Ooma
پرسش (1400/02/15):

خانم های عزیز خسته شدم از رفتار مادر شوهرم

سلام من خسته شدم از رفتارش کی جوری رفتار میکنه انگار من وجود ندارم خیلی تو زندگی ما هم دخالت میکنه هر کاری میکنم خوشش نمیاد هر کاری میکنم ایراد میگیره من هم بلد نیستم جوابش رو بدم اصلا عادت ندارم بی احترامی کنم ولی واقعا دیگه میخوام حد خودشو بدونه چکار کنم چه بگم بهش 😐😔😔😔😔

من دوست ندارم وسایلم رو بدم اصلا دوست ندارم چون بعدن خجالت میکشم برم دنبالش
پس نمیدن خودشون مگه😐
من نمیرم
خودش گاهی میره سر میزنه
گاهی هم ناراحتی میکنه
من متذکر میشم منو نمیخوان
تو منو خواستی دلیل نداره بیام اذیت شن و اذیتم کنن
وا مگه پس نمیدن چ وسایلیی مثلا
خب چرا چیکارت کردن مگه چرا توخودت مریضی منم خیلی اذیت کردن و میکنن اما توخودم نمیریزم با شوهرم حرف میزنم .بچه نداری؟مثلا نمیگت از عید نوه امونو چرا نمیاری ببینیم
مم اصلا نمیریزم تو خودم میریزم رو بقیه😂😂😂
باور کنید وقتی ۲۰ روز تاخیر داشتم فهمید به همه گفت به زن و مرد گفت که تاخیر داره بعدش گفتم من نمیخواستم کسی بفهمه شاید باردار نباشم زشته جلوی مردم گفت نه نه بارداری بعد من گفتم بهش گفتم پس از کجا فهمیدن میگه شاید شوهرت گفته بیچاره شوهرم اصلا خودش میگه فعلا کسی نفهمه بیبی منفی میشد میگفت نه بارداری تو صبر کن وقتی بیبی جاریم مثبت شد اومد گفت چرا بیبی تو مثبت نشد جاریت زود دو خط افتاد چرا پریود نشدی پس
منم شرایط تورو دارم هربار میرم با گریه برمیگردم الان یماهه کم شدن طول سرویکسمو بهونه کردم نرفتم بااینحال بازم شوهرم ناراحته و توقع داره بریم.تنهایی هم هرچقد میگم برو سربزن نمیرع اونام ازچشم من‌میبینن
از اول ضرب شصت نشون دادن خخخ مث جاری من
جرات ندارن چیزی بهش بگن چون سلیطه هستش
مردا کمی درک کنن خوبه!
این برا قدیم بود که دختر زن مردمه... من که هرجا میبینم دخترا بیشتر هوای مادرپدرشون دارن. من بابام چهارتا دختر داره والا همه حسرت آبادیه خونشو میخورن
چی نوشتم😂😂منظورم اینه ک چرا توخودت میریزی
جریان من مفصله عزیزم
ی جاری دارم بزرگتر ک اون شروع کرد ب زنگ و بدگویی از مادرشوهر ،میخواست منو خراب کنه و همین با جاری وسطیم قبل از ورود من ب این خانواده قطع رابطه بودن
پای مارو هم از خونش قطع کرد
حرف برد آورد بین من و مادرشوهرم
مادرشوهر من چون دختر نداشت عروس اول رو بااااااا همه اذیتاش و بی ادبی هاش دوست داره
فهمید در حقش نامردی کرد ولی خب بازم اوکین
منم همسرم هی گفت تو چیزی نگو گوتاه بیا
مامانمم گفت عیبی نداره هر کاری کردن کوتاه بیا
شدم این 😊
من اوایل برام خیلی مهم بود ، اذیتم می کرد، همش هم می خوستم‌دلش رو نشکنم و مهربونی کنم. و از حرفش ناراحت می شدم.
بعد دیدم بی فایده است. مدتی کمتر رفت و آمد کردن و اهمیت ندادم به حرفاش، بی خیال شدم..الان دیگه درست شده.
باید اهمیت ندی
دقیقا زود جبهه میگیره جواب میده
عزیزم این ادم بیماره باید ازش دوری کنی و بی توجهی کنی
میگما چرا مادرشوهرت باید از رخت خوابتم خبر داشته باشه؟ چرا بهش میگین؟ تا وقتی هر اتفاقی میفته مادرشوهرت در جریانه این دخالتشم هست
خیلی خوبه اینجوری
هم حساب کار میاد دستشون
هم بعدها درگیری ذهنی نداری
هی با خودت حرف بزنی کاش اینو میگفتم کاش اونو میگفتم
اون تایم پریودای تورو ازکجا میدونه خب🤔🤔
عین مادرشوهر ابجی منه
هیچ جوری نمیشه به سازش رقصید فقط باید غلقشو بگیری دستت و بی محلی کنی بهش
والا اهمیتش نده ب کصت😊
ب نظرم ربطی نداره وسیله هر کس برای خودشع
اگر خراب کنن گردن میگیرن؟؟؟
یا مثلا میداد میسوخت میرفتن بخرن ی ریسه نو بدن به ایشون!!!
مث ابجی من میشینه همه چیو بهش میگه🙄
میگم کم حرف بزن باهاش و جواب سربالا بده
گفتم که وقت نماز میاد خونه ما میبینه نماز نمیخونم میپرسه مجبورم بگم دیگه
بهتره بهش نگی جریان پریودیتو
عجب جنس خرابی داره🙄
من اصلا به خانواده شوهرم نگفتم بچه میخوام
بگو خوندم😐بگو بعدا میخونم اصلا بگو غسل دارم والا دلیلت منطقی نیست
اون روز میگه کی پریود میشی گفتم معلوم نیست یادم رفت موعدم رو
خب شوهر شما تا حدودی همراهته.
ب نطرم دلیلی نداره بری اذیت شی عزیزم
بگو سنگین شدم حال مهمونی ندارم
قران میخونم کتاب مبخونم بچمو چطور تربیت کنم
حتی همون ماه اقدامم هی میگفتن شماها نمیخواین بیارید؟ من چون فک میکردم شاید حالا حالا ها نگیره میگفتن فعلا نه🤣
من همیشه یه حریمی دارم کسی اصلا به خودش اجازه نمیده ازم بپرسه پریودی یا بچه میخای یا چی شد نشد🙃
وا چ ببشعور اخه بتوچه
پریود شدم گفت نماز نمیخونی پریود ی بعد گفت کی تموم میکنی
بگو نامنظمه
جادو میکنن خواهر🤭😅
از من ناراحت نشو نازگل حرف خونه و مسائل زناشویی باید بین زن و شوهر بمونه بیرون که بره همه حق دخالت میدن هم خودت هم همسرت رو خودتون کار کنید مسائل زندگیتونو به کسی نگید موجب دخالت نشه عزیز من
بگم نامنظم میره حتی به همسایه ها میگه
ادمای مریض قلقی ندارن
فقط باید دوری کنی
خدایا😑😑😑😑
میگفتی تموم شد بیا ببین داریم اقدام هم میکنیم شبهای تخمک گذاری رو هم یاداوری کن 🤭
اصلا به نظر من از اول نباید میگفت جواب این جور حرفا و فقط به توچه است😐
دقیقا
چون هیچ رفتار نرمالی ندارن
بگه محلش نده
بی تفاوت شو
اون روز جلوی من به همسایمون میگه خودش از وقتی ازواج کرد منظم نیست پریودی اش گفت کی گفته منظم نبود
اره دیگه از اول وا داده اونم مریضه
میاد پیش این بیچاره بیماریشو ارضا میکنه
کاملا هر کاری کنی راضیشون کنی باززز از تو همون ی بهانه گیر میارن
من واقعااا طرفمو شناختم ک باهاش قطع کردم
والا از منم کسی نمیپرسید
خیلی شخصیه اخه این چ سوالیه
من نزدیک دو سال از عروسیم گذشته بود اما. چون دانشجو بودم بچه نمیخواستم
اما حتی یک بار مادر شوهرم نگفت بارداری نیستی
یا اصلا چرا بچه دار نمیشی
فقط از اینجور ادمها دوری و دوووری
اصلا این که یکی غیر شوهرت موعد پریودتو به هم بزنه روان آدم به هم میریزه😐
باور کن نمیگم ولی وقتی مپرسه بلد نیستم موضوع رو عوض کنم واسه همین دارم بهتون میگم میخوام واسش حد بزارم
جهیزیمو ک اوردم
دید
بعدش رفتیم خونش دیدم چند تا چیزو رفته دقیقااا رنگ و مشابه اون ک من خریدم خریده
چیزی ب روش نیاوررم
گفتم اگگگر قصدش چزوندن من باشه با نگفتن میچزونمش
من هر هفت سال بچه میارم
اوایل کسی میپرسید میگفتم من میخام خدا نمیخاد
همچین دهنشون بسته میشد
والا انگار دست منه
بزنی دهن مهنشون پر خون سه😣
هرمونامم بهم ریخته عصاب ندارم😅
اره وقتی اهمیت بدی فک میکنه پیروز شده
فعلا ک اینو پیش گرفتم
واقعا هم ارامش دارم
نه زنگی نه دیدنی
چون هر بار
جوری با کلام نیش میزنه که وهله اول هنگم 😳🥺
با من بود با کی بود
بعد میفهمم چی بهم گفت
بلد شدن نداره😐من یکی ازم بپرسه چرا نماز نمیخونی میگم دلم نمیخواد به توچه دوست ندارم😐کی پریود میشی بهم بگن که میزنم تو دهن طرف آخه مگه فضولی😐
تا بیای جواب پیدا کنی یک هفته گذشته 😅😅
بابا سکوت کن
اصلاااا انگار نمیشنوی
سرتو بگیر تو گوشی
پیشش میشینی با گوشی مشغول کن خودتو
وقت خالی بهش نده
اینگار میکنم ولی تیکه انداختن حرفاش ادم رو عصبانی میکنه
من همیشه این بودم
بخدااااا این مدت که هی کاراش حرفاش اومده تو ذهنم مرور مرور کللللی جواب براش پیدا کردم
بعد میگم ای دل غافل چطوری حالا ک کات کردم اینارو بهش بگم
😂😂😂😂😂
یه بار وقتی اومد خونتون بگو ای وای مام می‌خواستیم بریم خونه مادرم
کاشکی نیاد خونه ما ولله وقتی نیاد انقدر راحتم
ابجی منم با مادر شوهرش تو یه ساختمونن میگه سخته هر روز ببینیش و هی زر بزنه میگم بهونه بیار همیشه کار داشته باش یه سلام کن سریع برو
اعصاب مصاب نداشتم اینارو هم خوندم سردرد گرفتم
اره والا من حتی مادرمم این جیزا رو. ازم نمیپرسه چ برسه ب مادر شوهرم
فقط اولین و اخرین باری ک راجب پریودی حرف زد چند ماه بعد از زایمانم. بود ک گفت پریود شدی بعد از زایمان گفتم اره اولین باره
گفت اگه ب این. زودی بچه نمیخواین خیلی مراقب باش چون میگن کسی ک زود پریود میشه زودم باردار میشه
من اینجوری
یا یاد بگیر محترمانه جوابشو بده
یا انقد محکم شو ک نشنوی
ی پیج تو اینستا پیدا کردم
حاضرجوابی یاد میده
خیلی خوبه میتونی بخونی
باز تا حدودی دستت میاد چی بگی یاد میگیری
خاله ریزه
خیلی بده از ادم ساده میخان هیولا بسازن
من اصلا بلد نیستم
کلا یه اخلاق بیخیالی دارم
اهمیت نمیدم
اوووف ایی خواهررررمنوچی ازدست مادرشوهریه جاری نکبتتت زله شدمممم
مادرم اصلا نمیپرسه بیچاره میگه هروقت خدا داد
البته سلااام
منم😤
او وقت مادر شوهر بنده میگه نکنه نشه نکنه مشکل داری نکنه فلان
مادرا مااااهن بخدا💗🥰
من پریودی های وحشتناکی دارم بعد حتی با حال بدم ببیننم نمیگم پریود یه بهونه دیگه میارم وای مخم سوت کشید😐
سلام عزیزم
دختر نداره؟
داره حتی به دخترش رحم نکرده باور کن ۱۰ تومن به دخترش بده کچلش میکنه کچل
من همیشه میگم مامان تو با عروسات جوری رفتار کن که دوس داری با دختران همچین رفتاری شه
این یه چرخه هستش
البته قبلاهامنم زیادی حرص میخوردم نازی جوون تااینکه جوری شدکه وادارم کردن برم دکترمغزواعصاببب ازاون روزبه خودم قول دادم فقط نگاه کنمووولبخندبزنممم همین....باورکن اون نیشخندی که به جاری ومادرشوهرت میرنی ازصدتافشم واسشون سنگینترهه
مادرشوهر من کاراشو میکنه میگع نکردم😳🙄
حرفاشو میزنه میگه نگفتم 🙄😳
بعععد مرحله پیشرفته تر خودشو میزنه به مریضی
ک بگی شکر خوردم ناراحتش کردم
😊😊😊
فقط واسه پسر کوچکش زرنگه
دیوثه 😤
مهم شوهرته که ازت راضیییی باشه نه نادرشوهر...بابابه خداتوشناسنانه هنه مافقط اسم شوهرهست نه مادرشوهرر
نازگل پس مادرشوهر توام کلا مریضه ب دخترش رحم نمیکنه
بیخیال شو
اخ اخ لعنتیا😐
زیاد میدون دادی بهش بابا تقصیر خودته😐
با پوزش
برای ۱ دقیقه شههههه🤦🏼‍♀️
من رفتم بستنی بخورم
گور بابای ادمهای بیمااااار✋
غزل تازگیا تایپک کردنت عین سمیرا شده چرا هیچ نمیفهمم چی میگی😐
بگو رفتم دکتر منظم شد
مگه یکسرع پیشته
چرا باید بدونه ؟؟؟
باور کنید خواستیم عروسی کنیم همش هر جیب شوهرم همش رفتیم جهاز بخریم جاریم لباسی دید خوشش اومد نادر شوهرم از پول شوهرم خرید تا الان به شوهرم نگفتم بعد میگه بعدن من میدم بهش
پروفایلت دلبری میکنه🥺🥺🥺
اییششش خوب چیشومتوجه نشدی بگوولست بگم‌گوزووو...ازحرص خودم تند تندمیندیسممم
من پریودیام دردناک بود
با گوشای خودم شنیدم تو عقد خوتش بودم
ب مادرش گفت شانس منه الناز اینجوری شه نمیدونم چشه!!!
حااالا من از اول پریودیم اینجوری بود تاااااا حالا
شیره انگور میخوردم شیاف میذاشتم
دیگه درد نکشم نبینه
سلام بر بانوووو الناززز خانوم مارونمیبینی خوشحالییی..پارسال دوست امسال آشنااا😍😍😍
بعد از اومدنم و رابطمون پرسید هنوز درد داری
گفتم نه دست پسرت دردنکنه
دیگه ساکت شد
خیلیییی خودم خجالت کشیدم زاجع ب این مسلئه اینجوری حرف زدم
ولی ساکت شد
کافیش بود
چووون تودش با پدر شوهرم چند ساله رابطه ندارن و تو کف رابطه است
بعد واسه عروسی پسر کوچکش رفت همه طلاهاش رو فروخت بهترین چیز رو خرید واسشون ولی پسرهاش اگر بهش گفتم میگه ندارم از کجا بیارم
عزیزم قابلی نداره
بازار میوه رشت بود 🤦🏼‍♀️
عکسشو بدم🥴
من عین بچه رفتار میکنه مادر شوهرم انگار هنوز جوانه
سلام بر معبر بزرگ غزل هوتب 🤓😂😂😂
خوبی ؟ طاعات قبول
دارم با جاریه یا همسایه حرف میزنم صورتش رو برمیگردونه یا وسط حرفم مپره موضوع رو عوض میکنه
نه دلم میخاد🙄🥺
سلااام عشقققممممم خوبییی خواهرررگل ونازنینممممم....طاعات شمام قبولللل.. درگاه حقق
توهم بمروسط حرفش کاری نداره...
بپر
باوووور کن برای منم اینه
لباس بخرم میره میخره پیدا نکنه پارچه میده بدوزن
ک من دیگه اون مدت ک رفت و امد داشتم لباس تکراری میپوشیدم از بکشه بیرون
بهانه ندم .
جهیزیمو دید بخدا رفت خرید
بیشعوره چقد
حالا ظهر رفتم شوهرم رو صدا کنم رفتم پایین دیدم تنها نشستن گفتم پس چرا نگفتید بیایم پیش شما کمک کنیم ساکت شدن حرفی نداشتن
دنبال توجه
توجه میخواد
ی مدت تحویلش بگیر این راهم امتحان کن ببین چی میشه
یا در مورد وسط حرف پریدن
ی مثال بزن براش
تنهایی بگو خیلی زشته ک وسط حرف دیگران پریدن و اینا
بیکاری بری کمک کنی😐چرا رو میدی خب بهش😐
ای جانم برش دارم
گناه نیفته گردنم🥴🥴🤦🏼‍♀️
قربونت خوبم
من ک سعادت ندارم
ولی خیلی برام دعا کن
غزل
چون امشب احیا هست سحری میدن داشتن کمک میکردن نه بابا تکیه انداختم خواستم ببینم چی میگه من میدونستم الان پایین هستن ولی از عمد گفتم
تو ی ساختمونین؟
نه
پس دوری
ولی نزدیک خونه ما هستن کاشکی دور بودیم
دخترا شوهرم اومد تا بعدن
ماهم ۱۰ دقیقه
برو مراقب خودت باش
🌸
غزلی شمارتو بده روبیکی جایی حالتو بپرسیم😊
داداشم بود فکر کردم شوهرم
چهار دقیقه
حالا میگه احمد نمیذاره🤣
من کارهای خانواده شوهرم بگم شاخ در میارین😐
مثلا نصف شبی میومد یواشکی در اتاقمونو باز میکرد از لای در منو نگاه میکرد این کارشو دوهفته تکرار کرد دیگه بعدش که هرشب در اتاقو قفل میکنم چندبار اومد دید قفله ضایع میشد
این دیگه رو دست همه مادر شوهر ها زده
معنی این کارش چیه
یه بار شب شوهرم سر کار بود تو اتاق تنها خواب بودم نصف شبی ساعت چهار دیدم یکی پرید رو تختم منم از ترس نزدیک بود سکته کنم بلند شدم دیدم مادرشوهرمه گفتم چرا اومدی گفت هیچی اومدم دستمال کاغذی بردارم😐😂
نفهمیدم اخرش چرا هرشب میومد😂
مگه توی یک خونه هستید
اره با خانواده شوهرم زندگی میکنم
به قول دوستمون مریضن
خدا به دادت برسه
تو این دوسال خیلی اذیت شدم خیلی کارها و حرفها ازشون دیدم
اوایل مهربون بود اصلا ازش بدی ندیدم ولی الان واقعا اذیتم خسته شدم
مثلا هربار میوه میخرن تو کمد قایم میکنن
یخچال خالی حتی گوجه هم میخرن میذارن تو کمد لباسهاشون
وااای مثل مادر شوهر خالم این کار رو میکنه
مادر شوهر خالم عمه میشه خواهر باباش ولی دقیقا مثل مادر شوهرت برخورد میکنه
خیلی رفتارشون زشته هرچی دارن قایم میکنن
تا یخچال خرید وقتی هم خرید میان بودن اجازه دست میزنن بهش هر چی میخوان برمیدارن
اوه چی پس حتی خیار همه چی قایم میکنن
دیوونم کردن
حالا تصور کن گوجه گذاشته بودن لابه لای شلوار ها پسرشون گوجه میخواست رفت تو کمد از پاچه شلوار گوجه دراورد اونم بدون اینکه تو پلاستیک باشه😂گوجه هام گندیده بودن
واقعا معنی این کارها رو نمیدونم کجا میخوان برسن با این کارها
به خدا هرچی تصور کنی قایم میکنن تو کمد
اوندفعه دلپیچه گرفته بودم تو کابینت دنبال نبات میگشتم نبود خواهرشوهرم گفت گذاشتم تو کمدم قفله
😔😔🤧🤧😨😨😰😰😱😱😱
خواهرشوهرم تو زمستون میگه گرممه بخاری خاموش میکنه تو تابستونم میگه سردمه کولر خاموش میکنه میپزیم از گرما
ادم از این کارها دیوونه میشه
خدا رو شکر ما خونه تنها اگر با مادر شوهرم بودم حتما دیونه میشدم
خواهرشوهرم میگه جلو کولر بشین تا عرق نکنی زیاد بری حموم بعدش که میرم جلو کولر میگه سرده خاموشش میکنه 😂😂
چه عجب خونه نمیگیرد
بچه ایی هم داری
اره خداروشکر کن جای من نیستی وگرنه دیوونه میشدی
تو این گرونی نمیشه خونه خرید
اره واقعا خداروشکر
نه ندارم
خواهرشوهرم اذیتم میکنه خیلی
خوب اجاره میکردی باور کن حدقل سرت رو بالش بزاری خیالت راحته
دستم شکسته بود یک ماه تو گچ بود یک دستی نمیتونستم لباسهام بشورم خواهرشوهرم میگفت لباس نذارین تو لباسشویی ما سیمهاش اتصالی داره آتیش میگیره بعد حرفش همون روز برادرشوهرم لباسهاش گذاشت لباسشویی خوب کار میکرد دروغ میگفت تا من نذارم
اوه کارهاشون زیاده بگم باید یه رمان بنویسم
من وقتی بعضی موقعه میگم مثلا این چیز رو ندارم مادر شوهرم فکر میکنم دارم تیکه میندازم یا ازش میخوام
وااای چقدر شبیه خاله ام هستی دختر
نمیشه قسط زیاد داریم هرچی شوهرم درمیاره میره جای قسط ها نمیریسیم وگرنه از خدامه برم تو یک اتاق کرایه ای
میدونم چی میگم گلم با داشتن قسط نمیشه کاری کرد
خود خالت نباشم😂😂😂
انشالله هرچه زودتر از شر خانواده شوهرت راحت شی گلم
شاید
باور کن دقیقا مثل تو شاید هم بدتر
چند ساله اقدامی
فدات انشالله
دوسال
من هم دوسال
من از وقتی سقط کردم مادر شوهرم عوض شد وگرنه خوب بود باهام
وقتی جاریه کوچکم اومد دیگه بدتر
خدا لعنت جاری بد بکنه منم جاریم باهام قهره
جاریه کوچکم خوبه کاری به ادم نداره ازش بدی ندیدم فقط نمیدونم چرا مادر شوهرم عوض شد
اصلا واست مهم نباشه من دیگه یاد گرفتم اصلا حرفها و کارهاشون واسم مهم نباشه فقط کار خودمو میکنم
فکر کنم چشمش زدم من 😂😂😂😂
واسه راحتی دلت باید این کار رو بکنی
وقتی خونه نباشم میان تو اتاقم میگردن برادرزاده شوهرم لو داد منم دیگه هروقت جایی میرم درها قفل میکنم حالا مادرشوهرم اینها زوربهشون داره چرا در قفل میکنم بازم باهام لج افتادن
واست مهم نباشه اصلا خودتو ناراحت نکن
😂😂
خاهرشورت چندسالشه😐😐
عزیزززم انشالله خداهرمشکلی که سدراهته روبرداره...واسه منم دعاکن الی جوون درحال ای وی افم امروزانقددردشکم داشتم که نگووو
ااااوووه چه طورفهمیدییی اینومیگم گوزووو...ببین لینجازرابی زیاده متلسفانه
اینجا
بنظر من جوابشو بده .من اصلا که به مادر شوهر رو نمیدم رو بدی پدر آدمو در میارن.البته شوهرم بهشون رو نمیده
چون میشناسمت🤣
چه تفکراتی داری عزیزم
قطعا شما هم با این رویه دچار مشکل میشی
شماره احمدو میده خودشو نمیده
برعکسه😂
انشالا به امید خدا هر چی صلاح و مصلحتت باشه
همونو بهت بده
چشم اگر قابل باشم
متولد ۶۳
عییییییین مادرشوهر منه
کثافت

سوالات مشابه