Ooma
پرسش (1400/10/04):

دوستان بیاین یکم درد و دل کنیم

سلام عزیزان،راستش خیلی دلم گرفته نمی‌دونستم با کی حرف بزنم ،تا اینکه یاد شما افتادم من بیشتر از سه ساله که ازدواج کردم تو این سه سال خیلی همسرم دلمو شکونده، همه چیشو تحمل کردم از نداریش،بد اخلاقیش،اینکه بهم تو هین کرد گفت برو روز قبل عروسیم منو برد دم خونمون گفت اگه منو اینجوری میخوای وایسا اگرم نه برو خونه بابات منم ک نمیتونستم برم چون همه اقواممون از شهرستان اومده بودن خونه بابام اینجوری آبروی خونوادم می‌رفت همه رو ریختم تو دلم و تحمل کردم عروسیم بهم زهر مار شد،مامانشم از اونور اذیتم میکرد با حرفاش خلاصه خیلی شکوندن دلمو با این حال گذشتم حدود یک سال پیش بچه پنج ماهمو سقط کردم با دلی پر از غم تنهایی تو بیمارستان فقط مادرم پیشم بود تا ظهر حتی بهم یه زنگم نزدن افسردگی گرفتم بعدش الان بعد یکسال دوباره اقدام کردم نمی‌دونم باردارم یا نه اما ده روزه پریودم عقب افتاده،با همسرم باز دعوام شده بهم گفت بود و نبودم براش فرقی نداره دلم خیلی شکست خیلی آزارم میده با حرفاش میخوام ازش جدا شم الان گفتم می‌خوام برم آزمایش بدم ببینم باردارم نزاشت گفت اجازه نمیدم دیگه زورگوییاش خستم کرده،پیش همه خودشو فرشته نشون میده که خیلی دوستم داره ،اما خیلی وقتا بد رفتار می‌کنه تنده،پرخاشگره فحش میده،من با همه چیش کنار اومدم حتی طلاهامو دادم رفت ماشین گرفت حتی حلقه دستمو اما دیگه بسمه تحملم تموم شده می‌خوام قید همه چیو بزنم فقط میترسم باردار باشم 😔این همه آرزوی مادر شدن داشتم ولی الان همون حسم ازم گرفته دلم میخواد فقط آزاد باشم از دستش خلاص شم چون واقعا دلم تیکه تیکه شده بارها غرورمو له کردم گذشتم حتی برای آشتی پیش قدم شدم اما بعد چهارسال دیگه نمیتونم واقعا نه میزاره کار کنم نه درسمو ادامه بدم نه زیاد جایی برم حتی بازارم زیاد حق ندارم برم 😔خیلی باهاش راه میام اما تا کی باید از خواسته هام بگذرم منم زنم حق دارم انتخاب کنم چی بپوشم نمیزاره چادرمو بزارم کنار رو پوششمم گیر میده دیگه می‌خوام برای خودم زندگی کنم بنظر شما چیکار کنم از دستش خلاص شم چند بار دعوا کردیم بهم گفت اینقدر عذابت میدم ک خودت همه چیتو ببخشی بری واقعا نمی‌دونم چیکار کنم😔

خیلی ناراحت شدم خداییش
بیچاره پدرت ...
به دلت نگاه کن ببین باهاش میتونی بمونی یا نه، البته عقلتم در نظر بگیر ولی اصلا با این تفکر که بیوه میشم و مطلقه میشم نرو جلو چون همه چیز بستگی به خودت داره اگه قوی باشی و بدونی چی خوشحالت میکنه حتما موفق میشی
مرد نیست نمیزارع برم بیرون الآنم چون می‌ترسه برم خونمون نمیزارع برم چون یبار رفتم دکتر گفتم منو ببر نبرد گفت مامانم کار داره باید برم مادرشو ترجیح داد منم چون زیاد این رفتارشو دیدم براش ی نامه نوشتم بعدم از دکتر زنگ زدم بابام اومد دنبالم رفتم تا یه هفته بر نگشتم تو نامه هم نوشتم من میرم جایی ک بهم اهمیت نمیدن جایز نیست وایستادن تو که گفتی برو پس یا خودت خوش باش اصلا ککشم نگزید خیلی غده یکدنده و لجباز آخر سرم ک با اصرار خونوادش برگشتم با پدرم اونجوری رفتار کرد و توهین کرد
با مرد زورگو کسی که قدش ۱۹۰باشه وزنش ۱۱۶ میتونی جلوش وایسی؟
دختر خاله من میگفت شوهرم جلوی خودم با یکی دیگه حرف میزد
اومد به خانوادش گفت اونام گفتن درست میشه و همه یه نظر مزخرفی دادن موند سر زندگیش یه بچه هم شانسی شانسی اورد
شوهرش هزار برابر بدتر شد دختر خالم خودکشی کرد تو حاملگی اصن نگم برات
الانم با یه بچه 8 ساله جدا شده خودش کار میکنه
نباید راحت برمیگشتی خانواده چه میدونن تو چه عذابی میکشی باید یه گوه حسابی بخوردش بشی که دیگه گوه خوری نکنه رفتارشو عوض کنه فک نکنه از زیر بوته اومدی صاحاب نداری
بچه نیستین بگیم بچه این یبار بشین باخودت یه تصمیم اساسی بگیر چون آدما یبار دنیا میان ویبار زندگی میکنن
وااای چه سرنوشتی😔
اره میدونی چجوری؟
ازش شکایت میکنم میام خونه بابام بعدشم جدا میشم، این دیگه تهشه اگه نخوای جدابشی هم موضوع عوض میشه
خوبیاشو بزار یه طرف بدی هاشم بزار یه طرف
لباس پوشیدن گشتن خندیدن ارامش حق هر آدمیه هیچکس نمیتونه اونو ازت بگیره حتی شوهرت مگه خودش کیه پسر کیه از کجا اومده
میگه کاشکی بچه نیورده بودم دور از جونتون عجب گوهی خوردم
اما حداقل الان یکی کنارشه که دوسش داره باهم خوشحالن این کجاش بده
این مردا خیلی دیگه فاز پادشاهی برداشتن
ما تو زندگیت نیستیم حدیث جان فقط ازحرفایی که میگی قضاوتت میکنیم
بچه هم نیار. فردا روزی جدا شدی راحت بتونی ازدواج کنی عمرتو نذاری پای توله ی مردم
😐😐😐😐😐
فقط و فقط خودتو دوست داشته باش و به حرف خودت گوش کن اگه داری نابود میشی کنارش نمون
والله
یبار جلوش وایسادم اون موقع باردار بودم نمی‌دونستم ک باردارم اون موقع هم سر مادرش دعوا کردیم هلم داد پرت شدم رو مبل گفتم بیا بزن راحتم کن منم هلش دادم داد زدم دستشو گذاشت رو دهنم داشت خفم میکرد هی پرتم کرد اینور اونور بعدش خواستم طلاق بگیرم هنوزم ب خونوادم نگفتم ک زدتم اما بازم گذشتم چون فهمیدم باردارم ولی متاسفانه بچم پنج ماهه سقط شد الآنم ک یه سال گذشته یکم خوب شدش بردتم مسافرت البته با سود پولی ک ماشین ب ناممون در اومد ک اونم از صدقه سر طلام بود اما دستش درد نکنه هرچی خواستم خرید واسم البته تو این سه سال به مانتو هم نخریده بود برام فقط گاهی مادرش برام می‌خرید لباسی چیزی حالا ک پول داشت خرید اما بیشتر پررو شده میگه تو چی داری بیچاره دلت ب چی خوشه باباتم میندازتت بیرون دوروز ک بگذره همش خوردم میکنه منم گفتم اون دیگه به خودم مربوطه دیگه مسائل من ب تو ربطی نداره بود و نبودم ک برات مهم نیست فضول من نباش
😔چوب کج صاف نمیشه
اعصابم سرویس میشه اینارو میگی دلم میخواد بکشم شوهرتو
وای منم بخدا
فکر کرده کیه که میزنه تورو
تو به هیچ کسی محتاج نبستی حدیث اینهمه کار ریخته ابن حرفارو میزنه تا اعتماد به نفستو بگیره بگه چیزی نیستی تا یه آدم وابستت کنه نتونی جدا شی بترسی ازهمه چی
تنت سالمه عقلت سرجاشه توبه پدرتم احتیاجی نداری
دیگه کتک زدن خدایی نرمال نیست هرکی مبگه بساز خودشم بیاد جای تو زندگی کنه
بابا فورا شوهر میکنی روهوا میبرنت
لیاقت تو چیه؟ اینو از خودت بپرس
بخدا من ۷تا دایی دارم سه چهار تا از پسر داییام وکیلن داماد خالمم وکیل دم کلفتیه اگه خونوادم بدونن این اینجوریه یه لحظم نمیزارن عذاب بکشم ب خصوص داییام ،بخدا رفتیم مسافرت عروسی دختر داییم چون گرگانن خونواده مادریم یک عزت و احترامی بهش گذاشتن ک نگو ،شوهر من خیلی زبون داره فن می‌تونه مارو از لونش بکشه بیرون همچین خودشو خوب نشون میده همه فکر میکنن الان دیگه بهترینه اما کی از دل من خبر داره😔
بگو دیوونست خب
صداشو ظبط کن یایجوری مدرکی ازش داشته باشه کسی باور نکرد بگو اینم مدرک مورد داشتیم اینحوری
دیگه هرکی ندونه بابات میدونه چجور آدمیه
هیچکی جای من نیست فقط خدا می‌دونه چقد سخته عزیزم، میگه من برات بهترین چیزو میخرم بهترین جاها می‌برمت دیگه چی میخوای باورت میشه فقط دلم میخواد برم سر کار پول درارم ب دل خودم برم خرید کنم بتونم برا پدر مادرم به کادوی تولد بخرم😔یک دی تولد بابام نزاشت برم حتی ببینمش😭
می‌خوام حافظمو از دست بدم همین
باور کن یبار شوهرم سرم داد زد من 1 هفته بلاکش کردم اومدم خونه مادرم اومد دنبالم جلوی همه بیرونش کردم همه هم گفتن مقصر تویی شوهرت خوبه
فرداش انقدر جلوی در مونده بود گریه میکرد گفتم بیا بالا ولی دفعه اخرت باشه😐
مه یبار باشوهرمو خانواده شوهرم سر چیز الکی بحثم شد برا داداشمو بابام گفتم فقط تلفنی آنچنان بلایی سرشان آوردن ریدن حسابی خییییلی تاثیر گذاشت توزندگیم
😔میگه من میتونم تو هم عرضه داری کاری کن
وای خدایا
همیشه هم جدایی بد نیست ممکنه اغاز موفیتت باشه یا خوشبختیت
جات باشم همین امشب میرم خونه بابام تاتکلیفم روشن شه موندی خونه که چی بشه یکبار برای همیشه
دیگه فک نکنم بخوام شوهر کنم فقط می‌خوام آزاد باشم من مجرد ک بودم همه جا میرفتم خیلی خوش می‌گذشتم شوهر کردم همش تو خونه همه دوستام میگفتن تو خنگی تک دختر بودی ازدواج کردی
نترس
کدوم شهری گلم؟
درست ولی جونی حیفه تااخر عمرت مجرد بمونی
شخصیتم عوض شده من خیلی مغرور بودم ،شوهرم تو دعوا ها می‌گفت باید غرورتو بشکونم 😔شکوند راحت شد
تف به روش بیاد مرتیکه چاقالوی گامبوی روانی البته ببخشید خیلی حرصم گرفته
جدایی همیشه باید مرحله آخر باشه ماباید هنر تعمیر کردن رو یاد بگیریم نه هنر تعویض کردن حدیث جان این سرنوشت خودته زندگی خودته ۲۶سالته بچه نیستی برو شکر کن پدر مادری داری که مطمئنی ازشون عزت نفس آدم باید اولویت باشه شوهرت دست گذاشته رو نقطه ضعفت داره خوردت میکنه ببین این رفتاراشو تاکی میتونی تحمل کنی توهم انسانی حق زندگی داری برو پیش مشاور نشد برو پیش پدرت پدرت بهتر ازهرکسی خیر وصلاحتو میخواد ازحقتم نگذر
من حدس زدم دلیل رفتاراش اینه
شوهرت غد نیست یک دنده نیست شوهر من فقط خودشو میبینه بهش میگم تو اگه دوستم نداشتی چرا منو گرفتی میگه تا کسی دیگه باهات ازدواج نکنه خواستم عذابت بدم😔
من واقعا درک نمیکنم چجوری تحمل میکنی
شوهر من میگه باباتم بیاد میرینم بهش فک کردی کی هستین
شوهرت سادیسمی چیزی داره شک ندارم وگرنه این حرفا حرفای یه آدم سالم نیست
شیروان
اخه مگه دشمنشی چه دلیلی داره این حرفا و این رفتارا
راحت باش عزیزم
یاخدا هی میخوام منطقی بحرفم
دختر اتقدر خودتو حرص نده بشین فکراتو بکن ببین چجوری خوشحال تری
باشه عزیزم ممنون
پیرم کرده
شاید
نمیدونم انگار از من عقده داره
کلا از اول اینجوری بود؟
دیگه از این حرفا گذشته 🙂
یعنی چی الان میخوای باهاش چیکار کنی
آره تو نامزدی قهر میکرد رفتارای ب خصوصی داشت
اگه حامله نبودم از همه چیم می‌گذرم میرم پی زندگیم
ببینم بودو نبودم براش فرق می‌کنه یا نه
بزار با خودش خوش باشع
بخدا پدر مادرش یه روزم نمیتونن تحملش کنن همینجوریشم با باباش دعوا داره بواسطه من یکم باهم حرف میزنن
می‌خوام برم دلش ب همین جهیزیه و ماشینش خوش باشه بزار همینارو داشته باشه باهمینا خوش باشه منم خدایی دارم
اخه فداتشم اونا حق توعه
من که بخاطر پول باهاش ازدواج نکردم ک حالا بخوام بخاطر پول باهاش باشم تو نداریش کنارش بودم حتی سربازی هم نداشت ن کاری ن ماشینی ن خونه ای
فقط دیدم دوستم داره ازدواج کردم
حالام از همه چیم میگذره خدا خودش شاهده همه چی هست
ایشالا هرچی قسمتته برات اتفاق بیوفته خدا خودش کمکت کنه
دلت چقدر پاکه 😔
با یه خر نمیتونی بحث کنی گلم چون نمی‌فهمه بدتر لگد میزنه پس خودمو خلاص میکنم،اقوام میگن تو شوهرت خوبه هر چی بخوای برات مسخره ال می‌کنه بل می‌کنه فقط ظاهرو میبینن تازه میگن تو بدی
فدات گلم
من اگه پاک بودم گیر همچین آدمی نمیفتادم😔
شایدم من مقصرم نمی‌دونم ،شاید من زیاده خواهم بدم 😔شاید حق با اونه
نه نه خودتو سرزنش نکن
براردرم خدا بیامرزتش انقدر خوب بود زنداداشم میخاست مهریه ش رو ببخشه داداشم گفت نه کی آینده رو دیده شاید آدم بدی شدم تو بخای من قبول نمیکنم
این چه حرفیه ببین داری خودتو دست کم میگیری وشوهرت به هدفش رسیده
تو اینجوری نیستی
حق همه ادما ازاد بودن خوشحالی کردن و یه زندگی نرماله تو خودت مشخصه خیلی خانم احساسی هستی
نمیدونم بخدا قاضی خداست دیگه سپردم ب خودش حتما حکمتی دارع
روحش شاد
به نظرمن نقطه ضعفت رو فهمیده داره اذیتت میکنه اگه همون شب به بابات میگفتی اینطوری وقیح نمیشد الان هم دیر نشده به خانواده ت بگو بلکه بترسه
ممنون عزیزم
تومملکت ما هنوز مسئله آبرو جا نیفتاده آبرو جاهای دیگه میره تودزدی رابطه نامشروع.... اخه وقتی دونفر توافهمی ندارن چه لرومیه زوری زندگی کنن تا مثلااااا آبروشون نره😐
بزار ب هدفش برسه ببینم میخواد کجای دنیا رو بگیره اون همیشه حرفاشو میزنه بعدم پشیمون میشه باور کن من نباشم دیونه میشه یه روز ک نیستم بخدا شبا نمی‌خوابه کلافس با همه دعوا داره ولی پیش خودم باهام بده لج می‌کنه دلمو صدبار میشکونه دیگه نمیخوامش میرم بزار ببینه منم بلدم رفتنو
چقدر حرفاش شبیه شوهر سابقم هستش مردای عوضی همه مثل همه ن
سر برگه خرید جهازیه و اینا من همش میگفتم ولش کن مامان من شوهرمو میخوام اونم برام همه چیز میخره هی میگفت دختر عاقل باش خانوادش اذیتت میکنن من مادرتم گوش کن
متاسفانه تمام وسایل رو خودم تا حدودی جور کردم پدرش و مادرش بهونه کردن نه شیر بها دادن نه تا الان چیزی خریدن
خودشم که باورش نمیشه خانوادش اینکارارو کردن
الان به خرف مادرم رسیدم کاشکی توی برگه نوشته بودن اونم چیا بخره
همش میگه عرصه نداری تو هیچی نیستی زنی ذلیلی ضعیفی بهش نشون میدم کی ذلیلع
این چه دوست داشتنیه اخه
آره من احساسی ام سو استفاده می‌کنه میگم ک تو دعوا بهم میگه برو گریه کن بد بخت داره اشکت در میاد تحقیرم می‌کنه
منم بابام نمیراشت امضا بگیرم لرشوهرم بعد دوسال زندگی دور ازچشم پدرم امضا گرفتم ازشوهرم همه چیزم خودمون خریدم بجز تی وی چون آدم از فرداش خبر نداره
من دقیقا اینکارو کردم ولی پشیمونم اینجور مردارو باید چزوند حالا اکه چیزی نگیره مهم نیست ولی شکایت کنه حداقل اذیت رو بشه
روزای اول میگفتن وای شما همون خانواده ای هستین که ما میخواستیم
توام مثل دختر خودمی
اما سر پول که رسید حتی دیگه زنگ هم نمیزنن حال مادرمو بپرسن
ادم از اینده خبر نداره بخاطر همین میگم گلم
شوهر منم پشتت گرم بود به اونا الان اونم دعوا داره باهاشون
الا نمیشه حدس زد ادما چجورین
کار از ترس گذشته بابام میاد باهم دعوا میکنم بدتر میشه نمی‌خوام باهم در بیفتن اگرم خواستم برم با خودش میرم توافقی جدا میشم ب خونوادم نمیگم بزار اذیت نشن زندگی منه باید مسئولیتشم قبول کنم سخته اما شدنیه تنها عذابی ک میتونم بدم بهش همین نبودمه نابودش می‌کنه میدونی زیاد ک باشی زیادی میشی
♥️
شوهر من واقعا خیلی خوبه ها ولی بازم نمیشه گفت چون یه سنگم اگه مال توباشه باید دفاع کنی ازش
مگه میاد توافقی؟
زودتر طلاقتو بکیر منم همسن تو بودم فهمیدم مرد زندکی نیست ولی دخالتهای این و اون باعث شد هی باهاش کنار بیام سی سالم شد طلاق گرفتم سنت کمتر باشه برای ازدواج بعدی موقیعیتهای بهتری گیرت میاد بیشتر فرصت دعری خودتو پیدا کنی البته من با اینحال عجله نکردم پنج سال بعد ازدواج کردم
شاید شوهرت تنها هدفش اینه توبری توافقی😐اینجوری پدرت ناراحت نمیشه اونا رو هیچ حساب کردی؟
سر و ته یه کرباسن
دقیقا منم همین داستانو داشتم بابام گفت شیر بها بدین مادرش اومد با مادرم حرف زد شیر ارزشش زیاده با پول نمیشه خرید و از این حرفا مامانمو خام کرد طلامم نصفشو نخریدن ولی جهیزیمو خریدن تقریبا اما خیلی زرنگن منکه خیلی ساده بودم اصلا ب این چیزا فکر نمیکردم
منم همینو میگم
آره اینام همینو میگفتن آدما عوض میشن گاهی هم عوضی
آره گفت همه چیتو ببخشی طلاق میدم
لبست هم نباشه میتونه جهازش رو ببره
شمام همسرت اینجوری بود الان راضی هستی ازش جدا شدی 😔من همش میترسم پشیمون شم یا دیگه زندگی خوبی نداشته باشم خیلی چیزا میاد تو ذهنم
نمیدونم شاید قصدش همینه
عزیزم چرا زندگی خوبی نداشته باشی مگه همش باید وصل بود به مردا پس خودت چی میشی
خدارو هراران بار شکر میکنم ازش جدا شدم میفهمم زندکی بعنی چی. داداشم گفت فقط طلاق بگیر هیچی نمیخاد ازش بگیری خودم خرجت رو میدم من خداروشکر بیمه بیکاری داشتم البته تو این مدت بابام و داداشم حمایتم میکردم یه سال استراحت کردم سفر رفتم بعد یه سال رفتم سرکار
فقط برای ازدواج دوم اصلا عجله نکن یه مدت به خودت استراحت بده خاستگارهم حتما یه مدت باهاش بیرون برو. من ازدواج اولم به خاست خودم بودم دومی سنتی بود. سنتی خیلی بهتره درگیر احساس نبستی چشماتو خوب باز میکنی حقایق رو میبینی
شوهرت آبروش رو مبخاست مرد عوضی باشه هیچکاری نمبشه کرد
نمیدونم اینو تو گوشمون خوندن
به منم زیاد گفتن ولی من همیشه به حرف دلم گوش کردم و کاری که بنظر خودم درست بود رو انجام دادم الانم پشیمون نیستم
آره واقعا سنتی بهتره ببخشید ولی من فاتحه عاشقی رو بخونم ک بخواد اینجوری کنه با آدم
خوش به حالت من از بس بهم گفته بی عرضه حس میکنم ناتوانم نمیتونم کاری کنم همش بهم میگه خنگی 😔
طبیعیه به هر ادمی 2 دوروز پشت هم این حرفارو بزنن اونم باورش میشه ادم ناتوانیه
ولی به خودت بیا تو کم نیستی مقصر هم نیستی حق داری سکس کنی مسافرت بری بخندی تیپ بزنی و هرکاری که خوشحالت میکنه
اوهوم دیگه چهار سال وایستادم گفتم درست میشه اما نشد اگه میخواست بشه تا الان دیگه درست میشد حتی یه سیگارم بخاطر من ترک نکرد
کارش چیه الان رابطتتون چجوریه
کافینت دارع
رابطمون غاراشمیشه دیگه
ای بابا
😔
تو خودتو ناراحت نکن گلم ان شالله یه بچه سالمو سلامت بیارین همتون اینم شانس منه 😅
امیدوارم بیای از خوشحالیات بگی اینجا و همه باهم بخندیم و اونروز دیر نیست
قربونت عزیز دل ،همچنین همه خوشبخت شن به آرزوهاشون برسن به منم خدا بصیرتی بده ک بتونم برای زندگیم تصمیم درستی بگیرم واقعا این از همه چیز مهمتره
ان شاء الله توکل بخدای مهربون
ممنون دوست عزیز♥️🌹
این عکس خودته؟ 😍
خوبه به گوشی دست گرفتنت گیر نمیده 😑
آره گلم
اونم گیر میداد قبلا
سلام عزیزم اگه هم بخوای جدا بشی اول ازمایش بارداری ازت میگیرن
چه موهای خوشگلی داری یه اسپند دود کن برای خودت
منم عکس خودمه😅
سلام باشه عزیزم حتما
قربونت چشات قشنگ میبینه شما جلوه ی زیبایی دارین♥️
بچه هم بیاد تو زندگیت شاید چندماهه اول همه چی خوش باشه بازم ممکنه اخلاقش برگرده اون ترس از دست دادنت نداره واسه همین راحت اینجوری باهات برخورد میکنه
😘😘😘
اره بلند خوشگل
شماهم چهره بیبی فیسی داری
آره بره گمشه با این اخلاق گندش بزار ببینم کی تحملش میکنه
منم همسرم همه جوره منو خورد کرد چون سنم کم بود ولی الان مث پروانه میچرخه چون دید دارم از دستش میرم اخلاق خودش خوبه خانوادش دخالت میکردن میدونستم خودش خوبه به تنهایی اگه شوهرت خودش خوب نیست هیجوره خوب نمیشه
شوهر من هم خوبی داره هم بدی نمیشه ناحق باشم اما بدیاشم کم نیست
ماچ بهت عزیزم 😘
خودت باید ببینی میتونی شرایط تغیر بدی یا ن هیچکس بد مطلق یا خوب مطلق نیست ولی ویژگی منفی بیشتر تاثیرش بدتره
اخه بدی با بدی فرق داره اینکه ینفر رو خورد کنی و تحقیرش کنی درست نیست
مثلا زن و شوهر با هم همخوابنا رفیق هم باید باشن و عشق هم
بدی همیشه بدیه تغیر نکرد باید قیدشو زد واسه ارامش خودت
دیگه نمیدونم بخدا خسته شدم کلافم دلم میخواد رها باشم یه جا باشم ک بهم اینقدر گیر ندن
ما زنا حقمون همیشه پای ماله
دلم به حال خودم میسوزه اسیر شدم
حتما قبلش فکر کن بعد تصمیم بگیر تو ارامش تصمیمتو بگیر نه عصبانیت دعوا
بله متاسفانه
متاسفم عزیزم انشاالله که درست شه ازمشاور کمک بگیر
درسته. ولی الان واقعا خنثی شدم برام هیچی مهم نیست
الهی عزیزم ایشالا دلت اروم بشه منم این دوران بد گذروندم اینو بدون همیشه بعد هر شبی صبحی هم هست
ممنون گلم
کی میاد اون صلاح خدا می‌دونه
امکانشو داری از خونه یه مدت دور باشی خوبه هم خودت اروم میشی هم تصمیم درست تر میگیری
ایشالا به همین زودی😘نا امید نباش
من خیلی گربه میکنم یعنی خیلی اذیتم می‌کنه ناراحتم می‌کنه ک گریه میکنم حالا خدا نکنه یکی دیگه اشکمو در بیاره پدر طرفو در میاره ولی خودش بار ها دلمو میشکونه آخر سر میگه نبینم گریه کنی طاقت اشکتو ندارم همش دروغه
ن گلم از خونم برم بدتر میشه
همینکه باهاش حرف نزنم جامو عوض کنم میسوزه
🌹♥️
برای قهر نرو برای فکر کردن هردو
همه مرد ها همینن دقیقا همین
اصلا آدم منطقی نیست متاسفانه
برن گمشن
بهتره با یه بزرگتر مشورت کنی منم اینکارو کردم وقتی تو این شرایط بودم
اصلا مرد چیه ازدواج چیه گور بابای شوهر ،مجرد بودم کیف میکردم بابای بنده خدا هیچی نمی گفت میرفتم دانشگاه میرفتم مسافرت میرفتم خونه دوستام هرجا میخواستم برم نمی‌گفت نرو الان اختیار ندارم یچیز بخرم برا خودم
منم مث تو بود عمرا ازدواج میکردم اینجور راحت ترم😋
آره اما دوست ندارم کسی بدونه
خخخ خودم خودمو اسیر کردم مامانم دوست نداشت ازدواج کنم بابامم زیاد میل نداشت خود خرم گفتم بابا پسر خوبیه زرنگه تو دانشگاه برو تحقیق کن اگه خوب بود بعد بیان خواستگاری
من از چاقی بدم میومد رفته بود سی کیلو خودشو کم کرده بود اومد خواستگاری
ایشالا هرچی خیره برات پیش بیاد
وگرنه بهش نگاه نمی‌کردم تو دانشگاه
ممنون عزیز🌹♥️
باید خودشو تو دلت جا میکرد دیگه
خر شدیم دیگه گول خوردم بعد ازدواج باز خودشو چاق کرد
اون موقع سیگار نمی‌کشید الان میکشه
دیگه تا یه مدت خودشو خوب نگه داشته دیگه
دیگه الان همچی ول کرده پس
اوهوم
منم تا حدودی محدودم دیگه
قبلا چقدر سرزنده تر بودم الان انقدر حرص خوردم سیاتیکم بدجور زده بیرون
شما چرا عزیزم
من تو عقد حامله شدم تازه این هفته با بدبختی خونه گرفتم 🤦‍♀️
نه عروسی برام گرفتن نه رابطه خوبی داریم
خانواده ها قهر کردن با هم شوهرمم کار نداشت تازه پیدا کرده
جهیزیه هم با بدبختی از خیریه ها جور کردم هنوزم فرش ندارم
هووووووف نگم برات چقدر اذیتم کردن تو این دوران حاملگی
دهنمو سرویس کردن قشنگ تنها شانسی که اوردم شوهرمه که دوسم داره و به حرفمه وگرنه بدبخت بودم
هفته بعد تازه ازاد میشم رها میشم
چون با خونه مادرم اینا هم مشکل داشتم بخاطر همین
بچه دار شدن واقعا سخته منم مجبورم کنار بیام وگرنه هم بچه چیزیش میشه هم جون خودم تو خطر میوفته وگرنه تا الان میکشتمشون
غصه نخور گلم درست میشه همینکه همسرت دوست داره مهمه بقیش حل میشه،الانم ک بچه داری فقط ب اون فکر کن 🌹♥️
دقیقا مثل من. اول ازدواجمون با شوهرم دعوای خیلی شدید کردیم زدم زیرگوشش، اونم از ماشین پیاده شد منو از ماشین بکشونه بیرون منم با لگد نمیزاشتم😛خلاصه اومدیم خونه من در خونه سه روز قفل کردم راهش ندادم. بعد که درو باز کردم رفت خونه بابام گلایه🥴 بابامم داداشمو فرستاد دنبالم تا ببینه قضیه از چه قرار بود. منم گفتم منو زد راهش ندادم. بابامم گفت یه بار دیگه دست بلند کنی خودم طلاق دخترمو ازت میگیرم. خلاصه این اخرین دعوای شدید ما شد😁 خانواده باید همیشه پشت دخترش باشه.😎
اره پس چی باید پشت دخترشون باشن دیگه پس وجودشون برای چی هست؟ اگه باور نکنن یا اذیت کنن ادم خیلی تنها میشه
همه مشکل دارن همه
دقیقا. بخصوص که توی جامعه ما زنها درجه دوم قرار میگیرن و خیلی تنها و اسیب پذیرن.

سوالات مشابه