Ooma
پرسش (1405/07/01):

مشکلات باخانواده همسر، نیازمندکمک وراهنماییتون😥

سلام عزیزای دلم
تنهاجایی که میتونم مشکلمودرمیون بزارم پیش شماست که مثل همیشه راهنماییم کنید
من وخانواده همسرم داخل یه ساختمون زندگی میکنیم، خانواده همسرم خداییش خوبن اذیت ندارن ودرک میکنن گاهی اوقات هم مادرشوهرم میادبالاکاری داشته باشم کمکم انجام میده ولی هم یکم حسوده هم فوضول
دیروزمیخاستم برم بیرون منوداخل حیاط دیده ازم میپرسه کجامیری، که من خیلی بم برخوردوجواب سربالابش دادم
یایه دست لباس بافتنی خریدم برانی نی، میگ ازین لباسانخربچه توگرمابدنیامیاد،یامیگ کالسکه وگهواره نخراگه خواهرت داره ازاون بگیربرابچت اگه گرونه.(اخه قبلااصلاایطورنبود نظرنمیداد)
میدونیداول اینجوری نبودحس میکنم خیلی داره دیگ باهام احساس راحتی میکنه مخصوصاازوقتیک باردارشدم دوست ندارم اینطورباشه وهمش بارداری منوباجاریم مقایسه میکنه. کمکم کنیدکه بتونم حدومرز رو بهشون بفهمونم که رعایت کنن
و یه مشکل دیگ که میدونم بعداباهاش روبه رومیشم اینه که بچه ک بدنیابیادتاگریه کنه وصداش بره پیششون، سریع میان خونمون بنظرتون چطوری میتونم این موضوع رو کنترل کنم ازاول؟؟؟

زندگی کردن کنار یا نزدیک خانواده شوهر اصلا خوب نیست.حتی اگه بهترین آدمای دنیا هم باشن بازم دخالت و دلخوری بوجود میاد.حالا که چاره ای جز کنارهم بودن نداری باید حد و مرز خودت رو مشخص کنی.هرچی گفتن بگو ممنون ولی من اینطوری دوست دارم.یکم که اهمیت ندی خودشون متوجه میشن...
بنظرم تو هر موقعیت با آرامش و قاطع جوابشون رو بده
مثلاً اگه گفت وسیله های خواهرت استفاده کن بگو ما فکر همه جاشو کردیم بچمونه دوست داریم چیزی براش کم نزاریم
عزیزم چون مادرشوهرت این حرفارو زده حساسی، مطمئنا اگه مامان خودت ازت بپرسه کجا میری و چی بخر چی نخر ازش انقدر به دل نمیگیری.

اما بهترین راه اینه که حرفاشونو نشنیده بگیری و در نهایت کار خودتو بکنی.
بعد به دنیا اومدن نینی هم سعی کن بیشتر کاراش خودت انجام بدی اینطور کم تر دخالت میکنن
راجع ب بعدا که بچه دنیا میاد از اولش کلا ازشون توی بچه داری کمک نخواه و انتظاری هم نداشته باش.
اره واقعا
لنت به شرایط اقتصادی که اجازه جا ب جایی و خرید خونه رو نمیده
اخه بدبختی حس میکنم نمیتونم بگم
مگراینک با کارام بهشون ثابت کنم
مثلا اوندفه میگ که تو فقط بچه رو شیر بده بقیش باخودم🙄
خیلی ها این مشکلو دارن منم همینم ولی باید بیخیال باشی دیگه
یجوری جواب دادم ک فهمید بهم برخورده و بعدش زیر چشمی نگام میکرد ببینه عکس العملم چیه
ولی اگ یچیزی گفت دیگ ازاین ب بعد باید جواب بدم نمیشه ک
پس به رو خودت نیار
من کلا اهل جواب پس دادن نیستم ب پدر مادر خودمم درست جواب پس نمیدادم دوران مجردیم اینجوری واقعا اذیتم بدم میاد
این حرفهای الانشه 😂
بعداً بچت اذیت کرد طرفت هم نمیاد
ببین ماهم با خانواده شوهر تو یه آپارتمان هستیم. ولی با مادرشوهرم مثل مهمان رفتار میکنیم. یعنی وقتی میاد خونمون نمیذاریم کار کنه،
وقتی الان میاد کمکت تو کارای خونه، خب کم کم اونجا رو مثل خونه خودش میدونه و برنامه میچینه
دقیقا باید همینکارو کنم
تا الان میگفتم. توهرشرایطی ازش کمک میگیرم ولی نه نمیزارم کمکم کنن
الانم تو بارداریم ایقد دوست داره کمکم کنه ولی خودم کاری بش نمیدم ک واسم انجام بده دوست ندارم
اگه میخوای تو زندگیت دخالت نشه باید حد و حدودت مشخص باشه
اره عزیزم همینکارومیکنم
فقط ناخناشو میدم اون بگیره 😂
نه اینطوری فکرنمیکنم باشن
الان جونشون درمیاد برا بچه های برادرشوهرم
کار درستی میکنی ازش کمک بخوا ولی به اندازه
تو نمیتونی اخلاقاشونو عوض کنی، فقط با جواب بی ربط دادن یا رسمی صحبت کردن میتونی بهشون بفهمونی ک حد و مرزها رو رعایت کنن
الانم وقتی میاد ب زوووور من اجازه بش بدم یکاری کنه
یه بار اومد خونمون شوهرم داشت سرویس بهداشتی رو میشست ایقد بش برخورد و صورتشوکج و کوله کرد
حس کردم براهمین بعد اومد انجام داد ک شوهرم کاری انجام نده
البته یه چیزی بگم ما مادرها هم یکم حساسیم دوست نداریم بچمون به جز خودمون به کسی وابسته بشه بخاطر همین اینجور حسی داری درکت میکنم
اینک احساس صمیمیت میکنن بعدش و نظر میدن بدم میاد
وگرنه چی ازاین بهتر که یکی کمکت باشه اونم من ک خانوادم دورن
مادرشوهرا این اخلاقا دارن دیگه خیلی محل نده به آرامش خودت و نینیت فک کن
ببین اینقد بام احساس راحتی کرده که یکم کم دراوردم اونشب به زبون بختیاری بم گفت شکم گنده
من خیلی بم برخورد و خیلی خودموکنترل کردم ب شوهرم نگم ولی گفتم اگ بار دوم تکرار کرد دیگ بیجواب نمیزارمش
مادرشوهر من بدون دعوت نمیاد خونمون. الان ک پاش درد میکنه نمیتونه از پله رفت و امد کنه، ولی قبلا هم وقتی میومد ما هر کاری داشتیم میذاشتیم کنار، انگار که یه مهمون اومده، پیشش مینشستیم و نمیدونست آیا کاری داریم یا نه.

تو هم یا هرچی اصرار کرد بگو کاری برا انجام نداری، یاهم ک اگه دلت میخواد کمکت کنه باید تبعات بعدشم بپذیری
دقیقا
ایناهم بابچه هاخیلی بازی میکنن، بچه بهشون زود وابسته میشه
مثل بچه های برادرشوهرم
آره منم از نظرهای الکی یوقت خسته میشم ولی محل نمیدم کار خودمو میکنم
حالا انقد حساس نباش، خودت اذیت میشی، اون شکم هم ک دراوردی بخاطر بچه هست، بگو آخه بچم داره بزرگ میشه قربونش برم😊
همه چی بستگی ب خودت و البته شوهرت داره.
بچه های جاری هام بدون پدر و مادرشون اصلا از توی خونه بیرون نمیان.
آره واقعا بستگی به خودتون داره چطور بخواین بچتون بزرگ کنین
عزیزم
بگو بچم تپلی ماشالا از این حرفا تو حاملگی زیاد می‌شنوی بیخیال شو
خوب بگه. ولش کن عزیزم. اولش همه ذدق دارن این حرف ها رو میزنن بچه اذیت میکنه گردن نمیگیرن. به منم مادرم و مادر شوهرم میگفتن تو بچه بیار نگران کار نباش ما نگهداری میکنیم ولی بقول شوهرم یه روز نگهدارن خسته میشن.
من که از خدامه کمک داشته باشم بتونم بعدش برم سرکار.
راجع به بقیه حرفاشم به دل نگیر اینطوری خودت اذیت میشی تو عمل اجازه دخالت نده خودت کاری که دوست داری بکن. پیشنهادی داد بگو بهش فکر میکنیم ولی هرچی خودت فکر میکنی درسته انجام بده. راجع به بیرون رفتن هم متاسفانه وقتی نزدیک هستین اینجوری هست. منم تو یه ساختمونم مادر شوهرم اینجوری نیست ولی پدرشوهرم گاهی میپرسه کجابودی کجا بری همیشه میگم بیرون یا سرکار توضیحی نداره
حالا من دلخور بودم که بچه من یه ساعت گریه کرد و به رو خودشون نیاوردن 😂
دیگ چی میتونم بگم بنظرت؟ 😂😂
یچیزی ک بفهمه بم برخورده
منم همیطوری دوست دارم
باید منم یادبگیرم جواب بدم😶
مرسی عزیزم
اره خونه مشترک داشتن مشکلات خاص خودشوداره
خب اینم بده خدایی
ولی اونجوری که سریع بخاد بیاد و نظر بده و وارد خونه بشه یهویی بده
ولی باز هیچی ارزش ناراحتی نداره از این گوش بگیر از اون گوش بیرون کن زندگیت هم سخت نکن
شوهرمم میدونه اگه کسی تو زندگیم دخالت کنه بدم میاد
دیروز گفتم اومدم برم بیرون مامانت گف کجامیری، دیدم نگام کرد منتطر اعتراضم بود ولی هیچی نگفتم
اگ ادامه دارشد بعد ب خدمتشون میرسم😁
آره بابا حرف خودتو بزن هیچی رو دل خودت نزار
حالا به شوخی و خنده ولی بگو
اولا در خونه همیشه بسته باشه که نتونه یهویی بیاد،
بعدشم یا باید اصلا نیاد یا همیشه بیاد😁
متاسفانه در رابطه با خانواده شوهر همه چی صفر و صد هست، حد وسط نداره
ن واقعا میگم دیگ
چون من یه شخصیتی ک دارم خیلی ب حرفا فکرمیکنم اگ جواب ندمم بیشترفکرمیکنم
اره واقعا🤦🏻‍♀️
ن درخونه ک همیشه بستس ولی وقتی در میزنه مگ میشه درو باز نکرد واسش؟!!!
نه خب نمیشه درو باز نکنی
ولی اگر چنین موردی پیش امد رک بهشون بگو دلم میخواد خودم به بچم رسیدگی کنم
و منی ک تو ی ساختمون با مادرشوهرم زندگی میکنم ن تو حاملگی برام غذا اورد ک نکنه یوقت بوی غذا بهم بخوره و دلم بخواد ن اومد بچمو نگهداشت ک ب کارام برسم و همیشه میگفت اصلا صدای بچه پایین نمیاد دورازجونتون خودش خر بود فک میکرد منم خرم ک دروغ میگه مگه میشه تو اپارتمان باشی و صدا نیاد!!!
منم دخترم تا سه ماهگی اصن شبا نمی‌خوابید همش نق میزد تو یه خونه مادرشوهرم می‌گفت صدا نمیاد اصن 😂
ولی بنده خدا کمکم میکرد
هی میگفت صدا نمیاد اخر من ب برادرشوهرم ب زبون بچه گفتم عمو ببخشید شبا گریه میکنم و نمیذارم بخوابی اونم گف اشکال نداره عمو بزرگ میشی درست میشه ب مادرشوهرم گفتم گف عه ما تو اتاق میخوابیم شاید کانال کولر بستس صدا نمیاد ک دورازجون غلط میکرد😐😐
کونشون گشاده بهونه میکنن صدا نمیاد 😂
😂😂😂
خدا خیرش بده
😂😂
آره واقعا یوقتایی نیازه یکی بهت کمک کنه
همینو بگو تازه همیشه میگن ما که شبا بیداریم اصن خواب نداریم 😂
دقیقا یکی بچه رو بگیره ک فقط ی ساعت ادم بخوابه
😆😆😆این انگار مادرشوهرمنه مث خرس روز و شب میخوابه و میگه خواب ندارم ک خوابم سبکه ولی در میزنی بازنمیکنه😂😂
والا من تا سه ماهگی دخترم داشتم روانی میشدم دیگه از بیخوابی
وای پس همشون همینن 😂😂
خیلی سخته خدایی همه چی ب کنار این بی خوابی ی طرف
اره 😂😂😂
اگه بخولی بعدش دخالتم نکنن و به قول خودت تاگریه کرد سریع نیان دایه ی مهربانترازمادرنشن ازهمون اول اختیار بچه رو باید دستت بگیری وبه قول یکی ازدوستامون نباید توقع وانتطار کمکم داشته باشی یابخوای بری جایی بخوای برات نگهش دارن امااگه اینجور وقتا توقع کمک داشنی باشی اونام به خودشون اجازه ی دخالت میدن
به نظر من از حالا سفت و سخت بگیر
حتی یه وقتایی یه جوری غیر مستقیم بفهمون که تمایل نداری تو کارای بچه دخالت کنن
ولی وقتی به دنیا اومد ،بعضی اوقات که خسته بودی بزار تو یه سری کارا کمکت کنن،چون خانواده ات هم نزدیکت نیستن به عنوان یه مادر تازه زایمان کرده دست تنها خیلی اذیت میشی ،اینم بدون بخوان کمک کنن مطمعنا یه سری دخالتها هم انجام میدن
ولی بدون کمک اطرافیان بچه داری کردن مصادفه با یه مادر نابود شده
دقیقا حرف هممون اینه
اگر کمک بخوای حتی شده یه ذره، انتظار دخالتم داشته باش و نمیتونی هم زیادی ناراحت بشی و واکنش نشون بدی،چون دارن کمک میکنن
بچه هم هر مشکلی داشت،تو اینترنت بپرس یا از اینجا بپرس .
من اون روز یه کلمه به مادرهمسرم گفتم اونجای دخترم سوخته،یه بار زنگ زد گفت لیمو شیرین بده شاید گرمیش شده،یه بار زنگ زد گفت پوشکش نکن،یه بار زنگ زد گفت بهش بلدرچین نده ....دیگه میخواستم بگم بابا من که ازتون نظر نخواستم چیکار باید کنم،فقط یه کلمه از دهنم در رفت .نیاز به راهنمایی ندارم 😐
به منم میگفتن ولی بچه‌داری سخته الان کسی کمکم نمیاد😃😃
نظر من البته اینه شایدم اشتباه باشه من بودم اصلا ناراحت نمی‌شدم چون حرف بدی نمیزنه طبق تجربه خودش میگه و به نفع خودت و زندگیت هست مثلاً میگه بافت نخر تو گرما بدنیا میاد بعد هم زود کوچک میشن تو نوزادی این بد نیست یا میگه اگه خواهرت داره نگیر مگه سیسمونی به عهده مامانت نیست خب میخواد مامانت خرج الکی نکنه اگه به عهده همسرتون هست باز می‌ره تو جیب خودتون اگه حساس نشی اعصاب خودت آرومه به دید خوب به قضیه نگاه کن
سلام ب نظر من توجه نکن
و با آرامش مرز بذار نه عصبانیت ، حرف حق را با تیکه یا خشم و عصبانیت بگی شنیده نمیشه .
اگر خانواده خودت میخواد سیسمونی بده که شاید منظورش اینه با این قیمت ها اذیت نشن بلد نیست قشنگ بگه .
اگرم خودتون می‌خرید که خب بگه یا نگه کاری که فکر می‌کنی صلاح انجام بده .
بعد تولد نی نی هم لازمه بابا مرز بذاره، و اینکه کلا همه چالش دارن
اون ها ک خونه ها نزدیکه بیشتره . فرقی نداره خانواده خودت باشند یا همسر .
تو بچه داری ادم یوقتا بجایی میرسه ک دقیقا همینو میخواد تا تن و مغزش یکم استراحت کنه
اگ آدم خوبیه اگ سبکه تربیتش خوبه
بنظرم جوری رفتار نکن ک پل های پشت سرتو خراب کنی
من خودم بچمو نمیدادم کسی نگه داره مگر اینکه در حد کاره ضروری یا بازار رفتن در حده چند ساعت میدادم ب خواهرم
ولی واقعا تحت فشار بودم همیشه روح و روانم خسته بود هنوزم هست حتی از مادر شدنم درست لذت نبردم
اگ تو زندگیتون آدمه اَمن دارین قدرشو بدونین
دقیقاً منم چیزه بدی از حرفه مادرشوهره برداشت نکردم
بایدقدر بدونی کمتر مادرشوهری اینکارومیکنه
امامنم خیلی حساس بودم فکرمیکردم میخوان بچمو به خودشون وابسته کنن دلم نمیخواست بهشون بدم هرچنداینم بگم اونام فقط برا رفع دلتنگی خودشون میخواستن نشد بگن بچه رو بده ما خریدی باشگاهی بیرونی مهمونی هیچوقت اینکارونکردن اگه ادمی بودن که به فکر یکم استراحت خودمم بودن واقعا منم حساس نمیشدم بنطرم اتفاقا باید قدرمادرشوهرت وبدونی
کسی ک بخواد اذیت نکنه ربطی نداره دور باشه یا نزدیک
ولی اینا معلومه ذوقشو دارن میخوان کمک کنن
مادرشوهره من با اینک خیلی کم میبینیم همو ولی از لحظه ی تولدش تا ب الان امکان نداره یبار بچمو ببینه ایراد نگیره از ظاهرش😑
بعده زایمان از بیمارستان ک برگشتم خونهی مامانم مادرشوهرمم اومده بود بچه رو بلند کرد سرپا کرد ک وایسته بچه ی پاشو جمع کرد تو شکمش اونم گفته این بچه معلوم نیس راه میوفته یا نه پاشو زمین نذاشت
شوهرم غر زد بچه رو گرفت
بعده اونم هربار همینو تکرار میکرد
آخرین بار گفت بنظره من ک خیلی سخت ماهسو بتونه راه بره گفت آره بچم ( دورارجونش) فلجه هر موقع فلج بودنش ب دکتر ثابت شد پیگیری میکنم
اینو ک گفتم هنگ کرد هی میگ خدانکنه زبونتو گاز بگیر گفتم چرا ؟ چند ماهه هی همینارو میگی دیگ اگ قراره سخت راه بره فلجه دیگ گفتم یبار نشد ایراد نگیری حالا اینجا بچم ۴ ماهش بود دیگ این حرفو تکرار نکرد
ولی ایرادای جدید کشف میکرد با اینک الانم هر چند ماه میبینمش زنگ میزنه ب بچه غذا میدی یا گشنش
کسی بخواد رو مخت بره ربطی نداره دور باشه یا نزدیک
وایییی چقدر تو صبرت زیاده خواهر یعنی از بچه تازه بدنیا امده توقع راه رفتن داشته یا اینکه پاشو سفت نگه داره🤔😑
اینا مقصر همسرته اگه یبار جلو مادرش وایمیساد اینارو از خودش جرات نمیکرد دربیاره
ماشالله به این دختر نمکی و خوشگلی چی میخواد ازش عخه 😏
اگه میخوای حد و مرزات رو مشخص کنی کارای بچتو خودت بکن و نذار کمکت کنن اگه بخوای کمک ازشون بگیری بخودشون هم اجازه میدن که تو همه کارات دخالت کنن
من از اول کل کارای آنیا باخودم بود دم دقیقه میگفت کلاه بذار سرش فلان کن اینکارو کن اون کارو کن من اهمیت نمیدادم و بهش میگفتم بچم اینجور راحتره تو گرما میگفت کلاه سرش کن یبار رفتیم خونه جاریم باد هم نمیامد خنک بود یکم فقط چرا کلاه نذاشتی سرش گفتم فکر کنم داره طوفان میاد تو گرما کی کلاه سر بچه میذاره ک من بذارم دیگه چیزی نگفت همونجور که کمکی برام نکردن نمیذارم تو هیچ کار دخترم دخالتی کنن
برای من دوست نداشت دختر باشه دم دقیقه پسر پسر میکرد به دخترم اون روزم بهش گفتم گفت نه من اینجور نگفتم خودشو به حاشا زد حتی یه جوراب برای دختر من نشسته یکاری نکرد حتی یه کادو هم برا دخترم نداد منم دوست ندارم حتی تو کوچیکترین چیز انیا دخالت کنه
آره اگه میخوای دخالت نکنن باید توقع کمک هم نداشته باشی
عزیزم انشالله که مبارکت باشه ولی خواهرانه از منی ک ۱۵ساله بامادرشوهر و دوتا خواهرشوهرام تو یه ساختمون باهم زندگی میکنیم میخوام درگوشی بهت یه ترفند یاد بدم تو این ۱۵سال یکبار باهاشون ب مشکل نخوردم بخاطر اینکه از روز اول حد و مرزمو رعایت کردم ماهی یکبار مهمون میرم خونه مادرشوهرم مهمون برمیگردم سالی یکبار هم عید ب عید خونه خواهراش ب اونا هم رو ندادم هرروز بالاباشن نهایت سالی یکبار ک الان سه سالی هست بالانیومدن غذا درست میکنم میبرم خونه مادرشوهرم سرو میکنم چون همشون میدونن من وسواس دارم.
یه ویژگی خودتو تو نظرشون بولد کن گلم که مرز بینتون ساخته شه بعد باهمون ویژگی میتونی هر خواسته ای داری جلو ببری ،الان بسلامتی باردار هستی ،به همه بفهمون که تو حساسی نسبت به بچت و اجازه نمیدی دخالتی صورت بگیره
ببین من خودم میگم روز اول ک جهیزیمو آوردم خونه نو بود ولی به همه حتی ب مامانم گفتم هیچکس نیاد خونه من باید ب روش خودم خونه رو بشورم که پاک باشه برچسب وسواسی رو ب خودم چسبوندم الان تو این ۱۵سالی ک زندگی میکنیم مدام رعایت میکنن مبادا من به دلم نشینه یا مثلا بگم کثیفن یکبار نرفتم پای سینک مادرشوهرم ظرف بشورم هروقت برم پایین ظرفهای مهمانو میارن جلوم میزارن و میبرن خودشون
توام الان فقط نشون بده ک خیلی بدت میاد کسی در مورد وزن بچه ،قیافش نوع لباس پوشیدنش و گریه هاش نظر بده مدام بگو خیلی دیگه خز شدن آدمهایی ک ب جزیی ترین مسائل بچه کسی دیگع نظر میدن
حواستو از الان که ۱۵هفته ته جمع کن الان هرچی بکاری برا موقع زایمانت جمع میکنی بااحترام بسیار بالا نه با دعوا همیشه سعی کن انقدر طرف مقابلتو محترم بشماری که اون از وقار بیش از اندازه تو شرمنده بشه و خواسته های تورو انجام بده .
این تجربه ۱۵ساله من بود که گفتم واقعا تواین سالها حتی یکباراز طرف اونا بی احترامی نشنیدم و حتی یکبار خودم بی احترامی کردم .
بااینکه اینم بگم که اصلا مادرشوهرم منو برا پسرش نمیخاست همسرم عاشق شد و منو گرفت ولی الان مادرشوهرم میگه تو مُهری من باید تورو سجده کنم .نه به خودم بگم جلوی تمام فامیلش میگه همیشه .
فک نکنم بتونم ایقد رک حرفمو بزنم من خیلی مراعات میکنم ک یوقت ناراحتی چیزی پیش نیاد
😕😕😕😂😂😂یکی اینطوری یکی اونطوری
بنظرم مال شما خیلی نامرد بوده دیگ
😂😂😂سیااااااست
افرین
بیدارن ولی شاید مشغولن😂😂😂
دقیقا مادرشوهر من میبینی از بس خوابیده صورتش پف کرده ولی میگ اصلااااخوابم نبرد😶😶
اره خب اینم هست
ولی مثلا منک باشگاه میرم شاید نیاز باشه یکی دوساعت بزارمش پیششون
یوقتایی اینکار ادم مجبوره🤦🏻‍♀️
اره مادر خودمم اونقد زرنگ نیست ک کار انجام بده یا راهنمایی کنه
خداییش مادرشوهرم خیلی راهنماییای خوب میکنه ولی بقول شما اگ کمک کرد باید تبعاتشم بپذیرم
وای اینم همیطوریه
هرچی ب دهنش میاد میگ و نظر میده فقط برااینک بگه من بلدم
جاریم خیلیییی تنبله دخترعموی مادرشوهرمم میشه
همه کارا بچه هاشو یا شوهرش انجام داد یا برادرشوهرم
حالا میگم نکنه فک کنن منم مثل اونم که بخان زیادی نظربدن و دخالت کنن ولی باید میخمو از اول سفت بکوبم
وای🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️خب بده اینطوری هم
من هم کمک میخام هم نمیخام😂
خب میدونی بنظرم ب گفته دوستان جون مادرشوهر این حرفو میزنه اینگار ادم زودتر و بیشتر میرنجه
خب بچه اسفند ب دنیا میاد ماهم طبقه بالاییم تا نیمه اردیبهشت من میتونم این لباسارو تنش کنم بیشتر بعد از حمام
یوقتایی دلسوزی میکنن یه وقتایی فوضولس
سلام عزیزم
قرار شد سیسمونی رو نصف بخریم باخانواده خودم
بعدتواون تایم همسرم داشت ازقیمتاشکایت میکردکه اینوگفت
اره بنظرم و بنظرشما باید ازهمسرم بخوام که مرز بزاره هرچند ک میدونم ممکنه بش بربخوره و ناراحتم بشه چون فوق العاده خانوادشو دوست داره
اره واقعا ازاین نظر بهشون اعتماد دارم ومیدونم که هستن همه جوره
ولی اون حد و مرزه رو خودم دلم میخاد رعایت کنم
چششششم🤗🤗
وای بنظرم اون واقعا مریض بوده و میخاسته رو مخ شما بره
خداییش من خانواده شوهرم اینطوری نیستن منوهم خیلی دوست دارن و براهمین مطمعنم ک بچمو روی چشمشون میزارن درهرشرایطی
خب اره براشما کمک نکردن حق دخالتم ندارن
حالااینا ب بچه های جاریم ک جرات نمیکنن نظر بدن تا ببینی برا بچه من چیکارمیکنن
اونم چون میخشو سفت کوبیده
وای چ تبعیض قائل میشن🤦🏻‍♀️
خب پس اگه اینقدر دوست دارن حساس نشو بزار بهت کمک کنن هیچکی برا بچه مادر نمیشه اگه چیزی بگی هم اون ها ناراحت میشن اگه دیدی زیادی دخالت میکنن به رو خودت نیار و کار خودت بکن
ایول عزیزم بهت افتخارمیکنم که تونستی این همه سال و بدون هیچ حرف و حدیثی باهاشون زندگی کنی واقعا دل شیر میخاد و سیاست که بلد باشی همه چیز حله
چشم عزیزدلم مرسی
بنطر شما دیگ چی میتونم بگم؟ دیگ چیکار میتونم بکنم.
عرض کردم خدمتت به یه موضوعی حساسیت نشون بده حالا یا تو بحث خرید سیسمونی بچه یا تو نگهداری از بچه یه ویژگی از خودت باید بروز بدی که همه بدونن اون حریم توعه ونباید وارد اون حریم بشن
فدات ایشالله نینیت صحیح و سالم بدنیا بیاد و خوش قدم باشه برات❤️💋
این چیزی نیس دختر خودش پیششه دختر اورده میخواد بمیره برای دخترش ولی براما نه
مرسی از راهنماییت قشنگم 🩷💐
ممنونم مهربونم🫶🏻🌼
دلم میخاد اینجور ادمارو خفه کنم🙄
منم ولی نمیشه
بنده خدا میخواد کمکت کنه
دقیقا همینه باید حد و مرز بزاری
وگرنه کلافه میشی
هر وقتم اومد پشت در دیدی کار داری بچه خوابه یا هرچچی در رو باز نکن بگو خواب بودم حمام بودم یا هرچی گوشی روهم خاموشش کن زنگ نزنه
😂😂
اره ولی ب شرطی ک وابستگی زیاد و بیش از اندازه ب وجود نیاد
خیلی کارا باید انجام بدم که بفهمن🤦🏻‍♀️🙄پروژه اصلی من بعد از ب دنیااومدن بچه شرروع میشه
جسارتا ولی بنظر من باید به این دوستمون کمک کنیم نه اینکه راهکاری آموزش بدیم ک فردا باعث اختلاف زناشوییشون بشه دوبار این طفلی درو باز نکنه مادرش ب پسرِ خودش زنگ بزنه و بگه خونه نیستن شوهره جویا شه که باعث دعوا ومشکل با این خانم میشه .
توروخدا دست بردارین از این نسخه پیچی های خاله زنک بازی ، ببین گلم بنظر من ما خانمهاباید همینجوری که بدون خجالت و ترس و واهمه سرِ سفره عقد جلو اون همه آدم بله گفتیم الانم چرا تو لفافه میپیچی حرفتو صبحم بهت گفتم بااحترام کامل حالا هرچی خطابشون میکنی مادر مامان یا هرچی بگو عزیزم من تا به امروز عروستون بودم از الان ببعد مادرِ بچم هستم و دوست ندارم نه شما و نه هیچکس دیگه ای به من و همسرم موضوعی رو چه در رابطه با زندگی و چه در رابطه با بچم گوشزد کنه ،بگو تا به امروز هر صحبتی بوده من رو حسابِ همفکری میزاشتم ولی از این ببعد هر بحثی بشه میشه دخالت لطف کنید برای اینکه احترام دوطرف حفظ بشه مِن بعد بزارین خودمون تصمیم بگیریم.
قشنگ بگو چرا میترسی یا خجالت بکشی نه میخاد چشم و ابرو بیاری و نه درِ خونتو به روی کسی ببندی گلم.
خواهرانه بهت گفتم از دستم ناراحت نشو عزیزم
ولی ببین شما الان بارداری توی وجودت یه فرشته بی گناه هست بذر کینه از الان توی دلت نکار گلم همیشه ماها جوون نیستیم یه روزی هم خودمون مادرشوهر میشیم .
میدونی اگر یکبار در خونتو ب روش باز نکنی و پشت در بزاریش اون ،پشت در کافیه یه آه بکشه کلِ زندگیت باید بری برای حلالیت گرفتن اون مادر.
صبحم بهت گفتم با رفتارت و احترامت چیزهایی رو که نمیپسندی باید از خودت دور کنی نه با ببخشید دور از جون همگی عزیزان سلیطه بازی .
بخدا وقتی محترمانه بهش بگی از خداشه اتفاقا خوشحال میشه .
مادرشوهر من وقتی تازه عروسش شده بودم بهم میگفت غریبه ولی رفتارم جوری بود خدابسر شاهده ب این شب جمعه قسم بااینکه میدونه من نازا هستم و مشکل از منه و پسرش یکدونست کلی هم براش ارزو داره ولی همیشه به گویش خودش میگه عروس تو اومدی خانواده مارو متحول کردی ما بی کلاس بودیم تو باعث شدی کل خاندان ما باکلاس بشن .گاهی اوقات صدام میزنه قدم خیر بااینکه من دنیای مشکلاتم از لحاظ سلامتی
صورتم پیسی داره نازایی دارم کنسر روده هم بودم
عزیزدلم ناراحتی چرااا
من خودم ازشما کمک خواستم
و واقعا حرفاتون قشنگ و امورنده و. خواهرانه بود و اگ بشینم بهشون فکرکنم مطمعنن برام اموزنده و عالی خواهد بود
اینطور ک حرف زدی باهام من متوجه این موضوع شدم ک روحت زیباست و چقد دلت پاک و صافه
انشاله همیشه همینقدر مقتدر و باحترام بمونی عزیزدلمم💐🩷
امیدوارم بتونم کمکی در حقت کرده باشم عزیزم این روزها سعی کن به همه عشق بورزی چون تو وجودت یه معجزه ای از جنس خدا داره شکل میگیره برای همه دعا کن بزار جنینت باعشق رشد کنه.
انشاله خدا کمک شماهم کنه و براتون معجزه ای پر ازعشق اتفاق بیفته
هروقت حس کردی دلت از کسی سیاه شده سوره محمد رو بخون بقدری آرامش بهت میده اصلا دانلود کن صوتی شو گوش کن تو خونه
حتما همیطور بوده و هست🩷
چشم مرسی خوشکلم ممنون از دل پاک و مهربونت
میدونی این ماه باید چه سوره هایی برای جنینت بخونی برو بشین وقتتو با قران و صدای قران بگذرون بزار جنینت با نور خدا رشد کنه نه با حرفهای صدمن دوغاز خاله زنکی ،همیشه و همه جا تیکه و دل شکستن هست تو بسپارش ب خدا
خداروشکر خیلی اینکارو انجام میدم و ارتباطمو باخدابیشتر کردم🩷
بنطرتون من حرفی زدم که باعث اختلاف زناشویی بشه؟؟
چقدر زننده حرف میزنید احترام خودتون رو نگه دارید یعنی چی خاله زنک بازی😡جلو جلو نسخه میپیچید برای خودتون!
با نسخه ای که شما پیچیدی اختلاف پیش نمیاد
جالبه تمام حرفهای شما با نیش و کنایست

شما از اون خانمهایی هستی که حرفهای خودت رو میپیچی تو جلد به ظاهر احترام هر مدلی دلت میخواد حرف میزنی فکر میکنی علامه دهری واقعا متاسفم!!
ایشون نظر خواستن همه خانومها هم کمکشون کردن اگه حرف من و شما غلط باشه خودشون عقل دارن تصمیم میگیرن با نسخه من و شما زندگیش رو بخواد پیش ببره که کلا سرتاسر اختلاف میشه

حواستون رو به حرف زدنتون جمع کنید لطفا تو نظر بقیه هم دخالتی نکنید کردید هم احترام خودتون و طرف مقابل رو نگه دارید
فکر میکنم که شما تو یک خونه با مادرشوهرتون زندگی نکردی که راحت به بقیه با عذر خواهی و ببخشید جسارتا میگی سلیطه بازی و خاله زنک بازی
عزیزای دلم
دوست ندارم بخاطر تاپیک من بینتون ناراحتی پیش بیاد خدایی نکرده
همتون ب نحوی کمکم کردین و به نحوی از حرفا و راهکارهاتون دارم ایده میگیرم🥲🙏🏻
گلم من که ناراحت نشدم اصلا چون من نه ایشونو میشناسم و نه ایشون منو پس میگم بزار هرچی دوست دارن و هر برداشتی دارن از صحبتهای من به روش و شیوه خودشون انجام بدن .
خدا میدونه قصدم از زدن این حرفها ب شما فقط کمک بودو اشتراک تجربه خودم ولا غیر.
راحت باش
هرکس دیگه ای هم که از حرفهای من ناراحت شد عیبی نداره پیام بزاره میشنوم اینجا تنها جایی هست که میتونیم خودِ واقعیمون باشیم
🙏🏻🙏🏻
عزیزمی خوشگلم منم خواستم کمکی کنم
من گفتم هر موقع که دیدی خسته ای کار داری حرفی نبوده که باعث اختلاف بشه بین شما
امیدوارم همیشه دلت شاد باشه و هیچوقت مشکلی نداشته باشی
قربونش ما ممنونم
کسیک نیتش خوب باشه مشخصه کسی هم نیت بدی داشته باشه اونم مشخصه
خداروشکر کسی راهنمایی بد بهم نکرد و همه واقعا از روی خوبی کمکم کردن🥲🩷
احسنت خود واقعی رو درست گفتید😉☺️
شما برداشت خودت رو داشتی هر جور دلت خواست حرف زدی ادامه بده گلم موفق باشی😊
ببیننده و شنونده باید عاقل باشه🌹
خدا نکنه مهربونم.
بله کاملادرسته عزیزم.
الهی که همیشه آدمهای خوب سر راهت قرار بگیرن🫂♥️
انشاءالله این دوره قشنگ روهم براحتی بگذرونی و لذتش رو ببری
در کل هیچوقت به خودت سخت نگیر هر کاری که تو نظر خودت درسته و تو شرایط سخت قرارت نمیده انجام بده
کمک گرفتن و کمک کردن هیجوقت بد نیست اما به شرطی که به خودمون آسیب نرسونیم برای ناراحت نشدن بقیه همیشه خودت رو الویت قرار بده😍🫂♥️🥰💋🌹
دقیقا عزیزم اینجا تنها جایی هست که ما خانمها داریم ،من الان ۶ساله اوما رو نصب دارم و قسم میخورم فقط وقتی که واقعا از همه کس و همه چی خسته ام و تنهایی واقعا عذابم میده میام اینجا چرا چون میام تنها جایی ک دوستایی پیدا کردم و دارم که نه میشناسمتون ونه شما منو میشناسین همو راحت قضاوت میکنیم صحبت میکنیم سرزنش میکنیم ولی نهایتش هیچ کدورت و ناراحتی ای پیش نمیاد .ولی کلی توش چیزی یاد میگیریم .
من ذره ای از شما ناراحت نشدم ولی فهمیدم که راست گفتی کلام من ب عنوان یه خانم برای همجنسم ناراحت کننده و خشن بود .ممنونم که گوشزد کردی .
همیشه دوستِ واقعی عیبتو بهت میگه دشمن نمیگه شما عیب زبان تلخ منو بهم گوشزد کردی ،من با جان و دل اینو شنیدم
درسته خوشگلم هممون همینطوریم که اینجاییم و به نخوی اذیت شدیم از قضاوتهای اشتباه و فضای مجازی رو به فضای واقعی ترجیح دادیم تا راحت باهم حرف بزنیم،عزیزی انشاءالله موفق باشی همیشه نور به زندگیت بباره بابت قلب پرمهرت♥️🌹
برخورد تندی بود ناراحت نشو،چون نیت بدی نداشتم بهم برخورد.
stk: |~|11|~|103_col
نه گلم من اصلا ناراحت نشدم واتفاقا برات از خدا طلب خیر میکنم چون یه عیب خیلی بزرگ منو بهم گوشزد کردی .
مانا باشید
از همون لحظه ای ک ب دنیا اومد شروع کرده بودن ک دماغش کجه ،کوتولس و ....
همسرم اتفاقا اصن اعصاب نداره تا یکسالگی هییییچکس جرات نمیکرد پیشش بچه رو بوس کنه شاید باورت نشه حتی کنم بوسش میکردم دعوامون میشد میگفت صورته بچم جوش میزنه
مستقیمم ب همه میگفت بچم صورتش حساسه ک واقعا هم بود من روم نمیشد بگم ولی اون میگفت
میگفت اگ دوسش دارن بوس ندن ک بچم جوش نزنه صورتش بسوزه
مامانشم منو تنها گیر میاورد شروع میکرد ک اخرا دیگ جوابشو میدادم
الانا تیکه میپرونه ک حتما چیزی نمیدی بخوره لاغر شده ولی اهمیت نمیدم
کلا مدلش اینه از بچه ی خواهرشومم همینجور ایراد میگرفت اونم ناراحت میشد ولی خب ب روش نمیاورد
بچه هر جوریم ک باشه برا مادر عزیز و زیباست
خیلی کاره زشتیه اینجور ایراد گرفت در صورتی ک کسایی ک خودشم زاییده مشخصه چطورین
برا اینده از الان حرص نخور الان تو شرایطی هستی ک نشخوار فکری خیلی سمّه برات
شاید اصن اینطور نشه
یا شاید تجربه ی مادر شدن برات سنگین باشه و واقعا ب کمکش نیاز داشته باشی
از الان رفتارتو تغییر نده باهاشون
صبر کن تو موقعیتش قرار بگیری ک امیدوارم همچی باب میل خودت پیش بره
با حفظ آرامش و مدلی که اقتدار همسرت خدشه دار نشه، اول ی کم از خوبی ها و حمایت هاش بگو بعد بگو فلان مسأله اذیت می‌کنه
و هدفت تخریب مامان اش نباشه صرفا مسأله را بگو
کاری به گوینده نداشته اش ! شاید این جملات بعدا توسط آدم های دیگه هم تکرار شن .
و ازش بخواه که کمک کنه تو این مسیر آرام تر پیش برید .
دعوا و اینا لازم نداره بعد هم زمان بده شاید همواره یادش نباشه .... به مرور همراه میشه
عزیزم منم یک جا زندگی میکنم دقیقا مثل شما هستم هر چی بگی خوبه مادر شوهرم ولی یه پدر شوهر دارم از وقتی دخترم بدنیا اومده جنگ داریم سر لباس پوشندن به بچه باهم دعوا کردیم طوری شد که گفتم من مادر بچه ام لطفا کار بهم نداشته باش ولی فایده ای نداره
یک جا نشستن همین بدیارو داره
از نظر مالی هم کمک میکنه ولی نمیتونه دخالت نکنه
راستشو بخوای خیلی رابطه بین یک جا نشستن و این موضوع نیست من آدم های زیادی دیدم که دور و این مسائل دارن .
فقط وقتی نزدیک‌ی قاعدتاً برخوردها بیشتره ،
بنظر من یکم حوصله میخواد و اینکه دعوا نکنیم چون حرف ک با صدای بلند و ناراحتی شدید زده میشه گاهی لج بعضی بزرگترها را در میاره
و اوضاع بدتر میشه
تازه رومون هم بروی هم باز میشه
یکم مدیریت کنیم حل میشه خیلی هاش .
یسری ها دیگه تغافل تنها راههه
چون سلامتی خودمون مهم ترین دارایی مونه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه