Ooma
پرسش (1405/02/19):

💔 💔 💔 یه دردودل خودمونی... 💔 💔 💔

سلام به همگی
امروز متوجه شدم که دیگه مادر نمیشم
چه روزهایی بود که به همسرم میگفتم دلم میخواد یه پسر بیارم کپی تو...
چه روزهایی بود که همسرم میگفت منم یه دختر میخوام عین تو ناز کنه...
چه رویاهایی که بافتیم و امروز متوجه شدیم که قرار نیست بچه ای از خودمون داشته باشیم...
امروز دکتر میگفت تو باید مادر شی ناامید نشو برید سراغ اهدایی...
و چه سخت بود شنیدن این جمله...
خیلی دلم شکسته خیلییی
خیلییی دلم گرفته... 💔 💔 💔
من حتی یککک بار مادر شدن رو تجربه نکردم. بگم سقط کردم برای چندهفته مادر شدم. نه نشدم... و خدا منو لایق ندونست.
متاسفم که فکر میکردم خدا دوسمون داره
کاش فقط یکم نگامون می‌کرد 🥲
فقط یکم🥲
دوست دارم خودمو بکشم و از این درد خلاص بشم🥲 💔
برای همتون ارزوی سلامتی دارم و امیدوارم متتظر ها بزودی مادر بشن و باردار ها بزودی و بسلامتی زایمان کنن🙏🏻 🙏🏻 🙏🏻
این تاپیک رو گذاشتم ک بگم
لطفا برای من و همسرم فقط برای آرامشون لطفا هرزمان که دست به سوی خدا بردید دعا کنید
نمیدونم تا کی دووم بیاریم
فقط میدونم عبور از این موضوع خیلی سخته...
خانم هایی ک بچه دارید یا راحت باردار شدید لطفا قدر بدونید... حسرت بچه به دل خیلیییا مث من 26ساله ست...
لطفا قدر زندگی هاتونو بدونید
من حتی نمیدونم به سر زندگیم چی قراره بیاد 🥲 💔 😞

از معجزه ی خدا نا امید نشو توی ازمایشگاه حتی دیدم اسپرم با مورفولوژی ناقص هم حتی لقاح دادن و جنین تشکیل شده ببین بعد‌ازین جواب ازمایش خیلییی ازمایش های هرمونی ژنتیکی و ... باید بدن‌همسرتون و سونوگرافی بیضه و ...
هنوز به نظرم برای اینکه دست بکشی خیلییی زوده همه ی پزشکاهیی که رفتی با تستی که دیدن جواب دادن بهت ولی ممکنه راهی باشه که جواب تست بعدی بهتر باشه
الان یه دوره ای هستیم که واقعا خیلیییی زود نباید نا امید شد
من امید واهی نمیگم داشته باش میگم همه ی راه هارو برو که‌ بعد‌ها به‌خودت بگی من زود‌ نا امید نشدم‌من هر راهی بود رفتم من ۱۰۰ خودمو گذاشتم.
همتون امید دارید🥲
یه خانومی بود نوشته بود وای دوس ندارم بچم ivf بشه😭 😭
ای خدااا
مردم چاره دارن بااز ناشکری میکنن
من از خدام بود تو این یه ماه بگن با ivf احتمالش هست اوکی بشه🥲 ولی اونم ازم دریغ کردی خدایا💔
توروخدا قدر بدونید اگ مشکلتون. کوچیکتره قابل حل تره 💔
عزیزم تو بگو چ راهی؟؟؟
تهش عمله
که اونم انجام شدو چیزی نبود
دیگه چیکار کنم؟؟
دوتا دکتر خیلی خوب تو تهران بردم جوابشون یکی بود
نامه واسه معرفی جنین اهدایی دادن بهمون😭 😭 😭
مگ میشه اسپرم صفر رو درست کرد ؟ ؟
بجز خدا از دست هیچکس کاری ساخته نیست🥲
قربون دلت بشم . الهیی که خدا به دلت نگاه کنه و دامنتو سبز کنه .
چون 7ماه اقدام بودمو یک ماهه متوجه شدم
همتون میگید زوده ناامیدی
ولی واقعیت همینه🥲 واقعیت اینه ک همسر من بطور مادرزاد اسپرم ندارهه....
باید حتما 10 سال دیگه میفهمیدم که بهم نگید زوده...؟؟😭 😭 😭
هر کسی سرنوشت و آزمون های الهی مختص به خودشو داره.
اونایی که چندتا چند تا بچه دارن لزوما خوشبخت نیستن و اونایی ک بچه ندارم حتما بدبخت نیستن.
نمیدونم چند وقته ازدواج کردی ولی من ۱۲ ساله ازدواج کردم‌. این چند سالی ک بچه میخوام غمگین ترین دوره زندگیمو دارم طی میکنم. قبلش با وجود همه مشکلات خوش بودم.
الانم زدم ب بی خیالی، اگه شد که چه بهتر ، نشد اهدایی میگیرم، بازم نشد از پرورشگاه بچه میگیرم.
مهم اینه که احساسات مادرانه خودمونو خرج یه بچه کنیم، بچه ای که خودمون به دنیا میاریمش، حتی اگه از جنین اهدایی باشه.
اول علت ازو اسپرمی باید مشخص بشه و بعد درمان‌میشه به لطف حق شاید کم باشه احتمالش ولی صفر نیست
😭 😭 😭 علت مادرزادیه تو جواب پاتولوژی این تشخیص داد
بله میدونم
منم خیلی دوران سختی رو دارم میگذرونم
تا قبل از این بسیار خوشبخت بودم
ولی انگار خدا بهم گفت دیگه بسه...
به خدا همه این روزا میگذره، خودتو داغون نکن
میشه اگه برات مقدوره جواب پاتولوژیت رو بدی
سلام عزیزم خیلی ناراحت شدم، واقعا واسه هر زنی سخته شنیدن اینکه نمیتونه مادر شه،
اما قوی باش نا امید نشو، این رو میگم بهت ‌که روحیت رو از دست ندی و نا امید نشی چون وقتی خدا بخواد برات میشه،

چند تا معجزه من دیدم به چشمم تو فامیل و اشناها که میخوام برات یکی رو مثال بزنم، یکی از فامیل های نزدیکمون که بعد چند سال اقدام و اینکه دکتر هم گفته بود دیگه اصن باردار نمیشی حتی با ivf،
بعد چند سال دلش رو زد به دریا و رفتن یه بچه از پرورشگاه به سرپرستی گرفتن، چند سال بعدش خدا بهش بچه داد اونم نه یکی ۳ تا، الان ۴تابچه داره با بچه اولش
امیدوارم صبرشم بده
امیدوارم
الان نفس کشیدن برام سخت شده
قفسه سینم درد میکنه
از فردا چطور بیدار شم و عین قبل باشم؟ چطور پاشم شام بپزم و منتظر همسرم بمونم؟ ب چ انگیزه و امیدی زندگی کنم ؟
همسرت تا حالا دارو مصرف کرده؟
دکتر نگفته اگه دارو مصرف کنه ممکنه دو نتیجه بیوپسی تاثیر داشته باشه؟
💔 💔 💔 یه دردودل خودمونی... 💔 💔 💔
وقتی خدا بخواد برات درست میشه همه چی عزیزم،
الان سخته برات هضم کردن این موضوع
اما کلی راه دیگه هست واسه مادر شدن و تجربه حس مادری، نا امید نشو از خدا و اگه بچه میخوای برو تو راهش به هر روشی که شده اگه‌ قسمتت باشه خدا بهت میده
نه چون ازو اسپرم بود و نتایج صفر بود
سریعا گفت میکروتسه بشه ک اگ اسپرم بود فریز کنیم برای ای وی اف
و زمان رو از دست ندیم
اما متاسفانه اونم نبود
باز گفتن جواب بره پاتولوژی شاید بتونن اسپرم رو بالغ کنن بعد فریز کنن
که بازم متاسفانه سلول های اسپرم ساز ناقص تولید میکنن
😭 😭 😭 ای خدا
بخدا سختههه
راهش اهداییه خیلیی سخته🥲 🥲 🥲 🥲 💔
اره عزیزم چرا نشه میشه🫂ب خدا اعتماد کن فقط کافیه خدا برات‌ بخواد😘
😭 😭 🤲🏻 🤲🏻
یه روز میرسه به این حرفت میخندی، باور کن.
از رو دلخوشی نمیگما، چون خودمم گذروندم بهت میگم
همسرم اول ازدواج بهم گفت احتمالا مشکل دارم و نمیتونیم هیچ وقت بچه دار شیم،
منم چون نمیخواستم چند سالی بچه داشته باشم و بعد ۳۰ سالگیم به فکر بچه شم، قبول کرده بودم، گفتم اخرش اینه سرپرستی بچه ای رو قبول میکنم و تمام هدفمم همین بود، اما خودش یهویی و بدون هیچ اقدامی ۲ تا پشت سر هم با جلوگیری کااااامل بهم داد، اینم گفتم بدونی وقتی بخواد میده عزیزم نا امید نباش اصن، وقتی بخوای مادر شدن رو تجربه کنی راهش هرچی باشه قبول میکنی
علم هر ثانیه داره پیشرفت میکنه عزیزم زمان قدیم نیستیم که نا امید باشی، هر روز یه روشی ابداع میشه، نا امید نباش خدا خودش درست میکنه
عزیییزم این حرفو نزن به حرف دکترم گوش نکن به منم گفتن مادر نمیشه منم بعد از دو تاسقط بعد از ۱۱ سال باردار شدم از معجزه خدا غافل نشو و اینکه منم طبیعی باردار شدم
توروخدا دعام کن
که صبور بشم
تمام وجودم پر از غمه
خدا حفظشون کنه برات
خوش بحالت
چون بهش فک نمیکردی خدا بهت داد
ما ک میخوایم خدا نمیده
چقد ذوق داشتم
رویای بارداری میبافتم
💔
کاش همش یه خواب بود
هانی جان
چقدر با حرفات گریه ام گرفت
دعای من هر لحظه باهاته💔🥲
باور کن این روزات میگذره

اشتباه منو نکن
خودتو داغون نکن
همسرت دوستت داره
وقتی ببینه ب خاطر اون تو داری عذاب می‌کشی خیلی داغون میشه از درون می‌شکنه
ببخش منو😭 😭 بخدا حالم بده...
کسیو ندارم بهش بگم
به خانوادم نگفتم مادرم قلبش مشکل داره طاقت درد منو نداره
خب بشکنه
منم شکستم
امروز همه وجودم شکست
چطور باید از این ب بعد زندگی کنم؟ بچه به زندگی معنا میده من با بی معنایی تمام چ کنم
این متن خیلی خوب بود🥺
ی بار ک ب خاطر بچه خیلی شدید با هم دعوامون شد بهم گفت چرا رابطه خودمون دو تا برات مهم نیست؟ یعنی ما بدون بچه خانواده نیستیم؟ اونقدر از دستم ناراحت شد ک گفت برو هر جا میخوای بری ولی من دیدم بدون همسرم نمیتونم زندگی کنم
باید هردو باهم بشکنیم
من نمیتونم خوب باشم
وقتی بزرگترین ارزوم و معنای زندگیم ازم گرفته شده و باید بخاطرش ساللها صبر کنم
که اگر خدا مصلحت دونست بهم بده😭 😭 😭
دیگه پس این انتخاب خودته
اگه اونقدر بچه برات مهمه ک میتونی ب خاطرش از همسرت جدا شی پس بهش فکر کن
ولی من نتونستم و نمیتونم
همسرم به منم گفت
انگار بچه از منم برات مهم تره...
نه مهم تر نیست ولی به اندازه همسرم مهمه
زندگی دونفره تا ابد خیلی خسته کنندست... اینا واقعیته که باید کوبید تو صورتمون😭
نه نه اصلا
ولی میگم حق من نیست تک نفره غصه ی این بدبختی رو بخورم
نمیتونم اروم باشم
نمیدونم تا کی
ولی به خودم خیلی حق میدم
چون حقم این نبود
همسر من خودش عاشق بچه بود
موقع ازمایش ازدواج بهم گفت اگ خونمون بهم نخوره و بچه دار نشیم من از ازدواج انصراف میدم...
حالا ببین چی به روزمون اومده
خدا بهش گفت دست تو نیست دست منه و مشکل براش ایجاد شد 😭 😭 😭
باور کن وقتی دو نفر با هم ازدواج میکنن ک در کنار هم خوشبخت هستن اونقدر زندگی شون ارزش داره ک حتی بدون بچه بگذره
من این اواخر با خودم فکر میکردم حتی اگه مجبور باشم با وجود همه سختی ها اهدایی میگیرم ولی کنار شوهرم میمونم
چون کسایی رو دیدم ک بچه داشتن ولی خوشبخت نبودن
من از سرنوشت ترسیدم
از کجا معلوم ک اگه همسرم و رها میکردم چی ب سر خودم میومد ؟

مادربزرگم همیشه ب من میگفتن خوشبختی و عاقبت ب خیری کنار همسر خوب ب دست میاد بچه می‌ره پی زندگی خودش
آره ب خودت حق بده
گریه کن گله کن
ولی خودتو داغون نکن
نمی‌گم تنهایی غصه بخور
بشینین با هم گریه کنید
ولی حواست باشه ک مردی ک همه تلاششو می‌کنه تا همسرشو خوشبخت کنه خیلی براش سخته ک ببینه همسرش ب خاطر اون داره رنج می‌کشه

اونم ب خاطر مشکلی ک دست خودش نبوده
درسته
منو همسرم عاشق بچه ایم
امروز و فردا میگذره بقول شما همش میگذره
ولی حسرت هایی ک قراره در آینده بکشیم چی؟ اونا ذره ذره ابمون میکنه
با اونا چیکار کنم؟
درستع که میگذره ولی ما هنوزم دلمون بچه میخواد
ده سال دیگه بریم پارک و همه بچه ها بگن. مامان بابا و ما دوتایی؟؟ وای چقدد سخت قلبم درد گرفت راجبش صحبت کردم💔
راست میگی
اون خیلی خیلی خیلی سختشه
اما میتونه حفظ ظاهر کنه
من نمیتونم و همش در حال گریم
باید چیکار کنم که سرپا بشم؟ برم روانشناس؟
واقعا اونم بهم میگه ک بچه باعث خوشبختی نیست؟ میتونه ارومم کنه؟
میتونه کنارم باشه؟
من تو خانواده خودم کسی رو دارم ک بیست ساله بدون بچه دارن زندگی میکنن
میکروتسه هم انجام دادن و نتیجه نداشت رفتن اهدایی بگیرن خانم ب مشکل خورد و گفتند بارداری براش خطرناکه
نمی‌دونم آخرش چی میشه
هیچ کس از غم و غصه این سالهاشون خبر نداشت تا. اینکه ما هم در شرایط مشابهشون قرار گرفتیم و کمی با ما درد دل کردن
ولی کنار هم موندن و الحمدلله زندگی خوبی دارن
با این وجود هنوز ناامید نیستن
بازم دارن تلاششونو میکنن
و هنوزم تو قنوت نمازاشون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین رو رها نمیکنن ....
😭 😭 😭 😭
توکل واقعی به خدا
خیلی سخته
کاش یکی بود یادم میداد
الان همه چیز یادم رفته
فقط میخوام بمیرم و صبح بیدار نشم
سلام عزیزم هستی؟
هانی جان الان تو شوکی
مغزت حالت هشدار میده و نمیتونی آروم باشی و حق داری.
ولی من میگم اینکه قراره هیچوقت بچه دار نشی رو از ذهنت پاک کن.
الان ذهنت داره فرمان میده به هرچیزی که برات عذابه فکر کنی
برات کلی قصه میسازه از تنهایی سالهای بعدت و اینکه مادر نمیشی و ...
ولی تو نباید تسلیم ذهنت بشی.
به این فکر کن ته تهش اسپرم اهدایی و باردار میشی و ....
بله جان
عزیزم اگه فک میکنی بری روانشناس حالت بهتر میشه برو
ولی برا من تا خودم با خودم کنار نیومدم حالم بهتر نشد
الآنم احساس میکنم اگه ذره ای تغییر تو وضعیتمون ایجاد شده ب خاطر اینه ک تا حدی ب اون ارامشه رسیدم
خودمو آروم کردم
گفتم مسیرمو میرم حتی بدون بچه کنارش میمونم ولی از تلاش و امید خسته نمیشم

اونم می‌دونی کی این اتفاق برام افتاد؟
همون موقعی ک برای اولین بار و آخرین بار بهم گفت برو
و من دیدم بدون بچه میتونم زندگی کنم ولی بدون شوهرم نه!
وای وای دقیقا😭 😭
یه بار یادمه رفته بودم دکتر خودم
یه خانوم42 ساله اومده بود و دکتر جوابش کرد تا شب داشتم بهش فک. میکردم
میگفتم ای خدا گناه داشت بنده خدا
نمیدونستم یه روز خودم حالم این میشههه
🥺
خدا از همه ی جور امتحان نمیگیره
ب اندازه توانشون میگیره
اگه ی نفر بیست ساله مادر نشده فکر نکن قراره برا شما هم همین اتفاق بیفته
من واقعا نمیدونم بدون کدوم میتونم زندگی کنم
اصلا نمیتونم تصمیم بگیرم
حتی امروز بعد از ناامیدی به جداییم فک کردم ولی حالم خیلیی بدتر شد گریه هام خیلی عمیق تر شد و انگار نفسم داشت بند میومد💔 💔
کاش خدا یه درد قابل تحمل تر میداد...
خیلی سختمه
الان هیچ تصمیمی نگیر
ببین ازمایش ژنتیک هم داده همسرت؟
نه
فقط یه چکاپ
و بعدم عمل و اینا
چطور
حق داری ...
از رقیه بپرس ...
اینقدر من اومدم اینجا درد دل کردم ک حد نداره
ولی خیلی وقتا با حرفای همین دوستان اومایی حالم بهتر شد
خصوصا ی خانمی بودن شرایطشون مثه ماست
اسمشون ویدا بود
بعد دوازده سال با شرایط آزواسپرمی بچه دار شده بودن
اونا هم در کمال ناباوری ...

حرفاشون خیلی منو آروم میکرد
مورد تو من به دوتا از دوستام نشون دادم یکیشون ژنتیک خونده و یکیشون توی ازمایشگاه جنین شناسی هست.
هر دو میگن پروندت نمیشه گفت که نا امید کنندس خیلیی ابهام داره
میبینی؟؟
همه 10سال
12سال
18سال
اخه من چطور امید داشته باشم؟ واسه چندین ساله دیگه؟ من 40 سالم بشه خدا میخواد بهم بچه بده؟؟
خیلی سخته حتی فک کردن بهش
نذر 30 هزار استغفار برای فرزندآوری و حاجت های سخت جواب میده
شما و همسرت بردارین انشالله که باروار میشی
باید چیکار کنم؟
چ دکتری برم؟
دکتر خوب معرفی کنن
فقط گفتن ذکرش؟؟
من میگم ی بار اینو امتحان کنید ک دارو استفاده کنند بعد دوباره برن عمل
توکل ب خدا انشاالله ک تغییر کرده باشه
خب بهش فکر نکن.
عزیزم کلا امشب به این موضوع فکر نکن
الان وقت فکر نیست
ذهنت نمیذاره درست فکر کنی و با پر و بال دادن به افکارت فقط اذیت میشی.
بگو صبح بهش فکر میکنم
با همسرت باهم بشینید حرف بزنید.
درمورد ادامه روند درمان یا اسپرم اهدایی.
عملش با اینکه سنگین نبود
ولی همسرم خیلی درد کشید
یک هفته کامل خونه خوابیده بود
چون انگار بد زخمه
اصلا نمیتونه اهدایی بپذیره
کاملا بهش حق میدم
یک لحظه خودمو جاش میذارم و منم قبول میکنم
خودم از اونم بدترم...
برو پیش همین صالحی ک گفتم
تو ونک هست مرکزشون
باور کن آدم متخصصیه

شما میگی سلول های اسپرم ساز هستن
ولی کارشون رو ناقص انجام میدن
شاید ی راهی باشه ک تو محیط آزمایشگاه یه تغییر ایجاد کنن
فک نکنم واقعا امیدی باشه میدونم میخواید بهم امید بدید ولی واقعا جوابمون کردن
و فقط الباقی مسیر با خداست
نمیدونم چی بگم
فردا زنگ میزنم و اگ شد نوبت میگیرم
واقعا سر درگمم
واقعا کار درست چیه
اونم جوابم کنه دوباره دوروز کارم گریست...ترجیح میدم هیچ کجا نرم بشینم خونه و کنار بیام
کلا این عملا سخته
همسر منم دو بار تا حالا عمل شده
یک بار تسه یک بار واریکوسل
هر دوبار خودم همه کاراشو میکردم
حق دارن الان پذیرشش سخته.
انشالله که نتایج متفاوت باشه ولی در نهایت با حرف زدن میتونید راضیشون کنید.
حس بدیه سنگینه سخته درسته.
ولی به داشتن بچه می ارزه.
حق دارید الان نتونید بپذیرید ولی یکم بهش فکر کنید دلتون قبول میکنه
چون خودتون میگید هردو خیلی بچه دوست دارید
نوبت نمیخواد
ایشون هر روز از صبح زود تا ظهر تو مرکزه و اتاق عمل
میری اونجا طبقه سومه فکر کنم
میگی می‌خوام با دکتر صالحی صحبت کنم
وقت فراغت پیدا کنه میاد باهاش حرف میزنی
اول باید بری پیش یک دکتر حاذق و ازمایش ژنتیک برای همسرت بدن ببینن اینکه اسپرمش توی مرحله ی پرایمری متوقف میشه هورمونیه یا نه .. و شاید با هورمون تراپی و ... نتیجه بهتر بشه .
و بعدش باید دید جراحی که میکروتسه انجام داده حاذق بوده یا نه ؟
توی پاتولوژی نگفته که توقف بلوغ اسپرم از چه نوعی هست و باید بری دنبالش و پیداش کنی .
ببین من ادمیم که خیلیییییی به خدا اعتقاد دارم و میدونم اگه‌بخواد میشه ولی وقتی میگم معجزه فکر کن که هیچ‌راهی نباشه .
الان حتی شده نیم درصد ممکنه راهی باشه .
برو یک دکتر یا مرکز خیلی خوب دیگه شاید راهی بود‌منم این اعلان رو باز میزارم اگه عزیزانم جواب دادن بهت میگم .
الان فقط حرف بزن تا سبک بشی.
گریه کن آروم بشی
ولی نذار ذهنت با تصویرسازیای غمگین و دردناک به‌گریه وادارت کنه
دکتر جوابت هم نکنه همش دست خداست
فقط خودتو قوی کن و صبور
تو این مسیر هر چی یاد بگیری صبور تر باشی بیشتر ب نتیجه نزدیک میشی
هانی جان الان به فردا صبح فکر کن که بری دکتری که دوستمون معرفی کردن
انشالله که خوش خبر بیای
هرچی دکتر صالحی رو میزنم فقط میزنه مرکز بهاران
یه مطب هم هست شهرری
همونه؟
مطب نداره
فقط تو همین مرکز بهاران نگار هست
مرسی از راهنماییت عزیزم
حتما پیگیری میکنم
لطفا اگر دکتر خوب میشناسن معرفی کنن
نمیتونم فردا توانشو داشته باشم یا نه
صورتم ورم کرده
کاش بتونم و برم
مطمئنی هرروز هست؟
بله چون هر روز عملای آی وی اف اونجا انجام میشه ایشون هم هست ک کارای جنین شناسی رو انجام بده
میتونی
الان به چیزی فکر نکن
خودتو برای فردا آماده کن
انشالله که میری و با جوابی متفاوت میای.
ته تهش مادر شدن حق توعه و به این حق میرسی
فقط جمعه ها نیستن
مرسیییی
انشالله😭 😭 😭
باشه گلم ممنون خیلی ممنونم ازت
ببین
چند تا مسیره ک شما نرفتین
یکی ب قول دوستمون آمپولهای هورمونی هست و مکمل
یکی واریکوسل هست
حتی ممکنه مشکل غدد باشه فقط

بعضیا هستن ک مشکل غدد دارن و برا همین هیچ اسپرمی ندارن با تزریق هورمون بیضه شروع ب اسپرم سازی می‌کنه
فدات شم ببین من خیلییییی دیر میتونم یه چیزی که خواسته ی قلبیمه قبول کنم نمیشه ببین همه مثل من نیستن شاید سخت باشه و یا خوب نباشه ولی قلب ادم به امید زندست .
نمیگم امید واهی یا اینکه بعد ببشتر ناراحت بشی نه من میگم باشه قبول راهی نیست ولی تلاشمو بکنم حالا شاید شد تهش بعدا نمیگم کاش این کارم کرده بودم
ایشون مشکلش غیر انسدادیه وارکوسل نیست
همیشه تو اوج نا امیدی خدا جوانه امید رو تو دلت میکاره نا امید نشو از رحمتش بزودی تاپیک‌بارداریتو ببینم‌😘
آخه ب شوهر منم همینو میگفتن
ولی با عمل واریکوسل اسپرم اومد تو ازمایش
فقط یک توصیه
سعی کن تنها نمونی
سر کار برو و تو جمع باش
جمع های خوب ک حالتو بهتر کنن
نه جمعایی ک دغدغه شون بچه ست فقط
ممنونم از همتون
خیلی خیلی ممنون
انشالله بزودی این دوران رو رد کنم
و خدا صبر بهم بده 🤲🏻
انشالله ک عبور میکنی
تحت هیچ شرایطی امیدو از دست نده
همش به خودت امید بده
حتی اگه همه دکترای عالم جوابت کنن
بگو خدا از همه دکترا و برگه های آزمایش بزرگتره....
الهی که هرچه زودتر خدا معجزشو نشونت بده♥️
سلام مایسا جان‌خوبی عزیزم.
میتونم بپرسم الان برای جلوگیری از بارداری روش جلوگیریت چیه.؟
تا باردار نشی و کارای ای وی اف رو جلوببری
من هی تایپ میکنم ولی پاک میکنم نکنه امید الکی بدم ولی به خدا ته دلم خیلییییی دلایل هست بشه امید داشت همینو‌میگم‌فقط خواهر .
عزیز دلم خدا اونقدر بزرگه اونقدر مهربون و بخشنده هست.. دعا میکنم در رحمتش رو براتون باز کنه ، اشکم رو درآوردی دختر خوب.... توکل کن به خود خدا
متوجه شدم عزیزدل
شرمنده نمیخواستم حالتونو بد کنم
فدات بشم...بخدا که خدا به موقعش یه جوری حضور خودش رو نشون میده که آدم نمیتونه حتی حرف بزنه...
چقدر اشک ریختم با تک تک کلمه هایی که نوشتی 💔 خیلی درکت میکنم خیلییی
💔 💔
نه عزیز قشنگم این چه حرفیه شرمنده که نمیتونیم کاری کنیم جز گوش دادن ...
به خدا قسم خیلیییی بچه های اوما‌ میدونن من با چه شرایطی طاهامو دارم مثل معجزه ...
من فقط امیدمو از دست ندادم همین ....
ببین من توی ۱۵ هفته با سرویکس ۱۲ و خونریزی و سوراخ کیسه اب و سابقه ی درخشانی تو‌بچه های قبلی که از دست دادم دو تا دکتر که رئیس انجمن زنان زایمان ایران بود گفتن دوسه روز دیگه سقط میکنی من رفتم پیش سومی چهارمی پنجمی و .... چون به خدا امید داشتم میگفتم تو بخوای میشه یه جورایی خدارو از رو بردم من... ببین مردمو زنده شدم ولی شد ...
ته ته ته اگه‌نمیشدم میگفتم تو امید داشتی حتما صلاحت به نشدش بوده ولی الان میگم شکر که با حرف دوتاشون منتظر نشدم بچم بره ...
خدا برات حفظش کنه
ولی تو باردار میشدی
هر بار به امید اینکه بمونه
اما من...
من سابقه سه بار سقط دارم اخری هم دوهفته پیش بود 💔
همش به فکر اینم نکنه قسمت نیست مادر بشم و حسرت بمونه
من از همون آشنایی با همسرم اسممو گذاشت ننه علی تا الانم همینه
وقتی بهم میگه ننه علی قلبم درد میگیره که نشد علی رو واسش بیارم خوشحالش کنم
من منظورم اینه دکترا انسانن و کار دست یکی دیگست .. چه تو باردار شدنش چه توی نگهداشتنش کسی جز خودش نمیتونه حرفی داشته باشه .
متوجه شدم درست میگی😢
انشالله بزودی مادر میشی عزیزدل امیدتو از دست نده
همینکه باردار میشی خودش یه امیده❤️
فردا حتما حتما به شرط حیات از چند‌نفر میپرسم برات
توام ناامید نباش عزیزم
من دو سه سال اقدام بودم و نشد با هزارتا قرص امپول و فلان حسرت اینکه یبار بی بی چکم مثبت بشه تو دلم مونده بود بعدش که بی بی چکم مثبت شد انگار دنیارو بهم دادن و متاسفانه نموند بار دومم همینطور بار سومم کلی امید داشتم که این دیگ میمونه ولی بازم تجربه تلخ
اما میگم بازم خدا بزرگه
شک نداشته باش توام یه روز بچتو بغلت میگیری اونم صحیح و سالم
سلام عزییزم من تو این۱۳ سال کلا کاندوم استفاده کردم
اسم فاطیما برای من شده امید... هر بار با امید بهش گفتم یه روزی میشه ... الهی به حق امام حسین و شش ماهش مثل فاطیما خدا به صلاحت‌کنه و ارزوت محقق بشه
غمت بخیر شبت هم. 🙏
عزیزم طبق گفته اتنا جان هنوزم جا برا امید هست
زود پاپس نکش
تو این راه یا با تخمک و اسپرم از خودتون بارداری رو به امیدخدا تجربه میکنی

یا درنهایت جنین اهدایی
یا پرورشگاه

فکر کن اگه کسی نبود بچه های پرورشگاهو به سرپرستی بگیره طفل معصوما تا سن قانونی باید اونجا میموندن و بعدش با سختی زندگی میکردن

من همیشه میگم دیگه بچه نمیخوام تا یه سری شرایط مهیا بشه

ولی اگه روزی توان مالیم قابل توجه بود احتمالش زیاده که از پرورشگاه بچه بیارم
با اینکه خودم مشکلی برا بچه دار شدن ندارم
ولی خیلی دلم برا اون بچه ها میسوزه خییییلی
حتی میشه به جای جنین اهدایی ، اول از همه به پرورشگاه فکر کنی
توجه کن پرورشگاه دیگه اخرین راهه

برا وقتیه که راه های پزشکی برا رفع مشکلتون جوابگو نبود

هیچ مشکلی هم بزرگتر از خدا نیست
خدا صلاح بدونه رفعش میکنه
شایدم مصلحتش به این باشه که مثلا از پرورشگاه بچه بیاری هم ثواب بزرگیه هم خودت بزرگش میکنی
سلام عزیزم امیدوارم با حرف دوستان یکمی اروم شده باشی ولی اصلا غصه نخور فقط از خدا بخاه، من دیدم مردی رو که اسپرمش صفر یا خیلی خیلی ضعیف بود بعد چندین سال زنش ازش جدا شد و مرده رفت با یکی دیگه ازدواج کرد همون اول بچه دار شد،
دکتر گفته بود زن دومیت اووونقدر اروم و بی استرسه(چون خیال میکرد اینم بچه دار نمیشه کلا بیخیال بود) که رحمش اون ضعیفترین اسپرمی که بود رو پذیرفته و الان بچشون ۷ ۸ سالشه
هرجا دیدی کم اوردی ، حتما از یه مشاور کمک بگیر
خودتو نباز تو هیچ موقعیتی
اگه دردی هست درمانشم هست
یکی از اقواممون هم ۱۳ سال بچه دار نمیشدن، مشکل از اقا بود،
اخرش گفتن اقا باید ی عمل کنه شاید جواب بگیرن، آقا رفت عمل برگشت دید زنش ۲ ماهه حامله اس، قبل اینکه عمل کنه زنش حامله شده بود اینا همش معجزس اگر خدا بخاد صد در صد میشه
انشالله به زودی زود دامن شما هم سبز بشه با ی فرشته ناز و خوشگل
بهت قول میدم به زودی و طبیعی خودت طعم مادرشدن رو‌میچشی
نمیتونم بهت بگم چی به خودم گذشت یا چند نفر میشناسم که دکترا قطع امید کردن ولی الان باردارن یا بچه بغلشونه
پس اصلا و ابدا ما امید نشو من مطمعنم و این قول و بهت میدم که خدا تنهات نمی‌ذاره اگر الان بهت نمی‌ده مطمعن باش اینجوری خوشبخت تری قطعا بهترین زمانش بهت می‌بخشه
اسم منو یادت باشه هر وقت مامان شدی بگو اون خانوم گفته بودااااا😃😃
سلام عزیزم
همسر من بود
دکتر هم همینطوری مستقیم تو چشمای شوهرم نگاه کرد گفت هیچ وقت بچه دار نمیشین
هر ماه با کلی دارو خوردن باز آزمایش می‌دادیم و هی کمتر میشد
تا اینکه کاملا صفر شد
دکتر گفت برید اهدایی
و هر دومون چندماه بیخیال بودیم و سپردیم به خدا
امااا
خدا زمانی که اصلا اصلا فکرش رو نمی‌کردیم و هیچ دارویی استفاده نمی‌کردیم بهمون معجزش رو نشون داد
الان دوتا گل پسر سالم داریم
عزیزم فکر نکنم اینقد راحت بشه گفت
چون حتی عمل هم شنیدم میکنن که نمونه برداری کنن
یعنی تمام راه هارو میرن
سلام عزیزم
انشالله ک حالت بهتربشه
کلی گریه کردم
ولی اینم تودلم اومدبهت بگم ک همسرت بیشترناراحته بخاطراین ک مشکل ازونه
مواظب اونم باش ک دلش شکسته .
سلام منم خواستم معجزه ی زندگیمو بگم شاید یه نوری تو دلتون روشن شد همون نور شد معجزه ی زندگی شما
منو شوهرم دختر خاله پسر خاله ایم نامزد که کردیم مامانم گیر داد باید آزمایش ژنتیک بدیم چون طایفه امو خیلی تو در تو ازدواج کردن مامانامون خواهرن باباهامون پسر عمو و...
رفتیم برا ازمایش اول فرستادنمون مشاور اونجا بهمون گفتن ریسک ازدواجتون 11% یعنی پرخطر ترین ازدواج تو برگه هم نوشتن
تجدید نظر در ازدواج هرکاری کردیم آزمایش خون نگرفتن گفتن نتیجه مشخصه
اومدیم از مطب بیرون درمونده نشستیم رو پله ها شوهرم برگشت گفت منو انقد دوست داری بخاطرم قید بچه رو بزنی گفتم آره بعد گفت من حاضر نیستم جداشم ازش پس این یه راز پیش خودمون میمونه میریم پایین بهشون میگم همه چی خوب بود ومشکلی نیس اگه بدونن نمیزارن اخه خانواده منم راضی نبودن دوسال طول کشید تا راضی شن
ما یه سال از ازدواجمون گذشته بود جلوگیری نداشتیم بچه دار هم نمیشدیم اصلا هم برام حرفای مشاور مهم نبود اونموقع میگفتم اگه زبونم لال مشکلی هم داشته باشه قبول میکنم و میگم حکمت خداتو اینه، بعد یسال باردارشدم یه هفته از خوشحالیمون نگذشته بود افتادم لکه بینی و سقط کردم
بعد اون حریص تر شدم من مشکل ایمنی دارم رفتم پیش دکترم گفتم میخوام باردارشم دکتر زنان رفتم میگه باید پزشکت مجوز بارداری بده میدونی برگشت بهم گفت تو واقعا میخوای بچه بیاری؟مادرشی؟مگه امیدی به زنده موندن داری که میخوای یه بچه رو هم بیاری بی مادر بزرگ شه ؟امسال 5تا از مریضام فوت شدن مطب دکترم یه شهر دیگه اس سه ساعت فاصله داریم کل سه ساعتو گریه کردم ماه بعد رفتم باز گفتم باز همون حرفا با شبوروزم گریه 5سال گذشت حالم بدترو بدترشد ازیم کبدیم رفت بالا دکترم منو ارجاع داد به یه دکتر دیگه موضوع رو گفتم گفت نه همکارمون تند رفته توام حق زندگی داری مرگ دسته منو تو نیس که فقط باید وضعیت بدنیت جور شه یکم نرمال ترشی بعد
تو این مدتم زیر زیرکی رفتم دکتر زنان دوسه دوره تقویت تخمک و ازاد سازی هم زدمو نشده استرس نازایی بدتر شدن روز به روز حال روحیمو جسمیم،خیلی حال بدی داشتم
دیگه گذشت و انقد خونریزیم زیاد شد که یه هفته بستریم کردن که بتونن خونریزیم رو بند بیارن منی که ثانیه شماری میکردم داروهام کمتر شه دیگه خیییلی جدیتر از مرکزهای ناباروری اقدام کنم پنج شش برابر شدن مرخص شدم ناامید از همه جا بود اصلا زندگی برام معنی نداشت یه روز به خودم اومدم دیدم خیلی وقته پریود نشدم درحالی وقتم همون روزایی که بستری بودم باید پریود میشدم گفتم شوهرم بی بی چک خرید منفی شد گفتم حتما بخاطر داروهاس چن روز دیگه گذشت باز گفتم یه بی بی بزنم خیالم راحت شه برم دکتر بیبی رو زدم یه هاله کم رنگ افتاد یعنی هرچقد از حالم بگم کم گفتم زود وقت دکتر گرفتم رفتم بی بی رو‌نشونش دادم گفت با این هاله امکان ندارخ باردارشی بر تیتیر بده تیترم شد14گفت مشکوکه برو سونو سونپ گفت ضخامت رحمت6هست درسته با این تیتر جنین و ساک دیده نمیشه ولی حداقل ضخامت رحمت باید15میشدشاید یه امید برا بارداری بود از سونو اومدم بیرون سالگرد بابا بزرگم بود قراربود برم اونحا نرفتم تو ماشین انقد جیغ زدم. وگریه کردم آروم نمیشدم هی نیگفتم من که دیگه داشتم قبول میکردم مادر نمیشم ورا امیدوارم میکنی چرا عذابم میدی با دکترم دست شده بود اینستا پیام داد نتیحه رو بگن گفتم گفت فردا دوباره نیتر بده ولی امیدوارنشو چون تیتیر یجوری نشون میده که یعنی یکی دوروز مونده به پریودی لقاح انحام شده که غیر ممکنه تا انموقع تخمکی نمیمونه بعدشم با اون حجم از داروها باشه هم میوفته تیتر دادم شد50 گفت رفته بالا ولی من امید ندارم باز یه بار دیگه تیتر شد206(روز50پریودی) انوکسا اسپرین شروع کردم خیلی هم بارداری وزایمان سختتتییییی داشتم دکترم الانم میبینتم میگه نمیتونم باور کنم بعدم بلافاصله پسرمو خداخواسته باردارشدم خداروشکر سالمن منم تا جون دارم هرکاری ازم بربیاد براشون انجام میدم بعد منم همون خدایی که داد بهم خودش مطمئنم مراقبشونه بیشتر از من هواشونو داره
شرمنده خییلی زیاد شد
عزیزم نا امید نشو.سنت کمه .امید هست . یکی از فامیل های دکترهای تهران هم جوابشون کردن و دراوج نا امیدی به صورت طبیعی بعد از ۸ سال خدا بهشون یه نی نی داد .الان دو تا بچه دارن
اگر اسپرم نداره پس دکتر چطور پیشنهاد تخمک اهدایی داده؟
عزیزم تو که سنی نداری خواهرشوهر من بعد از 17 سال باردار شد
اخ قربون خدا برم😞 خدا بچتو برات حفظ کنه عزیزدلم
پیشنهاد اسپرم اهدایی دادن نه تخمک
ببخش ک حالتو بد کردم عزیزم
تمام تلاشمو میکنم حالشو بدتر نکنم اگر بتونم...
این حال بدتو با پوست و استخونم درک میکنم چون همین جمله رو ما هم شنیدیم
درد سختیه خدا بهت توان و ارامش بده
ولی اینو بدون اون لحظه که دل بریدی به دست میاری
سلام پسرخاله من ازواسپرم بود یعنی در آزمایشش یدونه اسپرم نداشت. ولی چندسال طول کشید بالاخره بچه دار شد اهدایی هم نیست کار خدا نشد نداره
سلام عزیزم تنها کاری که از دستم بر میاد فقط دعا کردنه انشالله خدا سالم و صالحشو بهت بده🌹🌹🌹🌹
همین طور که بچه ها گفتن تو ازو اسپرم هم ممکنه معجزه رخ بده فقط خواهشا کم نیار و به خدا اعتماد کن💔هرچند سخته این صبر
سلام هانی جان اومدم بگم که من معجزه رو به چشم خودم تو خانواده شوهرم دیدم یکی از خواهر شوهرام بعد شونزده سال و پنج تا سقط طبیعی باردار شد اومده بود مسافرت خونه ما گفت که پریود نشدم پریودم بهم ریخته گفتم شاید بارداری کلی بهم خندید گفت من و بارداری من دیگه قید بچه رو زدم هیچ دارویی هم نمیخورد اون چند وقت
بعد یکی دوهفته رفت سونو فهمید بارداره
فقط ناامید نشو وادامه بده
یکی از جاریامم بعد چهارده سال باردار شد اونم طبیعی در حالی که مشکل از برادر شوهرم بود دکتر گفت باید قید بچه رو بزنی
اما الان یه پسر ساله داره
فقط امید داشته باش
ممنونم ازتون
امروز حالم خیلی خیلی بهتر بود
انشالله خدا صبرشو بده ک بتونیم صبوری کنیم
محتاج دعاهاتون هستم🙏🏻
مرسی عزیزم
تولحظاتی ک فکرمیکنی همه چی تمومه خدابیشترنگاهت میکنه
من هم موردهایی داشتم این شکلی
همین دخترم روبهترین دکتربخاطرهماتومی ک کنارجفت بودوتشکیل نشدن کیسه زرده بعد۶هفته گفت بروقرص بخوربیوفته
اون لحظه دنیاروسرم خراب شد چون نمیخاسم زندگی دچارمشکل بشه وهمسرمودوس داشتم
چون میترسیدم ازخیلی چیزاک فکرمیکردم زندگیمو خراب میکنه
تواون لحظه اشک تموم صورتمو پرکردونشستم روصندلی
مشاوردکتراومدگف خانوم دکتربزارده روزمهلت بدیم بهش باامپول واستراحت شایددرست بشه دکترگف ن نمیشه دل بکن ازین جنین چون برات بچه نمیشه
ولی شد ده روزبعدش صدای قلبش گوشمو پرکرد
اینوک مینویسم دلم میخادبشینم گریه کنم ازهیجان اون روزاودل شکستم
بخداتوهم برات معجزه میشه
خداهست نمیدونم اعتقادت چقده
ولی اگه خیلی مذهبی نیستی مث من
بدون ک یه نیروی بزرگی هست ک دوستمون داره
😞 😞 😞 چاره ای جز پذیرفتن ندارم
هنوزم غم بزرگ این موضوع ته دلم هست
بدجور زخنه کرده
و من مجبورم به پذیرفتن...
حرفای شما خیلی خیلی قابل تامل بود
و متاسفانه بخاطر سوگواری که کردم زخم معده گرفتم . انقد اذیتم و واقعا این سوگ رو نمیتونم از خودم دور کنم حتی همین الان که سلامتیم به خطر افتاده
انشالله خدا بهم صبر بده
تا کنار بیام و برگردم به زندگی عادی
حتی از خونه پامو نذاشتم بیرون
نمیتونم پاهام یاری نمیکنه 💔
دلم بد شکسته ولی برای همسرمم میسوزم
انشالله این زمانی که خدا برای من درنظر گرفته کوتاه تر بشه که بیش از اون طاقت ندارم🥲
متاسفانه چاره ای جز پذیرفتن نیست
هرکسی ممکنه تو زندگی برا یه مسائلی سوگواری کنه تا حد نابودی خودش، ولی تا نپذیری روز به روز بیمارتر و افسرده تر میشی
من خودم برای سقط ک داشتم در حدی سوگوار و ناراحت بودم ک یه لحظه هایی به این فکر میکردم بمیرم بهتره، یا ساعت ها میشستم با بچه ای ک باید میبودو الان نبود ساعت ها حرف میزدم، حتی یه وقتا خودمو میزدم، ولی دیدم هرکاری کنم فایده نداره و فقط دارم روز به روز افسرده تر میشم، مجبور به پذیرش و ادامه دادن شدم، چاره ای جز این ندارم
میخوام بگم اینجوری فقط آسیب میزنی به خودت،بذار این دوران بگذره، بعد فکرت آزادتر میشه و اونوقت حداقل میتونی یه تصمیم بهتر بگیری ک چیکار باید بکنید
به نظرم با دوست نزدیک یاوکسی از خانواده ک قضاوت نمیکنه حرف بزن ک راحت شی
چون غم و ناراحتی وقتی حالت راز داشته باشه قشنگ آدمو میکُشه، این بار رو تنهایی به دوش نکش، بزارش زمین 💔
دقیقا😭😭😭
یکی از دوستانم هست که فقط به اون گفتم
هرروز بهش زنگ میزنم دوساعت صحبت میکنیم
و همش بهم میگه نکنه الان بشینی واسه زندگیت تصمیم بگیریا
فعلا فقط فکرتو ازاد کن و بهش فک نکن
خیلی خوبه ک اون میدونه
اما واسه این غم انگار یه نفر کمه💔
انگار دوس دارم ده نفر کنارم باشن درکم کنن🥲 فعلا نمیتونیم به کسی بگیم
سخت ترین قسمتش گفتن به خانواده هاست که واقعا برامون سنگینه و نمیدونم چطور قراره انجامش بدیم
همش میگم خدایااا یه جوریییی برامون معجزه کن ک طولانی نشه و زیاد نباشه به خانواده ها بگیم... 🤲🏻 😞 😭 😭
من حتی برای یک لحظه هم مادر نشدم
ک حسشو درک کنم
و خیلی میسوزم💔 💔
حال غریبی دارم
نمیدونم خدا قراره معجزشو بهم نشون بده یا نه 😭
بنظر من بهتره خانواده ها از شرایطتون چیزی ندونن. اینطوری بهتر میتونین با قضیه کنار بیاین و مسیر رو ادامه بدین.

از منی که تجریه سقط داشتم بشنو که یک لحظه حس مادری رو تجربه کردن هزار برابر سخت تر از حال الانته.
انشاالله هر وقت باردار شدی بچه برات تا دنیا دنیاست بمونه، و هرگز سقط رو تجربه نکنی
اخه چطور میتونیم نگیم به خانواده؟
همه میدونن من عاشق بچم
و یه جورایی تقریبا از حس و حالم متوجه میشدن ک تو اقدامم
دوس ندارم یهو شرو کنم به بهونه و دروغ گفتن. و بگم اره بخاطر شرایط مملکت یهو تصمیم گرفتیم نیاریم...
همچنین مامان و مادرشوهرم برای بچه ی ما خیلی ذوق داشتن و میگفتن
الان میگم باید بهشون بگم ک دیگه ازم نپرسن چیشد و یا تو ذهنشون مبنارو به این نذارن که مشکل از منه.......
همچنین دکتر همسرم گفت برادر های همسرت هم باید ازمایش بدن ممکنه اوناهم بطور مادرزاد اینطوری باشن
اوناهم در شرف ازدواجن
باید بگیم که درجریان باشن و چون بچه براشون مهمه باید شرایطشون رو بدونن
کار خیلی خوبی کردی، مدام با دوستت حرف بزن، اینجوری حس میکنی به جز خودت کسی دیگه ای هس ک بی پرده همه چیو میدونه و باهم غصه میخورین، رو این مسائل رو همسرت اصلا حساب نکن، مردها اونجوری ک ما می‌بینیم نمیبینن و اونجور ک ما زن ها میسوزیم از درد این مسائل اونا نمیتونن درکش کنن حتی اگ طرف اصلی داستان باشن
ببین من اون حس مادر شدن رو تجربه کردم و یه وقتا به معنای واقعی کلمه حس میکنم دارم جون میدم، حس میکنم جایی گیر کردم ک کسی نیس دستمو بگیره، هیچ وقت اینو نخواه برا خودت، من روزی هزاربار میمیرمو زنده میشم و یه وقتا حتی خواب میبینم بچه ام بغلمه و پا میشم میبینم خواب و خیال بوده همش، هرچی از دردش بگم کمه، اگ ده تا بچه دیگه به دنیا بیارم این از دست دادنو تا بمیرم یادمه، اینو برا خودت نخواه و حسرتشو نخور
🥲 🥲 🥲 🥲
انشالله بزودی مادر بشی
بچت صحیح و سالم باشه🤲🏻 🤲🏻 از اعماق وجودم برات میخوام جاش یجوری سبز بشه ک واقعا یادت بره
به نظر من به خانواده ها بگین
اگ نگید بیشترین فشار رو خودته و تو داغون تر میشی ولی اگ بگی حداقل اون فشار از طرف خانواده رو تو نیس و میشه بهتر جلو رفت
از طرفیم با توجه به مشکلی ک همسرم داره
ما کلا بچه دار نمیشیم
و باید خانواده ها بدونن
چندین سال باید صبر کنم و حرف بشنوم؟ترجیح میدم بدونن تا بهم حرفی نگن.
اره دقیقا همینطوزه
ممنونم عزیزم
ان شالله برا خودت هم
اینو گفتم ک حسرتشو نخوری 💔
خودمم طاقت اینو ندارم هردفه برم خونه مامانم یا مادرشوهرم و هی بگن انشالله دفعه ی بعد بابچه
و من جیگرم بسوزه
لاقل اینو نمیگن و فشار ها کمتر میشه
😭 😭 نمیدونم فکر میکردم شاید همون حس مادرشدن برای چندهفته هم خیلی شیرین باشه و خودش یه امید باشه🥲
یه واقعیتی ک هس اینه متاسفانه اینجور وقتا همه فکر میکنن زن یه مشکلی داره، و بیشترین فشار رو زن هس، اگ نگی اوضاع بدتر میشه، حداقل بگی نظر خانواده هم میشنوین شاید راهی داشتن
اره دیگ
دکتر خودمم مبنارو گذاشته بود رو مشکل خودم
و میگفت این محرکو بخور فلان کن
و اخرش ازمایش نوشت...
من اصلا دوس ندارم بدونن مشکل از منه
و از حرف شنیدن توسط خانواده هامون بسیار عذاب میکشم😭 کلا طاقت ندارم حرف بشنوم💔 🥲
سلام عزیزدلم از خدا برات آرامش زیاد میخوام❤️
بنظر من اگه قصد ادامه درمان رو داری از طریق اهدایی ، خونواده ها رو در جریان نذار عزیزم.
سلام عزیزم
ممنونم ازت
اصلا نمیتونم فعلا تصمیم بگیرم
واقعیت اینه ک سخته برامون پذیرش اهدایی
ولی نمیدونم در اینده تصمیم بگیریم یا نه
فعلا قراره چندین سال صبر کنیم
و تو این چندسال نمیتونیم به خانواده ها نگیم...
فکر نمیکنم هیچوقت به اهدایی راضی بشیم ولی بازم از اینده خبر ندارم و هنوزم تو شوک هستیم
اگ واقعیت رو نگی، و اونا بی منظور هم اسم بچه رو بیارن عصبی میشی و روز به روز داغون تر، ولی اگ بدونن حداقل چیزی نمیگن و یه تصمیم درست برا زندگیت میگیرین
خودت به اهدایی رضایت داری؟ جدا از نظر همسرت
نه اصلا نمیتونم قبول کنم
حس میکنم هیچوقت نمیتونم دوسش داشته باشم همچنین همسرم
و یه زندگی مزخرف خواهیم داشت ...
من عاشق بچه ایم ک شبیه همسرم باشه😭 😭 😭 😭 😭
اوناییکه تخمک اهدایی گرفتن
بچه شبیه بابا یا عمشون شده
ولی اسپرم اینطور نیست بچه شبیه پدر میشه
حق دارید هر طور صلاح میدونید تصمیم بگیرید
اونطوری هم ممکنه همسرت زندگی رو برات سخت کنه
با همه اینا بازهم بهم زمان بدید، بزارین یه کم بگذره بعد یه تصمیم درست و به نفع زندگیتون بگیرید
اینطور نیس که بدونن و چیزی نگن، اتفاقا میفتن دوره واسه پیدا کردن راه حل، هی دکتر و درمان معرفی کردن بیشتر آدمو بهم میریزه و عصبی میکنه
بعدشم پدر و مادر بدونن، خواهر و برادرا چی؟ بقیه فامیل چی؟ میتونن برا همه توضیح بدن قضیه چیه؟
اینم درسته
خیلی شرایط سختیه
گفتن و نگفتن هردوش مشکلات خودشو داره متاسفانه
من فقط ب مادرشوهرم گفتم درسته که مقداری از این فشار که مشکل از منه کم شد و دیگه خیلی نسخه درمانی برام نمی پیچید
ولی چالش دیگه ای پیدا کردم و اون این بود که ایشون مدام فکر میکرد به خاطر این قضیه من در حق پسرش دارم ظلم می‌کنم کوچکترین حرف یا عملم رو ب منظور می‌گرفت و سعی میکرد از پسرش در برابر من دفاع کنه
خودت بسنج ببین با توجه به روحیات شون چه کار کنی بهتره
کلا اگه بتونی نگی و جوری واکنش نشون بدی که بدونن تو این مسأله نباید دخالت کنند خیلی بهتره

فرض کن یک روز راضی به این بشید که برید اهدایی بگیرید

اون وقت برخورد اونا با بچه چطور خواهد بود ؟
اگ فکر میکنی قراره یه روز حتی یک درصد به اهدایی فکر کنید و انجامش بدید به خونواده ها به هیچ عنوان نگید، ولی اگ قرار نیس تحت هیچ شرایطی اهدایی بگیرید بگید بهتره
بازهم در نهایت خودتون میدونید چی بهتره
سلام عزیزم
اولا بگم که خیلی ناراحت شدم واقعا نمیدونم چی بگم آروم بشی و متاسفانه همیشه تو غمهای بزرگ ،هی نکات دیگه ای بیرون میاد و ادم بدتر غمگین میشه و متاسفانه منم اومدم چندتا نکته بد بگم اما به عنوان کسی که خواهرم به فرزندی پذیرفته شده حس کردم میتونم کمک کنم
۱.استرس روحی شما الان خیلی زیاده، غمت زیاده.اصلا دلیلی نداره به کسی بجز خودت فکر کنی حتی همسرت.دنیای زن ایرانی روی فداکاری بنا شده که کاملا اشتباه هست.بهخودت فک کن توجه کن تراپی برو . شما حق داری مادر باشی .اگه از اول اشنایی گفته بودی بچه نمیخوام یه چیزی،اما وقتی اهمست بچه رو بارها ذکر کردی دیگه حرفی نمیمونه. مشاور برو ، تراپیست برو، حتی برای اینکه بتونی مجدد به همسرت قدرت بدی باید اول خودت قوی باشی و مغزت یکپارچه باشه.
دوم اینکه قبل از در جریان گذاشتن خانواده ها ، حتما با یه وکیل صحبت کن.متاسفانه قوانین ایران خیلی مزخرفه.مثال میزنم اگه شما تخمک یا جنین یا اسپرم اهدایی بگیری ، از روز اول که وارد رحمت میشه دیگه خودت و همسرت یادت میره اهدایی هست و بجز مال و اموال تمام جونتونم حاضرین براش بدین، اما متاسفانه خانواده ها یادشون نمیره و من دقیقا در جریان پرونده ای هستم که عموی فرزند اهدایی با شکایت و گرفتن وکیل تمام مال و اموال پدر رو بالا کشیده و به فرزند و همسر هر کدوم فقط یک هشتم رسیده. چرا یه ریسک اضافه کنی به زندگی بچه ات؟اول تحقیقات رو کامل کن و احساسی تصمیم نگیر
سوم اینکه من خواهر بزرگم از پرورشگاه اومده.قسم میخورم هیچوقت تو زندگیم اینو حس نکردم.هیچوقتحس نکردم تنبیه و تشویق مامان بابام برای اون متفاوت از ماست.بچه هاش رو اندازه بچه برادرم دوست دارم.تا۲سالگی پیش مامانماینا نبوده، اما هیچکس تو خونمون احساس متفاوتی بهش نداره،شما که میخولی نطفه رو تو دل خودت شکل بدی و صدای قلبش رو از روزای اول بشنوی .اگه همسرت واقعا دوستت داره باید با اسپرم اهدایی موافقت کنه .
ضمنا اگر اهدا کننده خودش فرزندی داشته باشه،بچه شبیه خود شما میشه.
چهارم باور کن بهت قول میدم تخمک یا اسپرم یا جنین اهدایی فقط روزهای قبل از ورودش به رحم سخته، بعدش دیگه یادت میره
اما نهایتا میتونی برای حفظ تعادل بین خودت همسرت جنین اهدایی بگیری اما حواست باشه هوش به مادر میره، یک درصد فکر کن اون مونث ضریب هوشی پایینی داشته باشه.بچه شبیه مرد اهداکننده باشه موضوع بزرگتریه یا اینکه خنگ باشه
پنجم من خودم روزی که ازمایش همسرم رو نشون دادم ۳ نظر متفاوت از بهترین اورولوژیستها شنیدم، کوتاه نیومدم
رفتم پیش دو تا متخصص زنان دیگه
اون دو نفر هم گفتن فقط ivf
برگشتم رفتم پیش ۳ تا یورولوژیست ۳ تاشون گفتن خب اره اگه اینجوری بخوای قضیه رو ببینی ivf در صورتی که قبلش چیز دیگه گفته بودن
خودمم به عنوان پزشک بارها تو بیمارستان دیدم به مریضی گفتن پات باید قطع بشه
از هر صد نفر، ۳۰ نفر رضایت نمیدن
۲۹ تاشون عفونت بدتر میشه و باید مقدار بیشتری قطع بشه
اما یک نفرش در کمال ناباوری خوب میشه، خوب خوب نه اما زخمش کوچیکتر میشه
زود ناامید نشو.پزشکی علم احتمالاته.
کفش اهنی بپوش بگرد دنبال احتمال مثبت
ببخشید خیلی طولانی شد
ممنونم از صحبتات عزیزم
مرسی که تجربه هاتو در اختیارم گذاشتی
هانی جان 🥺🥺
خدا بهترین معجزه اش رو بهت نشون بده عزیزدلم
ممنونم فاطمه جان
همچنین عزیزدل❤️
گلم دستم نمیرف برات اینوبنویسم هرکسی مسیول زندگی خودشه ولی شایدبهش فکرکنی
دل من میگه کاش یه دوسه ماه بزاری یکم حال دلتون بهتربشه ویه مسافرت کوچولوبری دوتایی وفکرتونوازادکنی وفقط به عشق دوتایی تون فکرکنید
بعدهم به هیچ کسی چیزی نگیدو بریدیه اهدایی بگیریدوبچه داربشیدوزندگی کنیدبدون حرف هیچ بنی بشری چون خیلی حرف های نیش دارادموخوردمیکنن
حتی اگه بعداین ک بدونن حرف همیشه هست
وممکنه ناراحتتون کنن واگه بخاین اهدایی هم بگیریدبازم شایدحرف بزنن وروتصمیم تون تاثیربدبزارن
این جامیتونی بابزرگواری باعث بشی عیب شوهرتم بقیه ندونن واین شایدروعشقتون تاثیرمثبت بزاره
ودرموردبرادرشوهراتم میشه یه جوری غیرمستقیم شوهرت به داداشابگه ک برن چکاپ براباروری قبل ازدواج بگه ازیه کسی شنیده ک زندگیش به مشکل خورده بوده وازین جورراه ها
ببخش ک ایناروگفتم معذرت
ولی تودلم اومدبهت بگم چون حست برام قابل درکه به عنوان یه زن
عزیزم ممنون از راهنماییت
اره تصمیم داریم تا چندماه اینده به کسی نگیم
هم به خودمون فرصت بدیم
و هم طب سنتی ک تازه شروع کردیم رو پیگیر باشیم
چون دکترا همه جوابمون کردن و گفتن یه مقدار کم بعد از خدا به طب سنتی امید داریم
بعد ببینیم چی پیش میاد
ممنون از راهنماییت
واقعیتش اهدایی برای همسرم و بعد برای من بسیار سخته
میدونم ک همه میگن بهرحال ممکنه بهش فک کنیم و بخوایم مادرپدر بشیم و این صحبتا
اما راجبه اینم با همسرم صحبت کردیم
و قرار شد اگر تا دوسه سال دیگه بچه دار نشدیم، بریم برای فرزند خواندگی و هردو در پدرمادر نبودن بچه مثل هم سهیم باشیم..
🥲 🤲🏻
سلام عزیزم پیگیر شدی برای دکتر مجدد؟
همچنین برای ساخت اسپرم با سلول های بنیادی تا دوسه سال اینده بهمون یه امیدواری دادن
انشالله بزودی به نتیجه برسه و بریم تحت درمان با درصد موفقیت بالا
از نظر ژنتیک مشخص شد علت آزواسپرمی همسرتون؟
عزیزم امروز رفتیم مرکز مام
اون هم بهمون گفت چاره ای نداریم جز اهدایی
و گفت با سلول بنیادی داخل بافت بیضه و سلول درمانی میتونن ivf انجام بدن ولی هنوز چون تو مرحله پژوهشی هست احتمالش 10 درصد هست ک موفق باشه
و 300 میلیون هم هزینه کلیشه
و بهمون گفت که پیشنهاد نمیکنه چون نتیجه خوبی نداره ولی باز بهمون گفت که خودمون تصمیم بگیریم
گفت از 10 کیس، یک یا دو کیس با این روش تا الان جواب گرفتن و الباقی متاسفانه با سلول بنیادی جنین تشکیل نشده.
ازمایش ژنتیک نوشت برامون
ولی درکل گفتن راهی نداریم و درمانی نیست متاسفانه
مرکز مام دکتری که پیششون تسه انجام دادیم خیلی قبول داشتن و همون تشخیص ایشون دادن
امیدوارم ازمایش ژنتیک بگن همسرتون قابل درمان هست. امیدوارم خداوند‌خودش براتون راهگشا باشه
فعلا ک ازمایش ندادیم
تازه امروز نوشت
و گفت بعد از گرفتن جواب ازمایش ژنتیک اگر تصمیم گرفتیم به سلول بنیادی جنین سازی بشه بریم پیششون وگرنه راه دیگه ای نداریم کلا
حتی علت رو گفتن نیاز نیست بدونیم چون درمانی نیست
اتفاقا ازشون پرسیدم
گفتن ازواسپرم تشخیص قطعی هست
و حتی اگر ژنتیک هم مشکل داشته باشه دارویی نیست که بشه درمانش کرد
و تقسیم سلولی اسپرم در بیضه همسرم انجام نمیشه
🥲 💔
توکل بخدا
چاره ای نداریم جز صبر
انشالله خدا صبرش رو بده بهمون
باز هم توکل کن به خدا قربونت خدا بخواد میشه . 😔
بله حتما
التماس دعا دارم ازتون
به خدا نمیخوام شعار بدم الهی درد به جونم‌ ولی از ته قلبم اعتقاد دارم خدای ما خدای مریم و و خدای مادر یحیی هست.
عزیزم نگو
بله قطعا ک همینطوره
خداکنه این زمانی که خدا واسمون درنظر گرفته طولانی نباشه😢 😓 🤲🏻 😭
هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ۖ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ﴿٣٨﴾

در آنجا بود که زکریا [با دیدن کرامت و عظمت مریم] پروردگار خود را خوانده، گفت: پروردگارا! مرا از سوی خود فرزندی پاک و پاکیزه عطا کن، یقیناً تو شنوای دعایی. (۳۸)

فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿٣٩﴾

پس فرشتگان، او را در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به یحیی بشارت می دهد که تصدیق کننده کلمه ای از سوی خدا [یعنی مسیح] است و سرور و پیشوا، و [از روی زهد و حیا] نگاهدار خود از مُشتهیات نفسانی، و پیامبری از شایستگان است. (۳۹)

قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ﴿٤٠﴾

گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود، در حالی که پیری به من رسیده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنین است [که می‌گویی، ولی کار خدا مُقیّد به علل و اسباب نیست] خدا هر چه را بخواهد [با مشیّت مطلقه خود] انجام می دهد. (۴۰

بحق اقای خوبی هادلت اروم بشه وارامش برسی
بحق اقای خوبی هادلت اروم بشه وارامش برسی
دیشب رفتم حرم
امیدوارم خداصبروارامش وحل مشکل بده بهت
سلام عزیزم ممنون ازت
انشالله خودش واسطه شفای ما بشه 🤲🏻
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.