Ooma
آتلیه نوزاد و کودک
پرسش (1401/10/29):

بچه ها دلم گرفته میشه بیایید کمی حرف بزنیم

خیلی دلم شکسته

فقط میگفتن شوهر کن برو
بابام هی می‌گفت یه نون خور کمتر
حدس میزدم
ببخشید ولی بگو کرونا گرفتن گفتم نیان
به تظاهر فقط دوست دارن بچه هاشونو
آره باید همینو بگم
بگم کرونا گرفتن
من این رو دیدم. فقط به تظاهر
کاری نکردی که از دستت ناراحت باشن؟
آنقدر بی معرفته پدرم آنقدر قدرنشناسه که نگو
بر عکس تو من خودم اصلا دلم نمیخاست خونوادم یه چوب کبریت بخرن بیارن
آخه بی دلیل اینطوری رفتار میکنن تعجب داره
بخدا من هیچ کاری نکردم هرسری رفتم خونش با یه داستان اومدم خونم منم دلم نمی‌خواست بخرن‌ولی چون برای خواهرم همه کار کرد برای من نکرد
شاید به زندگیت حسودی میکنن
نه والا
من از این موردا دیدم. یجوری با بچه رفتار میکنن انگار بچه رو به زور دادن گفتن بیا بزرگ کن. طرز تهیه بچه رو یادشون رفته که اونا مسئول بدنیا آوردنش هستن
خیلی
بخدا کاری نکردم
چقدر منی
تو دوران عقدم و بارداریم و مدت ها بعدش همبنجوری بودم
همیشه ترور کردن شخصیتمو
میدونی چیه یه مدت فکر کن تو غربتی کلن بی خیالشون شو سعی کن حتی بهشون فکر هم نکنی تا اعصابت آروم بشه
میرم خونش هی میشینه میگه ندارم ندارم که ما ناهار شام نمونیم
من وقتی رفتاری میبینم که حالمو بد میکنه اون آدمو میزارم کنار حتی اگه نزدیک ترین آدم بهم باشه
وای اینکه شد مادر شوهر من
آنقدر گفته ندارم ندارم داشته ها ولی الان خورده واقعا به ندارم
وای اینکه شد مادر شوهر من
آنقدر گفته ندارم ندارم داشته ها ولی الان خورده واقعا به ندارم
آنقدر گفته ندارم ندارم داشته ها ولی الان خورده واقعا به ندارم
خودم هرچی پس انداز داشتم دادم دست مادم گفتم طلا بخر بیار برای بچم اونوقتا نزدیک ۱۱ تومنی بود وقتی که طلا گرمی ۱۰۰ و خورده ای بود یه سرویس تخت و اینارو خریدن باقی وسایل لباس و حموم و ساک و تشک و‌.. همش خودم خریدم دادم دست خونوادم به خونواده شوهرمم گفتم مادرم اینا خریدن دلم نمیومد از خونوادم بگیرم با وجود اینکه جفتشون شاغل بودن و وضع مالی خوبی دارن ...نمیدونم شمارو ولی حسم همیشه اینجور بود با وجود تلخی ها و ... اینایی که شاید ماهام کشیدیم
عزیزم بازم خوبه خانواده شوهرت ارومن واری بهت ندارن من نابود شدم یادمه قسم میخوردم دیگه مامانم چیزیشم بشه نزم ببینمش ولی خب خودش درست کرد همه چیزو
عزیزم شما بارداری هر جا بهت حس بد میده نرو، هرکس بهت حس بدمیده باهاش رفت و آمد نکن
پیش خودم گفتم ساناز دیگه بسته نزار کسی اذیتت کنه حتی خانوادت تو شوهرتون داری بچتو داری خدارو‌داری به هیچکسی نیاز نداری تموم کن این حال و احوالتو دیگه نرو‌که تصمیم گرفتم دیگه پامو تو‌خونش نزارم
دوس ندارم اینجوری بگم ولی خوب کاری کردی یمدت دور شو
باور کن بچه ات بیاد دیگه اصلن وقت نمیکنی بهشون فکر کنی
خیلی منو اذیت کردن
عزیزم ربطی به دارا و ندار بودن نداره. آدم دلش میخواد احساس ارزشمند بودن کنه برای یسری ها. وظیفه پدر و مادر چی میشه آخه. خصوصا وقتی برای یه بچه تلاش کنن هزینه کنن و برای تو بی تفاوت
از ۱۶سالگی رفتم کمد دار استخر شدم بعد امانت دار شدم بعد نظافت چی شدم بعد نجات غریقمو گرفتم بعد مربیگریمو آنقدر تلاش کردم خودم رو پای خودم وایسادم داشتن و برام اصلا کاری نمی‌کردن الآنم اینطوری اذیتم‌میکنن
من فکرم اینجور نیس گلم من فک میکنم ۲۶ سال پدرم برام زحمت کشید خرجمو داد بچه من که دیگه وظیفه اون نیس خرجشو بده
من تو عقد حامله شدم نا خواسته
هر دو طرف خانواده ها مارو از خونه بیرون میکردن به بهانه های مختلف سر هزینه ها سر ابرو سر اینکه چرا اصلا ما همدیگرو دوس داریم
فکر کن میرفتم خونه مادر شوهرم جواب سلاممو نمیدادن یخچالشونو خالی کرده بودن ۱۰ ساعت گشنگی کشیدم شوهرم اومد بغلم کرد رفتیم دکتر سرم زدم
خونه مادرمم میرفتم همش مبگفتن تو زندگی بدرد نمیخوره طلاق میگیری بدبخت میشی
منو آنقدر اذیت کرده آنقدر بچه بودم کتکم میزد
واقعا بعضی از پدر مادرا فقط بدنیا میارن
اصلا خودشون مسئول اون بچه نمیدونن
نمیدونم چرا وقتی نمی‌خوان اون بچرو بدنیا میارن که اون بچه انقد عذاب بکشه؟؟
الان خودم مادرم وقتی بچم کار اشتباه میکنه دعواش میکنم خودم عذاب وجدان میگیرم
واقعا چطور دلشون میاد با پاره تنشون اینجوری رفتار کنن؟؟
من دیگه نمی زارم خونمم بیان
چرا فرقتون میزارن با خواهرت عزیزم؟
بچه من چی میخواد یادبگیره
خوب اون بچرو سقط کردی؟؟
وام ازدواجم درومده بود ضامن نداشتم بجز مامانم رفتم با خوشحالی گفتم مامان وامم درومده گفت من ضامنت نمیشم از کجا معلوم پول قسطشو میدین میکوبیدم تو شکمم داددددد میزم تو تقاص این کارتو پس میدی همینجوری گریه میکردم و جیغ میزدم خواهرمم گفت اینجا کولی بازی در نیار بابا ما گول نمیخوریم 😭😭
الان ۱۰ ماهشه 🥲
چون اون خواهرم بلده کارشو من رو‌ندارم
من سربزیری کردم حتی برای جهیزیه نگفتم چی می‌خوام چی نمیخوام
۳۰ملیون خودم فقط خورده چیز خریدم
مادر شوهرم گفت دیگه اینجا نیا من نمیتونم نگهت دارم با شکم گنده اواره این خونه اون خونه شده بودم اخرشم به زور قزص و امپول نگه داشت بچمو دکتر بسکه من گریه کردم نفرین کردم
ای وای
این یه مسئله جداس
اینکه خودت پدرو مادرتو درک کنی و ازشون چیزی نخوای
اینکه پدرومادر نخوان برای بچشون کاری کنن
گاهی وقتا از نداری آدم مجبور میشه کم و کاست بزاره
ولی گاهی اوقاتم مثل پدر دوستمون نمیخواد که قدمی برداره
بابا جون من پدرای دوستمو دیدم میرم قرض میکنند دخترشون تو ایل و طایفه شوهر کم‌نیاره
من اینطور پدر هارو‌دیدم
شما همونی بودی ک دنبال خونه بودی؟؟اون موقع باردار بودی عکس پروفایلت ی چی دیگه بود
الان مامانم عاشق دخترمه پشیمون شده ولی من هیچوقت یادم نمیره
من الان هشت ماهمه
اره عزیزم همونم
اخی عزیزم خدا حفظش کنه
آخه تو مملکت تخمی ما هنوز جا نیفتاده اون پسر و دختری که محرم هم میشن یعنی زن و شوهرن درسته زیر یه سقف نرفتن ولی چه فرقی داره؟؟خدایی نکرده رابطه نامشروع که نداشتن
بچشونم حلال زاده اس
وااای چقد من تو فکرررت بودم ولی پیدات نمیکردم
من یادمه چقد اذیت شدی 😔
خوبی؟ الان خداروشکر خونه دارم وسابل دارم 😅
خداروشکر ،خدا همیشه ب دل بندش نگاه میکنه
بیشتر اون احساس تنهایی منو اذیت کرد انگار ولم کرده بودن رها شده بودم بدون دلیل
فاطمه جون چیزی میخوای بگو بخدامنم مثل خواهرت
فاطی الان یا دو طرف رابطه دارین؟
با
من خیلی داغونم
اره
ی شب فاطمه انقد خسته شده بود نمیدونست کجا بره ،خیلی از بچه ها اوما بهش میگفتن بیا خونمون ،یادمه ی خانومه گفت بیا ی اتاق ما رو بردار مثل دو تا خواهر زندگی میکنیم
با منی عزیزم ؟ الان درست شده همه چیز
آره عزیزم باتوام
یادته 😭😭
قربونت بشم به تو دلیت نگاه کن مهربون اون همه چیزو حس میکنه
منو آنقدر پدرم از خودش روند این رفتارارو‌کرد من بمیره هم حسی دیگه به نبودنش هم ندارم
من نمیدونم واقعا چطوری فرق میزارن اما من یه خواهر بزرگتر از خودم دارم میاد خونه بابام ذاتش اینجوریه که میگه قیر بچسبونم کف پام هرچی اومد زیر پا و دم دستم ببرم خونه خودم بعد همه چی هم براش انجام میدن بعد میره تو فامیل میگه بین منو اون فرق میزارن یه سال و خورده ای قطع ارتباط کرد با مامانم اینا سر آخر با گریه باز اومد آشتی کنون هر بارم جنگ و مرافعه بود میومد در مقابل اون من اصلا نمیتونم از خونوادم دل بکنم هزار برابر اون دعوامون میشه هزار برابر اون دلم شکسته میشه کلیدو هم ازم میگیرن از در بندازنم بیرون از پنجره میام تو دیگه خودشونم فهمیدن من وابستشونم
بیچاره بچم من گریه کردم الان اذیت شده
پس یعنی عملا خونوادهاتون ولتون کردن؟؟
وای عزیزم بازم بارداری؟😍
هرکدوممون یجور غم داریم
پدر من برا خواهراش برادرش بهترین جهاز و عروسی گرفت
زمان عروسی من شراکت کرد شکست خود جهازم و خودم کار کردم داداشم کمک کرد اون ی یخچال فدیزر خرید
مدقع سیسمونی پول داد ب داداشم مغازه بزنه و ماشین بخره ب من ۱۰ تومن داد من هیچی نکفتم شوهرم خربد خودم پس انداز داشتم
ولی زورم میاد زبوناشون کوتاه نمیشه
مادررررم خ خوووووبه همیشه کنارم هست
ولی وقت حرف سیسمونس میشه میگه توان من انقد بوده یا جهاز
میگم توانت بیشتر بوده ولی برا پسرت
بابام منو از خونش انداخت بیرون مجرد بودم سر اینکه خواستگارمو نمی‌خواستم
منم یادمه همون وقتاچه سختیایی کشیدی میومدی میگفتی
اره یادمه
ولی خب الان شوهر دارم
اصلا خانواده شوهرم تو کتشون نمیرفت شوهرم منو دوس داره از حسودی هزارتا بلا سر من اوردن مامانم اینا ترسیده بودن به من اعتماد نکردن اصلا عوض شده بودن وگرنه ما نه فامیلی داریم نه اشنایی که بگه ابروم میره
فاطمه اولش سونو بهت بچت پسره اره؟
منم اگه شوهرم نبود هیچی نداشتم
بعدش خودتون وسیله و خونه گرفتید و رفتید خونتون؟؟
من به سختی باردار شدم با قرصو دوا دارو می‌دونن غم‌اندوه برام بده ولی انگار لذت میبرن
فاطمه اولش سونو بهت بچت پسره اره؟
بسپارید بخدا
خدا هیچوقت درهای رحمتش به روی بنده هاش نمیبنده
امروز شوهرم گفت بیخیال شون شو مگه من برات کم میزارم گفتم نه گفت خب دیگه
تو چرا خودت و ازار میدی ،با شوهرت و بچت خوش باش
من فقط از خدا تقاص کار مادربزرگم و‌پدرمو می‌خوام
نه گفت دختره همون ان تی
من این و ب چشم دیدم دنیا قشنگ میچررررخه
الان من جلو‌فامیل شوهر چیکار کنم
غصه نخور همش میگذره بچه دومتم میاد مث ماها اون روزا برات مثل یه فیلمه که از دور داری نگاش میکنی دیگه هی چیز تحت تاثیرت نمیزاره
بگو کرونا گرفتن ،ولی مطمئن باش مامانت میاد
خواهرت میاد
بگم مادرم بخاطر پدرم نمیاد خواهرم نمیاد پدرم باهام دوئل داره
اصلا نمیزارم که بیان
کدوم شهری ساناز؟
تهران
بخدا واگذارشون کن کافیه خدا خودش میدونه باهاشون چیکار کنه
دیگه هیچ کاری باهاشون ندارم
با بدبختی عزیزم
شوهرم با دوستش سلر دیجی کالا شدن همون تامین کننده جنس دیجی کالا که زنش همه چیزو خراب کرد ۳۰‌میلیون ضرر زد خانوادشم هیچی ندادن بجز ۱۰۰ میلیون پول که به تیکه گفتن هم باهاش عروسی بگیرین هم خونه هم وسایل مامانمم زنگ زد خیلی مسخره و الکی دعوا راه انداختن
خونه گرفتم رو زیر انداز میخوابیدم ۳ ماه
بخدا واگذار کردم
یه دوستی رفیقی هم ندارم یه خاله یه عمه درست حسابی
هیچکسی و ندارم
خداروشکر که همه چی درست شد
مامانم یه یخچال و تلویزیون و لباس شویی داد خانواده اون به هوای عردسی پسرشون ارث گرفتن رفتن طلا خریدن ماشبن خریدم چوس تومن به ما دادن عوضیا من هنوزم پایه اصلی زندگیم لغه سر کمک نکردنشون
من از تو بدترم فقط میتونم بگم میگذره
وااااای چقدر ناراحت کننده 😭😭😭
انشالله خدا انقدر براتون بسازه که بی نیاز بشید از همه چی
امیدوارم پاقدم نینی دومت خوب باشه برکت باخودش بیاره
فاطمه جان کدوم شهری؟
برای منم دعا کنید
با همون نداریم بهترینارو برای دخترم میخریدم حرصشون میگرفت ۱ سالم دعوتشون نکردم خونم زایمانمم نزاشتم بیان
خداکنه دومی سالم باشه فقط همین🥲
تهرانم منطقه ۷
الان باهاشون رفت وآمد داری؟
توام ساناز جان خودت ناراحت نکن بااین موضوع کنار بیا
الان مامانم پشیمونه خیلی خیلی کمکم کرده
واکنش خانواده همسرت چیه نسبت به نوشون
دیگه به چه درد میخوره آزار بدن بعد کمک‌کنن
کار خوبی کردی
مطمئن باش اینم سالمه
خدا همیشه نگاهش به بنده هاش هست
من الان برن برام دوباره جهیزیه بخرن برن سیسمونی بخرم اصلا دیگه برام ارزشی نداره
اره بخاطر مامانم گفت دشمن میشن ببخششون هرچند شوهر خواهر شوهرم باز برای اینکه پای مارو ببره الکی دعوا راه انداخت بد و بیراه گفتن بهم ولی شوهرم با خواهرش کلا قطع رابطست سر همین موضوها چون میترسن ما از پدر شوهرم پول بگیریم
خواهر شوهرم بدبخت شده شوهرش ۵ یاله سرکار نمیره همش به اون میدن
الان دکتر بهم گفته بچه ام زود بدنیا میاد دو هفته دیگه نوبت بیمارستان رو‌میده می‌خوام چیکار بیان الان دنیا رو اصلا بهم بدن چه ارزشی داره
معجزه اتفاق میوفته پا قدم دخترم زندگی منو زیر و رو کرد ❤️‍🩹
خداروشکر
خداروشکر
همشون پشیمون شدن فکر میکردن ما ب۰ه ایم قسط تیغیدن اینارو داریم پشتمونو خالی کردن اومدن خونمو دیدن رابطه قشنگمو دیدم مادر بودنمو دیدن الان پشیمونن زبونی نه هااا رفتاری نشون میدن ولی بازم همون حیوونی که بودن هست
خیلی شکنجه شدم دیروز
بچه
اگه الکی فکرو خیال نکنی و استراحت کنی
بخودت استرس ندی تا ۳۸ هفته هم بچه ات میمونه بعد بدنیا میاد
با خودت بگو چیز باارزش‌تری مگه از بچم هست؟؟این چند هفته رو استراحت کن با شوهرت خوش باش تا بگذره
چشم
انشاالله خدا برات قشنگ بسازه
جواب همه ی سختیاتو بده
آنقدر سختی کشیدم که نگو
فدات شم همچنین برای تو🌹
فاطمه اونموقع یادمه چقد ماجرای زندگیتو تعریف کردی برات غصه خوردم اشتراک نداشتم فقط برات دعا میکردم‌ الهی شکر که زندگیت روبراه شد
التماس دعا دارم از همتون
عزیزم همه به یه نحوی سختی‌هایی داشتن
ولی توام بسپار به خدا جوابشونو میده
زندگی رو به کام خودت وشوهرت با نی نی کوچولوت زهر نکن
چشم
ساناز جان من خواهرم تهرانه دستش هم سبک و خیره میخای بگم برای زایمانت بیاد کمکت تو هم مثل آبجی منی بخدا تعارف نمیکنم نمیخام تنها باشی کمکت میکنه خودشم بچه بزرگ کرده وارده
امیدوارم خدا برای همه خوب بسازه
از خدا بخوایید فقط اون دستمون ول نکنه
ما رو به حال خودمون رها نکنه
همیشه نگاهش به ما و زندگیمون باشه
بنده هارو بیخیال بابا
الهی خیر نبینن همچین پدر مادرایی که باعث شده اینقد غصه بخوری تو بارداری
من پروفایلتو دیدم خوندم چی نوشتی
خدا تو رو خیلی دوست داره از آدما توقعی نیست خدا بی حساب میبخشه بهت خانواده قشنگ سه نفره ت خوشبختی رو برات کامل میکنن♥️❤️♥️🧿🧿
عزیزم ممنونم همین که دلگرم میکنید حالم خیلی خوب شده
من خیلی غصه خوردم از بابام
خداروشکر
گذشت ولی خیلی سخت گذشت حتی یمدت میخواستم طلاق بگیرم ولی از خر شیطون اومدم پایین
من خدارو‌دارم
فقط دعا کنید مادربزرگ بدجنسم و بابام به سزای کارشون برسند
من با دعای همین مامانای باردار و شیرده و دلای پاکشون خدا کمکم کرد خیلی برام دعا کردن از ه دلم درکت کردم و امیدوارم غصه هات تموم بشن
این دو نفر روح منو تخریب کردن
قربونت برم فاطمه جون
ممنونم ازت
من خیلی از پدرهارو دیدم برای سربلندی بچشون چه کارها نمیکنن
بغض کردم یلحظه هم برای تو هم برای خودم 🥺
ولی من سرم باید همیشه پایین باشه الان با اینکه همسرم خیلی آقاست خیلی مرد نجیب و خوبیه ولی ناخودآگاه سرم جلوش پایینه
من برای عدم نیم ست خودم که خریده بودم دادم بابام بهم هدیه داد
حقیقتو بگو به جهنم بالا تر از سیاهی رنگی نیست
عقد بهم هدیه نداذ
منم دلم از همین سوخت همه برای بچه هاشون هرکاری میکنن
برای اینکه من فقط یه عقد داشتم جشن عروسی نداشتم پولامو جمع کردم از خونش که اومدن ببرنم شام‌و موسیقی ایرانی آوردم دست به جیبش هزارتومان نکرد
جهیزیه داد بهت؟؟
آنقدر برام کم گزاشته که نگو
بابای من اومد قبل عقدم امضا بده چون جده شدن از مامان
انقدر شربت متادون خورده بود چرت و مرت میگفت چقدر خجالت کشیدم
شوهرمم ترکه هی ترکارو مسخره میکرد
جهیزیه از قدیم ندیم ها خریده بود اونارو داد خودم بیشتر خورده ریزهارو خریدم
ناراحت شدم هی میخوام یه چیزی بگم میگم باباته ناراحت میشی
جهیزیه خرید چون تو فامیل کسرشان میشد خرید
میخواست اونم نخره
موند لای منگنه که خرید
دید ضایس
اهان اونم به خاطر خودش بوده
آره
خیلی غصه خوردم
خیلی سخته واقعا غمگینه
همش دنبال شوهر دادنم بود که زودتر از خونش برم انقدر آدم مال اندوزی هست که نگو
بعد از مردنش هم هیچی نمیخوام بهشم گفتم
خدا خیلی دوستم داشت که همسرم رو برام فرستاد
منم بابا چند باری خواسته شوهرمو مسخره کنه اخم کردم نزاشتم
آنقدر منو زجر دادن دیگه دلم نمی‌خواد ببینمشون
ببخشید بچه ها اذیتاون کردم فقط خیلی محتاج دعاهاتونم
دعا کنید آدم باعزتی باشم عزیز باشم برام دعا کنید روحم در آرامش باشه فداتون
آمین عزیزم
باورم نمیشه پدر اینجوری باشه...من بابام جونمه نفسمه ..اگ روزی بهم زنگ نزه یا سر نزنه هی از مامانم میپرسه نسترن چطوره چکار میکنه چرا چن روزه نیومده بچش چطوره هر روز میاد بهم سر میرنه قربونش برم😭😭😭😭من بابامو از خداهم بیشتر دوستدارم ..حتی از پسرمم بابامو بیشتر دوستدارم
ولی اره هستن پدر مادرای بیشعوری ک از رو هوس بچه اوردن و مسئولیتی نسبت بهش ندارن نمونه اش پدر و مادر شوهرم ..خاک تو سر همچین پدر مادرای بی لیاقتا خدا ب کیا بچه میده قربونش برم
ناراحت نشو گلم، منم عروسی کردم جهیزیه خوبی واسم نخریدن، جلو خانواده شوهرم ابروم رفت، با اینکه بابام وضع مالیش خیلی خوبه، بعد واسه خواهرم بهترین جهیزیه رو خرید، ۲ سال تمام شب و روزم شد گریه، شوهرم گفت خودم همه چی واست میخرم ناراحت نشو، همین که شوهرم آدم خوبیه خداروشکر میکنم، تو هم به شوهرت برس که تنها اون همدمت میشه
بعضی خانواده ها زده به سرشون والا هیچی ارزش ابنو نداره دل همو بشکنیم اونم تو قشنگ ترین دوران زندگی ه دختر که ازدواجشه عقدشه مادر شدنشه 🙁😞
نسترن پسرت خوبه
اره خدارو صد هزار مرتبه شکر
خداروشکر
پدر مادر من اتفاقا خیلی با شعور و با تحصیلاتن بلدن چیکار کنن اتفاقا هرکاری میکنند دلمو آنقدر شکستن از شعورشون بوده مادرم بخاطر پدرم دلمو شکست بخاطر زندگی خودش پس معلومه شعور داره بابام نمیبخشم اونم شعور داره که هیچی نمیخره با آدم اینجوری رفتار می‌کنه که پول از دستش نره اتفاقا آدم بیشعور با آدم کاری نداره اینا از شعور زیاد با بچه هاشون اینطوری هستن
خواهرمم پشت اونا رو میگیره چون شعور داره میگه چرا دو نفره از دست بدم یه نفرو از دست میدم اونم من که خواهرشم چرا چون فردا جلو‌همسرش خانواده شوهرش براش بد نشه اینا اتفاقا خیلی می‌دونن
من بیشعوری کردم که هرسازی زدن رقصیدم
برای خودم شخصیت نزاشتم الان فقط دعا کنید بابام با مادرش که اینهمه سال اینهمه بلا به سرم نازل کردن به حقشون برسن بمیرن من راحت بشم
از هیچ نظری این پدر پشتم نبود الان به هیچ دردم هیچیش نمیخوره حتی مرده اش که براش گریه کنم
این آدمها دنیامو سیاه کردن
عزیزم میدونم ناراحتی توی این بارداری حساسی و دلت شکسته اما چیزی نگو خدایی نکرده پس فردا خودت دلت بسوزه یا پشیمون بشی.
رها کن. برو دنبال آرامشت. روی بچه ات تمرکز کن.
امیدوارم همیشه سلامت ک دلشاد باشی.
ساناز جونم چقدر برات ناراحت شدم 😞
خداروشکر همسرت کنارته بخاطر این چیزا خودتو ناراحت نکن مهم شوهرته اون برات میمونه 😍همه چیز درست میشه بچه هم دنیا بیاد فقط دوماه اول یکم سختته بعدش راه میوفتی