Ooma
پرسش (1405/02/17):

مثبت شدن بی بی چک

سلام
اولین باره ک از مثبت شدن بی بی چک خوشحال نشدم.ی بچه ۸ ساله و بچه ۲ ساله
تازه از شب بیداری ها راحت شدم
نمیدونم اصن چیشد کی شد....
بک هفته اس عقب انداختم بی بی چک سریع مثبت شد
حالم بده دستام‌میلرزه چیکار کنم
کسی از قیمت قرص سایتوتک خبر داره؟

نگو این حرفا رو ان شالله قدمش مبارکه هیچوخ تو کار خدا نه نیار
😭😭😭😭😭😭
عزیزم درکت میکنم خیلی شرایط سختیه اولین کسی ک باید واس فرزند جدید آمادگی داشته باشه مادره چ جسمی چ روحی
ولی بعضی مواقع خدا میخواد ک اتفاق بیوفته ب این فکر کنید چندتا زوج در به در دنبال بچن حالا این نعمت رو خدا بی دردسر ب ما داده ک تجربش کنیم
میدونم خیلی سختتونه بخدا توکل کنید و باهاش معامله کنید بگید خدایا خودت هوامو داشته باش دلمو قرص کن
سلام دونه ای یکو دویست میدن 🥲
ولی بچهات دوتان این یکیم بیار اشکال نداره منم سومی ناخواسته شد، دومی داشتم شیر میدادم
تو این شرایط کشور و گرونی....
تازه میخواستم برم‌باشگاه برم‌پیاده روی.....
واقعا؟؟..
دوست من دو سال پیش ۵ م گرفت ک
من فک کردم‌الان ۱۰ م شده
حاملگی اذیت نشدین؟
افسردگی بعد زایمان
وای نه....
سلام عزیزم شما که بچتو نمیخوای لطفا برای ما چشم انتظارا دعا کن
بعد دوهفته گریه و زاری و ناامیدی از همه ی دنیا، این تاپیک رو دیدم و اومدم متن رو کامل بخونم تا بیشتر خوشحال بشم اما دیدم حرف از قرص و اینا شد...
ما خیلی داریم حسرت میخوریم
اگر واقعا شرایطت مساعد هست نگهش دار... خدا هم هواتو داره... برای ماهم دعا کن💔 🥲 خوش بحالت که طعم مادر شدن رو چشیدی و خدا مجدد قسمتت کرده
🌷
عزیزم کاملا درکت میکنم
برای منم این اتفاق افتاد بعد دو بچه ی دوقلو می خواستم کمی استراحت کنم در عین ناباوری بی بی چکم مثبت شد
منم دوست دارم بچه دوم شوهرم‌قبول نداره
منم یه هفت ساله ،یه یک سال دارم بازم باردارم نگو گناه داره
عزیزم از حالت بگو
الهی بگردم
😭😭😭
من دیروز سقط کردم خدا ببخشه ولی چهارمی بود نمیتونسم خدایا ببخش ،واقعا شرایطش برام نبود
واقعا تو شوکم😭
وای شما همونی که چند روز پیش تاپیک زدی؟؟؟
وای چقد بهت فک‌کردم
چجوری سقط کردی؟ رفتی دکتر؟چقد شد هزینه اش حالت الان خوبه؟
اگ شرایطت بهتره مادرت مادرشوهرت کمکت میدن ،نگه دار
ارره خدتروشکر دیروز مث ...درد کشیدم انگار زاییدم
مادرشوهرم فوت کرده
مامانمم پا درده
خواهر ندارم
دست تنهام
😓😓
تو خونه؟
یا رفتی بیمارستان
تو خونه
بی بی چک منم مجال نداد ادرار بریزم ادرار هنوز رو هوا بود اون مثبت شد🫠 منم یهویی شد درسته من یکی دیگه میخواستم اما ۲ سال دیگه
البته که الان این بچه زرنگ رو خیلی میخوامش من کنار اومدم ولی چون بچه اولم یک سالشه تازه سختی ها شروع شده میگم ماه های آخر با بچه اونیم ساله چیکار کنم
همین که مامانت پیش بچه دومت باشه خیالت راحت باشه بازم خوبه خودت کارات میکنی
شما یکی داری مشکلی نی خرجا انقد سرسام اور شدن ادم مجبور میشه لعنت ب گرونی و کسایی ک باعث میشن همچین گناه کثیفی ادم بکنه 😓
اصلا شرایط چیه
ما داریم می‌میریم واسه این لحظه.
انگار الکیه
خیلی حرف ها نوشتم و پاک کردم.
فقط یک جمله بهت بگم؛
برکت رو از زندگیت، با سقط بچه نبر.
تو از آینده خبر نداری.
میفهمم عزیزم
راستی دخترت هم خوبه ۸ سالش خودش خیلی کمکه برات
🌸❤️
دیروز بیمارستان خصوصی بودم برای ویزیت پیش دکترم ی خانم دیگه ماه های آخر بود بیمه هم هیچی نداشتن هزینه بیمارستان پرسید دکترم گف اینجا و کلا خصوصی ها ۷۵ تومن یا بالاتر نیمه خصوصی ها ۴۰ تومن
موندم همینطور🫠😧
گفتم همون خوبه خدا زودتر بهمون داد تا ۳ سال دیگه که خودم میخواستم ۱۵۰ میلیونی میشد زایمان
سر پسرم فروردین سال قبل ۲۸ تومن با بیمه تامین شد
سلام تو خوبه یکی از بچه هات ۸ ساله اش حداقل میتونه یه لیوان اب دستت بده

من چیکار کنم با دو قلو که هنوز دوسالشونم نشده دوباره باردارم ناخواسته بود با وجود ویار وحشتناک ولی سقط اصلا تو سرم نیاورم
منم تقریبا دست تنهام از سر دوقلوها یکی دوماه کمکم کردن دیگه همه انصراف دادن

اینقدر بدنم ضعیفه ویارم وحشتناک همین الان دارم متن مینوسیم از بالا اوردن دارم میام مثل جنازه رو زمینم


واقعا در حد توانت میدونم سخته برات ولی سقط از ذهنت بیرون کن چون عذاب وجدان سقط ۱۰۰ برابر بزرگ کردن بچه عذابت میده
سلام من تایپیک بارداری تون دیدم اون موقع نمیدونستم خودمم باردارم 😁
سونو رفتین دو قلو هستن یا ی دونه
یه قل هست خدا از اون ور حداقل هوامو داشت یه قل داده اگه دوتا میداد چیکار میکردم 🤣🤣

احتمالا تایپ دیدی یه خنده ریزی بهم کردی بعد خدا گفت بزار خودشم باردار کنم تا نخنده🤣🤣
از همین میترسم
از همین بعدش.....میترسم‌پشیمون شم‌میترسم خدا نبخشتم
من هنو ۳۰ سالم نشده....
سر پسرم تا ۴۰ روز افسردگی شدید داشتم
خیلی میترسم از افسردگی مثل یک ابر سیاه روم یود همش گریه بود کارم....
😭😭😭
خب خودمون چی
کی زندگی کنیم پس
☹️☹️
انشالله زودی دامنت سبز بشه عزیزم
منم متاسفانه سر بارداری هام ویارم وحشتناک تا ۹ ماه مثل جنازه ام فقط بالا میارم وگرنه بچه بزرگ کردن ترجیح میدم به این ویار مزخرفم
من ی خط در میون سقط داشتم
اولی خارج رحم دومی‌دخترم سومی قلبش ایست کرد چهارمی پسرم
اینم ک الان
😭😭
من از شب بیداری ها و افسردگی میترسم....
و گرونی ها شرایط جنگ.....
اوه چقد بددد
دیگه مقصر هم خودمون هستیم باید جلوگیری سفت سخت داشتیم که نداشتیم شده این دسته گل

من دقیقا میخواستم برم باشگاه روزی بعد همون شب بی بی زدم مثبت شد تو مراحل لیزر بودم هزار تا برنامه داشتم که همه کنسل الان جنازه رو زمینم
😭😭😭وای خدا.....
من باردای اولم ۳ ماهه ایست قلبی کرد خودش سقط شد ولی افسردگیش روزگارمو سیاه کرد بعد اون خدا دوقلو هارو بهم داد خودم دست تنها بزرگشون کردم بعدم الان این یکی

منم با افسردگی دارم دست پنجه میزنم ولی خوب چه کنم کاری که شده ان شاءالله عاقبتش خیر باشه
مقصر خودم بودم که جلوگیری خوبی نداشتم الانم اصلا تو ذهنم نمباد کلنه سقط بیارم چون میدونم نابود میشم

یه بار افسردگی ناشی از سقط که دست من نبود رو تجربه کردم هنوزم باهامه نمیخوام دوباره این سری عمدی باعث قتل یه موجود کوچولو یشم که قلبش میزنه
من از سمت اطرافیانم خانواده ام به شدت تحت فشار قرار گرفتم چه حرفایی بهم نزدن حتی وقتی که خونه خواهرم بودیم اونجا خاله و دختر عمو همه بودن گفتم باردارم در حدی خواهرام بهم حرف زدن جلو همه همون لحظه با گریه برگشتم خونه تا دو روز فقط گریه میکردم

اونا تو بچه داری کمکم نمبکنن فقط حرفاشون تو جمع بهم گفتن داشت اتیشم میزد اینقدر تحت فشاز بود
منم مطمئنم مامانم دعوام میکنه
چون نگران سلامتیمه
نظر همسرتون چیه؟ شما شوکه شدین واکنش ایشون چی بود
۴ ۵ ماه پیش دوستم یه بسته شو خرید ۶ ت
الان نمیدونم چقدره

من بچه دومم ۳ سال و ۴ ماهه بود دومی باردار شدم. خیلیم مراقب بودیم ولی نمیدونم چطوری شد. خودم شوکه بودم همسرم بدترش کرد. اولاش که خیلی اذیتم میکرد و باهام حرف نمیزد. چقد اشکم درآورد. اصلا یاد اون روزام میفتم اشکم میاد
خدا برات حفظش کنه.
اگه قسمتش باشه تو این دنیا میمونه و رشد میکنه. و تو با دست خودت از بینش نبر.
موجودیت ما که دست خودمون نیست که.
مطمئن باش مصلحتی هست.
همونطوری که اون بچه ات ایست قلبی کرد و حکمتی بود که نباشه.
ولی الان انقد دوسش داره که حد نداره.
عزیزم مادر اون بچه شما هستین ‌.
انشالله تصمیم درست بگیری بچتو نابود نکنی
برای ما اقدامی ها هم دعا کن
من واقعا درک نمیکنم ایناییو که میگن بچه روزیشو‌میاره.....بابا الان طرف داره بچشو میفروشه بخاطر گرونی....جوونا به خودفروشی رو‌میارن برا دو قرون پول....مردا پیش زنو بچشون سرافکنده ان بعد یسریا واقعا با طرز فکر پوچی که دارن فقط باعث میشن گند بزنن به زندگی بقیه ام.....بچه خرج داره داره آینده میخاد هردمبیلی که نمیشه بچه آورد....اولا دوما سوما باید خیلی خیلی مراقب می‌بودی وقتی نمیخاستی ینی چی که نفهمیدم کی شد!!!الانم خودت باید تصمیم بگیری و شرایط زندگیتو بسنجی....
میگه اول سونو بده اگه قلب داشت نگهش دار
حتما عزیزدلم
انشالله زودی دامنت سبز میشه به حکمتش دل بسپار
جای من باشید چیکار می‌کنید
دوقلو ۱۷ ماهه دارم باز سه ماهه دوقلو باردارم
یا خدا
عزیزم‌از حال جسمی و روحیت بگو
جفتم پایینه دکتر استراحت داده هی وزن کم میکنم روحی هم داغون یکم پیش با گریه آروم شدم
واقعن من دارم هر روز هر شب به این فکر میکنم چرا باردار نمیشم خدا به شما داده اما سقط می‌کنی خدا جون چرا
😭😭😭
انشالله هر چه زودتر طعم مادر شدن را می چشید
واقعا حکمت خدا قابل فهم ما نیست.....
من برای بارداری بچه هام از ته دلم خواستم چقد خداروشکر کردم‌و میکنم جفتشون هم به سختی باردار شدم چند ماه اقدام بودم سقط داشتم
ولی این بار واقعا ناخواسته بدون برنامه ریزی تو این شرایط مملکت پوشک یک ملیونی شیرخشک ۲۵۰ تازه پیدا هم نمیشه
نمیدونم چی بگم....😭
من خودم تجربه سقط داشتم شرایط مالی اکی بود اونموقع یدونه داشتم این میشد دومی شوهرم اکی بود بود هیچ کس کاری بهم نداشت ولی خودم به بهانه اینکه دوستام هنوز شوهر نکردن من زودمه باشگاه برم فلان کنم بیسار کنم دانشگاه عقب مونده سقط کردم ولی ای کاش پام میشکست هیچ وقت پله های اون مطب رو نمیرفتم بالا ...
با اینکه تصمیم خودم بود ولی افسردگی گرفتم یکسال تموم هر روز گریه میکردم .باشگامم رفتم دانشگامم رفتم ولی حالم دیگه خوب نشد ....
برکت از زندگیمون رفت ...
الان که فکر میکنم اگه بچه ۵ام هم این مشکل برام پیش بیاد راضی ام چهار قلو طبیعی بزام ولی این اشتباهو دوباره تکرار نکنم
منم قبل دوقلوهام یه سقط داشتم افسردگی گرفتم بعد خدا دوقلوها رو داد خیلی سختی کشیدم نه ماه جایی نرفتم تا به دنیا بیان
ولی اینا رو حامله بودم و نمیدونستم هزار جور کار سخت کردم دندون کشیدم استرس جنگ فلان ولی خدا خواسته بمونن و من یه ماهه که از وجودشون خبر دارم
مباااااارکه
منو تو بارداریمون باهم بود یادمه😍😍😍😍
خوب خدا شیر مادر میده برای بچه پوشک اگه گرون زمان ما پوشک نبود فقط مشما پارچه بود
عزیزم💔
منم از همین افسردگی بعدش و خدا میترسم
چندسالتونه؟
مرسی عزیزم 💖
واقعا حکمت خدا نمیدونیم من اولش که بی بی مثبت شد گفتم خدایا برا ما ۲ ۳ سال دیگه هم میدادی راضی بودیم امسال میدادی به دوستم دخترعمه ام دخترخاله ام چند ساله میخوان
برای من هنوز فقط پدر ومادرها و خواهر برادر میدونند خوشحال شدند اما خب باز حتی مامان خودمم ی غرهایی میزنه
مادرشوهر هم که اون وسط اینکه گفتیم دوباره نی نی داریم گفت ناخواسته بود 😑شوهرم گف نه خودمون خواستیم سن مون میره بالا این حرفا
حالا ناخواسته انگار قرار بود بندازیم دور بچه رو 😤
من چند روز بعد از تولد یکسالگی دخترم فهمیدم باردارم و واقعا شوکه شدم و یادم نمیره چقدر سختی کشیدم و چقدر واکنش ها متفاوت بود
روزای خیلی سختیه ولی خدا کمکت میکنه
الهی به سلامتی به دنیا بیاد
من همیشه خیلی سعی میکنم با آرامش و بدون قضاوت و...حرف بزنم
ولی بعضی وقتا انگار لازمه یه سری واقعیتها محکم بخوره تو صورت آدم و باهاش مواجه بشه

مشکل همه دوستانی که حرف از سقط میزنن اینه که برای جنین بدون قلب، موجودیت قائل نیستن!! مثل یک شئ می‌بیننش
در حالی که اینطوری نیست ....

شما همین الان میتونی بری یه تیکه از گوشت دست بچه تو بکنی بندازی دور؟
اون جنینت هم ولو بدون قلب همون یه تیکه گوشته
حتی اگه جنین چند سلولی باشه باز بچه ته!

کسی اگه حاضره به خاطر گرونی بچه چند ساله شو با دستای خودش چاقو چاقو کنه و بکشه پس می‌تونه قرص بخوره وجنینش رو هم سقط کنه !!

به خدا اینا قتله!! حالا هزاری بیاید براش توجیه بتراشید....

بله پوشک شیرخشک گرونه الان
ولی ما ایرانیا یه خصوصیتی داریم که میتونیم تو سخت ترین شرایط هم خودمونو وفق بدیم

همون جور که پیشینیان ما تو دل کویر به خاطر کمبود آب قنات حفر میکردن ....

بله سختیا هست
ولی قطعا میشه با یه سری تغییرات تو سبک زندگی از این شرایط سخت هم عبور کرد

دنیا همیشه به یه روال نمی‌مونه
بالا داره پایین داره ....


شما الان بچه تو به خاطر گرونی از بین ببری فردا روزی که وضع زندگی تون تغییر کرد با عذاب وجدانش چه میکنی؟
این حرفا رو خطاب به صاحب تاپیک نزدم
کلی گفتم به همه کسایی که به سقط فکر میکنن
😔😔😔😔😭😭😭
ولی صاحب تاپیک عزیز

شما فقط به خاطر عدم آمادگی ذهنی برای بچه جدید دچار یک شوک شدید
یه کم بگذره خوب میشید

فقط به خودتون زمان بدید و عجولانه تصمیم نگیرید
میترسم بر نیام از پسش
خدا هر تکلیفی رو دوش آدم می‌ذاره مطمئنه که از پسش برمیاد
به خدا اعتماد کن عزیزم
🥺🥺🥺
شما وضعیت الان خودت رو میبینی فکر می‌کنی نمیتونی از پسش بربیای ولی باور کن هر بچه ای که وارد زندگی میشه به همون میزان خدا قدرت روحی و جسمی تو بیشتر میکنه

نه تنها بچه
هر مسئولیتی
شما اون موقعی که مجرد بودی فکر میکردی بتونی از پس زندگی متاهلی بربیای؟
یا وقتی هنوز بچه نداشتی فکر میکردی بتونی از پس یک بچه بربیای؟

اگه زندگی خودتو مرور کنی میبینی که چجوری تمام این سالها پا به پای بچه هات خودتم قد کشیدی و بزرگ شدی
بله درسته کاملا
ولی آخه شرایط کشور رو ببین..‌.
یه مثال جالبی شنیده بودم
می‌گفت
بچه وقتی مامانش میذارش یه جای بلند بعد بغل باز می‌کنه میگه بپر
بچه اگه بشینه با خودش حساب کتاب کنه میگه اگه بپرم میفتم از کجا معلوم مامانم منو بگیره
ولی بچه به مامانش اعتماد داره
با اینکه ظاهر قضیه بهش میگه نپر خطرناکه ولی بازم میپره و مطمئنه مامانش میگیردش

این معنای توکله
عزیزم
ببین زنای فلسطینی اگه میخواستن مثه ما فکر کنن تا الان باید نسلشون منقرض میشد

چون اونا وقتی حامله میشن معلوم نیست بتونن بچه رو ب دنیا بیارن
یا اگه ب دنیا بیاد تا چند وقت می‌تونه زنده بمونه
چون هر لحظه ممکنه یا بمب بخوره تو خونه شون
یا یه سرباز اسراییلی عشقش بکشه گلوله شو رو سر بچه اینا خالی کنه
حالا اونا هفتاد ساله دارن تو اون شرایط زندگی میکنن
ما فقط دو سه ماهه تو این شرایطیم
و مطمئن باش حتی اگه جنگ طول بکشه باز هم هیچ وقت وضع ما اونطوری نخواهد شد
چرا ممکنه یه سختی های پیش بیاد
ولی بعدش آینده درخشان در انتظار کشورمونه...
خدا این ملت رو به حال خودش وا نمیگذاره...

ملتی که با این همه سختی پای کشورش و شرفش واستاده پس سرنوشتش اینه که آسانی بعد از سختی رو تجربه کنه
ببین
یه گروهی هستن
گروه نفس
تو همه شهرا هم فکر کنم فعالیت میکنن
به همه کسایی که به دلایل مالی، روحی و... فکر میکنم نمیتونن بچه شون رو نگه دارن کمک میکنن

روانشناس دارن پزشک زنان دارن
همه جوره مادر رو ساپورت میکنن تا بتونه به سلامتی بچه رو به دنیا بیاره
ببین توصیه میکنم اینکارو نکن چون تجربه دوتاشو دارم هم سقط و هم ناخواسته مجدد.دومیم یه سالش بود ناخواسته باردارشدم ایقد روح و روانم داغون شد گفتم نگهش نمیدارم و شیاف استفاده کردم چون دوتا دخترم داشتم یه ماما مجرب که تو کار تعیین جنسیته بهم گفت اینکارو نکن مطمۍنم پسره.ولی من گوش ندادم و سقط کردم.یه ساعت نشد بعد شیاف افتاد و از همونجا فهمیدم ماما راس میگفته چون خیلی زود سقط شد و میگن پسر همینطوره.همینکه شیافو گذاشتم غصه دنیا اومد سراغم و پشیمون شدم ولی دیگع فایده نداشت و افسرده شدم واقعا.بعد چندسال باز هم در نهایت جلوگیری باردار شدم و دیگه شوهرم نذاشت سقط کنم چون سر اون سقط حال روحیمو دید.خلاصه به دنیا اومد و دختر شد باز.ولی خداروشاکرم با این همه سختی ولی عزیزترین هست برامون
یکی از اقوام ما هم برا بچه سومش دقیقا دچار همین حال شما شده بود

چون تازه دو تا دخترش از آب و گل دراومده بودن میخواست بره سراغ علایق خودش آرزوهاش و...
بعد یهو متوجه شده بود حامله ست
حتی تا مدتی بعد از اینکه بچه ش دنیا اومده بود باز حالش خوب نبود
ولی الحمدلله تونست با یه سری اصلاح مزاج ها و... به این حال روحیش غلبه کنه
و رفت دنبال همون علایقش و الان داره در همون راستا کار می‌کنه
با وجود همه سختی ها ولی بعد به دنیا اومدن بچه سومشون تونستن ماشین بخرن و ...
شما فقط به خودت زمان بده
به خدا هم بگو خدایا من برا این بچه برنامه ریزی نکردم خودت صلاح دیدی به وجودش بیاری
پس به من کمک کن و خودت تربیت این بچه رو به عهده بگیر

نذر یکی از اهل بیتش کن
مطمئن باش خودشون همه چیز تربیتش رو چه مادی چه معنوی به عهده میگیرن و همین بچه میشه بهترین بچه ت
باید مواظب بودی که اینجوری نشه حالا که شده هم نگهش دار چون مث بقیع بچهاته.اونی سقط شد حتی به خوابم اومد و گفت چرا منو کشتی این باعث حال خرابم شد چون قشنگ چهرشو دیدم مثل یه فرشته که دوتا بال هم داشت شاید خیلیهاتون مسخره کنید ولی برا من سخت ترین اتفاق زندگیم بود و بعد اون خیلی بد اومد تو زندگیمون.یه دفه یه تایپک همینجوری پارسال بود یکی از دوستان یه قسمت از برنامه زندگی پس از زندگی گفت نگاه کنید برا اونایی که قصد سقط دارن.منم دانلودش کردم اینقد باهاش گریه کردم.کاش اون قسمتو نگاه میکردی حالت دگرگون میشه و منصرف میشی
شما که از هر دوجنس داری پس نگران نباش توکل کن بخدا.همیشه میگم کاش با خانوادم درمیون میزاشتم تا منصرفم میکردن از اینکار ولی متاسفانه به هیشکی نگفتم و سقط کردم و بعدش...
قربون خدا این همه چشم انتظار برا یه بچه.اونوقت خدا این ناخواسته هارو میده در واقع باید بگیم خداخواسته چون من خیلی محتاط بودم ولی شد😅
انشاالله هر کی میخواد بهش بده
😐شرایط پوشک ۷۰۰ هزار تومنی
شرایط شیر خشک فلان قیمته
شرایط طلا گرمی ۱۷ میلیونه
شرایط دلار ۱۸۰ هرار تومنه
شرایط شیر ۱۵۰ هزار تومن
شرایط گشنگی و سگ دو زدن و نرسیدنه
بازم بگم
برکت از زندگی میره ؟ کدوم برکت ؟ کدوم اینده ؟ طرف تو نون همین امروزش مونده حتی نمیتونه برای فردا فکر کنه از کدوم اینده و برکت حرف میزنی ؟
حرفایی ک گفتی کاملا در ارامش ولی مطلقا بدون قضاوت نیست
شوهر من ساعت ۶ صبح میره مغازه ۱۲ شب میاد از کمردرد و پا درد شب ها خواب نداره فقط داره میدوئه فقط داره میدوئه به هیچ جا هم نمیرسه
دقیقا میشه بگی چطوری میتونه شرایطی ک دست خودش نیست رو تغییر بده و تا پوشک ۷۰۰ تومنی برای پسرش نخره ارزون تر بخره یا نون دونه ای خداتومن ؟
اینکه یه نفر بخواد بچه نگه داره یا نه به خودش و شرایط زندگیش مربوطه ، ولی اینکه نتونه بچه نگه داره چه از نظر مالی چه جسمی چه روحی و .. بعد ما بیایمم تز بدیم اره نگه دار این حرف بیخود و مزخرفه
بچه اینده میخواد بچه پول میخواد بچه مادر با روح و جسم سالم میخواد همه چیز ک پول نیست بچه مادر داشته باشه ولی مادر جال روحی یا جسمیش خوب نباشه به چه دردش میخوره
نمیدونم چرا تا حرف بچه میشه یه عده مثل شما فقط میگن نه نه نه ، اصلا مهم نیست اوضاع چجوریه شما فقط نکن به درک که پوشک ۷۰۰ تومنه و بازم میخواد بره بالاتر ما ایرانی ها تو شرایط بدتر هم میتونیم زندگی کنیم برای بچت کهنه ببند ،کهنه گرون شد کلا لباس پاره کن ببند ،لباس گرون شد کلا چیزی نبند
بالاخره چه راهی پیدا میکنیم تا تو بدبختی ک هستیم زندگی کنیم
اخه این چه دیدگاه و طرز فکریه ؟ خب اون بچه فردا بزرگ بشه غذا نمیخواد ،لباس نمیخواد، کفش نمیخواد ، ارزو نداره ،
تو رو هر چیزی ک میپرستین قبل حرف زدن یکم‌فکر کنید
این توکل نیست اعتماده
به نظرت اگه نسلشون منقرض میشد به نفع همشون نبود ؟ الان مثلا فکر میکنی اون بچه ای ک به دنیا میاد زیر موشک و کثافت داره بزرگ میشه از مامانش تشکر میکنه ک منو به دنیا اوردی ؟
نههههههه تشکر نمیکنه بلکه اگه بتونه حرف بزنه روزی هزار بار مامان و باباشو نفرین میکنه
اون احمق فلسطینی که زیر موشک میخوابه و اب نداره بخوره بازم حامله میشه و میزاد فقط فقط یک کار کرده اینده و زندگی یه شخص رو نااابود کرده
😂واسه این هیچی نمیگم از بالا تا پایین کلا جک واسه خودش
صاحب تاپیک شما فقط و فقط به شرایط خودت نگاه کن
اینجا هیچ کس دلش برای تو نمیسوزه و هیچ وقت هم نمیتونی راهنمایی درست رو بشنوی ، فقط خودت بشین فکر کن
یه مدت به خودت استراحت بده و ذهنتو خالی کن سبک و سنگین کن
اول و اخر این خودتی ک تصمیم بگیری و مطمئنا بهترین تصمیم رو میگیری که برای خودت و زندگیت عالی ترین راهه
چه نگه داری چه نه ، نه من نه هیچ کس دیگه مسئولیت هاش رو به گردن نمیگیره
اول و اخر فقط خودت ، عاقلانه فکر کن و تصمیم بگیر
امیدوارم بهترین ها برات رقم بخوره
من بعضی از حرف ها رو قبول نداشتم ولی نباید انقدر هم بدبین باشیم .اینو به واقعیت به چشم خودم دیدم که دودوتای ادما میشه چهار تا ولی خدا حساب میکنه یهو میشه شیش تا هشت تا .
وقتی به خدا اعتماد میکنی یهو یه دری رو روت باز میکنه که تو اصلا بهش فکر هم نکرده بودی ....
چرا واقعا کسی که اقدام میکنه باید بدونه که الان شرایط کشور جنگیه به شدت گرونی بیداد میکنه وهزار تا مشکل دیگه ولی وقتی خدا یه هدیه یهویی میده به نظرم اعتماد کردن به خدا بهترین راههه.در نهایت که همه ما چون فقط صاحب تاپیک نظرمونو پرسیده نظرمونو میگیم درنهایت تصمیم اصلیش با خودشه ولی ماها این راه ها رو رفتیم و تهش به این ناراحتی و افسردگی رسیدیم .همون سالی که من سقط کردم خدا شاهده انقدر ضرر کردیم انقدر ضرر کردیم فقط سه بار دزد بهمون زد تو یه سال
ضرر های دیگه ام بماند بازم به نظرم اگه نمیخوای خیلی سفت وسخت باید مراقبت کنی اگه هم این اتفاق افتاد ضرر بزرگتر سقط کردنشه.بچه جدید که بیاد جای بقیه رو تنگ نمیکنه جای خودشو پیدا میکنه
سلام مگه قدیمیا که مادرامون هستن زندگی گل و بلبلی داشتن اونا هم تو جنگ بودن و بچه دارشدن و بچه اوردن اونا هم تو زمان خودشون همون دویست تومن و سیصدتومن براشون زیاد بود و دستشون خالی بود
اگه بخواییم فکر جنگ رو بکنیم و گرونی این چیزا تو دوره مادرامون هم بوده و مادرامون هم بچه اوردن و ناشکری نکردن
دوره زمونه مادرای ما تموم شد دیگه باید توی امروز زندگی کنیم شرایط زندگی اونا با ما خیلی فرق داشت ولی من میگم تو همین الان هم میشه مثبت نگر بود
واقعا نمیتونم‌تصمیم بگیرم
تا میام به آینده روشن خیر و برکت و اینا فکر میکنم
یهو شرایط موجود رو میبینم معجزه مگه اتفاق میفته؟ مگه نمیگن بچه کمتر زندگی بهتر؟ بچه جدید بیاد خب من شاید نتونم خواسته های دخترمو برآورده کنم؟
از ی طرف هم از خدا میترسم‌ و همش میگم نکنه پشیمون بشم.....
شرایط بدیه خدا فسمت هیشکی نکنه
بعضی عزیزان واقعا منفی نگر هستن ما که نمیخوایم عقاید خودمونو قالب کنیم فقط از تجربع هامون گفتیم .خوب این خانم سر دوراهیه و نظر خواسته و قطعا همه چیو بهش فکرکرده همینکه جنگه و بچه سخته و شرایط اقتصادی خراب و هزار تا مورد دیگه.و از اون طرف هم اینکه یکی از خون خودشو میخواد از بین ببره و واقعا یکی از سخت ترین دوراهی های زندگی هست .ولی متاسفانه بعضیا میان و فقط از بدی هاش میگن دیگه فکر اینو نمیکنن و شاید هم تو موقعیتش نبودن که آسیب های روحی و جسمی بعد سقط خیلی بد هست.منکه خودم دو بار تو این شرایط بودم . و یکبار سقط کردم و به مشکلات اقتصادی و دست وپاگیری بچه فکر کردم و یکبار هم نگهش داشتم و الان باز با سختی های بچه داری ولی قلبا خوشحال و دوس داشتم نظر خودمو بگم شاید کمک کننده باشه.دیگه هر کی از تجربیاتش میگه و این خانم میشینه فکر میکنه و تصمیم نهایی میگیره.زیاد جبهه گیری نکنید عزیزان انشاالله این دوستمون هم بهترین تصمیمو بگیره با توجه به شرایط خودش.بنظرم فقط نظرتونو بگید ببینم این دوستمون شرایط و روحیاتش به کدوممون نزدیکتره
سلام عزیزم من وقتی پسرم یک سال و یه ماهش بود فهمیدم باردارم اصلا نمیخواستم کارم 2 هفته گریه بود گله میکردم از هنوز یادش میوفتم اشکم درمیاد خیلی گریه کردم همه رو کلافه کرده بودم هم نمیخواستم هم دل سقط کردنشو نداشتم سر نمازم کارم گریه و گله بود از خدا یه شب گفتم خدایا من که بچه نمیخواستم تو دادی حالا باید پشتم باشی کمکم کنی راضیم به رضای تو دیگه گریه نکردم صبح بیدار شدم به لکه بینی افتادم رفتم سونو گفت چیزی مشخص نیست فرستاد سونوی واژینال بعد سونو من لخته لخته دفع کردم بعد 2 روز خون ریزیم قطع شد کامل رفتم سونو گفت بارداری پیشرفتی نداشته باید سقط بشه هیچ وقت اشکای شوهرمو تو مطب دکتر یادم نمیره هر چی بهش میگفتم ما بچه داریم بعدا هم میتونیم میگفت من برای بچه گریه نمیکنم اگه نتونی دیگه بتونی باردار بشی اگه مشکل پیدا کنی چی نمیدونستم گریه کنم یا از محبتش گریه کنم بالاخره تموم شد کورتاژ شدم هر دارویی خوردم حتی بیمارستان چقدر قرص واژینال گذاشتن من به خونریزی نیوفتادم جون داشتم میدادم بردنم کورتاژ الان که یادش میوفتم عذاب وجدانش ولم نمیکنه اوایل تا چند ماه کار هر روزم گریه بود چرا کفران نعمت کردم من مسئول به وجود اوردنش بودم ولی نخواستمش ولش کردم عذاب وجدان نخواستنش منو ول نمیکنه با این که قلب نداشت اصلا صدای قلبشو نشنیده بودم هنوز که هنوز میگم خدایا منو ببخش اگه ناشکری نمیکردم شاید میموند الان با پسرم هم بازی بودن به نظرم ناشکری نکن بسپارش به بالایی البته درکت میکنم نگران باشی اون موقع منم نگران بودم چطور پسرم از شیر بگیرم چطوری خرجشو بدیم خودم داغون میشم به زندگی نمیرسم من واقعا درکت میکنم
هر ادمی حق داره طعم پدر و مادر شدن بچشه فحششو باید به اسرائیل بدی که زندگیو ازشون گرفت نه به اون بیچاره ها
اونا هن دارن تلاش میکنن برای زندگی
عزیزم تو خودت باید تصمیم بگیری من و بقیه فقط تجربمونو گفتیم
اینکه شرایط بده درسته و به نظر من اگه کسی بخواد خودش اقدام کنه باید خوب فکر کنه الان شما مواظب بودی و ناخواسته باردار شدی و هدیه خداست با توکل برو جلو
شاید ۵سال دیگه وضع ایران و وضع مالی تون خوب شد همه چی که همبن لحظه نیست آینده هیچ وقت قابل پیش بینی نیست
ای جانم خدا حفظشون کنه 😍😍😍😍
آی قربون دهنت ،مگه چی میشه مشما ببندیم تو خونه ،وقتی بیرون میریم ،مهمونی میریم پوشک ببندیم ،خودمون سختش میکنیم بخدا ،هیچی سخت نیس ،شیر هم به قول شما خدا این دوتا پرتقال اندازه ی کله مو برا چی داده برا شیر داده دیگه
منم بچه ی سوممه ،من عاشق بچه هستم ،خدا رو هم شکر میکنم که منو لایق دونسته یه فرشته ی دیگه بهم داده ،همچین وضع مالیه خوبی هم نداریم ولی خدا رو شکر محتاج کسیم نیستیم دستمون به دهنمون میرسه ،چرا باید افسردگی بگیری خواهر گلم ،مگه میشه آدم با وجود یه فرشته از طرف خدا افسردگی بگیره ،باهاش حرف بزن ،بگو‌بخند حالتو باهاش خوب کن
فقط میتونم بگم سقط نکن ،توکل کن به خدا ،خودش کمکمون میکنه
🥺🥺🥺
عزیزم این شعار بچه کمتر زندگی بهتر از طرف دشمن برا ما اومده
تو دهه هفتاد
من ک متولد دهه هفتاد هستم و تو یک خانواده کم جمعیت بزرگ شدم خیلی سختی کشیدم تو زندگیم
البته برا من خواست خدا بود ک خواهر برادرام عمرشون ب دنیا نباشه و سقط بشن
ولی من خیلی عذاب کشیدم از کم جمعیت بودن مون
همیشه تنهایی کشیدم
مشکلاتی ک برا خانواده پیش میومد باید تنهایی حل شون میکردم
مادرم مریض میشدن خودم باید می‌بردم دکتر میاوردم...

بچه دو سال شیر خشک و پوشک میخواد
درسته بعدش خواسته هاش تغییر می‌کنه و بزرگتر میشه
ولی باور کن همه چی ب سبک زندگی خود مادر بستگی داره
شما جوری زندگی کن که بچه ذهنش درگیر مادیات نباشه
قدرت حل مسأله داشته باشه و با کمترین کمبودی نق نزنه
بچه هات بزرگن مسئولیت کوچیکه رو بهشون بسپار
باور کن خیلی تاثیر داره هم خودت ب کارات میرسی هم بچه ها مسئولیت پذیر و متحد بار میان

همون بنده خدا ک از اقوام مون هست و بهت گفتم برا بچه سومش شوکه شده بود وقتی بچه ش دنیا اومد دختر بزرگش کلاس سوم ابتدایی بود
ولی بهش مسئولیت میداد
اونقدری ک راحت خودش می‌رفت ب کاراش می‌رسید همین دخترش دو تا بچه دیگه رو نگه می‌داشت
ماشاالله اینقدر خانوم شده الان
تنها باشه بری مهمونی خونه شون قشنگ می‌تونه همه کارا و پذیرایی و ....رو انجام بده
نگو مگه میشه معجزه اتفاق بیفته
به خدا که معجزه الان توی دلته

پیشنهاد میکنم یه بار بری یکی از مراکز ناباروری که چقدر افراد هر جور خرج و درمان ب کار میگیرن ولی آخرم دست خالی برمیگردن ....

به قول دوستمون وقتی شما مراقبت کردی بازم خدا این بچه رو بهت داده پس حتما صلاحیه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه