Ooma
پرسش (1404/11/13):

خانومایی که جای خواب بچه تون رو زیر ۲ سال جدا کردین

من حدودا ۴ ماهه که جای دخترمو جدا کردم
اما خیلی وقتا بعد از دوسه ساعت که میخابه بیدارمیشه میشینه تو تختش وگریه میکنه
یکی دوبار میبرم بغلش میکنم باز میزارم تو تختش میخابه
اما یه شبایی تا صبح دیگ امون نمیده من بخابم همش بیدارمیشه دیگ منم خسته میشم میارم کنارخودم بخابه
راهکاری اگر دارین بگین که چیکارکنم بهتر بخابه
یا وقتی بیدارمیشه نترسه

بچگک چ کاریه اخه جدا کردن 🤕خودش بزرگ شه میگه میرم تو اتاقم بخابم
عزیزم هر کس میتونه دراین موارد تصمیم شخصی خودشو داشته باشه ❤️
اخه گناداره بچه استرسی میشه و مضطرب
من ترجیحم این بود زیر۲ سال جداش کنم تا اینکه تو سن ۷ سالگی بچسبه به من و بترسه تنها بخابه
الانم خیلی شبا راحت میخابه تا صبح
یه شبایی بیدارمیشه و گریه های بدی میکنه
پسرمن ازهمون اول جدا میخابید از وقتی باردارشدم باما میخابه زیاد سخت نگیر خودشون از ی سنی ب بعد میرن اتاق خودشون
موفق باشی🫠
والا من جای پسرمو تازه 5 ماه جدا کردم از کارای بچه شما میکنه مثلا بزرگم شده البته قبلا که اتاق ما بود ما رو تخت بودیم جای اونو رو زمین مینداختم ولی بازم اذیت میکرد
منم نمیدونم چه کنم
منم چون رو زمین میخابوندمش و سرد بود گفتم رو تختش بخابونم
الانم میترسم این شبایی ک نصفه شب میارمش پیش خودمون بدعادتش کنه باز وقتی نی نی جدید دنیا اومد دیگ طاقتش نیاد تنها بخابه
دقیقا بد عادت میشه
😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫
چجوری خواستیش جدا کنی مراحلشو بگو ببینم چیکار کردی
وقتی خابید بردم گذاشتم تو اتاقش
مرحله ی خاصی طی نکردم
من دکترم رو دوسالگی جدا کردم اولش همکاری کرد ولی بعدش مثل دختر شما همش گریه میکرد دیگه مجبور شدم اوردم پیش خودم تا اخر 5سالگی دیگه خودش خواست و راحت رفت تو اتاقش خوابید
قطعا ک اونموقع حتما میاد پیشتون و باید بزاری بیاد عزیزم
وگرنه داستان هات تازه شروع میشه .
با حرف زدن و بازی هربار تو طی روز بگو هرکی تو تخت خودش میخوابه و من بهت سر میزنم پیشتم مراقبتم نگران نباش
بزار خیالش راحت شه
باید اول پیشش میخوابیدید بعد کم کم دور میشدید و کامل جدا میشدید
ایتجوری ک تو اتاق ، دم در اتاق ، بیزون اتاق و اتاق خودتون میرفتید بعد
دختر من الان ۱۲سالشه هنوز جدا نشده،
من همیشه حسرت میخورم چرا بچگی جداست نکردم
اتاق داره،تخت داره
ولی ی شبم نخوابیده تنها😐😐😐
خیلی کار خوبیه
حتما جداش کن
ولی شل کن سفت کن در نیار
شاید چون گاهی اوردیش تو اتاقت دوباره به این نتیجه رسیده که بزار این دفعه ام گریه کنم شاید این دفعه بردم تو اتاقشون
بچه ها خیلی زرنگن
من دخترمو دوسالگی جای خوابشو عوض کردم. تجربه ی من اینه سن خیلی خوبیه. اونقدر کوچیک نیست که شبا زیاد از خواب بیدار شه از طرفی اگه باهاش صحبت کنی که دیگه بزرگ شدی میتونی رو تختت بخوابی و اینا درک میکنه.
من از اول رو تخت با هم نمیخابیدیم رو تخت کنار مادر بود بعد کم کم فاصله دادم از تخت خودمون و ۷ الی ۸ ماهگی خواب روزش رو میذاشتم تو اتاق خودش گریه میکرد سریع میرفتم پیشش بعد ۹ ماهگی شب ها هم دیگه تو اتاقش میخابوندم گریه میکرد سریع میرفتم پیشش چند ماه بیدار میشد گریه میکرد ولی ابان که ۲ سال رو رد کرده دیگه گریه نمیکنه میگه مامان بیا باید صبور باشی و بدونی این گریه ها گذراست و میگدره البته چون بارداری و خودم گذروندم میدونم سخته صبور بودن ولی نیار پیش خودت چون عادت میکنه و بدتر میشه اگر میخای جدا بخابه چند هفته تحمل کن درست میشه ولی اگر یهو بردیش تو اتاق کم کم شروع کن مثلا از خواب روزش شروع کن بعد توی روز هم توی اتاقش ببرش اونجا باهاش بازی کن بذار با اتاقش و محیطش اشنا شه
عزیزم من خودم پسرم تختش کنار خودمونه .
اما تو کتاب های که خوندم اینطور بوده که اینجور مواقع بهتره شما چند شب کلا برید اتاقش بخوابید
پاشد ببینه پیششین
کم کم فاصله از تختشو بیشتر کنین .به مرور اگه حس کنه اونجایین درست میشه


اما من هنوز با باباش درگیرم
حتی بااینکه تختش کنار تختمه بازم نصفه شب جهش میزنع میدپره میاد رو تخت ما
سلام عزیزم
من دخترم که ۱ سالش شد جاشو جدا کردم
از اول اتاقشو سوا نکردم پیش خودم می‌خوابید ولی با فاصله
کم کم این فاصله رو زیاد و زیادتر کردم تا کامل کامل جدا خوابید از ما
بعدش رفت تو اتاق خودش
از همون ۱ سالگیش عادت کرده هم شب خوابیدنی و هم روز تو اتاق خودش میخوابه و جالب اینه که درم میبنده
فقط این چند وقت پیش به خاطره این وضع و آشوب بهونه می‌گرفت و میترسید تو اتاقش نخوابه دیگه که اونم حل شد 😅
البته دختر من الان بزرگه
ولی از بچگیش هر طور عادتش بدی بزرگتر که بشه کار خودت راحته
باید یکم صبور باشی
شبایی که نمیخوابه نیارش تو اتاق خودتون
پیشش بشین باهاش حرف بزن بگو مامان پیشته تا تو بخوابی بعدش منم میرم میخوابم
یکم طول میکشه تا عادت کنه
یه چراغ خواب کم نور هم حتما بزار تو اتاقش روشن باشه که بیدار میشه نترسه
ظهرا این کارو کردم بعد شب جداش کردم
😵‍💫😵‍💫
کار درستی کردی عزیزم فقط قاطع باش گزینه ای جز اتاقش بهش نده نهایتا پیشش بیشتر بشین یا همینجوری ادامه بده تا از سرش بیوفته. عروسک خواب و چراغ خیلی کم نور و این چیزا کمک میکنه دیگه اینا سختی کارت هست
نمیدونم شاید
ازوقتی حامله شدم خوابم زیاد شده
شبایی ک زیاد بیدار میشه دیگ کم میارم میگم ببرمش پیش خودم ولی باید اراده مو جمع کنم باز سفت بگیرم یکم
اول کلا خواب روزشو گذاشتم اونجا یه مدت
بعد از یه مدت خواب شبشم بردم
منم تا شروع کنه به نق زدن میرم پیشش
فاصله اتاقامون هم کمه
دختر منم رو تخت کنار مادرمیخابید بعدشم یه مدت رو زمین
هیچوقت کنارمون نبود بچسبه
الانم نزدیکای صبح میارم پیش خودم وقتی خیلی گریه کنه
خودش نمیخابه ک من میخابونمش بعد میبرم میزارم تو تختش
میدونی من جداش کردم اولش خوب بود لازم بود تا صبح صد بارم میرفتم پیشش
بازهمونجا میخابید
تازه داشتم میگفتم اخیش دیگ شیرنمیدم
جاشو جدا کردم و فلان تا زد حامله شدم الان هم اعصابم ضعیف شده هم خوابم زیاد هم حوصله م کم . براهمین کم میارم میبرم پیش خودم
باید دوباره اراده مو جمع کنم مقاومت کنم یا حتی شده برم پیشش بخابم تا عادت کنه .
بهترین کار اینه نم نم ازش فاصله بگیرید شبا تو اتاقش بخوابید وقتی بیدار شد شمارو ببینه خیالش راحت میشه بعدش باید جایی بخوابید ک تو دیدش باشه باز وقتی بیدار شد شمارو میبینه خیالش راحت میشه وقتی عادت کنه و خیالش راحت بشه دیگ شبا بیدار نمیشه و اون موقعس ک شما راحت تو اتاق خودتون میخوابید من دقیقا همین مراحلو گذروندم و خیلی راحت تو اتاقش میخوابید

سوالات مشابه