Ooma
پرسش (1404/11/09):

اشتراک تجربه سقط قانونی در بیمارستان

سلام دوستان
شاید یک سری هاتون یادتون بیاد منو طبق پرسش های دو سه هفته اخیرم
قول داده بودم اگه حالم خوب بود بیام و تجربمو باهاتون به اشتراک بذارم
اول از همه اینکه خیلی خوشحالم ک جنین نارس که قلبش تشکیل نشده بود و تو هفت هفته متوقف شد و تا ده هفته صبر کردم و هیچ رشدی نکرد رو سقط کردم
حس خوبی به خودم و بدنم دارم و انگار توده عفونتی رو از خودم خارج کردم و دوباره دختر پر انرژی و شاد و بی دغدغه قبل شدم
اولین تجربه فرزند آوریم بود و براش خیلی برنامه ریزی کرده بودم
از یک سال قبل باشگاه و ورزش حرفه ای و مرتب و رژیم سالم خوری و ۸ کیلو کاهش وزن و سبک کردن تایم کاری و خب قبل سقط دیگه سرکار نرفتم و دوس داشتم برای سلامت خودم ارزش قائل باشم و بیشتر ب خودم برسم
من هیج لکه یا خون ریزی یا دردی نداشتم جوری ک فکر میکنم اگه این غربالگری ها نبود ما شاید تا ۴ ماه دیگه ام نمیفهمیدیم ! و سه تا سونو بدون قلب داشتم و پیش دکترم رفتم نتیجه گرفتیم با قرص سقط در بیمارستان کنیم من رفتم البرز کرج و اولین تجربه بیمارستانی بود برام و بعضی پرستارا خوش اخلاق و بعضیا خسته و بی اعصاب بودن اما برای من مهم نبود
اولا ک قرص خارجی خیلی کمه من به زور از طریق اشنا ها پیدا کردم
قرص آمریکایی خریدم ۱۰ عدد شد ۱۳ و۴۰۰ تومان که ۸ تاش مصرفم شد دو تا اضافه مونده تاریخم داره تا اخر ۲۰۲۷ اگه کسی مصرف داره میتونه به قیمتی ک خریدم ازم بگیره و اثرش عالی بود ک در ادامه میگم
من از مطب دکتر معرفی شدم و فوق العاده به پزشکم اعتماد داشتم
صبح گ رفتم پذیرش کردن و معاینه گردن و دهانه واژن فوق العاده بسته بود یعنی بدون دارو سقط غیر ممکن بود ۱۰ صبح دو تا از همون قرص گذاشتن داخل واژن و دو تا زیر زبونم گذاشتن
و ۵ ساعت بعد همینجوری تکرار
کم کم از ساعت اول درد مثل پریودی ک میومد و میرفت
کم کم لکه های خون و بعد خون رقیق
یهو عصری یک کیسه آب انگار حس کردم ترکید و حجم خون کمرنگ زیادی خارح شد و همراهش لخته کوچک
بعدش رفتم سرویس ایرانی نشستم و لخته های بزرگ ۵ ،۶ تا اومد اندازه نصف کف دست و همینجور کم و زیاد میشد اصلا دردی نداشتم
فقط از گرسنگی داشتم میمیردم چون از ساعت ۸ صبح ک صبونه خوردم بعدش گفتن خونریزی شروع شد هیچی نخور حتی مایعات
و من تا ۷ غروب گشنه و تشنه بودم
ولی بهم سرم وصل بود و با سرعت کم باز کرده بودن ک رگ باز بمونه انگار
چند بار نمونه خون و ادرار و فشار گرفتن مرتب زیر نظر بودم
با اینکه اتقام خصوصی وی ای پی بود همسرمو نذاشتن بیاد داخل بخش زنان با اینکه دکترم گفتع بود میذارن و من چون کسی پیشم نبود تموم تایم تنها بودم و خب کسی ام نیاز نبود فقط هر ساعت ۴ تاد عوض میکردم و استراحت میکردم .نیاز به ورزش یا راه رفتن خاصی نداشت قرصا اثر میکردن خودش
و خب ۷ غروب دکترم تماس گرفت گفت چیکار کنیم
گفتم من میخوام کامل تخلیه بشم و حوصله صبر بیشتر ندارم و قرار شد منو اول ببرن سونو
سونو شکمی کردن و گفتن ۲ سانت لخته باقی مونده
دوباره با دکتر صحبت کردم و گفتم منو ببرید ساکشن .توصیه پزشکم همین بود گفت اینجوری لازم نیست دو هفته دیگه سونو بقایا بدی و عفونت برای بارداری بعدی کم میشه
قبل عمل منو یک معاینه کردن و پرستار تا مچ دستشو کرد داخل و من نفسم گرقت و داد زدم و گریه کردم خیلی دردناک بود و تنها تجربه تلخ همون لحظه بود
تو بخش کلی مامان دیگه بود ک نی نی هاشون به دنیا اومده بود و برای من اصلا حسرت و ناراحتی نداشت دیدنشون
فقط فکر میکردم خدایا این بچه ها چقدر کوچیکن و سخته ک مادر با اون همه درد ازشون نگه داری کنه و گفتم خدا کمکشون کنه
منو با ویلچر میبردن هر جا میخواستن ببرن😂حس عجیبی بود
خلاصه بردن با ویلچر اتاق عمل اونجا رو تخت خوابیدم و دست و پاهامو می‌بستند اولش حس ترس داشتم ولی خب چون خودم کادر درمانم و قبلا بیمارستان و این فضا زیاد دیده بودم برای عمل های خیلی سخت تر ، خودمو اماده کردم و گفتم این چیزی نیست و قرار نیست برس و بخیه ای باشه
نفس عمیق کشیدم و چشمامو بستم و خوابیدم تمام
دیگه هیچی نفهمیدم و چشم باز کردم تحت نظر بودم و ماسک اکسیژن و سرم جدید و انگار خیلی راحت فقط خوابیدم و بیدار شدم
با تخت منو بردن اتاق خودم و جابجا شدم رو تخت خودم و فقط استراحت کردم
یک ساعت بعد سرگیجه رفت و کم کم سوپ خوردم و کمپوت و آبمیوه
خون ریزی خیلی کم شده
یک پد جدید گذاشتم ک خوابیدم تا صبح
با اینکه کارم انجام شده بود دکترم گفت حتما شب باید بمونی و دوز دارو بگیری
تا صبح چندباری پرستار اومد نمونه خون گرقت، دارو جدید تو دستم زد و چک کردن
فرداشم هیچی تقریبا خون نداشتم
صبح تا کارای اداری و تسویه انجام بشه ۱ ظهر ترخیص شدم
من با بقیه تامین و دی هزینه بیمارستانم شد ۱ونیم کلا با نهار روز بعد و ۴ تا سوپی ک دریافت کردم
گفتن ۴۰ روز دیگه بیام جواب ازمایش پاتولوژی بگیرم و بعد برم پیش دکترم
رفتم خونه همسرم برام کله پاچه گذاشته بود خوردم
داروهای ضد چرک و مسکن و آهن دادن که به اسید فولیک و دی ک از قبل میخوردم اضافه کردم . بعدش کاچی خوردم و دمنوش گرمیجات
و شام هم جیگر کباب کردیم به توصیه دوستان و خب از عصر ک اومدم خونه یک قطره خون هم نیومد دیگه و من پد نذاشتم و خیلی خوشحال بودم
امروز روز دومه بیدار شدم خوراکی های مقوی ادامه داره و استراحت کاملم فقط صبح ک از جا بلند شدم انگار کمی خون تو رحم جمع شده بود ک طبیعیه و دوباره پد گذاشتم و فقط کمی کمردرد و دل درد ضعیف دارم که با شکم بند کشی قابل کنترل شده
و حتی اینقدر خوشحالم ک نوبت رنگ مو و کاشت ناخن گرفتم هفته دیگه برم 😁 خلاصه این بود تجربه من
دو تا دونه قرصم هر کی نیاز داره شماره بذاره بهش پیام میدم و از کرج میتونه با پیک یا پست بگیره
ببخشید طولانی شد
امیدوارم به درد کسی نخوره ولی مطمئنم یک روزی کسی مثل خودم دربه در دنبال این جملات و تجربه ها میگرده
راستی تو بیمارستانم بهم گفتن خوب شد پیدا کردی و خارجی خریدی
ما اینجا ایرانی استفاده میکنیم اگر نداشتی، و هزینش میشه ۲۰ میلیون
با اینکه از قبل اومده بودم و داروخانه شون میگفت ک نداره
و تمام

خداروشکر عزیزم .
خیلی خوشحال شدم اومدی و از حالت گفتی .

فعلا عشق و حال کن خواهرم که قبل بچه واقعا باید بهش گفت دوران طلایی .ما قدرشو ندونستیم 😅
مرسی عزیزم
دقیقا انگار خدا یک دوران طلایی دیگه بهم هدیه داده 🤣
خدا بارداری شما رو براتون نگه داره ایشالا 😍
فعلا من تا از اوضاع و آینده مملکت مطمئن نشم اقدام نمیکنم.
اون موقع ک من باردار شدم اذر ماه همه چی خیلی با ثبات تر و بهتر بود 🤦‍♀️
سلام خوبی ملیکا جون انءشاالله این دفعه بارداری خوبی داشته باشی عزیزم
آزمایش ایمنی وانعقادی بده علت سقط مشکل بشه
سلام عزیزم متاسفم بابت تجربه تلخت و خوشحالم بابت حال الانت که اینقد قوی هستی و خوشحال😍♥️انشاالله هر وقت صلاح و مصلحت خداست با خواسته دل شما یکی بشه
خداروشکر که حالت بهتره

فقط یه سوال
شما که بیمه تامین و دی داشتی
خب چرا همون اول نرفتی ساکشن؟؟

اینهمه دنبال قرص بودی و برای استفادشم ، دردو خونریزی افتادی!

میدونستی اگر خدایی نکرده موقع خونریزی ها ، خون بدنت کم میشد ، چه اتفاقی میفتاد؟؟

بازم خداروشکر که بخیر گذشت برات
عزیزم ایشالا اتفاقات زندگیت پر از خیریت باشه

حالا واقعا خود به خود این حالتا رو داری یا داری تلاش میکنی روحیه تو حفظ کنی؟
سلام عزیزم ۰۹۳۵۵۳۷۶۶۰۵بهم پیام تو ایتا‌ یا متنی‌ بده ..منم شنبه دومین سونو‌ واسه قلبه ک تشکیل نشده
حتما عزیزم
خیلی ممنونم
ممنون عزیزم ایشالا بهترینا برای شما باشه
بدون خونریزی هیچ بیمارستانی بستری نمیکرد عزیزم رفتم پرسیدم
دهانه رحم کاملا سفت بسته بود
فقط قرص کمکم کرد
با دهانه بسته ک نمیشه ساکشن کرد
ممنون عزیزم
نه والا تلاش چی
آدم باید اونقدر قوی باشه ک مصلحت و زمان اتفاقات افتاده رو درک کنه
من الان با کلی تجربه و قوی تر از دیروزم هستم🥰
ایشالا خیره عزیزم
پیام میدم بهتون کمکی بود هستم
سلام ملیکا جان
منم تجربه شما رو داشتم ولی با این تفاوت که من هفته 22 بودم و مجبور به زایمان طبیعی شدم با مصرف همین قرصا

فقط یه تجربه خیلی خوب بعد این پروسه تلخ داشتم اونم اینکه فقط و فقط هر مشکل زنونه ای پیش اومد برام یا خواستم دوباره باردار شم هیچ جا جز صارم نرم

واقعا کادر درمان و پزشکاش عالین و ای کاش من تو بارداریم اینو می‌فهمیدم و مطمعنا الان پسرم بغلم بود😢
سلام عزیزم
اونم حتما حکمتی بوده و دلیلی ک ما قادر به درکش نیستیم
ایشالا اتفاق تلخ تکرار نشه
خیلی ممنون از تجربه ات
من سال دیگه تهران برمیگردم
حتما یادم میمونه این بیمارستان رو مد نظر داشته باشم
نمیدونم‌ کدوم بیمارستان بوده که برای شما قبول نمیکرده

ولی سقط قانونی ، دیگه تصمیمش باخود آدمه
که بره دولتی با قرص
یا کورتاژ یا ساکشن
خداروشکر که برای شما بخیر گذشت
سلام عزیزم
منم تجربه مشابه شما رو داشتم الانم تو بیمارستان منتظرم تا شوهرم کارای ترخیص رو انجام بده
البته من ۷ هفته سونو دادم و ضربان قلب هم نرمال بود اما بعد افتادم به لکه بینی و ۸ هفته و چهارروز جنین ایست قلبی کرد و دیشب هم کورتاژ کردم
ولی منم خیلی ناراحت نیستم چون به حکمت خدا اعتقاد دارم مطمئنم اون بچه هم حتما یک مشکلی داشته که به این راحتی سقط شده
خدا انشاالله به وقتش بهترین رو برای همه رقم میزنه😊
دهانه رحم منم بسته بود حتی لکه بینی هام هم قطع شده بود اصلا علائم سقط نداشتم برای همین گفتم شاید سونو اشتباه کرده که گفته ایست قلبی ولی دو جای دیگه هم سونو دادم و تایید کردن
ولی با همون دو تا سونو اومدم بیمارستان و بستریم کردن البته بیمارستان خصوصی
برای منم ساعت ۱۰ اول دو تا قرص زیرزبونی دادن دو تا هم تو واژن گذاشتن کم کم دردام شروع شد اما خونریزی نداشتم باز ساعت ۳ دو تا زیر زبون گذاشتن و یکم راه رفتم بعد ساعت ۵ احساس خیسی و خون آبه کردم و بعدم یک تیکه ازم دفع شد که دکترم گفت جنینه بعد هم بردنم اتاق عمل و کورتاژ شدم
الان خیلی بهترم خداروشکر
ولی خیلی درد کشیدم اندازه یک زایمان طبیعی درد داشتم😔
❤❤
سلام عزیزم
خداروشکر که به خیر گذشت براتون و تموم شد
ایشالا روزای خوب برای شما هم رقم بخوره 😍
ممنون از اشتراک تجربتون
هزینه قرص و بیمارستان براتون چقدر شد؟
عزیزم🥲ایشالا زود فراموش بشه
خداروشکر خدا بهتون دوتا فرشته سالم داده
قبلا هم تجربه سقط داشتین یا اولی بود؟
قربونت عزیزم
کل هزینه بیمارستان ۳۵ میلیون شد
درست اندازه یک زایمان کامل😆
آره الحمدلله
نه تجربه نداشتم اولین بار بود
برای شما علت سقط رو نگفتن؟
عزیزم اره واقعا هم به جز بار روانی هزینشم خیلی زیاده
منم بیمه نداشتم میشد ۲۵
علت رو که کسی نمیگه
دفعه اول معمولا میگن شانسیه و آزمایشات زیادی نمی‌نویسند
ولی من خودم دو سه مورد رو حتما میخوام چک کنم طی ماه های آینده
مثل اسپرم و تیروئید و ایمنی انعقادی
من از لحاظ تیروئید و انعقادی و اینا خیالم راحته چون همه رو آزمایش دادم ولی دکترم گفت شاید غلظت خون داشته باشی
البته گفت بعد واکسن کرونا هم خیلیا همچین عوارضی داشتن