Ooma
پرسش (1405/05/30):

🎈🎈کسی هست بچه اش به خاطر شیشه یا رفلاکس سینه رو پس بزنه و...

بتونه دوباره به سینه برش گردونه و شیشه رو ترکش بده؟؟؟
دیگه خسته شدم از این عذاب
اینکه ببینم بقیه بچه هاشون تو بغلشون ارومن و شیر میخورن
ولی پسر من انگار زهر مار میخوره ودست و پا میزنه زیر سینه
یه بار دیگه شانسمو امتحان میکنم این بار نشد دیگه بیخیال شیر مادر میشم هرچند باید هزار تا تیکه و زخم زبون بشنوم 😭

بگم اونقدرم وابسته شیشه نیست دیگه ببینم اصلا نمیخوره ۱_۲واحد یک بار در روز میدمش
ولی بازم میگم ممکنه به خاطر شیشه باشه
پسر اولمم منو برای شیر خوردن اذیت کرد ..این پسرمم همون داره میشه
چرا این ریفلاکس لعنتی و شیر نخوردن باید فقط برای من باشه اونوقت اطرافیانم که بچه همسن من دارن اسمش نشنیده باشن و بگن شیرت به درد نمیخوره
به بچه اشون شیر بدن همزمان شیرینی و شکلات بخورن و من همش حسرت بخورم
همش بگم اینو بخورم اینو نخورم اخرشم هیچی ب هیچی
چرا خدا نمیزاره منم از مادر بودم لذت ببرم 😿یه بار با افتخار بگم شیر خورد و سیر شد و خوابید
همش عذاب 🙁
شاید واقعا مشکل از منه 😥
سلام عزیزم دختر منم دقیقا همینه نه شیر خودمو درست میخورد نه شیر خشک و اصلا وزن نمیگیره بخاطر رفلاکس
تا اینکه تقریبا دو هفته ای میشه کلا شیشه نگرفت
الان حس میکنم از وقتی شیشه نمیگیره بیشتر زیر سینه میمونه قبلاً حتی یک دقیقه هم زیر سینه نمی‌مونه ولی از وقتی شیشه نگرفت تقریبا سه چهار دقیقه میمونه زیر سینه کمه ولی خب میگم شاید کم کم تایمش بیشتر بشه
اینم بگم شیر خشک سی میل درست میکردم بزور ده میل میخورد در کل خیلی بد شیر میخوره
بنظرم الان که اعتصاب کرده یکی بهش بده یا شیشه یا سینه ی خودت تا دچار دوگانگی نشه
وزن گیریش خوبه؟
عزیزم از مادر بودنت لذت ببر. خدا رو شکر صحیح و سالم بغلته. می‌فهمم وقتی بچه درست شیر نمی‌خوره، آدم خیلی حرص می‌خوره. احتمالاً به خاطر همون رفلاکسشه که زیر سینه اذیت میشه. وقتی شیر می‌خوره، احتمالا شیر برمی‌گرده. به دکترش گفتی؟ دارو داده؟ کارایی که پزشک اوما برای رفلاکسی‌ها می‌گه، انجام دادی؟
تولدش ۳۱۰۰ بود الان سه ماهگی ۵
بهداشت میگه کمه
مگه میشه لذت برد ....
خواهر شوهرمم بچه اش یه ماه کوچیک تره اون راحت شیر میده من اینطوری
بخدا ۳ ماهه از دستش پامو بیرون نذاشتم همون ۲_۳ بارم رفتم اینقدر غصه خوردم که دیگه پشیمون شدم
فاموتیدین میخوره
دکترش گفت بچه اذیت کنیه و از ۴ ماهگی غذا شروع کنم
دکترش چی میگه ؟
از وزن گیریش راضی نیست؟
درکت‌ میکنم عزیزم خیلی سخته دختر منم همینطوره
دکتر به دختر منم گفت اگه همینجوری وزن گیریش کند باشه چهار ماهگی برای کمکی شروع میکنیم ، من گفتم واکسن‌ بزنم بعد ببرمش دکتر ببینم چی میگه باز
سلام منم دقیقامشکل تورودارم الان دوروزه شیرندادم😔😔
روحیه ام کلابهم ریخته
انقدغصه میخورم
سلام عزیزم 🌸
طبق قوانین بخش پرسش و پاسخ اپلیکیشن اوما، پرسش‌هایی که به صورت تخصصی مطرح می‌شن، باید خطاب به دکتر نوشته بشن.
در غیر این صورت چون امکان پاسخ‌گویی سایر کاربران هم وجود داره، پاسخی از طرف دکتر دریافت نمی‌کنید
دیگه واقعا نمیکشم
خیلیم دست میخوره
سلام
پسر بزرگم ریفلاکس داشت دوبار اعتصاب شیر کرد
یبار دو ماهگی یبار چهارماهگی ولی از رو نرفتم به زور دادم بهش تا دوباره گرفت

باز الان شیر کمکی میدن منو نذاشتن اونم بدم گشنه میموند فقط تو خواب سینه میگرفت

پسر کوچیکم شیر میخوره ولی همش بیقراره
امروز از صبح فقط گریه کرده یا تو بغل منه با شوهرم
میخوابونمش میذارم زمین جیغ میکشه. خسته شدم دیگه
رفلاکس دارو و درمان داره
حالا اونایی که راحت شیر دادن و شیر داشتن لذتشو بردن
دیگه شیر ندادن تو به بچت چه ربطی به اونا داره
جای غصه قوی باش بزن دهن هر کی غلط اصافع کرد حالت خوب مبشه
واااای تمام خاطرات نوزادی پسرم یادم اومد،
یعنی من عذاب کشیدم با شیر خوردن پسرم، دقیقا هم از ۳ ماهگی شروع شد ولی بعد ۵ ماه کمتر شد و الان که ۱۱ ماهش فک کنم ۱ ماهی هست درست شیر میخوره،
باید ببریش یه جای ساکت و آروم یا تا جایی که میتونی محیطی که هستی رو آروم و بدون مزاحمت کنی و کلی اینور اونورش کنی تا بلاخره سینه رو بگیره و شیر بخوره، ولی توقع نداشته باش خیلی بخوره باید تعداد دفعات شیردهی رو زیاد کنی
منم خیلی ناامید میشدم جوری که میگفتم میرم همین الان واسش شیر خشک میگیرم و خودمو از این بار عذاب و فشاری که رومه راحت میکنم ،
ولی چه کنیم که مادریم و هر دفعه بازم ادامه میدادم، فقط اینو بدون این یه مرحله گذراس میگذره مث این ۳ ماهی که گذشت
میتونم درکت کنم چقد سخت و گاهی طاقت فرساس، ولی یه مدت بگذره و مخصوصا غذا کمکی رو که شروع کنی خیلی بهتر میشه،
و اینکه اصن با اجبار و وقتی گریه میکنه شیر نده بهش اینقد باید بغلش کنی و نازشو بکشی که آروم شه و بعد سینه رو بدی بخوره این چیزی بود که واقعا بهم کمک کرد
واقعا عذاب اور هست منم شدید درگیر بودم انقدر دکتر عوض کردم انقدر غصه خوردم دوبار به شدت، باد درحد بیست الی یکماه اعتصاب شیر داشت شیرم میخورد اگر من استرسی ک پاشتم بهش منتقل میشد دوباره بالامیاورد چقپر سرماخوردگی اذیتم داد باعث شد شدت رفلاکسش به شدت زیاد بشه و حتی با شروع کمکی کمی بهتر شد حتی گاها کمکی رو هم بالا میاره اینا زو گفتم یدونی ک خیلی خا شبیه به شما هستن یا حتی بدتر اما چه میشه کرد؟ فقط و فقط صبوری و اینکه کن یادگرفتم لذت ببرم از مادر بودنم ث بهش فشار میارم ث از اون موقع تاحالا ک این استرس تر از خودم دور کردم دخترم خیلی بهتر شده
دختر من تا چها ماهگی خوب بود ماهی یک کیلو اضافه کرد یهو اعتصاب شیر کرد نه سینه گرفت نه شیشه میخورد گرسنه میشد انقدر گریه میکرد تا خوابش میبرد تو خواب شیر میدادم بهش بعدش دیگه وزن درست نگرفت همه میگفتن شیرت به درد نمیخوره اخه من همون آدم بودم که طی ۴ماه بچه تپل شد یهو شیرم بد شد
هر دکتری بگی برم تا متخصص داخلی گوارش هر چی که فکر کنی همه گفتن چیزی نیست درست میشه
الان دارم فکر میکنم چقدر بعدش خودمو اذیت کردم که چیکار کنم که وزنش زیاد بشه آخر یه دکتر بهم گفت بابا خودت ببین چاق نیستی از بچه چه انتظاری داری
الان که دخترم ۲سال۷ماهش بازم نگرانش بودم کلا ۱۲کیلو بردمش چند روز پیش،
پیش دکتر شاه فرهت گفت دخترت سالم الکی پیش این دکتر اون دکتر نبر فعالیتش زیاد و تمام
عزیزم منم مثل توام، بچه رفلاکسی داشتن سخته، اینکه میگن شیرت به درد نمیخوره رو من اینقدر تو این سه ماه شنیدم که حد نداره، اولین حرفی که به زبون میارن همه همینه، اصلا خودتو بزن به نشنیدن، سخته میدونم، من واسه اینکه به بچه م شیر بدم جنگیدم، الانم خیلی کم میخوره، در حد ۵ دقیقه، چاره ای نیست،ان شالله غذای کمکی و شروع کنیم بهتر میشن،توکل ب خدا
من تا شش ماهگی بچم هیچ جا نمیرفتم فقط تو خواب شیر میخورد میترسیدم برم یه حا نتونم بخوابونمش شیر بدم گشنه بمونه چون کلا شیرخشکیش کردم هر کی میفهمید نظری میداد حوصله هیچ کس و نداشتم فقط پیش مادرم میرفتم چه روزهایی فقط گریه میکردم
الان ترس بچه دومم دارم
حرفاتو شتیدم خودم یادم اومد الانم بدغذاست اگه مهمونی برم گشنه برمیگرده ولی اهمیت نمیدم همه جا میرم هر کی میگه یه چیزی بدهدبخوره مثلا شکلات شیرینی میگم اگه تونستین شما بدین منم خوشحال بشم
چون سرکار میرم پیش مادرم یا گاهی اوقات خواهرم میمونه خواهرم میگه به خدا دیوونه میشم وقتی هر چی میدم نمیخوره تو چه جوری این دوسال تحمل کردی اون شیرخوردنش اینم غذا
کلی هم داروهای مختلف از متخصص گوارش گرفت الان رفلاکس نداره ولی همچنان همونه
باورت میشه گاهی اوقات ۸ ساعت شیر نمیخورو اونم تو دو ماهگی الانم ۱۰ کیلو از موقعی که باردار شدم ول کردم
اگر رفلاکس داره آمپرازول ۵ میتونه خیلی بهش کمک کنه. منم بچم سینمو نگرفت و شیر خشکی شد ولی من خیلی خوشحالم. چیه همه جا باید لباستو بزنی بالا سینتو بزاری دهنش. بچه اولم شیر خودمو خورد ولی بقول شما با آه و ناله و عذاب لذت ببر از شیشه خوردنش. رفلاکسشم درست بشه خوب میخوره نگران نباش. با قطره چکن های مخصوص شیردهی هم امتحان کن. ولی اول رفلاکسش را درمان کن
دیگه یک ماه دیگه ام صبر میکنم اگه درست نشد همزمان با کمکی شیرمو حذف میکنم
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه