Ooma
پرسش (1404/11/09):

شما هم بعد از زایمان با این مشکل مواجهه شدید؟

سلام بچه ها جون
خوبید؟
عاغا من همسرم توی طول بارداری نه محبت کرد نه نوازشی نه چیزی. تازه نصف بارداریمم کامل از هم دور بودیم.
رابطه که هیچ نداشتیم حتی که دوست دارمی این مرد نمیگفت. به زور باید بچه رو ناز میداد.

الانم رفتارش با خودم همینه حتی یه محبت. حتی بگین بعد از زایمان منو بغل کرده باشه یا بوسیده باشه تا به الان.
واقعا دلخورم. اما نمیتونم صحبت کنم. چون غیر مستقیم گفتم اما این آدم انگار از عمده کاراش یا نمیدونم چی.
اصلا دلم نمیخواد بشینم باهاش صحبت کنم چون ادم صحبت کردن نیس فقط خودمو کوچیک میکنم. خیلی ازش کینه به دل دارم. خیلی...


دیشب بعد از کلی غر زدن من اومد پیش من و بچه بخوابه
دیدم اصلا نمیتونم تحملش کنم کل صورتم شد اشک تا بیرونش نکردم نتونستم بخوابم.
بگردم الهی درکت میکنم
ولی سعی کن تاهورمون هات متعادل میشن از جر و بحث دوری کن
یک بار باهاش صحبت کن بگو شرایط رو شاید درک کرد و هواتو بیشتر داشت
باور کن کاری به هورمونهام نداره. من پیش این ادم جون سخت شدم. دیگه هورمونهامم اثر نمیکنه بهم. همیشه همین بوده
باهاش نمیتونم صحبت کنم.چون دعوا میکنه ترجیح میدم هیچ نگم حوصله بحث ندارم
پس سعی کن رو خودت کار کنی که آسیب نبینی
آره درسته
نشخوار ذهنی نکن
سرتو گرم کن که به رفتاراش فکر نکنی
سخت نگیر به خودت که حتما باید پیشتون بخوابه
به این فکر کن تو در قبال رفتارای اون مسئول نیستی تو فقط مسئول رفتار خودتی
خلاصه شل کن وقتی می بینی شوهرت شل کرده
درست میگی عزیزم
والا سرم که از گرمم گرمتره دیگه به فتا رفتم گاهی میام اوما از تنهایی هس
از 2 هفتگی دخترم اومدم شهر غریب هیچ کسو ندارم
ولی من جای تو بودم یگ بار مستقیم بهش میگفتم بعدا نگه من از کجا می دونستم چون اینجور آدما همیشه برای تبرئه خودشون بهونه دارن
عزیزم اینقد گفتم و مقصر شدم که دیگه نمیکشم
واسه ادمی حرف بفهمه میشه حرف زد
هنوز بچت کوچکه تایم بیکاریتو برای کار مفیدی بزار اینجوری حالت بهتر میشه
باورت میشه تایم بیکاری ندارم
الان کمرم داره نصف میشه تو تختم
تایم بیکاری با بچه دو ماه؟!!!!!
پس ولش کن انرژیتو خرج نکن
بعضی وقتا بحث کردن با بعضی آدما انرژی هدر دادنه
شوهرت عین شوهر منه حرف زدن باهاش جز وقت تلف کردن و نقطه ضعف دستش دادن فایده نداره
امیدوارم از پیامم ناراحت نشی
ولی ب خودت میرسی؟
بخدا قصد جسارت ندارم
ولی خواهرم تو پروسه بارداری و بعد زایمان
نمیدونم علتش چی بود خودش متوجه نمیشد ولی
هیکلش خیلی شر و بدوضع شد
ب شددددت بو ترشیدگی میداد
گاهی میگفتم ابجی تو رو خدا حموم برو
میگف بخدا امروز صبح رفتم
شوهرش ازش دوری میکرد
تا ب خودش اومد و ب خودش رسید و مشکل بو دادن رو رف دکتر برطرف کرد

گفتم شاید مشکل شما هم هست و متوجه نیستین بگم چک کنین
من داشتم
پسرم آروم بود
منم وضعیت مثل شماس. فقط نمیخوام اینجا بحث شو بکنم.
الی جان نمی‌دونم شوهرشما چطوریه ولی کلاشوهرمن طوریکه تایم پریودی که هیچ بعدش مثلا چهاریاپنج روزبعدش پاک شدم ولی می بینی موقعیتش پیش نمیاد که پیش هم بخوابیم مثلامهمون میاد من مریض میشم یا خودش مثلا سرمامیخوریم یا خونه کسی میریم دیروقت برمیگردیم جفتمون خسته می‌خوابیم دیگه بعدش خوابیدن پیشش مصیبت عظماس کلی باید نازشو بکشی و....دلیلشم اینه وقفه افتاده سردشدم بخدا همیشه اینو میگه نیاز دارم خیلی هم نیاز دارم ولی وقفه افتاده سردشدم بهم زمان بده
خوش بحالتون.
دوماه به خدا نمیدونم روزا چطور مگذره. چطور صبح و شب میشه. خیلی وقتا از گشنگی فشارم میفته به خدا
نه عزیزم
من خداروشکر تو بارداری نه لک اوردم نه بو گرفتم نه چیزی. حمام که یه روز در میون میرم... فقط ارایش نمیکنم اونم علت داره.
بچه ها منظورم من اصلا رابطه نبودا
نه عزیزم اینجوری نیست
با کمال احترام متنفرم تا اینکه یه زن میگه شوهرم بهم محبت نمیکنه میگن به خودت میرسی
خوب این زن زایده بچه کوچک داره
زندگی روی جدید بهش نشون داده
شوهر کمکش کنه محبتش کنه زن خودش خودشو زودتر جمع می کنه
۹ماه بارداری قبلیم بخاطر شرایطم اصلا نزدیکی نداشتیم بعدش هم یه دوماهی که نمیشد یعنی بدن من آمادگی نداشت بعدهای بعد به زور من با خواهش و تمنا اوه اوه با کلی دردسر همیشه همیشه همیشه هم من پیشقدم میشم
الهی عزیزممم

من دیگه امشب بریدم.
عزیزم کسی نیست کمکت کنه اینجوری اذیت میشی
الهی عزیزممم

من دیگه امشب بریدم.
کلا اینجوریه میگم شاید شوهر شمام وقفه افتاده اینجوری شده ولی دیگه محبت به بچه رونبایداینجوری کنه من شوهرم زایمان کردم انگار دوباره عاشقم شد فقط بخاطر دخترش
مشکل مالی نداره؟ چون بعضی اقایون معمولا اگه مشکل مالی داشته باشن دوری میکنن سرد میشن
شوهر منم به خاطر اینکه میره سر کار جدا خوابید‌ درسته شبا حتما حتما دو سه ساعتی حتما بچه رو میگیره که استراحت کنم ولی اینکه جدا خوابیده برام کینه شده. از این کارش خیلی بدم اومده و واقعا حس بدی بهش پیدا کردم که نمیتونم حلش کنم
نه
کلایکی از دور ببینتش فک میکنه علی ابادم شهریه و چقد من خوشبختم
فریبا تازه من جدا خوابیدنشم هیچ اگه باقی چیزاشو بگم... 🥺
عجیبه برام پیش هم خوابیدن
منو و شوهرم نه ساله ازدواج کردیم یه ماه اول پیش هم خوابیدیم انقد اذیت شدیم دیگه پیش هم نمیخوابیم
من تو اتاق میخوابم
شوهرم تو پذیرایی میخوابه
مشکوک نیس؟ مثلا سرش تو گوشیه؟ چت مشکوک چیزی؟
همه ی خانمابعد زایمان این حس رو میگیرن که نکنه من زشت شدم نه عزیزم خوشگل تر و نورانی تر از یه مادر هیشکی نیست
من نمیدونم چشونه مردا شوهر منم همین شده بود اووووف یادم اومد ریختم بهم
حالا خوب بچه بچشه همین بچم من به دنیا آوردم کل بدنم بهم ریخت
منم نمیگم ولی میدونم چی میگی.
ول کن خواهر
این تازه زایده ازین حرفا بهش نزن
سگ شوهرای ما رو میخواد
ولی کلا عزیزم میگم من نه شما رو میشناسم نه دیدم زمانه خیلی بدی هستش بهت گفتم. برای رابطه با شوهرم همیشه من پیش قدم میشه از این کار بدم میاد گاهی اوقات باورت میشه از اون رابطه چندشم میشه ولی با خودم میگم اشکالی نداره بزار کار این راه بیفته زندگیم حفظ بشه گاهی اوقاتم واقعا سر کیف باشم خودمم لذت میبرم ولی این دفعات خیلی کم هستن چون زن همیشه خسته است خسته کار بچه داری آشپزی خونه داری ساعت ۱۲شب من که جونی ندارم ولی برای زندگیم مجبورم می‌جنگم تاشوهرم سمت دختر وزن خیابون نره
چون طلاق بگیرم جای ندارم تواین اوضاع نابسامان چقدر خونه مادروپدر وبرادر تکلیف بچم چی میشه
ما زایدیم اونا ممنوع رابطه بودن😀
از بس بهش گفتی عادت کرده ما خانمام دلسوز و حساس
همه شون بقیه چیزا رو دارن عزیزم گل بی خار خداست مرد هم برده و بنده چند قطره آب کثیف ونجس وسلام همه عین هم هستند یکی کمتر یکی بیشتر
جمله ی باقی چیزاشو بگم رو گف فکرم رف ب این چیزا

در جواب سگ شوهر ما رو میخواد باید بگم بله 🤣🤣شوهراتونو بچسبین دختر شمسی خانم در کمینه 🤣🤣🤣

تو خرج یکیش موندن تو این اوضاع!!
نه اصلا
😂😂😂😂
آره بیشرف همینه بخدا چکار کنم نرم پیششم اون که قدم برنمیداره بعد بهانه گیری و......زندگی زن وشوهریم همون کارفقط بقیه اش همش مال تو فیلماس عاشقی کردن و...
با این اوضاع اقتصادی کدوم مردی دوتا زن می تونه ساپورت کنه
والا این دخترای خیابونی مث ما نیستن کم توقع اونا ازشون میکنن
اصن بحث رو ببریم سمت شوهر
😂
شکر خدا
ازدواجتون عاشقانه و دوس پسری دوس دختری بوده یا سنتی؟
خواهر زندگی خودته تو داری باهاش زندگی میکنی کاری میکنی درست ترینه
چرا اونا ک با شما بازی روانی میکنن شما بیشتر میرین سمتشون ک فک کنن کی هستن شمام با اونا همین کارو کنین روانشونو بریزین بهم بزار اونا فکرشون مشغول بشه
تو این دوره زمونه بله
عاشقانه دوستانه اوه اوه از شرق اومد غرب منو گرفت 🤣🤣🤣🤣
من نمیرم سمتش که
دیگه کرم از خودت درخته
شاید برا همین دیگه عاشقانه نیس
خوش بحالتون من 9ماه استراحت مطلق بودم ....بعدش یکونیم سال یعنی تو۱۸ ماه بزور پنج بار شایدم کمتررابطه داشتیم منوبچه اتاق شوهرپذیرایی جدا
بعضا کارشو بهونه میکرد بعضا جانمیشیم روتخت بعضا نمتونم بخابم روکارمنگم بعضا گرمه بعضا سرده کاردارم بی پولم قرض دارم همشون باعث شده بودجدابخابیم منم مثل شماها حرص میخوردمو دایم دعوا ...برای همه چی ...قبلنا حرف میزدیم حداقل بیرون میرفتیم حرف میزدیم بغل هرروز یا درمیون رابطه ولی شده بودیم خواهربرادر انگار.....
تااینکه یه روز گف کیی مگه بهترخوشگلترازتوهاهستن بیرون فقط من فکرم کجاستوتوفکرت کجا اونقدر گرونیه ک من توخونم ذهنم پی اینوراونور .....بعدم چندروزاومد باهامون خابید ک مثلا پیشم باشه صبحا موقع رفتن بچه بیدارمیشد گفتم نیا ...بعدش الان خودمو بچم اومدیم پذیرایی تاعادت کردش بلکه ازسرش بیفته فعلا ک باهمیم بچم الان دوسالو پنج ماهشه بعلاوه اون 9ماه .....شاید توماه 3باررابطه داشته باشیم نداشته باشیم ...کلا نمیدونم چیشده به هیچی نمیرسیم ساعت میشه دوازده یک شب
منم نمی رفتم که بفهمه اگه خودش خره من خرترم🤣
ب خودتون برسین زیاد دوربرشون نرین زنگ نزنین مشکوک بزنین الکیها ب ببین چجوری میوفتن دنبالت
خدا کمک کنه
حتی ب کارهای خونم نمیرسم ....گاهی حتی باهم دوکلمه بیشترحرف نمیزنیم وقت نمیشه
عاشقانگی خودش وداره خواهرجان نعمت خداروحیف نکن ولی فقط اول آخر وسط همون براشون مهمه
والا من اگ بودم احساسی نمی‌شدم یک کاربر میکردم شب خوابش نبره از فکر خیال بیخیال بابا اینا ک بشما رحم ندارن شمام نداشته باشین
خوب همینه زندگی متاهلی
بچه میاد
پول نی
درگیری ذهنی هست
نمیشه همه چی عالی باشه
نمیری نشونم نده هیچی نگو ناراحتم نباش
آغا ما خانما همیشه چوب احساسمونوخوردیم
باشه
یه چیزایی رو قبول کنین
دقیقا باید یه مدت بگذره تا عادت کنیم ب همه چی کل زندگیمون عوض شده ...مثل سابق نمیشه ک دیگه هیچی......ولی خب باید یکم سفت چسبید شل نگرفت
بادست بگیریم با پا پس بکشیم
یه جوری رفتار کرده انگار هشتمین بچش بوده
شوق و ذوق نداشت!
شاید حس کرده اگه پیشتون بخوابه ناخوداگاه تو خواب ب بچه یا تو اسیب بزنه

بخوام حرف زن های تو کوچه رو بزنم 🤣شایدم جادوتون کردن که از هم دوری کنین سردی انداختن بینتون حسود کم نیس
ضرر نداره که یه نجسی کن اگه چیزیم بود باطل شه
ببین اگه محبت و رابطه و عشقی ام باشه دو طرف استفاده میکنن چرا شما باید سر حق دو طرف حرص بخورین
بپذیرین که یه چیزایی عوض کردنش زمان لازم داره
یه چیزایی عوض نمیشه
ما همیشه از اول جدا میخوابیم تازه هنوز بچه هم ندارم. الان گفتین شک کردم دلم گرفت😕
سریع نباید تصمیم گرفت نشخوار ذهنی کرد اره منو دوست نداره این کار میکنه
زمان باید داد حیف پوستتون نکرده با فکر شوهراتون خرابش می کنین
یه کم دلتون بسوزه برای خودتون
نه اصلا وقتی میبینی میگی نمیفهمه بیخیال حرف زدن شو ....
وقتی اومدخودتو مشغول کن بابچه هات باناز حرف بزن باهاشون با تلفنت بامادروخواهرت یا کسی ک صمیمی .....اصلا محلش نذار لباسای خوب بپوش عطربزن ارایش ملیح ....گاهی بلندبخند اصلا بهش توجه نکن یخورده مشکوک باش بزار بیاددنبالت بپرسه ...توجواب دادن کش بده....بگو الان میام میگم باشه دودقیقه صبرکن ...نازوعشوه بیاچچچ
کاملا حرفاتو درک کردم
عاغا من بحثم جدا خوابیدن و رابطه جنسی نیسا

اخلاق و رفتار سروشه
من خط قرمزم بود جدا خوابیدن.
دوهفته آخر بارداری چون خیلی سنگین شده بودم نمیتونستم تکون بخورم محبور بودم جدا بخوابم... یادمه یه روز گریه کردم گفتم میترسم عادت کنیم به جدا خوابیدن. و متاسفانه همینم شد
سلام چ بموقع زدی تاپیک دقیقا شوعر منم همینه،همین الانشم کاری کرد کلی کریه گردم اومدم اونا تاپیکتو دیدم
البته که اینم بگم اوضاع رفته رفته بهتر میشه نگران نباش‌. قطعا برا شما هم همه چی بهتر میشه
ما تا بچه نداشتیم پیش هم می خوابدییم بچه دارم شدیم اوایل نه تا پسرم کوچک بود شب چند بار بیدار میشد شوهرمم باید صب زود میرفت سرکار منم سخت نمی گرفتم بعد پسرم وسط میخوابید این بشر بدخواب بود می ترسیدم بیفته روش
دیگه بعدش پیش هم می خوابدییم ولی پسرم وسط بود چند بارم گفتم وسط من باشم گفت نه میخوام کنار بچم باشم گفتم اوکی بهتر 🤣
باید تا حدودی خودتو مقاوم کنی وقتی عوض نمیشه
منم ن محبتی میبینم ازش عرروز خدا ک سرکاره وقتی هم میاد خونه یسر سرش تو گوشیه تا وقت خوابیدن
نمی تونی بچه ها رو بندازی به جونش این گوشی رو بزاره کنار😀
باهاش حرف میزنم ن جوابی ده بار میپزسم یکیو زورکی ج میده
ولی شوهر من با همه ی بدی ها میرفت تو گوشی میگفتم مام آدمیم سرتو کن در از تو گوشی
واسه من بار اول جواب نمیده میگه شابد منصرف شم
بار دوم بعد چن دقه میگه ها
بار سوم میگه چی گفتی

اخرم جواب نمیده
کلی گفتم نه رابطه ....
الان شرایط هممون همینه بخدا
یکم گرونی یکم قرض وقوله یکم کم خوابی یکم بچه یکم خسته یکم بیحوصله یکم فکرهادرگیر یکم شرایط هاعوض ....دوستان باید بعدزایمان ،زمان داد هم ب خودمون هم به شوهرامون
اما کلا هم ول نکنیم ک ازدست برن
مادر شدن مسیولیت زنو بالا میبره بعد مردا دوری میکنن😐
من می رفتم گوشی رو ازش می گرفتم میگفتم الان من مث تو برم تو گوشی کی کارای خونه رو کنه
بعد هم ب من میگ تقصیر توعه،بخدا صبخ تاشب بشور بساب ب بچه ها برس دخترم خیلی شلوغه بقران این دست هرکی بود نمیتونس ب کار خونه برسه شامش بموقع
میشینم باهاش حرف میزنم میگ باز شروع کردی ب نصیحت کردن
بگو بیا مث دوتا زوج با هم درد و دل کنیم
ن هزاربار گفتم اصلا کنار نمیزاره
من جرات این رفتارا رو با همسرم ندارم
برم گوشی از دستش بگیرم
حوصلشو ندارم حرف تلخ بهم میزنه دیگه اعصابم نمیکشه
چقدم اثر داره🤣🤣🤣🤣
اینا میزایدن چه می شدن🤣
خوب بزنه من به شوخی و خنده می گرفتم
اهم
اتفاقا دیروز ب داداشم گفتم حافظم داغون شد میگه من بدتر از تو گفتم ها دو شکم زاییدی مگه پرو میگه نه من هرروز دارم زایش میکنم🤣🤣🤣🤣🤣🤣
الانم که پسرم ازش گوشی می گیره🤣
من به شوهرم میگفتم من پریودم
میگفت ما آقایون پریود مغزی میشیم🤣
من ک نمیفهمم مردا چ مرگشونه خب حرف بزنن ما بفهمیما
اگه ب مغزشونه ک هررروز پریوده خخخخ
الانم میگ برو مشاور میگم بابا بخدا اونی ک مشاوره باید بری تویی ن من ولی بازم قبول بگیر دوتایی بریم باهم
به نظر من بچه ها بزرگ تر بشن بیشتر بهونه میگیرن این شوهرا یه کم آدم میشن
من همین فکرارو کردم ده سال از زندگیم گذشت اما دریغ از درست شدنشون
بدبخت منظورش همین بود🤣
همش ب من میگ حالا یا بشوخی یا جدی برم ی زن دیگ بگیرم میگم تو همون یدونه زاییدی بابا
پس چرا پسر من کون پاره کن باباش و منه😀
بگو برو بگیر ....
بگو برو بگیر
ریدی بدبخت🤣
هرروز بهم میگ میگم برو بگیر فقط ب من نگو هرروز تکرار کنی میگم بخدا اینارو ب یکی دیگ میگفتی پارت میکرد
دیدی همینو بگو دفعه بعد خخخخ
خیلی پشت سر درستی دارین زن دومم میخوان🤣
دقیقا منم همینو میگم
مردا رو میبینی
کدوم آدم نفهمی با زن و دوتا بچه بهت زن میده
هزارتا حق و حقوق این زن و بچه ها دارن
یجوری پیش زنای دیگه گارفیلد میشن شاید حتی زناشونو فلجم معرفی کنن تا بتونن دل زنه دیگرو بدست بیارن🤣🤣🤣🤣
اعتماد به سقفشون منو کشته
متاسفانه دادن و گرفتن🥺
الان ما ماهی یکبارم رابطه نداریم ب منم میگ ازلین ب بعد تو باید شروعکننده باشی
دیگه اون دخترا دختر نبودن
هار بودن😀
🤣🤣
بگو باشه من صوت زدم بیا🤣
والا بخدا دیگ اینقد زندگیمون سرد شده ک اسمشو زندگی نمیش گذاشت
سوت
الان اومدم پیشش خابیدم میگ دیره دیگ میگم بابا ولش کن خودمو کوجیک میکنم
بگو حالا کی خواست بده🤣
چشاش بسته تو خواب میخاد منو...😀😀
من بودم میگفتم من از تو خسته ترم
بیداره
خودشو زده به خواب
اخه واقعا هم خسته ام دختر کوچیکم خیلی شلوغه واقعا خستم میکنه طول روز
پس بگیر بخواب اومد بگو خوابم میاد بایییی🤣
بچه داری واقعا آدمو خسته میکنه
اصلا درست کردن و پختن و شستن هیچی همین سروکله زدن و تربیتشو خیلی انرژی میبره
میدونین خیلی حرفا ب من زده من دلم پره ازش شاید خودش متوجه نیس منو نسبت ب خودش سرد کرد چند ساله الان میگ تو سردی دیگ نمیگ بابا دلیلش خودتی
اره بخدا من ۶۴کیلو بودم الان شدم ۵۵
میگم داری باهاش زندگی میکنی فراموش کن هر چند خانما زود میبخشن دیر فراموش میکنن
اینجوری برای روان خودت بهتره
من باردار بودم توی وسط رابطه ب من باردار گفت تو وضعت اینطوریه اینقد دلم میخاد برم یکی دیگ بگیرم حالا بارداری ب کنار وسط رابطه ب ادم برگزدی اینطوری بگی
بچه هام بزرگ میشن
من امشب دست پسرمو تو خواب گرفتم گفتم ببخشید مامان خوبی برات نیستم شرایط اونجوری باید پیش می رفت نرفت
ما مامانا همیشه حس ناکافی بودن داریم دست خودمونم نیست به خاطر احساسات مادرانمونه
دیشب گفت دلم پره ازت منم بعد یکسال بعش گفتم دلیل همه اینا خودتی ب من اینطوری گفتی انتظار داری ازت سرد نشم حالا مج قبول کرد چرت و پرت نگو من کی گفتم من همجین حرفی نزدم
ولش کن این گودال آب رو هر چی چنگ بندازی گل آلود تره
داری باهاش زندگی میکنی سعی کن اینا رو به یادت نیاری
انکار
راه دفاعی همیشگی بعضی آدما
درسته ولی همینا باعث میشه دیگ ادم اعتماد ب نفسشو از دست بده مثل قبل نشه دیگ
دقیقا شوهر من
میدونم چی میگی من بدتر ازینا ازش شنیدم ولی تهش گفتم من هیچ کینه ای ازت ندارم فقط اذیتم نکن دیگه
چون دیدم دارم با یادآوریشون خودمو اذیت میکنم
بله درسته
نمیگم ببخشش
به خاطر زندگیت
میگم یادآوری نکن به خاطر وجود با ارزش خودت
نمیدونم الانم هرروز ی بهونه جدید،این ادمی نبود ک رابطه نداشته باشه ولی الان اصلا انگار ن انگار هرروزم ی بهونه میاره میره میخابه
درسته دیگ پوست کلفت شدیم بخدا
ولش توام یه مدت بیخیال شو
مردا خدا نکنه بفهمن رو یه موضوع حساس شدی با همون اذیت میکنن
من کاری باهاش ندارم فقط ب من نگه مقصرهمه اینکارا تویی
ها دیگه باید شد وگرنه اون دختر نازک نارنجی خونه بابا که شوهر براش دل نسوزونده
ببین جایی که حقت داره ضایع میشه جلوش وایستا
وگرنه این چیزای کوچک باهاش بحث نکن
اصلا فقط میگ تو تو خراب کردی نمیدونم همه چی رو میندازه گردن من یکبار ندیدم بگه اره فلان کار من اشتبا بوده
همشم میگ تو باید زندگیرو بسازی میگم لامصب من دیگ چیکار کنم هرکاری میکنم تو اخلاقت عوض نمیش هرروز هم با ی بهونه جدید میای خونه
این نشونه بی مسولیتی اونه نه تو
یه وقت به خودت نگیری اعتماد به نفست پایین بیاد
بازم میگم تو فقط مسئول رفتار خودتی
بگو من بچه بزرگ میکنم زندگیتو نگه میدارم پا به پات دارم تلاش می کنم

سوالات مشابه