Ooma
فروشگاه لباس نوزادی و کودک اوما
پرسش (1399/01/09):

دلم گرفته حالم خوب نیست با شوهرم دعوام شده

سلاام بچه هاا اصلا حالم خوب نیست ما سه سال شیراز بودیم تو شهر شوهرم چند ماه اومدیم شهر من اینجا شوهرم هر اتفاق کوچیک بزرگی که میوفته میگه میخوام برم شیراز ،اعصابمو خراب کرده اصلا نمیگه تو بارداری هی میگه شیرااز....

مثلا خیر سرم اومدم اینجا ارامش داشته باشمم ،تنها نباشممم
عزیزم قصه نخور بفکر کوچولوت باش
سلام عزیزم خودتون را اصلا ناراحت نکنین استرس ونا راحتی برای شما خوب نیست به چیزهای خوب فکر کنید عزیزم انشاله به سلامتی بچه تون را به دنیا بیاریر
خواهری شوهرا همشون همینطورن من شهر خودمم تا اتفاقی میفته همینو میگه
خسته مم خیلییی
سه سال شیراز بودم تو شهر غریب بحث بود ناراحتی بود یکبارش نگفتمم میخوام برم شهر خودم ،الان هر اتفاق کوچیک بزرگ میوفته میکه میخوام برممم
عزیزمن سابقه سقط داشتم بخاطر همین حرص و غصه ها چقد اذیت شدم الان میگم بیخیال بذار حرف بزنه
راست میگی ما خانما همش کوتا میایم
کجای مگ
باهش کل کل نکن نقطه ضعف نشون نده خودش بیخیال میشه
جالبه تا شیراز بودیممم خواهراش اگه من نمیرفتم خونشون نمیومدن خونمون الان بهشون پیام داده من سال دیگه میام شیراز ببین دارن چیکار میکنن
واقعااا
خونتون کلا از شیراز جدا شده
اره اومدیم ازنا شهر من
ازنا کجاست
لرستان
من بخاطر کارم نمیتونم برم شهر شوهرم ولی بخدا همش قر میزنه تا میرم خونه مامانم از کون سوزیشونه خخ
😂 حسابی دور شده دلش گرفته درکش کن
اوه چقدم دور
بخدااا دیوونه م کرده تا یه بحثی میکنیم از کسی چیزی میبینه شیراز
وای مث شوهرمن
پس من ادم نبودم دلتنگ نمیشدممم
فقط دنبال یه بحث یه جریان که بگه شیراز
چرا بودی ولی تو الان بفکر نی نی باش خدایی نکرده طوریش بشه میگه بیا تو مقصر میدونه
سیلام
سبلام
من خودمم قصد ندارم تا اخر عمرم اینجا بمونم ولی حدااقل این مدتی که هستم نمیخوام همه ش استرس رفتن داشته باشممم
خب چرا اومدین شهر شما
مگ شیراز چش بود نموندی ؟ 😂
دقیقااا داره. میگه بچه م چیزی بشهه فلان بیساار
کارشو چکار شوهرت بهمین راحتی اومد
واقعاا از زن بودن متنفرررررم
اره توروخدا بحث نکن من 22 هفته سقط کردم اینقد بدبختی کشیدم و منت از شوهرمم
من برم.میام
شوهرم کارش تموم شد گفت بریم ازنا اونجا کار پیدا کنم بچه مونم بدنیا بیاد پیش خانواده ت باش
خب خودش گفته دگ . الان مشکلش چیه .
کار پیدا کرد حالا یا ن
اگ تو زورش کرده بودی خب یکم حق داشت ولی وقتی خودش خاسته دگ نباید حرفی بزنه
نه کار پیدا نکرد با داداش من بحثش شد الان میگه پشیمونم نمیخوام بمونممم
هر روز گفتنش ادمو عصبی میکنه هر چی بحث پیش میاد میگه شیراز
ببین منم خانوادم بندر عباس هستن
خانواده شوهرم فیروز آباد
بعد ما سال اول زندگی بندر بودیم تو عقد خونه مامانم اینا خیلی گیر میداد ک بریم فیروز آباد حسودیش میشد دلتنگ بعد عروسی گرفتیم سال 97رفتیم فیروز آباد من خونه مادر شوهرم بودم خیلی دلتنگ میشدم اما کنار میومدم هیچی نمیگفتم
تا اینکه کار اصلیش اومد جدا شدیم الانم یه شهر دیگ هستیم جهرم
هم اون دوره هم من
با اینکه 2ساعت راهه ب خانوادش بازم میگ بریم سر بزنیم اما هیچی نمیگم اگ موقعیت جور باشه میرم
زیاد حساس نباش سعی کن همیشه جوری نشون بدی ک خانواده اونم برات مهمه همیشه جلو خانوادت چیزی ب اون کم نزار بیشتر اهمیت بده
تو اصلا باهاش لج نکن دلش دعوا و بحق میخاد تو کوتاه بیا . هی دس ب سرش کن تا وقتی ک نی نی ب دنیا بیاد
‌پیش شوهرت خیلی هوای داداشتو نداشته باش ک بگه اومده پیش خانواده ش شاخ شده 😂
من بهش ارزش میدم پیش خانواده ممم ،شوهرم میگه من هر بدی و هر حرفی به خانواده ت میگهم تو نباید تعصب بگیری فقط باید منو تایید کنی
حالا میگه شیراز تو بگی اوکی بریم قبول میکنم واقعا میره؟؟؟ با وضعیت بارداریت و اسباب کشی و دنبال خونه گشتن ؟؟؟
دقیقااا سر این بوده
نه میگه بعد از بدنیا اومدن نی نی میریم
خب بگو باشه . چ اشکالی داره ی باشه گفتن بگی و مسئله تموم بشه
حالا کوتا نی نی ب دنیا بیاد . ممکنه کار پیدا کنه تااون موقع خودش کلا دلش نخاد بره
من حرفی ندارم کلااا تبدیل به بحث شد میخوام باهاش قهر بکنم
کارش اشتباهه ینی چی ک من هرچی گفتم ب خانوادت چیزی نگو
بگو خوبه منم هرچی گفتم ب خانوادت تو چیزی نگی
عجب
با داداشت دعواش شده کار جور نشده یهش امید بده بگو حالا یه راهی پیدا می‌کنیم
دلیل نمیشه هی بگی شیراز
شغلش چیه
مهندس معماری
الان چندماه بیکار تو خونه ست
ن دیگه قهر کنی ک چی بشه .. ی بار باهاش بحرف اتمام حجت کن
بگو خودت گفتی بریم منم اومدم .
اگ‌میخای با این وضعیت من حاضرم برگردم . اگ میگی نمیشه پس انقد شیراز شیراز نکن ن اع۱اب منو خورد کن ن خودتو
بشین سرجات بچه ب دنیا بیاد میریم
این کار شیراز بیشتر گیر میاد
چرا اخه رفتین ک اینچوری بشه
به خانواده ش پیام داد گفت میخوایم بیام سال دیگه اونا هم خوشحال شدن
😢😢
من اینو ندیدم . مثلا چ جور بدی فوش اینا میده ؟؟؟؟
نه حرفای معمولی
اره درست میگ
بهش بگو میخوای برگردی خونه اجاره کن اسباب کشی کن برو منم حامله هستم با یه ماشین راحت آزاد میام
راستی جاده ها بستن 😢
جالبه خانواده ش به فکر من نیستن منم دوست دارم پیش خانواده م باشم فقط خودشونو میبینن
خب دو سه بار واقعا چیزی گفت تو جبهه نگیر . بلاخره خودش خجالت میکشه دیگ حرف نمیزنه
بلاخره زن و صوهرید اگ یکیتون کوتاه نیاید زندگی سر همین چیزاست ک از هم‌میپاشه
یه کلام مادرشوهرم تو گروه نگفت فاطمه نظرش چیه انگار من پوست چغندم
چغندرم
فقط گفت تا اخر زایمان بچتون بمونید که فاطمه استرس نداشته باشه بعد بیاید
نظرت راجب چی
اها
راجب شیراز رفتن
مثلا اگ داداشت ب شوهرت ی حرفایی بزنه تو جبهه میگیری برا داداشت ؟؟؟؟؟
بعضی وقتا اره
خب خوبه دیگ وفتی اونجا کار گیرتون نمیاد چ فایده داره بفکر زندگیت باش
سلام چرا مگه مشکلش چیه
ماهم دوریم از خانواده ولی بخاطر شغل همسر باید بسازم
چی بگممم ،کلااا ما زنا حکم چغندر داریممم
راست میگه .. الان مهم خودتی و شوهرت
تو دوس داری ب خانواده ت نزدیک باشی ولی هر روز با شوهرت بحثت بشه ؟؟؟


ن اینجوری هم نیست وقتی بچه بیاد حکمت تغییر میکنه محکم میشه 😂
عزیزم خانواده شوهرت کجان
قطعأ خیر
شیراز
والا منم خانوادم تهرانن .
بخاطر شوهرم قم زندگی میکنم
فکرشو بکن
من حاضرم برم شیراز ولی اینقدر سرکوفتت ناله نشنوممم
برم ناهار
زندگیت از همه چی مهمتر هس
البته خانواده مهم هستن عزیزن اما وقتی شوهر کردی باید زندگیتو بسازی
شما که نزدیکی
خب ببین هرجا کارو بارش بهتره برید چون مردا ازبیکاری داغون میشن
چ زود😬
شیراز کار نبود وگرنه نمیومدیم کار ازادم سرمایه میخواد با چه پولی کار راه بندازه!!!
فقط احساسی هی میگه شیراز
با خانواده شوهرت زیاد گرم نگیر سنگین باش
بچه ک بیاد راحت میشی هیچکس نمیتونه حرفی بزنه مخصوصا سرگرم بچه بشی دیگ هیچ چیز مهمتر از بچه نیست
آهان پس گیرش کارنیست
منم میخوام پیتزا درست کنم تازه نهار بخورم 😂
بخدا اوایل ازدواجمون حتی نیومدن جهیزیه مو ببینن بخدا سال ازدواج کردم به دلم موند مادرشوهر خواهر شوهرام بیان خونمون پیشم که تنها نباشمم
باچه خمیری درست میکنی
الان یه ذوقی میکنن برا رفتن ماااا که بیاا ببین
اگه من میرفتم خونشون میرفتم وگرنه اونا نه
نون پیتزا آماده حوصله خمیر درست کردن ندارم
والا مال ماهم کسی نیومد 😂
یعنی من فقط سه سال تنهایی کشیدم تازه مالیخولیا گرفتم از بس با خودم حرف میزدم
تازه طبقه بالا خونمون بودن
تو یه ساختمون
حساس نباس
آهان ازاین آماده خوب میشه من باخمیر نون درست کردم بدنشد
خب چرا شوهر راه دور رفتی
لرستان کجا شیراز کجا
احمق شدمم
طرف شوهر حساب نکن
خمیر درست کنی یه چیز دیگس
اما من حسش نیست اماده ای میخرم
واقعاا فقط به فکر خودشون بچه شون هستن
تمام
شوهرت پشتت هس؟
هاا
لازم بشه میان بچشونم برمیدارن میرن
ولی الان همه ش شیراز شیراز میکنههه
بعضی وقتا هم پشت اوناست
خب دیگ نگران چی هستی اصلا رفتی بهشون رو نده زیاد
دقیقااا
نه نمیدممم
دو دله🙄😐
مخصوصاا با این اتفاق
اینقدر ذوق کردن
چی بگم خواهر انشالله سرعقل بیاد
چنو سالش
خوب شیراز شهر بزرگتری هست راحت تر کار گیر میاد.
تازه من خبر نداشتم میخواد منو راه دور ببره هی ب گوشش میخوندم ک من شیراز نمیام فیروز آباد نمیام فقط بندر عباس من از خانوادم دور نمیشم هی میگفت باشه گولم زد 10 روز بعد عقد گفت بریم تفریح شیراز بعدش هم فیروز آباد 😁 دیگ همونجا موندگار شدیم هس گولم میزد آخرشم فهمیدم ک دیگ باید بمونم
ولی نگران نیستم خداروشکر خانوادش خیلی خوبن مخصوصا باباش
کلا آدمای ساده خوبی هستن اذیت نشدم
انشالله توهم زودتر بچه بیاد شوهرت سرعقل بیاد بفهمه زن بچه مهمتر هستن اینو ی مرور میفهمه ک دیره
بنظرم فاطیما یااز کسی کمکی بگیرید نمیدونم یه سرمایه جورکنید شوهرت کارکنه الان مشغول به کارنیست؟
وااااا 😑😑😑
از خداتم باشم تو زندگیت دخالت نمیکنن.
اینطوری خوبه ک هرروز بیان رو سرت آوار شن؟
آره بچت دنیا بیاد همه چی عوض میشه سرگرم میشه به هیچی توجه نمیکنی
خانواده از همه مهمتره. اگ خانواده ای باشن که کاری ی کارت نداشته باشن و سرشون تو زندگی خودشون باشه حالا چه عیبی داره تو اون شهر زندگی کنی...

سوالات مشابه