Ooma
پرسش (1405/07/03):

سلام خانما بیایین نظر بدین

امشب برا خواهرشوهرم میخواد خواستگار بیاد
مادرشوهرم میگه چون خونه ما همیشه همسایه ها تو کوچه نشستن میاییم خونه شما مراسم خواستگاری میگیریم چون نمیخواییم کسی بفهمه
الان من خسته از مسافرت برگشتم مادرشوهرم برگشته میگه همه جا تمیزه؟رو تلویزیون اینا گرد و خاک نباشه 😐😐
یه ذره درک و شعور ندارن ک من خستم خودشون بیان حداقل تميز کاری کنن
بعد تازه خونه خواهرشوهرم هم هس چرا اونجا نمیرن
هر مراسمی میخوان بگیرن باید خونه ما باشه، تولد خواهرشوهرم هم‌خونه ما مراسم گرفتن
بعد خواهرشوهرم یه عالمه سرویس پذیرایی آورده خونه ما
شما باشین ناراحت نمیشین ،مگه من سرویس پذیرایی ندارم ک شما از خونه بار کردین آوردین

شما که میخوایین یه عالمه همه چی از خونه خواهرشوهرم بار کنین بیارین خب اونجا بگیرین ک راحتتره
خب هم اینا را به خودشون میگفتی🤔
من به شوهرم گفتم دست به هیچییی نمیزنم خستم
اگه واسشون مهمه همه جا تميز باشه خودشون بیان تمیز کنن
میوه ها و شیرینی هم نمیچینم تو ظرف وظیفشونه زود بیان انجام بدن
فعلا جلسه آشناییه
اگه بخوان خواستگاری هم اینجا بگیرن میگم
هر طور خودت صلاح میدونی ولی اگر از اول بگی دیگه برای مراسمهای بعدی ازت توقعی ندارن،ولی وقتی یبار اجازه بدی .....
آخه شوهرم باید بگه
که هیچی نمیگه
شوهرم مثل چی از مامانش میترسه
خودت بگو .بگو ما خسته ایم نمی‌تونیم انشاالله مراسم بعدی بگو خونه ام کثیف ی مدت خونه نبودم خاک نشسته رو وسایلم.منم خسته ام نمیتونم تمیز کنم
نه عزیزم باید خودت رک بگی
اگه چندجلسه قرار به رفت و امد باشه جلسات بعدم میگن بیان خونه شما
چون جالب نیست هی ادرس خونه رو عوض کنید به خواستگاه بگید
اینجور مواقع تا دست طرفو تو پوست گردو نذاری نمیفهمه
من با مهمونهای گاه و بیگاه از شهرستان خیلی اذیت میشدم
چندسال سکوت کردم دیدم دیگه نه واقعا نمیفهمن
همیشه دوساعت مونده به رسیدن خبر میدادن..۱۲ساعت راه بود میذاشتن دوساعت اخر خبر میدادن...اخه با بچه کوچیک دوساعته به چه کاری برسه ادم؟
معمولا دوروزم میموندن...همیشه هم مهمون غریبه میاوردن
ایندفعه منم دوساعت مونده به رسیدنشون که زنگ زده بودن خبر بدن گفتم نیستم
مجبور شدن تو ماشین بخوابن
قشنگ حالیشون شد .دیگه اینکارو نکردن
عزیزم خب کاری انجام نده اگر هم گفتن بگو خسته بودم شما باید زودتر میگفتید

حالا وسایل رو میگیم شاید نخواستن برای شمارو بدارن که یوقتی نشکنه


اما اون رو هم باید میگفتی که خب مگه من وسیله نداشتم چرا خودتونو اذبت کردید

اینجور مواقع خونه پسرشون راحتترن چون خب خونه داماد نمیخوان ررن و حرفی باشه میدونی خونه پسر رو خونه خودشون میدونن
در هر صورت سخت نگیر به خودت کار خیر انشاءالله که خوشبخت شن

ولی خب شماهم خودت رو اذیت نکن که خودشون کارهارو انجام بدن
رک. بگی بهتره ممکنه ناراحت بشن یه کم پشت سرت حرف بزنن بعد ازت قهر کنن دیگه مراسمی دعوتت نکنن، 😂😂😂😂😂
ولی راحت میشی از مراسماشون. ممکنه این خواستگار پسند نشه. هر دفعه خواستگار بیاد همین میشه داستان
اره احتمالامیگن خونه برامردهست واون اختیار دارخونه دامادنریم بریم خونه پسرمون وسایلم خودمون ببریم ازعروس نگیریم
اگه واقعاچنین نیتی پشتش باشه عروسم پس بگه منم نمیمونم این شمااین خونه🤣هیچ تمیزکاریم نکنع
بگو من تازه از سفر برگشتم کوفته و خستم تا بیام وسیله های سفر رو بشورم سروسامان بدم وقت نمیکنم به تمیزکاری و ظریف کاری خونه برسم خودتون بیایین کمک تا زودتر تموم بشه
باید همون موقع میگفتی خسته ایم نه‌. الان ک دیگه نمیشه
نه مثلا خب معمولا دامادها یک سریهاشون یکم کج خلقی میکنن خب به دخترشون غر میزنن اوناهم دوست ندارن چیزی بشه

نه بیشتر بخاطر اینکه وسایل عروس خانوم نشکنه میگم شاید اینجوری گفتن
شاید خونه شما خیلی بهتر از خونه خواهرشون بوده تو دلشون میگن عروسمون خوش سلیقست خونشون مرتب همیشه بریم اونجا
اما خب تو رو بهت نگفتن گفته گرد گیری کن
وگرنه خب میدونه تازه از سفر برگشتی انقدر مطمئن همیشه خونت تمیز که گفته بریم خونه عروس خانوممون
کار خیر زیاد اذیت نکن خودتو خداروشکر کن خونه شما بانی کار هیر شده اما طوری هم رفتار کن که خودت اذیت نشی و برنجی
بنظر من همون لحظه ک زنگ زدن،باید میگفتی ما تازه از مسافرت رسیدیم خسته ایم، حتما ک گرد و خاک هم نشسته رو وسایل
ی نفر و بغرست کمک ام تمیز کنیم
بعدشم ی ساعت بعدش زنگ بزن بگو چی شد نفرستادین کسی رو!
در باب وسایل هم بهتر ک اوردن، خطر شکستگی و خرابی وسایل و نداری دیگ 😀
بعدشم هر باری ک مراسم میگیرن خونه شما، همون تولدی ک گفتی..قبلش میگفتی خونه ام بهم ریخته، یا ی جایی ام درد داره کاش چند روز قبلش میگفتید من اماده میکردم خونه رو
اگ دیدی یهویی اومدن بهتر ببینن خونه بهم ریخته هم وسایل و کمکت جمع میکنن، شده بخاطر مراسم اشون هم باشه
هم دفعات بعدی میتونی راحت تر ردشون کنی
فرض رو بر این بزار ک درک و شعور اونا ب اندازه خودت نیست
الانم دیر نشده زنگ بزن بگو یکی رو بفرسته کمکت گردگیری کنن
برای ظرف ها اشکالی نداره از خودشون باشه سخت نگیر برای این موضوع
بگو من تازه رسیدم میخام برم دوش بگیرم یکیو بفرست بیاین تمیزی کنین و وسایلو بچینین طبق سلیقه خودتون
معمولا جلسه آشنایی اگه می‌خوان کسی نفهمه بیرون برگذار میکنن.
کافه ای و امامزاده ای . پارکی جایی.
خونه خب خونه اس دیگه.
چرا میارن خونه شما.
به نظرم رو دادی 🙄
به نظرم خیلی سخت نگیر حالا خسته ای حق داری شاید چون خونه پسرشه راحتره میگه بی منته یه دستمال بکشه با جارو تموم نمیتونن حرفی بزنن حرفم بزنن میگی تازه برگشته بودم خسته بودم بعدشم یه خواستگاریه دیگه
اینم نظر خوبیه
من بودم سخت نمیگرفتم خداراشکر که آنقدر خونه ات و خودت رو دوست دارن
چرا بد برداشت کنم برا مناسبت خیر
ممنونم از نظراتتون
حالا خودشون اومدن میوه ها رو شستن و چیدن تو ظرف
آره سخت نگیر حالا اگه جاری داشتی میرفتن خونه ش حساس میشدی اونو و خونه زندگیش رو بیشتر قبول دارن‌
stk: |~|2|~|chick_2_col
افرین😂😂
خخخخخ همون
چیشد خواستگاری مورد پسند بودن😅😅
چقد من عاشق مجلس خاستگاری و بله برونم تو اینستا میبینم ذوق میکنم جام خالیه بینشون😀
بنظر منم خودت رک بگو نیان این چه حرفیه خونه پسرشون یا برادرشونه !پس خونه شما نیست !هر بار میخوان بیان .....!درست نیست بنظرم .
اگه خونه ی پسرشون راحتترن وبی منت ترهست عروس بنده خداچی فقط بادامادمعذبن یوقت غر نزنه
منم دوس دارم اتفاقا بیان خونه مام تازه😅😅
تا باشه از این مراسمای شادی
اره اما اینکه اول باعروسم یه مشورتی بکنن ببینن اصلاموقعیتش رو داره راضی هست سختش نباشه باز یه حرفی امااینکه بگن مامیایم اونجا و خونه اتم تمیز کن خیلی زور داره شایدطرف اصلا بهردلیل شرایطش روندازه
اوقات خوشتون رو با این مسائل تلخ نکنین
بخدا ارزش نداره بچه ها
زندگیا الان همه رو پوست موزه
سر هیچ و پوچ دلخوری و بحث راه نندازین
حالا اونا یه چیزی گفتن شما بخاطر همسرت انجام بده
اره خب باید زنگ میزدن ب عروس
خواستگار ها اومدن ولی خواهرشوهرم نپسندید و احتمالا جواب رد بدن
بعد از مراسم هم یکی دیگه خواهرشوهرم ظرفا رو جمع کرد و شست
منم
خب دیگه خداراشکر
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه