Ooma
پرسش (1400/03/04):

دوستان بیایین این سمت صحبت کنیم

بچهایی که تاپیک سمیرا خانم بودین واسه چت بیایین اینجا

چمیدونم والا اصلا درس جواب منو ک‌نمیداد بعد مگفتن‌ک این بار دومیه ک میاد با اینکار پول میگیره
غذا چی دارین شمها
پاشو برا خودت ی چیزی درست کن بخور
به اونام نده
هر چی موند بریز دور
والا بنده خدا تو سوالاتشم درست حرف نمیزد
فال هم که میگرفت من ندیدم ی چی درست حسابی بگه
هیییییی اصلا نمتونم برم پذیرایی
برا منک هر مگفتم‌نگف بعدم گف زن قلبی شوهرم اصلا قبول نکرده و بر نمگرده ولی خودش بمن گفت بر میگردم من دیگ یخ کردم چی بگم
این اینقد پروشده ک هیچی‌نمخذه همش من باید بخرم منم گفتم کوفتم نمیخرم پولم ندارم اصلا ی وضعیه نمیرن بخدا برن لااقل تو خونه راحتم هم نون خشک بخورم اینا نباشن بجونم‌میشینه خونههه گرممممممم بوی جیش همحاذو گرفته ی اسپری خونه تو س روز تموم شد
اگه دیگه دلت باهاش نیست
چرا تکلیفتو روشن نمیکنی
بچت دنیا بیاد میخای تو بوی جیش بزرگش کنی؟
تکلیف چیمورونش کنم حتی طلاقم بخام بگیرم کلا باید باردار نباشم باردار باشی طلاق نمیده دادگاه من باهاش حرف زدم گفتم یا باید خودتون درس کنید یا قفلاذو عوض میکنم دخترتو هم میزارم توی راهرو تا بیای ببریش
چی تومان خلوت شده
اوما
خخخخ
👀👀👀👀
غزل
نری کارت دارم
عجب گیری کردی توسمیراخیلی واست ناراحتم بخداا
همین الان دنبالت بودم
میرم میرم💃💃💃💃
زندگی من شده ی اتاق تمام
😂😂
بمیرم واست حالاکه اینطورشدکارتوبگووو
غزل من چت شب پیش خاب دیدم تو ی کشتارگاه اسب بودم مادرشوهرمم بودم ی اسب سفید کشتن بعد ی لیوان از خونشون دادن من خوردم خونت توی دهنم لخته میشد
خخخ
خدا نکنه
بعد اون اسب سفیده ک‌فک‌مکردم مرده پاشید رفت
این یعنی چی
یه زنی توزندگیته که خیلی ادم بدیه وبه خون توتشنه لست درظاهرنشون میده که باهات کاری نداره ونسبت بهت بی تفاوته ولی درباطن فوق العاده ازت تنفرداره..
هنوز مزه خونه تو دهنمه
خب من کسی نیس جز خانواده شوهرم
....وخودشوزده به موش مردگی وخیلی دوست داره بدبختی توروببینه...
خوب فک کن ببین کیه اون زن
زن قبلی شوهرته
مگه نمیگی اومده خونه مادرشوهرت اینا
من ی با مادر شوهرم مشکل دارم با ی خواهر شوهرم
اره
افرییین خودخودشهههه
اما منک باهاش در ارتباط نیستم
جدی
خب تو در ارتباط نیستی
اما اون آمار زندگیتو داره
شک‌نکن
اومده تونه مادرشوهرت سمیرااا؟؟؟
خ
اره
اره الان مخای بگم اما از همه چی من خبر داره
ازمادرشوهرتم بترس پسسسس مطمین باش اون باهاش همدسته که تورواززندگی پسرش بندازه بیروون
چن روز پیش بیشعورا اینجا بودن اومدن هر چی حرف بارم کردن منم خیلی دیگ سکوت کردم ی دفعه هر چی خاستم گفتم
والا سمیرا باید اینارو بندازه بیرون
اره خیلی باهم خوب شدن خیلی
سمیرااینامیخوان ازطریق مادرشوهرت به شوهرت نفوذ کنن واونوفریب بدن..چه کسی بهترازمادرشوهرت که باتوهم دعواداره
خواهر نمیرن چکا کنم ن غذای درستی ن ی زندگی شده جهپم
مگه خونه به اسم تویه سمیرا
اره اون روز از دهنش در اومد گفت اومده خونمون ولی من قبلش حیم می‌گفت این رفته خونشون
باهم درارتباطن حسم بهم میگه هرچی تواون خونتون اتفاق میفته مادرشوهرت مثل انتن به اون زن میگه...به هرحال هیلی مراقب خودت باش دعایی جادویی چیزی واست نزارن
همه چی مال منه
میدونم در ارتباطن خب بره بره گوشه بهتر بره من منتظرم بره درارو‌ قفل عوض کنم برم شمال خونه دوستم تا زایمانم بعدم طلاق
خکبه پس چرانمیندازیشون بیرون...سمیرامن نمیفهمم چطورخونه مال تویه گذاشتی اون زنیکه بیادتوش عجب دلی داری بخداا
یا قران
این یبار رفته سمتش دیگ
تو پول از کجا میاری؟مگه کارمندی؟
زن قبلیش خونه من نیومده خونه مادر شوهرم رفته مادر شوهرم اومد اینجا با پسرش هرررر چی خاستم گفتن مثلا نماز خون‌مکه رفته آن
ارثپدری
چیشد
من نمی‌دونستم و دارن میان آیفون رنگ خورد اونا بودن ولی منم هر چی خاستم گفتم
بخدا بحرف آسونه ولی قبلا اینقد خوب بودیم باهم ی دفعه همه چی پوکید
خوب کردی بزن تودهنس زنیکه رووو
جادوتون کردن
خیلی خوب بودیم سمیرا خیلییی این عاشق من بود این اصلا بدون من نمتونی حتی اسم منو‌تتو کرد چ گریه های مکرد یادم نمیره
ی دفعه همه چی عوض شد
میگم سمیرا حواسم‌نیس بخدا اسمت غزله میگم سمیرا
گفتم مخاستم بچمو‌ بندازم اصلا نگفتن ننداز خوشحالم شد
الان زندگیم تبدیل ب جهنم شده روزگارم تو ی اتاق و گوشی شده تمام
الهی بمیرم واست‌گلم دعامیکنم زندگیت خوب شه مثل سابق
ممنون خدانکنه زنده باشی عزیزم
تعبیر خوابت خرابم کرد😭😭
الهی درد بگیرن اینایی که جادو میکنن تو زندگیا😭😭😭
آها ذهن خودمم درگیر بود بخدا هنوز مزه خونه توی دهنمه
واقعا چرا اینجورین اصلا چرا برا بچشون زن میگیرن ک ب طلاق شه حسودی زندگیمو‌کردن پوکوندم
درد بگیرن
هیییییی خیر نبینن ک باعث میشن من قرص اعصاب بخورم تو حاملگیم
سمیرا چته؟کی بهت ضربه زده؟
شوهرم
ببخشی حالم خوب نبود بهم مگه سقط کن
نمیدونم باز دوبار با خانوادش حرف زد اینجوری شد
پناه بر خدا گوش نکنی ب حرفش سمیرااا
وای
کون لق شوهرت بندازشون بیرون آشغالا .
مرگشون چیه اینا
ببین بهش بگو بیا بریم دفتر اسناد رسمی
اونجا ازش حضانت بچه رو بگیر که بعد تولد با تو باشه
موندم دیگ چیکار کنم
چیکار کنم مگه این الان سقط میشه
چیکار به بچه داره
بگو بچم مال خودم
فقط برو گمشو بیرون از اینجا
عجب از دست این مرد بگو توکه عرضه نداری بیخود میکنی یکی دیگه بدبخت کنی
مگه بچه منم هس
هر دهنم اومد گفتم
الهی خانوادش خیر نبینن
الهی ب حق امام رضا جواب پس بدن
گفتم مگه نه بچه منه باید بندازیش بنظرتون بچه ب این بزرگی چجوری میوفته با قرص ک فک‌نکنم یعنی اگ‌قرص جور کرد بخوذم‌نمیوفته
همچین کاری نکنی هاسمیرااااا توروخدااا..تقاصشوپس میدیدبخدااا
اون میده بمن چ
مگم قرص جور کنه میوفته یا حتما باید کورتاژ بشم من اصلا نمیدونم چجوریع آخه خودشم پرستاره
یعنی تونمیتونی یه چک بزنی تودهنش بهش بگی اگه این بچه توشکممومیکشی بابددخترخودتم بکشی...بگوهروقت دلت اومددخترخودتوکشتی منم بچمومیکشم
بیچاره مریضهایی که زیردست اینن
همینو گفتم زد تو دهنم
ازش شکایت کن اگه واقعابچتومیخوای چرامیخوای باب میل ایشون باشه همه چیززز..به نظرت بچتوبکشه بعدش زندگیتون گل وگلستون میشه نه عزیزمن بدبخت میشیدبدبخت..اونوقت باپدرومادربابک خرمدین چه فرقی داریدگلم..گخواهشابه خودت بیااجازه نده...
اونارو ولش کن منو دریاب بخدا حالم بده خودم نمخام اینکارو کنم بزرگ شده گناه داره
ن گفتم همچین اتفاقی بیوفته بنظرت وایمستم
خوب توهم بزن تودهنش یعنی چیییی ادم بچشوبکشه
مگ سقد کن طلاق بگیریم
چرم روآب نبره اگه برددیگه نمیشه گرفتش.....بچت سقط نشه اگه شددیگه بعداهیچ کاری نمیتونی بکنی
یعنی چی
واضح بگو لطفا
بگوسقط نمیکنم حضانت بچه روبه من بده خودم خرجشومیکشم بعدزایمان طلاقم بده وخلاص...بگوبهت تعهدمیدم که دیگه نیاییم طرفت فرداپس فردابابچه...
ای خدا چ بدبختیع اینا چ خانوادین بعد زنگ زدن ب برادر من گفتن ما اگ‌میدونسیتیم شما اینجورین نمیومدیم در خونتون
این یه ظرب والمثله..چرم رواگه آب ببره دیگه نمیشه گرفتش
همشو گفتم گفتم حضانت بامن خدا بهم دستور پا داده خودم راش میبرم تو بیا بده بمن مگه بندازش تا طلاق بدمت
میگم غزل اگ قرص جور کنه میوفته این بچه الان بزرگه دیگه
غزل ما ی دفعه اینجور شدیم این برام میمیرد بنظرت دعای چیزی نکردن
نمیتونم باقطعیت بهت بگم میفته ممکنه خونریزی شدیدکنی بستریت کنن بعدکورتاژت میکنن😔😔😔
مگه توچه هیزم تری به اونافروختی خداییش
ای ک خیر نبینه الهی تقصیر خانوادشه
الهی تقاصشوپس بدن میدن مطمئن باش
بخاک بابام قسم میخورم تا حالا ازم بی احترامی ندیدن مگن تو اینو دعای کردی
سمیراکسی رونمیشناسی واست دعای مهرومحبتی چیزی بنویسه
حتی ی بی احترامی کوچیک نکردم
نع من حس میکنم دعای شدیم این ی شب ازم دور نمیمومد میمیرد برام واقعا میمیرد همش مگفت کی حامله شی از تو بچه مخام
😭😭😭😭😭😭😭😭😭
نکن عزیزم اون طفل معصوم جون داره من این خریت رو کردم سه سال پیش جنین ۶هفته ای که هنوز قلبشم نشکیل نشده بود رو بدون اینکه شوهرم بفهمه باقرص سفط کردم خداشاهده از اون روز به بعداینقد گرفتاری توی زندگیمون پیش اومد که یه روز شوهرم قسمم داد پرسید بچه افتاده یا توانداختیش😭
البته من جرات نکردم اعتراف کنم ولی هنوز عذاب وجدان دارم بااینکه شوهرم از همه چی بیخبر بود ولی کلی تاوان پس داد بیچاره
به شوهرت بگو من قاتل بچم نمیشم توهر کارمیخوای بکنی بکن
بگو من ازتو گذشتم ولی از بچم نمیگذرم هرچقدر این بچه ماله توعه همونقدرم ماله منه
وای سمیرا این طفل معصوم چه گناهی کرده این الان جوون داره
بنظرت منم قرص بخورم‌میفته آخه این بزرگه
بله جون داره شده شبیه ادم‌دستو‌پا داره همه چییییییی تکون میخوره خودم میدونم اما نمخاد دیگ
وای سمیرا اون میگه بنداز تو نندازش مگه نمیگی خونه زندگی مال تو بیرونشون کن چراانقد ضعیفی
اون نمی‌خواد بدررررررک تو بخواه
بحث خونه نیس ک بندازمش یانه این مگه من میرم طلاقتم میدم ولی باید این بچه رو بندازی
من مخامش اما این مگه در این صورت طلاق میدم و کلا بچه‌رو‌نمخام ب بچه بگم بابات نمخادتت
بگو بچه رو بده ب خودم
گفتممم الآنم دارم بحث میکنم بقران دیشب ب اندازه کافی هم خوردم هم شنیدم
وای واقعا متاسفم برا شوهرت خدا ب کیا بچه میده من و همه اومایی ها در انتظار بچه اونوقت خدابشماداده و......
شوهرت خیلی آدم مزخرفبه مطمین باش تقاص کارشو پس میده
دقیقا همینو گفتم
یعنی بقران قسم مغزم داره سوت می‌کشه
بد جورم پس میده اما من نمیدازم نمیشه نمیتونم
نمیتونی ی مدت کلا بری یجای
تابچت لدنیااومد بعدطلاق بگیر
جای ندارم فقط ی دوستی دارم تو شمال
این لاشی فککنم میخواد لازن اولش ازدواج کنه سمیرا
بنظرت میشه رو کمکش حساب کنی
گفته دنیا بیاد طلاقت نمیدونی فقط عذاب مرجان بخدا این اینجوری نبود ی دفعه اینجوری شده خودم موندم شوکه شدم
اره بابا مریض بودم نگهداریمو مکرد
چی بگم خدا از کسانی نگذره تو زندگی مردم تفرقه میندازه
اما این بچه مردمه فک‌نکنم نمیدونم موندم خب
اصلا اینجوری نبود میمیرد برام بخدا بدشو‌گفتم خوبشم گفتم ی دفعه اینجوری شد
انشالله خدا هر راهی خیره و صلاحته پیش بیاره منکه موندم مغزم دیگه نمیکشه
زن اولش زیرپاش نشسته بنظرت
دعا کنین برام منک خودمم موندم چ برسه شماها شوکه شدم آرزو داشت ازم بچه داشته باشه
بنظرت میشه سر از کار مردا در آورد
چی بگم والا
سلام
خب عجیبه یهو انقد تغییر
سلام
خوبید
اره بخدا
ممنون شماخوبی نی نی خوبه
بزرگه بچه
نزدیک چهارماهته
نکن اینکارو
گناه داره اون طفل معصوم
ای وای
غلط کرد
بزو شکایتشو بکن دست روت بلند کرده
بعدم ازش مدرک جمع کن
چه نیدونم فیلم صدا که بهت میگه بچه رو بنداز
برو شکایت کن ازش
مهریتو بزار اجرا
دخترشم بنداز رو دلش
قفلاتو عوض کن
چهار روز دی.ه سنگین‌میشی نمیتونی کاری بکنی
حالا تحویل بگیر
انقد نرفتی بهشون بگی
اینا دست پیشو گرفتن
میخاد برگرده به زن سابقش
دختر شاشو بوگندوشونو با هم بزرگ کنن
سمیرا
بگو بیا توافقی جدادبشیم
بگو حضانت بچم با خودم
فقط برو از زندگیم بیرون
باید مدرک جم‌کنم ازش وگرنه دستم جای بند نیس
من طلاق میخام اون شبم ی دفعه راضی شد با خانوادش حرف زد نمیدونم چیشد گفت سقد کن طلاق بگیریم گفتم همه چیش با خودم اصلا دیگم‌منو اینو‌نمیبینی بهش مگم بابات مرده گفت نه. فقط سقد اینارو مادرش یادش داده الآنم لباساش انداختم جلوشون‌گفتم‌زودتر برین هررری فال ک هستن من دیگ‌محکم زدم فوشم‌داد کگردنشو گرفتم مخاس خفش کنم
برن حرفی نیس بمن کار نداشته باشن آخه کجا ببره زندگی کنم مگه چادر بزنه
وای باورم نمیشه این حسین اون‌حسینه اصلاااا برام میمیرد ی دفعههه این همه تغییر
خودش گوه بوده الان روی واقعیشو نشون داده
برا فریب تو بوده
بنظرم‌میخاسته پول و خونتو از چنگت در بیاره
حالا که دیده نتونسته میخاد بره
آخه زنش بودم اون موقع چرا اینکارو مکرد الان دقیقا از بالای درخت افتادم همگام خونی شد
عکس بفرست ببینیم تا چه حد خونی شدی .خودتم اصلا مواظب نیستی
دستام اینجوری شد خودمو ب روی دست انداختم ب شکمم نداشتم آسیب بخوره
دستام اینجوری شد خودمو ب روی دست انداختم ب شکمم نداشتم آسیب بخوره
خیلیا قضاوت کردن منو تو تاپیک قبلی انگار شدن خدااااااااا چی بگم والا از دروغ بیام بگم خوشبختم خخخ واقعا کاش بودم
الهی بمیرم چراخودتواینجوری میکنی تودخترررررر
غزل دلم از خیلیا شکست همه فک‌نکنم دروغ مگم دوس دارن دروغ بگم ک خوشبختم مگ‌بیمارم از خوشبختین نگم از بدبختیش بگم
کی حاضره از بدبختیش بگه منم ی درد دل اومدم کردم مگن تو دروغ گویی
خدانکنه
عزیزم اینجافضای مجازیه نمیشه گفت همه من روباوردارن..پس خودتوناراحت نکن گلم
آخه کی مریضه بیاد از خوشبختیش نگه از کتک خوردن و بدبختیش بگه
ول کن ایناروبزارواسه خودشون بگن..
منم گفتم مهم خدایه
ای وای چی شدی سمیرا
ولشون کن بیخیال.حرف باد هواست بزار بگن
تو بسپر به خدا
افتادی یاخودتو انداختیییی😭😭
آخه چرا میذاری اینجوری باهات بکنن برو شکایتش کن خدا ازش نگذره
افتادم
ن بابا روانیم مگ برا ک ضربه ب شکمم نخوره دستمو جلوم گرفتم
منم گفتم مهم شماها نیستین بابایه هس انگار آدم بیچاره از خوشبختیش نگه بیاد از بدبختیش بگه
جف دستام داغون شدن
خدا مرگش بده کثافط بیشعور .برو شکایتش کن
سمیرا
حالت خوبه
چه خبر
😭😭😭😭
ممنون عزیزم هی بد نیستم مگذره
سمیرا چه خبرا؟
هیچی عزیزم بی خبر
شماها چخبر منک‌ همچنان همه چی تکراری
سلام
منم درگیر امتحانام اصلا فرصت نمیکنم بیام تاپیک
امتحان چی
دانشجوام عزیز امتحانا ترمم شروع شدن

سوالات مشابه