Ooma
پرسش (1405/06/25):

درسته که میگن خدا ازهمه چیز میگذره جز حق الناس؟؟

سلام دوستان من واقعا چندروزه عصابم خرابه 😔😔
کسی که نمازش سره وقته حج رفته عصرانمازمیره مسجدمیخونه روزه هاشو میگیره ولی حق بقیه رومیخوره زبونش تلخه به اطرافیانش ارزش نمیده خدا اون دنیا ازاین جور آدما میگذره ؟؟؟
اصلا اون دنیایی وجودداره؟؟
من که این شخص رو حلال نمیکنم وحقمو نمیبخشم
چطور دلمو آروم کنم که بهش فکرنکنم ومطمئن باشم که خدا جوابشو میده؟؟
منو خیلی عصبی میکنه اصلا نمیتونم بیخیالش شم هی باخودم میگم به جهنم ولی باز میبینم کاراشو و حرصم میگیره😔
وقتیم اعتراض میکنم خیلی بدرفتاری بامن میکنه

به خدا اینجور آدما لیاقت ندارن برن حج خدا چرا قسمتشون میکنه
اونقدر به من بی ارزشی میکنه دیگه حالم ازخودم به هم میخوره بعضی وقتا میگم نکنه واقعا مشکل ازمنه بعد فکرمیکنم میبینم من هیچ کاراشتباهی نکردم بی احترامی نکردم 😔😔😔
سلام عزیزم خوبی؟ بچها خوبن؟
چرا اونور نمیای؟
مشکل خودشونن که قلب و‌دلشون سیاهه و نگاهشون به بقیه فرق داره
اصلا چرا معیارت باید حجو کربلا ومشهد رفته باشه؟؟
چ ربطی بهم دارن
تجربه یه چیزایی ثابت کرده نمیخوام بگم اینجا😉
نمیدونم چجوری بگم بیخیالی طی کن چون واقعا نمیشه😪😪درهرصورت ادم ناراحت میشه
باید خودتو به مرحله ای برسونی که هر چی تحقیرت کردن و ناراحتت کردن فاقد ذره ای از اهمیت باشه
تنها راه بیخیالی قطع ارتباطه که بعضی وقتا نمیشه
این سخته واقعا
خیلی
چون که خوشون ادعا میکنن ما چون نماز میخونیم قسمتون شده بریم کربلا یا مکه پس خوبیم😒😒😒😒
سلام عزیزم قربونت بچه هاهم خوبن فدات
هرازگاهی گوشی برمیدارم اونم چنددقیقه ای
انگشتام بی حس میشن اونروزم به لیلا تعریف میکردم
اخه چرا فقط به عروس😔😔
شکر خدا.بلا بدور عزیزم‌دکتر رفتی؟شاید از اعصاب باشه.
آزاده حرصم میگیره اونقدر بیرون خودشونو خوب نشون میدن اطرافیان فک میکنن اینا فرشته ان
ن بگو که دلم آروم شه
دیگه بعضیا با عروس مثل دختر خودشونن بعضیام انگار دشمنشون
خیلی تلاش میکنم ولی نمیتونم
حق داری چون ور دلت هست نمیشه
بخوره توسرشون
بله رفتم
اره همین احتمال رو داده وگردنم دیسک هس جمعه میرم ام ار آی
به خدا بدی هم نمیکنم
با هرکی حرفش میشه اول منو جزغاله میکنه خب من چیکارکردم اخه
موافقم
دیگه از این بی اهمیتی حالم به هم میخوره باورکن شبا موقع خواب میگم خدا من عرضه ندارم خودکشی کنم دلشو ندارم بچه هامو تنهابزارم بااین گرگا
تو خداییتو نشون بده منو یانجات بده یا مرگمو برسون
منم دقیقا همینجور مادر شوهری دارم
چی بگم والا چاره چیه،من که فقط فاصله گرفتم و ارتباطم رو کم کردم
به قول تو آدم از این حرصش میگیره جلو مردم خودشون رو خوب میگیرن و بقیه فکر میکنن اینا فرشته ان
یه راه دیگه هم هست که بشی مثل خودشون
اما من نمی‌خوام و نه میتونم که بشم مثل خودشون
فقط و فقط فاصله
شیطانن در نقاب فرشته
نمیشه مثل خودشون شد من الان از اخلاق ورفتارش متنفرم بشم مثل اون باید ازخودمم متنفربشم
👏👏👏
چون از بچگی تو مغزمون فرو کردن
تا کی میتونن خوب نشون بدن
آخرش ک لو میرن
مذهبی زیاد اینجاس خوشم نمیاد بگم
بعضی وقتا اونقدر عصبیم میکنه میگم وقتی رفت مسجد میرم بلندگورو برمیدارم همه چی رو در موردش میگم
با هرکس مث خودش باش معصومه جون
بزار بفهمن یکی بزنن دوتا میخورن😘
من اصن با بخشش موافق نیستم
یا ندید بگیر ولش کن
اونایی که واقعا مذهبی هستن وپاییندن قربون وجودشون ولی اونایی که بااسم مذهب خودشون رو خوب جلوه میدن خاک توسرشون
هرکی هرکار میکنه باید تو کاسش گذاشته بشه تا دفعه دیگه دلش هوس ازار و اذیت نکنه حالا هرکی میخاد باشه
نگار چندبار باحرفام مخالفت کرد ولی من حرفمو گفتم چنین به من گارد گرفت که نه تو نمیدونی من ازتو بهترمیدونم
بزار گارد بگیره مگه مهمه؟
من نمیدونم چیکار میکنه ولی هرکار میکنه همون کار در قبالش انجام بده همراه با بی محلی
میبینی روت بکن اونور انگار ندیدی 😁
این باره چندمه باشوهرم حرفش میشه منو اذیت میکنه
برین بهش
من اصن موافق نیستم بزرگت احترامش واجبه
بزرگتری که بزرگی بکنه و احترام خودش نگه داره اون احترامش واجبه
🤣🤣🤣🤣🤣ای خدا
والا بزرگا بعضیا از شمر بدترن بعد به اسم بزرگترم بزرگترم همه چی از دهنشون در میاد ادمو نابود میکنن بعد انتظار دارن هیچ نگی تازه ماچم براشون بفرستی
لحظه ای که بدنتون به وجود یه ادمی واکنش های ناجالبی نشون داد مثل استرس مثل عصبی شدن مثل اینکه انگار حال بدی داری و میخوای زودتر بری خونه ...
همون لحظه
درست همون لحظه
وقت ترک کردن اون ادمه!


✍گیگین

@Aalijnab
یه حرفش خیلی منو سوزونده 10روزی برادرشوهرم نتونست بره مغازه ازمن خواهش کرد گفت من مواظب مهدی هستم توبامهنابرو
کارگرم داشتم صبح 6بیدارمیشدم صبحونه وناهارشون رو حاظرمیکردم 10میرفتم 2میومدم باز 4میرفتم 8میومدم آخرش برگشت گفت میرفتی تفریح
شوهرم هم گفته تو فقط اسمت بزرگی ولی بزرگی بلدنیستی 🫢
میگفتی توام بیا برو تفریح
اصلا کارام به چشمش نمیاد همش میگه وظیفته
من حیاط روتمیزمیکنم میره همه جارو میریزه به هم کثافت کاری راه میندازه بعد یه مهمونم اومد میگن عه مگه عروست کارنمیکنه برمیگرده میگه من از عروس شانس ندارم
اونروز شوهرم آلوچه آورد من یکمی برداشتم گذاشتم یخچال گفتم بقیش جانیس بمونه انباربرمیدارم دیدم برد فروخت زهرمارش بشه
میگفتی به توچه بازم میرم
اورین به شوشوت
معصومه خیلی حرفاش جدی گرفتی دختر
بزار بگه تا خفه شه
هرچی گفت بگو دوس دارم😃
راستی گفتم بهش من میرفتم تفریح؟؟؟
گفت پ چیکارمیکردی گفتم بااین انگشتای بی حسم قیچی به دست پارچه میبریدم می‌فروختم پیام واریزی میرفت گوشی پسرت این تفریحه؟؟
به خدا هرروز به برادر شوهرم میگم بزار من برم
فقط نمیخوام روی نحس اینو ببینم
انشالله خدا خودش کمکت کنه از اون خونه بری بیرون و راحت زندگی کنی بعضی مادرشوهرا انگار عروس نیوردن کلفت بی جیره مواجب اوردن😑
کوفتش شه
تا ازش دور نشی اوضاع همینه معصومه
تا وقتی حرفاش برات مهم باشن اوضاع همینه معصومه
باشوهرم حرفش شد کونشو نداشت جلوش بگه شوهرم که رفت اومدگفت من بارداربودم مادرشوهرمو می‌بردم حموم گفتم خب حالا میخوای بری حموم؟؟ من ببرمت؟؟
🤣🤣🤣🤣از دست تو
ازاین میسوزم که دیگه خونه هم به آرزوهام پیوست
چرا به شوهرت نمیگی؟
تا یه چی میگه شوهرت بنداز سرش که دیگه جرات نکنه حرف بزنه
نه انشالله خدا خودش جور میکنه برا خدا کاری نداره
شوهرم اونقدر دغدغه داره میترسم زیاد حرفارو بهش بگم اونقدر بدهکاره شبو روز نداره
ازیه طرفی هم مادرشو میشناسه
انشالله ولی کاش اونوقتی بده که ذوقشو داریم
خوب داشته باشه تو رو اورده خونه مادرش ور دل مادرش و مادرشم میشناسه حدقل زبونش کوتاه کنه انقد تورو اذیت نکنه مریضی اعصاب میگیری فردا
به امیدخدا هرچه زودتر خلاص بشی از مادرشوهرت
بگوش نمازات قبول نیستن از بس منه عروستو با زبون مث مارت نیش میزنی من که حلالت نمیکنم بلکه به خودش اومد
گرفتم دیگه چیم مونده دیگه تحمل جیغ بچه هارو هم ندارم
به فکر خودت باش سکوت نکن در برابرش
شوهرم همشو گفت
اونروز گفت توفقط با نماز ورزش میکنی وگرنه خدارونمیشناسی فقط اعتقادت اینه که پیشونیت به جانمازت بخوره اونقدرحرفازد من حتی ازخونه بیرون نرفتم
فقط تودلم میگفت آخ بگو قربون دهنت
من نمیتونم زیاد جوابشو بدم ولی کاش خدا جوابشو بده
عروس به عنوان یه کلفته براش فقط جلوش کارکنه
دبه20کیلویی رو پرکرده از آرد میگه بردار ببر زیرزمین میگم این سنگین 15کیلو میشه نتونستم بردارم میگه فقط بلدی ناز کنی این چه سنگینی داره
ادم نشد؟
چه ادمیه😑😐تورو با هرکول اشتباه گرفته
عزیزم نمیتونین یه جای کوچیکم شده اجاره کنی ازش دور بشی؟
ن متاسفانه
بااین وضعیتم شونه کمرم اونقدر درد داره شبا نمیتونم بخوابم ولی اصلا عین خیالش نیس
ن اصلا
سلام عزیزم چه دل پر دردی داشتی چی میکشی تو.
به نظرم تا زمانی که شرایطش ندارین مستقل بشین سعی کن آرامشتو حفظ کنی محل بهش نده چیزیم بهت گفت حرفشو نشنیده بگیر بخاطر آرامش خودت. ولی دختر خوبم نباش خدمات نده بهشون
برای خودت زندگی کن
سرت رو با بچه هات گرم کن. فقط مراقب باش شوهرت پر نکنه علیه ت. محبت بین خودت و همسرت حفظ کن.
چه ربطی داره که نماز میخونه حج میره. خیلی ها هستن جا نماز آب میکشن پشت این چیزا ظلم میکنن به مردم این ها معیار خوبی و بدی نیست. منتظر انتقام و خدا بزنه به کمرش و قیامت و اون دنیا نباش که فقط عمر و جوونی و سلامتت برنمیگرده. خودتم اگر نمیتونی مثلش باشی سرت رو درد نیار چون یه عمر اینجوری رفتار کردی یکهو بخوای مدل خودش بشی باعث میشه از چشم همسرت بیفتی بعد زنه هرجا بشینه میگه بیا من این همه گفتم عروس اینجوریه اونجوریه.
پس تا جای ممکن بی تفاوت سرد وبیخیال باش و سعی کن از زندگیت لذت ببری
عزیزم اگر دیسک گردن داری که اصلااااا نباید کار سنگین انجام بدی.
مگه سلامتیت برمیگرده
بعد فکر میکنی اینا میگن دستت درد نکنه؟
میگن عروسمون خودش همش ناخوش بود پسر بیچارمون خرج دوا درومون میکرد
انقدر دیدم اینجور آدم های نمک نشناس
سلام عزیزم مرسی که درکم کردین
بین عروساش فقط من پیشش و بامن حرف میزنه اون یکیا اصلا خونش نمیان
بچه هام رو خیلی سرتق با آورده هرچی من براشون تلاش می‌کنم این زن بدعادتشون میکنه
چندروز پیش بادخترم بخاطره کارش دعواش کردم برگشته میگه الان سن ادبش نیس منم ازحرصم گفتم نمیخوام مثل باباش بشه🫥
شوهرم منو خیلی خوب میشناسه اصلا باحرف اون پرنمیشه
مگه این نفهم میفهمه
هرچقدر من رعایت میکنم این میگه چیزیت نیس بدخوابیدی
به خدا که یه تشکرهم نمیکنه
صبح صدای آبو آروم بازمیکنم که نفهمه بیدارشدم وگرنه فقط ازم کارمیکشه
خواهش میکنم. اونام حق دارن نمیان سر خودشون درد نمیارن. تو یه ساختمونین یا یه خونه؟
این خیلی بده تو تربیت بچه دخالت میکنن. اینو نمیدونم باید چه کنی
چیکار مثلا؟ خوب انجام نده. بگو دکترم گفتم نباید بار بیشتر از۱ کیلو بلند کنی یا زیاد از دستت کار بکشی یا زیاد سرت خم کنی
هی خواهر 😴
چقد حرفای دل من بودددد
همش میگم ب ظاهر خدا ب باطن شیطان
حکایت همین آدماس
دروغم نیست اگر واقعا دیسک باشه باید این چیزها رو رعایت کنی. من خودم دیسک گردن گرفتم تازه مال من خفیف بود جراحی نمیخواست ولی میدونم چه دردی داری. شب درد داشتم صبح درد داشتم حتی موقع استراحت درد داشتم کلی دارو خوردم آخر سر با فیزیوتراپی و رعایت کردن خوب شدم
اصلا باهاش حرف نمیزنن
از دست خودمم کاری برنمیاد چندبار درموردش حرفم شده ولی بی حیاترازاین حرفاس
هرکاری که به ذهنت بیاد.
رعایت نکنی کارت به عمل میکشه. تازه بعد عملم باید رعایت کنی. بچهات کوچیکن هنوز سنی نداری به فکر خودت نیستی به بچهات فکر کن چرا باید مامانشون مریض باشه بچها بزرگم بشن به مامانشون احتیاج دارن. من خودم بزرگ شدم گاهی دلم میخواد مثل دوستام مامانم بیاد مثل بقیه دوستام کمکم کنه ولی بخاطر مریضیش هیچوقت بهش نمیگم تو دلم میگم مادر جان کاش جوونیت انقدر کارسخت نمیکردی الان اینجور مریض نشی
دکترکه گفت 3تاازنقطه گردنت دیسک داره یکیش مربوط به عصبه
شبا که به پشت نمیتونم بخوابم
گوشی نگاه کردنی باید بالابگیرم گردنمو خم کردنی دردش بیشتر میشه
ولی بااین حال اصلا درکم نمیکنه
اگه تو یه خونه هستین پخت و پز در حد رفع نیاز انجام بده به بهانه دردت ازش کارم بکش
الان هیشکی یه لیوان آب هم دست کسی نمیده چه برسه بیاد کمک حالا دخترم 4سالشو تموم کرده یکی کمک حالم نبوده فقط بلدن آموزش بدن
بقیه کارها رو انجام نده بگو نمیتونم
نه ساختمونمون جداس حیاتمون مشترکه
جارو برقی کشیدن اینا رو بذار شوهرت کمکت کنه به خودت فشار نیار
اوه دختر من فکر کردم تو یه خونه این. ولکن در خونه ات ببند زندگیتو بکن
مشکلم فقط بی سلیقه بودنشه که من واقعا نمیتونم تو کثیفی بشینم اونم عین خیالش نیس
کاراشم خودش بکنه توانایی داره تا مسجد بره برای نماز کارهای خودشم حتما میتونه انجام بده.
میاد با عصامحکم درو میکوبه الان 3روزه باشوهرم قهرکرده کارنمیگه فقط تیکه میندازه
حرف منم همینه توکه 5کوچه تامسجدمیری چرانمیتونی خونتو تمیزنگه داری
به درک اصلا خونش گند کنه. تو محیط زندگی خودت تمیز نگه دار
تو نهایتا یه موقع محض احترام یه مهمونی بری خونش چند ساعتو تحمل کن
بذار بکوبه بگو مامان جان دکتر بهم استراحت داده. دیگه هرچقدر خواست در بزنه. بعد یه مدت خسته میشه
منم مثل شما ضربه بدی خوردم از لحاظ روحی واقعا داغون شدم گفتم خدایا من چه گناهی کردم ولی طرف مقابلم راست راست تو خیابون راه میرفت
توهم زیادی دختر خوب بودی سو استفاده کرد. به فکر خودت و سلامتیت و بچهات باش
نمیدونستم خدا بهترشو واسم چیده، آبرویی ازش برده که همه مردم دارن ازش صحبت میکنن و کارایی که نکرده رو هم بهش نسبت دادن
حیات رو چیکارش کنم دم به دقیقه در بازه😐
اوایل میرفتم تازگیا اصلا نمیرم چون نمیتونم تحمل کنم اگه هم برم مجبورم تمیزکنم نمیتونم قبول کنم
موزایکه؟
ماهی یکی دوبار شلنگ بگیر. به هر حال سلامتی مهم تره
من خودم اوایل هی میشستم میدیدم فرداش باز جای لاستیک ماشینه. حساس نباش
فداتشم عزیزم
میگفتی اره جات خالی
بیا تو برو تفریح بجای من
عزیزم من خودم آدم معتقدی هستم
اما شخصیت آدما و خوب یا بد ذات بودنشون ربطی به این که حج رفته یا نرفته نداره
بعضیا اتفاقا نماز خوندنشون نمایشه
اما بد بین نشو به همه آدمای مومن
حرف بعضیارو قبول ندارم که میگن هرکی نماز میخونه یا میره زیارت آدم بدیه
درصورتی که در گروه مقابل که خیلی هم اهل این چیزا نیستن آدم بیشخصیت و این مدلی کم نیست🤷🏻
پس در هرصورت ملاک اینا نیست
عزیزم مادرشوهرت رو که نمیتونی تغییر بدی دیدگاه خودت رو تغییر بده حساسیتت رو کم هم تو تمیزی هم تو حرفا و کاراش، یه مدت که بی محلی کنی کم کم بیخیال میشه، آدمای مریض عاشق کل کل هستن تو جواب بدی خوشش میاد چون میخاد نقش قربانی رو بازی کنه
من مادرم این مدلیه البته نه به این شدت ولی خوب پرتوقع هستش و هرجوری رفتار کنیم با اینکه دخترشیم از ما ایراد میگیره خداروشکر با عروسمون خوبه.... من گاهی وقتا واقعا کلافه میشم الان یه مدت اصلا جواب گله ها و تیکه هاشو نمیدم آرامشم بیشتر شده
عزیزم اگه شرایطش رو داری مشاوره برو چون مشکل اصلی فکر خودتونه نه مادرشوهرتون.
من میگم آدم باید بیدی نباشه که با این بادها بلرزه.
اگر نمیفهمه پس وظیفه شما فهموندن ایشون نیست ، اون نمیفهمه خودت که میفهمی ، پس نذار حرفها و رفتارهاش روت تاثیر بذاره.
به قول خارجیا ایگنور کن ، هر چیزی که دوست نداری رو نادیده بگیر.
این افراد از واکنش شما تغذیه میشن ببینن شما اهمیتی نمیدی دیگه خودشون رو خسته نمیکنن.
شما با حساسیت نشون دادنتون تشویقشون میکنید که ادامه بدن.
وقتی شوهرت طرف شماست پس قدرش رو بدون و اوقاتش رو تلخ نکن.
وقتی کثیف میکنه جمع نکن ، بذار بگه عروس تمیز نمیکنه ، خودت رو بزن به اون راه.
لطف اضافه نکن ، کاری خارج از توانت نکن ، بشین به خودت و زندگیت برس.
برو کلاسی آموزشی چیزی ، خودت رو مشغول کن و تا حد امکان فاصله بگیر
میگه رفتی تفریح بگو باشه ، دفعه دیگه نرو ، بگو یکی دیگه بره تفریح.
بایه لبخند و چهره آروم حرفت رو بزن و جمع رو ترک کن.
سلام عزیزم من این ویامتون ک خوندم فکر میکنم مادرشوهر شما همش از سر عقده با شما این کارو میکنه چون خودش مادرشوهرش اذیتش میکرده و این کارایی ک الان از شما توقع داره رو برا مادرشوهرش انجام میداده حالا همه اون کارا براش شدن عقده
دقیقا مثل مادرشوهر من سر یه چیزایی منو اذیت کرد همین چند وقت پیش بحثش پیش اومد خودش اعتراف کرد ک مادرشوهرش باهاش اینکارا رو کرده و همش براش شده بودن عقده و داشت تلافیش رو سر من در میاورد

بعد اینکه خدا خدای خوبیه بخاطر همه این کاراش چوب تو اول و آخرش میکنه (ببخشید برا این تیکه لغات مودبانه تری نداشتم🤦🤭)

خلاصه سعی کن ببینی و بشنوی و لبخند بزنی یا قهقهه بزنی و رد شی و بهش هم فکر نکنی چون تنها کسی ک با فکر کردن به کارا و حرفای مادرشوهرت آسیب میبینه خود شما هستی نه هیچ کس دیگه
خدا بهت صبر بده.
بزار همه جا ریدمان بشه تو دست نزن. حرفی میزنه بی احترامی نکن ولی باهاش یکی ب دو نکن زیاد باهاش رو در رو نشو.
بعد نماز خوندن و حاجی شدن معیار مسلمانی نیس.
من از طرف یه مسلمون هایی اذیت شدم ک وقتی نماز میخونن دلم میخواد خفشون کنم سر جانماز
واقعا چرا پدر شوهر یا مادر شوهر بتونن اینقد حرصت بدن دوری کن ازشون والا من اگه مادرم اینقد رو مخم باشه صد سال نمی‌رم ببینمش چه برسه به مادر شوهر یا خواهر شوهر یا مادر شوهر
بله موزایکه
خواهر اونقدر حرف دارم
میره باغ هرچی آشغال هس جمع میکنه حیات
نه ببین با ربطش به این میدم که خب این همه اعتقاد دارن خرج می‌کنن میرن حج خب پس باید ترس از خداهم داشته باشن
خدارو بشناسن
این همه میرن مسجد اونجا نمیگن کسی رو اذیت نکنین
به خدا که کم محلی هم کردم بازم فرق نکرده
فقط فرقش این بوده که رفت آمد وحرف زدنمون کم شده اما چپ رفته راست رفته تیکه انداخته
ن من اصلا شرایط مشاوره رفتن رو ندارم
اره به خدا سه تا عروس ودخترش ازمن بزرگتر نتونستن بفهمونن من عمرن بتونم
ازاین لجم میگیره که چیزی روکه من میدونم درسته سعی میکنی بگه نه اشتباهه تو نمیفهمی حرف حرف خودش باشه
اصلا نیاز به کلاس نیس من اونقدر ازصبح تاشب واسه خودم کاردارم حالا وقت کم میارم
حالا به درک بگه کارنمیکنه ولی واقعا نمیتونم کثیفی رو تحمل کنم من جمع میکنم میزارم یه گوشه قشنگ حیاتو میشورم میرم داخل 1ساعت بعدمیام بیرون میبینم بازم همونه و حرصم میگیره
این یه اخلاق بدی هم داره اینه که اصلا زنانگی نداره عین مردا رفتار میکنه خوشش میاد یه بیل برداره بره باغ کارکنه ریخت و پاش کنه هرکی میگه میرم باغ ازهمه جلوتر میشینه ماشین بایه بیل وبه خدا که از درد پاهاش عین پنگوئن راه میره ولی عاشقه کارهای مردونه هست
دقیق خوده منم اونقدر کفری میشم وقتی نماز میخونه همش میگم خدا نمازاتو قبول نکنه خدا ازحقم نگذره
واااای خدابیامرز پدرشوهرم اونقدر خووووووب بود
مهربون
هردفعه که مادرشوهرم این پیرمرد رو خونه تنها میزاشت میرفت همیشه پدرشوهرم می‌پرسید عروس بازاین کجا رفته میگفتم مسجد میگفت کاش مسجد ویران بشه سرش
الان به حرفش اومدم چرااین حرفومیگفت😔😔😔
چرا نمیگن اتفاقا تو مسجد زیااااد میگن
طرف بغل دستم میشینه تو مسجد اما داره دهن منو سرویس میکنه
من کاااملا درکت میکنم
بیچاره چی کشیده🤦🏻‍♀️
نمیگذره مطمئن باش
من همه پیامارو نخوندم
با هم زندگی میکنین؟
خونه ویلاییه اون یه طرف حیات منم با فاصله 10متر این طرف تر
منظورم دوطبقه نیس
این طرف به خودش هم رحم نمیکنه بعد شما توقع داری به شما رحم کنه
بیشتر سعی کن بری بیرون با بچه ها
نمون تو خونه
خدا صبرت بده
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه