Ooma
پرسش (1405/02/22):

خانوما به چشم زخم اعتقاد دارین؟

من دیروز تولد بچم بود تقریبا یه ۲۰نفر جمع شدیم کیک گرفتم بردم بیرون اونجا یکی دیگه از اشناهامون باما نبودو خانوادگی تازه اومده بودن سر یه ماجراهای قبلی با هم مشکل داریم تا دید کیک گرفتیم بعد سلام و احوال پرسی فوری وسایلاشونو جمع کردن رفتن و بعد ماکارامونو کردیم در اخر سر یه موضوع الکی بین منو خانواده شوهرم دعوا شد منو شوهرم باهم دعوا کردیم دعوا هم سر این شد که من قبلا گفته بودم کسی کادو نگیره اینام کادو گرفته بودن .حالا دعوامون خیلی بد بالا گرفته اصلا نمیدونم باید چی کار کنم .
به دلم شک افتاده
به نظرتون چی کار کنم؟

۴ قل بخون آیه الکرسی بخون اگه کسی اطرافت هست ک تخم مرغ شکستن بلده بشکن ب نیت رفع چشم زخم
نه کسی نیست خودم میتونم تخم مرغ بشکونم؟
خب حالاکادو خریدن به جای تشکر چرا دعوا راه بندازی😐
فکرنکنم این موضوع ربطی به چشم داشته باشه
اشتباه خودت بوده دیگ
من ک اعتقاد ندارم
حالا چرا بحث بالا گرف
😑🫠
وا چرا کادو نگیرن,خب خانواده شوهره دوس داشتن ذوق داشتن،ناراحتی نداره
هیچی مته ب خشخاش نزارید دعواتون بشه، بقیه مردمم ک گناهی نداشتن این وسط رو الکی گناهکار نکنید
بنظرم لزومی به دعوا نبود زندگی با ارزش تر از این حرفاس که بخوایم سر چیزهای مسخره بحث کنیم مخصوصا توی روزی که قراره خوش بگذره و شاد باشیم حالاا کادو گرفتن میگفتید ممنونم راضی به زحمت نبودم تمام چیز خاصی نبوده
خوب نمیخوام برای بچم بخرن بعدش انقدر منت میذارن انقدر توقعات عجیب و غریب دارن نمیخوام بگیرن .بعدم اوضاع مالی شون خوب نیست شوهراشونم خیلی بد دهنن یکسره میگن برا اینکه از مردم پول جمع کنن خودشونو سیر کنن خاله زنک بازی میکنن
این ادا ها چیه بچتون برا خودتون شیرینه ایناروشوهراشون میگن ولی با خوشون خوبم به قسم کردن دادم گفتم حق ندارید چیزی بخرید من فقط محض اینکه بریم یه دوری بزنیم و چهار نفر برا بچم تولد تولد بخونن خوشحال شه فقط یه کیک میگیرم اگه میخواین کادو بگیرید نیاید
با این اوضاع اقتصادی کادو رو حذف کنیم تولدارو سبک بگیریم محض اینکه بچه ها ذوق میکنن
بازم کار خودشونو کردن کادو گرفتن منم ناراحت شدم
چیز خاصی ام نگفتم فقط گفتم من که بهتون گفته بودم نگیرید الان ازتون قبول نمیکنم به زود انداخت تو ماشینم درو بست منم رفتم بهشون گفتم مگه بچه من هیچی نداره اینهمه تاکید کردم نگیرید بازم گرفتین ؟دیگه برنامه تولد کنسل این سال اخر بود که گرفتم حالا اونام شوهرمو شیر کردن سر دادن دعوا
جوری بد منو گفتن ده ساله باهم زندگی میکنیم برا اولین بار دیشب بهم فهش داد از خونه زد بیرون هنوزم جوابمو نمیده
عزیزم حالا که کادو آوردن باید میگرفتی. ما خونه مبارکی یکی از اقوام رفتیم گفته بود کادو نیارید ولی آدم دست خالی که نمیشه بره ماهم کادو بردیم ولی نگرفت. خیلی خیلی ناراحت شدیم. گفتم بزار ما بریم پشت سرما بزار جلو در کسی ببرتش. ولی اینکارو نکن
اشکال نداره دیگه گذشته. ولی شوهرتون چون از نیتتون خبر داشته و یه تصمیم دونفره بوده نباید دعوا راه مینداخت
خوب من که میدونم حساب نون از اینا میکشه شوهرش بعدم پشت سر شوهرم همه جا بد میگه همش فهش میده دلم نمیخواد منت این ادم رو سرم باشه ریالی از پولش بیاد تو زندگیم من
چند روز قبل همش ازم پرسیدن چی کار میکنی براتولد منم جواب ندادم یواشکی به مادرشوهرم گفتم من به اینا سپردم نگیرن خودت باهاشون صحبت کن اگه قراره بگیرن که پس من اصلا کیکو نمیارم توخونه میبرم بعدش حالا یه روز دیگه میریم بیرون دور هم باشیم گفت نه بهشون میگم نگیرن باز دیدم گرفتن
اگه نمیخواستین چیزی بگیرن نباید تولدو با اونا برگزار میکردین اصلاو
حالا که اینجورین میخواستی اصلا بهشون نگی. من تولدهای دخترم فقط خانواده ی خودمن.
ولی الانم صدقه بده ایشالا که به خیر بگذره
من با خودشون مشکل ندارم ولی شوهراشون انقدر بد اخلاقن دلم نمیخواد مدیونشون باشم وقتی عید نیومدن خونمون منم دلم نمیخواد منتشون رو سرم باشه پشت منو شوهرم بد بگن
انقدر شوهرش عوضیه یه بار سر یه بحث ساده میخواست شوهرمو تو خیابون بزنه
خوب دلم نمیخواد منتش رو سرم باشه
اونم دلم بهش سوخت گفتم میریم دور هم یه هوایی عوض میکنیم من که شوهرم همش بیرون میبره اینا سال به سال از خونه در نمیان گناه دارن یعنی خودشونم چند بار گفتن بریم بیرون
منم گفتم باشه پس دورهمی زنونه میریم
چشم زخم چی
شما که کادو نمیخوای کیک هم نخر ببر
مقصر خودتون هستید چشم زخمی درکار نیست
راه دیگه‌ش اینه که قیمت بالاتر چیزی که گرفتن تولدشون یا یه مناسبتی کادو میگرفتی برمیگردوندی بهشون نه اینکه دعوا کنی
سلام عزیزم تولدش مبارک باشه... گلم بااینکه به چشم زخم اعتقاد دارم اما ربطی به چشم زخم نداره این موضوعی که گفتی، ببین وقتی کیک میخرن و به اصطلاح میگن بیایین تولد حتی اگ قسم جون عزیزترینمم بهم بدن من باز کادو میخرم حتی اگ طرف بدش بیاد چون من برا اون بچه کادو میگیرم و دوست دارم خوشحالش کنم اینکه ناراحت شدی و گفتی قبول نمیکنم کارت بسیااار زشت بوده منم جای اونا بودم خیلی ناراحت میشدم و واقعا شاید دیگ یه مدتم باهات سروسنگین میشدم! خیلی خیلی زشته که هدیه رو قبول نکنی!
ببین اصلا از اول نباید با اینا ک اخلاق خاصی دارن تولد بگیری بگی بیان،با خانواده خودت میگرفتی فقط
و اینکه نمیخوای کادو بیارن باید یهویی کیک بخری بری خونه مادرشوهرت که مثلا دور هم جمع شدن
نه که چند روز قبل بگی چیزی نگیرین چون میگیرن😃
و اینکه وقتی خریدن و اوردن زشته ک پس بدی،جنگ ک نبوده مثلا جشن تولد بوده
عزیزم کادو رو خانوماشون گرفتن ربطی به شوهراشون نداره اگرم شوهراشون بخوان غر بزنن به خانومشون میزنن نهاییییییت به شوهرت غر میزنن، خودتو درگیر این چیزا نکن تهش برای تولدای اونا همون سطح کادو بگیر یا بیشتر...
میگی ۱۰ ساله ازدواج کردی دیگه اخلاقاشون دستت بوده،الزامی نبوده بگی بیان تولد،ولشون کن با خانواده خودت باش بیشتر
قطعا منم بودم واسه تولد یه بچه هدیه میبردم که بچه خوشحال شه و با احترام دور از ادبه که کسی هدیه بیاره این حرف ها رو بشنوه اگر منت گذاشتن شماهم در جواب میگفتین ما که نخواستیم خودتون آوردین و اینکه شما به فکر همسرتون بودید اما رفتارتون و دعوا با همسرتون نتیجه عکس داده
خوب از اونهمه ادم از اون ۲۰نفر فقط اینا سه تا کادو گرفتن بقیه که گوش داذن چی شد مثلا؟
اخه دروغ به ناف من بست شوهرمو ازم زده کرد گفت تو بلند شدی بزنی تو گوش مامانم ای کاش من اون وسایلو میذاشتم باماشین از روش رد میشدم نه اینکه تو انقدر سلیطه بازی در بیاری
خدا شاهده خداشاهد خداشاهده من فقط گفتم گفته بودم که نگیرید پس از سال دیگه تولدو کنسل میکنم
وسایلو تو ماشین گذاشت مگه من پرت کردم بیرون یا فهشش دادم که اینجور دروغ به ناف من بست
من که به هیچ عنوان نمیپذیرم جشن یا تولدی چیزی برم کادو نبرم
دارن زحمت میکشن هزینه میکنن منم باید حتما جبران کنم
وگرنه اصلا نمیرم کیک نخورده که نیستیم
خوب از زمستون هی اما میگیره وقت تولد بچت همه جا خوش اب و هواست بریم بیرون من چی میتونم بگم بیشتر از این؟
قبول کن رفتارت اصلا قشنگ نبود
اون سه تا کی هستن؟ همونا ک دقیقا شوهراشون بددهنن؟
اره
جمله اتون شاید از نظر خودتون چیزی نبوده اما بقول خودتون سه نفر خریدن از نظر من اون سه نفر بیشتر برای بچه شما ارزش قائل بودن خواستن بچه شاد شه روز تولدش و اینکه میگید دیگه نمیگیرم انگار تهدید کردید کلا نوع حرفتون خوب نبوده بازم خودتون میدونید عزیزم
به هرحال مقصر شما هستی عزیزم
اگه برات مهمه بعدا یه جوری از دلشون دربیار
اگه هم نه که هیچ
دقیقا استارت دعوارو زده و زهر کرد تولدو... ای کاش فقط میگفتی من که گفتم چیزی نخرین حالا ک گرفتین دستتون دردنکنه راضی ب زحمت نبودیم همین خدایی هرکس دیگه ایی بود ناراحت میشد بااین رفتار
کلا گارد گرفته رفتی تولد بگیری
دیگه وقتی دادن نباید میرفتی اینکار میکردی منم برای جشن های بچم خجالتم میاد دعوتی کنم ولی میدونم دعوت نکنم هم دلخور میشن بازم مثلا نمیگم جشنه برای شام میگم میان میگم همینجور مهمونی گرفتم بعدش کیک میارم باز اونا کادو میدن دیگه بعدش زشته ببری پس بدی کادو رو
من اتفاقا تولد بچه میرم همش به فکر بچه ام چی دوس داره چی ذوق میکنه خوشش میاد لذت ببره اصلا پول به پدر مادر نمیدم هزینه بیشتر میکنم اما روز تولد بچه،بچه باید لذت ببره
اصلا تقصیر خودم بود که دعوتشون کردم گفتم چند بار گفتن اگه الان خبرشون نکنم ناراحت میشن ای کاش همونجوری ناراحت میشدن از این بهتر بود
مگه میشه تولد ی بچه بری کادو نبری اخه،ذوق بچه ب کادو گرفتنشه
دقیقا
اره نباید دعوت میکردی کلا
حالا چی کار کنم؟
دقیقا یا دعوت نکن یا میکنی نیازی به این نوع بیان نیس چون بالاخره اونا هم زحمت کشیدن
من اصلا دلم نمیخواست ناراحت شن بخدا خودم از دیشبه دارم گریه میکنم
از شوهرت عذر خوای کن و بگو من بخاطر تو ناراحت شدم نخواستم منتش واسه تو باشه و ... دقیقا همون فکری که توی ذهنتون بوده رو بگید
منم احساس میکنم وقتی تولد برای بچه میگیری و کسی دعوت میکنی فکر میکنن بخاطر کادو دعوتشون کردی
واسه همین تا الان واسه تولد دخترم کسی دعوت نکردم فقط با خانواده شوهرم میگیریم
انقدر خودشون اصرار کردن من دعوتشون کردم وگرنه از خودشون و بچه هاشون متنفرم
اون چرا دروغ بست به ناف من شوهر مو ازم زده کرد اون الان مقصر نیست اصلا؟
دیگه گذشته عزیزم خودتو اذیت نکن ولی حتما میتونی به اونا هم توضیح بده دلیلتو با لطافت نه نوع بیان تند
اون مقصره ولی شما اول شروع کردی با یه تشکر میتونستی تمومش کنی از تولد بچه ات لذت ببری این اتفاقا هم پیش نیاد الان ببین حرفتو زدی هم بد شدی هم خودت ناراحت شدی
اینام کس خاصی نبوده خواهر شوهر جاری بودن
وقتی شوهرش میگیره شوهرمو بزنه پشت سرش همش بهش فهش میده
من دلم نمیخواست تولد بگیرم خودشون اصرار کردن بعدم گفتم کادو نیارید بازم کادو اوردن نمیخوام منت اون حرومی گردن ما باشه خوب
اخه واقعا واسم سوالع تو ک تا این حد ازشون بدت میاد مگه مجبوری تولد بگیری دعوتشون کنی،،،کلا خب نباید زیاد باهاشون قاتی بشی چ برسع تولد بگیری دعوتم بکنی
هرچقدم بگی نگیرید میگیرن اصلا تولد اصلش ب کادوشه حالا ما گاهی یهویی میگیریم ونمیگیم تولده ک توزحمت نیوفتن اما بازمیگیرن دیگ بچتون خوشحال میشه سخت نگیرید
من واقعا نمیفهمم چرانباید دعوت کنی اخه؟ ببین ب فرض من خونواده ی شوهرتم خب؟؟ شوهرمم ازهمیناست که میگی و حرف چرت پشت سرمیزنه! ولی من برا تولد بچت ازقبل پول به هربهانه ایی میگیرم و میرم کادو میخرم براش! تو این وسط چیکار ب شوهرمن داری؟؟؟؟ مهم منم که هم تورو هم بچتو دوست دارم کادو هم خودم دلم میخواد برا بچت بگیرم، حالا گناه من چیه این وسط؟؟؟ اقا اصلا علاقه ایی هم ندارم بهتون ولی دست خالی زشته برم تولد کسی حالا هرچقـــــــــدر ک قسم بده من فک میکنم طرف فک میکنه ما وضمون بده ک. اینقدر اصرار میکنه پس یه چیز خوب میخرم! کلا برای تولد هرچی هم بگی کسی دست خالی نمیره مگه اینکه خسیس باشه! برو از دل بقیه و همسرت دربیار و دلجویی کن حیفه بخدا اوقاتتون تلخ باشه این رفتارتم که کسی کادو نخره بریز دور قربونت 💋
ببخشید اشتباه شد
از خوشون و بچه هاشون بدم نمیاد
از شوهراشون متنفرم
به نظرم به چشم زخ ربطی نداره به اخلاق خودتون برمیگرذه خودمونیم ولی اشتباه کردید
بهونه میاوردی دقیقا همون روز حالم بده سرم درده و هزار تا چیز دیگه اونا اصرار کنن چاقو که نزاشتن روی گلوت عزیزم شما واسه کارهای خودت تصمیم گیرنده هستی
شماهم تولد بچه هاشون کادوبگیرید وجبران کنید دیگ منتی نیس
اون اینهمه دروغ گفت شوهرم ۱۰ساله از گل نازک تر بهم نگفته دیشب فهشم دادبه شوهرم گفت زنت میخواست بزنه تو گوش مادرمون از دیشبه شوهرم رفته بخاطر دروغاش باز من معذرت خواهی کنم؟باشه من مقصر اون چرا اینجوری کرد؟
اصلا ربطی به چشم زخم نداره،اشتباه از شما بوده،رفتارتون درست نبوده.
حتی این بیانتم جالب نیس عزیزم کس خاصی نیستن😐
عمه های بچه ات هستن باید احترام بزاری که بچه ات هم احترام یاد بگیره شما مادری مسئول تربیت بچه هستی خصومت و دشمنی رو نباید یاد بدی به بچه
شما خاهرشوهرتو دعوت کردی چیکار شوهرش داری بعد شما گفتید نخرید اونا خریدن پس میتونستید بگید من گفتم نخرید خودتون خاشتید پس منتی رو سرتون نیس
نه مثلا یهو کادورو نگیرید بعد بندازن تو ماشین شما برید براشون بگید مگه بچه من وسیله نداره و اینا باید حدقل بعدا برا تولد بچشون دو برابر طلافی میکردید که حرفی نمونه حتی اگه جشن نمیگرفتن یا بدون مناسبت میخریدید
من که فقط به اونا نگفتم اونهمه ادم به اونام گفتم همه ام گوش دادن
جلو رو اونهمه ادم یعنی دروغ گفته؟ خب وقتی همه دیذن ک نخاستی بزنی ینی دروغ میگن
عزیزم شوهرت دوسالشه؟؟ بچه است؟؟؟ خودش حضور داشته رفتارتو دیده اونجا دیگه ... رفتارت بد بوده حالا اونم بهش شاخو برگ داده... شوهرت از رفتار خودت ناراحته نه حرفای بقیه!
واقعا میخاستی بزنی؟
یعنی دعوا انقد بالا گرفت؟
از مادرشوهرتم کادو نگرفتی؟
نه من اومدم سوار شم اون انداخت تو ماشین و بعدش من رفتم بهش اینطوری گفتم من قبلش خبر نداشتم که
اگه نمیخای عذر خاهی کنی ولی حدقل قبول کن اشتباه کردی اینطور تندتر اتیش شوهرتم میخابه
خب پس این قضیه ک میخاستی مادرشوهرو بزنی از کجا اومده
پس این زدن چی بود؟
ادم با ادم فرق میکنه خدایی خیلی زشته کسی کادو نیاره همه همدیگه رو نگاه کنن اون بچه ک نمیفهمه شما ب همه سپردی کادو نیارن ک... تروخدا رفتارتو عوض کن
اتفاقا خاستم همین بنویسم بچه ها خیلی کادو دوس دارن چشمش به دست بقیه بوده برا کادو اوناهم اوردن نگرفتی دل بچه که خون شد
به قرآن نه
دروغ گفت
اصلا به اونجا خا نرسید فقط رفتم بهشون گفتم من که گفتم کادو نگیرید شما که برای حرف من ارزش قائل نیستید منم از سال دیگه تولد نمیگیرم .اتفاقا مادرشوهرم باید میگرفت بچم از مادربزرگش توقع داشت ولی بهش گفتم اگه اونا میخوان بگیرن بگو من اصلا کیکو نیارم بگم همینجوری بریم بیرون به بهانه تولد نریم
بنظر من چون از قبل ب دلت نبوده باهاشون تولد بگیری و انگار یجوری اجبار تولد گرفتی کفتی بیان خاستی همه چیزم خراب کنی
عزیزم کادو گرفته بودن خب شمام تولد بچه شون جبران میکردی
ما هم هر سال با خواهر شوهرا میگیم تولد بچه ها کسی کادو نگیره ولی باز همه میگیرن و بچه ها واقعا خوشحال میشن
شما میذاشتی پسرت خوشحال بشه کسی براش کادو گرفته بوقتش شمام جبران میکردی
عزیزم ما اونجا نبودیم، و دقیقاً نمیدونیم چی شده و چیا گفته شده. ولی طبق همین چیزایی که خودت تعریف کردی، مقصر خودت بودی. گفته بودی کادو نخرن، ولی اونا باز خریدن و چون قبول نکردی آوردن گذاشتن توی ماشین. تا اینجاش همه چی اوکیه. ولی اینکه تو رفتی گفتی مگه بچه من نداره و غیره، واقعاً واقعاً زشت بود . خیلی عجیب غریب رفتار کردی. شوهرتم حق داره بهش برخورده باشه.
من نخواستم همه چیزو خراب کنم چرا اینجوری میگی؟
شاید حالت چهره ات جوری بوده که فک کردن ! بالاخره چیکارکنن خونواده ی همسرت کادو بخرن یانه؟ سفت و سخت به مادرشوهرت میسپاری بقیه کادو نخرن بعد تهش میگی اتفاقا مادربزرگ بچم باید میخرید! اون بیچاره پیش خودش گفته خب این ب من میسپاره کسی کادو نیاره حالا خودم بیارم ناراحت میشه ک پس نمیبرم!
بابا مادربزرگ قضیه اش فرق داره
عزیزم واقعا رفتارت ضدو نقیضه
من اصلا صدامو اگه بشنوی انقدر یواشه کسی اینحرفو از من قبول نمیکنه
چون از کارایی ک خودت میگی انجام دادی اینطور حس میکنم،حالا گیریم اونا بددهن .برن پشت سر حرفم بزنن،این رفتارایی ک کردی ب‌دور از شان ی مادر هست انجامش،وقتی تولد گرفتی دعوت کردی اونا هم‌اومدن کادو‌اوردن دیگه خیلی زشته ک اونطور رفتار کردی
من با عمش و زنموش مشکل دارم مادربزرگ که خوب با اونا فرق داره دیگه
گفتم حالت چهره ات نه صدات
بزو دلجویی کن بخدا مقصری
حالا دیگه گذشت بیشتر اتیشو روشن نکن همم نزن این بحثو تا تموم شه
من صدبار س‌پردم اگه میخوان چیزی بخرن مجبور نشن من اصلا کیکو نمیارم
میگم خودمون خونه بریدیم
میتونم بپرسم‌چند سالته؟
اره دیگه کادو گذاشتن تو ماشین بعدش نباید چیزی میگفت بجاش جبران میکرد
اون زندگی منو با دروغش نابود کرده چی ؟
یه دیقه میگی با شوهراشون مشکل داری یه دیقه میگی خواهرشوهر و جاری
بچگانه هست یکم رفتارات بنظرم
آیدا جانم قشنگم شما یه مسئله رو بیان کردی خواستی بقیه نظر بگن بر اساس حرفات همه دارن میگن کارتون اشتباه بوده وقتی یه گروهی هم نظر هستن پس مطمئن باش کار شما اشتباه بوده اصلا اونا بدترین ادم های روی زمین ما فقط در مورد نوع بیان و رفتار شما که خودتون گفتین نظر دادیم از چیز دیگه خبر نداریم که اگر قبول کنی واسه آرامش خودتم خوبه اما اگر نمیپذیری پس اصلا هیچ وقت از کسی نظر نپرس کام خودتو تلخ نکن
بابا ادم عقل داره راست و دروغو تشخیص میده باور کن شوهرت از رفتار تو ناراحت شده یه جورایی سبکش کردی! برو بگو من قصدم این بود تو زحمت نیفتین برای کادو ولی طرز بیانم اشتباه بود حلال کنین
خوب عزیزم نباید دعوت میکردی عمش و زنموشو
چون اوناهم حتما پیش خودشون گفتن چیزی نبریم یا زشته یا فردا میگه اومدید تولد بچم هیچی نیوردید باید به دو طرف نگا کنید
بعد مادرشوهرتون که نمیتونست کادو خریدن بره به زور بگه نباید بیارید حتما اونم گفته چیزی نخرید اونا خاستن دست خالی نیان
بابا خسته شدم از کاراشون توقعات عجیب میکنن بخدا جرات ندارم تا یه شهر دیگه برم به محض اینکه رفتم سریع زنگ میزنه برا من میخوای چی بخری من مانتو ندارم بگیر برام
من شال ندارم من گفش ندارم شوهرمم دلش میسوزه میگیره
حالا من اگه بتونم برا خودم بخرم یا نه
اونکه میخره بعدم مجبور میکنه برام بگیرید چه فایده ای داره؟
رفتارت اشتباه بوده قبول کن الان فعلا داغی بعدم بعداز چند روز میفهمی چه کاربدی کردی ازرفتارت خجالت میکشی میگی ای کاش اونشب اونکار نمیکرد حتی روت نمیشه باهاشون روبرو شی
منظورم اینه باکادو خریدن اینا مشکل ندارم نه با کادوخریدن مادر بزرگش
در کل با خانواده شوهرت مشکل داری ازشون خوشت نمیاد،نباید تولد میگرفتی کرفتی کاریه ک شده
نگا بخاطر بچت باید کوتاه میومدی نه بخاطر هیچکس دیگه که روز تولدش خراب نشه
نخرید هروقت میرید جایی برا تولد بچش بخرید شماهم مث خودش جبران کنید
این خریدا ربطی به این کادو نداشت همیشه بوده شماهم کادو رو میگرفتید شاید میخاستن خریداتون جبران کنن شما که تو فکر اونا نبودید
زندگیتون نابود نشده،یه بحثی پیش آمده که تموم میشه،این قدر همه چیز رو بزرگ نکن.
یه اشتباهی کردی اشتباهت رو بپذیر،تقصیر رو گردن چشم زخم یا فرد دیگه ای ننداز،الانم دیگه ماجرا رو کش نده بزار تموم بشه
بنظرم شوهرت تازه خیلی خوب هم رفتار کرده اگه شوهر دیگه بود باخانوادش الکی الکی دعوا میکرد وجشن اون شب رو خراب میکرد، بدترمیکرد
تو ک باعاشون حال نمیکنی و میدونی ممکنه حرف از توش در بیاد زیاد باهاشون رفت امد نمیکردی، مگه التزام داده بودی تولد بگیری ،یا ب قول یکی از بچه ها غافلگیری ی کیک میبردی دور هم جمع میکردی ک کسیم هدیه نداره
عزیزم هزارتا بهانه هست برای نخریدن! نمیدونم پول نداریم وقت نمیکنم حالم خوش نیست نتونسیم بریم بازار، مسافرت کاریه، اوووه ادم بخواد میتونه کلی بهانه بیاره، درضمن موقع خرید اول اولویت خودت باش بعد بقیه، بگو بخدا شوهرم برامنم خریدنکرد چه برسه به بقیه! بار اول و دوم ناراحت میشن ولی دیگ راحت میشی
من اعتقاد ندارم
ولی شوهرم و خانواده ش به شددددت اعتقاد دارن
و مطمئنن که هست چشم زخم

حالا میدونن حتی تو خانواده و همسایه هاشون کی چشمش شوره 😀
باشه من اصلا بد
مامانم هم دعوا کرد مجبور کرد زنگ بزنم به شوهرم هرچی زنگ میزنم جواب نمیده به مادرشوهرم ۹ بار زنگ زدم جواب نمیده
اخه من اونارو میشناسم الان کله پاچه منو بار گذاشتن من الان برم از همسایه سر کوچشون هم بپرسم با من قهره
سلام عزیزم صحبت های شما و بقیه دوستان و خوندم
بنظرم شما دنبال تایید شدن هستید که حق و به خودتون بدید ولی واقعا گلم حق باشما نیست و بهتره با این کنار بیاید
و همسرتونم حق دارن ناراحت بشن
نهایت هدیه اوردنم شما میتونستید به یک نحوی و با ی مناسبت دیگه چندبرابرش و جبران کنید بدون اینکه منتی روی سرتون باشه
به هر حال الان کاری هست که شده فقط بهتره زیاد حق به جانب نباشید
انقدر لباسای منو برده نیاورده....
منم در حد چهار پنج کیلو اضافه وزن دارم تا بهش میگم میگه تو چاقی ب تو نمیاد ب من بیشتر میاد
خوب چی جوابشو بدم نه چیزی ازش میخوام نه چیزی برام بخره بیشتر از این؟
من ده ساله دلم خونه از دست اینا و شما نه اینا رو میشناسی نه چیزی میدونی انقدر هم که من به اینا احترام گذاشتم کسی نمیذاره
منم احترام گذاشتم دعوتشون کردم ولی طبق تجربه های فبلی و حرف و حدیث ها گفتم نمیخوام چیزی نیارید ولی بازم اوردن با اینکه من چیزی خاصی نگفتم الانم همه رو با من دشمن کردن حق ندارم بسوزم؟
من اگه بودم اول سعی میکردم همسرم و آروم کنم تا بدونه فهمیدم اشتباه کردم
بعد ک از جانب همسر مطمئن میشدم ک آروم شده باهاش میرفتم خونه مادر شوهر و به نحوی براشون توضیح میدادم که قصدم بی احترامی نبوده و اونا هم حق نداشتن به دروغ بگن قصد زدن داشتم
ولی در حال حاضر دوطرف عصبانی هستن بذار یکم آروم بشید
خوب فعلا جوری پرش کردن بهش پیامم میدم میگه چی کار داری فک کن مردم
ادمی که نمیزاشت اب تو دلم تکون بخوره
قبول کن حق داره خودتون و بذارید جای همسرتون اگه این شرایط در رابطه با خونواده خودتون پیش میومد ناراحت میشدید و واکنش نشون میدادید
اصولا مردا زیاد مثل ما خانوما کینه ای نیستن صبر کن یکم آروم شد با لوندی و پشیمونی و زبون نرم باهاش صحبت کن بذار بدونه فهمیدی اشتباه کردی
عکس العمل شما زیادی زیاد بوده
شما چرا نگران‌جیب اونایی یا حرف شوهراشون
به جای این برخورد تومناسبتای بعدی براشون جبران میکردی
دلشون خاسته یه چیزی بخرن ناراحتشون کردی منم بودم عکس العمل خوبی نشون نمیدادم دیگه
الان میگید چی کار کنم؟
پیشنهادتون چیه
بابا تعارف و بزار کنار پیام بده بگو فلانی لباسای منو میاری بی زحمت؟ میخام برم فلان جا بپوشم! موقع قرض دادن هم دوتا و سه تا بهش نده بگو یکیش پیش دوستمه یکیش دسته اجیمه، ولی اون یکی هست فقط قربونت چندروز دیگ برام بیار، یا بگو عه دادم به فلان فامیلمون، اگرم گفت ب تو ک نمیاد بگو مهم شوهرمه که میگه همه جی بهت میاد تازه اون لباسمو خیلی دوسش دارم به عزیزترینمم نمیدمش... گلم تو این مورد باید زبونت دراز باشه
نه زنگ مادرشوهرت نزن بمون اول مشکلت با شوهرت حل کن بعد
بعدم بگو شوهرم برام خریده اونوقت میگه لباسات کو و اگ بفهمه دادم ب این و اون دیگ نمیزاره بخرم! حالاهم پیام نده به کسی زنگم نزن بزار شوهرت بیاد خونه بامهربونی توضیح بده براش و معذرت خواهی کن و هرچیم گفت چیزی نگو بگو حق باتوعه بعدم حضوری برو پیش مادرشوهرت از دلش دربیار
بگو بیا خونه دربارش حرف بزنیم مشکل حل کنیم
ب ارومی هم براش توضیح بده بگو من دوست ندارم کسی کادو میخره پشت سرم حرف بزنه براهمین گفتم نیارن وگرنه کی ازکادو بدش میاد؟ حالاهم واقعا ازشما معذرت میخوام رفتارم درست نبود حلال کنین
می‌دونم الان از اینکه همسرت رفته بیشتر از همه ناراحتی ولی واقعا حق داره ناراحت بشه
اون شما رو خیلی دوست داره خانوادشم دوست داره این وسط گیر کرده دلش میخواد میونه شما و خانوادش خوب باشه
پیام بده بهش ازش بخواه بیاد خونه صحبت کنید و بهش بگو حرفایی که شنیده همه اش درست نبوده بگو بیا خونه با هم همه چی رو درست کنیم
وقتی اومد بشین آروم و شمرده اول بهش بگو چه قدر دوسش داری بعد بگو دلیل اینکه نمی‌خواستی کادو بخرن چی بوده (همه چیز رو نگو وگرنه دوباره گارد میگیره) درحدی بگو که متوجه کلیات بشه بگو همسرشون راضی نیست منم نمی‌خوام منتی باشه بعدم بگو من حرمت خانوادتو نگه میدارم حتما بد متوجه شدن(دروغ گو نکنشون چون بازم ممکنه گارد بگیره)
تاحالا چندبار ازاین اتفاقات افتاده که شخصا باخانواده شوهر ومادرشوهرتون اینچنین برخوردی کردین؟مثلا بحث و کدورت و دعوا وقهر؟
بد متوجه شدن من نمی‌خواستم کسی رو بزنم یا ناراحت کنم
سلام گلم چون بارداری حساس شدی متنو خوندم دعوای الکی راه انداختین
دیشب بهش زنگ زدم ساعت یک و نیم جواب داد چون یکمم لکه بینی دارم گفت چیزی شده گفتم نه نگرانم کجایی
گفت یه جایی هستم
گفتم من ده ساله زنتم منو هنوز نمیشناسی از من برمیاد یه همچین کارایی بیا خونه حرف میزنیم
گفت نمیام گفتم اگه حقی به گردنت باشه از زن وشوهری من راضی نیستم شبو بیرون بخوابی بیا خونه هر وقت خواستی صحبت میکنیم گفت ببینم چی میشه نیومد منم تا صبح خوابم نبرد
گوش نمیده به حرفم
تا حالا پیش نیومده که من سر یه چیزی اعتراض کنم ولی اونا همش دلمو خون میکنن با حرفاشون
به نظر خودت کجا رفته؟ رفته پیش خانوادش؟
به نظر من یه کم زمان بده بزار خودش زنگ بزنه یا بیاد خونه
کارگاهمون یه جای استراحت داره احتمالا رفته اونجا شب خوابیده
اخه همیشه برا صبحانه و ناهار و شام راس ساعت خونه است هر جا باشه خودشو میرسونه
از دیروزه نیمده
ولی امروز سمت مامانش بوده احتملا برا غذا
کارگاه خیلی به ماکانش نزدیکه
بزار یکم اروم بشه میاد
من چی پس ؟مگه چی کارشون کردم انقدر بد جوابمو میدن؟
اشتباه از اوناهم بوده ولی خوب چه میشه کرد فعلا اوضاع اینه
نه من چون یه بارم سقط داشتم خیلی زود نگران میشه دلم نمیاد بهش بگم
چندنکته یادت نره اینومن باب سرزنش بهتون نمیگم چون دیگه کاری که شد و همه چی خراب شده.ولی یادت نره شما در نظرشون خودتون رو خراب کردید دیگه هیچی مثل سابق نمیشه حرمت ها شکسته شد واحترام از بین رفته از این به بعد جاری میشه ادم خوبه شما میشی ادم بده باهم میشیننداز تو بدمیگند کینه دارند توهر محیطی قرار بگیرید تحملتون میکنند دیگه هم نمیتونید اعتراض کنید چرا اون جاریه رو دوست دارند منو دوست ندارند
عزیزم به خاطر بارداری به کم دل نازک هم شدی
میتونی کل ماجرا رو بهش پیام بدی تهشم بگو دلت تنگ شده
ولی تند نرو زیادم زنگ نزن
خوب پس یکم تحمل کم زود میاد مگه چندروز میتونه بیرون بمونه؟
فوقش تا فرداس
نه بابا خیالت راحت مال من فقط خار داره بهم اینجوری میکنن دلشون از اون بیشتر خونه اون به پدرشوهرمم تا حالا فهش داده باهم دعوا کردن
انقدر گریه کردم چشام پف کرده باز نمیشه
مردا موقع ناراحتی هرچی بیشتر پیگیرشون باشی بیشتر لج میکنن
متاسفانه منم انقدر وابسته شم
یه روز ازش بیخبر باشم یه سال رد میشه برام
بنظرم بزار شوهرت یکم اروم شه بیاد شب برو کنارش باهاش حرف بزن بگو بخاطر بارداریم یکم حساس شدم ونمیدونم چرا اینجوری رفتارکردم پشیمونم. معذرت خواهی کن و اشتباهت بپذیر و حتی بگو برای جبران اونشب مثلااااا این هفته همه ی خانوادت رو خونه ی خودمون دعوت میکنم هرچی کینه و کدورته برطرف بشه ان شاالله همه چی درست میشه
عزیزم
ما ی قانونی داریم
مثلا اگ دوس نداریم کسی کادو بیاره
اصلا اعلام نمیکنیم ک قرارع تولد بگیریم ،
وقتی همه دور هم بودن کیک میاریم،قافل گیر میشن ک‌چرا نگفتن و فلان
همچنحا تموم میشه میره،
شما اصلانباید اعلام میکردین ک تولده ،نیازی نداشت بدونن وقتی کادو نمیخواستی
خودتو اذیت نکن به همسرت خیلی وابسته ای من خودمم همینم موقعی که ناراحتیم توی خونه هم باشه باز من خوابم نمیبره
اما سعی کن بری خونه کسی یا یه جوری خودتو سرگرم کنی
با چیزایی که گفتی بزار خودش تصمیم بگیره برگرده
خونم انگار بمب ترکیده اصلا حوصله هیچی ندارم هنوز نه صبونه خوردم ن ناهار
اینام میگذره میره
خاطره میشه.
ما خودمون سر این جنگ لعنتی رفتیم شهرستان
ی دعوای مفصل بین مامانمو شوهره خواهرم افتاد
اونجا دلم میخاست بمیرم از شدت ناراحتی،،
ولی چیشد
گذشت
الان همه سر زندگیشونن کسیم یادش نمیاد چی بود چی شد
پاشو یه چیزی بخور تو دلیت کوچولوئه ولی خودت ضعف می‌کنی بیخیال بقیه
تو از پا بیوفتی چیزی درست نمیشه
یه چیزی بخور و با پسرت بازی کنید سرگرم بشین یا کتاب بخون
بنظرم خیلی زشت بوده ک‌گفتی مگه بچه من نداره ک کادو خریدین؟!!!پس اونام بگن مگه ما کیک نخورده ایم ک صدامون زدی بیایم کیک بخوریم!؟
بعدم شما همینجا کلی الفاظ زشت ب کار بردی ک اصلا در شأن یه خانم نیست اما اصل نیتت بد نبوده از این ب بعد قبول کن و بیشتر جبران کن
بنظرم یه پیام ب همسرت بده هم عذرخواهی کن هم بگو ک نیتت بد نبوده ایشالا ک دیگه پیش نمیاد
من خیلی اعتقاد دارم ب چشم زخم
عزیزم یه بنده خدایی از اقوام بود خدابیامرزه مینشست یه دل سیر از عروساش بد میگفت درنهایت میگفت غیبت نباشه صفته
الانم من عذر میخوام بابابت الفاظی که مجبورا شنیدید ولی اگه بشناسیدشون متوجه میشید که لیاقتشونه حتی صفتشونه و این حتی خیلی ام کمه براشون انقدر که ما رو خون به جیگر کردن
از چیزای دیگه اش که سر در نمیارم یه اسفند دود کردم ولی
واااای
چه حرف بدی زدی بهشون
واسه یه کادو رفتی گفتی مگه بچه من هیچی نداره؟؟؟
من بودم میگفتم کادو نیارید
بعد با اون اخلاق داغونی که از شوهراشون میگی و می‌دیدم کادو خریدن
سر تولد خودشون یا بچه هاشون یه چیز سه برابر گرونتر می‌خریدم و موقع دادن میگفتم به جبران اون کادوی تولدی که برای بچم خریدین
واقعا این چشم زخم نبوده
حرفت خیلی زشت بوده
دیگه به کسی زنگ نزن. صبر کن تا همه آروم بشین. شوهرت خودش برمیگرده با هم صحبت کنین
وای خیلی خیلی حرکتت زشت بوده
اگه نمیخوای بخرن خب نبایدم دعوت میکردی
الان که دعوت کردی منم بودم جایی دست خالی نمیرفتم
ولی واقعا حرکتت خیلی خیلی زشت بوده
بعد زشت تر از این که میخوای بد رفتاری و حرکت زشت خودتو گردن چشم یکی دیگ بندازی
من اصلا به چشم اعتقاد ندارم مثل اکثریت مردم ولی اونا رفتارشون جوری شد دلم شک افتاد همین
بدت نیادا
ولی روی حرف و حرکات خودت تمرین کن شوهرت خیلی صبر داشته
من واقعا تحمل اینجور رفتارها رو ندارم
میزنم له میکنم طرفو
الان میرم از تاپیکت بیرون وگرنه جلو دستم بودی نابود بودی😂
ببین دیگه به شوهرت هم زنگ نزن
وایسا یکم جو آروم بشه
شوهرت که برگشت خونه همون اول ازش عذرخواهی کن بعد همین دلایل رو بهش توضیح بده که به خاطر اینا دوست نداشتم چیزی برای بچه بیارن
ولی قبول دارم حرفم زشت بوده
بعد هم با بوس و بغل و اینا از دلش در بیار
فردا پس فردا هم یه جعبه شیرینی و کادو بگیر برو خونه مادر شوهرت از دل اونم در بیار
ولی بقیه رو با این چیزایی که تعریف کردی من بودم هیچ عذرخواهی ای نمی‌کردم که قطع رابطه بشیم😄
یعنی چی هرجا میری زنگ میزنن برام لباس بخر😅
به خواهر شوهرم پیام دادم
عذرخواهی کردی؟
من دلم نمیخواست دیشب یه همچین اتفاقی بیافته خاطره بدی بمونه نیت بدی نداشتم اگه ناخوداگاه رفتاری داشتم که خاطرتون رو آزرده کرده عذر میخوام
اینو فرستادم
خیلی ممنون کمک بزرگی کردی
خیلی خوب گفتی
آفرین
دیگه هیچی نگو بهش
ولشون کن
حتی اگه بد جواب پیامتو داد سکوت کن
خداییش تو خیلی بد حرف زدی
ولی دیدی اون داره بد حرف می‌زنه و ناراحته بزار همون‌جوری ناراحت بمونه که دیگه دست از سرت بردارن
ولی از شوهرت و مادرشوهرت عذرخواهی کن
حق با شماست منم بدم میاد از چنین آدمایی چیزی قبول کنم
چه رفتارتون زشت بوده تازه اصلنم متوجه نیستین که حق با اوناست نه شما
هر چی بیشتر ح فاتونو خوندم بیشتر متوجه شدم حق با اوناست که ناراحت باشن دعوا راه انداختین با کار زشتتون بعد میگین بقیه چشم زدن😢
انقدر ازشون بدتون میومد که حتی کادوشونو قبول نکنید اصلا چرا تولد گرفتین دعوتشون کردین خب تکلیفتون با خودتون معلوم نیست
بنظر من با تمام وجودتون از همشون عذرخواهی کنین چون شخصیت خودتونو خراب کردین با این رفتارا
عزیزم دیگه یادت باشه تولد بچه رو خانوادگی نگیر فقط بچها دعوت کن یا خودتون باشید بدون مهمان
من با مشکلتون کار ندارم ولی ی درصد فکر نکردین وسط تولد بچه جنگ به پا میکنید ؟
ایدا چند سالته عزیزم؟
من دیگه نمیگم تقصیر کار بودی بقیه گفتنیارو گفتن.
فقط ی چیزی،
نباید فعلا هیچکاری میکردی معذرت خواهی از هرکسی
اول باید مشکلتو با همسرت حل میکردی.صبر کن شوهرت بیاد خونه باهم حل کنید مشکلو آشتی کردید بعدباهمفکری هم بری سراغ بقیه
حس میکنم بخاطر اوضاع چندوقته جامعه.
واقعا همه خیلی آتیشی شدن،با ی جرقه یهو بووووم.
امیدوارم همه چی زود حل شه،حال همگی خوب شه.
عزیزم، بنظر من اونا هم شاید پیش خودشون فک میکردن اگ کادو نبرن،فردا روزی شما میگید حالا ی تعارفی کردم گفتم نیارید
اومدن کیک و خوردن و خشک و خالی رفتن...

اولا شما ک اخلاقشان رو میشناختی نباید دعوت میکردی
بعدم ک کادو دادن قبول میکردی بعدا منت نذارن دو برابرشو برا بچ هاشون میبردی،دیگ انداخت تو ماشین و شما گفتی مگ بچ ام هیچی نداره یکم تند رفتاری کردی حقیقتا هر کسی دیگ بود ناراحت میشد

و اینکه بچ ها، تو جمع همسن و سال های خودشون بیشتر خوش میگذرونن


فک کنم رفتارت خیلی جالب نبود
۲۵
خب عزیزم سنت هم کمه تجربه نداری از کوره در رفتی همیشه قبل از هر واکنش یه نفس عمیق بکش بعد عکس العمل نشون بده مهمتر اینکه ما همیشه نباید حاضر جواب باشیم خیلی وقتا سکوت خودش جواب بهتری هست شما همینجور که آنی جواب دادین الانم ناراحت شدین معذرت خواهی کردین اول با شوهرت صحبت کن دلشو به دست بیار نیازی نیست جواب بدی بعد مجبور شی از همه عذر خواهی کنی یکم سعی کن صبور باشی
عزیزم من سال اول تولد نگرفتم برا بچم گفتن خسیسه فلانن نتونستن ی تولد بگیرن
۲سالکیش گرفتم مث خودتون حرف زدن ک خودمون پول نداریم و فلان من فقط گرفتم ک بدونن ما میتونیم بگیریم
ولی گفتم از این ب بعد دیگ نمیگیرم اصلا ن تولد ن چیزی ک حرف پیش بیاد
مثلا من تولد بچه خاهرشوهرم رفتم ۵۰۰دادم قشنگ بدش مادرشوهرم گفت حالا دختر بدبختم فردا باید بزاره روش بده تولد بچش
اینام دقیقا همینن هم با حرفاشون مجبورت میکنن هم پشتت حرف میزنن
تو هم اصلا دیگ کیک نگیر گرفتی ۳نفری تولد بگیرین یا ی چنتا بچه کوچیک دعوت کن
امسال میخواستم ببرم مهد جشن بگیرم
باز اینا که اینطور گفتن مجبور شدم
پارسال عید سالگرد ازدواجمون بود شوهرم یهویی کیک خرید خاتوادمم اومدن عید دیدنی بد اونا گفتن ک کیک ب ما ندادی
ما امسال رفتیم اونجا گرفتیم دریغ از ی تبریککک یکی میگفت کیک نمیخورم یکی قهر بود دیگ گفتم یادم بمونه ی روزی گله کردن یادشون بیارم
منم اینکارو کردم گفتن از دلت نیمد یه کیک بگیری ماروکه ادم حساب نمیکنی همش سمت خانواده خودتی
کلا خیلیاشون همیطورن ادم دیگ باید بیخیال باشع چون هرکاری کنی باز تهش یچی میگن
تقصیر خودمه
شوهرت برگشت ؟
این موضوع هیچ ربطی به چشم زخم نداشته کاملا اشتباه خودتون بوده ، حالا کاریه که شده ولی باید زودتری تا داغه جمعش کنی و عذرخواهی کنی و دعوتشون کنی و تمام هم بخاطر شوهرت هم خب مقصر خودت بودی
سلام همسرت اومد زندگیت ارام شد ان شاالله
سلام
ممنونم از احوال پرسیتون
اره اومد
ما از همون اول هم عادت نداریم زیاد قهر بمونیم
بازم ممنون ازتون
خب الهی شکر😍
الهی زندگیتون ارام باشه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه