Ooma
پرسش (1403/03/28):

پزشک اوما لطفا برای افسردگی راهکار بدید

سلام وقت بخیر،من الان هفته ۳۱ بارداری هستم قبل از بارداری تحت درمان بودم و دوبار سقط داشتم و تخمدانم پلی کیستیک بود که با دارو و چند دوره امپول دور نافی و هایپر شدن بلاخره باردار شدم اوایل ویارم شدید بود تا ۵ ماهگی چیزی نمیتونستم بخورم خیلی ضعیف شده بودم اما از وقتی که ویارم رفع شده ب شدت حساس شدم دنبال بهونم ناخودآگاه گریه میکنم اونم تا چندین ساعت دوس دارم همش با اطرافیانم دعوا راه بندازم بعد که دعوا میکنم پشیمون میشم بغض میکنم تا سه چهار ساعت گریه نکنم خوب نمیشم دست خودم نیست نه دعوا راه انداختنم نه گریه هام واقعا نمیدونم افسردگیه یا چی ولی هم‌ خودم هم اطرافیانمو خسته کردم الان چند روزه شدید اخلاقم اینجور شده دو ماهم ب زایمانم مونده نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید همه فک میکنن دیوونه شدم چون قبل بارداری خیلی آدم آروم و خوش رویی بودم ،ایا باید برم پیش روانپزشک یا دارویی هست که مصرف کنم بهتر بشم ؟؟چیکار کنم

ولی عزیزم همه اینا تو بارداری عادیه من از شما بدترم جروبحث که میکنم هیچ
سر اینکه برنجم شفته شده بود انقد به سرم زدم و گریه کردم عین روانیا گریه که میکنم بعد آروم میشم
جدی؟؟واقعا من دیگ روم نمیشه تو رو کسی نگاه کنم مخصوصاا خانوادم و خواهرم از بس دعوا میکنم باهاشون بعدشم تا چندین ساعت گریه میکنم که چرا باهاش دعوا کنم ولی فرداش باز بدترم‌ این وسط نگرانم اینقد حرص میخورمو عصبیم و گریه میکنم نکنه بچمم آسیب ببینه خیلی ناراحتم نمیدونم چیکار کنم
میفهممت بخدا سعی کن اون مواقع خودتو آروم کنی ولی میدونم نمیشه
من هفته پیش اسباب کشی کردم همه کمکم مامانم بود اومدیم این خونه نمیدونم چیو گفت کجا بزار‌ عصابم ‌ خورد بود داد زدم بعد چون داد زدم بدتر قاطی کردم رفتم گریه کردم درست شدم
هفته های آخر فشار زیاده روت
به اطرافیانت بگو بخدا دست خودم نیست بیخودی اینجور میشم
مامانم و همسرم دیگ عادت کردن هرچی میگم سکوت میکنن من آروم شم
دقیقا منم همینطورم خودم مقصرم خودمم قهر میکنم گریه میکنم
میگم خیلی میگم دست خودم نیست ولی خواهرم عصری عصبانی شد گفت هممون خسته شدیم دیگ ازت هر چی میگیم هیچی بهت نگیم تو هم شورشو دراوردی واقعا فک میکنه من عمدا میکنم اما بخدا دست خودم نیست که
عزیزم عب نداره واقعانم اطرافیان خسته میشن خودمونم کسی اینجور باشه خسته میشیم سعی کن کمتر بری پیش خواهرت انشالله بعد زایمان حالمون برمیگرده
درست میگی حقم دارن،ایشالله که درست میشه هم حال شما هم خودم
عزیزم ممنونم که برام وقت گذاشتی جواب دادی
طبیعیه منم‌ تو بارداری حس میکنم‌ خیلی عصبی شده بودم و همش دنبال دعوا با شوهرم میگشتم
عزیزم طبیعیه ، منم دیشب به شوهرم گفته بودم پیاز بخر چون پیازاش درشت بود دعوا راه انداختم 😅 بعدشم نشستم گریه کردم بخاطر هورمون حاملگیه همش
البته من چون بچه سوممه شوهرم قشنگ با لین روال آشناس، افسردگی نیست همش هورمونه هرروز یه حالتی داری
انشالله عزیزم خواهش میکنم
خواهرم قبل من باردار بود اصلا اینجوری نبود برا همین فک میکردم فقط منم پس خیلیا اینجورین
عزیزم😅😅
خداکنه افسردگی اینا نباشه ترس برم داشته که نکنه بشه افسردگی بعد از زایمان و این حرفا
سلام به روی ماهتون مامان جان
وقتتون بخیر
آخرین بار کی چکاپ خون دادید؟
سلام وقت شما هم بخیر
تقریبا دو هفته پیش بود که آزمایش چکاپ خون انجام دادم که کمی کم خونی داشتم و قند قبل از صبحانم ۷۰ بعدشم ۹۰ بود دیگه مشکل خاصی نداشتم

به خاطر هورمونای لعنتیه
منم از این کارا میکردم 🥴😑
خیلی دورانه سختیه😑
جان دلم اگر مکمل آهن با دوز مناسب دریافت می‌کنید، دیگر تنها مقصر این شرایط تغییرات هورمونی دوران بارداری هستند ،با دیگران صحبت کنید و محترمانه بگویید که خودتان از این شرایط ناراحت هستید اما این مساله خارج از خواست شما است و چاره ای جز همراهی و صبوری ندارد، سعی کنید کارهای کوچکی مه حالتان را بهتر می‌کند انجام دهید اگر خدای نکرده بدتر شدید با روانشناس در قدم اول حرف بزنید تخلیه احساسات و تنش کمکتان می‌کند نشد آنگاه با روانپزشک برای دریافت داروی ایمن در بارداری مشورت کنید
بله مکمل آهن مصرف میکنم،خیلی ممنونم از راهنماییتون❤️🙏
خواهش میکنم گل من ❤️