Ooma
پرسش (1405/04/08):

از حرص نمیدونم چی بگم

خانما ما عاشورا تاسوعا رفتیم شهرستان که شوهرم اینا اونجا خونه دارن همه شون اونجا میرن میمونن
دو تا از جاریامم بودن که هرکدوم چهار نفرن
بعد برا صبونه اونا فقط ظرف خودشونو شستن برا ما موند
شامم دوتایی باهم درست کردن
بعد اون همه ظرفو تنهایی من شستم الان اومدن میگن نصفشون مونده بوده اونایی که شستم تمیز نبوده شوهرمم میگه آبرومو بردی
چی بگم بهش

چید حاشیه هست دور ورت
سعی کن خودت رو رها کن از این حاشیه ها بخوای همش دامن بزنی بهش باید هی حرص بخوری اگ شیر خودت به بچت میدی خوب نیست
بگو منم مثل خودشون رفتار کردم اوناهم صبح ظرفارو کامل نشستن تازه اونا دو نفر بودن و صبحانه هم ک غذای انچنان استفاده نمیشه
چقد
خجالت نمیکشن بخاطر دوتا ظرف حرف میبرن و میارن
دفعه بعدی باهم بودین فقط ظرفای خودتو بشور اگه حرف شد بگو من طبق گفته شما نمیتونم تمیز بشورم واسه همین نشستم🫤
اصلا انگار بچه ان چغلی کردن ک این ظرف تمیز نشسته😐 والا ماهم هزار جا رفتیم طرف ظرفای خودش تمیز نشسته بود من رفتم از اول شستم دیگ ادم ک نمیره ب رو طرف بیاره تمیز نشستی
منم همینو میگن ظرف هزار نفرو شستم هنوز میگن تمیز بوده نبوده
یکیشون میخواست کمک میکرد
من بچمم یه طرف گریه میکرد
نمیخوام دیگه اصلا با اونا یجا باشم
تا اول خط آخر داشتم فک میکردم چقد خودشو درگیر حواشی بیخود می‌کنه با یه فلان لقشون می‌تونه کار و در بیاره که رسیدم به جمله ی شوهرم میگه آبرومو بردی
شما باید رو خودتون کار کنین بنا به تاپیک های قبلیتون مثل اینکه خییلی رو‌همه چی حساسین وهمه چی رو بزرگ میکنین رو رفتارای خودتون دقت کنین شاید یه حرکتی یه رفتاری اشتباهه که باعث شده همه ازتون فاصله بگیرن نمیشه که تو یه خانواده همه یه طرف باشن حتی شوهرتون، شما یه طرف
من از همین ناراحتم
فقط از همین ناراحت باش
تو خونه ی خانواده ی شوهرت ایراد کار از شما بوده که با یه نوزاد ۵ ماهه کمک کردی
باید میگفتی ببخشید من بچم نمیزاره کمک کنم و میشستی
ولی اینکه شوهرت واسه ۴ تا مزخرف بلغور کردن دو تا خاله زنک بیاد به تو بگه آبرومو بردی اشکال داره خیلی ام اشکال داره
جدا با شوهرت برو مشاوره خانواده
نمیتونی بری تلفنی مشاوره بگیر
دقیقا خودمم به همین فک میکردم که اگه کمک نمیکردم و پیش بچم بودم اینجوری نمیشد
نخیر بازم داری ناراحتیتو منحرف می‌کنی
این کار و نمی‌کردی یه کار دیگه میکردی بازم کسی میخواست حرف بزنه میزد
مگه مرد خونه باید به خاطر اینکه تو چندتا ظرف و کثیف شستی باید بیاد بهت بگه آبرومو بردی
شما بهتره این مشکلو از چند جهت بین خودت و همسرت حل کنی.
۱.انتظار کمک کردن شما با وجود داشتن نوزاد ۵ ماهه از اساس و ریشه غلطه
۲.چرا باید جاری ها به خودشون اجازه بدن گله ی شما رو پیش همسرت کنن؟
۳.چطور میشه که با وجود چند لکه روی ظرف آبروی ادم خدشه دار بشه؟
و از همه مهمتر شما چرا نمیتونی رک درمورد مسائلی که ازارت میده صحبت کنی؟
جاری هاتون با شما رابطه خوبی ندارن درسته؟
برداشت من از همه ی مشکلات و تاپیک هایی که میزنه اینه یه حس نفرتی به کل خانواده شوهرش داره که باعث شده ریزترین رفتارای اونا به چشمش بیادو همه رو از دید منفی ببینه هم اونا نسبت به ایشون گارد گرفتن هم شوهرش
منم گفتم بهش همینو که اگه تو خانواده ی ما تو یه کاروی رو ناقص میکردیم حتی میومدن میگفتنم من هیچوقت به روت نمیوردم
دیگه اینکه رفتن گله از شستشوی ناقص ظرفا به شوهرش کردن حس نفرت ایشون درش دخیل نمیتونه باشه جانم!
رابطه که از اول تا حالا خیلی کم دیدمشون اونا یه روزی خوبن یه روزی برعکس
منم انرژی نمیگیرم ازشون
از روز اول خواستگاری عقد تو قیافه بودن
نه به تنهایی نمیتونه باشه ولی اگه مشکل از قبل داشته باشن و افتاده باشن رو دور رو‌کم کنی میتونه دخیل بشه
نه تا حالا هیچ مشکل و حرفی نبوده از اول همونطوری بودن
حتی توی عقدم همه میگفتن اونا چرا اونجورین
رفتاراشون
من باز به رفتاراشون کاری ندارم
ولی خب اینم به شوهرم گفتم که با اینا فقط اونا از چشمم میفتن
واقعا تا حالا هیچ حرفی بینمون نشده نه از طرف اونا نه از طرف من
نمیدونم مشکلشون چیه
شمام بنظرم به خودشون میگفتیداگه کم و کاستی بودبخودم بگید چون گفتن به شوهرم فایده نداره وباعث میشه من ازشماهابیشترناراحت بشم ودلخوری پیش بیادشماهمونجورکه خودت بزرگ شدی باشخصیت خودت بروجلومطمئن باش دیدشون عوض میشه منم جاریم اول ازدواج خیلی نسبت بهم گاردداشت ولی کم کم دیدمن آدمی نیستم که اهل بحث وایناباشم،الان رفتارشودرست کرده
گفتن نصفشو نشسته
درحالیکه یدونه قابلمه مونده بوده اونم باید خیس میخورده که دیگه ما درومدیم موند
به برداذشوهرم گفتن اون به شوهرم گفته
نمیدونم اگه اشتباه نکنم تو تاپیک هاتون گفتین خوشتون نمیاد ازشون ،جاریاتون زود زود میان سر میزنن به مادر شوهر و شما نمیرین بچه ها گفتن شما هم برین و گفتین دوست ندارین برین .البته خلاصه گفتم از دید اونا شما خودتونو گرفتین و محل نمیدین به اونا یه فاصله ی بینتون ایجاد شده باعث شده نسبت بهم گارد داشته باشین
نه من اصلا به روشون نمیارم
فقط ناراحت شدم
من جای شما بودم بهشون میگفتم که فهمیدم وناراحت شدم تا دیگه حواسشونوجم کنن جایی صحبت نکنن
من تازه اومدم اونا باید منو وارد جمع خودسون میکردن نه اینکه من به زور برم بینشون
که اینا اوایل برام مهم بود الان اصلا مهم نیس
چجوری بگم من تمیز شسته بودم
واقعا فک کردن بهشم ناراحت کنندس
بهترین راه حلش اینه نرم دیگه
لزومی نداره توضیح بدیدفقط بگیداگر عیبی توی کاربودبخودم میگفتید خواهرانه نه اینکه به بقیه برسه ودلخوری بیاره
البته که کامنت من برا تایید کار اونا نیس چون کار بیخود و بچگانه ای کردن من کلی گفتم چون خیلی حساسین و خودخوری میکنین سلامتی جسمی و روانی خودتون بخطر میوفته و اینکه باعث شده با شوهرتونم به مشکل بخورین
آره اگه ببینمشون میگم اینو
عزیزم پس موضوع چیز دیگه ایه
حرف مستقیما از اونا به همسرت منتقل نشده
از برادر همسر منتقل شده
این تو کل ماجرا تفاوت ایجاد میکنه‌
به نظرم اصلا ارزش نداره از این قضیه درگیری ایجاد بشه
اونا یه چیزی به شوهراشون گفتن تمون شده رفته نباید کش دار میشده.
ریشه اصلی مشکل شما صحبت نکردن با همسرته
این موضوعات فقط بین خودتون دو نفر حل میشه نه کسی دیگه
چرامردایکم تو دارنیستن حالاخانم طرف ی چی گفته سریع کف دست برادرت بذاری
خب شاید حفاظی که بینتون گذاشتین زیادی سخته که نمیشه نفوذ کنن😀
بله همینطوره فقط اگه همچین چیزیم بوذ نباید اصلا به زبون میوردن
همین واقعا نمیدونم چرا
شاید چی بگم😅
من از جاریات تعجب نکردم بلاخره جاریو حرف درار ولی از حرف شوهرت شاخ دراوردم
ای بابا بعد به خانوما میگن خاله زنک
فکر کن مرد گنده (برادر شوهرت) زنگ زده به شوهرت گفته سلام داداش زن من میگه زن تو تمیز ظرف نمیشوره
🫩🫩🫩🫩🫩
پیشنهاد من یکم کثیفه نگم بهتره😎
بگو بگو😄
مردا از خانما بیشتر خاله زنکن این چیز بزرگ نبوده که اینقد بزرگش کردن برادر شوهر بیاد به شوهر بگه باز اونم به شما واقعا مشکل از شوهراتونه
بگو بگو🤭
تازه با لحن خیلی بد انگار چی شده
چجوری آخه
چرا چیز بزرگیه
من بودم به روم نمیوردم
جاری ها و برادر شوهرات میگم خیلی بزرگش کردن معلوم میشه از خانوماشون حرف شنوی دارم
آره خیلی حرف شنوی دارن
مهم شوهرته که باید حمایتت کنه‌
هیچ انسانی کامل نیست ، ایشون باید درک کنن ممکنه توی هر کاری کاستی پیش بیاد ، وظیفه شما نبوده ، نظافتچی که نبودید بهتون دستمزد بدن ، لطف کردید ، کم و زیادش مهم نیست .
بگو آبرو تو در گرو ظرف شستن منه ؟ خب ماشین ظرفشویی میگرفتی جای زن ؟ بگو ناراحتی دفعه دیگه خودت بشور .
دفعه دیگه توی جمع بگو من نمیشورم ، یا فقط ظرفای خودتو بشور بگو بعدا پشتم حرف میزنن ظرفها کثیفه پس ترجیح میدم یه کسی که تمیز میشوره بشوره
به شوهرت بگو من همینم که هستم ، آدم یه پکیج از صفات والا و عالی نیست ، یه چیزیش خوبه یه چیزی بد .
بگو خودت کاملی ؟ ۴ تا نقصشو بگو ، مثلا درآمدش بگو زن مردم فلان میخرن فلان جا میرن ، من به روت بیارم خوبه ؟
توروخدا تا مهارت و دانش زندگی رو یاد نگرفتید ازدواج نکنید ، همچنین اول ببینید پسره ، مرد شده آدم شده بعد بهش بله بگید
من باشم به برادر شوهرم میگم ، هی میگن زنا حرف بیار ببرن ، اما انگار کاپشو باید به مردها بدن ، که یاد بگیره دهنش رو ببنده
حرفتون خیلی خوب بود
عوض اینکه حمایت کنه تازه سر اون دعوا را میندازه انگار چی شده
شایدم مشکل همینه که هیچی رو تا حالا به روشون نیوردم
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.