سلامدوستان گل
امیدوارم حال دلتون خوب باشه
کیا مثل من بیخوابی به سرشون زده؟
پرسش (1398/02/26):
هرکییییی بیداره بیاااااااااد
1502
507
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
۴ ماه
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
ان شاالله
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
خب خداروشکر عزیزم
0
1398/02/26
sevda 💓
اره شوشوی من خیلی وقته خوابه منم کم کم خوابم گرفته میترسم بخوابم واسه سحری خواب بمونم منتطرم یکم بگدره بیدار کنم بخوریم بخوابیم
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
اوایل خیلی پیگیر بارداری بودم وقتی بی خیالش شدم فورا باردار شدم
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
اره میگن باید بیخیال باشی
0
1398/02/26
sevda 💓
پس زیاد نبوده من تو ماه هشتمم
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
اره همه همینطورن
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
منم این ماه بیخیالم تقریبااا
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
اگه شد که خداروشکر اگر نشد که حتما صلاح نبود
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
منمماه هشتمم
0
1398/02/26
sevda 💓
البته دوماه اول طبق تاریخ تخمک گذاری که اوما مشخص کرده بود فقط رابطه داشتم میخواستم پسر باشه ولی الان مهم نیست میگم فقط بشه هر چی صلاح خدا بود همون بشه
0
1398/02/26
sevda 💓
انشالله که میشه
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
اره عزیزم هرچی باشه سالم و صالح باشه
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
به قول مامانم قدیم اینچیزا نبود😁
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
منم اول طبق برنامه رفتم دیگه دیدم نمیشم بی خیال شدن
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
نمیدونستن تخمک چیههه
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
ولی زود حامله میشدن
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
واقعا خخخ
0
1398/02/26
sevda 💓
اخه دختر داشتم میگفتم.پسر باشه جفتم جور شه وگرنه سر دخترم اصلا فرق نمیکرد همیشه دعا میکردم سالم باشه الانم دیگه برام.مهم نیست سپردم به خدا
0
1398/02/26
سیما ❤❤❤
غذاشون سالم بوده
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
انشالله
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
اره واقعا
0
1398/02/26
sevda 💓
والا منم قبل اینکه بیام اوما تمیدونستم تخمک چیه 😐
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
اععع😂😂
0
1398/02/26
shirin ❤
🙂
0
1398/02/26
sevda 💓
باور کن اخه هیچوقتم تخمدان دردو اینا نداشتم تو مود این چیزام نبودم ولی الان اوماو سایتارو زیرو رو کردم تو همه چی سررشته دارم 😆😆
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
اره خب منم اطلاعاتم خیلی زیاد شده
0
1398/02/26
sevda 💓
خانما شبتون بخیر😍😍 من برم سحری اماده کنم
0
1398/02/26
sevda 💓
خوشحال شدم از هم صحبتیتون
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
منم بررم سحررری
0
1398/02/26
فاطمه قاسمی
قرربونت منم همینطور
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
سلام هستین دوستان
0
1398/02/26
غزل دلاور
من هستم دریاجان
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
خوبی اوات جاان
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
نی نی دار شدی عزیزم؟
0
1398/02/26
غزل دلاور
مرسی دریاجون توچطوری والامن دارم ازتشنگی وگرسنگی میمیرم
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
عزیززززم التماس دعای فراوااان
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
طول دهانه رحمم تو ۱۶هفتع شده ۳۲اعصابم خرابه
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
تو ۱۲هفته ۳۸بوده
0
1398/02/26
غزل دلاور
اگه لازمه خوبروسرکلاژکن تاخدای نکرده سقط نشه یادچارزایمان زودرس بشی
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
بهم شیاف داد گفت ممکنه بیاد بالا
0
1398/02/26
.....Darya.... ....DDD....
بهش گفتم سرکلاژ گفت ۳۰بیاد سرکلاژ میکنن
0
1398/02/26
غزل دلاور
خوب عزیزم مواظب خودت باش انشالله که هرچی خیره واستپیش بیادسرکلاژم شدی اصلانترس اتفاقاخوب تم هست
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
سلام
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
سلام عزیزم خوبی
0
1398/02/27
غزل دلاور
سلام خانما
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
قدات گلم شما چطوری نی نی خوبه
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
سلام گلم چطوری تو
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
عزیزی بدنیستیم شکر چخبر نخوابیدی
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
سلام گلم خوبی
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خدازشکر من نه مهمون دارم یکم خست شودم خوابم نمیبره
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
معصومه جان وقتی پریودی کاچی بخور که بعدش که اقدام میکنی بگیره به شوهرتم اب پرتقال بده
0
1398/02/27
غزل دلاور
خانمامیدونم موضوعم موضوع پیش پاافتاده ای هست ولی مجبورم بایکی درددل کنم تاسبک بشم امروزبابت داستان دیشبم بامادرشوهرم باشوهرم دعوام شدالان رفتم خونه پدرم خیلی هم ناراحتم چکارکنم
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
عه بسلامتی گلم کجایی هستی؟؟؟
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
عزیزدلم چیشده مگه؟ من خبر ندارم
0
1398/02/27
ریحانه م
سلام دوستان. من ازمایش قبل بارداری دادم و مقدار هموگلبین ۱۵.۲ بود، رنج نرمال ازمایشگاه ۱۱ اای ۱۵ هستش. نمیدونم یعنی غلظت خون دارم؟ واسه بارداری خطرساز نیست؟
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم من یزدم زندگی میکنم مامان بابام از شیراز امدن بهم سربزنن
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
نه عزیزم خطرناک نیست .باید بری دکتر تا بهت قرص بده
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم دلم میدونم بین هر زن شوهر خانوادشوهر ازاین حرف ها چیرها خیلی زیاد حالا ما جای تو نستیم که بدونیم چی شوده ولی تا جای که میشه موضوع بین خودت شوهرت حل کن جای نبر مخصوصن خانواده خودت پدر مادر خیلی دلسوز نگران زندگی دختریشون هست شاید کاری حرفی چیز بزنن که اوضاع بدتر کن میخوان طرف دختریشون باشن خانواده شوهر طرف پسریشون این میشه که همجی خراب تر میشه
0
1398/02/27
غزل دلاور
دریاجون دیشب مادرشوهرم سربچه دارنشدنم بهم جلوی جمع طعنه زدمنم ناراحت شدم خیلی واسه همین انروزصبح یکی ازدخترخاله های شوهرم بهم زنگ زدگفت دیشب خونه مادرشوهرت چی شده منم تعجب کردم گفت چرامیگی گفت مادرشوهرت بهم زنگ زده همه چیوگفته منم امروزصبح رفتم خونه مادرشوهرم هرچی ازدهنم دراومدبهش گفتم بعدش شوهرم گفت چرابه مادرم حرف زشت زدی ..یه حرف ازمن ویه حرف ازشوهرم ناراحتم کرداومدم خونه پدرم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
گلم این درکت میکنم وقتی مشکلی از تو نباش بخوای هم حرف بشنوی چیزی نکی
0
1398/02/27
غزل دلاور
اخه معصومه جون نمیدونی مادرشوهرم چه دهن لقیه بخداازبی بی سی هم سریعتره
0
1398/02/27
ریحانه م
پیش دکتر متخصص خون رفتم اول گفت طبیعیه بعد آخر کار گفت باید یکسری ازمایشات بدم. که یکم نگرانم کرد نمیدونم چیکار کنم!
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
میدونم همه مادر شوهرها همین جورین تو باید بیشتر ازین مهم کم باشی برات مهم نباش حرف هاش بگو هرچی میخواد بگه تو بی توجه باش خودیش خسته میشه
0
1398/02/27
غزل دلاور
بخداخیلی تحملش سخته ۵سال باهاش زندگی کردم زندگیم جهنم بودبخدادوسال حتی خانوادم پدرم نمی اومدن پیشم میگفتن تاتواون خونه ای نمیاییم الانم که جدام ماهی یه بارمیرم هربارهم باجنگ ودعوابرمیگردم خونه بخداتانمرم اون یک ماه خونه خودمون باشوهرم خیلی زندگی ارومی داریم ولی تامیریم اونجاباجنگ ودعوابرمیگردیم دیگه خسته شدم نای این زندگی روندارم
0
1398/02/27
ریحانه م
منم درک میکنم به منم از این حرفا زده. اگه شوهرت پشتت باشه دیگه نگرانی نداره
0
1398/02/27
غزل دلاور
ریحانه جان متاسفانه شوهرم به کم دهن بینه تامادرش حرفی میزنه میره سرحرف اون تاخواهراش حرفی بزنن میره سرحرف اوناتامنم حرفی بزنم میادروحرف من نمیدونم چکارکنم ادم دوهوایی هست
0
1398/02/27
👑 Shaghayegh 👑 💔
وااا ب مادرشوهرا رو بدی سوارت ک میشن هیچی توقعاتشون هم بالا میره
خوب کردی آوات بگو بتوچه ک من بچه دار نمیشم اصن چرا بهش گفتی بچه میخوای
خوب کردی آوات بگو بتوچه ک من بچه دار نمیشم اصن چرا بهش گفتی بچه میخوای
0
1398/02/27
غزل دلاور
من که مشکلی تدارم من خودم حسابدارشرکت پدرم هستم پدرم همه چیوبه منوبرادرم سپرده بخدااگه کاربه طلاق بکشه میدونم باهاشون چکارکنم.اگه شوهرم پشتم درنیادمیدونم چطوردمارازروزگارش بگیرم
0
1398/02/27
غزل دلاور
اخه ۷ساله ازدواج کردم دوتام سقط داشتم بعدمیرم دکترتهران هم چطورنمیفهمه که بچه میخوام تابلوست که
1
1398/02/27
غزل دلاور
تاتوخونش بودم به پوششم گیرمیدادشلوارت تنگه وکوتاهه ولباست چسپیدستوکفشات بلنده ومانتوت چراجلوبازه خلاصه دق مرگم کرداگه صدسال دیگه هم سرطان بگیرم ازمادرشوهرناگردم میبینم بخدا
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم بنظرم برو بگو مشگل از شوهرت
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خودت راهت کن از این هم حرف عذاب کنایه
0
1398/02/27
غزل دلاور
پاش برسه اونم میگم به شوهرم گفتم تاوقتی بامنی من به کسی نمیگم مشکل ازتوست به همه میگم که ازمنه ولی حتی زمان خودشم گفتم بهش گفتم مادرتواروم کن اروم نمیونی خودم ارومش میکنم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
بهشون بگو مشگل از پسرتون ولی من دوستیش دارم میخوام باهاش زندگی کنم
0
1398/02/27
غزل دلاور
بخداهمه خواهرام بچه دارن مادرم ۶تازاییده همسون میگن اوات توچرابچه دارنمیشی ماکه توطایفمون نابارورنداریم
0
1398/02/27
غزل دلاور
نمیدونم معصومه جون چکارکنم مغزم داره میترکه
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
دست شوهرت بگیر برین یه جا دیگه یه شهر دیگه زندگی کنین اگه میدونی خدای نگرد بچه دار نمشین برین از شیر خوارگاه یکی بیارین بزرگ کنین بخدا خیلی ثواب داره خدا به زندگیت کمک میکن
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم به شوهرت بگو تا این جا فقط بخاطر تو تحمل کردم حرف کیانه هم رو بگو اگه تو نمیخوای پشت من باشی من دلم به چی خوش کنم بگو یه روزی رفتم حقیقت گفتم از دستم دل گیر نباش
0
1398/02/27
غزل دلاور
نمیتونم برم یه شهردیگه پدرومادرمم موقتااینجان اومدن واسه مسافرت خونه خواهربزرگم وگرنه اونااربیل عراق زندگی میکنن به خاطرشرکت پدرم منم اینجابه خاطرشرکت پدرم نمیتونم جایی برم چون حسابدارشم پدرم نمیتونه به غریبه اعتمادکنه
0
1398/02/27
غزل دلاور
دستم ازهمه جابسته است دست خودم بودازاین کره خاکی میرفتم بیرون نمیشه چکارکنم فک کنم ازش جدابشم خیلی بهتره چون نه مادرشوهرمومیبینم نه خورشو
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خوب تو نمیتونی از یه طریق دیگه به حساب کتاب دسترسی داشت باشی انجام بدی مثلن برات ایمیل کنن
0
1398/02/27
غزل دلاور
نمیدونم والاتاحالابه این فکرنکرده بودم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عه نزنم گلم این حرف تو این هم سال تحمل کردی نزار کس های دیگه با حرف هاشون زندگیت خراب کنن
0
1398/02/27
غزل دلاور
خوبرادرم هست اینجااون جانشین پدرمه ولی اخه پدرم خیلی رومن تاکیدمیکنه همیشه میگه اوات اول خدابعداتوکه شرکت روبهش بسپارم پدرمم گناه داره
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
بنظرم که میشه من یکی از دوست هام حساب دار یه شرکت براش ایمیل میکنن بعدیا اخر هفته ها میره شرکت یا چند هفته یبار ولی اون زیاد شرکت مهم نیست
0
1398/02/27
غزل دلاور
تاجایی که شوهرمپشتم باشه من اگه همه طایفه اش باتوپ وتانگ بریزن سرم تحمل میکنم ولی اگه یه لحظه نانردی تووجودشوهرم باشه بخداازش نمیگذرم من باوحوداون بوده که اون خانواده روشناختم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
میدونم گلم حق داری ولی خودت برای خودت ارزش بدون مهم باش همیش کار نمیشه همیش شوهر نمیشه دلت به خودت بسوز بخدا من خودم همیشه اول میگم ادم باید دلیش بخاطر خودیش بسوز
0
1398/02/27
غزل دلاور
درصورتی که طلاق بگیرم میتونم برم عراق اگه طلاق نگیرم شوهرم عمرابیادمیشناسمش نمیادبخداباهام
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خوب حرف شوهرت چی
0
1398/02/27
غزل دلاور
بایدتااخرعمرمادرشوهرم بیخ ریشم باشه
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
دوری بهتر تا جای که میتونی نرو بگو شوهرت بره ت
0
1398/02/27
غزل دلاور
نمیدونم میگم که هرلحظه روحرف یکیه پای حرف خودش نیست که ثابت قدم باشه هزارباربهش گفتم پای حرفی یاقولی که میزنی وایساولی یه گدشش دره بگیه گوشش دروازه ننیفهمه
0
1398/02/27
غزل دلاور
اگه ماهی یه بارم جنگ باشه به هرحال یه بارشوهرم حموم بودبه گوشی شوهرم پیام دادوقتی نگاه کردم نوشته بوداحمدجنده زنت اونجاست نبینه داری به من پیام میدی منم فوراازصفحه گوشیش یه عکس گرفتم فرداش رفتم نشون مادرشوهرم دادم اون بارم یه دعوای حسابی کردمواومدم اصلاادم بشونیست اینکه
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خوب نمی دونه چیکاز کن اگه طرف تو بگیر خانوادش یه حرف میزنن چیزی میکن اگه طرف خانوادش بگیرن خوب تو ناراحت میشی که حق داری ولی شوهرت این وسط گیر کرده یکم بهش حق بده با مشگلی که داره غروریش بهش اجازه نمیده که حقیقت بگه احساس میکن جلو هم خرد میشه مخصوصن جلو خانواده هاش
0
1398/02/27
غزل دلاور
کلاچون اوناچادری هستن من نیستم فک میکنن چون پوششم مثل اونانیست ادم بدیم
0
1398/02/27
غزل دلاور
والانمیدونم الان درحال حاضرمخم نمیکشه فک کنم جادوش کرده مادرشوهرم اخه دست به جادوهم داره توکسی رونمیشناسی که جادوباطل کنه
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم مشاوره رفتی تا حالا
0
1398/02/27
غزل دلاور
نه توفکرش هستم ولی اخه وقت نمیکنم برم که هنش سرکارم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خوب تو سعی کن ظاهر پوشش جلو اونا یکم رعایت کنی وقتی میبنی رو این چیزها حساس هستن به قولی نخ دستیشون نده
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
یکم از کارت بزن برو خیلی بهتر به زندگیت کمک میکن تازه اگه خیلی اون ها طلاح بدونن میگن چیکار کنی طلاق بگیری یا نه
0
1398/02/27
غزل دلاور
بابامن جلوی اونابه خداروسری سرمه ماکسی بلندوگشادمیپوشم ولی اونامیگن بایدتوخونه ماهم چادرسرکنی نمیشه که بابا..بخداهربارمیرم ناخنااموکوتاه میکنم لاک نمیزنم کاملاباب میل اوناولی خوب گیرن دیگه
0
1398/02/27
غزل دلاور
من عکس پروفایلمونگاه کن توخونه پدرم اینجوری هستم حتی بدترتوخیابونم کدوم مدل مده اونومیپوسم به خاطراونارعایت میکنم بخدادیگه ازاین رعایتتر
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
اوات جان تو جای خواهرم اول تا جای که میتونی تحمل کن بخاطر خودت زندگی نزار پیروز میدان اون ها باشن بجنگ
0
1398/02/27
غزل دلاور
حرفات خیلی ارومم کرداگه فردایاپس فرداشوهرم اومددنبالم باهاش میرم خونه این دفه جدی باهاش حرف میزنم به یه روانشناسم سرمیزنم مرسی معصومه جان
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم منم جلو خانواده شوهرم حفظ حجاب میکنم همین که پام میزارم بیرون گشف حجاب میکنم مهم این که شوهرادم همه مدل ادم بخواد فقط دلت بزرگ بگیر گتد باش
0
1398/02/27
غزل دلاور
چشم معصومه جان ممنون که باهام درددل کردی
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
فدات گلم فقط هیچ موقع از سر اعضبانیت تصمیم نگیر حرفی نزن که خیلی از کارها خراب مبکن مشاور خیلی خوب فردا شوهرت امد دنبالت از چیز های گذشت حرف نزن اصلن طوری رفتار کن فکرکن جیزی نشود
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
فدات گلم انشالله خدا کمکت کن زود مادر بشی تا بشتر مشگل هات حل بشه به امید خدا 😘😘😘😘
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
منم بیدارم
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
سرماخوردم انقدرگلوم دردمیکنه که خوابم نمیبره
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
سلام عزیزم خوبی
0
1398/02/27
غزل دلاور
انشالله خدای بزرگ ارزوهای توروهم براورده بکنه معصومه جان ممنون بابت دلگرمیت
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
فدا مدات راستی خیلی خوشملی واقعن خاک تو سر مادر شوهرت کنم که قدرت نمی دونه 🤣
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
سلام نه خوب نیستم
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
گلوم دردمیکنه😭
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
سرما خوردی
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
اره فکرکنم
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
دوروز تاموعدم مونده
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
ولی خبری نیست
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خوب حتمان بخاطر اب سرد میخوری هوا گرم سرد گرم میشی گلو درد میگری
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
انشالله خبر خوشحالی بدی گلم بهمون
0
1398/02/27
غزل دلاور
فدات بشم عزیزم چشمات خشکل میبینن اونوعکس قدیمهاست الان پیرشدم🤣🤣🤣
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
بعید میدونم چون شوهرم مشکل داشت دکترواسش ازمایش نوشت ماه رمضون شد نرفت بده
0
1398/02/27
غزل دلاور

لباس سبزه منم
0
1398/02/27
غزل دلاور
اون عکس مال زمانیه که ازدواج نکرده بودم الان این شکلیم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
خدا هرچی میخواد پیش میاد
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
نمیدونم والا روز ۲۱ و۲۲ یکم لکه بینی داشتم ولی الان قطع شده
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عزیزم کردی هستی
0
1398/02/27
غزل دلاور
بله کردخالص
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
شاید لاگزینی باش
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عه بسلامتی من عروس دایم کرد هست خیلی مهربون دقیقن تیپ قیافش مثل شما هست ولی بخاطر شوهرش تغیر کرده
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عروسی هاتون خیلی جالب دوست دارم همه دخمل پسرهاتون خشگلن
0
1398/02/27
غزل دلاور
چه جورتغییری منظورته
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
هرماه دلم خوش میکنم ولی نمیشه این ماه نه خودم ونه همسرم دارونخوردیم
0
1398/02/27
غزل دلاور
مرسی مال شماهامردوزن جداهستن نه مال ماهمش قاطیه
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
آرزوجون منم شنبه موعدمه وحسابی سرماخوردم واین ماه کاملاناامیدم
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
منم دقیقا مثل شما .تب کردم وسرگیجه دارم
0
1398/02/27
غزل دلاور
ببخشیدمعصومه جان فعلابرم گوشیم داره خاموش میشه یگبزنمش به شارژ
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
اوات جون همه مادرشوهراهمینجورین به خدامنکه ناراحتی اعصاب گرفته بودم یه مدت میخاستم خودکشی کنم دیگه
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
از ظاهر منظورم بعد شیعه شود خیلی دختر راهت ازاد بود جلو هم کلن میگفت ما از بچگی همین جوری بزرگ شودیم همه مثل خواهر برادر خودمون می دونیم خیلی جالب بود برام
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
ولی شیطان رولعنت کردم گفتم خدتخودش جتی حقه جوابشومیده انشاالله
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
باش گلم
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
فقط همین سرماخوردگی روکم داشتیم😷
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
عه خدا نکن بابا بخیال خودتون اذیت میکنی چیکار بخدا براتون مهم نباش اصلن ادم حسابیشون نکنین والا
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
فدات ماکاری نداریم تامنومیبینه انگارعزرائیل دیده شروع میکنه به طعنه زدن
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
محلش نده خب
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
تو امد طرفت صلوات بفرست دور بشه 🤣
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
والا
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
👍👍👍👍👍
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
خدالعنتش کنه الهییییی
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
منم فقط یاسرمامیخورم یاپریودیم میفته جلو
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
من اوایل نفرین میکردم ولی الان میبینم ارزش نفرین کردن هم ندارن دیگه سپردمشون به خدا
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
هیچ خاصیتی ندارم دیگه.آهان چراچاق هم میشم دارم به مرز۱۰۰کیلونزدیک میشم
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
خداخودش جوابشونوبده بحق این ماه عزیز
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
شوهرم میگه من هروقت میام سمتت توپریودی
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
شانسشه طفلک
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
منم هی جلومیندازم🙄
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
میدونین من نمیزارم مادر شوهرم یه دقیقه تنها باش باهام تا حرفی بزن زودی خودم سرگرم یه چیزی میکنم یا میرم یه طرفی که چشام بهش نخور همیشه میگن معصومه تو یه جا بند نمیشی تا ادم یکم باهات حرف بزن من میگم من بیکار نیستم که بشینم حرف بزن ار حرف زدن هچی گیرم نمیاد اونم ضایع میشه
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
نه من بادوفاستون تقریبا منظمه
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
مردم رحم دارن منم رحم دارم😒
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
منم همینکارومیکنم امااون بیحیاجلوجمع وهمه حرفشومیزنه
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
تو جلو جمع حرفت بزن بهش
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
اصلانمیدونم چیکارکنم ازدستش
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
منم دقیقا همینم یک ثانیه جایی که شوهرم نباشه نمیمونم حتی وقتی میریم خونشون شوهرم تادستشویی میره من نمیشینم پیش خانوادش. اصلا حرف نمیزنم فقط سوالی بپرسن مختصرجواب میدن
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
شوهرم نمیذاره تازه۳تادختردریده ترازحودش داره
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
توهم بشومثل خودش جوابش بده
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
رفت وامدت زیاده باهاشون؟
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
دخترای دریده اش آدمومیخورن
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
قبلاآره اماحالانه
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
خداخودش سزاشونوبده
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
اره من همین جور هرچی ساکت تر بهتر خودیشون
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
به خدامن اصلاحرف نمیزنم 🙄
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
من کلا ماهی یه بارمیرم خونشون
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
خودش حرف میزنه وجواب میده
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
یه وعده مثل مهمون میرم میخورم وبعدمیرم خونه مامانم
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
نمیگم حرف نزن چرا بزن بعضی از جاها باید از حقت دفاع کنی
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
من چندوقتیه نرفتم ودیگه نمیخام برم
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
شوهرت قبول داره که مشکل ازاوناست؟
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
ازپسشون برنمیام خیلی زبون بازن
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
دوری دوستی والا
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
تصمیم گرفتم اصلانرم
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
شوهرم خودش تنهامیره
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
خب تونری شوهرت که میره
0
1398/02/27
معصومه مامان امیر سام
من فعلن عزیزانم شب همگی خوش
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
اونجوری پرش نمیکنن؟
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
اره چیکارکنم همش همونجاس
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
شبت بخیرعزیزم
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
چی بگم والا
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
چراوالاپرش که میکنن ولی بهترازاینه که توجمع جلوجاریم وداماداش تیکه میندازه
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
فقط خدامیتونه حریف خودش ودختراش بشه
0
1398/02/27
🌻آفتابگردون🌻 ...
آرزوجون توعلایم نداری؟
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
والا من هرماه علائم دارم ولی نشده🤣
0
1398/02/27
sahel Rezaiee
والا انقدراین مدت دارو خوردیم نشد حالا این ماه که دارو نخوردیم بشه
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
کجایین هستین بچه ها
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
اوات جون نگران نباش عزیزم هیچوقت لج نکن تو زندگیت نرو خونه پدرت گاهی اوقات نباید همه چیزو به خانواده گفت تا نگران شن خودت باید با شوهرت حلش کنی
0
1398/02/27
.....Darya.... ....DDD....
نیستن بچه ها
0
1398/02/28
معصومه مامان امیر سام
سلام
0
1398/02/28
.....Darya.... ....DDD....
سلام و درود