Ooma
فروشگاه لباس نوزادی و کودک اوما
پرسش (1400/06/29):

درد و دل و گریه کردن در بارداری

سلام عزیزان
من هفته پانزدهم بارداری ام
تو این دوران خیلی اذیت شدم از لحاظ جسمی
از لحاظ روحی هم هیچ کس نیومد پیشم تو این چهار ماه منظورم خانواده شوهرم و من انقدر در حقشون خوبی کردم و احترام گذاشتم تو این دوران که دوست داشتم دور و اطراف من باشن حالا نیستن مادر شوهرم دو بار اومد تو این چهار ماه در صورتی که هر مشکل و بیماری داشته باشه به من زنگ میزنه انقدر دلم شکسته که بعضی وقتا گریه میکنم
بنظرتون برای بچه بد ؟
همیشه نه خیلی کم بعضی وقتا دست خودم نیست انقدر که ناراحتم

برات مهم نباشه
نشستی غصه کی و میخوری
کسایی ک اصلا براشون مهم نیست بعد تو نشستی اوقات خودت و بچت و تلخ میکنی
گور اقاشون نیومدن ک نیومدن
اتفاقا انقد ب خودت برس و بی نیاز باش ازشون بزار ببینن بدون اونا تونستی ولی اونا محتاج تو هستن
سلام عزیزم اول اینکه برات مهم نباشه دوم اینکه تو دوران بارداری بخاطر هورمونا زودرنج شدی منم همینم دیروز خونه مادرشوهرم بودم یه چیزی دیدم ک همیشه میبینم ولی دیروز خیلی ناراحت شدم بغض کردم سریع به شوهرم گفتمو از اونجا رفتم. برای بچه خوب نیست خودتو اذیت نکن به خودتو بچت فک کن از این دوران لذت ببر
عزیزم طبیعیه که تواین دوران حساس وزودرنج بشی اماسعی کن ازکسی انتظاری نداشته باشی حالاهرکاروخوبی هم که درحق هرکسی کردی جوابشوازخودخدامیگیری ؛تواین دوران سعی کن بهت خوش بگذره چون یکی ازبهترین اتفاقات زندگیته؛به خودتوبچت فکرکن؛ان شاا...به سلامت بغل میگیریش
شوهرم خوبه اونم همین میگه ولی هر کاری میکنم نمیتونم باهاش کنار بیام
وای غصه چی رو میخوری...من از خدام نباشن دور و ورم چون جز سلب ارامش چیزی بلد نیستن...تو هم اگر خوبی کردی واسه خدا و خودت کردی اصلا توقع نداشته باش
من هیچ وقت از دیگران انتظار ندارم هیچ وقتم بهشون نگفتم کاری که انجام دادم ولی خیلی داستان ها پیش اومد خاله شوهرم که باهام خیلی صمیمی بود اونم با من سر هر موضوعی بحث کرد اگه خواهر داشتم برام راحت تر بود
بزار بچه بدنیا بیاد بعد همه میان دور و ورم اره انتظار نباید داشته باشم ولی اونا همیشه از من توقع دارن
آره میدونم ولی دست خودم نیست
خوب عزیزم خودت باعث حال خوب خودت باش
نشستی غصه میخوری که چرا اونا نیومدن پیشت خوب نیان
من عاشقه تنهاییم وقتی تازه ازدواج کرده یودم همش تنها بودم از صب تا شب که شوهرم بیاد همش خونه بودم انقدم خوش میگذشت😂
بیخیال دختر تو برا فضولی کردن مادر شوهر دلت تنگ شده؟؟ 🤔🤔 هورمن های بارداری اذیتت میکنه وگرنه چکار به زنگ و اومدن اون داری 😐😐😐
وااای عزیزم این چیزا رو برای خودت دغدغه نکن
مرسی از همتون واقعا به این درد و دل نیاز داشتم خودمم میدونم دارم سعی میکنم با آهنگ گوش کردن و فیلم و کتاب خودم سرگرم کنم
😂 من همیشه به دادشون رسیدم بنظرم تو شرایط سخته که آدم اطرافیانش میشناسه
دارم سعی میکنم
ببین سارا جان دقیقا مثل منی
خانواده شوهر من دقیقا ۵ دقیقه باهام فاصله دارن
دقیقا چیزایی ک نوشتی، منم
یادتم نیاد
لذت ببر ک چشم بزنی تمومه
آرایش کن لباس بپوش ار خودت عکس بگیر
برا نینی بشین وسایل تزیینی درست کن
اگر دختره گلسر بدوز خیاطی بلدی لباس بدوز
پسره لباس پسرونه بدوز
بافتنی کن
هر کار بلدی
کارای نمدی بکن
عروسک نمدی
ماه و ابر و ستاره و...


من چند ماه هی حرص خوردم وقتی ب خودم اومدم ک ی عکس ننداختم بودم و الان حسرت میخورم
برو بیرون قدم بزن و به نینی بگو چه وقت و ساعتیه باهاش صحبت کن و از حال و روزت نسبت ب اون بگو


یادتم نیاد
من ماه ۷ و ۸ ب خودم اومدم و یک عالم نمد دوزی کردم برا اتاق بچم
دقیقا الان بچه ب دنیا اومد روان برام نذاشتن

برو برا پیاده روی رو مغز و اعصابت برا بعد زایمان خودتو تقویت کن🤣🤣🤣
آره واقعا ممنونم عزیزم از راهنماییت ♥️
قطعا بیان مثل قبل باهاشون نخواهم بود نه اینکه بی احترامی کنم اما دیگه سعی میکنم به فکر زندگی خودم باشم
زنده باشی، فراموشش کن و همین الان بلند شو
بخدا ب چشم به هم زدن میگذره 🌺🌺🌺
آفرین
خیلی گرم نگیر و سرسنگین و آروم
بی احترامی هم نکن
منم الان همینجوری شدم دیگه
بخدا نمیتونستم از جام بلند شم غذا درست معده م آسیب دید دوران سختی داشتم ولی گذشت.آره الان دیگه خیلی برام داره زود میگذره
حرص یا گریه هایی که کردی بعد زایمانت رو بچه اثر نزاشته بود؟
باور کن دقیقا حال و روز حاملگی منی ولی انشاا... طولانی نمیشه و درد معده ات خوب میشه
ولی بهتر شدی یاد حرفام بیفت
تا الان ک خداروشکر مشکلی نبوده
قران بخون خیلی تاثیر داره، خیلی آروم میشی و همه چیز یادت میره
اگرم سر خودتو گرم کنی ک باور کن دیگه اصلا ب هیچ چیز فکر نمیکنی
انقدر خسته میشی ک نفهمی کی خوابت برده
به بچه ات فکر کن و ب خاطر اون گریه نکن .فکر کن ک هر گریه الان میشه گریه های اون در آینده

دلت میاد ؟ پس نکن
خداروشکر.خدا حفظش کنه
آره دقیقا
متشکرم عزیزم 🙏🙏🌺🌺 همچنین نی نی شما انشاا... 🤲🤲❤
تا وقتی از دیگران توقع داری این ناراحتی ها هست توقعت رو به صفر برسون آروم میشی گلم
با تمام وجودم درکت میکنم.اونقد که من تو خونه مادرشوهرم کار کردم هیچ کس نکرده چون دوران عقد خونه اونا زندگی میکردم
مادرشوهرم یه سرفه میکرد میومد رخت خواب پهن میکرد یک هفته جز برای دستشویی بلند نمیشد
تمام کاراشونو میکردم بعد مثلا برادرشوهرم بخاطر غذا دعوا میکرد و قهر میکرد باید ناز اونم میکشیدم یا جلوی خودم میگفت این چیه پختی میریخت دور و........
فقط خدا میدونه که چه روزایی رو باهاشون گذروندم الانم همیشه همه جا میگن ما خودمونو برای پسرمون و عروسمون تیکه پاره کردیم اما الان سه هفته اس که استراحت مطلق شدم با یه بچه کوچیک اصصصصلا پیداشون نشده هر دفعه یه بهونه ای میارن برام یه استکان هم جابجا نکرده
دوستان میگن نباید توقع داشت راست میگن اما دل آدم میشکنه
منم خیلی غصه خوردم خییییلی هنوزم ناراحتم ولی از این به بعد میدونم چیکار کنم
تو تمام این مدتا هر روز به شوهرم میگم زنگ بزن حالشونو بپرس
کاری دارن انجام بده
بزور میفرستادمش کمک اونا
دیگه احمق دوعالمم اگه تره خورد کنم براشون
اونقد دلم پره که تا تاپیکتو دیدم نتونستم خودمو کنترل کنم ولی باز حیف که خیلی چیزارو‌نمیشه گفت و نوشت....
آره واقعا نمیشه همه چیز گفت
احترام بزار ولی به فکر زندگی خودت باش
من ی آدمی بودم فعال کارمند همیشه در حال کار کردن همیشه و همه جا من و شوهرم براشون کار انجام دادیم جالبه با اینکه جاری های من باهاشون بد رفتاری کردن و بی احترامی بخاطر بچه جاریم حتی مادر بزرگ شوهرم رفت تا اونجا که ی ساعت راه بود اما من تا سه ماه هیچ کاری نمیتونستم بکنم معده م آندوسکوپی کردم ی سر نیومدن تا پیشم منم خیلی ناراحتم بحث ارزش قائل شدن منی که ارزش قائل شدم از همه چی خودم گذشت برعکس الان ی چیز دیگه میبینم ازشون
تو گور همشون
از عمق وجودم درکت میکنم عزیزم
شوهرم میگه بالاخره یه روزم اونا نیازمند ما میشن
میگم خدا نیاره روزی که ما اندازه اونا نمک نشناس و بی غیرت بشیم
بزودی شرمندگی رو تو چشماشون میبینی
مطمئن باش
قطعا همینطور
😂😁با صحبتت های شما ها واقعا حالم خوب شده باور کنین بهش خیلی خیلی کمتر فک میکنم که همونم از بین میره به این فکردم که ما شهر دوری هستیم کسی اطرافمون نیست اینجوری راحت تر با این قضیه کنار میام
😁😁 افرین بریز دور همه چیز رو و از این ب بعد رفتارت رو با همه مدیریت کن . به خدا توکل کن و از اول ماه ک داره شروع میشه یه مامان بی نظیر باش برای نینی
منم از خانواده ۸۰۰ کیلومتر دورم ولی تحمل کردم
چون خدای ما بزرگ تر از این حرفاس ❤🤲
حتما هم یه سرگرمی برا خودت دست و پا کن

سوالات مشابه