Ooma
پرسش (1405/01/28):

تجربه زایمان طبیعی تو بیمارستان دولتی

سلام خانومای عزیز
اول از همه سال نو رو بهتون تبریک میگم،امیدوارم امسال سال خوبی برای همه باشه🌸

دوما بعد ی ماه داستان و حاشیه و دردسرهای نوزاد و زایمان امروز بلخره وقت نوشتن پیدا کردم ک براتون از تجربیات زایمان و بعدش بگم،اگه سوالی چیزی داشتین هم بپرسین تا جایی ک بدونم کمک میکنم☺️


خب از اول شروع میکنم برا اونایی ک نمیدونستن؛تاریخ زایمان من طبق ان تی برا بین 1 تا 3 فروردین بود و چون اون تاریخ تعطیلات نوروز بود من دلم میخاست ی هفته قبلش زایمان کنم ک ب تعطیلات و در ب دری نوروز نخورم،هم بخاطر نبود دکتر و پرستار متخصص هم بخاطر کم توجهی های بیمارستان و خدمه تو شبای عید

دکتری ک تحت نظرشون بودم بهم گفته بود اگه قبل 25 ام زایمان کنی من هستم و بعدش میرم مسافرت و تا 14 فروردین نیستم،چون میخاستم دکتر خصوصی داشته باشم و خودشون بیان بالا سرم برا زایمان و بخیه تمام تلاشم این بود ک همون 24،25ام فارق شم
37 هفته بودم ک دکتر برام شیاف گل مغربی تجویز کرد ب همراه پیاده روی زیاد و ورزش های مخصوص زایمان و من همشو مرتب انجام می‌دادم ب امید زایمان تو هفته 38
تو همون هفته دکتر بهم گفت بهتره معاینه تحریکی هم انجام بدیم و دو بار تو سه روز انجام دادیم ک بسیار دردناک آزاردهنده بود و تاثیری هم تو باز شدن دهانه رحمم نداشت فقط دل‌درد و کمردرد و لکه بینی پیدا کردم
تو آخرین معاینه بعد پیاده روی ها و استفاده روزانه 4 تا شیاف گل مغربی همچنان دهانه رحمم تغییری نداشت و دکترم گفت زایمانم میفته برا همون هفته اول فروردین و راهی نیست ک اینور سال زایمان کنی مگر اینکه بخای سزارین بشی ،اشتباه خیلی بزرگم اینجا بود ک من اصرار شدید داشتم ب زایمان طبیعی 🤦🏻‍♀️
هیچ پیش زمینه ای از میزان درد یا نحوه زایمان نداشتم،میدونستم سخت و دردناکه ولی تصورم حتی نزدیک ب چیزی ک تجربه کردم نبود

خلاصه بعد شوک و ناراحتی از اینک زایمان ب تعویق افتاده و و گله مندی های زیاد بعد چند روز با خودم کنار اومدم ک قِسمت همین بوده و باید بپذیرمش
همون شبی ک پذیرفتم و سعی کردم بابتش ناراحت نباشم ساعت 10 شب کیسه آبم پاره شد😂
منو میگی از خوشحالی و ذوق داشتم بال در میاوردم
هم قبل 25 ام بود و دکترم بود(24ام کیسه آبم پاره شد)هم ب تعطیلات نوروز نخورده بود
خیلی خوش خوشان و خوشحال راه افتادم سمت بیمارستان،از خونمون تا بیمارستان 5 دیقه راه بود تو این تایم هرچقد با دکترم تماس میگرفتم لطف میکردن و جواب نمیدادن🤦🏻‍♀رفتم بیمارستان خودمو معاینه کردن از بچمم نوار قلب گرفتن و گفتن لباس بپوش آماده شو برا زایمان 2 فینگری.

از بس شماره دکتر رو پشت سر هم.گرفتم بلخره زحمت کشید و پیامک داد ک کارتون رو بفرمائید؛ بهش گفتم بیا من بستری شدم برا زایمان گف من اومدم بیرون شهر و نیستم تا فردا بعدظهر هم نمیام🤦🏻‍♀🤦🏻‍♀
اونجا دنیا رو سرم خراب شد
چون من ب هوای دکتر خصوصی نه ماما همراه گرفته بودم ن حتی بیمارستان خصوصی رفته بودم(شهرستانمون کوچیکه و داخلش بیمارستان خصوصی نداره ،اگ بخای بری بیمارستان خصوصی باید بری خود مرکز استان ک ی ساعت و نیم با ما فاصله داشت) همونجا بود ک استرس گرفتم و فهمیدم امشب قراره دهنم سرویس شه😂


خلاصه ک ساعت 10 و نیم بستری شدم ب خانواده ها خبر دادیم و من آماده شدم رفتم رو تخت اومدن بهم آمپول فشار زدن بعد نیم ساعت دردام شروع شد
اوایل دردای معمولی بود ک ب مرور هی بیشتر میشد
نگم براتون از اخلاق بد پرستار و بیمارستان تو شیفت شب🤦🏻‍♀
تنها منو گذاشتن تو اتاق و رفتن دیگه نیومدن تا یکی دو ساعت بعد ک دردام شدید شده بود و خودم هی صداشون میزدم
هر دفعه هم هرکی میومد دستشو فرو می‌کرد معاینه میشدم(چیزی ک ازش فوبیا داشتم) و دهانه رحمم هیچ فرقی نکرده بود
هی دردام شدید و شدید تر شد و جیغام شروع شد🤦🏻‍♀
تو تمام این تایم هم فقط همون ابتدا ک.وارد بخش زایشگاه شده بودم دکتر شیفت منو معاینه کرد دیگ نیومد رو سرم تاااااا ساعتت 5،6 صبح ک دیگه دردام ب حد فجیعی رسیده بود و رسما داشتم زجه و جیغ میزدم
اونم اومد ک دعوا کنه😂
با لحن بد و عصبی بهم گفت چرا جیغ میکشی خانوم؟مگه جیغ بکشی زودتر زایمان میکنی؟
گفتم ببخشید دارم زایمان میکنم دیگه😐نیومدم استراحت که
دوباره رفت و کلا نیومد
تو طول شب تا صب ک دردای وحشتناک داشتم و جیغ میزدم فقط یکی دوبار پرستار اومد معاینه کرد و میرفتن در اتاق رو هم پشت سرشون میبستن ک صدام کم شه😂
از ساعت 10 و نیم شب ک بهم آمپول فشار زده بودن تا 8 صبح دردای خیلی وحشتناکی داشتم ولی دهانه رحمم کلا 1 سانت تغییر کرده بود و از 2 سانت رسیده بود ب 3 سانت🤦🏻‍♀
بلخره صبح شد و شیفت لعنتی عوض شد ک خداروشکر دکتر و پرستارای شیفت صبح خیلی بهتر بودن
دکتر ک دید از دیشب دهانه رحمم تغییر نکرده و دردای شدید دارم ی آمپول بهم زد ک دردام برای یه ساعتی کمتر و قابل تحمل شد ولی مجدد بعد یه ساعت اوج خیلی زیادی گرفت و واقعا غیر قابل تحمل شد

(کسی بمن نگفته بود ک درد زایمان طبیعی در این حده و ممکنه خیلی طولانی بشه من خیلی خیلییی اذیت شدم،اصلا هم آماده نبودم از سرشب چیزی نخورده بودم تو بیمارستان هم 14 ساعت درد کشیدم با شکم خالی،بی جون و بی حال شده بودم اواخر زایمان دیگ نا نداشتم زور بزنم)

سرتون رو درد نیارم ک با دردا مردم و زنده شدم دهانه رحمم خیلییییییی دیر باز می‌شد و من 14 ساعت بکوب درد کشیدم هرچقدر التماس میکردم ک بهم بی حسی بزنن میگفتن نمیشه ،زجه میزدم منو ببرن سزارین بازم قبول نمیکردن و روند زایمان خیلی دردناک و آروم پیش می‌رفت تهشم چون جون نداشتم زور بزنم بچم تو کانال زایمان گیر کرده بود دکتر با دوتا آرنجاش با همه قدرتش شکمم رو فشار میداد و دو نفری از پایین دست انداخته بودن ک بچه رو در بیارن،موقع بیرون کشیدن هم کتفش آسیب دیده بود و تا یه هفته نمیتونست دستشو بالا بیاره بچم🥺
بعد زایمان هم اومدن رحمم رو ماساژ دادن ک همه چی تخلیه شه و اونم خیلی دردناک بود،بخیه هم زیاد خوردم ک قسمت داخلی بی حس بود ولی قسمت بیرون کامل حس داشت و متوجه میشدم اما در مقابل درد فجیع زایمان هیچی نبود😂
بلخره ساعت 1 ظهر با بدبختی زایمان کردم و بلافاصله بعدش بیهوش شدم تا یه ساعت بعد ک دخترمو آوردن بهش شیر دادم 🥹

2 روز بعد زایمان هم دخترم زردی گرفت🤦🏻‍♀️
عدد آزمایشش 18،5 بود و برای 2 روز بستری شد روز آخر عددش 8،5 بود مرخصش کردن گفتن بعد دو روز مجدد بیارین آزمایش ک بالا نرفته باشه
بعد 2 روز بردیم عددش شده بود 10،5 و گفتن بهتره دستگاه بیارین خونه زیر نور بزارین ک یه شب هم زیر دستگاه گذاشتیم و رسید ب 9 و دکتر گفت دیگه نیاز نیست زیر دستگاه بمونه

خوابش هم مث بیشتر نوزادا تو روز بود و شبا بیدار بود گریه میکرد نمیخابید که باعث شد بخاطر شیر داد مکرر و نشستن پاشدن دو تا از بخیه هام باز بشه🤦🏻‍♀️
از 14 روزگی هم کولیکش شروع شد ک از 2و نیم شب گریه ها و بی قراری هاش شروع می‌شد تا 8 صب😭 و واقعا دهنمون سرویس شده بود
امروز بعد یک ماه همچنان مثل پریودی خونریزی دارم،ریزش موی شدید پیدا کردم
دندونامم ب شدت حساس شدن ب آب سرد و داغ،بخاطر اینک بچه مدام رو پامه یا تو بغلمه ک شیر بدم استخون دستا و پامم خیلی درد میکنن بعضی شبا از درد نمیتونم بخابم ،با اینک همه این یک ماه رو حداقل یک یا دوتا کمکی داشتم و تنها نبودم
گاهی خیلی یهویی رحم یا کمرم شدید تیر میکشه ک نمیدونم طبیعیه یا نه
خیلی عذر میخام موقعی ک شکمم کار میکنه هم خیلی اذیت میشم

عزیزم چه قدر اذیت شدی😥😥😥 درد زایمان تجربه نکردم ولی با حرفات قشنگ حس کردم چه دردی کشیدی، ممنون تجربتو به اشتراک گذاشتی🌹
امروز هم دیدم جای واکسن دخترم اینجوری عفونت کرده ،دیروز بخاطر گریه هاش برده بودمش دکتر که جای واکسنش رو نشونش دادم گفت طبیعیه مشکلی نیس خودش خوب میشه ولی خب نگرانم ک نکنه بی تابی های جدید دوسه روزش بخاطر دستش باشه چون تازه یکی دو روزه اینجوری شده قبلا فقط قرمز بود

شماهایی ک تجربه داشتید بیایید بگید چیکار کنم😭
امروز هم دیدم جای واکسن دخترم اینجوری عفونت کرده ،دیروز بخاطر گریه هاش برده بودمش دکتر که جای واکسنش رو نشونش دادم گفت طبیعیه مشکلی نیس خودش خوب میشه ولی خب نگرانم ک نکنه بی تابی های جدید دوسه روزش بخاطر دستش باشه چون تازه یکی دو روزه اینجوری شده قبلا فقط قرمز بود شماهایی ک تجربه داشتید بیایید بگید چیکار کنم😭
نگران نباش طبیعیه خودش خوب میشه، دختر منم اینجوری بود
سلام عزیزمممم، اولا این که واقعا متاسفم برای تجربه بدی که داشتی، کاش کاش کاش دکترا و پرستارای عزیزمون تو بیمارستان های دولتی یکم مهربون تر و همدل تر باشن با مریضا
من به شخصه اعتقادم اینه تو ایران حتماااا باید بری خصوصی
من خصوصی زایمان کردم البته تو تهران
از اول پرستارا و دکتر همش قربون صدقه و ناز و ماچ و مثل پروانه دورم بودن تا زمانی که مرخص شدم
نصیحت من ب همه اینه ک فقط سزارین کنن🤦🏻‍♀️
اینک میگن طبیعی فقط موقع زایمان اذیت میشی بعدش راحتی ولی سزارین تازه بعد زایمان اذیتا شروع میشه مضخرفه

وقتی خود زایمان طبیعی بخیه داره و تو باید رو بخیه هات بشینی دیگه هیچ فرقی با بخیه های سزارین نداره
حداقل تو سزارین درد نمیکشی
خب خداروشکر
دقیقاااا من سزارین شدم تخت بغلیم طبیعی بود
میگفت خییییییلی اذیت ام
ممنون عزیزدلم ❤️

نمیدونم واقعا درک ندارن؟؟؟
تو اون شرایط ک داری زایمان میکنی،مخصوصا زایمان اول با وجود درد دیگه دعوا و توپ و تشر ب جیغای تو واسه چیه؟
روحیه آدم اونجا بقدری حساسه ک فقط باید ناز نازی بشه ولی میان با دعوا و لحن تحقیرکننده با آدم صحبت میکنن دریغ از یه ذره درک و سازگاری🤦🏻‍♀️
واقعا خسته نباشی خدا قوت چه زایمان سختی داشتی اصلا تصوری از زایمان این مدلی نداشتم چون من کلا زایمانم از لحظه ورودم به بیمارستان با کیسه اب پارم 7 ساعت بود
کاش از اول که وارد بیمارستان شدی دکترت نبود درخواست امپول بیحسی میکردی انقدر درد نمیکشیدی
اگه یک درصد میدونستم قراره اینجوری باشه حتما حتما حتمااااا هم سزارین میکردم هم میرفتم خصوصی 🤦🏻‍♀️
جالب اینه هیچکی بهم چیزی نگف
بعد زایمان تازه بهم میگفتن ،ازشون می‌پرسیدم چرا قبلش نگفتین که بیمارستان عوض کنم یا سزارین شم میگن گفتیم می‌ترسی سخت زایمان میکنی
در صورتیکه من نترسیده سختت ترین زایمان رو داشتم😂
اصلا یه چیز وحشتناک بود🤦🏻‍♀️
هرچی از بد بودن و سخت بودنش بگم کم گفتم

هرکی نمیره سزارین اشتباه میکنه
آره واقعااااا......متاسفانه خیییییییییلی بد اخلاق و عنق هستن و اصلا با دل مریض راه نمیان،هرکسی بیمارستان دولتی رفته همینو گفته
واقعا خصوصی یه چیز دیگست من اولی رو خصوصی زایمان کردم این یکی رو باید دولتی زایمان کنم
آره اینقدر تو اینستا همش همه میگن ما بدون درد و با اسپاینال زایمان طبیعی کردیم و عالی بود و اینا خب آدم باور میکنه دیگه
ولی به قول شما دردا و مشکلات بعدش وحشتناکه
آره تخت بغلی من هم کیسه آبش پاره شده بود و طبیعی بود ،میگفت مدفوع میخوام بکنم از درد میخوام بمیرم ،نمیتونست بره دستشویی
منم بدونم درد زایمان طبیعی کردم واقعا هم راضیم ولی با این تجربه از زایمان دوستمون تو دولتی منو ترس برداشت🫠
عزیزممم چقد سخته که درد کشیدی ان شالله تجربه بشه برای بچه ی بعدی ولی بعید میدونم با این تجربه ی زایمان تا فعلا فکر دومی رو کنی😂
طبیعی سخته من طبیعی نبودم ولی صدای خواهرمو وقتی زایمان طبیعی میکرد رو می شنیدم خیلی تجربه ی بدی برای خواهرم شد
ان شالله تن دختر و خودت سالم باشه مبارکم باشه تولد گل دخترت
من نیکان اقدسیه زایمان کردم راضی ترین بودم واقعاااا ،دکترم هم محبوبه اصفهانی بود بی نظیر و پنجه طلا
من مشهد زایمان کردم
شیفت شب ک اصلا انگار ن انگار یه آدمم اونجا،تو تمام اون 9 ساعتی ک با شیفت شب گذروندم تنها بودم اصلا بهم نگاه نمینداختن ک مردم یا زندم
وقتی ازشون بی حسی میخاستم هم نمیزدن واسم چون درد داشتم نمیتونستم ثابت بمونم تا نوار قلب بگیرن
اره🤦🏻‍♀️
منم بخاطر همین حرفا انقد درگیر طبیعی بودم و فکر میکردم ب همون راحتیه

بخدا اون تایم ک بیمارستان بودم چند سال از عمرم کم کرد
عزیز من🥹
طبیعیه که من گریم گرفت؟
من یه زایمان تو هفته ۲۶ داشتم و با اینکه تو ماه ششم بودم، دردش وحشتناک و غیرقابل تصور بود.
هیچ وقت هم رفتار بد پرستارا و پزشکم و یادم نمیره، با اینکه میدونستن بعد این زایمان، من قرار نیست بچه ای داشته باشم! بیمارستانمم خصوصی بود.
کاملا درک می کنم که چقدر سخت بهت گذشته.
امیدوارم از این به بعدش خوب و راحت بگذره❤️
سلام عزیز
از خوندن این متن هم ناراحت شدم هم خداروشکر که گذشت
انشالله بهتر بشید هم‌جسمی هم‌روحی و خاطراتی😅
من انتخابم زایمان طبیعیه
هم میترسم از بخیه خوردنش
هم دلم‌میخواد همون روند طبیعی بدنم رو داشته باشم
ولی دو دلم
حالا تا ببینی چی قسمت بشه
من هنوزم اذیتم و درگیرم باهاش

اصلا هم ب مامان اولی ک تجربه نداره چیزی یاد نمیدن، ن شیر دادن بچه ،ن درشت بغل گرفتن بچه،ن عاروق گرفتنش،هیچی
بعد 10 روز باید میرفتم واسه بخیه هام خورد ب تعطیلات و شد 14 روز بعد زایمان که من همچنان لخته دفع میکردم
دکتر گفت چرا هنوز لخته داری؟
گفتم نمیدونم
گفت نباید داشته باشی،اگ ادامه دار بشه خطرناکه و باید سونو بشی ک ببینی چیزی تو رحمت نمونده باشه🤦🏻‍♀️
حتی اینا و نحوه نگهداری بخیه هم نگفتن

من هییییییچی نمیدونستم،ب مرور اطرافیان هی گفتن
عزیزم قدم نورسیده مبارک
وقتی تعریف کردی یاد خودم توی زایمان اولم که نوزده سال پیش بود افتادم انگار همین دیروز بود ناگفته نماند وقتی می‌خوندم پیامتو درد زایمان هم حس میکردم 😅
خداروشکر که بسلامتی فارغ شدی 🙏❤️
الآن کتف دخترتون خوب شده؟
آسیب که جدی نبود؟
البته ک بدن با بدن فرق داره ولی بازم طبیعی درد و دردسر داره

برای منک تجربه وحشتناکی بود و فوبیا پیدا کردم،باورت نمیشه اگ بگم تا حالا 2 بار خواب بیمارستان و زایشگاه دیدم با وحشت از خاب پریدم
آره واقعا فوبیا گرفتم نسبت ب بارداری و زایمان

مرسی عزیزم 😘 همچنین💖
آره نامردا
الان حتی از جلو بیمارستان ک رد میشم با دیدنش حالم گرفته میشه و حس بد ازش میگیرم
ممنون عزیزم 😘

دکتر گفت لگنت خوبه زایمانت راحته ولی اصلا اینطور نبود
مرگ رو ب چشمام دیدم
اواخر زایمان ک 8،9 سانت بودم انقد بهم فشار وارد شد واقعا قید بچه و حتی جونمو زدم
ب پرستار گفتم نه بچه رو میخام نه دیگ زور میزنم،خودمم هرچی شدم مهم نیست دیگ بسمه

بعد زایمان هم باید ب بچه برسی اون خستگی و درد و از هم گسیختگی تو جونت میمونه

کسی ب من اینا رو نمی‌گفت ولی من بهتون میگم ک با آگاهی برین تا امادگیشو داشته باشین و بدونین چی ب چیه
بنظرم اگ قصدتون طبیعیه حداقل بیمارستان خصوصی برین بلکه کمی شرایط بهتر باشه
ممنونم عزیزم 😘
لطف داری

اره واقعا ،برای هرکسی ک تعریف میکردم میگفتم حتی نمیتونم مثال بزنم ک حس و حال و دردش چطوریه و ب چی نزدیکه ک متوجه بشی
سلام عزیزم تبریک میگم ایشالا نی نیت خوش قدم باشه.با این تفاسیر تمام چهار ستون بدنم شروع کرد ب لرزیدن باید دکترمو راضی کنم سزارینم کنه😭😂
چرا انقدر بی ملاحظه
نمیفهمم این مدل پرستارا و ...
ولی واقعا چیزی که من تجربه کردم بیمارستان دولتی یا خصوصی بودنش انگار خیلی مهم نیست
خصوصا در بابت اخلاق پرسنل
من دولتی زایمان کردم
طبیعی هم بودم
ولی انقدرررررر پرسنل خوش اخلاق بودن
انقدر احساس راحتی کردم
انگار دخترشون بودم
ولی ممکنه یکی بره خصوصی شاکی باشه یکیم بره دولتی بازم شاکی باشه
منتهی خیلی چیزا بستگی به اخلاق پرسنل داره
بیمارستانی که رفتم دور بود از خونم ولی چون میدونستم پرسنلش بشدت خوش اخلاقن گفتم فقط همین
وقتی پرسنل خوب نباشن
سزارین هم باشی باز رسیدگی نمیکنن
یا درست بخیه نمیکنن
بنظرم قبل همه چی باید پرس وجو کرد اون بیمارستان پرسنلش اخلاقشون چطوره
وقتی متعهد و خوش اخلاق باشن هر نوع زایمانی که باشه حداقل سختیش چند برابر نمیشه
چقدر پرسنل پرسنل کردم😂
لیلی از گیلان هستی؟!
گفتی بیمارستان دولتی وبیمارستان خصوصی نیس اون شهر حسم گفت نکنه بامن همشهری هستی
تو خود بیمارستان ک هیچی نگفتن
فقط گفتن هیچی نشده بهتره ببرین دکتر ارتوپد
بردیم ارتوپد اونجا گفتن ک عصب های دستش کش اومده و فعلا نمیشه کاریش کرد فقط یکم ماساژ بدین بعد یک ماه دوباره بیار
ک هنوز یه ماه نشده
وای خدا یاد خودم افتادم😭😭منم از 8شب تا 5 صبح بکوب درد داشتم و یه نفر نبود به دادم برسه. متنفرم از اون بیمارستان و پرسنلش
سلام عزیزم تبریک میگم انشاالله نی نی کوچولو خوش قدم باشه ❤️😘
من تجربه ای از زایمان ندارم حتا هنوز با دکترم در موردش صحبت نکردم ماما همرا باید از چند ماهگی در ارتباط باشی باهاش و اینکه دکتر نمیشه نامه سزارین بده برم دولتی
وای عزیزم چ‌زجری کشیدی 😔
قلبم گرفت از حرفات 🥹
سلام عزیزم ممنون از لطفت❤️
😂😂😂 آره واقعا
حق هم داری
بنظرم حتما سزارین کن
خداروشکر بچت ب سلامتی ب دنیا اومد ،انشالله نامدار باشه عزیزم 🩵
عزیزززم چقد سخت بوده زایمانت منم طبیعی بوده قبلی ولی دراین حد نبود شایدم یادم رفته 🙁
ولی رفتاردکتروپرستارا باهام خوب بود مهربون جوون وخوش اخلاق کلا هم دوسه بارمعاینه کردن تو بیمارستان دولتی بودم
بگردم❤️
باید خیلی خیلی جدی پیگیری کنید آسیب و
چون اطرافم دیدم کسایی که موقع زایمان بچه هاشون کتفشون یا دستشون آسیب دید و به خاطر عدم پیگیری جدی، مشکلشون هیچوقت حل نشد متاسفانه
امیدوارم که مشکلی نباشه❤️
من بیشتر از این ک فوبیای زایمان طبیعی رو داشته باشم از بیمارستانای دولتی متنفرم اصلا دلم نمیخواد از جلو درشون ردم بشم انقد ک رفتاراشون افتضاحه و بی مسئولیتن ،ی جوری باهات رفتار میکنن آدم از خودش حالش بهم میخورهه
من دخترمو طبیعی زایمان کردم،
ولی چون یازده سال فاصله دادم،خدایی الان مثل چی میترسم
مخصوصا تجربه وحشتناک شمارو هم خوندم
اشنامون هم ۲۵ اسفند تو تهران زایمان کرده بود دقیقا همینقدر حشتتنااااااککک
نه از شیروان استان خراسان شمالی ام
کلا دو تا بیمارستان داره ک یدونش بخش زنان داره
اون یکی اصلا زنان نداره
الان چند وقتم هست دکتر بیهوشی ندارع و برا سزارین باید رفت شهر دیگه
😭😭😭 خدا نصیب گرگ بیابون نکنه
سلام گلم
ممنون از لطفتون ❤️

از 36 یا 37 هفتگی باید با ماما همراه صحبت کنی از 4 سانت میان بالا سرت

اره اگ نامه بدن هرجا بری میتونی زایمان کنی
🥺💔
ممنون عزیزم 😘
ایشالا شما هم بسلامتی فارق شی
منم زایمان به شدت سختی داشتم
واقعا به بچه دوم فکر میکنم تن و بدنم میلرزه
چقدر سخت و شجاع، منم طبیعی قراره بیارم ولی داستان شمارو که خوندم ترسیدم دکترمم اختیاری قبول نمیکنه
والا منم سزارین کردم همین دوشنبه
یعنی الان ۵ روزه
بخدا پدرم دراومد هنوزم که هنوزه درد و ضعف دارم😢 بنظرم زايمان خوب چه سزارین چه طبیعی یه لطف بزرگیه که خدا به بنده های خاصش میکنه
درود برشما،دقیقا خواهرشوهرمنم چنین اتفاقی براش افتاد تو بیمارستان دولتی،بعد ۱۶ ساعت دردکشیدن بی وقفه و بی محلی و بدرفتاری پرسنل،ضربان قلب مادر و بچه افت پیدا میکنه و فورا سزارین میشه،بخیه هاشم بد زده بودن تا چقد بعدش درگیر عفونت بود
درسته بدن با بدن فرق داره
شهرستانای خراسان رضوی همینن
خدا این دفعه به داد من برسه اولی رو که راحت زایدم ولی این یکی ترس دارم البته من مامای خصوصی میگیرمو و امپول میگیرم ولی بازم میترسم
تجربه زایمان تو دولتی با خصوصی خیلی فرق داره. واس من خصکصی بود. با اینحال زایمان من کوتاه بود. کلا ۳ ساعت. ولی دردش زیاد بود
نترس عزیزم. بدن با بدن فرق داره.خداشاهده من زایمانم ۳ ساعته بود. نمیگم راحت بود. نه. ولی زود تموم شد. فقط اخراش طبف نظر پزشکت ورزش کن. بیمارستانتم خوب باشه. من زایمان دومم ۸ماهه بود. دکترم خارج بود. ولی بیمارستان خصوصی بود خیلی رسیدگی میکردن. اون وسط یه پرستار میومد منو فقط ماچ میکرد😆
سلام لیلی قشنگم قدم نو رسیده مبارک باشه♥😍
چقدر ناراحت شدم از تجربه ات هر لحظه خودمو جای شما گذاشتم و چه وحشتناک 14ساعت درد کشیدی و قسمت بدتر برخورد بد پرسنل بیمارستان واقعا متاسفم🥲
امیدوارم کتف دختر قشنگت زودتر خوب شه و اینقدر لحظات خوش واست بسازه که زایمان بدتو فراموش کنی هر چند سخته🤦🏻‍♀️
مبارکتون باشه😍😍 سفید بخت باشه دختره گلت قدمش براتون پر از خیر و برکت باشه❤️🌹

چقد زایمانه طولانی داشتی 🤦 از دردات میگفتی یاده خودم افتادم
منم بیمارستان دولتی زایمان کردم و از بیمارستان حتی یه درصد هم راضی نبودممم
ماما خصوصی داشتم با این حال ماما و پرستاره بیمارستانم زود زود میومدن بالا سرم
دردم در حده مرررگ بود ولی زمانش خداروشکر طولانی نبود همون ۴ ساعتی ک بستری شدم تا تولده دخترم ماما ب خانوادم گفت مریضتون ترسیده همکاری نمیکنه وگرنه زود بچه دنیا میاد🤐 ولی خوب بخیه زدن موقع بخیه خوردن درد نداشتم بعدشم راحت از جام بلند شدم ولی گفتن حتما باید با ویلچر بری
بعده زایمان دوبار معاینم کردن اون خیلی بد بود
چطوری بدون درد؟
ذهنتو برا به درده بییییینهایت زیاد آماده کن ولی من با اون دردی ک کشیدم اصن پشیمون نیستم از اینکه طبیعی زایمان کردم من ساعت ۱۰:۴۰ شب بستری شدم ۲:۵۰ زایمان کردم کلا ۴ ساعت بود
منم زایمان طبیعی کردم و تو بیمارستان خصوصی
با ماما همراه و اپیدورال که البته اپیدورال رو دیر زدن برام .
ولی خب بازم به اندازه ای که شما گفتی خاطره ی بد ندارم از بیمارستان
اخلاق پرستارا عالی بود
اینکه ماما همراهم کنارم بود حس تنهایی نداشتم و مدام قربون صدقم میرفت خیلی دلمو گرم میکرد
برا خودمم خرما و ابمیوه و مغزیجات برده بودم وقتی اروم تر بودم میخوردم که ضعف نکنم

ولیییی هیچ جوره حاضرنیستم دوباره طبیعی زایمان کنم
درداش با هیچ چیزی تو دنیا قابل مقایسه نیست
و جدا از دردش نوع زایمانه طبیعی به آدم حس بد میده
برای من که اینطور بود
اینکه هرکسی میتونست بیاد دستشو ببره داخل بدنت
اینکه عاجز میشی از درد
شما هم اشتباه کردی باید وقتی بیمارستان دولتی رو انتخاب کردی حداقل ماماهمراه رو میگرفتی
ولی کلا ما خانوما نهایت دوسه بار تو زندگی مون زایمان میکنیم به خودی خود سخت هست
باید هرکاری میتونیم بکنیم که راحتی مون رو فراهم تر کنه
چه بسا که حتی با فروش طلاها مون بازم بریم بیمارستان خصوصی
پول برمیگرده
ولی چیزی که تو ذهن بمونه تا ابد هست
و دقیقا منم بعد از زایمان نمیتونستم راحت بشینم
و تا ده روز درد داشتم
تب‌میکردم
افسردگی‌گرفته بودم و مدام گریه
و بدنم ضعف شدید داشت
که خب اگر قراره تو طبیعی اینا رو بکشی که تو سزارین هم میکشی حداقلش قبلش درد نداری
وقتی بچه رو میزارن تو بغل ازدنیا بیزارنیستی
به نظرم بیمارستان دولتی حتی سزارین هم تجربه ی بدی داره یعنی ربطی به طبیعی نداره
یکی بدن و یکی بیمارستان این دوتا تو خوب یا بد بودن زایمان موثرن
وقتی 4 سانت شدم امپول زدن دردام کامل قطع شد موقع زایمانم درد نداشتم بعد یه ساعت زایمان کردم حتی موقعی که شکممو فشار دادن درد نداشتم میگفتم بیشتر فشار بده بزار بریزه بیرون هر چی هست 😁 خیلی خوبه به نظرم بدون امپول زایمان طبیعی نکنید
سلام لیلی جان خوشحالم که بالاخره نی نی رو بغل گرفتی و متأسفم بابت تجربهٔ تلخت.‌ اینطوره که می‌گن بیمارستانو سر اینکه دکتر مورد نظر بالا سرتون باشه انتخاب نکنید. واسه طبیعی منظورمه.
من دولتی بودم اما چون شهرمون کوچیکه، فقط خودم اون روز بیمارستان بودم و اگه دوباره بخوام زایمان کنم و شرایط همون باشه، همین بیمارستانو انتخاب می‌کنم. امیدوارم این تجربه رو به زودی فراموش کنی و حال جسمی و روحیت بهبود پیدا کنه.💜
وای لیلی چقدر زایمانت سخت بوده متاسفم برا پرستارا و ماما و دکتر نفهمت...
ی لحظه یاد زایمان خودم تو دوقلوها افتادم میخواستم از درد صدام دربیاد میگف خفه شو🥺
خدا لعنت کنه پرستارا و ماماهای بی نزاکت و بد دهن و بداخلاقو
ی لحظه رعشه ب دلم افتاد داشتم میلرزیدم با اینکه دو بار تجربه زایمان طبیعی داشتم ترسیدم اولی نارس بودن باید میرفتم دولتی دومی رو تو خصوصی ب دنیا اوردم بهترین خاطره عمرم شد خود دکترم بالاسرم بود ماما مث فرشته ها بود البته تا زایمان کنم شیفت عوض شد مامای شیفت شب هم گل بود کنار پزشکم بهترین خاطرات عمرمو تجربه کردم تو درداممامانم و شوهرم کنارم بودن کمرمو ماساژ میدادن دلم گرم بود ولی وای از دولتی مامانمو تو آسانسور حتی راه ندادن تا جلو زایشگاه بیاد گفتن برو بیرون لازم نکرده چطور مامانی هستی الان اینو اوردی بیمارستان ک فول شده با داد و هوار داشتن این حرفا رو میزدن بعد فک کنین من زور زایمان هم داشتم با اون حال بدم داشتم التماس ماما میکردم ک توروخدا بذارین مامانم پیشم باشه میگف بی خود لازم نکرده اون اصن مادر نیس😢 تا دردم میومد میخواستم بگم آی تازه من خیلی ادم بی سر و صداییم تو زایمان هم میگف صدات بالانره خفه شو🥲
لیلی انشالله قدم گل دخترت پر از خیر و برکت باشه و عاقبت بخیر باشه تبریک میگم امیدوارم از این ب بعد شادی و خاطرات خوب برات رقم بخوره🩷🌸
اوف خیلی دردناک من دهنم سرویس شد .اون بخیه باید نشسته شیرم میدادم هنوزم دارم خیلی اذیتم خیلی هنوز درد دارم
تو طبیعی موقع فشار دادن درد خاصی نداره آدم
همون فشاره اگر کسیو اذیت کنه
اره بخدا. من بارداری خیلی خیلی خوبی داشتم اصلا اذیت نشدم ولی زایمان وحشتناکی داشتم. الان مامانم اینا خیلی اصرار دارن یه بچه دیگه داشته باشم. ولی از ترس زایمان طبیعی و سزارین هیچوقت به بچه دوم فکرم نمیکنم
سلام 🤦🏻‍♀️
جمله به جمله که میخوندم نگار داشتم فیلم وحححححشتناک نگاه میکردم 😭

چقد سختی کشیدی 🥺 خداقوت لیلی خانم 🥺 اون کوچولوی نازنازی هم که کتفش کش اومده دلم براش ریش شد 😓😓

انشالا تجربه های بعدیت راحت و خوب باشن اصلا نمی‌دونم چی بگم...

خدا به خودت و مخمل نازت سلامتی بده
سلام عزیزم منم حالم مثل شما بود کلی زجر کشیدم از ساعت پنج صبح بدون غذا تا ۳ ظهر بااینکه ۳ سانت باز شده بودم وتارسیدم بیمارستان بعد پاره شدن کیسه اب ۵ شد ولی اخرش نا نداشتم برا زور دادن وشکمم وفشار دادن وکلی بخیه هم خوردم انگار حال منو توصیف میکردی بخدا دختر منم روز دوم ۱۹ رسید زردیش ولی تو خونه براش دستگاه اوردم نزاشتم دیگه خودشم درد بکشه چون حتی بلد نبودن ازش ازمایش بگیرن ودقیق دستش هم مثل واکسن دخترتون شد ولی الان ۲ سال وهفت ماهشه کاملا باز شد وعفونتی چیزی نداشت
البته من اینو قبول دارم چون فقط یه هفته اذیت بودم از بخیه ها بعدش کاملا راحت شدم والانم که باردارم باز طبیعی میخوام زایمان کنم ولی اینبار با دکتر وماما وبیمارستان خصوصی
سلام روند زایمانت دقیقا عین من بوده تو پروندم زدن سخت زا. تا سرحد مرگ درد میکشیدم ولی همش یک و سانت و نیم بود ولی در کمال نا باوری الان که ۶ سال گذشته انگار یادم رفته درداش😄 دوباره تصمیم دارم طبیعی زایمان کنم
واسه منم همین اتفاق افتاد. ریز به ریزی که گفتی
سلام عزیزم
مبارک باشه
وای ک چقد سختی کشیدی
به حق که بهشت زیر پاته خوشگلم ❤️
زمان بارداری برای ماها هم دعا کردی؟؟
برا من ک تبدیل ب فوبیا شد 🤦🏻‍♀️
خود بیمارستان یجوری صحبت می‌کرد انگار مثلا ی زخم سطحیه
بعدا ک رفتیم دکتر ارتوپد گفت عصباش کش اومده فهمیدیم اونقد ک بیمارستان میگف هم ساده نیس
هنوز درگیریم و دکتر می‌بریم ک ایشالا مشکلی در آینده پیش نیاد
دقیقا همینجوری بود😭
من سر زایمان انقد ب خودم و بچم حس بد داشتم ک حد نداشت
خدا ازشون نگذره خیلی خاطره بدی برام ساختن
امیدوارم برای شما اینجور نشه😘
من تو شهرستان کوچیک بدون امکانات بودم ک بیمارستان خصوصی نداشت
بعد از این تجربم ب همه پیشنهاد می کنم اول سزارین دوم بیمارستان خصوصی
😭😭 اینهمه روش های جدید هست برای کاهش درد و زایمان راحت ولی نمیدونم چرا دریغ میکنن
آره رایگان قبول نمیکنن ولی پول بهشون بدی راحت قبول میکنن
راجب دکتر خصوصی بودن باهاش صحبت کن
هم برا طبیعی بهت مبلغ میده هم سزارین
بعد تو پرونده برات یه مشکل می‌نويسن ک بری سزارین
بسلامتی عزیزم ،قدم نو رسیده تون مبارک


آره واقعا 😭
طفلی🤦🏻‍♀️
متاسفانه شرایط جوریه ک تا پول زیاد ندی هیچ کاری راحت پیش نمیره
منم آمپول میخاستم ولی بهم نزدن
انقد التماس کردم بازم نزدن نامردا

گفت صبح ضربان قلب بچه یکم پایین بوده نمیشه
در صورتیکه بخاطر درد شدیدی ک داشتم و نمیتونستم ثابت بمونم صبحش نوار نگرفته بودن

دیگه راست و دروغش با خودشون
آره واقعا
ب منم ثابت شد ک خصوصی رسیدگیشون چند برابر بهتر
ممنون عزیزدلم😘♥️
امیدوارم شما ب راحتی زایمان کنی و بقول قدیمیا با یه آخ راحت شی😁

لطف داری خوشگل😘 امیدوارم برا همه همینطور باشه
ممنون عزیزدلم ❤️
همچنین خدا دخترتونو زیر سایه پدر مادر عزیزش بزرگ کنه🌸

واقعا زایمان کوتاه نعمته😭
امیدوارم هرکی بارداره چه سزارین چ طبیعی راحت و سریع زایمان کنه
آره قبول دارم اشتباه کردم ،خیلیم اشتباه کردم
فکر میکردم دکتر خصوصی دارم دیگ ماما لازم نیست چون خود دکتر همراهش ماما میاورد
ولی از شانسم دکترم نیومد دیگه همه چی بهم ریخت و چون با پارگی کیسه آب رفتم بیمارستان اصلا فرصت نشد ک بخام دکتر یا ماما بگیرم😭

برای منم درس عبرت شد دیگه طرف زایمان طبیعی نرم ،حس فوق‌العاده بدی داره هرکی از راه میرسه دستشو میچرخونه تو بدنت و ی نظر کارشناسانه واس خودش میده و درکشون از حالت تو اون شرایط خیلی کمه
دقیقا
بخدا من بعد زایمان هم خیلی اذیت بودم همش کج میشستم،دستشویی رفتن برام کابوس بود
وقتی قراره تو سزارین هم بعدش اذیت باشی خب چ کاریه اینهمه درد بکشی؟
اره
اول بدن
بعدم بیمارستان،دولتی مفت هم نمی ارزه
ممنون عزیزدلم 😘
لطف داری💖
😕 چه وضعشه دیگ
اسیر گرفتین مگه
خدا لعنتشون کنه🤦🏻‍♀️
مرسیییی عزیزممممم😍❤️
امیدوارم زایمانت بقدری راحت باشه ک بازم بیای همینجا و انقد خوب راجبش صحبت کنی🥹
اره
برا منم همچنان اذیت میکنه🤦🏻‍♀️
نمیدونم اینک میگن طبیعی زایمان کنی بعدش اذیت نمیشی دقیقا منظورشون کجاشه
سلام برای دست دخترت حتما پیگیری کن
میدونم سختی زیاد کشیدی و نمی‌خوام استرس بهت بدم ولی حتما پیگیر دستش باش
یکی از اقوام ما هم بخاطر زایمان سخت که داشت دست دخترش همینطوری شده بود ولی مادرش اینقدر پیگیری کرد چهارتا ارتوپد نشون داد ۲۰ جلسه فیزیو تراپی بردش توی خونه کلی دستش ورزش داد خداروشکر الان که سه سالشه دستش مث دست دیگش معمولی و همه فعالیت باهاش میکنه
من هم بارداریم سخت بود و کلی اذیت شدم هم زایمانم فوق العاده وحشتناک بود

الان دوباره ک بهش فک میکنم گوشتم میریزه😭
مرسی عزیزدلم ❤️ لطف داری
ایشالا🙏
خب خداروشکر
خدا حفظش کنه براتون ♥️
ایشالا این یکی رو دیگه بسلامتی و با یه درد فارغ شی
😂😂 پس اینک میگن خانوما یادشون میره راسته
منک با فک کردن بهش تپش قلب میگیرم جدی
حالا شاید چند سال دیگه منم یادم بره دوباره تو این دام بیفتم😂
مرسی عزیزدلم 😘
خارج از بحث سختی زایمان واقعا ب جاست ک میگن بهشت زیر پای مادران است
از لحظه اول بارداری همش درد و استرس و از خود گذشتگیه تا زایمان
دیگ زایمان هم چ طبیعی چ سزارین جفتش سخته و یه زن برای زایمان از خودش و بدنش میگذره و بعد اون باز هم همه فشار رو جسم و روح نحیف زنه تا آخر عمر و بخای منطقی بهش نگاه کنی هیچکس جز مادر اینکارا رو واسه بچه نمیکنه

زمان بارداری ک برا همه دعا کردم
ولی موقع زایمان از بس دردام زیاد بود و اخراش بچه گیر کرده بود اصلا یادم نبود ب محض اینکه بچه رو درآوردن هم بیهوش شدم و کلا دعا موند برا بعد زایمان😂
بعد ک بیدار شدم گفتم خدایا من یادم نبود الان میخام دعا کنم
آره پیگیرم حتما
ممنون از لطفتون عزیزم 😘
حالا ب اقایون بگی نظری متفاوت دارن 😅
اونجاس ک جفت پا باید رفت تو صورتشون 🤣🤣
چقدر اذیت شدی
منم طبیعی زایمان کردم دخترمم ۱۴ روز بیمارستان بستری شد بخیه هم خوردم ولی اصن اذیت نبودم فقط تایمایی ک میرفتم nicu زیاد مینشستم خیلییی گرم بود بخاطر نوزادا
عرق میکردم یکم اذیت بودم
سری بعدی ایشالله سزارین کن
شانس اوردی دخترت زود مرخص شد خوب پایین اومد
دختر من زردیش ۲۰ بود
۱۳ یا ۱۴ روز خوابید
اخرم با زردی ۱۳ مرخص شد
پایینتر نمیومد
یه قطره داد اسهال گرفت
زردیش دفع شد
تا ۵۰‌روزگی زرده زرد بود

زرد سبز سیاه بود 😂
نگرلن نباش
اولی رو راحت زاییدی دومی و راحت تر میزایی
من اولیو حدودا ۳ ساعت طول کشید
دکتر گفت دومی ۱ ساعته میزایی
(طبق تجربه شون )
خداروشکر هم خودت هم گل دخترت صحیح و سالمید انشالله بغدیارو سزارین کن😉من که قید بچه دوم و زدم یادم میاد درد زایمان میگیرتم😂😂
من هنوز که هنوزه اون شب دردناک فراموش نکردم. از سزارینم میترسم. خدا همین یکی و برام نگه داره دیگه نمیخوام
مرسی عزیزم، شما ماما خصوصی گرفته بودید؟ میدونید از چند هفتگی باید ماما بگیرم؟ بعد اینکه حتما باید مامای اون بیمارستانی ک میرم باشه؟
من اولی رو شش ساعت
دومی رو یک ساعت و نیم
سومی سر چهل و پنج دقیقه فول شدم
وای نه تورو خدا من آستانه ی تحمل دردم خیلی پایینه، واس یه زخم حالم بد میشه خون میبینم فشارم میوفته 🫣 سزارینم ک از مهرماه بیمارستان اختیاریارو قبول نمیکنه
عزیزم شما از چند هفتگی ماما همراه گرفتین؟ بعد اینکه روز زایمانمون تماس بگیریم میان؟ یا اونا هم نمیان
آمپول رو باید قبل زایمان بهشون بگیم یا هر وقت خودشون نیاز ببینن میزنن؟
فقط بديش این بود بچم چرخیده بود با پا می خواست دنیا بیاد که نشد و مجبور شدن سزارین اورژانسی کنن
من دو تا طبیعی آوردم یه سزارین
ولی واقعا سزارین خیلی سخت تر از طبیعی هست
هم خون بیشتر میره هم بخیه بیشتر می خوره
طول درمان سزارین هم بیشتره
البته درد بیشتری هم میکشیم با اینکه مسکن های قوی دریافت می کنیم
شما به دکترت پول دادی که بیاد بیمارستان موقع زایمانت؟
😂😂 تهشم میگن ن بابا خانوما لوسن و سختی بیشتر بچه داری مال باباهاس
والا😂
خیلی خیلی
ی تجربه وحشتناک شد واسم
صددرصددددددد
نه خداروشکر تو دو روز از 18 شد 8

ولی بنظرم نگهداری نوزادی ک زردی داره تو محیط بیمارستان و بستری بهتر از خونه زیر دستگاهه
هم دستگاهش پیشرفته تره،هم پرستار همیشه بالاسرشون هست و حواسشون بهشونه،هم دمای اتاق و دستگاه همیشه تو یه اندازه اس ،هم رسیدگی دارویی و حتی خود شیر دادن هم با دقت تره و مادر ب نسبت خونه راحت تره

حالا من ی نظریه دیگم در این خصوص دارم ک تو روزای اول زایمان که معمولا مادر یا مادرشوهرا هستن و خونه شلوغه هرکسی هم واسه خودش یه نظر پزشکی میده تا بچه رو برمیداری هربار یه چیز میگن وقتی میری بیمارستان رابطت با نوزاد خیلی نزدیک تر و صمیمی تر میشه
دیگه خودتی و بچه
برای خودم جریان اذیت های آمپول ای آزمایش و اذیتای بچه و بخیه ها رو فاکتور بگیریم از لحاظ عاطفی با بچم تجربه خوبی بود و قشنگ تو اون دو روز از بچم و تمام و کمال کنارش بودن نهایت لذت رو بردم


من چند روز پیش بهداشت بودم واس دخترم اونجا ی خانوم ک بچه چهارمش بود کنارم نشسته بود
همینطوری صحبت افتاد از زایمان و رسید ب اونجا که میگن اولین زایمان سخته بعدی ها راحت ترن
خانومه گفت ن والا واسه من ک هر 4 تاش مثل هم بود،سر آخری همونقد ک سر اولی اذیت داشت،اذیت شدم

دیگه اینو ک گفت رعشه ب جونم افتاد برا زایمان های بعدی😂
ممنون عزیزدلم ❤️

😂😂 واقعا منم برا چندین سال از بارداری زده شدم
الهی آمین
من تو دوران بارداری با ماما صحبت کرده بودم و اینجا شرایط اینجوری بود ک


گفتن از 35 هفته باید ماما بگیری ک باهاتون ورزش ها رو کار کنه (ورزش ها اینطوریه ک شما هر یک یا دو هفته میری مطبشون بهتون ی سری حرکت یاد میدن و شما هرروز خودتون باید تو خونه انجام بدین)
تو هفته های آخر یکی دو نوبت معاینه و چکاپ هم پیششون انجام میدی
از زمانی ک 4 سانت شدی میان بالا سرت و تو زایشگاه باهات حرکت هایی برا کمتر شدن درد و باز شدن دهانه رحم میزنن ولی تو خود روند زایمان و بخیه ها دخالتی ندارن

نه ربطی ب بیمارستان نداره،ب بیمارستان بگی ماما خصوصی دارم اجازه میدن باهات بیاد و کنارت باشه فقط موقع زایمان خود ماما بیمارستان انجام میده

من از شرایط قراردادشون عکس دارم میفرستم خودتون هم بخونین
تجربه زایمان طبیعی تو بیمارستان دولتی
تجربه زایمان طبیعی تو بیمارستان دولتی
دیگه اختیاری کلا کنسل شده
فقط باید ب دکترتون پول بدین تا تو پرونده تون بزنن سزارین
اگ اولین بچتونه بنظرم ریسک طبیعی رو قبول نکنین و برین سزارین،چون تو همه زایمان طبیعی های اول بخیه هست و با وجود بخیه دیگه سزارین و طبیعی خیلی باهم فرقی ندارن

پیشنهاد من اینه با دکترتون صحبت کنید اگه قبول کردن پول بگیرن و سزارین کنن ک چ بهتر(بدون پول هیچ راهی نداره ک نامه سزارین بدن وقتی طبیعی باشی)
اگه نکرد یه دکتر دیگ پیدا کنید ک قبول کنه
من قبل زایمان گفتم ولی گفتن بستگی ب شرایط خودت و بچت داره اگ مشکلی نباشه میزنیم
ولی خب هرچقدر التماس کردم نزدن و گفتن تو یکی از نوار قلبای سر صبح ضربان قلب بچه افت پیدا کرده
قرار بود بهشون بدم
از هفته های 25 ب بعد ک تصمیم گرفته بودم دکتر خصوصی داشته باشم هم باهاش صحبت کردم ک حتما میخام خودش زایمان و بخیه رو انجام بده اونم قبول کرد ولی چون زایمانم آخر سال بود هرچی اصرار میکردم ک هزینه رو براشون بزنم قبول نمیکرد
میگف ممکنه بیفتی بعد 25 ام و من نباشم
اگه بودم و زایمان کردی بهم زنگ بزن میام بعد هزینشو پرداخت میکنی

ک همینطور هم شد و زنگ زدم ولی نیومدن کلا
نه یادت نمیشه
فقط نسبت بهش سِر میشی
من مامای مطب دکترم ماما همراهم بود
از وسطای بارداری قرار داد بستم باهاش‌
اره دیگ ۴ سانت که بشی میان.
پول میگیرن ک بیان اگر به هر دلیلی م نتونن بیان جایگزین میفرستن
مرسی عزیزم لطف کردی 🙏🏻ببخشید دیر جواب دادم با اینکه اعلانم روشنه ولی نمیدونم چرا پیامای جدید رو واسم نشون نمیده.
بگم ببینم قبول میکنه. والا خواهرشوهرم با جثه ی لاغری که داشت میگفت زایمان طبیعی راحتی داشتم و اصلا بخیه هم نخورده بود، انگار بدن با بدن فرق داره
فدای سرت عزیزم
امیدوارم ک زایمان راحتی داشته باشی و سر وقت تو سلامت کامل خودت و نی نی خوشگلت رو تو بغل بگیری😘
آره همه چیز بسته ب شرایط بدنی فرده
دوست خودمم جثه ی ریز و وزن کمی داشت زایمانش کلا 2 ساعت زمان برده بود اصلنم اذیت نشده بود
راستش من زایمان اونو ک دیدم دلم قرص تر شد برا طبیعی
با اینک دکتر خودمم معاینه کرد گفت لگنت خیلی خوبه و راحت زایمان میکنی بازم مرگ رو ب چشم دیدم

مرسی از دعای قشنگت، خدا نی نی شمارم حفظ کنه🫀❤
هر چه پیش آید خوش آید سپردم به خودش
خب پس نگران نباش
ایشالا ک خیره♥️
واقعیت داره گلم؟یعنی چی قبول نمیکنن باید حتما بری خصوصی یا چطوره
واای
زنجان ک اینطوریه شهرای دیگه رو نمیدونم، خصوصیشم دیگه اختیاری رو قبول نمیکنه، اون دکتری ک من میرم اصلا قبول نمیکنه مگر اینکه مشکل داشته باشه
عزیزم انشالله به خوشی و خوبی زیر سایتون بزرگ بشه و مطمئنا برا این همه سختی که کشیدی در آینده آسودگی و شادی بیشتری تجربه کنی خیلی ممنون ازینکه تجربه با ارزشتو به اشتراک گزاشتی
ممنون از این دعای قشنگت عزیزدلم 😘❤️
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.