Ooma
پرسش (1401/04/02):

خونریزی بعداز برداشتن رحم

دکتراوما خسته نباشید مادرم ده سالی میشه رحمش روبرداشته از دیشب خونریزی دفع لخته داشته ۵۲ سالش هستش
ازچی میتونه باشه خونریزی؟

نه بابا یجاآبگرمکن ترکیده یجا ساختمان گازش نشتی داشته یجا که ضایعات سوزندن😏😏😏😏😏
کذبه کذب🥲🥲🥲🥲
خیییییلللللیییی ازش بدم اووومد خییلییی عجب آدم عوضی بیشخصیته انگار ارث پدرمادرش رو مریم بالا کشیده با طرز برخوردش خیلی بدم اومد ازش باچه توپ پری انگار یکی ماتحتش گذاشته بود 🥴🥴
حالم بهم خورد ازحرفش
من از حرفا بانو بدم اومد
دیگه خیلی مزخرف حرف میزنه
اصن من خوندم خودم خجالت کشیدم
توروخدا؟؟؟!! این اون هانیه که تعریفش بود این اونه؟ کسیم ازش خوشش نمیومد قبولش نکردن
پس این اون هانیه س
چه جالب😑😑😑😑
فقط مردا محتاج چهره ی این خانومن که بشینن 🤬🤬🤬چی چیز کنن .....دستی بزنن باعکسش بابا😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫
چی شده؟
دیشب میگه میخایید بگوزید و پی پی کنید دستمال بزارید پشتتون صدا نیاد😐
بعد هی ادامه حرفا چرت و پرت میزد که من همیشه همین کارو میکنم امتحان کنید همگی
اصن خیلی حرفا بی مزه ای میزنه
باشه فدا میگم ازین ب بعد
سلام عزیرم من ندیدم چی بهت گفت؟؟؟
فرزانه من از روبیکا اومدم بیرون چیزی نگفتن؟
اره همونه یادمه تو اون تاپیگ گفت من میخلستم بیام گروه پری قبول نکزد ک پری گفت گروه ک من تنها نیستم با نظر و مشورت جمع گقتن شما نیایدد دیدم همین کاربری و نوزاد ۱۰ ماهه ک بعد اون دیدم اومد تو تاپیک مرضیه
🤢😵‍💫اخه آدم چجور خیلی راحت این رو به زبون میارن 😑😑
تو خوندی حرفاشو؟
خیلی بی پرده و زشت گفت
شوخی با پریسا و پگاه
اصن چیز قشنگی نبود من خیلی به نظرم زننده اومد
نمیخونم پیم ارو صدتا یکی رد میکنم
آدم فکرشم میکنه حس بدی بهش دست میده دیگه اینکه به زبون بیاره که جای خود داره
چقدبی حد ومرز بیان میکنن یه عده🤨🤨
خیلییییی
دوست دارن😀😀😀
منم نخوندم ولی دیروز همینطور دوتا یکی خوندم حرفاش و اصن خوشم نیومد
اخه پیاما زیاد بودن مراسم ختم بودم نرسیدم درست بخونم حرفاشم خیلی حال بهم زن بود دیگه نخوندم
حتی حرفی که هانیه به مریمم زد نخوندم نمیدونم چی گفت
اصن هنگ کردم ها.گفتم وا این چه حرکتیه خو بگو نمیدم🤐😔🤐
اصن چرا باید از همه کارات بگی مخصوصا کاری که تو دستشویی میکنی
من نیستم روبیکا خوشم نیومد دیگه بیشتر از افکارشون یا گاردی که یکی مثه پریناز به معترضین داره بدم اومد
دیگه خوشم نیومد نخواستم دیه تو جمع اینجورادما با اینجور تفکراتی باشم
میگه هروقت میریم روستا شوهرم اول برا من دستمال ردیف میکنه 😑خو این حرفا چین؟
کدومش؟
میگه شوهرم دست پرستارا رو ماساژ میداده😄😄😄بعد فیلم گرفتم
چقد چندش من بودم شوهره رو جر میدادم
روم کراش زده😂
حتما محتاجن دیگه😀😀😀😀
یا تارا😐میگه تو بیهوشی به پرستاره گفته بیا طلا بهت بدم
منونخوندم دیشبو زدم اومد پایین.
وا چرا😄😄😄😄
آره یادمه چقدر پری نظر سنجی ومشورت میگرفت برا ورود هر عضوی
برا این یه نفرم روی خوش نشون نداد از اینکه بیاد توگروه اکثرا انگار شناخت داشتن ازش میگفتن خیلی حرف نمیزنه فقط دوست داره تو هر گروهی شرکت کنه😑😑😑
توروقران دیگه کم عکس عکس کنین روزی صدبار من تو این تاپیک باید عکس بفرستم
تا میام یه کلمه حرف بزنم هی عکس عکس.
👆👆
اینو گفت
گفتم انگار عکس دادی من ندیدمت
من چون زیاد نمیام سراغ گوشی وقتیم میام بالا ۷۰۰/۸۰۰تا پیم هستش نمیخونم مستقیم میزم پایین یا از ریپلی بعضیا بخوام برم بخونم
من نخوندم.نباید بش توجه کرد
فاز ک...خول بازیش گرفته 🤨
با پریسا و پگاه چه شوخی کرد؟
منم نخوندم کامل ولی وقتی یکم ازشون خوندم اصن از حرفاش خوشم نیومد
کلا از حرفا بی پردش بدم میاد
چرت و پرت میگه
محلش ندید من از چتاش خوشم نمیاد
آره حالا کاری به انجامش ندارم ولی بیان کردنش اونم عمومی بده
اصن حال ادم بد میشه مریم
من تمام مدت دستشویی و کون طرف دستمال به دست تصور میکردم😑حالم بد شد
دستمال برا اون کار؟
به پگاه گفت هر وقت شوهرت نیس برو سالاد سزار بخور این کار که بت میگم بکن
به پری هم کفت همه چی رو امتحان میکنی هروقت میگوزی اینم امتحان کن
من اون لحظه بودم داشتم میخوندم
یکهو اینجور گفت اصلا هنگ کردم 😵😵
خونمیخای عکس نده دیگه این چه وضعیه که قشنگ داری زیرپوستی طرف رو به رگبار فحش وبد وبیراه میبندی خووو😑😑😑
برا اینکه بره دشتشویی میخاد پی پی کنه و بگوزه صدا نیاد
منم همین میگم حالا نیاز نیس همه چیزو بگی
آره.منم گفتمش.گفتم من دوبار بیهوش بودم با اینکه لوزه دیر به هوش اومدم و منگ بود کامل میدونستم کجام پرستار زنگ زد گفت بیاید ببرید جلو در اتاق عمل دختر عموم بود حرف زدیم.یا عمل بینی قشنگ میدونستم صدا برا چیه کجام.
بعد بیهوش آندو انقده که تو ندونی چی به چیه دست پرستار بگیری ماساژ بدی؟گفتم من بودم با گوشی میزدم سرش که به هوش بیاد
😅🤣🤣🤣
وای منم اینو دیدم بخدا الآن خواستم بگم تارا هم گفت بعد آندو شوهرم گیر داده بیا طلا بهت بدم بیا این شمارم😆😆😆😆
والا من مادرشوهرم میگفت انگار خوابیدی بعد بیدار شدی.
دیگه بیهوشیش بدتر از عمل نیست که
فراموشی خو نگرفته
من که باور نکردم
من حذیون میگفتم ولی نه اینکه مثلا دل بدم قلوه بگیرم
دقیقا مریم برا اینطور کارا بیهوشی سبک میزنن
تعطیله؟😵😵
بعضی صحبتا واقعا حریم خصوصی زن ومرد هستش حتی پیش نزدیکترین افراد زندگیت هم نباید بازگوکرد دیه اینجا که جای خود داره😑😑😑
تو که انقد زبون داری خو پدرشوهرت اون کارو کنه تو بمونی نگاش؟
🤣🤣🤣🤣واااااای نگار
🙄🙄🙄🙄🙄
شکارلحظه هااا😆😆
واااای من دیدم ی جاها اسم گوز بود.سر سری زدم اومد پایین.
اصن خوشم نمیاد این بحثا بگی این گوزید اون گوزید😶😶😶
یه دُرِ کمیاب هانیه بابا😄😄
چیییییی😧😧؟؟
آره.نهایت بگو الآن شلوغه حالا بعدا.یا نه شرمنده دوست ندارم بدم.تمام.
انگار به زور گرفتمش کاریش کنم🤐🤐🤐
بعد تو دیدی تو این تاپیک راحت عکس میدیم یا هرکی بیاد میگیم عکستو بده و اینا
🤐🤐🤐🤐🤐
هذیون رو آره منم شنیدم.ولی اینکه بشینی دست پرستار ماساژ بدی.یا لاس بزنی بحثش جداست
حرف چرت و پرت میزنه اصن میمونی تو کارا و حرفا بانو میگه اون داشته پرستار ناز میکرده ما میخندیدیدم😐نشسته فیلم گرفته
چه ادم سبک مغزی
نمیدونم شاید شوهرا اونا خیلی بی جنبه ان به ی ذره بی حسی
همین بگو خودت ر به ر عکس دادی بعد نمیخاستی بدی مث ادم میگفتی
باور نمیکنی انقد بدم اومد و حالم بد شد
آفرین دقیقا👍👍
من خودم با دوست چند سالم راحت بودم راااااحت ها.وقتی ازدواج کردم ی چند بار سوال میپرسید از رابطه میخندیدم میپیچوندم.بعد ی بار گفتم ببینم اون موقع مجرد بودیم راحت بودیم الآن یجوریه من بخوام ریز رابطمو بگم چون شوهرم بعد تو چشم تو چشم شی با شوهرم برا من یجوریه.تا خودش ازدواج کرد ی چیزی سربسته از شب عروسیش گفت بعدش میگفت مریم حق داشتی
همون دیگه نکه بیا یکهو شخصیت واقعیت رو بریزی وسط دایره😏😏
بخدا خیلی ازش بدم اومد خیلی
میگه حساس.
خدایی فرزانه من برم جایی حالا شوهرم عمل کرده اونم با ی ذره بیهوشی ببینم دست پرستار گرفته ماساژ میده طبیعیه فیلم بگیرم که بعدا بخندم؟
🤣🤣🤣خداییی من کامل چتا نخوندم ولی راجع ب گوزیدن خودشون گفتن خیلی زشت و بی کلاسی بود😏😏هر آدمی خطا میکنه ولی ابنکه بیاد تو ی تاپیک عمومی عنوان کنه بنظرم واقعا زشته
دیوونست.
بعد من مثلا اول خو مثلا همه میگوزن ولی چه دلیلی داره بیایی بگی
اصن گفتی به درک
چرا باید بیایی تمام لحظه هاش بگی دستمال میگیرن صدا نده فشار میدم
امتحان شدس امتحان کنی خبر بدید
خودش گفت تو تاپیک
😆😆😆
اگه دقت کرده باشید فهیمه هم خیلی الکی و مزخرف پشت تارا میگیره و حرفاش تائید میکنه
با اینکه دقیق مشخصه تمام حرفاش الکی و دور از عقل و اینکه داره اسکی میره از خوده فهیمه
آها پس نبستی منم اومدم بیرون کلا فقط با خودشون حرف میزدن جواب ادم نمیدادن 🤨🤨🤨
اره منم همین میگم
یهو بیا بکنش بگو تازه به هوش اومده بودم تو حال خودم نبودم
گفتم مگه بیکارم اونجا باشم خیلی محترمانه گفنم بچه من همسن و سال بچه های شما نیست و اومدم بیرون
بی جنبه نیستن کسخلن😆
من اونا نخوندم🤕🤕
آره دقیقا.من خودم موندم فهیمه آدمی نیست ضدونقیض رو نفهمه.ولی خیلی جاها تاییدش میکنه
دقیقا.مگه میشه؟اصن تو اونجایی فیلم بگیری؟🤐🤐🤐
والا من همونجا دستش قلم میکنم😆
🤣🤣🤣
بهتر چیه بخونی منم همینطور میزدم پایین بعضی از پیاما دیدم همه نخوندم@مخصوصا قسمت گوز که داشتن میگفتن ازش که چی بشینم داستان گوزیدن مردم بخونم
ادما مزخرفین مخصوصا پریناز
عقده ایه
باز اوما بهتره تلگرام دوتاشون یه حرکاتی میزنن باید یه بار بهشون بگم
دقیقا قضیه بابا و مامان روجا دیدی گفت؟
دقیقا یکی ار بچه های دیگم‌میگفت الکی کلاس میزلره پریناز😆
مریض کی بوده؟ خودش یا شوهرش؟🤔
حالا عکس پریناز دیدم عکسش مذهبی فکز نمیگردم اینطور اخلاق کلاس الکی بزاره
دقیقا من میخاستم حرفا فهیمه رو بفهمم حرفایی که فهیمه تو گروه راجب پدر و مادر شوهر من و زینب و پگاه گفتهببود و تکرار کردم که هیچوکس چیزی گردنش نیس که به ما پول و مال بده اگه بده لطف کرده چون تو گروه تارا گفت بهمون کمک نکردن ولی به روجا گفت حق داری ناراحت بشی من منتظرم تل وصل شه به رو دوتاشون بیارم
که چطور برا زینب بنده خدا وظیفشو نیس لطفه و باید زینب تا اخر عمر دست بوس خانواده شوهرش باشه
برا تارا وظیفه نیس لطفه که خانواده داییش بهشون کمک کنه یا نکنه
ولی برا روجا حق به اون داد و گفت نهههه حق داری ناراحت بشی
اصن پرستارا چطور گذاشته مردی بیاد دستش ماساژ بذه زنشم وایسه عکس بگیرع؟
اگه اینطوره کل بیمارستان باید یه دور پرستارو بمالن تا به هوش بیان
اره پریناز خیلی چسی میاد
میگه پول نداریم ولی یه واحد چهار طبقه ساختیم
پول نداریم ولی کارگاه زدم
پول نداریم ولی ماشین ثبت نام کردیم
پول نداریم ولی زمین خریدیم
عزیزم بوس میدی چی میدی که پول نداشته صاحب همه چی شدی؟
واقعا
خیلی حالم بد میشه
دیروز رفته بودم خونه دوستم بابقیه دوستام دورهمی بودم آش پخته بود رفیقم من دیرتر رسیدم اخرابود سفره پهن بود دیه من تارسیدم نشستم خوردن اول آوین رو بدم بخوره بعد خودم بعد دیوثا شروع کردن از حبوباتش پرسیدن که خیس کردی ونفخشون روگرفتی واینچیزا بعد اون دوستم که صابخونه ست گفت اره فقط نمیدونم کدومشو گفت اونو خیس نکردم
هیچی دیگه حرف شروع شد 🤢🤢🤢🤢🤢🤢
من یه قاشقم لب نزدم یه چندتاشون خیلی خیلی شوخی میکنن وراحتن دیه حرف شروع شد ومن لب نزدم بقیه قشنگ میگفتن ومیخندیدن من 🤢🤢🤢😑
نتونستم تیکمو نندازم😆😆
چه حرکاتی؟
نه قضیش چی بود؟یادم نی
قیافه داغون من رو نادید بگیرید مثه پیرزنا😆😆
اره تو گروه میگفت ب همه میگم طلام تو صندوق امانلت بانکه و ازین حرفا بعد گقت ۵۰ گرم طلا دارم گفتم اونطور ک تو گقتی من فکر کزرم ۱ کیلو داری من ک ۵۰ گرم دارم اصلا معلوم نیست کجا هست دیگه جوابم نداد🤨
😍😍عزیزم خیلیییی قشنگه عکستون و فرزانه چقد جوونی اصن بهت نمیاد یه پسر نوجوون داشته باشی 😁
اینکه تارا میگوزه در نظر فهیمه گوزش صدای سمفونی میده😆
مهمترین دلیلی که نمیخام باشم همین پری هستش
منه احمقم ضعف دارم برا بچه کوچیکا😵‍💫😵‍💫😵‍💫
شوهرش آندو کرده.به هوش اومده دست پرستار ماساژ میداده.بانو هم فیلم گرفته
عزیزم خوشگل خانم
چرت و پرت میگه میخاد بگه من خیلی شاخم یه مدت از خاهرش و خانوادش میگفت اصن مونده بودم
به به چه جمعی🤩🤩🤩🤩فرزانه چه همه لاغرید.برعکس خانواده ما😆😆😆😆
فداتشم تو لطف داری مشخصه محض دلخوشی یه جی میگی🙈
😅😅😅حالا‌من‌جنبه مذهبیش نگاه نمیکنم و بدم‌نمیاد ولی کلا خودشون دست بالا میگیرن و فقط با خودشون گرمن جوابت نمیدن بدم‌میاد
فداتشم سودی جون😘
باز بانو زر مفت زد
نی قلیونشون منم نسبت به بقیه همم دراز😄😄
دیروز دیوثا شروع کردن از بعداز خوردن آش گفتن 🤢🤢🤢منه بیچاره قسمتم نشد لب بزنم به اون اش
تارا که زر میزنه.چند بار گفته خونه برا پدرشوهرمه.بعد میگه کمک نکرده.اون میبینه فهیمه اونجور میگه اونم میگه.
حالا من نظرم مخالف فهیمه تو خودتو میکشی برا هانا همه چیز داشته باشه.بعد فردا ازدواج کنه جهازش ندی بگی وظیفه ندادم؟مگه میشه؟
هرکی براساس بودجش.
اونروزم خوبش گفتی گفت شوهرم خرج عروسی رو با طلا مجردیش داد.گفتی چکارست باباش بعد گفتی درآمدش خوب بوده زنداییت زن زندگی نبوده جمع کنه.هیچی نگفت
خالی شدم حرفمو زدم
آفرین دقیقا.👍👍👍👍
دوستای انجمنمون هستن ام اسی ها فقط اون دوتا سن دارا ماماناشون بودن بقیه همه ام اس ها هستیم جز بچه کوچیکا
کاش ماهم از این پول ها داشتیم
مریم خودشم بارها گفت که زنداییم خیلی ولخرجه و دوتا داییم یه شغل داشتن یکیشون دنیایی مال یکی فقط دنبال خرید
اووووووو پ شوهرِ حینِ به هوش اومدن تومنگی دست پرستار وگرفته وبانو هم خیلی ریلکس ثبت خاطرات میکرده؟😧😧😧چه امروزی و لارژ🙄🙄
خیلیم عالی🤩🤩🤩🤩
آفرین😆😆😆😆👍👍👍
آرررررره
اتفاقا بقیه هم لاغرن.اینجوری خوبه بخدا فرزانه قدر بدون
حق داشتی😀😆😆
الآن؟
من کاری به مذهبش ندارم ازاین آدما طبل توخالی مدل هستن هستش 😑😑😑
من فکر کردم خانواده و فامیلاتن
اره
فهیمه هرچی به تارا ربط داشته باشه میگه اره درسته
حتی بعدا نگاه کردن و خندیدن😑😑😑
فداتشم
چشات عالیه مثه قلبت😘😘😘
واقعا نمیفهمم چرا.
ی بار بحثش بیاد سر اون رحم سوراخ سوراخ میگمش
چرت میگه
‌‌چاقی رو قبول ندارم ولی خوب یه خرده آدم باید گوشت داشته باشه تنش نکه قد دراز ولاغر استخوونی🥴🥴🥴
انقدر دلم بود برا آش من همیشه اول آوین رو غذاش رو میدم بعد خودم برامن جا کرده بودن توظرف داشتم به اوین میدادم اونا شروع شد تحلیلات بعد از آش رو حتی نمیخواستم آوین هم بخوره چون حس میکردم اون حرفا الان قاطی آش شده
آوین روهم از رو ناچارای دادم بخوره🤢🤢
دیوثا رو هرچی میگم زر نزنین حالم بد میشه بیشتر میخندن دیووثاا🥴🥴
چه اشکال داره ؟
از اینکه حرف زدن؟
حالا بگم اموزشگاه موتور سواری دقیقا روبروی خیابونمونه
که هی یه چی گذشته رو تکرار میکنه اره؟
نه پایین گفتم مرضیه
هیییی یه چی رو ادامه میدن منم خوشم نمیاد
من که رفتم بعد یه ساعت اومدم اصلا رو اون پیام ها ریپ نزدم
فقط پگاه پرسید چه فیلمی میبینی جوابشو دادم
بعد میدونی چقدررر اون دستمالی که بقول خودت میزاری باعث عفونت و این چیزا میشه
همین خشک کردن رو میگن از دستمال های نخی استفاده کنین تواونوقت اونو میزاری رو شورتت
نهههه مرضیه نمیزاره رو شرتش
واقعا روم@نمبشه توضیح بدم منظورش چیه😑
میگه وقتی میرم دستشویی و میخام چیز کنم دستمال میگیرم پشتم که صدا در نیاد یا پی پی کنم اون@میگیرم که صدا نده یهو این منظورشه
🤣🤣🤣🤣
منم سه بار بیهوش بودم ولی حرکت اشتباهی ازم سر نزد هیچ وقت
فقط یادمه خمار بودم نمیتونستم حرف بزنم یا حرکت کنم اون لحظه های اول
اره واقعا
وقتی از رابطه خودتون حرف میزنین مخصوصا تو فامیل که چشم تو چشمیم خیلی زشته
ماهم حتی خواهرها باهم این حرفا نمیزنیم
اولش سمبه از خاطره بارداریش گفت که ماه اخر بود
بعد همینجور بحث ادامه پیدا کرو
چرا فهیمه اینکارو میکنه واسه منم جای تعجب داره
چی گفت ؟
اقا مگه میشه پدر و مادر داشته باشن و اونوقت کمکی بهت نکنن تو ناراحت نشی
بلاخره همه مون میدونبم پدرو مادر عروس یا داماد باید کمک کنن به جوون ها.یه تنه که نمیشه برسی به چیزی
عزیزم انشالله همگیتون سلامت باشین
اصلا اینجوری مگه میشه واقعا🤕
ایشششش چندشم شد که
نخوندم اصن حوصله نداشتم
والا انگار تارا کیه و چیه
پایین گفتم
پیاماتونو نخوندم

حالم خیلی بده احساس خفگی دارم و فقط دلم گریه میخواد بچه ها😭😭😭
چیشده منا
دقیقا مریم واقعا حرف قشنگی زدی فهینه خودش داره برای هانا خودشو جر میده بعد نوقع عروسبش کاری نکنه اصلا میشه چنین چیزی؛ من با اینکه پدر و مادرم وضع مالی خوبی نداشتن ولی بازم خیلی تو دلم‌موند ولی بازم خودم دلداری میدم میگم خب اینا هم دستشون نبود چ میشه کزد ولی پدرشوهرم زمین داشت ولی کار نکزد برای هیچ یک از بچه هاش
و واقعا هم بچه ها چشمشون ب کمک پدر و مادراس
منا چی شدی؟
منم ناراحت میشم
ندارن بحثشون جداست
وقتی داری کمکی واسه حال بچه ت نکنی خیلی بده
اره والا
من مادرشوهرم حقوق داره ولی هزاری واسه عروسی و چیزای دیگه خرج نکرد
درصورتی که زنعموهای خودم با اینکه همین حقوق داشتن واسه بچه هاشون همه کار کردن.همه خرجا با زنعموم بود
دیگه یا اینوری یا اونوری😀😀😀
عیب نداشت میاوردی خونه میخوردی
آره حرکت هم آدم نمیکنه.وگرنه قشنگ میدونی کجایی.مث اینکه از خواب عمیق بیدار شدی
آره چشم تو چشم میشه زشته ی طوریه.ماهم نمیگیم
واقعا نمیشه.خو الآن چرا انقد میگیم بچه آینده میخواد خو آیندش همون بزرگیش که بزرگ شد کارش جور شه خونش جور شه
چه بدونم.
چرا؟چی شدی عزیزم؟
من بحثش پیش بیاد بهش میگم.سودی باز آدم نداره میگه اوکی در این حد دارن چکار کنیم ولی داشته باشن و نخوان کمک کنن زور داره.مگه هزار بار خودش نمیگه ما در قبال بچه ها مسئولیم؟خب کار و ازدواجم جزوشه
بچه ها کسی شماره منا رو نداره یه خبر بگیره ازش؟
چی شده عزیزم خدابدنده
نگار اگه هستی شماره منارو داری بهش زنگ میزنی،؟ خیلی توفکرشم
چیشد یهو،؟ ان شالله حالش خوب باشه🥺🥺🥺🙏🙏🙏❤️❤️❤️
اگه شماره داری یه خبر بگیر ازش
سودی من همین حرفا همون روز تو گروه بهش گفتم
گفتمش داشته باشی به بچت نمیدی همه چی بش گفتم همه حرفامو بعد گفتمش پس تو اگه در اینده به هانا پول خونه ماشین بدی بهش لطف کردی یا وظیفت بوده؟
یادم نی جوابشو😆😆
الان پیامش میدم میترسم زنگ بزنم نتونه حرف بزنه یا دوس نداشته باشه الان بهش پیام میدم
پیام دادمش
جواب داد اینجا بگو
خبرشو بده حتما🥺
الان جواب داد
شوهرش باز مجبور شده بخاطر کار بره یه ماه بندر عباس بنده خدا برا همین خیلی ناراحت بود
منا جان اشکال نداره.این روزا هم میگذره زودی یک ماه میاد.شوهرت بسلامتی میره و برمیگرده🤩🤩🤩
دیوووونه 🤨🤨
منا دیووونه بخدا هزار تا فکر اومد توسرم😒😒الهی که تنش سلامت باشه دلش خوش زندگی همینه ناچار به تحملیم🥺🥺
انشالله که حالش خوب باشه
مونا انشالله صحیح و سلامت میره با جیب پر پول عید رو میگذرونین
انشالله واستون براحتی میگذره یه ماه خیلی زیاده گناه دارین واقعا
سلام بچه ها
شرمنده نشد بیام اوما
اومدم بگم مرسی که هستین ❤️
بخاطر شرایط سعید مجبور شد مجدد برن واسه کار بندرعباس
امروز رفتن ولی حالم اصلا خوب نیست یه غم بزرگی تو دلم نشسته 😞 من اینجور مواقع خیلی ضعیفم 😞
از وقتی سعید شروع کرد جمع کردن ساک و وسایلش من زار زدم تا الان😭
من خیلیییی وابستم به سعید جوری که اون یک ماهی که واسه اولین بار از هم دور بودیم هر کی که مارو می‌شناخت واسش جای تعجب بود که چطور یک ماه تحمل کردی!!!!
الان اومدم یه برگه چسبوندم در یخچال روز شماری میکنم واسه برگشتن همسری.
همش میگم خدایا این مدت به خیر و خوشی و تند فقط بگذره🙏🙏🙏
به امید خدا مجبوریم به تحمل
بچه ها من فقط به شما گفتم از شرایط کاری همسرم لطفا یه موقع پیش بچه های دیگه نگین که همسرم نیستش 🙏
👍👍👍
انشالله که زود زود صحیح و سالم میاد عزیزم🙏🙏🙏
با این پیامش تا تونستم گریه کردم که برای پیشرفت که چه عرض کنم واسه بخور نمیر زندگیمون باید ماه ها من از همسرم و بچه هام ار باباشون دور باشن😭
با این پیامش تا تونستم گریه کردم که برای پیشرفت که چه عرض کنم واسه بخور نمیر زندگیمون باید ماه ها من از همسرم و بچه هام ار باباشون دور باشن😭
وقتی سعید رفت ماهان خواب بود باباش بوسش کرد رفت بیدار شد فهمید باباش رفت جلوی من نه یواشکی و بی صدا بچم گریه میکرد 💔
قبل از خوابم گریه کرد و خوابید💔
خیلی سخته واسمون خیلی
قربونت عزیزم انشالله 🙏🙏🙏
😭😭😭😭😭
الهی بچم😭😭😭
چه میشه کرد مجبوریم به تحمل
😭😭وای منا خیلی ناراحت شدم برا حالتون
انشالله که همه چی درست شه و همیشه همسرت دیگه پیشتون و نزدیکتون باشه
حق داری واقعا ادم همسرش نباشه انگار لنگه خدا بهت توان ده این یه ماهم تحمل کنید
انشالله صحیح و سلامت میره و برمیگرده
تحمل کن میدونم خیلی سختهههه با دوتا بچه تنها.ولی چه میشه کرد
فقط به این فکر کن تو باز پیش بچه ها و خانواده هستی.شوهرت اونجا تنهاست.بهش امیدواری بده .زیاد بی تابی نکن زنگ میزنه با پیام میده.گناه داره
😪😪😪عزیزم انشاالله سایه ش مستدام و عمر با عزت داشته باشه منا شوهزت شرکت نداشت؟؟؟ همون برادره کار و کاسبیتون خراب کرد؟