Ooma
پرسش (1403/01/02):

نیش و کنایه رو چطوری حواب بدیم

سلام،من هرسال بخاطر خواسته ی شوهرم سه چهار روز تعطیلی اوایل عیدو‌میام‌خونه مادرشوهرم ک‌شهرستانن،فقط ی سال نرفتیم ک‌عقد خواهرم بود،مادرش‌وهرم ب خاطر بیماریش از پس برنمیاد وقتی میام خودم همه کار میکنم یا شوهرم،غذا میپزم جمع میکنیم همه چی،الان فردا قرار شد بریم خونه مامانم اینا ،مادرشوهرم‌میگه میخوای فرار کنی بریا،خیلی دلم سوخته،من بخدا قسم هرکار میکنم‌خونه شون با روی خوش هست هییییچوقت هیچوقت جلوش اخم تخم نکردم،در صورتی ک الان همه دختر‌خواهرا خودش با خانواده ها خودشونن،ولی میگم من هرسال اول میایم‌چند روز اینجا،یا اصلا تو‌رفتن خونه مامانم یا مادرشوهر تا جایی ک‌شده همیشه عدالت رعایت میکنم،ولی این‌نیش کنایه‌ها دلمومیسوزونه،بی‌زبونم‌هستم‌بلد نیستم‌هیچی‌بگم،از حرفش دلم‌گرفت واقعا ....چرا بعضیا انقد استاد دل شکستنن؟؟؟

از ۲۸ هم اومدیم اینجا فردا قرار شده برم خونه مامان خودم،برمیگرده میگه میخوای از دست من و زحمتایی ک میدم فرار کنی
بگو همونجور ک پسرت دوس داره چند روز پیش خانوادش باشه منم دوسدارم چند روز برم پیش خانوادم.
هرچقدر زحمت برای خانواده شوهر بگشی نمک نشناسن
بگو اره خسته شدم از دستت
من باشم میگم‌چه زحمتی مادر جان بلاخره خونه مامان خودمم باید سر بزنم
اره ،انگار مامان بابا ندارم من بی کسم توقع دارن هر تعطیلی هست سریع بیایم پیششون
اهمیت نده .بنظرم آدم باید از حرفهای کسایی که خیلی دوستشون داره ناراحت بشن نه همه کس.
من که دوزار حرفهای مادر شوهر وجاری و پدر شوهر برام اهمیت نداره
😁
شاید از روی منظور نگفته و به شوخی گفته ، اصلا از کجا میدونی تیکه پرونده 🤔
چقد حساسی . با همین یه دونه حرف دلت شکسته؟ بعد اگر این حرفو مادر خودت گفته بود دلت میشکست ؟ چرا یه جور مثبتی نگاه نمیکنی ؟ اون اینجوری گفت تو بخند ، بگو نه من خونه شمارو دوس دارم ولی باید یه سر به مادرم اینام بزنم
به نظر من اینجوری گفته یعنی دلش تنگ میشه شما برید و دوستون داره .
😐😐😐
احتمالا خودش می‌دونه بهت زحمت میده اینطوری گفته اگه همین یه جمله رو گفته باهات راحت بوده که گفته ولی اگه کلا اهل تیکه پرونده قضیه ش فرق می‌کنه خودت بهتر میشناسیش مامان منم بعضی وقتا میگه خسته شدین دارین فرار می‌کنین . آدما پیر که میشن انگار بعضی اخلاقاشون مثل بچه ها میشه . شما مودبانه بگو اینجا رو دوست دارم ولی دلم برای پدرمادرخودمم تنگ شده به دل نگیر
پریسا جون چطور میتونی
من خیلی ناراحت میشم شوهرمم بیش از حد طرفداریشونو می‌کنه
مثلا به شوهرم میگم فلان حرف مامانت ناراحتم کرد واسه شوهرم اصلا مهم نیست
از ناراحتی من ناراحت نمیشه اصلا 🥺
چون برام اهمیت ندارن ناراحت نمیشم.حتی به شوهرم نمیگم مثلا ننت فلان حرف رو زد .در عوضش مادرشوهرم منتظره به شوهرم بگم‌.منم نمیگم تا کونش حسابی بسوزه
آخه این چ شوخی ای هست،من نمیفهمم ،مردم هر حرفی میزنن بعد میگن نیتی نداشتیم یا شوخی بوده،کسی فرار میکنه ک موقع انجام کارای خونه شون مثلا هی اخم کنه بداخلاقی کنه تازه منم باهاشون بهم خوش میگذره با اینکه همش باید کاراشونو بکنم، تازه بازم تعطیلات اخر عیدم قراره بیایم اینجا،ولی هی نیش میزنه،خیلی بنظرم گفتنش بده این حرف،یعنی بهت سخت میگذره و اذیتی،من وقتی روی خوش بهش نشون میدم یعنی اذیتم؟
آره خب ،منم الان دوس داشتم شوهرم مسافرت میبردم خوش میگذروندم همش رستورانو ،اینهمه خونه خودم میپزم جمع میکنم باز اینجا هم مثل روزای دیگه بپزم جمع کنم،ولی بخدا عین خیالم نیست،انقد شوهرمو بچه مو دوس دارم پیشم هستن انگار دنیارو بهم میدن،هرجا باشم چ سفر خارج از کشور چ خونهدمادرشوهر
آره مادر خودمم میگفت دلم میشکست،چون از دل خودم خبر دارم ک قصدم فرار از کار کردن نبوده،اگه واقعا بود اصلا دلم نمیسوخت
از بس رفتی شده وظیفت، الان بایدم اینجوری بگن دیگ
برا کار کردنش دلش تنگ میشه دیگ خب مگ این بیچاره خودش خانواده نداره یا خودش دل نداره خونه خانواده ی خودش بره
مادرشوهرش دیگ از تخم طلا نیس ک از دو روز قبل عید تا ۴ روز بعده عید بهش سرویس دهی کنه بچه های دیگشم میتونن بیان کمکش دیگ فقط این خانم نیس ک
درضمن هیچ مادرشوهری از اینک عروسش بره دلتنگ نمیش
همه ی مردا همینن بهتره اصن ب شوهرت نگی ناراحت شدی از خانوادش خودت همون لحظه جواب خانوادشو بده ک بعدا حرص نخوری
اره اکثر مردا همینجورین .بنظرم به مرد نباید بگی.من اوایل ازدواج همینجور بودم .تا مادر شوهرم یه چی می‌گفت ناراحت میشدم به شوهرم میگفتم .اونم می‌گفت چیکار کنم برم ننم بزنم .بنظرت بزنمش ؟منم میگفتم نه لازم نیست بزنیش .خلاصه دیدم هرروز زندگیم شده پراز تنش و جنگ اعصاب .مادر شوهرمم کیف میکرد اون وسطا..دیگه عهد کردم با خودم هر گهی مادرشوهر خورد بزارم نوش جون کنه و به شوهرم نگم .اینجوری اعصاب و روانمون هم راحت تره.الانم بعداز بیست سال زندگی مشترک کنار هم با آرامش زندگی میکنیم بدون در نظر گرفتن زر زدنای مادر شوهر و پدر شوهر وجاری .هر چی کمتر خبر ببریم بیاریم وگزارش ندیم به شوهرمون که مادرت فلان حرفو زده فلان چیزو گفته ..آسایش بیشتره..
منم اوایل ب شوهرم میگفتم میدیدم مهم نیس براش دیگ بعدش خودم جواب میدادم دلمو اروم میکردم😂
من باشم میگم اره خسته شدم خیلی ام خسته شدم از سال دیگم یه روز میام مثل بقیه مهمونی و میرم عید دیدنی و مسافرت . قراره کمکی هم بکنم به مادر خودم کمک میکنم .. خلاص .خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند.
یاد میگیره دیگه تا عمر داره این حرفو نمیزنه بهت .
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه