Ooma
پرسش (1405/02/13):

پسرم خیلی ترسو هست از همه چی می‌ترسه چیکار کنم؟

سلام دوستان پسرم ۲۲ ماهشه از اول بچه نا آرامی بود خیلی گریه میکرد بغل هیچکس جز خودمون نمی‌رفت الانم که نزدیک دوسالش هست دیگه خسته شدم نه میتونم جایی برم نه کسی میتونه بیاد خونمون وقتی غریبه ببینه شروع میکنه به گریه و جیغ و داد میگه آردا می‌ترسه عروسی بده نانای بده اینارو با گریه میگه علاوه بر آدما از اشیا هم می‌ترسه از ماشین اصلاح و سشوار موتور تراکتور سمت اینا نمیره نمیدونم چیکار کنم شما تجربه همچین چیزی دارین ؟ به نظرتون خوب میشه یا نه؟ خیلی خسته شدم وقتی تو جمع باشیم از یه طرف پسرم گریه میکنه از یه طرف اطرافیان میگن ببین فلان بچه چقدر آرومه بغل همه میره شما اینو بد تربیت کردین اینام از یه طرف اذیت میکنه

سلام والا پسر من الان که ۵ سالشه خوب نشده و از همه چیز میترسه حتی صدای بچه های تو کوچه 😐
دختر من وحشتناک ازهمه چی میترسه
شبا موقع خاب داستان داریم
وسایل خونه رو به چیزای ترسناک تشبیه میکنه
توی روز توی اتاق تنها نمیمونه
همش به خودم چسبیده وپیشمه .
خستم واقعا خسته
الانم ۴سال ونیمشه
نمیدونم دیگه کی باید خوب بشه
کلی باهاش حرف زدیم توشجاعی توفلان ولی خب
ازهمون بچگی هم بغل هیچ کس نمیرفت
فقط مامانم وخواهرم همین دوتا.
سلام عزیزم پسر منم دقیقا عین پسر شما الان که نزدیک به سه سالشه بهتر شده از دو سال و نیم به بعد ترسش کمتر شده ولی همچان ماشین اصلاح میترسه و موهاش هم بلنده ولی نمیزاره کوتاهش کنیم
نگران نباش درست میشه
نمیدونم چیکار کنم قبلا باز خوب بود میرفت موهاشو کوتاه میکرد الان رفته رفته به جای اینکه درست بشه بدتر میشه میگم دعایی چیزی هست بگم بنویسن شاید اثر کنه
دعا رو نمیدونم اگه شهری که بیشتر ببرش بیرون تو فضای عمومی، پارک ،خانه بازی
دختر منم میترسه، عروسی، خیاطی ، آرایشگاه، صدای تراکتور، آدم جدید کلا از همه چی میترسه جرات نمیکنم جایی برم😐
نه شهر نیستم 😔
آره مثل پسر من
ای خواهر، پسر من ۶ سالش شده ولی هنوز از همه چی میترسه
تموم این چیزایی که گفتین رو پسر منم داشت و هنوزم داره
فقط یه چیزایی یه کم بهتر شده
وای خدایی خیلی سخته همش بچه های دیگه رو میبینم برا خودشون میچرخن راحتن اینم باید بره تو اتاق یا همش از جمع دور بشه خیلی ناراحت میشم
عزیزم دور از جونش انشالله ولی احتمالش هست یه نوعی از طیف اوتیسم باشه..ببرینش مشاور کودک تست بگیرن ازش...
چیزهایی که گفتید برای این سن نگران کننده یا عجیب نیست، فقط شدت ترس هاش زیاده و باید مدیریت بشه
تو این سن داشتن اضطراب جدایی و ترس از ناشناخته ها طبیعیه
و اینکه اینم اضافه کنم که بعضی از بچه ها ذاتا یکم حساس تر و محتاط ترن و این جزیی از شخصیتشونه
اگه از نوزادیش هم اکثرا تو محیط امن و محدود بوده، ترس از آدم ها و مکان های جدید میتونه طبیعی باشه
آره زیاد جایی نمیرفتیم و نمیریم خونه مامانم و مادرشوهر میره هرازگاهی خونه عمه و دایی
من میتونم کلی بهتون بگم که چیکار کنید که بهتر بشه، ولی برای اینکه واقعا اثربخش باشه، باید حتما حتما چند جلسه مشاوره بردارید با روانشناس کودک
خیلی کمکتون میکنن و مطمئنم به مرور حل میشه این مشکل
۰۹۱۳۳۱۷۰۱۵۲
موسسه مشاوره و کشف و پرورش استعداد کودکان منکا
http://ble.ir/menka
میتونید بله پیام بدید و مشکل کلی و بگید
کلی روانشناس دارن
باهاتون تماس میگیرن و میتونید چند جلسه باهاش بردارید
و عزیزم
پسر کوچولوتون دچار یه چالش شده، و با صبوری و رعایت یه سری چیزا به مرور حل میشه
لطفا کوچولوتون و تو این سن درگیر دعا و این چیزها نکنید
توکل کنید به خدا و با روانشناس کودک حلش کنید❤️
ممنونم ازت عزیزم 🥰
من دوسال خونه رو با جارو برقی جارو نزدم پسرم می‌ترسه😪
عجب چالش هایی داریم ما😮‍💨
سلام عزیزم دختر منم اینجوری بود و هست
زمانی که متوجه شدم با کتاب و داستان و بازی شروع کردم از بین بردنش
خانه بازی بردم
گذاشتم خودش کارها رو انجام بده
یه کارتونی هم بعد از دو سالگی اجازه دادم ببینه که خیلی بهم کمک کرد بینگ هست.
من براش موقعیت ها رو توضیح میدم
حسی که تجربه می‌کنه رو توضیح میدم
اینکه انتظار نداشته چنین اتفاقی بیوفته و اینکه با وجود اینا جاش کنار مامی و بابی امنه.
و هروقت کمک بخواد ما هستیم
دخترم از صدای بلند گو و جاروبرقی و چرخ گوشت و سشوار می‌ترسه
ولی بهش میگم مامان تو وو وویی رو سیمش رو جمع کن. یا کمک کن بابی موهاشو خشک کنه
اگر نخواد اجبار نمیکنم
دختر منم پیش کسی نمی‌مونه منم اجبار نمیکنم ولی با اسباب بازی هاش با هم تو طول روز بازی میکنم کتاب میخونم اونم بلده خودش رو سرگرم کنه.
یه بازی هم داریم به اسم مامی/بابی/هانا به بغل نیاز داره
تو طول روز همدیگه رو بغل میگیریم
اگز دور کاری باشم هانا بغل بخواد کارو رها میکنم بغلش میکنم کمی باش وقت میگذرونم(۵ دقیقه) آروم میشه میرم دور کارم.
اینا خیلی موثر بوده.
شاید پیش بیاد چند ماه جاروبرقی نکشم ولی براش جارو دستی خریدم دو نفری بازی بازی جارو می‌کنیم
خیلی کارها رو با اینکه اوایل و حتی گاهی الان خرابکاری داره می‌ذارم انجام بده
هم مستقل شده هم با خودم وقت گذرونده هم بعدش اجازه نفس کشیدن دارم.
تازه خرابکاری میشه میگه اوه کثیف کاری شد
میگم اره حالا باید درستش کنیم
اگر نتونه کار ساده بهش میدم یا میگم نگاه کن یاد بگیر.
آنقدر تکرار‌ کردم که روتین شده.
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه