Ooma
پرسش (1401/11/01):

تاحالا عزیزی رو که خیلی دوسش داشتید ازدست دادید؟

چیکارکردید تا آروم شدید
چجوری زندگی کردید؟
بنطرتون چرا این اتفاق برامون افتاده؟
واقعا خدا صبرمیده به آدم؟😔😔🖤

بله عزیزم...پسرخاله جوونم دختر عمه و....هیچی اولاش گریه بعدشم گذر زمان چون خاک سرده
خدا بیامرزه عزیز شمارو وبهتون صبر بده🥺
قربونت بشم
سلام‌گلمممم
من‌هحوز باورم‌نمیشه مادرم فوت شده😔😔😔😔
بابامو عمم و خاهرمو دوتا سقط .....
بله مامان بزرگم
یه ساله...
وقتی میاد تو ذهنم اون نگاهش مهربونیاش دلم اتیش میگیره
نگاهش ک همیشه ب کوچه سمت ما بود ببینه کی میریم پیشش جلو چشممه
حتی نمیتونم سر قبرش برم هنوز باورم نشده جاش خیلی خالیه😪
خدایه قدرتی به ادم‌میده که مغزت نبودنشونو باورنمیکنه من‌هنوزم شماره مامانمو میگیرممم گاهی وقتهااا
من وقتی مادربزرگم مرد واقعا داغون شدم دنیا رو سرم خراب شد با اینکه ۳ سال از مرگش میگذره ولی هنوزم یادش میوفتم گریه ام میگیره خیلی دوسش داشتم ولی خاک سرده زمان کاری میکنه با دردت بهتر کنار بیای
ولی خاموشه شمارش...😔😔😔
دل ادم تا میاد اروم بشه ی اتفاقایی میفته ک دوباره اتیش میگیری واسه من ک اینجوری بوده ب خصوص بعد بابام واقعا اتیش گرفم ۱۱ ساله بابام مرده ولی هنو منتظرم ی روز بیاد هر وقم کسی ناراحتم میکنع بی نهایت گریه میکنم و نبودشو کنارم هس میکنم
دل ادم تا میاد اروم بشه ی اتفاقایی میفته ک دوباره اتیش میگیری واسه من ک اینجوری بوده ب خصوص بعد بابام واقعا اتیش گرفم ۱۱ ساله بابام مرده ولی هنو منتظرم ی روز بیاد هر وقم کسی ناراحتم میکنع بی نهایت گریه میکنم و نبودشو کنارم هس میکنم
من درحال حاضر حس میکنم یه چیزی توگلوم گیرکرده نه میادبیرون نه نیره پایین حس خفگی دارممممم ازخودم اززندگیم ازهمه چیزم دلسردمممم
اون خدایی ک دردو میده،صبرم میده..
سخته ولی نشدنی نیست،فراموش نمیشه ولی غمش مث روز اول نیست
من دختر عمم،، زن عموم،، عمم ،، عموم،، مادر بزرگام خیلی سخته هنوز باور نکردم که نیستن دل تنگشون میشم
با دختر عمم خیلی دوست بودم خیلی شبا پیش هم میخابیدیم تو اوج جوانی مرد شوهرش که باز میشه پسر عمم بعد هفت سال زن گرفته پنجشنبه عقدشه دقیقا هم میاد همسایگی دیوار به دیوارم خیلی یادش میکنم خیلی ناراحتم
من بهترین دوستم صمیمی ترین دوستم ...هرگز یادم نمیرش ..با چ ذوقی از عشقش تعریف میکرد ولی نمیدونس همین عشق عجل جونشه ..روحش شاد ..پریناز زیبای من😔
پدرمو از دست دادم تو بغل خودمون تموم کرد همین الان ک حرفشو میزنم اشکام میریزه ولی خب خدا صبرشو میده اگر صبر نمیداد ک ما دیوانه میشدیم
هممون عزیزاز دست دادیم ولی خدا صبرشم میده
خدایی که داغ رو بده صبرم میده
صبر بر مصیبتم اجر داره
من چند روز بعد عقدم خاله مو از دست دادم
انگار اون روزا واسه من مث یع فیلم تند گذشت بعدش از بهت اومدم بیرون خیلی واسه اش گریه کردم
ولی گفتم راحت شد
من خیلیارو از دست دادم ولی زن داییم با این که ۱۴ ساله رفته نتونستم با نبودنش کنار بیام آخه فقط ۴۰ سالش بود سرطان ازمون گرفتش من روزی نبوده بهش فکر نکنم 😔😔
اره عزیزم من پدرم ده ساله از دست دادم هیچ کاری از دستم برنمیاد 😔😔😔خیلی سخته خیلی الهی خدا نصیب هیچ کس نکنه 😔😔
الان ی سال هستش عموم رو از دست دادم و بازم هیچ کاری از دستم برنمیاد عزیزم جز صبر نمیشه کاری کرد من ب حدی عموم رو دوس داشتم فکر میکردم هیچ وقت نمی‌میره انقدرررررر دوسش داشتم اگر نمیدیدمش مریض میشدم عاشقش بودم اما الان یک ساله ک نیستش😔😔😔
یه وقتایی عزیزی رو از دست میدی و خیلی ناراحت میشی و غصه میخوری.اولاش تو شوکی و باورش برات سخته.با گذشت زمان دردت اروم میشه ولی هنوز غصه میخوری.
کم.کم با خودت کنار میای ک دیگه نیستش و برنمیگرده و باید باهاش کنار بیای.به خودت میگی خب این یه واقعیته و طبیعت ای دنیا همینه .
ولی امان از روزی ک عزیزی ازت دور باشه ولی در عین حال نزدیکت باشه.
هر دقیقه و ساعت منتظری خبری ازش بیاد.ارزو میکنی یه لحظه ببینیش.باهاش حرف بزنی.
هرچی بیشتر میگذره ن تنها دردت اروم.نمیگیره بلکه بیشتر دلتنگش میشی.هرچی با خودت کلنجار میری فایده تداره.همش انتظار میکشی

من خدا روشکر تا حالا عزیزی رو از دست ندادم.
ولی دوتا بچه دارم ک چهار ساله رفتن و هر روز امید دارم یه روز ببینمشون.دخترم امروز تولدش بوده و یازده سالشه..پسرم پنج سالشه..چهار ساله ن صداشون رو شنیدم ن تونستم روی ماهشون رو ببینم.دلم برای مامان گفتنشون خیلی تنگ شده.گاهی وقتا فکرای الکی میزنه به سرم توهم میزنم نکنه من اصلا بچه ای نداشتم .اگه من بچه ای داشتم و مادر اینا بودم چرا خدای بزرگ رحمتش رو شامل حال من مادر ناتوان نمیکنه بتونم بچهامو ببینم.
من میگم ادم وقتی یکی رو از دست میده با غم نبودنش کتار میاد.ولی وقتی ازش دور باشه و دستش بهش نرسه از صدتا مردن هم.بدتره....
انشاالله کک هیچ وقت خدا هیچ بنده ای رو مخصوصا مادر رو با فرزنداش امتحان نکنه.(خیـــــــــــلی سخته....)

آره عزیزم داییم یکماهه فوت شده😭😭😭
هنوز باورم نشده😔
انگار خوابم
واقعا خاکه مرده سرده
ولی داییم ۲۸,۹ساله رفت
دایی جوون مرگم.عزیز مهربونم،خیلی داغونم کرد
کمرم تا ده روز راست نمیشد ،خیلی زجرا کشیدم تا الان یکم بهترم
همه داغونیم همهههه
اصلن نمیتونم بهش فکر کنم بغض میخاد خفم کنه
گریم میاد ولی اشکم نمیریزه انگار خشک شده😔😔😔
چرا ادم باور نمیکنه؟؟؟
جدا شدی؟😔😔😔✋️
منم دخترداییم ۱۸ سالش بود فوت کرد
الان ۳ سال شده
یک روز نیست تو فکرش نباشم
خیلی سخته
خیلی دلم واسش تنگ سده
چرا چیشد؟
چرا چیشد؟
عزیزممم🥺🥺🥺
حالم بد شد،چقدر درده تو حرفااات😔
من پدرم و از دست دادم،یک ماه بعد از زایمانم.خیلی برام سخته،خیلی.هر روز گریه میکنم.به زندگی عادی برگشتم،میخندم ،با بچه م بازی میکنم،ولسه سفر و مهمونی برنامه ریزی میکنم ولی با یه عم و دلتنگی عمیق تو دلم.لحطه ای از یادم نمیره.
عزیزم ...من چقدر بغض کردم با دردودلت
عزیزم ...من چقدر بغض کردم با دردودلت
هه بابا بزرگم ۲۰ روز نیس فوت شده ب امام رضا موهام تیکه تیکه سفید شدن شدم ی روح
تو این ۲۰ روز از ۷۴ کیلو شدم ۶۵
دندونام نمیگیره چیزی بخورم فکم قفل میشه
چشمم تیک عصبی پیدا کرده
گوشم هی زوزه میکشه دکتر گف ی عذابی کشیدی ک رگ اعصاب های سرت گره خوردن باهمدیگه
مگ کجااااااان
🥺🥺🥺
مگه کسی هست که عزیزازدست نداده باشه
من ۱۲سال خواهرم که چندروز دیگه میشه دوازدهمین سالگرد فوتش هنوز داغش رودلم هیچوقت یادم نمیره همیشه هرروز ب یادش هستم ۲۵ سالش بود بابام دوسال فوت شد بارداربودم جلو چشمم سکته کرد کنارمیایم چون میدونیم زندگی جریان داره باید زندگی کرد اون خدایی که عژیزمون میبره صبرش بهمون داد ولی یادوخاطره هاشون یادمون نمیره 😔😭😭
سخته خیلی سخته باورش سخته بعضی وقتها میگم خداچرا ی کسانی رو میزاره باشن عزیز بشن برات بعد ازت بگیره چرا واقعا ولی بعد میگم نه خودش دادخودش هم میگیره مثل دوتا سقط که داشتم چه زجرهای که نکشیدم چه زخم زبونایی که نشنیدم 😔
خدارحمت کنه عزیزشمارو خداوند بهتون صبر بده زهرجان
من که هنوز نمیدونم خدا صبری به آدم میده یا نه
هیچ زجری بالاتر از ازدست دادن پدر یا مادر آدم نیس😞اصلا با هیچی قابل مقایسه نیس حجم غمی که میشینه تو دل آدم بغضی که جاخوش میکنه تو گلو
پسرم تازه یک ماهش شده بود که بابام یهو رف
هرروز از اول مرور میکنم ببینم چیشد اصلا چجوری شد که بابام تونست دل بکنه از ما لحظه آخر فکر چی بود چرا تنهامون گذاشت .
هنوز غذایی که اونروز درست کردمو دیگه نپختم هنوز سیاهشو از تنم درنیاوردم
به خونمون نمیتونم زنگ بزنم همش فکر میکنم بابام خونه ست اصلا یادم میره که نیست
آخرین بار تو جشن ده روزگی پسرم دیدمش
هربار زنگ میزد میپرسید پس کی امین میخنده؟ حالا که پسرم میخنده میمیرم😭که بابام خندشو ندید
بابام همدان بود و من تهران .میگفت بیا دیگه میگفتم ۴۰روزش که شد میام بابا😭
مگه میشه آروم شد...نمیدونم بخدا
پس کی قراره این خاک سرررد و یخ زده دل مارو هم از امید بودنشون سرد کنه😔
بهتون تسلیت میگم🖤
عزیزدلم خدا بهت صبر بده براش قرآن بخون دل خودتم آروم میشه از طرفش هدیه کن به امام حسین
عزیزم خدا بهت صبر بده
داغ عزیزهیچوقت کم نمیشه هیچوقت من هرروز و هرلحظه و هرثانیه به یادمامانم هستم وگریه میکنم بدون صدا هنوز بعضی صبحا بیدارمیشم گوشیمو بازمیکنم میرم سمت اسم مامانمو ومیخوام بهش زنگ بزنم وبگم که مامان داری میای فلان چیز واسم بیار بعد یهو یادم میفته مامانم فوت شده اون لحظه بدترین لحظه برای منه داغون میشم
چندبار شده داریم باهمسرم حرف میزنیم یهو بهش میگم باشه اگه به مامانم نگفتم اذیتم میکنی به شوخی یهو گریم میگیره حتی همسرم گریش میگیره 😭
سعی کن واسش قران بخونی واسش خیرات بدی اینا فقط میتونه کمی ارومت کنه
روح همه ی رفتگان خاک شاد...چقد دلم گرفت...🖤
الهم صل علی محمد و آل محمد....
عزیزم من ۱۳ سالم بود پدرم فوت کرد اوایل بشدت مریض شدم افسردگی شدید گرفتم و اینکه اولش فقط شوک میشی هنوز داغ نیست بعدِ یه مدت تازه جای خالیشو حس می‌کنی
حمایت هایی که نداری رو حس میکنی
بدترین روز زندگیم روز عقدم بود با اینکه با عشقم ازدواج کرده بودم ولی بابام نبود
روز عروسیم
محرم ها بابام علامت بلند می‌کرد قربونی میداد اینا همش حسرت شده
هنوزم داغش قلبمو میسوزونه ولی چاره چیه نمیشه افسرده شد و زندگی نکرد
خدارو شکر برای وجود مامانم
همسرم و پناهم
خدارو شکر
زندگی ادامه داره با همه سختی هاش
من یک هفتس پدربزرگمو ازدست دادم😔🖤
منم ۶ماهه مادرمو جوون از دست دادم در عرض ۱۰ روز.با پای خودش رفت عمل کرد و دیگه برنگشت.خدا عجیب صبرشو میده.من همش میگفتم چطور جای خالیشو ببینم چون مامانم خیلی پرانرژی بود همش پایه بیرون رفتن و سفر بود کلی ذوق بچه دارشدن منو داشت.الان خونه مامانم زندگی میکنم پیش پدرم چون خواهر ندارم برادرمم اینجا نیست.
خدا صبرشو میده.جوری که باورت نمیشه زنده موندی
داغش سنگین بود واقعا. دلتنگیش خیلی اذیتمون میکنه. ولی واقعا چ میشه کرد. زندگیه دیگه.
میگذره. منتظر هیچکس نمیمونه
فقط با خوابایی ک درموردش دیدن فهمیدیم جاش خوبه خیلی دلمون آروم گرفت
پدر عزیزم ۸ ماه گریه کردم دیدم دیگه فایده نداره بعد خدا نیکانو بهم داد از اون حال و هوا در اومدم
😢😢😢😭😭
وای غزل منم به گریه انداختی😔😔
اه کاش نمیوندم به این تایپک نگاه کنم بخدا به گریه انداختینم😭😭
ممنونم😔🖤
هرروز به نیتش همه کار میکنیم با خواهرام
همین که میدونیم میشه کاری براش بکنیم و بابام میفهمه از طرف ماست😭قوت قلبه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه