Ooma
پرسش (1400/02/01):

سلام بچه ها به من بگید چه کار کنم

لطفا نگید شل ش کن پلش کن یل من جای تو بودم اینوارو میکردم‌اون کار و میکردم .. بیرونش میکردم ... من چهل روزه زایمان کردم ننه م ک سه روز موند ایتقد ذله ش کردن گزاشت رفت به قران از زایمانم یه حموم درست ترفتم یه غذای درست نخوردم‌ صبح تا شب با بچه سر کله میزنم خواب ک اصلا ندارم ..ساعت شش ‌ک میشه مادر شوهرم میاد تا ساعت ۱۰ افطاردنیخوره شام میدم بعد میره ..خواهرشوهرم ۲۰ روز رفت شمال الانم ک ولش کرده رفته پردیس ... این‌میاد هتل سمیرا ...از طرفیومیشینه رومبل تکون نمیخوره از طرفی غذا درست میکنم دو وعده.شب موقع رفتنش مهدی میگه سحرشی عم بده...یع بار قلبلمه ک‌سحر داده بود اورد فکر کردم پره گفتم دستت درد نکنه گفت چی گفتم غدا اوردی گفت ن بابا غذا من ک غذا خور نیسم غذا بپزم ...چه کاردکنم ...شوعرممم ننه ییی ...یه راه حل بدید الان نگید من بودم من بودم بیرون میکردم مسخره نکنید راه حلربدید به قران ۴۵ روزه هر روز کارم ه .... یه ساعت با شوهرم ووبچه تنها نبودیم اززطرفی هم افطار و شام ..شاید خودمون باشیم انقدر تدارک‌نبینم‌ ..خسته م به امام حسین خسته م

اره من بعد ۲۰ روز غذا درست میکردم بچم هر وقت میخوابید بلندمیشدم مادرمم با ما هست مادرشوهرمم میاد اتفاقا چون اونم خونه تنهاست
سلام گلم لطفا پیجشو میزاری مام استفاده کنیم
یعنی میشینن تا تو دست تنها همه کارهارو بکنی و ازشون پذیرایی کنی؟
اره 😂
والا این همه روز های عادی کار می کنیم کسی نمی گه مرسی دستت درد نکنه
حالا حاملگی و زائویی هم باید از خودمون بی گاری بکشیم😒
تا می تونید برای شوهرتون ناز کنید و کاراتونو بندازید گردنش😆😂😂
نه این کلا همینجوریه. یکی میره خونش قشنگ از طرف کار میکشه. مامان من ماهی ی بار میره طفلی رو میزاره پای سینک بهش کار میگه. منظورم این این خانمم اگه در توانش نیست واقعا مهمونی که هر روز میادو به کار بکشه
آره عزیزم
واقعا بنظرم عالیه
کامتهارو بخونی میبینی همه راضی ان
خوبیش اینه
واسه ی خانم متاهله که دو تا بچه داره و باومخالفت خانواده شوهرش ازدواج کرده
ولی انقد بلد بوده چیکار کنه
خدا بهت صبر و انرژی روز افزون بده.
من بودم الان دق کرده بودم
یعنی کل این پیج راجع به خانواده شوهر هست و اینوه چطور باشیم باهاشون
عزیزم مادر من تنهاست بابام فوت کرده پدرشوهرمم فوت کرده دیگه این مادرهای ما که اینهمه زحمت ماروکشیدن هم پدری کردن هم مادری دیگه یه غذا درست کردن کاری نداره
ممنونم عزیزم لطف کردی❤
خونمون دوطبقه اس صبح میرم پایین جای مادرم اخرشبم میام خونم بیشتر وقتا مادرشوهرمم همون پایین با مادرم هست باهم رفیقن ۱۵ ساله تقریبا
همه که مثل هم نیستن من خودم الان مادر شوهرم ماه واقعا خیلی دوستش دارم ولی به نظرم مادر شوهر ایشون یجوریه
اونی که شئور داشته باشه خودش رعایت حال مریضو میکنه. من قبل بارداریم خونه مادرشوهرم میرفتم کمک میکردم. اما تا حامله شدم دیگه نزاشتن دست به سیاه و سفید بزنم. الان میرم غذامو رو میز برام میزارن چهارپایه میزارن زیرپام پام ورم نکنه. با ایتکه دختراشون حامله بودن تا هفته اخر کار میکردن
منم واسه مامانم همه کاری میکنم
چون اونم از هیچ چیزی برا من دریغ نکرده
ولی مادرشوهری که درکت نمیکنه و سختی کشیدنت براش مهم نیست مسئلش فرق میکنه
ولی من تو کتم نمیره
یعنی الان شما دستت بند آشپزیه بچت گریه کنه میگن بیا برش دار نمیگیرنش آرومش کنن تا تو بیای؟
یا داری کاراتو میکنی مواظبش نمیشن؟
یا بخوای بری حموم؟
من که باور نمیکنم
یا هم اینکه بچت از ایناس که خوب میخابن و بیدلری هم آرومن
خواهش عزیزم💖
خسته نباشی
شرایطت که با این بنده خدا سمیرا زمین تا آسمون فرق داره
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
معلومه که میگیرنش عزیزم من فقط شیر میدمش تقریبا بعدش میدم دست اونا کارام انجام میدم
خب پس چرا به این سمیرا میگی ی غذا درست کردن کاری ندلره 😆😆😆😆
شما دو تا نیروی کمکی داری شبم پر انرژی میری پهلوی شوهری تو خلوتتون. 😉
این بنده خدا خونش شده محل تفریح و به قول خودش هتل مادزشوهر
خب چند روزه دیگه خواهرش اومد اینم میره دیگه
والا 🙄
خواهره باشه هم‌میادش
😎
بعدم تصور کن از روز اول اینطوری بودع الان دیگه تحنلش تموم شده
گناه داره بنده خدا
این چه مادرشوهریه آخه
😁😁
یا خداااااا.
تو غذاش سم بریزه دیگه چاره ای نیست 😂😂😂
قبلا هم گفته بود
حتی خواهرشوهره مادرسمیرا رو ناراحت کرده
دیگه نمیاد خونشون
بنظرت من ینفر از خانواده خودت رو بس بیاره بمونه پیشت تامادرشوهرت بره از اونجا.این جوابگوئه فکرکنم
میگه که مامانشو دو روزه آسی کردن
وای حواسم نبود
دیگه اون بحثش جداست
شما طرفتون بقول خودتون باشعور بودن ولی پا میشدی کار میکردی به خودت نمی گرفتی بارداری کسی یه لیوان آبم دستت نمی داد
راهکار باید اساسی باشه
اولا این‌مادرسوهره خیلی پرروئه معلوم نیست که بره
همونطور که مادرسمیرا رو بیرون کردن
بعدشم
گیریمم که بره
خب به محضی که خونشونوخالیزشد از مهمون
باز دوباره میاد
اگه مثه مادرشوهر من باشه از خداشه خاله هام یا خواهرم اینا بیاد خونم میشینه با اونا حرف زدن بیشتر بهش خوش میگذره باز چکار کنه😃😃😃
اگه شوهرت طرف اون زنیکه نبود باز می‌شد یکاری کرد ها،ولی فکرکنم فقط باید تحمل کنی،
چون اگه دروغی چیزی هم درباره مادرشوهرت بگی شوهرت آنی جبهه میگیره
😂😂😂
بنظرم یا این هر روز بره خونه مادرشوهرش. یا هم کارای خونرو بده مادرشوهر. مثلا آب برنحو بزار بگو میشه برنجو دم کنین مامان جون... یا بهش برمیخوره میره یا هم کمک میکنه
راهکارش هموناس که من گفتم
فقط باید مخ شوهرشو بگیره
ولسلام
سمیرا خودش کجا رفته؟؟؟؟؟
خوابه حتما
مادرشوهرتو با مادرشوهرم عوض میکنی؟
اره راست میگه باید بره رو مخ شوهره وگرنه فایده نداره،
بیا ببر مال خودت
ی حالت سومی هست
بهش برمیخوره و نمیره و شوهرشم‌میندازه به جونش که زنت ال کرده بل کرده
اخه مادرشوهر من وقتی ببینه مامانم اینجاست میزاره میره،چون خودخواهه،جز خودش نباید کسی اونجا باشه
خخخخخخخ
اون همیشه تایپیک میزنه بعدش میزاره میره به راهکارهام عمل نمی کنه
همون آش و همون کاسه😂
🤣🤣🤣🤣🤣
بچه ها بنظر من هرکس باید خودش فهم و شعور داشته باشه و زن حامله رو درک کنه،وگرنه کسی ک گاوه،تا ابد هم گاو میمونه
سمیرا جون همیشه از کاه کوه میسازیا
آخه مشکل اینجاست همه ندارن
آنوقت زن حامله باید دست رو دست بزاره تا فهم و شعور به اونا نازل بشه😁
ی دوستی دارم همیشه زنگ‌میزد و مشورت.کلی وقتمو تلف میکرد بهش راهکار میدادم
بعد بهدهیچکدوم عمل نمیکرد
گند میزد دوباره میومد که گوه خوردم بگو چیکار کنم
و هنینطور ادامه داشت
دیگه هر وقت زنگ‌میزد میگفتم الان سرم شلوغه بعدا بهت مشاوره میدم😂😂😂
دیگه هر بار هنینو گفتم دیگه زنگ نمیزنه
اینو که گل گفتی همون موقع زایمانش دیدین چقد تاپیک میزد 😃😃
مادرشوهر سمیرا حداقل باید ۵۰،۶۰ساله باشه،اون تو اینهمه سال آدم نشده،حالا میخواد آدم بشه،
سمیرا بنظر من حرص نخور عزیزم،شیرت خشک میشه،باشوهرت جلوش انقدر بگو و بخند و درگوشی حرف بزن تا بره،والادیگه چی بگم
آره دیگه
منم همینو میگم
اصلا قرار نیست با مادرشوهرش کاری دلشته باشه
من میگم به شوهرش بفهمونه
😁😁الان میاد میبینه ناراحت میشه
پیشش برن اتاق کارای بد بد بکنن دیگه نمیاد🤣🤣🤣
🤣🤣🤣
چقد راهکاراتون اساسیه خدایی
مادرشوهر من باشه گوش وایمیسه
من و شوهر وقتی بخندیم یادرگوشی حرف بزنیم،مادرشوهرم همش فکر میکنه درباره اون و دختراش حرف میزنیم،همیشه ام قهرمیکنه،ولی خب فرق ما اینه شوهرمن خودش اینکاره ست
بچه ها بیخیال،سمیرا رفت خوابید،شما ول کن نیستید،شماهم بخوابید
چه وقت خوابه!!
چه ادمیه😃😃😃😃
ما تازه بیدارشدیم رفتیم اتاق فکر ..
حالا که سمیرا رفته من سوال کنم دخترم وقتی شیر میخوره خیلی گوششو میکشه بیشتر یه گوشش رو بنظرتون گوشش درد میکنه یا همینجوری
خودش برا دختراش گفته
اوایل عروسیش
ی همسایه ارمنی دلشتن مسیحی بودن
بعد این ی سوراخ پیدا کرده بوده تو دیوار دید میزده این بنده خداهارو 🙄🙄🙄🙄
وااای انگار اونا چکار میکنن که این نمیکرده
سکس مسیحی مگه فرق داره!!!خخخ
بچه های منم هنینطوری بودن
اصلا چنگ میزدن هنیشه گوششون زخم بود
دکتر میبردم معاینه میکرد میگفت هیچیشون نیست
اره اگه یکم ناخن هاش بلندشه که زخمم کرده
ی راهکارم به من بدین چیکار کنم دردم بگیره!!خسته شدم اینقدر حرکات نینیمو چک کردم و شمردم دیگه!!!
مادرشوهرم همش حمومش میکنه میگم نکنه توی گوشش اب رفته من ندیدم 😂😂😂
بابا ی زوج ارمنی که آلمان بوده و زندکی کرده
حجاب و اینا هم ندلشتن
مطمعنا با ی زوج شهرستانی و مذهبی متفاوتن خب
اینکه واضحه
هرچقد منتظر باشی بدتره
من که سزاریتی بودم
ولی اینجا همه میگن دادن زیاد خیلی کمک میکنه
اخه با اون شکم دادن هم مکافاته من که موافق نیستم خیلی سخته
ی پوزیشنهایی هست مخصوص بارداری
من از وقتی بیبی چکم مثبت شد دیگه ندادم. الانم نمیتونم دیگه. این خیلی سخته. باز پیاده روی راحت تره فکر کنم.
من پیاده روی میکردم دوهفته اخر رو روزی یک ساعت
بعدشم من خیلی کار داشتم همش مهمون داشتیم حتی همون شب که زایمان هم کردم
تو با دارو دوقلو شدی یا نه همینجوری؟
ی ورزشهایی هست با توپ
اونام امتحان کن
نه طبیعی
همه دوقلوهای همسان طبیعی هستن
همسان یعنی شبیه همن؟
دختر و پسره؟
آره
جفت یا کیسه هر دوش مشترک هستن
چون از یک تخمک هستن
نه دیگه
همسانها هنیشه جنسیتشون یکی هست
یا هردو دختر یا هر دو پسر
من خالم دوقلو داره ولی شبیهدهم نیستن اصلا کیسه اشون هم جدا بوده بدون دارو باردار شده
مال شما چیه
من دوس دارم بچه بعدیم دوقلو باشه حوصله چندبار بارداری رو ندارم خیلی طولانیه یهویی تموم شه شوهرم خیلی بچه دوس داره به یکی دوتا کفایت نمیکنه
خب بدون دارو هم میشه که ناهنسان باشن
همه همسانها طبیعی هستن
ناهمسانها میتونن طبیعی باشن با دارو هم باشن
پسر
انشالله ۳ قلو بیاری براش
خدا حفظشون کنه
ممنون گلم
همچنین
یه دختر دوتا پسر باشه😂😂دیگه راحت راحت میشم از بارداری
دوقلوهای خالم که خیای خیلی بداخلاق بودن پیر کرد ازبس سخت بود
خودتو بزن به مریضی
برو دکتر بگو دکتر گفته از تحرک زیاده باید استراحت کنی
دقیقا
کارای بچه رو بنداز گردنش
خودت برو حموم
به خودت برس
بزار حس کنه شده بچه گیره تو
زورش بیاد و دیگه تند تند نیا
چندبارم این کارو کن😀😀😀اینم خیلی خوبه... ننه ها وقتی میبینن پسرشون میوفته تو خرج دلشون میسوزه
خدا لعنتتون نکنه😄😄😄میگن شیطون باید بیا از زنا درس یاد بگیره.اینه ها😄😄😄😄 خدا وکیلی همتون ایده هاتون عالی بود.مخصوصا اونکه میگه خودت بخور سیر بشی ولی شام درست نکن و بگو از صبحه هیچی نخوردم‌.کمرم درد میکنه.ضعف کردم😄😄😄😄😄😄
شما شیطونو درس میدین دخترا🤣
راهکارات عالیه به نظرم کاملا روانشناسانه و علمیه .درود بر شما
😂😂😂😂
مادر خود ادم کمک میکنه حتی اون غذا زو خودش میپزه
بحث سمیرا غذا نیست بی کمکیه
سمیرا جان تا یکی از این کارارو نکنی ک فایده نداره
دوستان این همه نظر دادن یکیشو انجام بدی خوبه
وقتی بشینی و هیچی نگی خوب معلومه سوارت میشن از خدا میخواد میاد غذا میخوره و میره
اوه چقدر سخت میگیرین زندگی رو من با پدر شوهرم زندگی میکنم از اول ازدواج گفتم من اهل صبحانه نیستم بیدارم کردید سر درد میگیرم غر میزنم خود دانید دیگه صبحانه با خودشونه چون پدر شوهرم دسپختش خوبه بعد فوت مادر شوهر یاد گرفته هفته ای دو بار میگم بابایی نمیخواهی غذا بابا پذ بدی با ذوق میره درست میکنه خودمم کمکش میکنم شوهرم اولای ازدواج کار نمیکرد به باباش جلو شوهرم گفتم بابایی گوش پسرت رو بکش کمک من نمیکنه بهش بگو زندگی مشترک یعنی چی حالا دیگه تو بیشتر کارا کمکم هستن هر وقتم حوصله ندارم میگم غذا بپذن یا از بیرون بگیرن مخصوصا موقع عادت ماهیانه میگم غذا بگیرن نمیپذم تا یاد بگیره اگه روزی بچه دار شدیم و زایمان کردم کمکم کنه این روش رو هم دوست صمیمیه مادر شوهرم یادم داد چون همسایه ایم
انشالله که بشه 😄
قربون اون بابایی🤣 ک از صد تا شوهری بهتره🤣🤣
خواهش عزیزم 😘😘😍😍
هههه خودش دختر نداره گاهی موهام رو دو گوش میبندم یه تاب خرگوشی میپوشم و شیطونی میکنم هر جا میره میگه روحیه اومده خونم پر شادی شده زندگی رو نباید سخت گرفت به قول دوست مادر شوهرم اگه خواستید همسرتون چیزی بفهمه سعی کنید از طریق پدر مادر خودش بفهمه اخه حرف اونا رو بیشتر گوش میده پس رابطه هر چقدر با پدر مادرش خوب باشه مطمعنن مشکل زندگی کمتر میشه
خو عزیزم
باباییت مهربونه🤣🤣🤣🤣
خیلی ببخشیدا
هنر شما نیست که
خوبی از خودشونه
دوست من اول زندگی اوند با پدرشوهرش صمیمی بشه
رفت عیدو بهش تبریک بگه بوسش کنه
کشیده بود عقب با تشر گفته بودبرو اونور بدم میاد لز این لوس بازیا
دوستم مثل ابر بهار اشک میریخت
فکر کن.تو جمع فامیل بین اون همهدآدم سنگ رو یخش کرد
جاریاش دستش مینداختنرسر این قضیه
حالادشما تاپ خرگوشی میموشی شیطونی میکنی
برا اینه که میدونی پدرشوهرت نمیزنه تو برجکت😃
باشه عزیزم حالا شما عصبانی نشو هنر من اینه کل زندگیش رو عوض کردم کارایی کردم که به من میگه دخترم به عروس بزرگش میگه عروس اونم عروسشه ولی چون تو این چند سال محلش نذاشته چشم دیدنش رو نداره من مثل دخترش اتاقش رو درست کردم رو تختی جدید دوختم براش لباساش رو میدم خشک شویی وقتی میخواد بره مهمونی بهترین لباس براش اماده میکنم وقتی دلتنگ مادر شوهرمه و گریه میکنه نازش رو میکشم شبا دو بار میرم ببینم خوبه یا نه با مهربونیم مهربون شده اگه منم اذیتش میکردم مطمعنن اونم دمار از روزگارم در میورد فقط میگم از حس دخترانه و زنانه باید کمک گرفت و با لوندی ازشون کار خواست تا یاد بگیرن تنهات نذارن ولی در کل ارتباط با مادر شوهر سختر از پدر شوهره
عزیزم من با سمیرا کار نداشتم شما هم به جای اصل مطلب رو گرفتن نمیخواد مسخره کنی اوکی من گفتم از حس زنانه و دخترانش کمک بگیره خیلی قشنگ با مادر جون مادر جون خرش کنه انسان موجودیه که هر کار بخواد میتونه بکنه و از روانشناس خانواده کمک بخواد بهتر از دستور العمل های شماهاست که پر لج ولج بازیه
کاش منم پدر شوهر داشتم
خدا رحمتشون کنه
عصبانی نیستم عزیزم
آفرین بهت با این قلب مهربونت
این حرفت خیلی دزسته
واقعا پدرشوهر با مادرشوهر فرق داره
چون من با مادر مادرحون گفتن واقعا نتیجه نگرفتم
مسخره نکردم بخدا
مزاح بود
ببخشید اگه ناراحت شدید
آخه صحبتات واقعا لبختد به لبهام آورد
در کل با مرد جماعت کنار اومدن خیلی راحتره فقط دعا میکنم مادر شوهر سمیرا هم ادم بشه و بهش کمک کنه ولی تو زندگی لج بازی بدتر میکنه همه چیز رو
دلم خیلی گرفت نه از صحبت شما از این که دخترای ما وقتی ازدواج میکنن دختر بودنشون رو فراموش میکنن تاب خرگوشی من اونقدرم بد نیست چون دوست صمیمی مادر شوهرم میگه عاشق روحیه فعال و شیطونتم اگه مادر شوهرت بود مطمعنم خیلی دوست داشت من میگم بهش یه جوری باید یاد اوری کنه اینم مثل خود اون زن و ظریف جای اذیت همراهش باشه
نه هیچکس فراموش نمیکنه
ولی واقعا هر کسی نمیتونه هر جایی کودک درونشو نشون بده
مثلا من خودم برا شوهرم از اینکارا میکنم
صداشم میزدم عمویی 🤣🤣🤣
ولی اگه میخاستم همچین چیزی جلو مادرشوهرن باشم خدا میدونه چیا میگفت
به من میگه حواست باشه جلو شوهرت پاتو دراز نکتی
و اینکه انقد انعطاف ناپذیر و مغروره که صراحتاً میگه تو مشکل داری🤣
منواز اینکه تاپ خرگوشی میپوشی ایراد نگرفتم
اتفاقا خیلی هم خوبه
من خودمم خیلی از این چیزا خوشم‌میاد
حتی خاهرام مثلا بهم‌میگن با این سنت اینا چیه آخه
ولی خب
همه نمیتونن خودشونو اونطوری که هستن بروز بدن
عزیزم پیشنهادات عالیه😘😘
به نظرمن ی تاپیک بزن ازاین سیاست ها یادمون بده
من همیشه از تجربیاتت استفاده میکنم☺️
شما عزیزم ماشالله خودت خیلی خانومی که هم زندگیت حفط کردی هم دل پدرشوهر رو شاد میکنی
ولی همیشه اینجوری ج نمیده
من عروس عمومم جرئت هیچ کاری ندارم یا اگه خوبی کنم بهشون خیلی بی جنبه آن ازم سو استفاده میکنن
الان مادرشوهر سمیرا هم داره ازش سو استفاده میکنه
خوب بگه تو که میدونی مشکل نداری خوب طبیعتا جلو همچین ادمی ادم باید مغرور باشه چون ذات درونش رو تو پیدا کردی من میگم از طریق الغا کردن میشه رفتار بعضیا رو عوض کرد ولی به شرط این که بدونی طرفت کیه و چی میخواد ازت که این رو فقط مشاور و متخصص میتونه کمک کنه چون لایه های درونی زندگی رو نمیشه با یه جمله اینجا کفت
من الان ده ساله عروسشونم شاید نزدیک 8 سالشو سعی کردم خوبی کنم بهشون تا اونا هم اذیتم نکنن ولی ج نداد همیشه میگفتن تو باید خوبی کنی ولی دوساله کار بهشون ندارم سالی یکی دوبار بیشتر نمیرم
نتیجه گرفتم رو این خانواده کم محلی بیشتر ج میده تا خوبی کردن
من بابای خودم به خاطر نظامی بودن بدش میاد جلوش ادا نمیام عاشق اینه حرفت رو محکم بزنی و مستقل باشی میدونی هر ادمی ۷تا ادم درون دیگه هم داره باید بلد باشی پیش هر کس با رفتار همون شخص باهاش برخورد کنی تا تعادل رو پیدا کنی
واقعا مرسی عزیزم
نه حد تعادل از قدیم گفتن محبت از حد بگذرد نادان خیال بد کند هر کسی به حد خودش منم جاهایی بدی دیدم یک روز ازش میگذره که اروم میشم میرم به همون شخص میگم از فلان کارت ناراحتم بهتره دفعه دیگه اینطوری باهام برخورد کنی و پا میشم میرم زیاد صحبت هم منظور ادم رو خراب میکنه
دقیقا ببخشیدا چون نادونی کردن دوری از ادم نادون بهترین راه حله
آره دیگه قبلا کم تجربه بودم ماشالله خیلی هم دخالت میکردن همش جنگ ودعوا داشتیم
الانم دخالت میکنن ولی من فقط کم محلی میکنم باهاشون و بوقتش جوابشون میدم و سعی میکنم صبور باشم
قربونت عزیزم💗
آره
الان باورت میشه هردفعه من و شوهرم بریم بیرون روز بعدش یجوری تلافی میکنن حال میگیرن
خونه نادر سوهر ت نزدیکه
شیر خشک میدی م گه ققط
اره ولی بهدخدا نمیرسیم..افطار وووچایی ومیوه
وببببین فقط یه شام‌نیس
پزیرایی مث‌مهمان فریبهد
غریبه
شاید خودم یه میوه تو کاسه بخورم اما اون هس مهمانه پزایرایی مهمانی میخواد
ازش یکم کار بکش درست میشه
قربونت 😍
اتفاقا انقد تو اوما دیدم‌مشکلات با خانواده شوهرو
قصد داشتم بزنم تاپیک
ولی فرصت نکردم هنوز
من بهتون راهکار اساسی دادم که بتونی کنترل کنی اوضاع زندگیتو
ولی عزیزم
اگه دنبال اینوهستی که با ی حرکت یک روزه پاشو از زتدکیت و مهنونی ببری
گمون نکنم به جواب برسی
در هر صورت برات آرزوی موفقیت می کنم
ممنون
حتما بزنی😘 دستت درد نکنه💗
البته هروقت بیکار شدی تاپیک بزن مرجان جان💗❤️
باشه عزیزم
حتما💖😍😘
ممنون😘❤️🥰
مادر شوهرم افطار اومد خونه م‌مث همیشه ساعت ۶
..امیر علی و شیر میدادم هی نق نق نق ..گفت حتما شیر نداره ...منم عصبی شدم سینه مو درراوردم فشار دادم شیر پاشید اونم گفت گفتم شاید ..عصبی شدم ..مهدی ..ننه ش ک رفت اخم اخم اخم گفتم‌چته دست پیش گرفتی ..... شرو ع کرو به عر و بحث و بچه رک‌گفت شیر نده با گریه از دستم گرفت کتکم زد بعد رفت شیر خشک درست کرد... گفتم همتون زدید توسرم ..من ک به مادرت بی احترامی نکزوم گفت شیر نداری نشونش دادم.. گفت گو میخوری بی احترامی کنی می زنم دندونت هات ووخرد میکنم بچه م اینقدر گریه کرد سیاه شد طفلک ..... گفت حق نداری دیگه شیر بدی اره ک شیر نداری اکه شیر داشتی دکتر شیر خشک نمیداد .گفتم شیر خشک تا خالا دو تا خریدس بچه ی ک شیر خشکی ه هر سه روز یکی میخوره امیررعلی‌فقط شبها یه بار میخوره ..خیلی دلم شکسته...اره ک‌شسر نداری ننه منگفت شاید این سینه ت نداره نمیدونم
خدا لعنت کنه مردایی رو که زناشونو اذیت میکنن
سلام
ب نظرم همین جمله خودشو برای خودش استفاده کن
وقتی اینجوری میگه بیا بشین بچتو بگیر
خیلی آروم آروم کاراتو انجام بده
شیر دادن بچه ات
تعویض پوشکش ،لباسش....
غذا درست نکن
همسرت اومد گفت غذا بگو وقت نکردم بچه سخته دست تنهام اینجوری متوجه میشه مادرش دست ب چیزی نمیزنه،
بگو مامانته دیگه تعارف نداریم ک یه نیمرو باهم میخوریم 😊
یا اینکه چند روز قبل از امدن همسرتون بگین از بیرون افطار یا شام بخره
چند بار بخره بهش فشار میاد یه برنامه ریزی میکنه .
بعدش اگر شاکی شد اصلا بحث نکن همه حرفاتو خیلی اروم بهش بگو باید درکم کنی
مامانت میاد دلم خوشه کمکمه نه غذا درست میکنه نه نوه شو نگه میداره
من تازه زایمان کرده باید استراحت کنم
غذای خوب و مقوی بخورم
وایسم از مادرت پذیرایی کنم درسته؟؟!
چقدر دهن بینن همسرتون
بگین بچه رو ببرن پیش مادرشون نگه دارن شیر خشکم بدن
مادرشون اینجوری غیر مستقیم اموزش میدن ب پسزشون و گوشش رو پر میکنن
سلام دوست عزیز واقعا برای احوالت ناراحت شدم اماگلم اینوبدون ماخانم هاخودمون بایدسیاست داشته باشیم که متاسفانه اکثرانداریم شماخودت اگرازاول خیلی بشوروبپزنمیکردی اطرافیانت هم درک میکردن نه که پاشدی به پخت وپزوشست وشوانگارنه انگارکه زایمان کردی اینطوری معلومه اطرافیانتم میگن خوبه میتونه و درکت نمیکنن بخصوص مردهاکه نصف عقلشون توچشمشون
این طورنمازوروزه هم که مادرشوهرت میگیره به دردخودش میخوره وقتی زن شیرده رو اذیت میکنه وانقدرباری رو دوش میشه اصلاقبول نیست
حالم‌بدهو
طفلدمعصوم و گرفته هوا میگهوتو چرا بع دتیا اومدی .....
بچه م منو کتک نیزد از گریع سیاه شد
حالم بده
وای سمیرا😔😔😔
آخی طفلک الهی بمیرم
زن با هزار امید و آرزو شوهر میکنه که تو زندگی دلش خوش باشه. خدا لعنت کنه مردی رو که زنشو به خاطر مادرش زیر پا میزاره. مادر جای خودشو داره دیگه دل شکستن زن این وسط خیلی ناجوره
بجه م مو نمیتونم بعل کن
حالم خوبرنیس
عزیزم یه آب طلادرست کن بخورشیرجوش هم به بچه نده مریض میشه بازم توبخاطرآرامش بچه ات با زبان محبت وسیاست باشوهرت حرف بزن دلش نرم بشه جذبش کن بخودت بعدبالحن عزیزم جانم خواسته هاتومودبانه بهش قالب کن مومش کن تودستت
خیلی ناراحت شدم برات
واقعا متاسفم برا همچین‌مرد بیشعوری
که مراعات بچه خودش رو هم‌نمیکنه
امروز بهت گفتم با گشاده رویی با مادرش برخورد کن
اما پذیرایی و ... نکن
نزار شوهرت بفهمه ناراحتی
دقیقا برعکس عمل کردی
نتیجش رو هم دیدی
درسته حق داری
واقعا دارن اذیتت میکنن
ولی شما چرا بهونه دست اینا میدی
تو خودا شوهرتو میشناسی که چقد بیشعوره
این ننش بیشعوره که زاییدتش
اونوقت میای جلو روش اینطوری میکنی؟
قبلا بهت گفتم
الانم میگم
تو تنها هستی و اون و ننش و خاهرش کنار هم
دارن پرش میکنن
چرا حرف گوش نمیکنی و راهکارهایی که میدیم استفاده نمیکنی
چه کارر کنم‌الان
الان کاردمن زشت بوده راجع شیر پاشیدن
نه کارت زشت نبوده این مادر و پسرشور شو درآوردن
نه
چه زشتی
نشونش دادی که ببینه شیر داری
این‌مادر و پسر دیگه شدرشو درآوردن
اح
شورشو
چه کار کنم
اقا قهرم کرده
کتکم زد
دلمم شکوند
بچه رو از زیررسینه م‌کشسد یبرون‌
حالا قهر کرده
وای سمیرابمیرم برات
هی خدا
ازدست این مردا هرکاریشون کنی بازم بچه ننه ان اصلادوس ندارم پسرم بخاطرمن زنش واذیت کنه اصلا
سمیرا چجوری داری ادامه میدی تو😭😭😭
ای خدا
چی بگیم
خدا کمکت کنه
به کار و زندگیت برس
کاری هم‌بهش نداشته باش
مادرشم که اومد سعی کن بهونه دستش ندی
دستش بشکنه
ذلت ننه خواهرشو ببینه
خدا تو دل شکستس
از ته دلت واگذارش کن به خدا
سمیرا منو ببخش اگه گفتم کم محلی کن واینا
نمیدونستم اینجور میشه

سوالات مشابه