Ooma
پرسش (1399/12/09):

سلام دوستانی که تازه زایمان کردید یا کلا اونایی که زایمان کردن

همسراتون نزدیک زایمانتون رفتارشون چطور بود؟؟؟

نه گرفتاره یه عوضی تمام زندگیشو به باد داده چکاشو خرج کرده بعد ۳ سال میگن طرف قشمه حالا میخواد بره ببینه ایا خودشه یا نه
هفته اینده دوشنبه ۱۸
صد در صد خیلی سخته ولی مردایی ک اخلاقشون اینطوریه همیشه اینطوری بودن یهو نشدن
مژگان ما جنوبیا تا باهامون خوبن باهاشون خوبیم...بد بشن بد میشیم😂😂😂
بسلامتی عزیزم منم ۲۵ اسفند نوبت داده ب امید خدا😍😍😍
من که خیلی سختی کشیدم بارداری پر خطری داشتم
درسته ولی خب تو بارداری زن خیلی شرایطش عوض میشه نیازش بیشتره
سلامت باشی 😘 انشالله زایمان راحتی داشته باشی و هردوتون صحیحو سالم باشید
انشالله ک بسلامتی زایمان کنی و به خیر و خوشی تموم شه
اره ولی من محبتی ندیدم حالا جلوی هرکسی هم میگه من ظرفارو میشورم همه کارارو من میکنم این اخرا حالا دوبار ظرف شست
همچنین عزیز دلم🌹🌹
😂😂😂😂😂😂
انشالله مگه بدون شوهر هم میشه زایمان کرد
خب رضایتشو میخوان تو بیمارستان..
اگه نباشه چی میشه
از پدر و مادرت فک کنم بگیرن
اگه بره قشم نتونه برگرده چی
بگی سفر کاری داشته رفته
پدر ندارم
خدا رحمتش کنه...مادرت یا خانواده شوهرت
اره من دوبچه ام رو بدون شوهر زاییدم میدونم تو چ میگی
این بچه چقدر عذاب کشید قراره به دنیا اومد باباشو هم نبینه
بچه منم همیطور بوده
چرا
😢
خب شوهرم نبود ول گردی بود.
من ازدواج دوممه..
خیلی بده یعنی واقعا حس ندارن
ن نداشت
حتی بعد زایمان خونه هم نبود چ برسه بیاد بیمارستان😂
خیلی بده که
از بد هم بدتر بود تازه بعد چند روز فهمیدم به خاطر کلاه برداری گرفتنش...پسرم تا شش ماهگی باباش تو زندان بود😁
وای تا این حد
بدترش هم بود😂😂😂
دوهفته از زایمانم گذشته بود مامور میریخت توخونه برای مواد میگشت و دنبالش بودن😂😂😂😂😂
جهنمی داشتم ک خدا میدونه و بس
ناراحت شدم خیلی
یه شب توهم زده بود منو به جای یکی رفیقاش اشتباه گرفت ازش طلب میخواست گرفت زیر بار کتک...ک بکشه...گفتم پولمو بده...من بعد اون قضیه بچهامو برداشتم و درخواست طلاق دادم😂
ناراحت نشو...بدون شرایط بدتر توهم هست خیلی هم زیاده
گفت
اره درسته
وقتی درخواست دادم زندان بود...مادرش سند گذاشت اوردش بیرون ک من جدا نشم ولی من نظرم عوض نشد...ب محضی ک اومد بیرون خونه با وسایل اتیش زد ک من جایی برای موندن نداشته باشم
یا خدا
از همه اینا بدتر اینه دوساله بچهامو ندیدم ازم گرفتن نمیزارن ببینم حتی
خدا یارت باشه😂
چطور تونستن بگیرن با این اوضاعی که داشت
ببین مشکلی ک داری خیلی کوچیکه در حد یه توقعه ک اونم درست میشه با اومدن بچت..انشالله ک حل میشه اصلا نگران نباش
انشالله مشکلات همه حل بشه مشکل منم حل بشه
قانون ک به من داد ولی خب ایطور ادم مریضی هر روز میومد در حیاط بابام و تهدید میکرد ک بچها رو میبره و میکشه و ازم شکایت میکنه هزارتا اتفاق دیگه..منم مجبور شدم بهش بدم به هوای اینکه مث خیلیا بتونم اجازه ملاقات بگیرم...ولی حتی من با مامور همـرفتم و نتونستم بچهامو بردارم...میگفتن باباشون برده شون...دستم از همه جا کوتاه شد..ترسیدم بلایی سرشون بیاره کوتاه اومدم..
الانم بچه ها پیش مادر بزرگشونن..اونکه معلوم نیست کجاست
هیچ مشکلی بدون چاره نیست...خدا خودش گره همه مشکلا رو باز میکنه فقط کمی صبر میخواد
خیلی بده خدا عاقلش کنه
بازم صبر
ن بابا بزار تو این نادانی بمونه و هر روز زجر بکشه
من دوازده سال صبر کردم..ک درست بشه نشد
ولی خدا رو روزی هزار بار شکر میکنم ازش جدا شدم و اون جهنم تموم شد
اره والا کار درستی کردی
الانم شکر خدا راضیم از زندگیم و شوهرم..
تازه هم ک خدا لطفشو شامل حالم کرده یه نعمت دیگه بهم داده
خداروشکر
سیما جان غصه ی چیزی ک راهی داره برای درست شدن رو نخور..بگرد و راه حلش رو پیدا کن
من وقتی جدا شدم هیچکس باورش نمیشد
ولی به خدا توکل کردم و سعی کردم
راه حلی نتونستم پیدا کنم
من اصلا الان با هیچی کار ندارم اصلا گیر بده ولی باشه
لاقل برای دیدن بچش باشه
چرا به این فکر نمیکنه من بهش نیاز دارم
اگه هم بهش بگم میدونم دعوامون میشه میگه من میخوام برم دنبال بدبختی تو به فکر خودتی
بخدا رفت مشهد اصلا نپرسیدم کی برمیگردی گفتم بعد مدتها رفته مسافرت چیزی بهش نگم دوشنبه رفت شنبه برگشت
یه ذره به فکر نیست
اینو اون بیشتر به فکرن تا خودش
سلام سیماجان خوبی
سلام مهشید جون قربونت تازه میخواستم پیام بدم حال نی نیتو بپرسم
فدات گلم خوبیم اما نی نی زردی داره تودستگاه
جدیدا همه بچها زردی دارن
نگران نباش گلم مردها همشون لنگه همه اند
انشالله زودی خوب میشه
ان شاالله
متاسفانه
شوهرمن میگفتم کمکم کن ک از روتختی بلندشم لج میکرد
مهمونی میگرف
هیییی خواهر مردی نمونده دیگه...یه مشت نر
کلا درک نمیکرد باردارم
برای زایمانت چطور بود
اره بخصوص ک زودم بدنیااومد
شکر خدا من بچهام اصلا نداشتن...به امید خدا اینم نداشته باشه
انشالله نداره
آمین
من زایمانم یکهویی شد مافقط هول کردیم ک بچه زودیدنیابیاد
من اصلا برای زایمان استرس نداشتم از دیشبه تمام استرسا افتاده تو وجودم
انشالله
عزیزکم استرس نداشته باش راه رفتنی بایدرف
اره درسته راهیه که باید طی بشه
اصلا نداشته باش..همه چیو اماده کن ک خیالت راحت باشه..خونه..اتاق..وسایل لازم همه چی ک با خیال راحت بری
راستی چرااین هفته میخای زایمان کنی ؟تک شریانی بود جفت بچت؟
ب خودت روحیه بده بعد زایمان باید قوی باشی
طبیعیه ک اخراش یکم استرس و فکر داشته باشی
سلام سیما به موقع جریدن نزدیک شدی
اینم تموم میشه و بعدش همش یادش میکنی
نه شنبه هفته قبل پیش دکتر بودم حساب کرد گفت ۱۸ میتونی زایمان کنی گفتم زود نیست گفت نه دیگه وقتشه حساب که کرد از اوما چند روز جلوتر بهم گفت
خخخ دقیقا
اونم چ جریدنی
روحیه برام نمونده خواهر
اوه کوتاهجدهم
سلام عزیزم اره دیگه چند روز مونده
هفته دیگه دوشنبه
ب شوهرت کاری نداشته باش کلا مردها تابچه نبینن باورنمیکنن پدرشان بذاربچه بیاد همچین تغییرمیکنه
مهشید تو استرس نداشتی میبردنت اتاق عمل؟
ب من بگن فردا بزا بهش فکرنمیکنم ساده نشو درلحظه زندگی کن
باید باشه ببینه تا بفهمه پدر شده اخه چرا باید تو این شرایط تنهام بزاره میترسم نباشه سر زایمانم
انشالله بسلامتی جر بخوری😁
من تومسیر رفتن ب بیمارستان ازاسترس گریه میکردم اما زودترمیخواستم بدنیابیاد جون بچم درخطربودخداینکرده
مهشید سز بودی
مرسی عزیزم انشالله جر خوردن توروهم به زودی ببینم بهت میخندما اینو فراموش نکن 😂😂😂
من لگنم بگارفته😐
اره فاطمه جان اب بچه خیلی کم شد مجبورشدم زودترزایمان کنم طفلک بچم یکذره زردی هم دارم هی..
حستو درک میکنم برای منم خیلی از این اتفاقا افتاد
من دیگه قرار نیس جر بخورم😐
میخوری حالا ببین کی بهت گفتم
لباس زرد نپوش بهش خودت گرمی نخور عسل اینا نخور با کاسنی بشورش خودت هم کاسنی بخور
ببین وسایل تو آماده کن بعدم سز اصلا دردش غیرقابل تحمل نیس من شرح زایمانم تو اوما زدم خوندی باورکن راحت بود
دوروزه سقط کردم به لگنم خیلی فشارامده درددارم موقع نشستن بلند شدن
مهشید حالا واقعا به خوردو خوراک ربط داره زردی یا به ژنتیک۱
چشم حتما
با کدوبشورش کدو رنده کن بذارش داخلش
بیشتر بچها دارن بخاطر کبده
اره خوندم خواهرمم سز بود بدنا باهم فرق داره من از اتاق عمل میترسم و فشار شکم
هیچکدوم ب شانس ربط داره باورکن من همش سردی خوردم بازم اینجورشد
دیگه به بچه فکر نمیکنم
شکم منوتوبی حسی فشاردادن
فاطیما
بهتر عزیزم اینطوری خیلی بهتره
عزیزدلم ‌.. ازدل خونم بهت بگم فاطمه
جانم
من یک بچه نوزده هفته سقط کردم
انشالله برای منم تو بی حسی فشار بدن
یکباره حاملگی شیمیایی داشتم
بیمارستان سقط کردی
ازشون بخواه
یکبار هم ک پری ام دیرشد یک تیکه گوشت ازم افتاد ک گفتن سقط
به دکترم بگم؟
مشکل ها زنانه برای همه هست
همین یکیو داری
ناامیدنباش
به همونایی ک تو اتاق عملن
مهشید اگه برای زایمانمو اینا سوال داششتم میتونم ازت بپرسم؟
خدا بهت هدیه دوباره داده برات حفظش کنه
اره
اگه یادم بیفته بهشون میگم فقط اینکه الان بیهوشم میکنن یا نه
من فقط میگم خوش به حالت اخرشی راحت میشی
نمیدونم..والا من طبیعی اوردم هوشیار بودم چ میشد😂
دوس داشتم بیشتر بمونه تو وجودم
اره گلم میای واتسون یاتل؟
واتساپ
من این دومین سقطم بوده دیگه از بارداری میترسم از اینکه دوباره این بلا سرم بیاد و دیگه واقعا نمیکشم
واتساپ راحت تره من تلگرامم کار نمیکنه
من درمورد سقط خیلی خوندم برام جالبه ک چرا ایطور میشه
شمارمه سیو کن بگو پاک کنم
من برداشتم
حق داری
خداروشکر توام ب زودی میده فقط ژل رویال وسلامت هردوتون بخورید دکتر درست حسابی برو اما به بچه فکرنکن
که باهاش بزنم🍌🍌😐
تو که داشتیش
پاک کن گلم
چ بزنی😂
همون که مردا میزنن🍌😂
بزن بزن
مردای ما ک نمیزنن هرکاریشون کنی باز اصل گاری رو میخوان
دیگه نمیخوام داد داد نداد هم نداد ش
وهرم اصرار داره بریم شیراز ولی واقعا دیگه حوصله هیچیو ندارم
منو شوهرم خواهر برادریم 😏
گلم راهی ک من رفتم دربرابر راهی ک تورفتی خیلی متفاوته بچه نوزده هفته زایمان کردم دیدمش زار زدم و دق کردم
اره خیلی سخته اینطوری
من نمیزارم به اونجا برسه😂
سه ماه بیشترجلوگیری نکن همینجوری رابطه داشته باشید شد شد
برای ما که همونم کفافش نمیده
چه اندازه بود
خدا نی نی ها رو برای ماهاحفظ کن
الااااهی آمییییین
اره دقیقا...لڋت ببر از رابطه و زندگی جلوگیری هم نکن..
خدا صبرت بده درسته مهشید جان ولی خب برای منم سخته چیزی که الان حتی شوهرم درکشو نداره
کف دست بزرگترین کیلو بود.اما اعضا یک پسرکوچولو خشگل
خیلی سخته
الهی خدا بهت آرامش بده مردها کلا درک ندارن تو فقط باید توکل کنی وآرامش داشته باشی
اره واقعا
مهشید جان تو وات حتما بهم یه پیام بده
بچه ها داره برام مهمون میاد الان سیماجان میرم وات بهت پیام میدم
سیما میشه منم یه بوس برات بفرست روبیکا😂😂🍌
من نداشتم شکر خدا تا حالا از خدا هم میخوام این دردو به هیچ زن و مادری نده
موفق گلم
بفرست عزیزم 😂😂
مواظب خودت باش
من خواهر خودم تو 8 ماه بچشو از دس داد
ولی خب باز ادم ازیت میشه و سختشه
اوووووووووه
خیلی سخته
بچشو دید حتی صدای ناله بچشو بمیرم براش
فامیل ما تا حد زاییدن پیش رفت یعنی رفت بستری شد برای زاییدن شب تا صبح بچه تکون نخورد هی به پرستارا گفت پرستارا گوش نکردن بچش مرده به دنیا اومد بند ناف خفش کرده بود باز ببین برای اون چقدر سخت بوده الان یه پسر داره
خوب الان که ما بارداریم استرس دارم که تا اخر ایشالا سالم پیش بریم خدایی نکرده مشولی پیش نیاد
ربطی ب شرق و غرب مشرق و مغرب نداره همه جا همینه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه