Ooma
پرسش (1405/07/13):

دلم گرفته از حرفی که داداشم بهم زد😢💔

درود دوستان خوبین من آدمی نیستم که گلگی کنم یا همش درحال نالیدن باشم
این موضوع رو چند سالی با خودم بستم بهش فکر نکنم
داستان از این قراره
چند روز پیش نوبت دکتر داشتم شوهرم جایی رفته بود نتونست خودشو برسونه مجبور شدم با داداشم برم
داداشم دختر عموم زنشه تو مسیر زن داداشم رفت خونه خواهرش کار داشت دختر داداشم تو ماشین بود گوشی زن داداشم زنگ خورد داداشم گوشی رو داد دخترش گفت ببین کیه دختر داداشم(۱۱ سالشه ) اصلاااااا درست جواب نداد یعنی تته پته میکردیا مکث میکرد جواب میداد بعد بهش نگاه کردم گفتم ببین کیه دیدیم اون یکی خالش بود
(وقتی کسی زنگ میزنه دختر داداشم جواب میده نامفهموم حرف میزنه یعنی جواب درست نمیده حالت منگی داره🫥 دختر باهوشیه ولی نمیدونم چرا گوشی زنگ میخوره جواب میده اینجوری جواب میده )
هیچی خلاصه هرجوری بود جواب داد قطع کرد داداشم خیلی دعواش کرد گفت منم زنگ میزنم همینجوری جواب میدی عصبی شد از دستش

زن داداشم اومد سوار شدیم رفتیم خونه عموم
داداشم داشت پارک میکرد خودمو زن داداشم و دخترش رفتیم تا داداشمم بیاد
تو پله ها بهش گفتم بابات حق داره ناراحت بشه تو که اینقد باهوشی چرا جواب دادن تلفنت باید اینجوری باشه اون روزم منم زنگ زدم جواب دادی همینجوری با مکث جواب دادی تا گفتم گوشی رو بده داداشت یا مامانت کار واجب دارم
اومدیم بالا بعد
من رفتم تو آشپزخونه نشسته بودم داشتم آماده میشدم که برم دکتر
دختر داداشمو صدا زدم دلم نیومد اینجوری بهش گفتم حس کردم از منم ناراحت گفتم بیاد از دلش در بیارم😢 اومد بهش گفتم ناراحت نباش و دیگه اینجوری جواب تلفن نده محکم جواب بده همینجوری که ماشالله زبون داری پشت تلفنم همینجوری باش
بعد بغضش ترکید یکم گریه کرد خواستم حالش عوض بشه مسخره بازی کردیم خندید
گفتم حالا بیا ببینم این رنگ رژ بهم میاد خلاصه سرتونو درد نیارم گذشت تموم دیگه بلند شدیم که بریم دکتر تو ماشین داشتم با داداشم صحبت میکردم موضوع ارز دیجیتال و این چیزا
بعد بحث کشیده شد به دکتر گفت دکتر عوض میکنی و از این حرفا
بعد گفت تو سرت اگه تو زندگیت بود خدا تاحالا بهت بچه میداد چکار دختر من داشتی ‌که اینجوری بغضش ترکید من بشم آدم بده تو بشی آدم خوبه همینجوری شوک موندم😐😐😐😐
اصلا نتونستم یک کلمه صحبت کنم انقد دلم شکست💔😭
فقط به شوهرم گفتم داداش دلمو شکوند من پامو خونشون نمی‌ذارم خواستی بری خودت تنها برو من مجبور نکنی که خودمو آتیش میزنم
خیلی ناراحتم
همون روز تو مطب یواشکی گریه میکردم سریع اشکامو پاک میکردم
اصلا چند روز حالم خیلی بد
هرچی میخوام فکر نکنم نمیتونم
از چهارشنبه تا حالا این حرف تو دلم موند تا اومدم اینجا برا شما تعریف کردم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

بگردم الهی حق داری. ولی خودخوری کنی افسرده و مریض میشی جانم
ببخشید ناراحت نشو ولی هیچ کس دوست نداره دیگران بچشو نصیحت یا تربیت کنن، حتی از روی دلسوزی و دوست داشتن
خدانکنه فداتشم 😢
بعضی ها واقعا شعور ندارن
ممنون عزیزم لطف کردی ❤️سالم بغلش کنی
فاطمه چرا سعی میکنی همیشه بخندی خوش رو باشی بذار اونا هم بفهمن تو ناراحتی دل داری خودواقعیت باشه قرار نیست که همیشه ادم باحال خوب پیش دیگران باشه بخندونتشون یا خودشو شادنشون بده منم اینجوری بودم دنبال راضی کردن همه الان کنار گرفتم فاصلرو رعایت میکنم حالم خوب نباشه بذار بفهمن دردای ادمواونا همیشه تو ذهنشون تورو ادم خندون وشاد میدونن نمیدونن توام غصه داری وچه دردایی داری میکشی
ولی خب اونم حرف درستی نزده که مشکل شمارو به روت آورده
ممنون گندم جان توکل به خدا😢💔
فاطمه جون میدونم ناراحت شدی ولی هرکی بود میدید یه چیزو چندبار تکرار کردی به بچش یه چیزی بهت میگفت😘
داداشت خیلی اشتباه کرد مشکل شمارو به روتون زد ولی منم که بچه دارم اگه عمش یه چیزی بگه بچم گریه بندازه خیلی خیلی ناراحت میشم و بهم برمیخوره تازه یه چیزو چندبار بگه و مثلا باباش گفته پشتش عمش چندبار بخاد تکرار کنه خیلی بدم میاد
من که الان بچه ی اولمو اوردم دورو برم هر کی که بچه ی دوم داره با ترحم هی منو میبینن میگن انشالله دامنت سبز بشه انشالله قسمت خودت بچه ی بعدی 😑😐😐وحالا من یه دونه دارم ببین دیگه چقدر ذهن اینا معیوب شاید اصلا من نخوام بیارم همین یه دونه باشه در کل
من قصد تربیتشو نداشتم گفتم کسی که پشت تلفن منتظر کار واجب داره دلیلی داشته زنگ زده مثل اون روز خودم که زنگ زدم برا مامانت اونجوری جواب میدادی تا گفتم گوشی رو بده یکی دیگه

اصلا حرف من اشتباه من میگم چرا اون حرف به من زد؟هرکسی مشکلی داره باید بچزونه طرفو؟
البته اشتباه اصلی رو برادرت کرده که جلوی دیگران بچشو دعوا کرده
سعی کن با خودت رو راست باشی احساست سرکوب نکن ولی این رو هم کش نده تا کل حالت رو تحت تاثیر قرار بده. انشاالله که همین دوره جواب میگیرین بدون که برای خدا نشد نداره. تو که انقدر دختر قوی و صبوری هستی تو تمام این سالها قطعا این ناراحتی رو هم میتونی کنترل کنی❤
بهار جان کلا اینجوریم
میگم من که ناراحتم چرا بقیه رو ناراحت کنم

درست میگی
عزیزمی❤️
مرسی جانم. انشالله سالم بغلشون کنم. ۲تا هستن🥰
عزیزم🥺🥺😔 خیلی برات ناراحت شدم و کاملا حس ناراحتیت رو درک کردم
مطمینم تو به خاطر خود بچه داداشت بهش گفتی ک اعتماد ب نفس بگیره و درست حرف بزنه ولی داداشت درست رفتار نکرد
اینو بهش بگو ک دخترت ب خاطر حرف من گریه نکرده بخاطر تحقیر هایی ک خود تو با داد زدن بهش تحمیل کردی بغضش ترکید پیش من
قطعا با تو راحت بوده ک گریه کرده پیشت
ولی داداشت هم اینجور ک سراغت میگیره بهش نمیاد ادم بدی باشع
حتما تو ی فرصت مناسب بهش بگو ک تو هدف دیگ ای داشتی
دوس داشتی دختر داداشت خجالت نکشه تو حرف زدن و میخواستی کمکش کنی ک درست حرف بزنه و باباش رو هم عصبی نکنه
وگرنه هرطور حرف بزنه برا زندگی تو تاثیری نداره
گریه هات بکن و قوی تر بلند شو و ادامه بده و همینو بکن انگیزه ای برای ادامه راه
ب جای اینک بشینی غصه بخوری بگو این حرف رو با نتیجه مثبت بارداری نشون میشم
اره متاسفانه کسانی که درک بالا دارند هیچوقت این حرفا رو نمیزنن. برات مهم نباشه
غصه نخور عزیزم مطمین باش تو هم ب زودی مامان میشی 😍😍❤️ ی مامان شاد و پر انرژی 😘😘
نه بنظرم بگو من قبلاتو خودم میریختم الان مریض میشم دقیقا میگم اقا من معده درد دارم منم گرفتارم منم مشکل دارم قبلا نمیگفتم الان ولی مثل خودشون میگم چون خودشون میان درداشون به ادم میگم ادم احساس همدردی میکنه ولی اونا فک میکنن من هیچ مشگلی ندارم همه چی عالیه
من یه بار تو راه پله بهش گفتم حس کردم ناراحت شد
گفتم از دلش در بیارم

خودش بغض داشت از حرف باباش و مامانش
من که گفتم ناراحت نباش دیدم گریه کرد
منتظر تلنگر بود واسه گریه کردن

شما هم عمه بچتون مشکل منو داشت اینجوری بهش میگفتین؟
دقیقا و اینو چندین بار بهش گفتم
غرور بچه هاتو خرد نکن جلو کسی حتی من دعواشون نکن ولی متأسفانه ...
برام مهم نیست ولی اینکه هر سری منو ببینن بهم بگن واقعا زور داره هر کی اختیار خودش داره که چه تصمیمی برای زندگیش بگیره
ای جانم خدا حفظشون کنه سالم بیان بغلت
من خودم برادرزاده های خودم ببینم باهاشون همیشه سعی میکنم از سر دلسوزی تذکر بدم که مثلا عمه اینکارت درست نیست وفلان
دقیقا منتظر تلنگر بود
اره ما هم بچهامون مشکلی داشته باشن با آرامش بهشون میگیم تازه اکثر مواقع بچهای خواهرام حرف شنویشون از من بیشتره تا مامان خودشون
یا دختر من تو بعضی رفتارا وابستگی و اینا مشکل داشت خواهرام باهاش حرف میزدن و تاثیر هم داشت
ما ک بدی نوه هامون رو نمیخواییم اتفاقا هرچقدر مودب تر و قوی تر و با اعتماد ب نفس تر باشن برا ما هم سربلندی بیشتری داره
یکی از بچهای اون یکی خواهرم خیلیییی فضول و رفتار درستی نداره هممون بابت رفتاراش خجالت میکشیم تو جمع
پس از هم جدا نیستیم ک برامون مهم نباشن
خصوصا فاطمه تو بختیاری ها خودمون بیشتر بهم نزدیکیم
حالا من بقیه رو نمیدونم ولی تو بختیاری ها زیاد دیدم بچها از خاله عمه تاثیر میگیرن
دقیقا من فقط گفتم ناراحت نباش خیلی بغض کرده بود یهو گریه کرد در حد چندقطره اشک ریختا نذاشتم زیاد گریه کنه زدم به شوخی ازش کمک میخواستم آینه رو بگیره ازش نظر میخواستم الکی

جلو من که اینجوری باباش رفتار کرد باهاش بیشتر خجالت کشید

دقیقا
حالت ک بهتر شد با داداشت صحبت کن اینجوری نزار تو دلت بمونه
اگه منم خدا یکی از همونا که سقط میشدن نگه می‌داشت الان کسی نمیتونست این حرفو بهم بزنه
انقد دلم شکست انقد ناراحتم که هرروزم شده گریه
میدونم نمیتونم ولی تلاشمو میکنم
❤️
نه اصلا هیچوقت میگم برادرت خیلی اشتباه کرد اون حرفو زد در اصل اون حرفش به حرفی که شما زدی هیچ ربطی نداشت
اگه گفتم که نباید چیزی میگفتی بخاطر خودت بود چون تو میایی یه خوبی کنی و یه چیزو درست کنی ولی خودت ضربه میخوری
منم اگه ببینم تذکر میدم ولی به مامانشون میگم که باهاشونم صحبت کنه
عزیزم 🫂
آره بهاره
دختر جاریم خیلی از من حرف شنوی داشت و اینو جاریم میدونست
تو این سن یه جورایی واسه بعضی چیزا دختر نوجوون واسه پدر و مادر خودش گارد داره که نصیحتش کنن حتی خودمون

جاریم چیزایی که خودش تلاش می‌کرد و به نتیجه نمی‌رسد میومد به من می‌گفت که به یلدا این حرفو بزن من چند بار بهش گفتم گارد میگیره و این حرفا
بعد که بهش میگفتم گوش میگرفت
بعد میگفت مامانم چند بار بهم گفت
آره واقعا
همه بچه ها یه جورایی با من راحتن هم بچه های برادرا شوهرم
هم بچه ها خواهرم هم بچه ها داداشم

من اصلا گفتم چیزی نمیگم بهشون به من ربطی نداره کی میخواد خوب بشه کی بد
به درک خیلی ذهنم درگیرشون میشد
خودشون پدر و مادر دارن بهشون بگن
حتی جاریم چندباری که بهم‌میگفت از ده تا یکیشو میگفتم

ولی واسه این موضوع من دیدم خیلی ناراحت بغض داره بدبختی از دل صاف خودم دلم نیومد ناراحت ببینمش
گفتم بیاد هم سرگرم بشه هم بهش بگم که ناراحت نباشه
نه نمیزارم تو دلم بمونه حتما بهشون میگم
همون اصلا ربطی نداشت به حرفش
مثلا میگفت چرا به دخترم گفتی ناراحت نباش و از این حرفا
منم جواب داشتم براش
ولی اینکه بگه میدونی خدا چرا بهت بچه نداده چون سرت تو زندگیت نیست چرا به دخترم گفتی ناراحت نباش میخواستی منو بد کنی خودتو خوب
هیچچچچچوقت یادم نمیره حرفش و قلبمو که شکوند
همون لحظه که گفت فهمیدم نباید بهش میگفتم اصلا به من چه میخواد بد باشه یا خوب

خیلی پشیمون شدم از اومدنم باهاشون
و خیلی پشیمونتر شدم که خونمون رو فروختم اومدم نزدیکشون میگفتن بیایین همینجا پیش هم باشیم
روزی هزار بار میگم غلط کردم
عزیزم اگه اینجوری راحتتری انجامش بده
اما جدل نکن و ادامه نده
بگو و رد شو از موضوع
ادامه دار باشه وسطش یه چیزی میگی ناراحتی پیش میاد و اونموقع حتی ممکنه تو مقصر بشی
درود فاطمه جان، میدونم شنیدن این حرف چقدر سخته مخصوصا از عزیزترین شخص آدم‌که برادرش باشه. ولی اون‌ هم اون لحظه حتما به حرفش فکر‌نکرده و فقط یک چیزی گفته تو هم اینجوری نمیتونی خودت رو قایم کنی تا کی میخوای اینجوری پیش بری آخرش که باید بری باهاش صحبت کنی. یا خودت تماس بگیر باهاش یا اگه بهت زنگ زد بگو باید باهم صحبت کنیم دوتایی بعد هم برو مستقیم حرفت رو بهش بزن
من خودم رو بچم حساسم
حتی اخم دیگران رو نمیتونم قبول کنم .
بچه پشت تلفن استرسی میشه و لکنت آنی میگیره
این بماند ....
ولی به داداشت بگو رک و مستقیم
که از حرفش ناراحت شدی
و دلتم شکسته و خیلی عذابش داده این حرفش
بگو من که عمدی بچه تو گریه ننداختم از خودت و عصبانیت خودت ناراحت بوده بغضش ترکیده


حرفش واقعا بد و بی ادبی بوده به تویی که خاهرشی و غمخارش
حق داری هرچقد ناراحت باشی از دستش
تو ی خونه ک نیستید
اشکال نداره نزدیکید خب قرار نیس همش پیش هم باشید
وایی چه حرف بدی زده بهت من جات خیلی ناراحت شدم انشالله انتقالت مثبت بشه که جواب همین حرفشو بگیره از سمت خدا
من جات بودم دیگ ارتباطمو کلا قطع میکردم خیلی حرف زشتی زده تو ب جایی بزرگتر حرف زشتی ب بچشون نزدی
فقط یکم راهنماییش کردی
درسته عزیزم چشم حتما
چند بار رو گوشیم زنگ زده دادم شوهرم حرف زده گفتم کار با شوهرم داشته زنگ زده رو گوشی من
اصلا نمیتونم فعلا ببینمش تا حالم بهتر بشه
فاطمه خدایی حرف داداشت زشتتت بود و چقدر حساسیت به خرج داد والا ما بچها داداشارو پس گردنی هم میزنیم په جرات دارن حرفی بزنن😐بعد چه حرفی بود به روت آورد نمیدونه این موضوع نقطه حساسته 🥺از خدا میخام به دل شکستت نگاه کنه و دامنت سبز بشه بلکه از شر نیش و کنایه یه عده آشناااااا راحت بشی 🙏🫂
واقعا حرفش خیلی زشت بوده و کار هرکسی نبوده که اون لحظه چیزی نگه یا بغضش نترکیده باشه
خیلی دختر باهوشیه همین موضوع ناراحتم کرده بهش گفتم تو که اینقد باهوشی سرزبون داری محکم پشت تلفن صحبت کن
بعد گفتم ناراحت بهش بگم از تو اون فضا بیاد بیرون بیاد پیش خودم
اصلا من حرفی نزدم
فقط گفتم عزیز عمه ناراحت نباش
دیدم بغضش ترکید زیادم گریه نکرد بعد از اون حال درش آوردم زدم به شوخی و خنده

داداشم نمیدونم چه فکری پیش خودش کرده بود
انگار من دشمنش بودم و قصد دور کردن بچش رو داشتم ازش
خیلی دلم گرفت انقد دلم شکست که نمیتونم توصیفش ‌کنم
به حدی بود ‌که چند روز قلب دردم برگشته قرص پرپرانول میخورم
شاید زنش بدش اومده بوده پر کرده داداشتو
از خودمم ناراحتم نگار چون زیادی خوب بودم
دیگه مثل قبل نمیشم براشون خداشاهده
بخدا من بودم اول زنشو میکوبوندم🤣آخه این چه حرفیه نمیدونی من خواهرت رو این کلمه حساسم🥺
بعد حرف فاطمه واضحه دختره از رفتار باباش بغض داشت پیش عمه ش خودشو سبک کرد
پیاده نیم ساعت فاصلمونه بازم ناراحت شدم از اومدنم
گفتم خوبه ۱۰ سال خودم تنها بودم داداشم اومد نزدیک خودمون درسته ربع ساعت فاصلمون بود
بازم گفتم نزدیکتر باشیم بهتره فروختیم اومدم پیششون تو یه شهر
ولی زهی خیال باطل
چون یه بارم واسه خودم اینجوری کرد گفتم من اون روز کار واجب داشتم هرکسی دیگه ایم زنگ میزنه حتما کار واجب داره الکی که زنگ نمیزنه محکم حرف بزن
ولی قبل اینکه من اینو بگم گریشو کرده بود بعد که حالش بهتر شد من اینو بهش گفتم
خیلی دلم شکست سعیده😭😭😭😭😭 اصلا نمیتونم یک لحظه هم فراموش کنم
همش حرفش تو گوش و مغزمه😭😭😭
من با بچه ها رفیقم باهم شوخی میکنیم میخندیم
همین دختر داداشم میگه مامان عمه پایه اس
با من راحتن
بعد داداشم اینو بهم گفت
گفتم خدایا نمیدونم چی بگم حداقل یکیشو میذاشتی برام میموند که این حرف امروز نشنوم تو مطب همش گریه میکردم یواشکی
هی میرم میام حرص میخورم😵‍💫😵‍💫🤣🤣خدهیی کجای این نصیحت بد بود نمیفهمممم
خدایی
نه هممون خونه عموم بودیم خودمو داداشم رفتیم دکتر
فاصله ۱ ساعته برام هزار ساعت گذشت تا مطب
عزیزم خودتو و داداشت اعتماد به نفس بچه رو خورد و نابود کردین که...
داداشت جلو عمه ش سرکوفت زده و بعد تو هم حس عذاب وجدانو بهش اضافه کردی.


حرف داداشت در هر صورت اشتباه بوده. هم دل دخترشو شکونده هم دل تو رو.خودت در نظر بگیر که داداشت خیلی متوجه دل شکستن نیس تا بتونی راحت تر ببخشی

. ولی بازم اون دختر یا لکنت داره یا اضطرابی چیزی.تته پته چیه باید مشکلش تشخیص داده بشه و حل بشه. با اینکه بهش بگین محکم حرف بزن و توبیخ کنین که چیزی درست نمیشه.
واقعیتش اینه که شما اون روز یه ماجرای تلفن حرف زدن رو نباید کشش میدادی و وقتی پدر و دختر با هم صحبت کردن چه بحث شما دیگه نباید واردش میشدی
اینکه گفتی چرا اینجوری پشت تلفن صحبت می کنی محکم صحبت کن آیا فکر می کنی خود اون بچه نمیدونه که باید محکم صحبت کنه؟ مطمئنن یه ریشه اضطرابی پشت این قضیه هست که با نصیحت دیگران درست نمیشه بعد اومدید مثلا از دلش در بیارید دوباره زدید تو خط نصیحت و باعث ترکیدن بغضش شدید اون بچه احساس ناتوانی کرده از هر جهت یکی بهش یه چی گفته اون باز آخر دیگه همدلی میکردی نهایت می گفتی عمه دلم نمیخواد ازم ناراحت باشی تو هر جوری باشی دوستت دارم نه اینکه دوباره نصیحتش کنین
عزیزممم🥺🥺🫂بگردم برات الهی ای خدا دامن فاطمه سبز کن ایقد دلش نشکنه🥺🫂بخدا خیلی حرصیم کار به باقی قوم و اقوام ندارم ولی خودمون میدونم با بچها برار راحتیم بازی میکنیم کتک کاری داریم برا همین هضمش برامون سخته🥺ایشالله دلت شاد میشه از این تعنه ها راحت شی عزیزم❤️🙏
😔😔
سلام فاطمه جون
خدا جواب دل شکسته هارو میده، امیدوارم جواب دل شکستت این باشه که همین ماه عکس بی بی چکتو بذاری و کلی همه مونو خوشحال کنی🥹😍
اما خواهر برادریه سعی کن ببخشیش
حتما دوستت داره ولی بهش بفهمون چقدر اشتباهش بزرگ بوده
خیلی ناراحت شدم واقعا، امیدوارم متوجه اشتباهش بشه
نه اصلا لکنت نداره
وقتی بخواد محکم حرف میزنه
وقتی با دوستاش حرف میزنه با معلمش
وقتی با غریبه پشت تلفن حرف میزنه محکمه
ولی بعضی وقتا حواسش پرت میشه گفتم وقتی یکی زنگ میزنه حواست به همون که پشت خط هست باشه محکم حرف بزن

میگم که دختر باهوشیه خداروشکر
داداشت نسنجیده حرف زده یه چند مدت باهاش سرد باش و دلخوریتو بهش بگو تا متوجه اشتباهش بشه..از این به بعد هم کاری به بچه دیگران نداشته باش میدونم قصد دخالت نداشتی ولی کلا بچه خواهر و برادر آخرش بچه مردمه.هرچی بگی یه چیزی ازتوش درمیارن.
بابا یه نصیحت کرد مگه کون عُمر و یزید پاره شد بخاد این حرف سختو بزنه 🙄
عزیزم خب ربطی به هوش نداره
شاید اضطرابی چیزی داره
این دست خودش نیس قطعا وگرنه تحمل این ناکامی برا یه بچه 11 ساله سخته و خودش میدونه اما نمیتونه
ولی خب نحوه بیان برادرتون مبنی بر اینکه دخالت نکنین میتونست طریق دیگه ای باشه که اشتباه بیان کردن ولی سعی کنین تو امور خانوادگی دیگران حتی عزیزهاتون بدون درخواست خودشون وارد نشید
درست میگین شما
گفتم بالا هم من گفتم بیاد پیشم بعد که اومد ناراحت بود گفتم ناراحت نباش عزیزعمه
دیدم گریه کرد
نصیحتی نبود که باعث ترکیدن بغض باشه
قبلشم مامانشم که بهش گفت بازم بغض ترکید خواست گریه کنه دیگه باباش اومد چیزی نگفت رفتیم بالا
ممنون فداتشم توکل به خدا 🥲💔
من میگم یکی از مهم ترین مراحل آرامش پذیرفتن اشتباهات خودمون هست.
داداششت بی فکر بوده چه در رابطه با خواهرش چه دختر خودش

شما هم نباید ارتباطتو قطع کنی باید از این به بعد سنجیده تر عمل کنی عزیزم.

خدا صدای دل شکسته رو میشنوه هرچقد به خدا بسپاری و فقط از اون بخوای بهتره
پاشو زانو غم بغل نگیر. بگو من غمم شادیم همش با خداست.
سلام فاطمه جان یچیزی بگم ناراحت نشی کاش اصلا با دختر برادرت چیزی نمیگفتی چون بالاخره تختیار بچشو داره اون خودش میتونه به دخترش چیزی بگه ولی خواهر یا برادر نمیتونن چون بالاخره میگن دخالت کردن و این حرف داداشت خیلیییی سخته حق داری بنظرم یمدت نرو خونشون زنگ زد جواب نده خودش بفهمه ناراحت شدی
عزیزم حق داری ناراحت باشی. من خودمم شبیه جمله ات بلکه صد برابر بدترش رو گفتن.
سر چیزی که اشتباه بهش رسونده بودن بهم گفت اینکارو کردی که خدا بچه فلج بهت داده . اینو گفتم بدونی در ادامه چیزی که میخوام بگم از رو درک نکردنت نیس. منم مثل تو بعد دو ماه هنوز حرفش یادم میفته آتیش میگیرم. نباید میگفت ولی چیزی هم که تو گفتی اونو بدجور ناراحت کرده‌‌‌. احتمالا دخترش مشکل داره و شما نمیدونید و اونا از این موضوع خیلی رنج میبرن و تشر تو باعث شده نارحتیش چن برابر بشه و یهو عصبانی شده. پس اینکه کلا نری نمیدونم برادرت رو کنار بزاری‌ و... کار درستی نیس. چون تو هم تو این ناراحتی سهم داشتی ولی سهم ات خیلی کمتره و چیزی بود که فک کردی داری کارخوب رو میکنی ولی یادمون باشه همه همین نظر رو دارن و باعث دلخوری میشن. تو از رو دلسوزی گفتی ولی اصلا اینطور نبوده
انشاالله خدا زودزود یه نینی ناز بهت میده
ممنون فداتشم امید به خدا❤️
حتما بهش میگم
امیدوارم از حرفام ناراحت نشی. اینارو گفتم فقط از طرف دیگه هم قضیه رو نگا کنی.
و بازم میگم حرفی که زده متاسفانه عین خنجر رو قلبت بوده و سخته فراموشش کنی
اره همینجوری رفتار میکنم
درست میگی واقعا ❤️
درسته
حتما به زن داداشم میگم پیگیر این موضوع باشه
نمیدونم والا
به نظرم نگی بهتره
میدونم کارهات همه از رو دلسوزیه اما نتیجه عکس میده
ممکنه بدشون بیاد
ادم از غریبه میشنوه ناراحت میشه ولی داداش خود ادم بگه ازیت میشه 🥲
من حدس میزنم خودشون کاملا اگاهن که دخترشون چرا اینجوری میشه اما نمیتونن بپذیرن یا دنبال راه حل باشن
فاطی چکار کردی
اصلا به خاطر همین اینقدر ناراحت شده.
چون سر من اومده
انشالله نوبت تو هم میشه سختی راه طی شد دیگه آسونیش مونده❤️😘
خداروشکر من اصلا آدم دخالتی نیستم
حتی وقتی زن داداشام یا خواهرم بچه هاشونو تربیت میکردن واسه موضوعی بچشونو تنبیه میکردن
اجازه نمیدادم مامانم از دلسوزی وارد بشه میگفتم بچشونه خودشون بهتر میدونن چجوری رفتار کنن

موضوعی که پیش اومده واسه من نه جنبه دخالت داشت نه حرف داداشم ربطی به موضوعی که پیش اومده داشت

الان من سوالم چیز دیگه ای بود و جواب دیگه ای میخواستم

امیدوارم تو موقعیت من قرار نگیرین
منم کسی اینجوری میگه از ته دلم ناراحت میشم. نمیتونم به خودشون بگم ولی من هر راهی فک کنید رفتم از اینکه یادآوری میکنن حالم بد میشه. اینو برداشت میکنم که اونا میگن من بی عرضه ام من نمیفهمم من بلد نیستم من دنبال چاره نیستم
مطمعن باش داداش و زن داداشت هم همین حس رو خواهند داشت.
مشکلی که دخترشون داره چیزی نیس که متوجهش نباشن. اتفاقا چون در مواجهه با بقیه اس شدیدا در عذابن
فاطمه جون من از نزدیک نمیشناسمت اما فقط از روی دلسوزی یه چیزی میخوام بگم. شاید هم اشتباه باشهه
چن باری دیدم در رابطه با بورس و اینا حرف زدی البته اگه اشتباه نکنم.

میخواستم بهت بگم زندگی عادی همینجورش تو ایران استرس زاست چه برسه بری تو بازارهای مالی.

فقط خواستم بدونم استرس بهت وارد نمیکنن؟

الی باور کن اینا حتما خیلی باهم خوب و ندار بودن که فاطمه نصیحت و راهنمایی کرد پس فکر نمیکرد بهش بر بخوره
انشالله خدا بهش سالم و سلامت ببخشه و دل یه اوما براش شاد بشه هم فاطمه هم همه چشم انتظارا ❤️
عزیزمممم🥺
کاملا درک میکنم. فاطمه هم چون خودش از این موضوع خیلی ناراحته اینجور دلش شکسته

خدا نکنه ادم غم چیزی تو دلش باشه کوچکترین چیزی از طرف دیگران بهمش میریزه
میدونی فاطی
حرف داداشم چی بود
میگفت تو که گفتی ناراحت نباش اون گریه کرده یعنی منو میخوایی بد جلوه بدی میدونی چیمیگم
فک میکنه من میخوام بچشو ازش دور کنم😐😐😐
فقط خاک تو سرش هر کی بود🥺 اگر واقعیت هم میداشت خیلییی خیلییی حرف بدی زد خیلی
😐😐😐
بانو بعضی وقتا ادما رو نمیشه پیش بینی کرد
من دختر خواهرمو قد جونم دوست داشتم بهش میگفتم ریزه پیزه فلفی و هزار تا اسم

یه بار خواهرم جلو زن داداشم بهم تشر زد. من بچه بودم اون موقع نمیفهمیدم این چیزا رو اما برام شد درس عبرت....

که بین چشم و گوشمم مرز بذارم
هییی چه فکرایی میکنن
هنوز یادمه که چقد دلم شکست فقط بهش گفته بودم خاله ریزه
بنظرم بیخیال حرفش بشو فاطی یمدت سر سنگین باش خودش متوجه میشه
حرفت کاملا درسته و آدم‌ همیشه از کسایی که انتظار نداره حرفی که نباید رو میشنوه 💔
فدای دلت❤️
الان به دختر منم از سر دوست داشتن میگن و من میدونم از سر دوست داشتنه

اما من دیگه هیچ وقت نتونستم خواهرمو و دخترشو اونجوری دوست داشته باشم
تجربه مو گفتم که فاطمه فک نکنه نمیفهمیم چی میگه و یه طرفه به قاضی رفتیم
ما داریم از تجربه مون میگیم
نه حرفات کاملا درسته فاطمه چون انتطار این حرفو از عزیزش نداشت شوکه و دل شکسته
نه عزیزم اینجوری نیستن اگه چیزی باشه نگن یا زن داداشم چیزی نگه
چند بار این اتفاق افتاده حتی بالا گفتم همون لحظه داداشم گفت منم زنگ میزنم اینجوری جواب میدی

توپ و تشری از طرف من نبوده اگه کل کامنتا رو خونده باشی متوجه میشین
ایشالله فسقلی میاد و دایی جونش جبران میکنه😍
گاهی بعضیا ناخواسته حرفی میزنن که دل یکیو میشکونن و نمیدونن اون طرف چقدر اون کلمه تو ذهنش مرور میکنه و میشکنه
دقیقااا
کاش مواظب حرفامون باشیم واقعا
ایشالاااا
خدا به همه از نعمتاش ببخشه
این دنیا ارزش دلخوری نداره
نه عزیزم درست میگین شما
منم اشتباه کردم اصلا حرفی زدم
و از این به بعد خوب و بد بودنشون هرچند سخته که ببینم بچه داداشم بد شده ولی تحمل میکنم
تمام توانمو اطلاعاتمو واسه بچه خودم میذارم
فاطی الان دارم آنیارو شیر میدم انشالله سال دیگه همین موقع بچه بغلته شیرش میدی نگران نباش دیدی خدا منو‌چجور سوپرایز کرد مطمئن باش یجوری سوپرایزت کنه خودت نفهمی
پس چجوری بگم که ممکنه اظطراب داشته باشه
چون اونا نمیدونم ممکنه از این موضوع هم باشه
بخدا تو‌دعاهام همیشه هسی تو رقیه مایسا هانی عاطفه فاطمه
بنظر من دیگه حتی راجب دخترشونم چیزی نگو بذار یچیزی برات تعریف کنم
اون موقعها من مجرد بودم زن داداشم بچه اولش بود ما هم نوه اولمون بود
چون توخونوادمون بچه کوچیک نداشتیم من کلی ذوق بچه داداشم میکردم انقدر که دوست داشتم یکم گریه کنه گریشو هم ببینم
منم پارسال یه نفر از اعضای خانواده شوهرم وقای ارکیده ۴ ماهه بود برا حرف دروغ دختر ۸ ساله ش اومد تشر زد بهمون و رفت من کل بیماریم برگشت شیرم خشک شد شوهرم افسردگی گرفت تا ۳ ماه درگیر بودیم چقدر روزای سختی بود چقدرررر🥺🥺💔بعد از یک ساعت دروغ دخترش رو شد ولی مگه دل ما فراموش کرد؟شیرم مگه برگشت؟کلی کلیپ و عکس ارکیده از اونروزا پاک کردم چرا که نگاهشون میکردم حالت عصبی بهم دست میداد اونروزا یادم میومد منم بخام فراموش کنم شوهرم نمیزاره
میگه باید گرگ باشی
میگه هروقت زنگم میزنن چندشم میشه جواب بدم
یعنی میخام بگم همیشه افراد نزدیکن دل میشکونن
اگه اینجور میشد دنیا گلستون بود
زن داداشم رفته بود به داداشم گفته بود به فاطمه بگو سر بسر بچم نذاره من دیگه همون شد نه دیگه با دخترش بازی کردم نه با زن داداشم چیزی گفتم
الهی آمینن❤️
آره واقعا حتی اگه واسه اینکه نباید به دختر میگفتم فحششمم میداد ناراحت نمیشدم واسه این ناراحتم چرا این حرف رو بهم زده
چرا بهم گفت واسه این خدا بهت بچه نمیده
تو میدونی تو دل من چی میگذره
چند بار تاحالا دخالت کردم تو زندگیت یا بقیه که الان اینجوری به من میگی
چند بار به گوشت رسیده فاطمه دخالت کرده تو زندگیمون که اینجوری میگی از این میسوزم فاطی
نه این که چرا به دخترش گفتم ناراحت نباش گریه کرده
باز رفته بود گفته بود فاطمه محلمون نذاشت کاری نکرد و اینا گفتم داداش من نمیدونم به چه ساز شما برقصم اگه ذوق بچت کنم میگی چرا ذوق میکنی حرفی نزنم کاری نکنم باز یه حرف میزنی
نه فک نکنم بود میگفت بهم زن داداشم
فک‌میکنن دخترشون از عمد اینجوری حرف میزنه
دیدم جفتشون ساکت شدن😂
چیو
توکل به خدا
بنظرم نقطه ضعف فاطی نشون نده ادم باید اینجو ر چیزاییو می‌شنوه بیشتر برای هدفش قدم برداره
مامانم میگه هرکسی چیزی گفت ناراحت نشو فقط تلاشتو بکن بهش برسی
بنظرم اونم ندونسته حرف زده
چرا قطع ارتباط نکردین
میدونی فریبا حس میکنم حواسش پرت اطراف میشه اینجوری میکنه
وگرنه بعضی وقتا واقعا خوب حرف میزنه
اینجوری نیست که بگم واضحه
یا مثلا میخواد حرص کسی رو دربیاره اینجوری میکنه
همون روز زن داداشم‌میگفت فاطمه خیلی قشنگ حرف میزنه گفتم حواسش پرت اطراف میشه میخواد هم پشت تلف رو داشته باشه هم اطراف دور خودشو
که اینجوری میشه

شاید اینم‌ نیاز به بررسی پزشکی داشته باشه نمیدونم
واسه ارز آره عزیزم استرس زا هست ولی خب
من کم کم میرم جلو چون شرایطم جوری نیس کار پرریسک بکنم
آره اصلا بعضی وقتا زن داداشم خودش میگفت فلان حرف رو بزن باهاش صحبت کن
بعضی وقتا میگم خودت بهش بگو چند بار از مشاور کمک بگیر بتونی با بچت صحبت کنی حتی مشاور هم بهش معرفی کردم اون موقع واسه پسرش که ۱۵ سالش بود
دیگه نه کاری داشتم نه پیگیری کردم
تا ابد از ذهن آدم بیرون نمیره اتفاقای بد و اتفاقاتی که باعثش افراد دیگه ای باشن
نمیدونم چی بگم چون میترسم آشنا و عزیز باشه
حالا میبینی فاطی
همین داداشم از این به بعد حالمو دید اینجوری ۲۴ ساعت پیگیر که ببین چیشده
اصلا جناییش میکنه میگه حتما بین خودشو شوهرش دعواشون شده واسه بچه😐😐😐😐😐


میدونی داداشم بزرگه اس
یه جوری رفتار کرده از بچگی که هیچکدوممون باهاش راحت نبودیم
من تا قبل ازدواجم اصلا باهاش شوخی و اینا نمیکردم چون معذب بودیم پیشش یه جورایی فک میکردیم غریبه اس ولی با اون دوتا داداشم میگفتیم میخندیدیم شوخی میکردیم مسخربازی میکردیم
کم کم خودش اومد جلو نه مثل اون دوتا ولی راحت تر شدم باهاش
حالا با من یکم راحتتره
دوتا خواهرم که زیاد حرف نمیزنن باهاش همون خجالت و معذبی رو دارن باهاش
من میشینم تو ماشینش خجالت میکشم باورت میشه
خانومش که نیومد باهامون خونه باباش موند همش تو دلم میگفتم کاش میومد
الان یعنی من باید بشینم جلو چجوری بشینم
سر صحبت باز کرد گفتیم خندیدیم
بعد اینجوری گفت خیییییلی درد کشید قلبم
قسم خوردم تو منجلاب هم افتاده باشن اصلاااااااا دستمو دراز نمیکنم که کمک کنم
چون تا مغز استخونم تیر کشید حرفش
ببین حتی ممکنه همینم باشه کمبود توجه داشته باشه و از عمد اینکارو کنه
هزار تا علت ممکنه که باید بره روانشناس

شما خودتو درگیر نکن خودت از همه مهمتری
انشاالله خدا خودش کمک اون دختر هم میکنه.
من فکر میکنم حساس شدی
زود رنج شدی
این قضیه بچه نداشتن داره خیلی اذیتت میکنه و انگار شده خط قرمزت

وگرنه خیلی حرف آنچنانی نزده عزیز من ک بخواهی دیگه نری خونش و خودتو آتیش بزنی.
یکم ک آرومتر شدی با پیام یا وویس یا اصلا زنگ زدن ب داداشت بگو خیلی ناراحتم کردی ازت توقع نداشتم

همین و تمااام
نمیدونم خدا کمکش کنه
نه دیگه کاریش ندارم شما درست میگین
۱۲ سال منتظر بودن با ۶ تا سقط بایدم حساس بشم و زودرنج و بشه خط قرمزم
که هرکسی میدونه درد من چیه دست نزاره رو چیزی که منتظرشم و براش دارم دکتر میرم

میرم خونشون ولی خیلی خیلی کمرنگ تر از همیشه

خدا به همه کمک کنه به اونایی که منتظرن هم کمک کنه زودتر بچه سالم بغل کنن
از تیکه و طعنه و حرف بقیه درامان باشن
🥺✋🏼

چقدر غم انگیز بود
ان شاالله بزودی خواسته ی دلت با حکمت خدا یکی باشه و مادر بشی دوست خوبم

نا امید نباش... ب داشته هات فکر کن نه ب نداشته هات
چون نمیشه
۳ ماه نرفتیم هرروز زنگ و گریه و التماس تا محل کار شوهرمم میرفت واقعا قطع ارتباط شدنی نیست
همینه که الان انقدر روحت درد گرفت وگرنه آدم از غریبه نمی رنجه
دقیقاا بخدا همین الان که دوباره پیامم خوندم حالم بد شد از یاد آوریش
هروقت شیرخشک گیرم نمیاد شوهرم میگه این بچه آه داره
الهی بگردم🥲🥲
حتما قوم شوهره
چرا باید حساس بشه حرفش بنظرم خیلی بد بوده که خدا بهت بچه نمیده مگه دست اونه خدا به وقتش میده شاید برای فاطمه یه زمانی گذاشته
حق داری واقعا ادم از عزیزش انتظاز حرف اینطور نداره بخاطر یه دلسوزی
اره😐
ان شاء الله به زودی باردار میشی دلت آروم میشه یادمه تو شهرمون یه لباس فروشی بچگونه ارزون قیمت باز شده بود دوست منم بچند سال بود باردار نمیشد از روی محبت به زنداداشش گفت فلان جا مغازه ی لباس فروشی با قیمت مناسب بتز شده زنداداشش هم برگشت گفت من بچه هامو از سر راه نیاووردم بهام از هرجایی براشون لباس بخرم این دوستم خیلی دلش شکست و گریه کرد ماه بعدش باردار شد. ان شاء الله خدا به دل شکسته شما هم نظر کنه
به نظر من که حق داشته ناراحت بشه بچه نداشتن یه چیزیه ولی اینکه بگن حقت بوده یا خدا تو رو شناخته یه چیز دیگه ست .....
چقد بده آدمای کاری کنن ک از خوبی کردن پیشمونت کنن...

منم ی مدته دلخوری داریم با خانواده ام، 7 سال وقت گذاشتن و مهربونی و دل سوزندن بی منت رو وظیفه ام دونستم، ولی سر بزنگاه قلبم بدجور شکست ازشون...
ی کاری کردن ک نمیگم آرزوی هر خانواده دختری همچین دامادی مث شوهر من بوده،ولی شوهرم مث پدر و مادر حتی بیشتر هم براشون وقت گذاشت و همه این محبت ها در کسری از ثانیه، شدن منت،شدن ک خاستی نکنی خاستی نیاری...

فاطمه جون، خاستم بهت بگم تنها نیستی..تازه کاش من این حرفا رو می‌شنیدم حتی بدترش رو درباره خودم ،دخترم
ولی ای کاش هیچ وقت همسرم این وسط سوزنده نمیشد
دل خودم شکسته نمیشد از خواهر خودم ک بی منت براش وقت گذاشتم و چ جاهایی چ زمان هایی حاضر میشدم نصف شب با اسنپ شده برم پیشش تو شهر غریب،ولی وقتی ک نیاز داشته باشم دریغ از ی پیام...
😢
بنظرم زمان هیچ چیزی رو عوض نمیکنه، فقط دیدت رو نسبت ب بعضی آدما بازتر میکنه ک قلبت باید درد بگیره تا عقلت یاد بگیره....
حرف داداشت خیلی زشت بود
مثلا میتونست بگه سر ب سر دخترم نزار
چقد بد زبونی کرده.
عزیزم اروم شدی🫂
فاطمه جون عزیز دلم از ته دلم آرزو میکنم که حکمت خدا با خواست قلبت یکی بشه
من درکت میکنم وقتی ذهن و اعصاب ادم خسته میشه چقدر حساس میشی و حتی کوچکترین چیز ها میتونه ادمو بهم بریزه
حالا جدای از اینکه ای کاش داداشت هم درک بیشتری داشت
ولی امید به خدا امیدوارم به زودی زود دامنت سبز بشه عزیز دلم
😪😪😪فاطی نبینمت غمت رو دختر؛ خاک تو سر همچین برادری با اون حرف زدنش😑😑😑نمیدونم چی تو سرش چرخیده ک اینطور گفته خب برادر من ناراحت شدی از نصیحت خواهرت خیلی محترمانه بگوو میشه دیگه راجع ب بچم نظر ندی یا چرا اصلا تو زندگیم دخالت میکنی این چه حرفیه ک ب یک زن اونم خواهرت ک خودش دلش خونه برای بچه اینو میگی😔😔😔😔
اصلا هم خودت سررنش نکن ک خونت تغییر دادی اومدی پیششون ؛ تو خونش ک نیستی فقط نزدیک شی میتونی فاصله تو حفظ کنی و رفت و آمد کنترل کنی کلا قطع رابطه ک نمیخای بکنی ی مدت فاصله بگیر بعدش هم خیلی سرسنگین باهاش برخورد کن و تمام
ممنون عزیزم
امید به خدا🥲
دوست دارم فکر نکنم بهش ولی اطرافیان نمیذارن
ببین یکی از دوستان گفت مردا حرفاشون یادشون میره واقعا درسته این یک
دو اینکه انشاالله خدا دامنو سبز کنه میبینی که بچه از برادر و خواهر باارزش تر میشه برای آدم احتمالا داداشت هم از این موضوع ناراحت بوده که چرا به دخترش اینجوری گفتی
سه اینکه خیلی ها مثل من بچشونو دعوا میکنن اما دوست ندارن کس دیگه ای به بچشون تو بگه
چهارم هم اینکه دعوای خواهر و برادرو رو یخ نوشتن سریع از بین میره😉
عصر زن داداشم زنگ زد بعد گریه هام
و به شدت سرد حرف زدم همش میگفت خواب بودی
یه جوری
حالت خوبه؟
گفتم خوبم نه خواب نبودم
هرچی میخواستم پرانرژی باشم نمیتونستم🥲🥲
حالا گفتم بعدا که بهشون میگم این روز رو هم یادآوری کنم براش فلان روز زنگ زدی فک کردی حالم بد اونجوری حرف زدم قبلش کلی به خاطر حرف داداش گریه کرده بودم
نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم خدا به دلت آرامش بده
خیلی بده نشخوار های فکری
خدا نکنه فداتشم🥲
آره واقعا کاش حداقل بهم فحش میداد میگفت اصلا با بچه من حرف نزن هضمش برام راحت‌تر بود
نه اینکه بگه تو بخاطر این خدا بهت بچه نمیده💔💔💔
فداتشم عاطی توکل به خدا اصلا نمیدونم چی بگم بخدا
انقد ناراحتم مغزم هنوز هنگه
فاطی کاشکی میگفتی بخدا یکم خالی میشدی بعد کهنه تر میشه الان بگو که یاد بگیرن دست رو نقطه حساست نزارن🥺
فدای تو گلم❤️والا من کار ندارم شوهرم خیلی ناراحته بقول تو فکر نمیکردیم و انتظار نداشتیم تازه من به زور میبرمش اونجا میگه حالت تهوع بهم دست میده میبریم🤣🤣🤣🤣
آره واقعا
چقد آدما بد شدن😢
آدم نمیدونه چی بگه
چجوری دلشون اومد اینجوری کنن
میگن خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند

🥲 خیلی جوری بوده که از چهارشنبه تا حالا من تا خلوت میشه تنها میشم گریه میکنم 💔
از داداش خودم انتظار این حرف رو نداشتم
خیلی داغونم کرد خیلی
سر به سر نذاشتم فقط گفتم ناراحت نباش دیدم گریه کرد من چه میدونستم منتظر تلنگر دیدم خیلی بغض داره گفتم حالا میخوام برم گناه داره یکم باهاش شوخی کنم از دلش بره
اومد گفتم خودتو ناراحت نکن عزیز عمه دیدم گریه کرد سریع حال و هواشو عوض کردم نذاشتم زیاد گریه کنه
داداشم فک میکنه همه میخوان بچه هاشو ازش بگیرن یا ازش رو برگردونه
هرکسی الگوش پدر و مادر خودشه میخوایی باهات خوب باشن یکم باهاشون صمیمی تر باش رفیق باش نه اینکه جوری رفتار کنی بچه نتونه بهت حتی سلام هم بکنه

در حق بچه هاش خیلی کوتاهی کرد
چند بار بهش گفتم بچه هاتو جلو بقیه حتی من که عمشونم باهام راحتن کوچیک نکن اگه کار اشتباهی میکنن فقط به خودشون بگو یا بذار خودتون وقتی تنها شدین بهشون تذکر بده گناه دارن اعتماد به نفسشون پایین میاد نمیتونن تو جامعه سربلند کنن ولی بازم هیچی کار خودشو میکنن منم دیگه چند سالی هست اصلا چیزی نگفتم و کاری هم ندارم گفتم به درک خودش باید بفهمه خر که نیست
تا گذشت چند روز پیش که اینجوری شد
به شوهرم گفتم که داداشم چی گفت
گفتم یکم حالم بهتر شد حتما بهش میگم که ازت خیلی ناراحتم
از ساعت ۸ صبح که بیدار شدم بخدا هیچی نخوردم به جز داروهام
تا ساعت ۸ شب هیچی نتونستم بخورم رفته بودیم دکتر به شوهرم گفتم بریم فلافل بخریم
غذای بیرون نمیتونم بخورم به جز فلافل
تا رفتیم خریدم جاتون خالی خوردم
بهترم یکم تاب خوردیم بعدم رفتیم خونه پدرشوهرم و برادرشوهرم
ممنون عزیزم امیدم به خداست
برام دعا کن💔🥲
سودی💔
کاش فحشم میداد میگفت با دخترم حرف نزن بخدا چیزی نمیگفتم
میگفتم حق داره اشتباه از طرف من بود
درسته من چیزی نگفتم دخترش منتظر تلنگر بود گریه اش گرفت
ولی اینکه مشکلمو بکوبه تو صورتم خیلی سنگین بود دلم بدجور شکست
بخدا الان شوهرم رو به روم نشسته نمیتونم گریه کنم نگاهمو ازش میدزدم که تو چشمام اشکمو نبینه
اصلا نمیتونم هضمش کنم
انقد دردش تو قلبم سنگینه درد میکنه💔💔💔😞😞😞
سرسنگین شدم یعنی به صورت غریزی این حال بهم دست داد عصر زن داداشم زنگ زد اصلا یه جوری جواب دادم بعدش گفتم کاش یکم سرحال تر میبودم
کاش جور دیگه ای ناراحتیشو بیان می‌کرد قلب من نشکنه نشم یه فاطمه گوشه گیر که در حال گریه کردنه فقط
من بچه دارم بشم واسه بچم دل کسی رو نمیشکنم چون دل شکستن تاوانش سنگینه و هیچوقت به خاطر موضوع های کوچیک و پیش پا افتاده باعث دل شکستن کسی نمیشم
دلم میخواست منم دل کسی رو میشکوندم یا با کسی جوری رفتار میکردم که نتونه سمتم بیاد
اینجوری آدم عزیزتره تو این دنیا

بعدشم من اصلا با دختر دعوایی نکرده بودم کاش دعوا کرده بودم میگفتم حق داره

اصلا نمیدونم چی بگم خیلی ناراحتم شوک عجیبی بهم وارد شده
کاش این حرف یه غریبه بهم گفته بود نه داداشم
نه سعیده میخوام به خودش بگم دلیل ناراحتیمو بفهمه
بهشم میگم
آدمی نیستم حرف بزارم تو دلم از کسی ناراحتم بهش میگم
یه حرفی زده رفته شاید الان اصلا یادش نیست که چی گفته
ولی ببین یه نفر به چه حالی افتاده😔😔😔😔
تو اگه بچش رو کتک هم میزدی نباید این حرفو میزد
باشه دعوات میکرد فحش میداد ولی این حرف رو نمیزد
واقعا ادم میمونه چی بگه
اره میدونم من خودم امشب خونه اجیم بودم دیگ اجیم کلافه شد از بس دخترش حرفش گوش نمیداد من خیلی آروم ولی حساب شده بهش گفتم سریع گوش داد
اشکالی نداره از این به بعد دیگ اهمیت نده
پس خوبه انشالله دلت اروم شه اونم با یه فسقل شیطون😘😍❤️
فاطمه شاید درجریان دوس داشتنت از سمت دختر جاریت باشه ک چقد بهت وابسته هست و میترسه دختر خودش هم مثل اون بشه و بیاد سمت تو
وگرنه دلیل دیگ ای نمیبینم برا این واکنش تندش رو
فاطمه جان بهتر شدی؟
آره بخدا
چقد حرفا میتونن از گلوله آتیشی تر باشن
چی بگم بخدا
من گفتم حق داشت که بهم تذکر بده واسه دخترش منم بفهمم کاری نداشته باشم دیگه
ولی این حرف واقعا حقم نبود
واسه بهتر شدن تربیت بچه اگه از کسی حرف شنوی داره اشکالی نداره آدم بهش بگه
نمیدونم شاید این از طرف من مشکلی نداشته باشه شاید چون بچه ندارم اینجوری فکر میکنم
نمیدونم
نه وابستگی تموم شد اون ولی باهم مثل رفیقیم
مهم نیست دیگه برام منم سمتشون نمیرم دیگه حضورمو کمرنگ تر میکنم
بهترم عزیزم ممنون بهاره جان
ببخشید دوستان درگیر کارهای آی وی افم نتونستم بیام اوما 🥲
ممنون از پیام‌های پرمهرتون
دلگرمی هاتون
از این که تو این مشکلم همدمم بودین و راهکار میدادین
از تک تکتون بی نهایت سپارسگزارم
لطف کردین🥰
باشه روزی تو شادی ها و موفقیت هاتون سهیم بشم 🥰🥰🥰😘😘😘😘
انشالله که دست پر خبر خوش برامون میاری😍
انشالله بیای تاپیک بزنی برا نشون دادن بی بی چک🤩🤩
بانو چ خبر
گل دخترات چطورن
فدای تو بهار جون خوبیم شکر😘❤️تو چطوری؟دخملی خوبه؟فسقل نداری ؟
فاطمه جون به امیدخدا هرچه زودتر دامنت سبز بشه و یه نی نی کوچولو جا خوش کنه تو شکمت تا تموم همو غمت برا بچه از بین بره
😘از ته قلبم از خدا خاستم دست رد به سینت نزنه
خداروشکر😘❤️
قربونت عزیزم ماهم خوبیم
نه فعلا ک موندیم🥲
عزیزمی❤️انشالله به زودی زود😘❤️
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه