Ooma
پرسش (1405/02/14):

چندبار در مورد این موضوع تاپیک زدم

خانما من قبلا هم تاپیک زدم درمورد اینکه شوهرم میگه باید بری خونه ی مادرشوهرم منم بخاطر شوهرم گفتم هفته ای یه بار میرم الان میگه نه باید زود رود بری هرچقدرم میگم درک نمیکنه که با بچه نمیشه
من وقت پیدا کنم استراحت میکنم یا غذایی چیزی درس میکنم میخورم
خودشم میدونه بچه چقدر گریه میکنه نمیدونم چجوری بگم درک کنه با بچه نمیشه هر روز رفت

خب چرا خودش نمیره وظیفه شما میدونه که بری به پدر و مادرش سر بزنی؟
مگه خونه پدر و مادر خودت هرروز میری که بخوای اونجا بری؟
بزنش
راه دیگه ای به ذهنم نمی‌رسه
من از اول زندگیمون سفت وایستادم رو اینکه فقط فقط با خودت میرم خونشون. ازم انتظار تنها اونجا رفتن نداشته باش
خونه مادرشوهرم طبقه پایینه
وقتی ناهار میاد میره سر میزنه میاد بالا
بعدشم شب دیر میادبرا همین انتظار داره من ظهرا اونجا باشم
درستشم همینه
واقعا
سلام عزیزم
به نظرم جزو مواردیه که اصلا کوتاه اومدنی نیست
یه مدت همش بگو باشه هر وقت گفت بگو امروز فلان و کارو دارم حالا میرم
دوباره گفت بگو امروز اینجوریه فلان کار پیش اومده حالا میرم
هی عقب بنداز عقب بنداز دیگه چند وقت که گذشت مستقیم بگو شرمنده من بیشتر از هفته ای یه روز وقت نمیکنم برم
بیا بچه هارو نگه دار ظرفارو بشور لباسارو بشور یه روز کارای کل خونه با تو باشه همون روز من میرم خونه مامانت
اینجوری بگی گارد و از روی خودت برداشتی دیگه زور نمیکنع
دقیقا منم همینطور .تو این ۴ سال ی بارم تنها نرفتم
کسی با مادر شوهرت زندگی نمیکنه؟
بچه دیگه ای نداره؟
خب عزیزم از تو که چیزی کم نمیشه....روزی نیم ساعت از وقتتو میتونی بزاری بری پیششون هم اینکه شوهرتو خوشحال کردی هم به اون بنده های خدا سر زدی
وقتی داره میره سر بزنه با هم برین و برگردین
زبونت هم پیش شوهرت بلنده....اصلا نزار اون بگه ک برو وقتی میاد خونه خودت تعریف کن که رفتی خونه مامانش باهاشون وقت گذروندین ی مدت ک ببینه بدون اینکه بهت بگه میری دیگه انقد حساس نمیشه پافشاری نمیکنه ک بری
شوهرت هروز میره ب خانواده ات سر بزنه!؟ ک تو هروز بری !؟
درسته تو ی ساختمون هستین اما قرار نی هروز بری زیارت ک 😑
اهمیت نده بحث هم نکن همون هفته ای یبار جاری هات میان شماهم برو
وا
کم نمیشه چیه
اینکه یکی وظیفه بدونه تو با بچه تو دستت هرروز به مادرش سر بزنی انتظار بیجایی هست.
بچه کوچیک و مسئولیت زیاد و خستگی زن به چشم نمیاد؟
چرا شوهر برای خوشحالی زنش نمیگه عزیزم به مامان میگم خودم میام سر میزنم زنم تا صبح با بچه بیدار بوده؟
حالا ی موقع هم بچه ببر پایین نگه دارن کمکت توهم ب کارات برس دیگ نمیشه کلا گارد گرف..
در صورتی که خودت بخای ن دستوری و بزور
چقد این چند روزه همه یا خانواده شوهر مشکل دارن😁
بنظر من اینکه تو یه ساختمونید ک دلیل نمیشه هر روز بری هفته ای یکی دوبار کافیه ب شوهرت بگو قرار یه عمر زندگی کنیم هر چی رفت و آمد زیادتر باشه اختلاف و سوءتفاهم بیشتر میشه کم برو همیشه برو
بده بچه یک ساعت نگه دارن بیا بالا بگیر بخواب
هم اونا تنها نیستن هم خودت استراحت میکنی
هر روز ناهار برو اونجا
🤣
من بودم با بچه میخوابیدم موقع ناهار میرفتم پایین
بری سر بزنی یا بری کار و کمک کنی؟
منم الان داشتم فکر میکردم امروز اینجور تاپیکا چقد زیاد بود
از صب که پا میشی برو بزار بچه تو سرشون گریه کنه از فردا میگن به شوهرت تورو هرکی دوس داری به زنت بگو نیاد😂
البته نمیگم بزاری بچه گریه کنه
خودت که میگی بچت خیلی گریه میکنه از اون جهت میگم که بفهمن چرذ نمیری وقتی ببینه بچه سرشون میخوره حوصله اوناهم سر میره بالاخره پیرن کی حوصله سروصدا بچه داره میگن قربونت بمون خونه خودت
بله همینطوره
نه تنهاس
ولی ۳ تا جاریم دارم که
نه نمیره وقتیم دعوت میکنن به زور میره میگه کار دارم
مادرشوهرم نمیتونه که
منم همیشه همینو میگم
نمیتونه
وقتی اونموقع میری میگه نمیخوای بری بالا ناهار درس کنی😅
نه همون سر زدن
واقعا باید همین کارو کنم
اره بابا برو بعد نشسته هم هستی نمیتونی که پاشی کاری کنی بخدا یه هفته بری روز هشتوم به شوهرت میگن زنت بگو نیاد بچه اذیت میکنه اینجا توهم بگو دیدی من خاستم برم خودشون نخاستن دیگه هم بهت نمیگه
سلام منم با مادرشوهرم زندگی میکنم ولی همسرم اصلا نمیگه برو یا نرو هروقت خودم دلم خواست میرم .دلم نخواست نمیرم همسرمم کاری نداره که چرا نرفتی چرا رفتی
پس اصلا زیر بار نرو وقتی دعوتی هم اینجوری میکنه میگ کار داریم خونه پدر و مادرت 🤨
توام زیاد حرفش و برای خودت سخت نگیر اهمیت نده هرکی دوس داشتی برو نرو
همینو ب شوهرت بگو ک بفهمه...
اینقدر نرو تا عادت کنن، بگو من وقت کنم استراحت میکنم نیازی نیست برو اونجا
اون اوایل با بچه چند بار رفتم غیرمستقیم میگفت که برو خونه ی مامانت الان چند روز نمیرم اینجوری میگن
باید اینجوری باشه
نه اهمیت نمیدم دیگه
به شوهرت بگو مادرت پیره حوصله نداره دورش شلوغ باشه حق هم داره سنی ازش گذشته
باز شوهر شما میگه زود بری.مال من میگه هر روز.
کلا شب ها باید حتما بریم .مگ اینکه بهانه ای بیارم.طبقه بالای ما هستن
بدم میاد شوهر برا اینکه خودشو خوب جلوه بده حاضر زنش در عذاب باشه هر روز یه بهونه بیار
خب انتظارشو براورده کن
هر روز ظهر برو خونه مادرشوهرت ناهار هم همونجا بخورید برید خونتون والا
برو بشین نهارتو بخور بیا دیگ.
چی میشه مگ
ی سری چیزارو سخت میگیرین
چن تا پله فاصله س ،یا بعد نهار برو ی چایی بخور بیا
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه