خوبی غزل جان
تو خاب میدیدم با دوستام تو خیابونی راه میرم چنتا گربه رنگ خاکستری بهم حمله میکنه همش از خودم دور میکردم شوتش میکردم اون سمت ولی همش میومد طرف من انگار دعوا داشت ولی هر جور شده میومد ک طرفم منو میگرفت منم با لگد میزدمش اخر سر از دسش داخل خونه ایی فرار کردم
میخاستم بیزحمت تعبیر کنی