Ooma
کاربر گرامی خوش آمدید.  ورود|عضویت

پرسش (1398/07/30): خبر بارداری به خانواده شوهر

سلام دوستان عزیز.
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
میخواستم اگر ممکنه بیاین از تجربیاتتون بگین که چطور به خانواده همسرتون خبر دادین که باردار هستین. و چند وقت از بارداریتون گذشته بود که اطلاع دادین بهشون؟ میخوام ببینم چیکار کنم و چجوری خبر بدم.

خخ
اولیه حسادت داره. میره انگشتای بچه رو میکشه. دستشو فشار میده رو شکمش. اول دبیرستانه خیر سرش. بعد آسیه میگه من جوری تربیتش کردم حسادت نکنه😂
نمیزارم سمت بچم بیاد. پرتش میکنم اونطرف
😐😐😐
اول دبیرستان و این کارا😐😐😐😐😐😐
دبستان
ببخشید اشتباه تایپی بود😂😂😂
😂😂😂
روت میاد چیزی بگی؟؟؟
من موندم چطور بفهمونم اخه روم نمیشه جلو مادرشوهرم اینا
اها😂😂😂
آره بابا
یعنی بچه ی خاهرشوهرم از اولش بغل این بود الان یه ذوقی براش میکنه
مادرشوهرم اینا هم همش میگن رضا ماهک اومد اونم دوق میکنه
این صحنه رو برای بچم تصور میکنم میخام دیوونه بشم😡😡😡
بچش بدنیا اومد زردی داشت. آب هندونه ب بچه چند روزه دادن، انبه آب انداختن آبشو دادن، دمنوش گیاهی درست کردن دادن. نمیدونی باهاش چیکار کردن. واسه همین ب شوهرم گفتم خونه مادرت اینام اگر برم دست نمیزنن ب بچم
سلام
زیادبهش فکرنکن اینجورتااخر بارداری حرص میزنی بده برانی نی
واااای 😐😐😐
واقعا یکیشون حالیش نبوده
اره بخدا
سلام عزیزم
سلام
😐😐😐😐
چه خطرین
منکه مادرشوهرم و مامانم میدونن هفته پیش به مادشوهرم گفتم. به مامانمم وقتی خودم فهمیدم گفتم.
مادشوهرمم به هیچکس نگفته
خاکشیر خیلی خوبه ماه های اخر بخوری واسه زردی بچه
عرق کاسنی خوبه
خب اینکاراکردن بعد بچه هه خوب شد؟
اگه خوب باشن چرا نگی
والا من بی بی چکم مثبت شد به دوتا خاهرشوهرامو مادرشوهرم گفتم
خیلی باسیاستن یه تیکه هایی هم میندازن. ولی مامانش واقعا راز داره.
اینو نمیدونم ولی خاهر شوهرم یکی دوماه اخر یکسره خاکشیر خورد بچش یه درصدم زردی نداشت
خوبه که چیزی نمیگه
به بقیشونم بزار بعد سونو قلب بگو
لی لی عجب مادرشوهری😂😂😅😅😅😂
من چون دیدم خیلیا قلب بچه تشکیل نشده سقط شده سرزبون افتادن ای چی شدچرااین شد ترسیدم بعدسونوقلبم دیگه فهمیدن
اره دیگه انشاالله
من دلم خواست ملاقاتش کنم 😅😅😂😂😂
وای منم بعدا که گفتم پشینون شدم
میگفتم اگه قلب تشکیل نشه چی
نایابه😂😂😂
نه بدبخت خوبه هم نصیحتم میکنه. هوامم دلره بگمم نگو واقعا نمیگه.
ولی پاش بیوفته آی میچرزونه هاا
برای همین من خیلی استرس داشتم
😂😂😂پس ریسک کردی
مادر شوهر خواهر شوهر یا خدا همه از دست این موجودات گله مندن😑😑😑
اها تبلیغ کردیا ....😅😂😂😅😂😂
😂😂😂😂بیو ببرمت خونشون
نه عزیزوم یکی دارم 😅😅😂😂😂
نه آخرش غرورشون رو گذاشتن زیر پاشون ب مامانم زنگ زدم گفت قطره بیلی ناستر بدین. بعد ک اونو دادن خوب شد
نه جدی میگم. خوبیاش بیشتراز بدیاشه😂😂
😂😂😂
😂😂😂
واای حالا خوبه خودمونم خاهر شوهر و مادرشوهر میشیم
من به شوهرم گفتم اگه اینطوری شدم بندازم تو رودخونه😅😅😂😂
دوستان من فعلابرم برای شام یه فکری بکنم
فعلا
الله مارو حفظ کنه نشیم مثل اونا من که راحتم از دستشون شوهرمم خیلی عاقله
😂😂😂ولی جنس زن جماعت یه حیادتی درونشه
فعلا عزیزم
🤗
🌹🌹🌹
من سوپ درس کردم
اره ولی باید کنترل شه😃
من نصف النهار دارم 😁
وای خوشبحالت اگه سوپ درست کنم شوهرم منتظر بقیش میمونه
😂😂خیلی خوبه
منم کباب شامی درست میکنم 😋
وای شوهرمنم همینجوره. میگه سوپ اصلا شام نیس!
سوپ اصلا خوش مزه نیست
بخدا یه بار درست کردم تو اشپزخونه دنبال بقیش میگشت😂😅😅😂😂
😂خوب خوشمزه درست کن
😂😂😂
منم راضی نمیشه ولی دیگه چیزی به ذهنم نرسید
غذاییم که ایراد بگیره میگم همینه که هس میخوری بخور نمیخوری نخور
اونم یکم نگام میکنه چیزی نمیگه
من هر وقت بخورم هر کی ام درست کنه احساس میکنم دارم ماش میخورم نمیدونم چرا
من ساده درس میکنم
خودم دوس دارم شوهرمم بدش نمیاد
واقعا برا وعده غذایی نمیشه ولی خوب چاره چیه دیگه چیزی به ذهنم نرسید
شماها خورش سیبزمینی که درست میکنین سیبزمینیاتون حلقه ای خورد میکنین یا خلالی؟
با نان زیاد میخوری سیر میشی😀😀
من دوازده هفته گفتم
قیمه منظورته؟
اره منم اگه نون باش نخورم غش میکنم
چ خوب تحمل کردی
شوهر من هر چی میگه روزیه خداست من میخورم واسش اهمیت نداره 😃😃😃ولی من نه
نه سیبزمینی تنها
پای گوشت نمیریزین؟
خالی که اثر نداره اصلا
اونم فقط به مادر شوهرم ولی اون به همه گفته بود
سوپ جو خیلی خوشمزه میشه
وای خیلی خوبه شوهرت ایراد گیر نباشه
خداروشکر شوهر منم خیلی بهونه نمیگیره
اره خدا رو شکر کلا آدم عاقلیه بر عکس خودم که خنگم
😂😂😂😂
میگم حالا که هستین یه سوال بپرسم
منم بد غذام😦
گوشت و جیگر و کله پاچه و چیزای مقویو دوس ندارم😕
بفرما
من فشار خون دارم تاریخ تخمین زایمانم ۲۵اذره از اونجایی که دانشجوم یک دی امتحان دارم چیکار کنم حداقل یکی دو هفته نی نیم زودتر به دنیا بیاد
من باقلا سوپ اصلا دوست ندارم بقیه چیزا رو میخورم
کاری نمیتونی بکنی که باید وایسی خودش بیاد
راستی من به مادرشوهرم نگفتم که قطعا حاملم. گفتم پریودم عقب افتاده دکترگفته احتمالا حامله ای برام ازمایش و سونو نوشته ببینم چی میشه. پنجشنبه میرم. اونم خیلی ذوق کرد بغلم کرد. بهش گفتم الان قطعی نیس غعلا چیزی نگین. اونم به کسی نگفته. ولی هرشب بهم زنگ میزنه میگه تندی نخوریا. گرمی نخوریا 😁
ولی میخوام برم سونو قلب.
خودش میاد 😍😍😍😍
اینم بگم واقعا تنبل شدم یعنی نمیتونم تا میخوام سر پا وایسم یا پیاده رویی کنم انگار سرمو با طناب محکم میبندن انگار چشمام میخواد از حدقه بزنه بیرون تنگی نفس میشم
خوش بحالت به حرفت اهمیت میده باشد از مادر شوهرای خوب😐😐
از الان بخون با استادحرف بزن اگه بشه از تو زود تر امتحان بگیره
😂😂😂
والا
والله منم خواهرشوهرم بغلم کرد گریه کرد ولی بعدش حسابی چزوندم😂😂😂😅😂😂
روز تولدمم برام پتو مسافرتی خریده
ها همیجورین
سلام
😅😅😂😂😂😂معلومه عاشقته
خوبید
سلام الحمدلله شما خوبی؟
میگم که خوبن خوشحالم میشن دوستمم دارن ولی بتونن آی مچرزونن
سلام گلم
فدات خوبم
مثلا چجوری میچزونه😁
یکیشوبگو😁😁
ما که از قبل ازدواج تا الان قهر بودیم نه من تو زندگیه اونا دخالت میکنم نه اونا شوهرم میره خونشون ولی اصلا منو نمیگه بیا بریم
چراقهربودین😟
خداروشکرواسه منم خیلی خوبن هم مادرشوهرم هم خواهرشوهرام اصلاکاری باهام ندارن
حرف دروغ بقیه رو باور کردن فکردن خانواده ما بده ازدواجمون نیومدن ولی شوهرم به پدرم گفت من اگه خانوادم نیاد با دخترت ازدواج میکنم پدر مادرمم جشن عروسیمو گرفتن
مثلا دختراش کلی طلا شوهراشون برای عروسیشون خریده هی راه میره میگه اوموقع ها طلا ارزون بود
برای من دوتاالنگو فقط خریدن.
بعد میخواسیم خونه بخریم میگفت همه ی طلاهاتو بده همشو بده. منم گفتم همه طلاهام همینه شما چیزی برای من نخریدین. دوتا النگو خریدین با یه سرویسی.
گفت مردم مگه چی میخریدن. طلا گرونه مردم سرویسم نمیخرن ده تا عروسی رفتیم کدومش عروسو سرویس داشت
شوهرم با ذوق وشوق به مامانش گفت مادرشم ی مبارکه خالی گفت😂😂😂هنوزم ک هنوزه براش مهم نیست ...ولی خانواده خودم خیلی خوشحال شدن وگریه کردن😍😍😍
عب نداره عزیزم مهم خوشبختیه توباشوهرته
ایشالاهمیشه باخوشی وشادی کنارهم زندگی کنید
منم عقلم نرسید باید میگفتم مردم مث دومادات که ده تا النگو خریدن
😁😁😁😁😁😁😁
یه گردنبندی مامانم داده بود بهم یه گل سینه هم بالام چشمش دنبال اونا بود
کدوم عروس بدون سرویسه اخه مگه میشه
اره شوهرم خیلی خوبه اصلا در مورد خانوادش اجبار نمیکنه بهم منم در مورد خانوادش چیزی نمیگم روزگار بالاخره آشتیمون میده
بنظرم اصلا توبارداری ب خانواده شوهر تکیه نکنین ی منتم میزارن رو سرت ...
قبلشم تکیه نکنین
اره عزیزم ایشالایه روزی باهم اشتی میکنین نگران نباش
برا من ک هیچی نخریدن خانوادش شوهرم سرویس خرید با حلقه النگوهام روبابام خرید برام
واقعاا
پس تومراسماواست چی میاوردن
فقط،این بدم اومد حرف دروغ بقیه رو باور کردن پشت سرم حرف زدن ولی بعدش بیخیال شدم از اونام چیزی بدل نگرفتم و نمیگیرم بالاخره زندگی سختی داره
نه اونموقع که شده بود گرمی500بعضیا نمیخریدن یه تک و توکی.
اونام لابد جهاز نداشتن! من عقلم نرسید چی بگم.
آینه شمعدونم نذاشتن برام بخره شوهرم. گفت نه قدیمی شده. گوسفندم جلوم نکشتن گفتن یادمون رفته. اوموقعم که حامله نبودم دوسه بار گفت مامانت باید سیسمونی بده.
منم به شوهرم گفتم به مامان جونت بگو پول گوسفندو با اینه شمعدونو ببرن برای بچشون بدن سیسمونی. مارسم سیسمونی نداریم. شماکه رسم دارین بخرین
چندوقته عروسی کردی گلم
هیچی😑😑
واقعاسیسمونی رسمتون نیست؟
یه سال
خوشبخت بشی😙
چرا هس ولی نمیذارم مامانم بخره.
ممنون عزیزم
خدا خودش جوابشون میده من امید دارم😍😍
چرابعداخودت پشیمون میشی دختربزاربخرن خخخخخ
نمیتونه بدبخت. مامان بابام جداشدن مامانم تنهاست. دیسک کمرم داره برای جهیزیم چقدر اذیت شد دیگه نمیتونم بیشترازاین عذابش بدم
خدابزرگه عزیزم ناراحت نباش😙
چرا ولی بجاش عیدا ک تو عقد بودم بابام برام طلا میخرید ولباس منم بهشون میگفتم ...خداروشکر هیچ وقت ازشون چیزی نخواستم
منم گاهی فال تاروت میگیرم و طالع میگیرم یه پولی دستم بیاد بلاخره خدابزرگه یکاریش میکنم
ایشالاعزیزم
اره خیلی بده وقتی پدرم به خاطرم اذیت میشد میگفتم ای کاش میمردم
شماهام اگر بخواین براتون فال و طالع میگیرم ارزونم میگیرم ده تومن پونزده تومن هرچی بتونین بدین و راضی باشین
خدانکنه
بابای منم خیلی برام خرج کردمخصوصاجهیزیم
ازشانسمونم افتادتوگرونی خیلی سخت شد
ازهمین اوما120تومن فال گرفتم. درو همسایه هم گرفتم الان250دارم
ولی خیلی کمه فک نکنم چیزی بشه خرید😂😂😂
پدرم منم چون خانواده داماد نیومدن کل خرج عروسیمو داد همه میگن پدرت ار این همه ناراحتی خیلی زود پیر شده
الهی عزیزدلمم
ایشالاهمیشه سایش بالاسرت باشه عزیزم😙
من برم شوهرم اومدفعلا😙😙😙
منم عروسیم. حنابندون که اونا گفتن نمیگیریم. مامانمم نمیتونست بگیره گفتم اصلا نمیخوام. عروسی هم فامیلای بابام اصلا دعوت نکردم
ان شاءالله ممنون عزیزم
😂😂😂منم همینو میگفتم ولی تا جوابو گرفتم مثبت بود زنگ زدم به همه گفتم
بسلامت عزیز
خیلی بده ار کسایی که انتظار داریم بهمون بد بکنن بعدش پدر مادرلمون اذیت شن به خاطرمون
سلام عزیزم، من ب محض اینکه فهمیدم باردارم به مادرشوهرم و مادرم گفتم، فقط به مادرشوهرم گفتم ب جاری هام نگه، الان ماه سومم، اونا فهمیدن
اره. من هرچیزی هم از خوانواده شوهرم ببینم به مامانم نمیگم. همش میگم خیلی خوبن خیلی دوستم دارن برام فلان چی اوردن. تاخوشحال بشه.
منم پدرم فوت شده همش میگن سیسمونی باید مامانت بگیره شوهرمم گفت هیچی نباید بخره ...کلا ازهمه توقع دارن بجز خودشون ...
😉
من که چیزی ازشون نمیشنوم جز بقیه بهم میگن خانواده شوهرت پشت سرت بد گویی میکنن ولی هیچی نمیگم
جواب نمیدم چون نمیدونم راسته یا دروغ
لی لی باورت میشه برای عقدمون که تو محضر بود شوهرم با مامانم قایمکی هماهنگ کرد که برام مانتو بخره گفت مادرم اینا نباید بفهمن 😅😅😂😂
دراین حد
خوب کاری میکنی چیزی نگی بهتره خودتو بد نکن
اره اگه چیزی بگم ممکنه شوهرم ناراحت بشه یا همونایی که حرف اونا رو بهم میگن حرفای منم به اونا بگن
😂😂برای خرید فک کنم همشون همینجورین زورشون میاد مخصوصا اولاش
شایدم دروغ بگن
خیلی سخت بود ولی گذشت😔😔😔
اره همینه چیزی نمیگن هر چیزی تو قهر بودن ما ممکنه اتفاق بیفته
من برم بچه ها گوشیم شارژش خیلی کمه داغ شده.
اگه فال و طالع کسی خواست من میگیرم.
راستی دوشنبه ساعت2بعد ظهر عروسیه همتون دعوتین
. محضر کنار املاکی. عروسی ستایش و مهدی مظفری
فقط حشمت فردوس نفهمه.😂
خوشا به سعادتتتتتت
من ۴ تا خواهرشوهر و به حاری دارم با پدر و مادر شوهرم ککه نگم ازشون
نهههه
😂😂😅😅
من که شوهرم نذاشت هوا روشن بشه ساعت یه ربع به شیش صبح هنوز نرفته بودیم آز ور داشت به خواهرش گفت داره تو خونوادمون عضو جدید میاد مادر شوهرم سه روز قبل واسه بارداری من روزه گرفته بود
من شوهرم پنج هفتم بود رفت گفت سقط شد بی احتیاطی کردم چیز سنگین بلند کرده بودم. حرفی نبود که پشت سرم نزنن 😂 تازه جالبه گفتن سقط دومم بوده😒
باردار شدم دیگه تا وقتی شکمم بالا نمیگم
وااای دور از جونم گفتن بچه خوره داره وای سرطان و..... الهی خودشون بگیرن دور از جونم😂
لی لی دمت گرم افرین حتما واسه فتا و اینا مراحمت میشم
اره😂
سلام
خوب هستین
😐چه حرفااااایی درمیارن 🙁
سلام گلم. بعد چند وقت باردار شدین؟
بنظرم سه ماه تون شد بگید
سلام خدمت همه من دفعه اول تابارداشدم خواهرم که جاریمه باشوهرم رفتیم خونه خودهرشوهرام‌لودادن خوشحالی و... اما بعداینکه ۸ هفته سقط شدمادرشوهرم ‌گفت‌‌‌حالا بجه بوده یانه دکترچی گفته؟ منم خبلی ناراجت شدم خواهرشوهرامم میگفتن اون بجه نبوده ببیتی چی بوده افتاده اخه خانوما چی میفته. با ساک حاملگی وازمایش خون وبی بی چک‌وضربان قلبو... دیگه منم دلم شکست اینبار حامله شدم بهشون نگفتم‌ تا انومالی رورفتم چون ازاول لکه بینی داشتم‌وهماتوم و غربالگریم خوب نبودومیترسیدم. دیگه بعد ۴ ماه برادرشوهرم که شوهرخواهرمم هست بهشون گفته بودو‌ خواهرشدهرام زنگ‌زدن تبریک گفتن اما هچکی دیگه نه...
سلام عزیزم. فال چطوریه؟! درسته؟ درمورد چی میتونین بگید؟ آی دی تلگرام یا اینستا دارین؟
سلام ما هم رسم سیسمونی نداریم
حتی جهاز رو هم خانواده شوهر میدن
اصلا هم عیب نیست
من بابام خودش دوست داشت چند قلم لوازم خونگی خرید برا کمک به شوهرم
عروسمون که فقط خودش اومد با یه چمدون لباس
ولی مهریه رو زیر 100 تا سکه میزنیم معمولا
کلا همه چیز گردن داماد و خانواده شه
مگر خانواده عروس خودشون دوست داشته باشن چیزی کمک کنن
تازه بعضیها هم قبول نمیکنن
مثلا مامانم برا شوهرم کت و شلوار دامادی گرفت شوهرم بزور قبول کرد
ساعت و کفش رو هم راضی نشد براش بخریم
الان ما عربیم همچین رسمی نداریم مادرشوهرم میگه مادرت باید سیسمونی بخره مث فلانی طرف اصفهانیه گفتش ماهمچین رسمی نداریم وظیفه پدر بچه اش پس کارمیکنه برا کی
پس رسم شماهاخوبه
ماخیلی رسمامون سخته
همه ی جهیزیه گردن پدرعروسه
سیسمونی هم همینطور
همه چی بایدبدن ازتخت وکمدگرفته تاااا چیزایه دیگه ش😟
والا چیزی نمیزارن یه تخت میزارن تو اتاق یکم طلا اونم بزور
خب سیسمونی زیاد نگیر بیخیال کمد واینا ی چن تیکه ضروریش بخر
این رسما دیگه منسوخ شده الان پدرومادرامون تو خرجای خودشون موندن ....نباید حس کنن این نوه ها سربارشونن خودشون زندگی دارن ...
شما نذارید این رسما ادامه داشته باشن ....
هرکس دوست داره هدیه ای بده ندادم نداد چرا بایدالکی از بقیه انتظار داشته باشیم
کاربر گرامی برای ثبت پاسخ باید وارد سایت شوید.

سوالات مشابه