Ooma
پرسش (1399/06/26):

غزل دلاور تروخدا بیا تعبیر خوابمو کن رفتم تو تایپک جواب بقیه ندادی

غزل خانومی
من خواب دیدم قبل اذون صبح
خدا دیدم ماه محرم بود منو. همسرم تو یه خونه آپارتمانی جدید بودیم ماله خودمون بود انگاری مامانمم اومد رفتیم پایین و سرکوچه یه علم خییییلی بزرگی بود ما پیشش ایستادیم تا سینه زنی شروع بشه
خلاصه ایستاده بودیم سه نفره منتظر یه باره یه مردی اومد یه تیکه پارچه سبز کوچولویی به من داد گفت این یه تیکه از لباس خود حضرت ابولفضله که شانس به تو افتاده بگیرش برای تو
من و شوهرم. و و. مامانم. خیلی خوشحال شدیم. و گریه میکردیم که بیدار شدم

اگه حاجتی داری برآورده میشع قطعاااا 🙃
یا ابالفضل
وای چ خوابی ادم گریش میگیره
آره نصف شب دیدم. بلند شدم. گریه کردم
اره والاحق داری
همون روز حاجت گرفتم
من یک سالو نیمه خانواده امو ندیدم نمیشد بعد شوهرم. گفت میریم یهویی
مادرشوهرم. مخالفت کرد
کنسل شد😭😭
عزیزم چه خواب زیبایی این خوابارو بهتره تعریف نکنی

سوالات مشابه