سلام مامانا من شش روزه پسرم ب دنیا اومده دخترم اصلا واکنش خوبی نشون نداده با وجود اینکه قبلش خیلی اماده ش کرده بودیم ؛رفتارای هیجانی نشون میده همش در حال سروصدا و جیغ و داده همش دوس داره نینی رو بیدار کنه و اذیت کنه با مشاوره صحیت گردم دو رروز پیش گفته های مشاورم روش اثر نداشت نینی رو بغلش میذارم وقتی بیداره ولی انگارلج گزده خشم داره هیجان داره امروز دیگه کم اوردم واکنش خکبی بهش نشون ندادم 😭😭😭 الان بغلش کردم خابید خودن اینقد گریه کردم حالم بده توروخدا مامانایی که فرزند دوم داشتن بیان از واکنش بچه هاشون بگن شاید اروم شدم😭😭
ببخشید تخصصی زدم عمومی نمیشد زد
پرسش (1405/01/06):
چالش رفتار فرزند اول با به دنیا اومدن فرزند دوم
872
167
1405/01/06
سوال کننده
0
1405/01/06
آرزو .
سلام عزیزم
پسر من الان گاهی هیجان زده میشه میاد میزنه رو شکمم میگه میخوام آجی بزنم🙊وقتی میگم آجی میخواد برات اسباب بازی مورد علاقش بیاره آروم میشه
پسر من الان گاهی هیجان زده میشه میاد میزنه رو شکمم میگه میخوام آجی بزنم🙊وقتی میگم آجی میخواد برات اسباب بازی مورد علاقش بیاره آروم میشه
0
1405/01/06
آرزو .
براش خوراکی بخر بگو داداشی برات آورد
یا عروسک
به باباش بگو با هیجان دست دخترت بگیره بگه بریم برا داداشی لالایی بخونیم تا بخوابه
یا عروسک
به باباش بگو با هیجان دست دخترت بگیره بگه بریم برا داداشی لالایی بخونیم تا بخوابه
0
1405/01/06
سوال کننده
اینم دوران بارداری همینجوری بود چمدون خلبانی دوس داشت گفتیم داداش برات میاره براش گرفتیم دادیم یکم اروم شد کلی ب دنیا که اومد دیگه خیلی رفتارش هیجانی شده
0
1405/01/06
سوال کننده
بخدا کم اوردم خستم
0
1405/01/06
sara *
واااای ترلان منم گرفتار این مشکل شدم😭😭😭
اصلا فکرشو نمیکردم انقد بهم وابسته باشه تا میبینه ب دخترم شیرمیدم دیوونه میشه من کلا ازصبح وقتمو گذاشتم برای سامیار ،شباهم میرم پیشش میخابم تا میخابه میام پیش دخترم، خداکنه این حساسیتش تموم بشه ،فقط میدونم باید طوری رفتارکنی ک بچه ی دوم وجود نداره واز زبونش ابرازعلاقه کن بهش...
اصلا فکرشو نمیکردم انقد بهم وابسته باشه تا میبینه ب دخترم شیرمیدم دیوونه میشه من کلا ازصبح وقتمو گذاشتم برای سامیار ،شباهم میرم پیشش میخابم تا میخابه میام پیش دخترم، خداکنه این حساسیتش تموم بشه ،فقط میدونم باید طوری رفتارکنی ک بچه ی دوم وجود نداره واز زبونش ابرازعلاقه کن بهش...
0
1405/01/06
سوال کننده
امروز عصر براش خوراکی هایی که دوس داشت خرید همسرم اورد گف برات گرفتم که هوای داداش رو داشتی هوای مامان رو داشتی ولی چند دیقه بعد باز شروع کرد ب سرو صدا
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
وای پسر من با دخترم ۱۵ماه فاصلش بود شب اول از صدای گریه خواهرشم وحشت داشت اونم گریه میکرد و من ب ناچار شبا پسرمو میدادم خونه مادرشوهرم تا ده روز روزام ک میدیدش کلا فک میکرد عروسکه اصلا درکی نداشت دست و پاشو میکشید صورتشو اصلا نمیشد نه آمادش کرد نه توضیح داد خیلی سخت گذشت تا دخترم راه افتاد روزای سختی بود چون حتی نمیتونست از خودش دفاع کنه همش خواهرشو هل میداد اینم خب نمیتونست خودشو کنترل کنه واقعیت ی وقتا چاره ای جز تشر نبود چون حتی مثلا ی وقتا عمدی میخواست ک دست تو چشم خواهرش بکنه خب اگ من میخواستم ب حرف مشاور و اینا برم واقعا دست میکرد تو چشمش الان همبازی شدن البته
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
عزیزم به مرور خوب میشه مطمعن باش
دختر تو تازه بزرگتره که داداشش دنیا اومد دختر من چهارساله بود داداشش دنیا اومد اوایل از این کارا زیاد میکرد بعد مدتی بهتر شد
دختر تو تازه بزرگتره که داداشش دنیا اومد دختر من چهارساله بود داداشش دنیا اومد اوایل از این کارا زیاد میکرد بعد مدتی بهتر شد
0
1405/01/06
سوال کننده
سارا خیلی سخته دقیقا اینم تا نیبینه بهش شیر میدم یا میخابه نینی دیوونه میشه امشب اینقد گدیه کردم که نگو
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
خیلی خوبه ک یکمم ک شده بفهمه
0
1405/01/06
sara *
نگار کوچیکتر بهتر بزرگتر میشن ی حرفایی میزنن جیگرتو میسوزونن،امروز شوهرم پسرمو برد پارک بهش میگ بابا جیگرم میسوزه یادش بخیر مامانم منو میورد همیشه اینجا🥺دیشبم فقط گریه میکرد میگفت من مامان واقعی خودمو میخام😔
0
1405/01/06
سوال کننده
باورت میشه پیشم نمیومد امشب دیگه گریه م گدفت رفتم بغلش کردم گفتم چرا اینجوری نیکنی چرا اذیت میکنی چرا نمیای بغلم من مامان تو هستم دوس داشتنم بهت کم نشده بیشترم شده کلی جرف زدم و گ یه کردم خودشم گدیه میکرد خابش برد
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
منم همه کار کردم ولی بازم حس حسادت رو دارن
0
1405/01/06
سوال کننده
امشب بهش تشر شدم از عداب وجدان دارم میمیرم 😭
راست میگی واقعا نمیشه
راست میگی واقعا نمیشه
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
اینکه اینطور رفتار کنید که انگار بچه اول وجود نداره خیلی اشتباهه
مامان من اوایل این کارو میکرد بعد دخترم انقد حساس شده بود میگفت دیگه داداشو نباید دوس داشته باشید
ولی من به مامانم گفتم بهش بگه دوتاتون یه اندازه دوس داریم یه اندازه چی میخریم یه اندازه بغل میکنیم دیگه دخترم اذیت نمیکرد حساس نمیشد
مامان من اوایل این کارو میکرد بعد دخترم انقد حساس شده بود میگفت دیگه داداشو نباید دوس داشته باشید
ولی من به مامانم گفتم بهش بگه دوتاتون یه اندازه دوس داریم یه اندازه چی میخریم یه اندازه بغل میکنیم دیگه دخترم اذیت نمیکرد حساس نمیشد
0
1405/01/06
سوال کننده
خودت چ واکنشی نشون میدادی؟
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
میدونم سخته واقعا ولی خب بخدا آدم میترسه ی وقت ی کاری کنن جبران ناپذیر باشه
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
عزیزم😢
به دوتاشون یه اندازه محبت کن اون بغل میگیری داداششم بگو بیا بغلم دوتاتون یه اندازه دوس داریم بزرگتر بشه باهم میبریم پارک کم کم اروم میشه این دوره باید بگزرع
به دوتاشون یه اندازه محبت کن اون بغل میگیری داداششم بگو بیا بغلم دوتاتون یه اندازه دوس داریم بزرگتر بشه باهم میبریم پارک کم کم اروم میشه این دوره باید بگزرع
0
1405/01/06
سوال کننده
باید چیکار کنیم
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
سعی میکردم باهاش حرف بزنم ولی خیلی خیلی اوایل لجبازی میکرد خوب از دستمم در میرفت دعواش میکردم
اوایلم هیچی هیچی حرفام گوش نمیداد داداشش که بزرگتر میشد دخترمم بهتر میشد
اوایل واقعا سخت بود خیلی
اوایلم هیچی هیچی حرفام گوش نمیداد داداشش که بزرگتر میشد دخترمم بهتر میشد
اوایل واقعا سخت بود خیلی
0
1405/01/06
sara *
خیلی بد اصلا میفهمم چی میگی ما حتی بهش میگیم اگ دوستش نداری ببریمش بزاریم بیمارستان،میگ نه هم دوستش داره هم حسادت میکنه ،ی حس جدید حقم دارن باید ما مراعات کنیم تا درست بشن،فقط دعواش نکن با زبون آرومش کن، باز امروز عکس العملش بهتر از دیروز بود
0
1405/01/06
سوال کننده
دقیقا ی کاری میکنه که اگر هجون لحظه چیزی نگی اتفاق خیلی بدی مسفته
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
پسر من وقتی خواهرشو میدید جیغ میزد گریه میکرد😑خیلی اذیتم کرد با دعوا با محبت هیچکدوم جواب نداد فقط تونستم با مهد فرستادن یکم آروم کنمش که نزنتش خیلی میزد داداششو
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
ولی اینم دیدم تو بچه خواهر و برادر با فاصله سنی ده سال هم همین هیجانات و حسادتا هست
0
1405/01/06
بانو بزرگی
خاستم بگمبزار دوستمو صدا بزنم😅😅😅😅
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
صبر و مدارا
غیر این فکرنکنم جواب بده بیشتر با دخترت وقت بزار بهش مسئولیت بده بگو تو مامان کوچولویی تا بلکه راه بیاد
غیر این فکرنکنم جواب بده بیشتر با دخترت وقت بزار بهش مسئولیت بده بگو تو مامان کوچولویی تا بلکه راه بیاد
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
ولی مطمعن باشید چندماه دیگه انقد خوب میشن باهم که کیف میکنید
دختر من هرچی داداشش داشت اینم میخاست
شیشه شیر پستونک شیرخشک پوشک قندان کردن اصن اوضاعب بود😬
دختر من هرچی داداشش داشت اینم میخاست
شیشه شیر پستونک شیرخشک پوشک قندان کردن اصن اوضاعب بود😬
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
آخی
0
1405/01/06
sara *
اخه خودش هی میاد میگ منو دوست داری یا ابجی بگم ابجی ک دیوونه میشه میگم خب معلومه تورو ...کلا ی حرفایی میزنه ادم کپ میکنه ازکجا این حرفارو درمیاره
5
1405/01/06
mom(N) 😌😌
فقط میگم بهش نگید داداشش یا خاهرش دوس ندارید به مرور حسادتشون بیشتر میشه پیش خودشون میگن اول دوسش نداشت الان بیشتر دوسش داره همین اول بگید دوتاتون بچه ما هستید دوتاتون عزیزید به یه اندازه بزارید به مرور کنار بیان چون این نفر چهاروم دیگه در کنار شماس
0
1405/01/06
سوال کننده
سارا اصلاااا حرف گوش نمیگنه هرچی با ارامش میگم انگار بدتر میکنه مجبور میشم تحد برخورد کنم
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
الانم خیلی دعوا میکنن ولی جون پسرم به جون خواهرش بنده
صبح از خواب بیدار میشه اول میپرسه آبجی کو؟
اگه ۵ دقیقه نبینتش سراغشو میگیره میگرده دنبالش
صبح از خواب بیدار میشه اول میپرسه آبجی کو؟
اگه ۵ دقیقه نبینتش سراغشو میگیره میگرده دنبالش
0
1405/01/06
sara *
من خیلی بهش محبت میکنم حتی دارم شیرمیدم بوسش میکنم وکلی ابرازعلاقه بهش میکنم...بهش گفتم شکمم زخم بزار خوب بشم باهم دوباره همه جا میریم
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
نه نگو ابجی
دختر منم انقد میپرسه
من بغلش میکنم میگمش دوتاتون یه اندازه دوس دارم دوتاتون بچه های منید عزیزمنید هیچکس و بیشتر دوس ندارم انگار خیالش راحت میشه
دختر منم انقد میپرسه
من بغلش میکنم میگمش دوتاتون یه اندازه دوس دارم دوتاتون بچه های منید عزیزمنید هیچکس و بیشتر دوس ندارم انگار خیالش راحت میشه
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
بچه های امروزی خیلی باهشون 😵💫هرچی ما بلد نبودیم و نیستیم اینا از تو شکم دراومده بلدن
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
ولی اونی که نوزاده خیلی بیشتر گناه داره طفلی دختر منو همه میگفتن این چیزی نمیفهمه فعلا ما ب اون بیشتر محبت میکنیم بقیه هی پسرمو بردن ک مثلا حساس نشه و اینا ولی از نظر من حتی از نوزادی هم متوجه عستن بچه ها دختر من الان غیر خودم ب کسی علاقه خواسی نداره و پیش هیچکس نمیمونه چون کسی اونو مثلا نبرد و فک کردن اون نمیفهمه جالبم هس باز همونا میگن پسره اجتماعی تره ولی دخترت ن ولی خودم میدونم یکی از دلایلش همینه
0
1405/01/06
sara *
الهی سومی هم بیاد بعد گرفتاریت مثله ما بشه اون وقت نمیخندی😂😂
0
1405/01/06
سوال کننده
امشب تا جنون رفتم دیگه احساس میکردم میخام سکته کنم داشتم شیر میدادم ب دخترم سینمم زخم ب زود تحمل میکردم ی دفعه ی بالشت دستش گدفته بود دخترم هی میچروند ول میکرد هرلحظه ممکن بود بزنه ب بچه دیگه داشتم از درد خونریزی درد شقاش سینه میمردم اینم اینجوری میکرد😭😭
1
1405/01/06
mom(N) 😌😌
اره بهش بگو اجی بزرگ میشه بازی میکنه باهات صدات میزنه دادا دادا بوست میکنه کم کم خوب میشه
0
1405/01/06
sara *
برای پسرم هرکی گل وشکلات میاره میبره میزاره اتاقش نمیزاره بیاریم پذیرایی🤦♀️🤦♀️
0
1405/01/06
سوال کننده
امروز پستونک نینی رو برداشت گذاشت دهنش
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
عادیه هنوز براش جدیده بزار ببره بگو اونا برا توهن بچس درکی نداره
1
1405/01/06
مامان بچه ها m
دقیقا بچه های منم همینن
0
1405/01/06
sara *
دیشب حواسم نبود داره از لای در نگاه میکنه اقا منم داشتم ابراز علاقه میکردم بعد با دهن کجی حرف منو تکرار میکرد😂😂
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
دختر منم همه پستونکا داداشش میبرد شیشه شیرش هرروز بخدا قاشق قاشق شیر خشکشو میخورد حتی به زور میخورد که بگه برا دوتامونه ولی خداروشکر گذشت سختیش سه چهارماه اول بود
1
1405/01/06
mom(N) 😌😌
😆😆بچه ها خیلی زرنگن
0
1405/01/06
سوال کننده
وای من دست تنها چطور تحمل کنم س چهار ماه😭😭
0
1405/01/06
sara *
میفهمم چی میگی براش کارتون یا بازی ک دوستداره دانلود کن تا کمتر باهم سروکله بزنین،بخای تهدید کنی لجبازترمیشن
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
میفهمم الان تو سختترین لحظه ای بعد زایمان تا آدم خودشو پیدا کنه طول میکشه
من بعد زایمان سومم واقعا یه لحظه جنون گرفتم اصلا یادم نمیره اون لحظه رو انقدر خودمو زدم انقدر زدم رو پاهام تا دو روز پا درد داشتم😑
من بعد زایمان سومم واقعا یه لحظه جنون گرفتم اصلا یادم نمیره اون لحظه رو انقدر خودمو زدم انقدر زدم رو پاهام تا دو روز پا درد داشتم😑
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
تازه تنها باشی بهترع
منم تنها بودم بعد ده روز تنها شدم
من یه خوبی که داشت دخترم مهد میرفت تا سه چهارماهگی داداشش خیلی کمکم کرد مهد رفتن
منم تنها بودم بعد ده روز تنها شدم
من یه خوبی که داشت دخترم مهد میرفت تا سه چهارماهگی داداشش خیلی کمکم کرد مهد رفتن
1
1405/01/06
sara *
واقعا همینه🤦♀️😑
2
1405/01/06
مامان بچه ها m
خدا کمکتون کنه
0
1405/01/06
سوال کننده
اعتصاب کرده انگار اصلا تی وی نمیبینه فقط میگه گوشی هم نمیشه مدام دستش باشه
0
1405/01/06
سوال کننده
دختر منم مهد میره ولی از اول جنگ تعطیل گردن وگرنه بازم شرایطتم بهتر بود قطعا
0
1405/01/06
مامان بچه ها m
هزار ماشاالله ب تو ....واقعا حق داشتی
0
1405/01/06
سوال کننده
البته راست میگین شاید تنها باشیم بهتر کنار بیاد
0
1405/01/06
سوال کننده
خیلییی سخته😭😭
0
1405/01/06
سوال کننده
هم دلم برای نینی میسوزه هم برای دخترم خیلی داره بهم سخت میگذره
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
اره مهد خیلی خوبه
جنگ گند زده تو همه چی😬
جنگ گند زده تو همه چی😬
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
کسی پیشت باشه خاهرشو بغل بگیره اون موقعه دیگه همه رو روانی میکنه
من مامانم و خاهرم دست پسرم میزدن دخترم خراب میشد سرشون گریه که دستش نزنید مامانم میکشید کنار میگفت من و دوس داری یا داداشو 😢
من مامانم و خاهرم دست پسرم میزدن دخترم خراب میشد سرشون گریه که دستش نزنید مامانم میکشید کنار میگفت من و دوس داری یا داداشو 😢
0
1405/01/06
سوال کننده
اره دقیقا همینکارو میکنه
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
همون تنها باشی تا عادت کنه بهتره بزار باهم خو بگیرن
0
1405/01/06
سوال کننده
ب مامانم میگفت تو نباید داداش رو بشوری
0
1405/01/06
mom(N) 😌😌
دقیقا اصن اجازه دست زدن بهشون نمیداد انقد جیغ میزد گریه میکرد اصن اوضاعی
خاهرم میخاست بیاد دیدن بچه میزاشت دخترم بره مهد بعد میومد چون کسی جرات نداشت دستش بزنه
خاهرم میخاست بیاد دیدن بچه میزاشت دخترم بره مهد بعد میومد چون کسی جرات نداشت دستش بزنه
0
1405/01/06
بانو بزرگی
🤨🤨🤨🤨🤨😅😅😅😅😅😅بلا بدور هیچکی زبون سامیار نداره هنوز از ظهر تو شوک حرفاشم
1
1405/01/06
بانو بزرگی
😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅آقا خیلی باحالن بخدا😅😅😅😅😅😅😅😅😅من بودم خنده ولم نمیکرد
1
1405/01/06
بانو بزرگی
تو روحت بچه🤣🤣🤣😆🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
0
1405/01/06
sara *
همینکارو میکنم فقط میگم خداکنه طودتر عادت کنه
1
1405/01/06
mom(N) 😌😌
انشالله خوب میشه خیلی زود
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
سر بچه دومم اطرافیان خیلی بد واکنش نشون دادن تا دخترم نزدیک بچه میشد یهو چندنفر میرفتن سمتش خودمو جای بچم گزاشتم دیدم حق داره واکنش بدی داشته باشه ولی وقتی بچه سومم دنیا اومد به همه گفتم دخالت نکنید حتی دیدین بچه رو گرفته میکشه هم چیزی بهش نگید نزارید حساس بشه فکر کنه چرا ما اینجور میکنیم واقعا هم تاثیر داشت خیلی اذیت نشدم شیر میدادم میزاشتم تو گهواره بچه ها هم نمیرفتن زیاد سمتش گاهی هم خواب بود میرفتن گهواره رو تکون میدادن بیدار میشد ولی باز میخوابوندمش دعواشون نمیکردم تا حساس نشن نزار حساس بشه بهش
0
1405/01/06
sara *
ب شوهرت بگو ببرش پارک یا جایی ک دوستداره، سامیارم ب سختی ازپیش ما میره وقتی ک پسرت خابه ی چی باهاش دانلود کن کنارش درازبکش ببین
1
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
😂😂😂
0
1405/01/06
پ
سارا جون قدم نورسیده مبارک باشه 😘😘
خیلی خوشحال شدم برات 😍😍
از صمیم قلب ❤️❤️🫂🫂
خیلی خوشحال شدم برات 😍😍
از صمیم قلب ❤️❤️🫂🫂
0
1405/01/06
sara *
بانو حالا وقت کردم میام میگم🤦♀️
0
1405/01/06
بانو بزرگی
من خیلی بچهاتون درک میکنم چون خودم ۵ ساله بودم دختر خواهرم دنیا اومد منم تهتغاری بودم خیلی بابایی مامانی بودم اونا هم منو بیشتر میخاستن ولی روزی که دختر خواهرم اومد وایییی یادم نمیره چقدرر گریه میکردم وقتی میاوردنش خونمون عزا میکردم غمباد میگرفتم که همه بغلش میکردن
هیچوقت یادم نمیره
حتی با اینکه الان دو یار جدا نشدنی هستیم باهم اصلا انگار نه انگار من خاله هستم اون خواهر زاده مثل دوقلو چسب همیم
هیچوقت یادم نمیره
حتی با اینکه الان دو یار جدا نشدنی هستیم باهم اصلا انگار نه انگار من خاله هستم اون خواهر زاده مثل دوقلو چسب همیم
0
1405/01/06
sara *
مرسی فداتشم عزیزدلمی🥰🌸
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
دایی من ته تغاری بود من نوه اول به من محبت نمیکردن اون ناراحت نشه😐
مثل چی هم منو میزد همیشه دوسال تفاوت سنی داریم😂
مثل چی هم منو میزد همیشه دوسال تفاوت سنی داریم😂
1
1405/01/06
بانو بزرگی
خیلی بدم میاد دیگران دخالت کنن بخدا من دختر دومم دنیا اومد با اینکه ارغوان ۸ ساله بود و مثل یه مامان کوچولو شوق ارکیده رو میکرد ولی اوردمش خونه مادرم خواهرام عمه هاش همه میگفتن به ارغوان تو برامون یه چیز دیگه ای به خدا الان مثل یه مادر خواهرشو میگیره من کارامو میکنم ارغوان شیر بهش میده میخابونش
0
1405/01/06
بانو بزرگی
آره حتما بیا گروه بگو 🤣🤣🤣
0
1405/01/06
بانو بزرگی
🤣🤣🤣🤣🤣منم دختر خواهرمو خیلی میزدم🤣🤣🤣🤣🤣🤣حقتون بود
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
آره دخترم سر سامیار خیلی کمکم کرد واقعا دخالت بیجای اطرافیان از همه چیز بدتره
1
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
😂😂😂
0
1405/01/06
بانو بزرگی
حالا من مامان بابام کاری نمیکردن من حسادت کنم خواهر برادرام هی میگفتن اخی تو کهنه شدی فلان من حرصی میشدم😑😑😑😑وقتی میرفت خونشون برا من انگار عید بود
1
1405/01/06
بانو بزرگی
همیشه کسایی هستن شر درست کنن
1
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
😂😂😂
0
1405/01/06
raziyeh🔻 💫
دارم میخونم اگر لازم شد استفاده کنم
خدا کنه پسر من همینطوری که الان ذوق میکنه و ...بعد دنیا اومدنش هم همین روحیه داشته باشه😅🤒
خدا کنه پسر من همینطوری که الان ذوق میکنه و ...بعد دنیا اومدنش هم همین روحیه داشته باشه😅🤒
1
1405/01/06
raziyeh🔻 💫
ولی میدونم باید خیلی صبوری کرد و با دل بچه اول راه اومد تا کم کم با هم کنار بیان
1
1405/01/06
سوال کننده
اره همینطوره
0
1405/01/06
مامان السانا مرادی
سلام عزیزم
دختر منم روزهای اول همش حسادت میکرد
میگفت آبجی زشته
بندازش بیرون بدرد نمیخوره
ولی الان عاشقشه انقده دوستش داره
دوتایی کلی برا هم ذوق میکنن
به مرور که نی نی بزرگ میشه یه حرکتایی انجام میده مثلا میخنده ، بهش وابسته میشه باهاش بازی میکنه
دختر منم روزهای اول همش حسادت میکرد
میگفت آبجی زشته
بندازش بیرون بدرد نمیخوره
ولی الان عاشقشه انقده دوستش داره
دوتایی کلی برا هم ذوق میکنن
به مرور که نی نی بزرگ میشه یه حرکتایی انجام میده مثلا میخنده ، بهش وابسته میشه باهاش بازی میکنه
0
1405/01/06
sama a.b
وای خدا چقدر غصم شد با این تاپیک و تجربیات دوستان چند ماه دیگه دختر منم به امید خدا میاد و پسرم به شدت بهم وابسته است البته وابسته که نمیشه گفت ولی خوب خیلی بهم محبت میکنه همش نمیدونم بعدا چی در انتظارمه بدون کمک
فقط خدا خودش کمکم کنه
فقط خدا خودش کمکم کنه
1
1405/01/06
سوال کننده
یکم روزای اولمه درد دارم سردرد شقاق سینه ولم نمیکنه کم طاقت شدم سعی میکنم اصلا دعواش نکنم
0
1405/01/06
سوال کننده
پریروز برد هرروز میگه نمیتونم ببرم
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
درست میشه به امید خدا یکم صبر کن
0
1405/01/06
سوال کننده
میگن تو ذهنش میمیونه و رو رفتارش تو مهد مدرسه تاثیر داره راسته؟
0
1405/01/06
بانو بزرگی
دلم برا خودم گرفت باز🥲🤣
0
1405/01/06
سوال کننده
دختر من تا شکمم معلوم نبود خیلی ذوق داشت شکم که معلوم شد و نشستن بلند شدن برام سخت شد رفتارای هیجانیش شروع شد
انشالله برای شماداینطوری نباشه
انشالله برای شماداینطوری نباشه
0
1405/01/06
سوال کننده
خدا کنه زودتر از این چالش بگذرم
0
1405/01/06
بانو بزرگی
نه نه اصلا
الان تازه اومده براش گنگه
خوندی دیگه گفتم ما دوتا دو عصو جدا نشدنی هستیم باورت میشه اون شاغله ماهانه بمن میده؟انقدر ما باهم دوست و همدم شدیم
مطمئن باش اخرشون خوشه
الان تازه اومده براش گنگه
خوندی دیگه گفتم ما دوتا دو عصو جدا نشدنی هستیم باورت میشه اون شاغله ماهانه بمن میده؟انقدر ما باهم دوست و همدم شدیم
مطمئن باش اخرشون خوشه
0
1405/01/06
سوال کننده
دختر منم خیلی محبت میکرد بهم شبا بوس شببخیر صبا بغل و بوس الان ازم فاصله گرفته اینجکری رفتار میکنه
0
1405/01/06
سوال کننده
یکم اروم شدم ممنونم ازت
0
1405/01/06
سوال کننده
همش حس میکنم در حق دخترم ظلم گردم نینی جدید اومده
0
1405/01/06
بانو بزرگی
فدات گلم😍🥰وقتی مثلا ۱ ساله بشه کسی بخاد بهش اسیب بزنه تو بازی دخترت براش میشه سپر
1
1405/01/06
بانو بزرگی
اینجور نگو
منم ۸ سال بعد نی نی اوردم عذاب میکشم چرا زودتر نیاوردم ظلم کردم در حق دخترم این همه سال تنها بود
منم ۸ سال بعد نی نی اوردم عذاب میکشم چرا زودتر نیاوردم ظلم کردم در حق دخترم این همه سال تنها بود
0
1405/01/06
مامان سه تا جوجه سین🐣
چرا؟
چون خواهرزادت رو میزدی؟😂
چون خواهرزادت رو میزدی؟😂
0
1405/01/06
زهرا اصغری
وای ینی قراره پسر منم اینطوری بشه؟؟؟
الان هر چند دقیقه میاد شکممو میبوسه میگه داداشو میخام بوس کنم.یا وقتی میبینه دارم شکممو نگاه میکنم با ذوق میاد میگه داداش داره تکون میخوره!!!
الان هر چند دقیقه میاد شکممو میبوسه میگه داداشو میخام بوس کنم.یا وقتی میبینه دارم شکممو نگاه میکنم با ذوق میاد میگه داداش داره تکون میخوره!!!
1
1405/01/06
raziyeh🔻 💫
آخی عزیز دلم إن شاء الله که زود با داداشش کنار بیاد
0
1405/01/06
سوال کننده
کاش بگذره تا اون روزارو ببینم
0
1405/01/06
سوال کننده
درس میگی هر زمان سختی خودش رو داره
0
1405/01/06
سوال کننده
من احساس میکنم حسادت دختر بیشتر از پسره
0
1405/01/07
زهرا اصغری
۶ ماه پیش ک دوقولوهای خاهرشوهرم به دنیا اومدن به مادرشوهرم همش میگفت نباید نگاشون کنی فقط منو نگاه کن.همش جیغ میزد ک اذیت شن اون طفلیا حالا موندم برا خودم میهاد چیکار کنه
0
1405/01/07
بانو بزرگی
نه نه برا اینکه چرا خواهرمو بیشتر نمیزدم اون دوسال ازم بزرگتر بود و شاد میشد از حال خرابم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😑
0
1405/01/07
زهرا اصغری
تایپیک پوشکو زدن بانو؟؟؟
0
1405/01/07
بانو بزرگی
الان فرمالیته س🤣🤣🤣🤣
0
1405/01/07
بانو بزرگی
خروج از کاربری زدم نمیدونم والا
0
1405/01/07
بانو بزرگی
انقده بگذره😍
0
1405/01/07
بانو بزرگی
اره عزیزم
0
1405/01/07
مامان سه تا جوجه سین🐣
😂😂😂
1
1405/01/07
بانو بزرگی
😬😬
0
1405/01/07
shima p
سلام از طبیب تاپیک 🥴😁😂
تا دو سه ماهگی یکم سخته مامانای گل بعدش دیگه واسشون عادی میشه من که دختر بزرگم یهویی میومد میکوبید فرق سر بچه بچه غش میکرد از گریه خلاصه کلی داستان داشتم اما بعد ۳ ۴ ماه خیلی خیلی بهتر شد و الان شکر خدا خوبن
تا دو سه ماهگی یکم سخته مامانای گل بعدش دیگه واسشون عادی میشه من که دختر بزرگم یهویی میومد میکوبید فرق سر بچه بچه غش میکرد از گریه خلاصه کلی داستان داشتم اما بعد ۳ ۴ ماه خیلی خیلی بهتر شد و الان شکر خدا خوبن
0
1405/01/07
shima p
بچه بزرگتونو خیلی خیلی بیشتر بهش محبت کنید و براش خرید کنید هر چیزی برای کوچیکه میخرید برای بزرگه همه حتما بخرید بعد هرچی که دوست داره بگید از طرف اجی یا داداشیه
0
1405/01/07
shima p
برای خواب بچه که طبیعیه خب باید به بزرگا هم حق بدیم چون اونا هم هنوز کوچیکن و نیاز به بازی و سرگرمی و سر و صدا دارن پس خیلی حساس نباشید بزارید بچه به سر و صدا عادت کنه
0
1405/01/07
shima p
اما همش گذر زمان همه چیز رو درست میکنه الان دخترای من طوری شده که کوچیکه تو دید نباشه بزرگه دنبالش میچرخه
خلاصه بزرگه عصای دستم شده
خلاصه بزرگه عصای دستم شده
0
1405/01/07
✨کوثَر✨ .
و منی که با حرفای شماها افسردگی گرفتم
تا موقعی که بارداری همه چی خوبه بچه اول راضیه
ولی بعد بدنیا اومدن همه چی سخت میشه 😣
تا موقعی که بارداری همه چی خوبه بچه اول راضیه
ولی بعد بدنیا اومدن همه چی سخت میشه 😣
0
1405/01/07
مامان هانا❤ ☆☆
پسرم اول حسابی کتک خورد
تا دخترم باهاش کنار اومد
تا دخترم باهاش کنار اومد
0
1405/01/07
shima p
دقیقا همینطوره اما الان فعلا به چیزای خوب فکر کن و لذت ببر
0
1405/01/07
shima p
آره طفلی ها 🥹
1
1405/01/07
فاطمه ~
سلام عزیزم فقط فقط توجهوبه بچه اول اینو کم میکنه
من تفاوت سنیشون ۳ سال ۱۱ ماهه
انقدر منو شوهرم اوایل دنیا اومدن سعی کردیم وقت بیشتری رو باهاش بگذرونیم باز هم نمیشه واقعا یه جاهایی و اینکه من سعی کردم از اول مشارکتش بدم
پوشک داداشو بیار حوله بیار اینو بیار شیر بدیمش یکماه نیم دوماه اول اصلا ندیده میگرفتش انگار نیستش
الانکم کم داره میگه میشه منبغلش کنم
تازهومثلا خب دومی دستو و پا میزنه بی اختیار به اولی میخوره اونفکر میکنه نی نی عمدا زده میگه اععع منو نزن
واقعا دلم برای بچه اولم میسوزه اخه ۴ ساله که خودش تنهاوبوده تمام توجه و حواسمون برا اون بودهوحالا واقعا زور داره😅
ولی بدونموقتیه و میگذره فقط مواظب باش آسیی نزنه
من تفاوت سنیشون ۳ سال ۱۱ ماهه
انقدر منو شوهرم اوایل دنیا اومدن سعی کردیم وقت بیشتری رو باهاش بگذرونیم باز هم نمیشه واقعا یه جاهایی و اینکه من سعی کردم از اول مشارکتش بدم
پوشک داداشو بیار حوله بیار اینو بیار شیر بدیمش یکماه نیم دوماه اول اصلا ندیده میگرفتش انگار نیستش
الانکم کم داره میگه میشه منبغلش کنم
تازهومثلا خب دومی دستو و پا میزنه بی اختیار به اولی میخوره اونفکر میکنه نی نی عمدا زده میگه اععع منو نزن
واقعا دلم برای بچه اولم میسوزه اخه ۴ ساله که خودش تنهاوبوده تمام توجه و حواسمون برا اون بودهوحالا واقعا زور داره😅
ولی بدونموقتیه و میگذره فقط مواظب باش آسیی نزنه
0
1405/01/07
فاطمه ~
اینارو گفتم یادم رفت اینو بگم ک تازگیا هرکی بپرسه داداشتو میدی بمن انقدر جیغ میزنه که ن مال خودمونه تو برو برا خودت بیار
یا بیاد خونه نبینتش دنبالش میگرده گریه میکنه ک باید برگرده خونه ب این روزاهم میرسی اولشه تا نی نی خکابید برو پیش اولی کار خونه ارو ول کن فقط اولی ۲۰ دقیقه بدون توجه به چیزی مثل تی وی
گوشی
فقط دراختیار اون باش بعد برو سراغ کارات
یا بیاد خونه نبینتش دنبالش میگرده گریه میکنه ک باید برگرده خونه ب این روزاهم میرسی اولشه تا نی نی خکابید برو پیش اولی کار خونه ارو ول کن فقط اولی ۲۰ دقیقه بدون توجه به چیزی مثل تی وی
گوشی
فقط دراختیار اون باش بعد برو سراغ کارات
0
1405/01/07
سحر مامان سلین و دلوین
دختر من اوایل حسادت میکرد الان یکم کمتر شده ولی بهتر نشده بخصوو اینکه دوتاشون دخترم هستن
0
1405/01/07
سوال کننده
واقعا چالش سختیه
1
1405/01/07
سوال کننده
دقیقا اونم بچه است متوجه نمیشه حالا امروز خیلی اروم تر شده دخترم صداش رو اورده پایین
0
1405/01/07
سوال کننده
الهی شکر انشالله دختر منم کنار بیاد با این موصوع خدا بهم ی توانایی و صبر بده بتونم بگدرونم
0
1405/01/07
سوال کننده
اره سخته🥺
0
1405/01/07
سوال کننده
امید بخدا انشالله سالم باشند
اره امروز بیشتر وقت گذااشتم براش ارومتره
اره امروز بیشتر وقت گذااشتم براش ارومتره
0
1405/01/07
سوال کننده
انشالله بگذره زودتر و ب مرحله پذیرش برسند بچه ها
0
1405/01/07
shima p
خدارو شکر انشاالله بهتر هم میشه
0
1405/01/07
shima p
الهی آمین 🙏❤️
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.
سوالات مشابه
- خانمایی که برای بچه دوم اقدام میکنند لطفا کمکم کنید
- خانمایی که اولی رو طبیعی زایمان کردن و قصد دارن دومیم طبیعی زایمان کنن میاین لطفا
- لطفا فقط اونهایی که فاصله سنی بچه هاشون کمه بیاید
- داستان ِ راستان. این قسمت : استخوانها به لرزه در می آیند.
- بارداری با بچه کوچک
- هرکس تجربه داره ممنون میشم جواب بده
- فرزند دوم با فاصله ی ۵ونیم سال
- انتخاب اسم واسه دومین دخترم
- برداشت ۵میلیونی خود بانک از وام فرزند دوم
- چرا پروفایلم و فرزند فعالم همون فرزند اولم هست؟؟




