Ooma
آتلیه نوزاد و کودک
پرسش (1401/10/30):

بیاین یکم حرف بزنیم،

بچهابیاین 😔

داره بهونه میگیره
من حتی رمز گوشیش هم ندارم
منم ندارم میدم بازش کنه
اونم از منو نداره چت خصوصی با خواهرام دارم
جلو مامانش هم همینو میگه
یا میگه زینب صداش میبره بالا
بخدا من عادی میحرفم بهونشه
اهمیت نده
منم وفتی میاد خونه کلا پای تی ویه حوصلم سر میره میرم مینج و پاسور دارت میارم به زور میگم باید بازی کنیم بعدش من میرم کارامو میکنم اونم یاز میشینه فیلم میبینه اگه به خودش باشه یادش میره منم هستم
میخواد بگه زبون درازی
شوهر منم میگفت🤣
داره بهونه میاره تو دعوا حرف کم نیاره
از کاراش با خبری؟
شده کل حساباش تو کارت باباش باشه؟
یا بگن چی خریدی چیکار میکنی؟
من و شوهرم خیلی بحث داشتیم ولی چند روز عکسای عقدمونو میدید میگفت خودمون خیلی بحث داشتیم ولی خیلیم باهم خوش بودیم چون من پایه همه چیش بودم
دقیقاااا
وقتایی که حق بامنه و جواب نداره میگه صدات بالا نبر🤣🤣
ماهم بحث خیلی داشتیم
۹۸درصد دعواها جواب نداره میگه صداش میبره بالا
هر چیم داری واسه بچه هاته
باباش که راضی به خوردش حق بچه هات نیست
بهش بگو تو ظالمی وگرنه من میدونم بابات حق بچه هامونو نمیخوره
زینب سه چهار سال پیش با شوهرم حرفم شد سر یه چیز الکی زد تو گوشم یه کولی بازی درآوردم بیا و ببین الانم چیزی میگه نمیشنوم میگم از وقتی زدی تو گوشم نمیشنوم الان جرعت نداره انگشتش بهم بخوره میگه خیلی شری جایت کبود شه تا زندان میکشونی منو
والا بهم میگه خاک برسرت ،
میگم خودتی هر چی میگی
چون جواب میدی میگه😁
والا یچی بگم اونا گفتن وقتی زینب اینقدر میپوشه و میخوره و میگرده بذار ماهم ازش بِکَنیم
به دل نگیر توام کم زبون نیستی
امشب اومد بزارش به حال خودش
من میزد هیچی نمیگفتم دمش در اومد اما الان یه کاری سرش میارم
گوشم هنوز بخدا تیر میکشه
حساباش توکارت باباش نیس ولی بخدا شده خودمون روغنمون تموم شه نخره بره برا مامانش اینا بخره یا پول قسط واممونو داده برا تعمیر ماشین بابا ش و کلی کارای دیگه
خوب توام ضرر نمیکنی
اگه حق بچه ها بخورن به شوهرتم ثابت میشن
نه باید بگی من هی عذاب وجدان میدم بهش
آخه میره اونجا میشینه باهاشون اینقدر قشنگ حرف میزنه و کاراش میگه
میاد خونه مثل به رباته بعد میره
میبینه نقطه ضعفته دیکه بدتر
بعد تو باهاش دعوا میکنی اونا نه پس مسلما میره طرف آرامش
کم کم زینب درست کن همه چی رو
من تا یه ماه کلا هیچی نمیشنیدم روسری یا شال سرم میکردم خش خش میکرد سردرد میگرفتم
خو این ساده هس و میگه عیب نداره،
پارسال مامانش خونمون بود به شوهرم گفت پول بده علیرضا برای لباس وقتی رفتن بحثمون شد زنگه مامانش زد گفت زینب میگه راضی نیستم حقمون میخورن سر شما دعوامونه
بعده اون دیگه اصلن حرف جلوی من نزدن زنگش میزنن میگن کجایی اگه خونه نبود پول میگیرن ازش
من گوشم صدای زنگ میداد تا ده دقیقه
بخدا من دعوا نمیکنم تاز بیشتر میخندمم تو خونه تما کاراش خیلی رو مخه
تو بحث اقتصادی مردا باید خودشون سرشون به سنگ بخوره
هیچی نمیشه زینب شوهر تو نمی تونه سه تا بچه نگه داره آخرش محتاج توئه
هردوتاتون مغزاتون خسته شده نیاز به استراحت دارین
بخدا وقتی پسرم یکماهش بود رفتم خونه باباش دو سه روز موندم اومد دنبالم گفت بلندشو بریم نمیتونم بدون تو زندگی کنم،
مامانش یه جوری شدااا
آره خودشم بهم گفت چند روز پیش
گفت خسته ام نیاز به مسافرت دارم
نقطه ضعف نشون نده
از قصد میره رو اعصابت
شوهر من قهر باشیم پتو رو سمت خودش منم بدون بحث میرم یه پتو دیگه میارم اینقد میسوزه
بره توام تنها باش بعضی وقتا نیازه دور شدن ازهم مثل آتش بس یک
ولی اگه خواست بره با دوست و رفیق ناباب نره خدایی نکرده بدتر برگرده ها حواست باشه
🤣🤣🤣ماهم همینیم
بهش بگو من بچه هارو نگه میدارم برو بعد تو نگهشون دار من برم
نه میگفت باهم بریم
چه بهتر
اون نمیذاره تنها تو خیابون یا سر کوچه برم میترسه بدزدنم🤣
بگو بهتر 😂
درسته فقط کم محل...
ولی قبلش برو خونه مامانت یکم از عصبانیتت کم شه که مسافرتم خوش بگذره با دلخوری و ناراحتی نرین
برا منم همینه با مامانم فقط یه کوچه فاصله دارم یا باید با خودش برم یا مامانم بیادسرکوچه ببرتم
نه بابا یه حرف زده اینقدر کار داره
بعدم داییم یکماهه اینجور شده اینجا اگه الان بریم مسافرت ناراحت میشن
من وقتی عصبی ام از دستش پسرمو میزارم پیشش میرم تو شهرک برای خودم خوراکی میخرم میخورم اینقد میسوزه میاد از خوراکی ها برمیداره که من بگم نخور محلش نمیدم
اره ولی تا یکم آروم شین زمان میگذره مسافرتو بزارین به حساب شیرینیه آشتی کنون
زیادم رو مادرش جلوش حساسیت نشون نده پشت سر شوهرت بکوبش
کاش آدمای خوب اطرافم بود فاطمه میدادم به مامانم و امیرم مادرشوهرم میرفتم مسافرت
حالا مسافرتم بخام برم میگن چرا به ما تعارف نکردی،چرا نگفتی شاید ماهم میومدیم
خو اون نمیذاره من بیرون برم انگار زندانیشم
دیگه بگو شوهرم نخواسته
من میگم شوهرمم ضایع ام نمیکنه فک کنم به دل خودشم هست کسی باهامون نباشه
بگو میخوام ببینم هوای بیرون چطوره😁
آره
بهش گفتم توکه ماهی ۵۰ملیون پول میدی بهشون پس دو تومن بده یه خدمتکار تا بیا کارمو کنه
پوزخند میزد😑😑
ولی قبلن اون میگفت خورد میشی میخام کمکت بگیرم من میگفتم نه بخاطر حرفای ننش
خانواده شوهر منم همینن مسافرت تنهایی نرفتیم فک کن با ماشین خودشونم بیان مادرشوهرم میاد میشنینه تو ماشین ما
دخالت نکنن قدمشون سر چشم آدم
دخالت؟؟؟رفته بودیم مشهد هتلامون جدا بود هتل ما نزدیک حرم بود وقتی میومدن حرم بماهم سر میزدن تو حرم میدیدمشون یا جایی میخواستیم بریم قرار میزاشتیم باهم میرفتیم بعدش وقتی میخواستیم برگردیم یه قشقرقی را انداخت که چرا نیومدین هتل ما بهمون سر بزنین اگه مامان خودش بود نمیرفت؟فک کن مگه خاله بازی بریم مهمونی هتل به هتل
نوبرن بخدا
قدمشون رو چشم ولی خب منم دلم میخواد باشوهرم تنها باشم تو جاده استوری بگیرم شوخی کنم باهاش وقتی میاد خب معذب میشم مجبور از مقصد تا مبدا عین مجسمه بشینم خوش نمیگذره
میگفتی گفتم وسیله پزیرایی ندارین🤣
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣من هیچی نگفتم بغض کردم شوهرم برای اولین و آخرین بار پشتم در اومدباهاش قهر کرد گازشو گرفت تنهایی برگردیم با کلی التماس و زنگ باباش و من برگشتیم
😣😣😣پس تو هم همدردی
راست میگی تجربش منم دارم
اره ولی چیکار میتونیم بکنیم انشالله این روزام میگذره
🤣🤣
این دیگه از نفهمیشون انتظار دارن تعارف کنی برا مسافرت
آره یبار همینطور شد با خانوادم رفتم یزد یه کاری کردااا
دماغش کرده بود انگار هندونه
ما تا حالا هیچ جا تنها نرفتیم
یبار رفتیم آستارا منم برا عید لباس خونگی اینا نخریده بود که رفتم از اونجا بخرم. رفتیم بازار ساحلی هی شوهرم میگفت بیا اینو نگا اینو بخر اونو بخر منم پسندم نمیشد خلاصه نتونستم چیزی بخرم منو خواهرشوهرمو مادر شوهرم اومدیم تو ماشین شوهرم رفت ابمیوه بگیره یهو تا نشستیم سر خواهرشوهر داد زد یعنی چی هرچی میبینی باید بخری یکم‌مراعات کن و...درحالی که اون بند خدا هیچی نخواسته بود به من کنایه میزد به اون زد که من بشنوم
بگو گفتم شاید اتاقتون بهم ریختست یا وسایل پذیرایی ندارید
اون موقع تو نباید میگفتی برگرد.
من اگه شوهرم با خانوادش دلخوری پیش بیاد فقط لبخند میزنم اصلا طرفداری نمیکنم اننقادم نمیکنم.
بکنه.به ی ور بچت
همون روز رفتن دیزی سنگی خوردن من دوس ندارم اومدیم بیرون شوهرم برام کیک و نوشابه خریداومدیم اینطرفتر دیدم ناراحت شد یواشکی گفتم به مامانت اینام تعارف کن بیچاره شوهرم حرفش تو دهنش موند خداروشکر خودم پول دارم محتاج کسی نیستم بخوام خودم میخرم ناراحت شده بود که همزمان با من چرا برااونا نخریده
ولی در کل مردا هرکار بخوان بکنن میکنن حالا اون وسط خانوادش باشه دیگه واویلا.
هرچی مخالفت کنی بدتر میرن سمتشون.
بخدا حالا آدم هزار ی قلم آرایش کنه.
در واقع زینب شوهرت نمیخواد تو مسائل مالیش دخالت کنی.و اینکه نمیتونه حریم بین خونتون رو حفظ کنه.
آخه خیلی عصبی بود سرعتش زیاد بود اونجوری ادامه میداد تصادف میکردیم مجبور بودم بعدشم کلا از خانوادش دلخور میشه دلم نمیاد میونشون بهم بخوره مگه چن سال زنده ایم با دلخوری و ناراحتی ‌وقتو هدر بدیم
میگفتی اگه محتاج نبودی ور دل ما نبودی تو ماشین ما نبودی
محتاج نیستن خداروشکر بیشتر از ماهم دارن صب از مسافرت بیان شب بگیم میریم با ماهم میاد کلا عشقه سفره
کیک و‌نوشابه ناهارمن بود کوفتم شد
قطعا دلخوری با خانوادش طول نمیکشه.
من مثلا اونروز شوهرم سر ی چیزی به باباش ی ذره خیلی کم تند حرف زده بود بعد مامانش بش گفته بود بابات ناراحته.
من نمیدونستم.دیدم عصبیه گفتم چته اول گف هیچ بعد تعریف کرد.من چیزی نگفتم که حق با تویه یا بابات.
اون خودش قطعا از دل باباش درمیاورد
اینارو گفتم زینب بدونی خیلیا مثل توان ولی چیکار میشه کرد با دعوا و زندگی رو زهر کردن چیزی درس نمیشه که
دور از جونت.ولی در کل حرفش بد بوده.
حتی باید میگفته پسرم ی چیزبهتر برا زنت میگرفتی
من نمیتونم خودمم زود دلخوریم از بین میره
دقیقا.
با دعوا زندگی زینب درست نمیشه.چون جرو بحث بیشتر شوهرشو دور میکنه و زینب و بچه ها کلافه
من مشکل گوارش دارم هر چیزی نمیتونم بخورم اونم تو‌مسافرت که اصلا نمیشه ولی درک نکرد دیگه تازه مادرشوهرم خالمه
عزیزم تو مهربونی!
قربونت برم🥰🥰🥰
وای خاله آدم‌ مادرشوهرش باشه
🤭🤭🤭🤭🤭
از اینکارا با منم کرده
وای اینوووو
من بایددد بفهمم
چرا من نفهمم ولی خواهر و مادر و پدرش بفهمن
اگه قراره کسی دخالت نکنه ینی همه و هیچکس نفهمه
من خیلی زیاد زجر کشیدم اگه بگم میشینین بحالم گریه میکنین
زجر و کتک و قهر و همههههه چیز من کشیدم از نوع بدش
ولی دیگه بیخیال شدم،حالمم خیلی بده اما خنثا شدم
آره درسته
اما این درست بشو نیس
بچها هستین؟؟؟
خیلی گوشم درد میکنه چکار کنم میسوزه
یه لحظه دست زدم جیغم رفت هوااا
😔😔😔حوله گرم کن بزار روش
من قطره میریختم توگوشم میومد تو حلقم تاثیری هم نداشت فک کنم پرده گوشم پاره شده بود
برا دردش فقط حوله رو میزاشتم یکم آروم میشد
برم دکتر؟
خیلی درد داره😣😣
زنگش بزنم ببستمش به فحش😣😣
وای دارم میمیرم خدااا😣😭😭😭
آره بگو‌بیاد ببرتت بزار خودشو بفهمه چیکار کرده
زنگ زدم جواب نمیده
از عمد جواب نمیده؟یا کار داره بنظرت؟؟
از عمد اشغالش میکنه
زنگ زدی فحش دادی از ترسش جواب نمیده میخوای اس بده
عزیزم حتما برو دکتر . منم همسرم زده بود پرده گوشم رو پاره کرده بود یه سال پیش . قطره داد دکتر سه ماه بعد پارگیش خوب شد
نه اسش دادم باز بحثمون شد رید به اعصابم
هستی شات بفرستم؟
نگفتی بیاد ببره .نمیاد؟؟
جواب نمیده
هستم
هستی سعیده
بگو یا بیا ببر یا خودم میرم
آره عزیزم
فرستادم
دیدین لایک کنین
یکمی آروم باش نیم ساعت بگذره بعد زنگ بزن . با عصبانیت بگی لج میکنه
بپاک
زینب به پاش نپیچ
فردا بهش بگو مگه چلاقم خودم میرم دکتر
نه لج نکن فعلا صبر کن یکم شاید اومد دنبالت
خاک بر سرش نشه
زینب کاش یه کلمه میگفتی گوشم خیلی درد میکنه بیا ببرتم دکتر
آروم باش زینب
این چاله رو هر چی بیل بزنی گل آلود تره
این اینجور نیست که با یه حرف بیاد سعیده
دقیقا مثل من به شوهرت پیام میدی ولی اشتباهه الان عصبانی هستی
میاد بزار آروم شی
تا فردا نیومد بگو خودم میرم لطفا بچه ها رو بگیر
نمیدونم منم بودم نمیومدم بخدا
هیچوقت اینقدر ناراحت نبودم،اینجور پیامش نمیدادم بخدا
نمیذاشتم حرمتا بشکنه
اما بخد ا گوشم خیلی درد میکنه
چرا؟
آخه نمیدونی چه حرفا ظهری زده بهم
دیگه هیچی نگو
ناراحت نشیا زینب ولی خیلی تند میری
تو دعوا همینه زینب
یه چی تو گفتی یه چی اون
خب وقتی میخپای یکاری برات بکنه نباید زور بگی فحش بدی دیگه
میدونم همون جواب دادنش کافیه ولی یه ذره کوتا بیاین جنگ اعصاب دارین اینجوری
یه مسکن بخور یکمی درد گوشت آروم بشه . اگه با عصبانیت کاری رو انجام بدی بدتر میشه
بچها بخدا بریدم،خسته شدم😔😭
قربونت برم آروم باش همه توی زندگیشون مشکل دارن .
چه زندگی کوفتیه
تازه داشتم روی خوش زندگیم میدیدم😔
میگفتی خیلی درد دارم بیا ببرم دکتر بعد که اومد رفتین برگشتنی اروم اروم میگفتی ببین چیکار کردی کی الان دس رو زنش بلند میکنه و ...
بخدا دارم میمیرم از درد
باز همه چی خوب میشه برگردی عقب یادت میاد سخت تر ازاینا گذشتن
مسکن نداری تو‌خونه نوافن استامینوفنی چیزی
خمیازه میکشم کوشم درد میگیره خیلی
آره
😔😔
اگه شوهرت سیگار میکشه تو خونه هیت یکیشو روشن کن دودشو بگیر تو گوشت آب رو آتیشه
توخونه هست
نه تو ماشین دیدم
اصلن تا حالا نه دستش دیدم نه تو خونه
همون مسکن بخور یه چایی هم از روش بخور زودتر اثر کنه
دلم میخاد بخوابم
دیشب تا ساعت سه بیدار بودم وقتیم خوابیدم خوابه بد دیدم پریدم
اصلن یه هفته هس یه خوابایی میبینم در مورد خودم و شوهرم
بچه ها رو زودتر بخوابون بگیر بخواب قبل خواب به چیزای خوب فک کن خواب بد نمبینی
فکرت مشغوله خواب میبینی،خوابه دیگه همشون تعبیر نمیشن که فک نکن بهشون
ان شالله خیره
فکرت مشغوله
اول خودتو آروم کن بعد زندگیتو
چشم مرسی بچهاا
ببخشید وقتتون گرفتم و ناراحتتون کردن
هموز که خونه نیومده
نیومده هنوزه خونه
ما ناراحت تو هستیم زینو جان
ان شالله خدا دوتاتونو آروم کنه خیر پیش بیاد براتون
ولش کن توام اگه بچه ها خوابیدن برو بخواب
شامم هم درست نکردم از حاله بد
ظرفام هم نشستم
نه۸بیدار شدن
پاشو کاراتو کن ولش کن
زن و زندگی
زن هست که زندگی رو جمع میکنه
فدای سرت یچی بخور معدت خالی نباشه ظرفارم بزار حالت خوب شد بشور
خوب پاشو شامتو بخور به خونه ات برس به خودت برس بخدا انرژی میگیری
تو حالت خوب شه همه چی خوب میشه
سعیده حس بویایی ندارم اینقدر بدمهههه
بلند شم یچیز بخورم برم دور بچها گناه دارن
امشب یه جنگه اساسی تو راهه
حال ندارم😣
حال ندارم😣
به زورم شده پاشو یچی بخور قرصم اگه خوردی معدت خالی باشه معده درد میگیری برو خودتو با بچه ها مشغول کن
باش عزیزم،مرسی یه دنیااا
فعلن برم
میام آخر شب
نه زینب حداقل بخاطر خودت نه امشبو بیخیال
بخاطر حرفام میدونم که الان آتیشیه
برو به سلامت
عیب نداره هرچی گفت تو سکوت کن خسته میشه برو تو اتاق بچه ها باهاشون بازی کن تو هم مقابله کنی بدتر میشه
ول کن بزن به نشنیدن
به خاطر خودت
اینقد حرص نخور
سلام بچها
هنوز نیومده
منم ظرفام شستم
گازمو تمیز کردم
شام خوردم با بچها
پوشکشون عوض کردم
باش
خدا قوت
❤️❤️❤️
فردا هم با آرومی بهش بگو لطفا بیا منو ببر دکتر
اگه نبرد بگو من واقعا نمی تونم درد گوش رو تحمل کنم عاجز شدم خودم میرم تا میام مراقب بچه ها باش
باش
ان شالله درست میشه
زندگیا پستی و بلندی داره
شوهرتم سنی نداره اخه
مردا بعد ۴۰ سال تازه رشد عقلی میکنن😂
بهترین کارو کردی
🥰🥰🥰🥰🥰
زینب اگه دردت زیاده برو دکتر احتمال اینکه پردش آسیب دیده هست.
البته من ی بار بخاطر عفونت پردش ی نمه پاره دید علائمش این بود صدا میداد و خیلی ترشح از گوشم میومد وگوشم کیپ شده بود
آره قطره میده زینب و اینکه دکتر به من گفت نذار آب بش بره.حموم رفتنی پنبه چرب کن با وازلین بذار گوشت.خودش ی ماهه اوکی شد.
البته من عفونت قارچی باعث شد یک چهارمش پاره شه
زینب ی سوال؟
شوهرت قبلا کارهاشو بهت نمیگفت یا جدیدا اینجوری شده؟
سلام
امروز میرم حتمااا
نه برای من فقط دردش شدید میشه،نمیتونم دست بزنم بهش
قبلن رفتم دریا شمال آب رفت تو گوشم عفونت کرد ۶ماه درگیرش بودم تا خوب شد الان همون گوشم اینطور شده
دیشب اومد خونه
اولش با اخم گفت چی پیام میدادی
بعد دید محلش نذاشتم و با بچهام بازی میکنم رفت
دید رختخوابش انداختم تو سالن،حرصی شد گفت نه که خیلیم دلم میخاد پیشت بخابم
دیگه بهم گفت چته.مشکل چیه اینقدر ناراحتی..
منم همهههه حرفام باز بهش گفتم اونم همشو قبول کرد
و یه لحظه دخترم خورد بهم گوشم اینقدر درد گرفت که مردمااا،گریه کردم شوهرمم افتاد به گریه و بغلم کرد گفت خدا بکشم ببخشید،غلط کردم،فردا میبرمت دکتر...
دیگه خواسته هام بهش گفتم...
ولی خیلی گریه کرد،گفت دست خودم نیس،وقتی عصبی میشم نمیتونم خودم کنترل کنم
من حرفام با آرامش زدم
صبحی هم رفت احتمالن پاش گچ بگیره
😍😍😍😍😍😍خداروشکر خداروشکر خیلی خوشحال شدم دیدی گفتم با آرامش میتونی درستش کنی
ایشالله دیگه غم نمبینی عزیز دلم
ایشالله اونم بخیر میگذره خودتم عصر حتما برو برا گوشت
خداروشکر زینبی🤩🤩
هیچوقت حرفاتو تو عصبانیت نگو بزار هردو اروم شدین بعد حرف بزنین
ولی میدونم لامصب نمیشه ولی یه خورده سرتو رو بابچه ها گرم کن بزار بچه ها بزرگ شن حال و روزتون بهتر میشه
سعی کن بچه ها رو غروب دیگه نخوابونی شبا زودتر بخوابن شماها هم وقت واسه هم داشته باشین
اگه رفت بیرون شب
وقتی بچه ها خوابوندی پیام بده بهش بچه ها خوابن بیا باهم باشیم
ممنونم فداتشم.ایشالا بهترینا سهم قلبه مهربونت❤️❤️
منم با داشتن طهورا دست و پاهام خیلی بسته شده ولی همش به خودم امیدواری میدم زودی این روزام میگدرع ولی دلم بدجور تنگ این روزام میشه
شوهرتم حق داره با ۳ تا بچه حتما خونه شلوغه و ارامش نیست اونم نیاز داره تو کنارش باشی ولی تمام وقتت میره سمت بچه ها اونم حرصی میشه
قربونت مهربونم😘❤️
واقعا بچه دست و پای آدم میگیره...
همیشه بچها ساعت۱۰شب میخابوندم تا وقت برای خودمونم باشه
اما مریضن دیشب تا۲بیدار بودن تا الانم خواب بودن
دخترمم خیلی شلوغه و شیطون
آره نیاز به تنهایی داریم
میخاستم امروز برم خونه بابام اینا
اما خیلی حالم بدتر شد
دارم خفه میشم بچها هم همینطور...میترسم برم اونام مریض کنم
خونه باشین بهتر شدین برین حالشو ببرین
خداروشکر زینبی
دیدی گفتم درست میشه
حرفاتو بزن ولی خیلی ام تو سر و صدا نزن اشتباه خودمون زنا همینه
گفتنی ها رو گفتی
عاقله سر عقل میاد
اره میخواستم حرف مرضیه رو بهت بزنم بچه ها رو روزا نگذار بخوابن شب زود بخوابن چون شب طولانیه دیر میخوابن
درعوضش شب هم به خودت برس هم آهنگ گوش کن کتاب بخون با شوهرت شب نشینی داشته باش براش وقت بزار
ممنونم فداتشم.
پناه برخدا
خدا کنه همینجور بمونه❤️
آره امروز بدتر شدم مرضیه

سوالات مشابه