کنم !
الان بهش میگم درکم کن میگه تو چرا منو درک نمیکنی ؟ من واقعا نمیفهمم الان چیشو باید درک کنم که نمیکنم والا 😐
وای عزیزم بذار بگه این چیزا برات مهم نباشه بابا فکر اون بچه باش من خودم موقعی ک فهمیدم باردارم ب مامانم اینا گفتم چون حقشونه شوهرمم ک گفت بگم گفتم دوست داری بگو اونام بلاخره حقشونه
چ خوب بازم خداروشکر
عززرم مردا همینن همشون خود خواهن و حرف تو کلاشون نمیره فقط باید بدونی چیکار کنی و قلق شوهرتو دست بگیری
ایشاالله که شوهر شماام درکش بالا میره
الان که بخاطر خواسته م اون به من میگه خودخواه ..
قلقش دارم تقریبا همدیگه رو خیلی دوست داریم خیلی ولی خب اینجور موقع ها حرف باباش باشه اصن درک نمیکنه و از من توقع درک چیزی رو داره که منم واقعا نمیفهمم چیه
اینه که دعوامون میشه :/
تو بارداری باید ذهنت اروم باشه ب خاطر همچین چیزایی خودتو اذیت نکن
انقد دلم میخواست اینو میفهمید
با خودم میگم یعنی سلامت من و بچه ش اندازه خبردار شدن باباش براش مهم نیست که اینجوری میکنه😔
منم عین توام عزیزم حتی همین الان ، خیلی عاشق همیم من گریه هم میگیره اونم باهم گریه میکنه اما پای خانوادش که میاد وسط اصلا نمیشناسمش انگار یه آدم دیگست سفت و محکم وایمیسه توروم و دعوامون میشه منم گفتم اینکه از حق من دفاع نمیکنه بزارم خودم گیلیم خودمو از آب بکشم بیرون ،
سلام گلم قربونت تو خوبی
آخی طوری نیس بالاخره فهمید
حالا مال من همش میره پیش خانوادش که میدونه مراعات نمیکنن تو این مریضی و میاد ، همش فک میکنم منو بچه براش مهم نیستم الان باید بیشتر به فکر من و بچم باشه اما ، برعکسه ، آب تو دل خانوادش تکون نخوره اما من هرچیم شد، جهنم ، عه حال بهم زنن این مردا 🤮
چرا اینجورین مردا آخه 🤔
ای بابا 😥
مایعات اینا زیاد بخور
لیمو ترش و آبمیوه هایی که مجازه (آب هویج مثلا نباید بخوری الان)
نگران هم نباش فقط ایمنی بدنت رو ببر بالا
هفته های اول هستی کرونا برای جنینت خطر نداره فقط مراقب خودت باش ضعیف نشی ان شاالله که نگیری
من خودم فکر کنم گرفته باشم رد کرده باشم تو همون هفته ی ۵ و ۶ بدون اینکه علائم داشته باشم
وای خدا خیرتون بده خیلی آروم تر شدم
فکر کنم هورمون هام بهم ریخته بود الان هرجا درددل میکردم کلی بد میشد برام ولی اینجا هم آروم شدم هم بعدا میدونم خودم بخونم خنده م میگیره انقد که پدرشوهرم بیچاره رو دیو جلوه دادم
واقعا اینطور نیست ها ولی خب آدم وقتی ناراحته خکبی که به فکرش نمیاد اونا رو بگه موردی که اذیتش میکنه رو بزرگ میکنه میگه این میشه آخرش 😥
سلام گلم
من بی بیم مثبت شد ی خونواده خودم گفتم
ولی ب شوهرم گفتم ب هیچ کس هیچی نگه تا ۵ ماه
۴ ماهم شد ب مدر شوهرو خواخرشوهرم گفتم
۵ ماه ب همه اقوام شوهر ک همه شاخ در اورده بودن😂😂😂😂😂
سلام منم غیر مامانم به کسی چیزی نگفتم بعد سونو ان تی دیگه همه فهمیدن
چون قبلش سقط داشتم می ترسیدم دوباره اتفاقی بیفته دیگه سر زبون بیفتم
عزیزم من همین ک جواب آزمایش مثبت شد دنیارو خبر دار کردم
آدم پررو رو دادن نمیخواد ک عزیزم
رو بدی یا ندی همینه
سلام من به کسی نگفتم بجز خواهر و برادرم که اونام تا من نخوام به کسی نمیگن
تا ۳ماه تموم نشه نمیگم به کسی
خداروشکر شوهرمم باهام هماهنگه گفت تا خودت نخوای به کسی نمیگم با اینکه میدونم چقد دوسداره به همه بگه زودتر.
من به مامانم وقتی صدای قلبشو شنیدم گفتم به خانواده همسرم ۳ ماهم که تموم شد و غربالگری و انجام دادم اطلاع دادم
منم آآآخ از دست شوهرم حرص خوردم.قرار بود به هیچکس فعلا نگیم حتی مامانم تا صدای قلبشو بشنویم انشالله بعدش بگیم.اما شوهرم از ذوقش رفت به خواهرش گفت خواهرشم به همه..آخ که من عصبانی شدم اما الان میبینم الکی بوده حرص خوردنم.الان که خانواده ها میدونن بیشتر هوامو دارن...
سلام
منم ترجیح این بود تا غربالگری ها به کسی نگیم و نگفتیم
ولی یک استرس شدید از سمت خانواده بهم وارد شد با یک شوخی که سه روز فقط زار میزدم
همون موقعها هم سونو قلب داشتم
همسرم خیلی شاکی شد
گفت اگه می‌گفتیم مراعات رو میکردن
دیگه بعد سونو قلب خودش زنگ زد به مامانم اینا گفت
بعدم به خانواده خودش

تا یک هفته هم مامانم هی گیر میدا حالا واقعا حامله ای؟؟ 🤣
اخه ما 12 سال بچه نخواستیم و بعد اقدام کردیم ماه اول بچه دار شدیم😇😇😇


ببین خودت برو خبر رو بده با یه کیک کوچولو برید خونه شون و خبر بدید
به مادرشوهر بگو

خب اونم ذوق داره بنده خدا

بعدشم اینکه حساسی به حرف پدرهمسرت، دیگه شما که شناخت داری و میدونستی که اینجوریه، پس الانم بی خود حساس نباش
با خودت بگو
این همیشه همینجوری بوده، با همه
آدم حساس میشه به خودش میگیره

البت شما بارداری و حساستر
گفتنش شاید نتیجه دیگه ای جز چیزی که تصور کردی بده و بهترم بشه پدرش

من قبلا مادر همسرم همیشه طرف پسرش بود🤣
ولی الان بهش گیر میده هوامو داشته باشه😇

به قول دوستان
هرکاری بکنی، هروقت بگی
یکی یه حرفی میزنه
ببین بزار قلبش تشکیل بشه بعد بگو
من ب خانواده خودم وقتی ازمایشم مثبت شد گفتم
ب پدر شوهرو مادرشوهرمم بعد از سونو قلب
من اولی ک فهمیدم چیزی نگفتم قرار بگو نگیم تا 3ماه اول تموم شه بعد استراحت مطلق گرفتم بعد تشکیل قلب مامانم فهمید گفتم بیاد کمکم دیگ شوهرمم حسودیش شد ب خانوادش گفت 😂😂😂الانم هر روز میزنگن حالت چطوره 🤨
باباش بدونه میخاد فتح کنه براتون ؟
تو هر خانواده ای یه نخاله ای هست نخاله خانواده شوهرتم پدرشه
عزیز دلم اونجور که تو به مادرت گفتی شوهرتم میخواد به خانوادش بگه بهرحال بچه دوتا تون هست نمیشه که فقط تو حق اینو داشته باشی به خانوادت بگی ولی از اون. توقع داشته باشی نگه به خانوادش
بهرحال تو غربالگری بری مادرت ازت سوال نمیکنه چیشد جواب پیگیر نیست??? خوانواده. اونم همینجوره
بنظرم. از الان با این فرقای. که میزاری واسه خانواده واسه خودت سخت میشه
بچه دوستاتون هست
نوه هر دو خانواده
نه اونا نسبت نزدیک تری دارن به بچه ات نه خانواده خودت هر دو یه نسبت دارن

وا معذبی نداره که ما سریع گفتیم به همه
من سراولی همسرم گفت همون ماه اول بعد ازدواج باردارشده بودم.مادرشوهرم اخم وتخم کرد.سلام کرد رو ش وبرگردوند🙂سردومی تا ۴ ماهگی نگفتم.گفتنشم پسرم گفت بهشون مامانم نی نی داره تو شکمش😄اونام ظاهرا خوشحال شدن☺

سوالات مشابه