Ooma
پرسش (1402/02/31):

خانوما شما واسه ترس چیکارمیکنید؟؟

من چندروزپیش خیلی ترسیدم هنوزدلهره دارم دستم ب هیچ کاری نمیره چیکارکنم خوب شم

عزیزم خودتو مشغول کن ذهنتو آزاد کن ذکر بگو آیه الکرسی بخون
آدم تا یه مدت میافته دستش به هیچ کاری نمیره چون تو شوک هستی از همه چیز میفتی ولی آخر اول میگذره خودت باید خودت آروم کنی
همش جلوچشممه دلم میخوادفقط بشینم فکرکنم هیچ کاری انجام ندم نمیتونم ازجام بلندشم میل خوردن ندارم اصلاتو ی حالیم
از چی ترسیدی عزیزم
آره برای منم همین قضیه پیش اومد یه چیزی تو خانوادم من حتی تا ده روز حموم نرفتم باورش برای خودم سخت بود که من چجور نرفتم غذا که هیچی میل نداشتم اصلا حوصله هیچی نداشتم ولی دیگه به خودم اومدم دیدم زندگی در جریان کاری نمیشه کرد
دوتالیوان چایی گذاشتم رومیزلبه بوددخترم دستشودرازکردکشیدروش گردنش کتفش باپهلوش سوخت پوستش بلندشده تیکه تیکه اصلاازجلوچشمم نمیره ازاشپزخونه ازمیزمتنفرشدم دلم نمیخوادپاموتواشپزخونه بزارم
خب حق داری عزیزم صحنه بدی بوده واقعا
باید چندروز بگذره تا آروم بشی بهت شوک وارد شده
بدجورشوکه شدم اصلاانتظاراین اتفاقونداشتم
ذکر بگو یا هرکاری که بهت آرامش میده انجام بده
یادت می‌ره عزیزم انشالله دختر ت هم خوب بشه
ممنون خداکوچولوتوحفظ کنه
قربونت همچنین توهم نمی‌خواستی این اتفاق بیفته که عزیرم بچه تا بزرگ بشه آنقدر براش اتفاق می‌افته اشکال نداره
نفس عمیق بکش
ایت الکرسی بخون
سعی کن بهش فکر نکنی
عزیزم متاسف شدم ، به امید خدا زودی خوب میشه.
دو رکعت نماز بخون. پناه ببر به خدا که فقط خودش می‌تونه حالت رو خوب کنه
هیچی بهش فکر نکن
یکمم نمک بخور
ما میگیم کسی ک میترسه نباید ترشی بخوره بعدش و باید نمک بخوره😅نمیدونم چرا
سمانه توفکرتم من😁
پیراهنو پیداکردی؟
عزیزم بهش فک. نکن قوی باش پیش میاد واسه بچها کوچولوها وروجکن میخوان ازهمه چی سر در بیارن
خیلی بدِ... من یه کوچولو دست پسرم سوخت جوری تکون خوردم قشنگ فرداش معده درد شدید شدم و خوب هم نشد الان دارم قرص میخورم واسه درد معدم دکتر گفت یهو استرس و شک شدی زده به معده
تو مواظب باش مثه من نشی🤕
لباس بپوش ازخونه تاقبل اذان ظهر برو بیرون یه تخم مرغ نیت کن از چی ترسیدم ترسم میندازم بیرون قربه الی الله....فقط ازجایی برو ک برگشتی دیگ چشمت ب اون تخم مرغ نیفته....مسیر دیگه ای برو....
بعدم سعی کن زود برگردی خونه باکسی رودررو نحرفی
سه روزه اندازه ی وعده هم غذانخوردم اصلاگشنم نیس شب ساعت ۱۱بوداین اتفاق افتادازهمون لحظه تافرداشبش ی قطره اب هم نخوردم ازناراحتی و استرس اصلاشب میشه میترسم دلم میخوادبترکه
سوختگی خیلی بده من خودم ب بریدگی راضیم اماسوختگی اصلا
ن تومحل هیچکس نیس فقط بیرون رفتن برام سخته اصلاحوصله ندارم نمیشه ازخونه پرت کنم بیرون؟
انقدرهواسش جمع همین من چایی روگذاشتم رومیز رفتم اتاق خواب رفته سروقت چای
انقدرهواسش جمع همین من چایی روگذاشتم رومیز رفتم اتاق خواب رفته سروقت چای
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه