Ooma
پرسش (1405/02/13):

خانوما شما هم حس میکنید با بچه هاتون دارید خونه خراب میشید؟

من دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم
حس میکنم مغزم دیگه کشش ندارم
وقتی خیلی از دست بچه هاتون عصبی می‌شید چیکار میکنید!؟

دیروز خانمه آمده خونه ببینه پسرم دستش رو گرفته برده سر یخچال که بیا این شربت بخور
میوه بخورید
رفته
😂
جمع نکن من الان جمع نمیکنم چیز نوی نمیخرم گذاشتم این یکیم خراب کنه بعد
ما هم مشتری میامدن خونه مون بهم ریخته بود خودمو اذیت نمیکردم
رفته شلنگ و ... آورده تو کسری از ثانیه همه رو نشون بده و خونه رو باز به گند کشیده
🤣🤣🤣🤣🤣چقدر مهمون نواز اون لیاقت نداشت
من خودمم معلمم سر کلاس مجازی خون به دل شدم
میاد وسط ویس ها و فیلم ها حرف میزنه 😵‍💫
کاش فقط خونمون بهم ریخته باشه

ابرو واسم نزاشته
🤣🤣🤣🤣
هر کس به گوشیم زنگ می‌زنه بهش میگه بیا خونمون
بعد میگه تا مامانم مرتب می‌کنه بیا
بیا ۱ هفته بمون
به مدیر من گفته بیا با مامانم خیلی خوش میگذره
مدیر منم یه آقاست
بهش می‌گفت بیا بابام نیست ما تنهاییم
بخدا منم معلمم
رسوای دو عالم شدی😁
حس میکنم فشار خون دارم میگیرم
دقیقا اصلا گوشی دستش نده شر درست میکنه برات
🤣🤣🤣🤣😅😅😅
وای بانو
وقتی تایم کلاس مجازی میشه خوراکی مورد علاقه شو میزارم بخوره که گیر نده
نه من اصلا نمیشه این طوری به مامانم میگم بیاد من میرم اتاق در رو میبندم
دختر من رفته ظرف میشوره باباش اتاق خوابیده
زیرلب اهنگ میخونه اونارو میشوره بهش میگم بیا اینور نمیخواد میگه کمکت کنم
همه بهم میگن چرا تو چاق نمیشی اندامم الان خوبه
میگم از بس دنبال پسرم میدوئم
عصرا با دوچرخه کل شهرک رو دور میزنه منم پشت سرش
سعی کن خودت یا شوهرت باهاش حرف بزنه یا کسی که خیلی دوسش داره بگه این کارارو نکنه و یه چیزایی رو نگه
پسرت عین پسر دوستم و پسرداییپه
خدا قوت بهت میگم
خونه داییم الان که پسرش ۱۱ سالشه دیگه وسایلاشون تقریبا سالمه.
قبل این امکان نداشت چیز ناقص بد چشت نخوره. مبلشون تاج نداشت میزش پایه نداشت و...
اوف خیلی مهمون دوست داره ما هم همه ی زندگیمون مهمون داریم
بخدا مسیولیت من تو زندگی خیلیه
پسر من مامانمم بیاد دنبال من میاد تو اتاق
تا حالا یه بار دستشو با چاقو بریده بخیه خورده
یه بارم با لبه ی سطل سبزی خردکن
بعد همه توقع دارن من بی نقص باشم
دوستم دو روز پیش اومده بود خونمون یه ساعت نتونس بشینه.
آخرم رفتنی تو حیاط رو سرامیگ دراز کشید خودشو خاک مالی کرد رفت
دقیقا یاد بده بهش گوشی خودت گوشی باباش یا گوشی بقیه رو اصلا نه دست بزنه نه جواب بده
با بازی یا جدی بهش بگید
باز با داغون شدن وسیله ادم کنار میاد ولی اینجوری دردسر میشه برات
اون روز دوباره همسایه پایینی زنگ زد از صبح دیگر کار مهمون هام بودم
مهمون هام هنوز نرسیده بودند
زنگ زده که چقدر بدو بدو میکنین
منم گفتم همینه که هست کاریش نمیتونم بکنم
منم تنهایی دارم بزرگش میکنم با پدرش زندگی نمی کنیم
حق داری میدونم ولی خب چه میشه کرد به نظرم الان هم که بارداری یه مدت بی خیال وسایل خونه و تمیزی خونه بشو
مسئولیت مادرا همیشه از پدرا بیشتر بعد پدرا ۶ متر زبون دارن
والا تا یه چی ام میگی میگن اجر داری پیش خدا
باباش میاد میبرتش میگه احساس میکنم کوه جابه جا کردم
من همه خریدا با منه
بیشتر کار های خونه با منه
توقع داره درس بخونم
هفته ای چند تا کتاب بخونم
سر کار هم باشم
بچه رو همه کلاسی ببرم
بخدا مهمون هم که نگم
کارتون دوست نداره بریزی رو فلش بزنی به تلویزیون ببینه
هیچ خانمی با بچه زیر ۷ سال نمیتونه بی نقص باشه هرکیم این توقع داره باید خودشو به دکتر نشون بده
الان می‌خوایم خونه عوض کنیم من باید دنبال خونه باشم
من باید خونه بفروشم
اتفاقا همه به من میگن بی‌خیالی
منم گوشیمو عوض کردم بعد به فروشنده گفتم بگو تو گوشیای جدید بازی نمیشه دانلود کرد کلا گوشی برای بچه ها خوب نیست به غیر از ابرو بری
دقیقا بیا همو بغل کنیم
منم خودم زمین خریدم
خودم بچه دکتر میبرم
خودم خرید میکنم
خودم پسرمو کلاس میبرم
مامانم میاد منو دعوا می‌کنه میگه تو نباید یه وسیله سالم تو خونت باشه ؟؟؟
بعد وقتی کم میارم یکم از کار هام رو زمین می‌زارم مامانم بیشتر دعوام می‌کنه
بیخود کرد تو ساختمون زندگی کردن بچه زیر ۵ سال نباید گیر بدن چون هرچی هم بگی گوش نمیدن دوسدارن بازی کنن
پا میشه میاد کار های خونه رو می‌کنه
خدایی من همسرم از سر کار میاد کمک میده
بچه نگه می‌دارد
تو تمیزی و... سختگیری نداره
ولی در کل توقعش از من زیاده
من حرص میخورم مامانم میگه ولش کن بدرک 😁
من تمام کارای شخصیمو میزارم اخر شب که بخوابه
طول روز نمیزاره میاد قاطی میکنه همه چیو
مقصر خودتی عزیزم
لطف مکرر حق مسلم شود
چرا مادرتون حکایت زن علیه زنه؟
مثلا ایشون که همجنستونه بیشتر باید درک کنه
شوهرتون هم همینطور ، ایشون باید بین توقعاتشون و بچه یکی رو قبلا انتخاب میکردن
توقع داره من یک مادر نمونه
همسر خوش اخلاق و همیشه مرتب باشم
با سواد عالی باشم
تو اجتماع باشم
خودش کامله ؟
چرا تو قبول میکنی به شوهرت بگو پس تو چیکاره ای همرو انداختی رو دوش من
بخدا همسرم خودش رفته کارگر پیدا کرده بهش زنگ می‌زنه میگه بیاد خونه تمیز کنه
دومی بیاد میخواد چه کار کنه
درکت میکنم خواهر سخته واقعا
به ویژه شما که هم شاغلی هم دانشجو هم مادر هم همسر هم خونه دار
توقع تو چیه ازش تو هم پر توقع باش
خوب کردی
بعد مامان من هی میزنه تو سر من که تو حتما آنقدر نمی‌رسی که اون بدش میاد از خونه زندگیت میخواد یکی دیگه تمیز کنه
شوهرتون مرد نمونه‌ست ؟
پدر نمونه‌ست؟
پولداره ؟
خونه و ماشین به نامت زده؟
طلا بارون شدی ؟
سفر خارجی برده؟
مکه و سوریه برده ؟
این چه حرفیه کار خونه وظیفه ی زن خونه نیست
یه کم مادرتو توجیه کن
ببین میخواست بچه نخواد ،خونه بچه دار تا ۱۰ سال آشغالدونیه مثل خونه خودم
خودش خیلی کار می‌کنه
اگه من حقوق دارم میگه به من ربطی نداره
بری سر کار واسه خودته
میگه اگه بری سر کار حال روحیت بهتره
احساس مفید بودن می‌کنی
باید همیشه از پس خودت بر بیای
من پسرم اصلا گوشی نمیخواد 3 سالش بود رفتیم مسافرت بچه خواهرشوهرم یه سال بزرگتر ازش گوشی مامانشو میگرفت اینم یاد گرفت از اون به بعد من بیچاره شدم الان از من کنده به باباش گیر میده گوشی میگیره
ببین میخواست بچه نخواد ،خونه بچه دار تا ۱۰ سال آشغالدونیه مثل خونه خودم
حالا چرا سوریه؟😁
سوریه جنگه
زیارت حرم حصرت زینب 😁
چه ربطی داره اخه بگو داره کمک میاره برای من این همه کار ریخته سرم
ناراحت نشیا ولی من جای تو بودم به مامانم میگفتم یروز جای من زندگی کن ببینم میتونی
اوکی😆
ولش کن بگو بیاد تمیز کنه مگه ادم چقدر میتونه چقدر کشش داره یه گوشتو در یکی رو دروازه کنه
بخدا خونه من اشغال دونی نیست
من همسرم توقع داره من از نظر کاری و تحصیلی رو پای خودم باشم

توقع داره من رانندگی کنم
اگه نبود همه کاری بکنم

مامانم غر میزنع که چرا بچه رو بزاری مهد
چرا کار هاتو خودت نکنی
چرا مثلا تنبلی می‌کنی
یعنی از دو طرف توقع دارن من خیلی عالی باشم
اره واقعا مخصوصا با پسر بچه ها
مقصری گلم ، چند تا شغل برای خودت تعریف کردی .
بچه داری
خونه داری
تحصیل
شغلی که داری
به کدومش برسی
تازه دومی هم تو راهه
از بس کمال گراییم
اینجوری از پا میفتی عزیزم
حالا با بچه ی کوچک کسی توقع تمیزی نداره اصلا به بقیه چه ربطی داره
عزیزم مادرت باید بدونه شما یه خانم شاغلی وقتت همش برای خودت نیست علنا یه نصف روز نیستی
من میگم نیاد همسرم به زور زنگ میزنه بهش کار هاشو هم بهش میگه
اون بنده خدا یهو میبینم آمده
به مامانت بگو نمیخوام وقتی ۴۰ سالم شد حسرت چیزایی که میتونستم و انجام بدم بمونه رو دلم میخوام شاهانه زندگی کنم سختی داره ولی به اینکه رو دلم نمونه می ارزه
بهتر بگو بیاد
میگه نمی‌رسی من میکنم
بعد خودش از پا و کمر داغونه
دلم نمیاد بهش فشار بیارم
وقتی مامانم میاد باید خودم رو پاره کنم تا هیچ کاری نباشه اونم میاد ازیت نشه
تو جوری که خودت و شوهرت دوسدارید زندگی کن یه مدت برای منم اینجوری بودن یکاری کردم دیگه جرات ندارن نظر بدن
اوف فاطمه من مامانم خیلی منو کم میبینه
اینجوری بدتر اعصاب ادم خورد میشه تا کمک کنن
یکبار با همسرم دعوام شده بود زنگ زده بود میگفت این جوری پیش بری از زندگی خیر نمی‌بینی ها
مامانم ها
بگو دختر عروس کردی کاراشو بکنیدچه فایده دیگه من که جز زایمانم نگذاشتم برام غذا بزاره
میگم من خودم از پس خودم برمیام
بعدم دند شوهرت نرم پول داده کارگر گرفته دیگه کارکردن مامانت برای چیه
حس میکنم مامانتم مث مامان من میخواد تو کمکاری نکنی که شوهرت دلگیر نشه
ببخشید ها من از نظر جسمی بدن خیلی گرمی دارم
یعنی کلا کسی کنارم بشینه یا دست بهم بزنه بهم میگن ‌چقدر بدنت گرمه
یچیز میگم اویز گوشت کن مادر هرچقدر هم دخترش و دوس داشته باشه ولی زندگی دخترشو بهتر از خودش ببینه مثلا چیزایی که خودش خواسته بهش نرسیده ولی دخترش رسیده بهش حسودی میکنه از حسودی و لج که این رفتارو میکنه چون خودم دیدم دارم میگم همه مادرا هم همینن بعضیا سیاست دارن نشون نمیدن بعضیا نشون میدن
بعد من مامانم آمده بهم میگه همسرت بدش نمیاد تو گرمی ؟
تو رابطه بدش نمیاد از گرمای تو ؟؟؟؟
پیشت می‌خوابه ازیت نیست ؟؟؟
دلم میخواست خودم رو بزنم
چرا باید بدش بیادد
بگو مادر من باید از حقم دفاع کنم اینجوری که تو میکنی بدتر میشه که
الانم مامانت تورو کم نمیبینه مامانت میبینه همه اینکارارو میکنی زندگیتم خوبه حسودیش میشه تو جوونی شاید ۱ درصد ایناهم داشته نداشته من نمیدونم ولی دوسنداره تو داشته باشی بخاطر اون میخواد از پا بندازدت
از من میشنوی اهمیت نده یجوری هم رفتار کن که حق نظر دادن نداشته باشن به شوهرت هم بگو هی زنگ نزنه
خسته شدم از همه دلم میخواد یه مدت همه چی ول کنم برم سفر
ببین بانو اینجوری نیست
مادر تو حس میکنم تو زندگی خودش مدام احساس کرده که کم هست
کافی نیست
ازش توقع داشتن
حالا میخواد توام همین باشی
این کلاسای کوفتی مجازی تموم شد برو یه استراحت کن پسرتم ببر تو طبیعت تا دلش میخواد اب بازی و خاک بازی کنه
من مامانم تو زندگی فقط کار خونه می‌کرده
اونم خدایی بابام خیلی حواشو. داشته
دارم خونه ام رو عوض میکنم یکم راحت تر بشم
بخوای به حرف بقیه باشی خودتو اذیت میکنی
بخدا خیلی جرات داری با این اوضاع ادامه تحصیلم میدی من که حس میکنم چیزی تو حافظه ام نمی مونه
دقیقا چیزایی که خودش نداشته ولی تو داری و تو اینده هم بیشتر میشه مادرت با این کارها میخواد یکاری کنه که نداشته باشی و مثل خودش باشی
من همه این زجرهارو کشیدم اخرشم خودم جلوی همشون وایسادم گفتم به هیچ کس ربطی نداره من چی میکنم چی نمیکنم دخالت نکنید قرار نیس شما نداشتید منم نداشته باشم ناراحت شدن ولی درست شد الان حدشونو میدونن
چقدر ما مادرا مظلومیم
ان شالله درست میشه همه چی
ماهم آپارتمانیم پسرم خیلی اذیت میکنه با وجود تمام خستگی ها هر عصر میبرم پارک که شب خسته بشه بخوابه من به کارای شخصیم برسم
بچه ها بزرگ میشن
اگه شرایطشو داری با دوستات یه مسافرت مجردی برو
من نمی دونم حکمت خدا از اینکه ما رو دلسوز آفرید چی بود ؟
خب الان میبینه تو ماشالله درس میخونی خونه زندگیت سرجاشه کار میکنی مستقلی شوهرت هواتو داره با خودش میگه منم میتونستم ولی نکردم چرا نذاشتن هرچی
سعی کن جلوی این رفتار مادرتو بگیری
من نمیخوام دخالت کنم ولی دوسندارم کسی مثل من سختی رو بکشه بعد بفهمه چیشده
مامانم می‌ره طلاق شوهرم رو میگیره ازم
مادر شوهریه برای خودش🤣
بخدا بابام مرد نمونه است
وضع مالیش عالی
بابام حتی الان از خودش چیزی نداره
خونه به نام مامانمه
واسه مامانم جون میده
ن مامانم همیشه میگفت اگه بابات حرف من و گوش میداد مثل شوهرت که حرفتو گوش میده من همه چی داشتم هی گفت گفت تا منم گفتم مامان زندگی من باتو فرق داره منم سختیای خودم و دارم پس اینجوری باعث خرابی زندگیم نشو پشتم نیستی جلومم نباش
بخدا الان بازنشسته هست بابام تا ظرف هم خودش می‌شوره
ان شالله خدا براتون حفظشون کنه
مامانم فقط همیشه خیلی بی اعتماد به نفس بوده
همیشه فکر می‌کنه اگه کسی مارو دوست داره در حقمون لطف می‌کنه
ما باید جبران کنیم که طرف از لطفش پشیمون نشه
خدا برات نگهش داره عزیزم سایشون بالاسرت تا ابد
این اشتباه
خب همون خواهر از عدم اعتماد به نفسه که اینجوری بهت میگه
پس ولش کن هر جا میبینی اذیت میشه بگو مامان کمکی میاد
تو این زمونه باید با هرکی مثل خودش رفتار کرد
دقیقا به شوهرت هم بگو به مامانت زنگ نزنه بیاد همون کمکی بیاد اگه مامانتم گفت چرا به من نگفتی بگو اینجوری راحت ترم
من خدایی شوهرم خیلی مرده
میگه اگه من یه موقع نبودم
یه موقع سر کار بودم هر مشکلی پیش آمد تو باید خودت. بتونی بدون نیاز به کسی مشکلت رو حل کنی
ببین من طبقه ی بالای بابام میشینم ولی تا خودم بتونم کمک ازشون نمیخوام که بدونن من آدم وابسته ای نیستم توام شوهرت کمکی گرفته همونو بگو کاراتو انجام بده
من همسرم تو بچگی خیلی خیلی سختی کشیده
تنش سلامت عزیزم
شوهر منم همیشه میگه
میگه خودت باید از پس خودت بر بیای محتاج کسی نشی
هیچ وقت به مامانم نمیگه همیشه کمکی میگیره

مامانم غر میزنع که من بی ارزه ام کمکی میاد خونم
هر چیزی حدی داره
رانندگی برای خانم ضروری هست
ولی بقیه چیزا با کمک هم با مشورت
بگو مامان اینجوری یه نونی هم اون بینوا میبره برای بچه هاش و خانوادش
بگو بهتر ازینه به سن تو بشم از درد پا و کمر اذیت شم
بخدا همسرمم همین رو میگه
میگه پول مفت آدم رو تن‌ پرور می‌کنه
میگه این بنده خدا به پول نیاز داره
تو به کمک
میگه هم ازت نفسش حفظ میشه هم مشکلش حل میشه
هم پول مفت ندادی
😅😅😅😅خب با شوهرت دوتایی برید بدون بچه اگه میتونی دو سه روز بسپریش به کسی
ببین منم واقعا خسته شده بودم یه روز با دوستام برنامه چیدم که فقط بدون شوهر و بچه باشم بهشونم گفتم زنگم نزنید سوال داشتید پیام بدید یعنی روحیه ام 180 درجه عوض شد شوهرم وقتی دید چقد شادتر شدم همیشه میگه بازم با دوستات برنامه بذار
وقتی شوهرت میخواد کمک کنه تو چرا خودتو اذیت کنی
بگو مادر من دلم برای بدن خودم میسوزه سنم بره بالا بابت اینکه کمکی نگرفتم مدال افتخار که بهم نمیدن
نمیدونم چرا مامانا انقد عجیبن من فکر میکردم مامان من فقط اینجوریه 🫤🫤🫤
من همیشه سبزی اینا میگرفتم خودم پاک میکردم سرخ میکردم بعد یه هفته مریض میشدم هیچ کاری نمیتونستم بکنم تا یبار رفتم اماده خریدم شوهرم و مادرش گفتن خودت درست میکردی قشنگ بود گفتم نمیخوام دوباره مریض میشم اینجوری یه نونی هم به اون بینوا رسید اونهمه زحمت کشیدن حداقل بی جواب نمونه بعد اون دیگه شوهرم میگه نمیخواد هرکدوم سخته بگو بیرون بگیریم
وقتی به یکی خیر بدی ده برابرش برای خودت میاد
دقیقا
همه همینن فکر میکنن خیر بچه رو میخوان ولی شر میشه براشون
عزیزم تو تنها نیستی
منم درحال فروپاشی هم
تازه من یه عادت گند دارم هی میریزم تو خودم اصلا اهل سروصدا و داد زدن رو بچه نیستم
شوهرمم از صبح میره شب موقع خواب میاد
هیچ کمکی هم ندارم
یه روزایی از شدت فشاری که رومه خون دماغ میشم
یه روز تپش قلب یه روز پلکم میپرسه و..........نگم اصن
مامان من رماتیسم داره کمر درد و زانو درد هم داره من هر سه روز جارو میزنم
خیاطی میکنم مغازه هم دارم بچه هم دارم میگه جای اینا بمون خونه رو تمیز کن کثیف نباشه چیه اینکارا اخه
گفتم من ایندم مهمه همینکه رو پای خودمم به کسی نمیگم چی میخوام مهم
میگه یکی میاد ابروت میره منم گفتم اینهمه تو تمیز کردی اومدن دیدن تمیز بهت طلا دادن که به من گیر میدی
اینارو ول کنید
من بیکار بودم امروز کار تراشیدم برای خودم بیاید کمک بالشامو درست کنید🤣🤣🤣🤣🤣
ببرم بدم درستشون کنن
شما مشکلت بچه ات نیست، مامانته😅
من الان که باردارم هی میشینم فکر میکنم دیگه بعد از زایمان اصلا مال خودم نیستم دارم افسردگی قبل از زایمان میگیرم 😅
اره هی گیر میداد چند ماه خوب شدن دیگه جرات ندارن حتی نظر بدن
😂😂😂وااااای منم کمد دیواری رو ریختم بیرون
شوهرم میگه یروز هم کاری نیس انجام بدی سفارش مشتری نداری خودت کار بتراش🤣🤣🤣🤣
منم تازه کرمم خوابیده
چند وقت پیش کمد دیواری عمیق رو ریختم بیرون گفتن باید قفسه بزنیم
نجاری و ... فرداش هم مهمون آمد
یه سری پیش داداشم گفت چیه هی کار میکنی فلان گفتم بخاطر اینکه به ارزوهام برسم بعد جند دقیقه گفت دختر همسایه خونه خریده ۳۰۰ متر ماشینم خریدن و فلان منم لجم گرفت حالا فهمیدی چرا کار میکنم بخاطر اینکه یکی دیگه رو نکوبی تر سرمون که اونا تونستن و شما نتونستید از اون بعد نه به من نه به داداشم ایناهم گیر نمیده
همیشه یکاری میخوای بکنی یکی میاد 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
میگما من امروز اولین ویزیت دکترمه
به نظرتون سونو داخلی می‌کنه ؟
بسلامتی عزیزم
من از سونو داخلی متنفرم
اره واژینال انجام میده که ببینه قلب هست یا نه
دفعه بعدی بری صداشم میزنه برات
آخه زود نیست ؟
منم دوسندارم ولی مطمعن تره برای دیدن قلب کوچولو
نه دیگه من هفت هفته بودم گفت قلبش هست ۸ هفته رفتم بخاطر ازمایشا صداش و برام زده بود بعدش ۱۲ هفته رفتم
پسر من تمام وسایل و قابلمه هارو میاره وسط الان ک دارم تایپ میکنم میز جلوم پر ممکنه و قابلمه و...کل خونه هم هر چی جمع میکنم جمع نمیشه از اونطرفم می‌ریزه ولی هر روز هر چی بتونم جمع میکنم غذام میپزم بعدشم دوش میگیریم میریم بیرون
قبل بچه اصلا خونه م کثیف نمیشد همیشه مرتب بود اما الان ...هر چی بیشتر جمع کنی بیشتر حرص میخوری
پر نمک*
دیوونه زنجیره ای شدم از دستش
بخدا دیگه دلم میخاد بمیرم واقعا توان و کشش این حجم شیطنت و اذیت ندارم
چی بگم والا امروز خیلی یهویی جوش آوردم دیگه
وای 😅🤣
الان پیش خودش گفته مامانش یادش داده
نه دیگه کل کادر مدرسه شناختنش چون به همه میگه بیاین
فقط مدیر
من با دو تا رد دادم 😂😂😂
امروز فرداس بزنم ب خیابون
اغلب شلوغ کردن بچه ها چیز طبیعیه اینکه ماها حوصله و اعصاب نداریم مشکل از روان و جسم خودمونه متاسفانه....هم تغذیه سالم و اندازه بودن بعضی ویتامینا تاثیر داره و هم خیلی چیزای دیگه مثل آرامش روان که متاسفانه امروزه هیچ کدوم رو نداریم ... بچه های بیچاره
فقط مدیر مرد هستش
دختر منم همینجوری بود توی این سن ، هرچند الان هم همینطوره اما فرقش اینه بخشیش رو جمع میکنه و تهدید کردم سمت آشپزخونه و اتاق خوابمون نیاد .
توی سن کوچولوی شما فقط دوست دارن سرگرم بشن ، من ۲ سال و نیم گذاشتمش مهد نصف روز آرامش داشتم و به کارها میرسیدم. چون همسرم کمک نمیکنه خیلی گفتم بفرستش مهد دیگه قبول کرد.
الان هم که تعطیله خونه‌م همیشه بازار شامه
قدیما مادرها زحمتی نداشتن به خدا ، بچه به راه میفتاد میفرستادن حیاط و کوچه ، فقط سر نهار و شام بچه رو میدیدن ، به قول یکی از اقوام میگفت یاد ندارم مادرم گفته باشه پاشو برو سرجات بخواب ، همیشه کنار سفره بیهوش میشدیم .
خیلی توی فکر روح و روان ، تروما ، تغذیه ، ویتامین و مکمل و این چیزای بچه نبودن ، کافی بود یه غذایی بار کنن .
همیشه هم بزرگتره کوچیکتره رو بزرگ میکرد ، بعد میان به ما میگن وای چرا با یکی دو تا خسته اید ؟
آخه مادر من مگه شما ۲۴ ساعته بچه آویزونتون بوده ؟ اصلا توی چارچوب خونه نبودیم ، شب به شب یه گشنه و خسته گوشه خونه بیهوش بودیم.
کل انرژیمون بیرون تخلیه میشد
وای خیلی بانمک بود
ریسه رفتم😂😂😂
😂😂😂😂😂😂😂😂😂
😂😂😂😂😂😂😂😂
😂😂😂😂😂😂😂😂
وای اینو چطوری تا الان نخوردی
مامان بانو
با بچه وقت میگذرونی ؟
یا همیشه تنهایی بازی میکنه ؟
صدات میکنه دیر جوابش میدی یا زود ؟
بعد مشغول کار خودت میشی( زیاد رفتن تو گوشی. تلفنی حرف زدن یا هرکار شخصی خودت ) و هواست بهش نباشه ?
ببین عزیزم هرکسی که میگه با بچش دعوا نمیکنه و خشونت نشون نمیده ک فلان و بیسان میشه بلانسبت غلط اضافه میکنه.....بچه باید بدونه یه سری محدودیت هایی داره ک نباید اون کار هارو بکنه
ما خیلی از وقتتون رو با همیم همیشه سعی میکنم حتی روز هایی که خیلی شلوغم
یه مقدار مفید با پسرم باشم
معمولا عاشق اشپزیه
با هم نون و شیرینی می‌پزیم
ولی کل روز رو وقت ندارم واقعا
من پسرم ۴ سالشه و فقط از خودم حساب میبره هم خیلی بد دعواش میکنم هم ی موقع هایی میدونه که کتک میخوره....ن کتک خوردن واقعی یا خیلی بد ولی خب اندازه ای ک بترسه بااااازم کاراشو میکنه ها خرابکاری داره ولی ن ب اندازه قبل میدونه سمت ی کارایی نباید بره
هم با من بیشتر از باباش رفیقه هم حسابشو میبره....هم محبتم سرجاشه هم بازی کردنمون هم کنارش باید حساب ببره....توام میتونی از قهر کردن باهاش یه موقعیت بسازی....قهر کن باهاش و واقعا تا چند دقیقه باهاش صحبت نکن و تحویلش نگیر چندتاکار امتحان کن تا یکیش جواب بده
منم متاسفانه بعضا دعواش کردم
کتک منم گاهی ولی نه اینکه آسیب ببینه یا واقعا بد زده باشم
ولی همونم بعدش خودم و قوس میدم
امروز باهاش حرف نزدم خیلی گریه کرد
سعی کن یکبار این اتفاق بیوفته اونم وقتی واقعا کارش بده...اگرنه براش عادی میشه
یبار سر ظهر کارت و برداشته بود رفته بود مغازه برا خودش بستنی خریده بود اومد خونه خورد من بعدش فهمیدم....و چنان باهاش برخورد کردم ک باباشم میخاد کارت منو برداره سریع میاد بهم میگه و پاشو تو کوچه نمیزاره بدون اجازه من
من اگه پسرم همچین کاری کنه شهیدش میکنم
😅😅😅
دلم گرفته الان
عزیزم زنده باشی
چقدر شبیه مامان منی🥰
مادر من‌هم معلم بود الان بازنشسته شده، ۲ تا خونه عوض کرد وسایل رو چید بابام اومد داخل خونه گفت چه قشنگه😁 پدر من بخاطر کارش ۶ماه خارج بود یک ماه ایران، مسئولیت کل زندگی با مادرم بود. مدرسه من و خواهرم، مدرسه خودش، خرید و کارهای خونه، مهمون داری، بچه داری و ......
مادر من هم مثل شما هم درس میخوند هم کار‌ میکرد، پدرم‌ هم‌ مثل همسر شما به مادرم میگفت حقوقت واس خودته، بیرون بری و کار کنی واس خودت بهتره یعنی هرچی شما مینویسی انگار‌ پدر و مادر خودم رو میبینم🤭 واقعا خدا قوت
شما باید از اول درب کابینت هارو بست میزدید
همه مواردی که میگید چون وسایل در دسترس هستند، پسر منم خیلی شیطونه ولی چون کابینت ها بسته هست اینجور مسائل کمتر پیش میاد
اسپری گاز پاک کن نباید در دسترس باشه اصلا اگر باز میکرد میخورد چی؟
باید کابینت شوینده ها قفل باشه
عزیزم شما هنوز بچه ات کوچیکه
یه بنده خدایی به من میگقت کسی رو قضاوت کنی دقیقا برات پیش میاد
من کلا شوینده ها رو یا بالای یخچال یا داخل کمد توی بالکن نگهداری میکنم چون من به شدت مادر حساسی هستم
من قضاوت نکردم راهکار پیشنهاد دادم که بست بزنید و جایی که شوینده میگذارید به هیچ وجه در دسترس نباشه
خب بریزه شما هی جمع نکنید
فقط وقتی مهمون دارید بگید از قبل اطلاع بدن تمیز کنید
یه مشاور تو اینستاگرام خیلی صریح میگفتن
خونه تمیز بچه روانی تحویل میده
سر تمیز موندن خونه میخوای دعواش کنی اخه؟

بزار بریز بپاش کنه
آخرشب جمع کن
عزیزم وقتی وسعت میرسه حتما حتما حداقل هفته ای یه بار کمکی بگیر. برا کارای خونه هم آشپزی برا پر کردن فریزت که برا طول هفته راحت باشی
اینجوری با حوصله بیشتر به پسرت میرسی خودتم بدنت اوکی میشه.
مامانا معمولا با فکر خودشون جلو میرن. قطعا اونطور که باید نمیتونه درکت کنه . سعی کن با دل خوش قانع اش کنی. اگرم چیزیم گفت اشکال نداره
من دارم فردا میرم روان پزشک برام آرام بخش بنویسه 😅
منم ببر
خواهر
من چند بار رفتم پیش مشاور کودک
تخته ی احساسات درست کردم با پسرم هزار تا کار کردم
از نظر پرخاشگری خیلی خیلی تاثیر گذار بود
ولی از شیطنت کمکی نکرد

هر کس هم پسرمو میبینه میگه آفرین اینا از هوشش هست
خواهر آرام بخش برا خودم بنویسه دیوونه شدم 🤦
بچه که بچه است نمیدونه
می‌دونم والا فهمیدم
🤣🤣🤣🤣
آره مبل ۲۰۰تومنی رو با تیغ بریده البته از این کاترای بچگونه خیلی ریز هست کلا ۱سانتم نبوده ولی دوجاشو زده
عزیزم ما دیگه به مرز جنون رسیدیم موزر ۷تومنی رو دیروز موچین کرده زیرش شکونده
کرم ویتامین سی کپسولی ۵تومنیمو امروز کلا برداشته هم زده خراب کرده بازم بگم😂
عریزم فک کنم مادر بچه کوچک بودن همینه منی ک دارم سه تا بچه رو دست تنها بزرگ میکنم (شوهرم ۸صب تا۱۰ شب سرکاره)میفهمم واقعا بده حتی ببخشید تا دستشووییم نمیتونم برم 🥲
این روزام میگذرن ولی پیر میکنن ادمو
👍👍
شما که بارداری حتما سخت تره
سر شوهرم خالی میکنم

باید اعصابم آروم بشه یه طوری بالاخره😂🤷🏻‍♀️
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه