Ooma
پرسش (1401/01/22):

افسردگی بعداز زایمان گرفتم بنظرتون

سلام خانم دکتر ومامانای با تجربه خسته نباسید توروخدا بهم بگید که من افسردگی گرفتم یان مثل دوران بارداری یه حالت های ناراحتی دارم وزود عصبی میشم وکلا فکرای بد میاد سراغم علتش چیه بهم بگید در کل ولی اکثریت وقتی خیلی خسته پیشم اینطوریم در حالتی که خسته نیستم اوضاع خوبه به کمی نمیدونم چیکار کنم توروخدا بهم بگید چیکار کنم

خب طبیعیه روال عادی زندگی به هم خورده خوابتون کم شده رفته رفته انشاالله درست میشه با دیدن اولین حرکت‌های کوچولوتون حالتون بهتر میشه
خنده های معنی دارش
ماما گفتنش
😍😍😍
نگران نباشید
عزیزم خب طبیعی هست که حالات روحی شما نسبت به قبل تغییر کرده باشه بخاطر کم خوابی و تغییرات هورمونی .ولی کم کم درست میشه اکثریت این حالات رو تجربه کردن .خستگی این دوران طبیعی
توروخدا شما هم اینطور بودید یا فقط من
عزیزم طبیعیه یکم بگذره رو براه میشی
منم اینجوری میشدم گاهی اما خداروشکر گذشت
من اینطوری بودم شدیدترش رفتم دکتر دارو داد خوب شدم
کلا رابطم باهمه باشوهرم بهم خورده بود عصبی و پرخاشگر بودم کمترین حس و علاقه ای هم ب پسرم نداشتم
ببین عزیزم این طبیعیه چونکه روند زندگی بهم میخوره
احتمالا اهن بدنت و ویتا د 3 هم کم باشه
و اینکه اصلا و ابدا ب خودت تلقین نکن
تو یه مادر خوب
و یه زن شاد برای همسرتی فقط باید خودتو پیدا کنی و ب خودت و زندگیت کمک کنی
بخدا هرزگاهی فکر خودکشي میاد سراغم از بس ناراحتم ولی همین که میگم پناه برخدا فکرم خوب میشه
هرزگاهی موسیقی شاد میزارم واینا کلا خوبم هیچ مشکلی ندارم
چه علائمی داشتی ..دکتر چی داد
پس خودتو اذیت نکن عزیزم
بچه سختی خودشو داره ولی یادت نره شیرینی زندگیته
رقیه جونم انشاءالله که خوب میشم
دلم یه مسافرت یه دشتی یه مزرعه میخواد ولی بخاطر جوجوم نمیتونم
میگم سرما میخوره
منتظرم هوا خیلی گرم بشه بعد برم
منم اوایل ینی 10روز اول اینطور بودم حس میکنم چون خونه پدرم بودم و همسرم دائم پیشمون بود با این حال حس میکردم کار بدی کردم میگفتم نه نباید الان مادر میشدم
اخه منو شوهرم 4 سال هر عصر بیرون بودیم با بچه میگفتم نه دیگه نمیتونم
ولی خدا خیرش بده همسرم نزاش خونه نشین بشم هی بردتم بیرون عین قبل
سریع روبه راه شدم
نترس بپوشونش،چادر بزنید نهایت بچه رو ببرید تو چادر
پیرانشهر
روز پنجم ششم ب حدی بودم ک گریه میکردم تو اتاق
یا مثلا مامان بابام همسرم پیله میکردن غذا بخورم سر سفره بغض میکردم اشکام میومدن
منم اینطوری بودم
دیقا مثل خودت
😔😔
خیلی بده شیدا
ینی خودت باید سریع از این حس دور شی
بیخیال کن خودتو
عصرا و شبا بدتر بودم
حس میکنم کم خونم هستی
اخه کمخونی باعث این حال میشه
یا کمبود ویتا دی
بررسی کن
خودتو شاد بگیر ،برو بیرون
ببین فقط خودتو محدود نکن
اگه خودتو محدود کنی و هی بگی نمیرم نمیام سرما میخوره ال میشه بل میشه دیگه باختی ها
آره بخدا ولی الان اگه خیلی خسته میشم
بابا بخدا پسرم شبا خیلی کم میخوابه صبح زود پا میشه ازاین ور کارای خونه مهمون دست وتنهام درک ندارن بخدا اگه هم میان آخر شب میان مثلا موقع شان نمیگن دست تنهام بیان کمکم کنن
فردا میرم دکتر بهش میگم
پذیرای مهمون نباش
خیلی عادی بگو من بچم زیاد اذیت میکنه اشپزی کردن سختمه
اوکی حتما میرم واین کارای که گفتی انحام میدم
شیدا تو الان بچت باید فرق شبو روزو یاد بدی ساعت10شد خاموشی رو بزن
ک اونم باهات میخوابه
انشالله ک روز ب روز بهتر شی ،و اطرافیانت خیلی خوب درکت کنن
چیکار ا بکنم توروخدا بهم بگو ددمورد بچه داری بخدا ثواب داره
مثلا کی باید بخوابه چند ساعت بخوابه
ده خاموشی رو بزن ،نهایت ی ربع یا نیم ساعت اذیت میکنه دیگه میخوابه
تو خوابم هر بار گریه کرد بهش شیرتو بده
هربار طلب شیر میکنه چ تو خواب چ ببداری بهش شیر بده
من اطرافیان میگفتن ایقد شیر نده این دلدرد میشه منم کمتر میدادم الان بچم بی اشتهاس
عادتش بده به ساعت 10تا 10ونیم خوابیدن
اگه عادت کنه بخوابه تا صبح 8،9میخوابه
من دخترم خوابش تو سن بچه شما خیلی خوب بود
10ونیم میخوابید تا 8
دوباره 9 میخوابید تا10
12تا 12نیم
2تا4،5
بخدا این وروجک شبا تا دیر وقت نمیخوابه بعدش فقط با صدای سسشوار میخوابه نمیدونم بده برای مغزش یا گوشی دورم میزارم وگرنه
شباهم چرتی میزد تا خواب شبش
کولیک داره احتمالا
آره متاسفانه
کم کم این صدای سشوارو حذف کن
دایمیتکون برا کولیک بچم خیلی جواب داد
یعنی بده
نه عزیزم
اینکه عادت کرده بده
مال من کولیک ایز بود
آها خوبه پس
رقیه جونم بچت با چی میخوابه منظور از گهوارت چیه
به هرکسی یچی میسازه
از این قدیمیا بودا یاچی سنتی واینا
هیچ
الین تو جاش خودش میخوابه
عادتش ندادم ب رو پام یا گهواره و...
خودش تو جاش
مال من رو جاش بود بعد رفلاکس معده داشت دیگه بردم توگهوراه
بااشت بزار زیر سرش
کلا دکتر دخترم میگه سر بچه باید بالاتر از تنش باشه
شیدامن وضعم داغون بودا خیلی داغون
خیلی سختیا کشیدم از روز بیمارستان ک همراه نداشتم تا الان تنها بودم
خانوادم کرونا گرفتن هیچکس نیومد همراهم باشه سزارین هم بودم
خونه هم ک اومدم یسری کم لطفیا شد بهم از هر دوطرف خانواده ها باز دست تنها و بی تجربکی
پسرم بخاطر شیر نداشتنم و اصرار اطرافیان ک شیشه نده زردی طول کشیده گرفت تا یماه
بیمارستان بستری شد
وزنش کم شد
تاحدیکه همه فک میکردن ۶ ماهه زاییدم.مریضی پسرم از یطرف
حرف اطرافیان ک جرا شیر نداری چرا بلد نیستی شیر بدی
بی تحربه بودنم بی کس بودنمم از ی طرف داغونم کرد
تا ۴۰ شب خوابای وحشتناک میدیدم حتی روزا میترسیدم بخابم
فک میکردم پامیشم میبینم پسرمو بردن یا میبینم گهوارش داره تاب میخوره
تو ۱۲ روزگیش کرونای شدید گرفتم اوووو چقد سختیا کشیدم
افسردگی شدید داشتم.رب ر گریه میکردم پسرمو نمیخاستم
فقط میخاستم فرار کنم برم یجایی ک تنها باشم
و....اخر دکتر رفتم دوتا قرص داد برای افسردگی بود اونارو خوردم خوب شد
ببخش طولانی شد
ن توگوشیت دانلود کن بزار براش اصلا بد نیس
وای عزیرم خیلیی ناراحت شدم خداروشکر هزار مرتبه که بهتر شدی
انشاءالله که منم بهتر میشم
اونموقع هم گرم میضه بچهگرما زده میشه گلم من تجربشو داشتم مردم و زندع شدم تا خوب بشا
ه
منم همینم گلم طبیعیه
انشاالله ک بهتر میشی گلم♥
مولتی ویتامین خارجی مصرف کن زودتر بهبود پیدا کنی .
اینها طبیعی
مولتی ویتامین خارجی
بعد این قرص چاق هم میکنه؟؟
سلام به روی قشنگتون مامان جان
عزیزجانکم چه بارداری و چه زایمان هر دو از بحران‌های زندگی به حساب آمده که با ایجاد تغییرات چشمگیر در روال زندگی می توانند بر روی خلق و خو و احساسات شما نیز تاثیرات قابل توجهی داشته باشند. به علاوه عواملی همچون خستگی و ضعف جسمانی یا کمبود ویتامین ها و مواد معدنی که در دوران پس از زایمان بسیار رایج است نیز می توانند به این مشکلات دامن بزنند. بنابراین در قدم اول توصیه می کنم یک چکاپ کامل برای ارزیابی شرایط شما و به ویژه عملکرد تیروئید انجام شده تا از نظر جسمی مورد ارزیابی قرار بگیرید و در قدم دوم با یک مشاور در ارتباط باشید و با او در رابطه با احساسات خود حرف بزنید تا به شما برای عبور از این بحران که می‌تواند افسردگی پس از زایمان باشد، کمک کند. به علاوه خودتان هم برای تغییر این حالت دست به کار شده و از تفریح های کوچک یا کارهای کوچکی که حالتان را خوب می کند شروع کنید خواندن کتاب، رقصیدن، آرایش کردن، ددرست کردن کیک و شیرینی، رسیدگی به گل ها و یا حتی خرید یک گل سر کوچک اگرچه بسیار ناچیز به نظر می‌رسند اما در طولانی مدت می‌تواند به بهبود حال شما کمک کند، فراموش نکنید که تا حد ممکن از دیگران کمک بگیرید زیرا دو الی سه ماه اول تولد نوزادان برهه سختی است و نیاز به دریافت کمک دارید❤️
چشم خانم دکتر
ممنونم از پاسخگویتون😘🙏
چشم هاتون بی بلا مامان قوی ❤️❤️
stk: |~|11|~|102
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.