سلام امیدوارم خوب باشین
راستش قضیه درمورد خاتواده همسرمه من با غریبه ازدواج کردم ۶ سالی شهری بودیم که خاتواده خودم نزدیکم بودن الان دو سال و نیمه اودیم شهری که خاتواده همسرم هستن دور از خاتواده خودم زندگی میکنم سال پیش مرداد من فهمیدم باردار هستم رفتین سونوی قلب ب خاتواده همسرم گفتیم همون روز سر اینکه پدرمادر هنسرم ب دخترشون خیلی کمک مالی میدن همسرم با مامان میخاست حرف بزنه که من دارم خونه درس میکنم اللن شرایطتم سخته چرا ب اون که خونه داره دوتا ماشین داره همش پول میدین من دارم با این شرایطتم برای شما بیمه تکمیلی میریزم بعد شما وقت هوای دخترتون رو دارین خلاصه نادرشوهرم دور ورداشت شروع کرد ب انکار شوهرم و مادرش بحثشون شد هرچی ب شوهرم میگفتم ول کن من تازه فهنیدن باردارم حوصلن نمیکشه فایده تداشت دیگه ما اومدیم خونمون سه ماه باهامون قهر بودن من خیلی سختی کشیدم چون بد ویار هستم نمیتونستم تا اشپزخونه برم روزی میشد از بدحالی و میگرن بارداری کلا تو رختخواب بودم ی دختر ۴ ساله داشتم هنسایمون نیومد براش ی چیزی میورد تا باباش بیاد خیلس تنهایی کشیدم بعد س ماه زنگ زد ب من که تو باعث شدی تو یادش دادی پسرم اینجوری کرد چرا قهر گردین نمیای منم گفتم پسر شما ۳۳ سالشه مگه بچه است من یادش بدم بعدم من از کجا میدونستم شما ب دخترتون ۲۵ تومن پول دادین خلاصه کوتاه اومدم و اشتی کردیم ۲۰ روز نشد باز ی بحثی راه انداخت مادرشوهرم که خیلی منو عذاب داد باز دیگه قهر گردن تا روزی که من رفتم زایمان اومدن بیمارستان چندباری اومدن خونمون منم یکی دو باری رفتم درحد چندساعت
خلاصه من بارداریم و نوزادی بچم تا ختنه ش کنم سختی رو بگذرونم تنهایی و سختی کشیدم تو این شهر هیچکسی رو نداشتم برم واقعا بهم سخت گذشت حالا مادرشوهرم میگه بیار بچمو ببین
من خیلی ناراحت میشم میگم خوب سختیام رو گذروندم حالا چطور خودمو راضی کنم برم و بیام انگار ن خانی اومده ن خانی رفته؟هر کار میکنم دلم رو راضی کنم بتونم برم و بیام نمیتونم
اینم بگم سری دوم خیلی یدجور اذیتم و اومد ت خیابون با مامانم بودم تو خیابون دراومد بهم گفت نباید تورو برای پسرم میگ فتم و ب مامانم گف تو ادب یاد دخترت ندادی
دخترش پیام فرستاد کلی فحش و بد بیراه بگم گف
بحثمون سر این بود که شوهرم دیر از سرکار میومد ب من گف خودت دخترمون رو ببر کلاس من اسنپ گرفتم سوار شده بودم تا برم دیدم مادرشوهرم و پدرشوهرم هم دسیدن نادرشوهرم داد و بیداد میکرد که چرا اسنپ گدفتی ما اومدیم دنبالش گفتم من از کجا میدونستم شما میومدین گسی ب من اطلاع نداده بود هی داد میزد جوری بود که اسنپ گف از مشکل خاتوادگی دارین پیاده شین من دنیال دردسر نیستم از مت پرسید گخ مادر بچه شما نیستین منم زنگ همسرم زدم گفتم چرا مادرت اینحوری میکنه مگه دزد گرفته ن تو من گفتی ن مادرت من از کجا میدونستم اونا میان همسرمم ب مادرش زنگ زده گفته چرا اینجوری برخورد کردی اونم کلا انکار گرده من هیچی نگفتم زن تو داره دروغ میگه بعدم تو خیابون ب مت زنگ زد کجایی اومد تو خیابون با من پیش مامانم بحث کرد
اینارو گفتم تا یگم من چطور خودمو راضی کنم نشخوار فکری رو از خودم دور کنم تا میبینمش اذیتاش میاد تو ذهنم میریزم بهم حالم بد میشه حتی صداش رو از پش تلفن میشنونم یاد اون هنه تنهایی سختی میفتم میریزم بهم جیکار کنم؟
پرسش (1405/04/15):
خانوما میشه بیایین ی کمک بدین من با نشخوار فکری چه کنم🥺
889
62
4 روز قبل
سوال کننده
1
4 روز قبل
حسنا ❤️
سلام عزیزم واقعا ناراحت شدم و اعصابم خرد شد.فقط خواستم بگم به نظرم حق داری و منم جات بودم دقیقا این نشخوار فکری رو داشتم....واقعا نمیدونم چی باید بگم اگه شرایطش رو داری با مشاور مشورت کن.ک خدای نکرده زندگی خودت اسیب نبینه.
همسرت موضعش چیه؟با شماس؟یا خونواده ش؟
همسرت موضعش چیه؟با شماس؟یا خونواده ش؟
14
4 روز قبل
mom(N) 😌😌
انقد در برابرشون کوتاه نیا
چه زن بی ادب و بیشعوری واقعاخجالت اوره انگار نه انگار سنی ازشون گذشته
چه زن بی ادب و بیشعوری واقعاخجالت اوره انگار نه انگار سنی ازشون گذشته
5
4 روز قبل
hana s
متاسفانه بعضی مسائل رو نه میتونیم حل کنیم و ببخشیم نه میتونیم فراموش کنیم.
من گاهی به این فکر میکنم که طرف داره خوب و خوشحال زندگیشو میکنه بعد من اعصابمو بخاطر اشتباهات اون خرد میکنم.
یکم آروم تر میشم اینجوری.
و اینکه سعی میکنم به بهانه مختلف اونجا نرم تا یاد گذشته نیفتم.
فکر کنم شما هم رفت و آمدت زیاد نیست.
دیگه اون چند ساعت رو باید تحمل کنی.
واقعا من یه دمنوش میخورم قبلش.😅
من گاهی به این فکر میکنم که طرف داره خوب و خوشحال زندگیشو میکنه بعد من اعصابمو بخاطر اشتباهات اون خرد میکنم.
یکم آروم تر میشم اینجوری.
و اینکه سعی میکنم به بهانه مختلف اونجا نرم تا یاد گذشته نیفتم.
فکر کنم شما هم رفت و آمدت زیاد نیست.
دیگه اون چند ساعت رو باید تحمل کنی.
واقعا من یه دمنوش میخورم قبلش.😅
2
4 روز قبل
raha ❤
بنظرم اصلا بهشون فکر نکن تو حق داری از رفتاراشون ناراحت بشی ولی این ناراحتی فقط رو تو و بچه هات تاثیر میزاره اونا راحت نشستن زندگیشون میکنن فقط سر خودتو گرم کن وقتی فکری سراغت اومد فورا خودتو با به چیزی سرگرم کن مثلا زود پاشو بگو برم کمد لباسامو مرتب کنم یا مثلا برم یه دسر درست کنم یا زنگبزنم به فلان دوست خودتو فورا با یه چیزی مشغول کن البته از زایمان دومت هم زمان کمی میگذره اونم تاثیر میزاره فقط مدام به خودت بگو همه چیز درست میشه اینطوری نمیمونه
0
4 روز قبل
سوال کننده
همسرم حق رو ب من میده
0
4 روز قبل
سوال کننده
خیلی خودخواه از خود راضیه
0
4 روز قبل
سوال کننده
خیلی سخته دقیقا طرف راحت نشسته زندگیش رو میکنه
0
4 روز قبل
سوال کننده
فک کنم منم بایر ی دمنوش بخوره
1
4 روز قبل
yasna 💏
بنظر من هرکی باعث رنجش و اعصاب خردیت میشه ازش دوری کن . حتی اگر مادرشوهرت باشه.
شوهرت خواست بره سر بزنه تو نرو .
شوهرت خواست بره سر بزنه تو نرو .
0
4 روز قبل
سوال کننده
خیلی روانم اشفته میشه نشخوار میکنم واقعا حرصی میشم ازشون
تا زمانی که من احتیاج داشتم بهشون روزای سختم بود باهام قهر کردن و عذابم دادن روزای سختیم که تموم شدم حالا ادای ادم خوب رو درمیارن حرصیم اینقدم دو رو هستن تا یکی میاد خونشون زنگ میزنن خوب صحبت میکنن
تا زمانی که من احتیاج داشتم بهشون روزای سختم بود باهام قهر کردن و عذابم دادن روزای سختیم که تموم شدم حالا ادای ادم خوب رو درمیارن حرصیم اینقدم دو رو هستن تا یکی میاد خونشون زنگ میزنن خوب صحبت میکنن
0
4 روز قبل
سوال کننده
میدونی اخرش ادم مجبور میشه بره مثلا اون روز رفتیم دنبال دخترم اونجا بود دخترم اومد ب زور متو برد دلم نیومد دل بچم رو بشکنم نرم
همسرم خیلی فشار بهم نمیاره باید بیای
همسرم خیلی فشار بهم نمیاره باید بیای
0
4 روز قبل
سوال کننده
یا ما دیشب رفتیم پارک خواهرشوهرمم اومده بود پارک اومد نشست پیشمون من شام و چای میوه برده بودم برای خودمون اومد نشست خوردن از شاممون
ناراحت نیستم چرا خوردن
میریزم بهم این ادم هرچی بدو بیراه بود بهم گفته الان با چ رویی میتونه راجت بیاد بشینه
ناراحت نیستم چرا خوردن
میریزم بهم این ادم هرچی بدو بیراه بود بهم گفته الان با چ رویی میتونه راجت بیاد بشینه
2
4 روز قبل
مهتاب هستم
نرو همش بهونه بیار. باز یه داستانی درست میکنه
0
4 روز قبل
yasna 💏
این داستانای مادرشوهرا از قدیم بوده . منو توهم شانس نداریم
مادرشوهر منم کلا پول و زمین پسته ای هاشو داد به پسر بزرگ و دخترش. عروسی ما بااینکه شوهرم پدر نداره مادرشوهرم مث یه مهمون اومد ۲۰۰ تومن کرد توپاکت اعلام کرد ۱ تومن. درصورتی برا جاری بزرگمو. دخترش طلا داد .
بااینکع کنار هم زندگی میکنیم اصن بچهای منو نمیخاد . خارشوهرم کارمنده . کلا ۲۴ ساعت بچه های اونو نگه میداره. اونموقع تا مریض میشه میبیتیم دارن زنگ میزنن روگوشی شوهرم که ها بیا مامان وردار ببر دکتر . یا پول بده میخایم براش فلان چیز بخریم.
منم کلی با شوهرم بحث کردیم گفتم کجا یه ذره ارزش قائل شدن. بچهای اونو میگیره خب مزیض میشه ب ما چه .
بااینکه باهم زندگی میکنیم و حیاط مشترک داریم من ماه میاد میره اصلا اونجا نمیرم چون میبینمشون کاراشونو میبینم اعصابم بهم میریزه
مادرشوهر منم کلا پول و زمین پسته ای هاشو داد به پسر بزرگ و دخترش. عروسی ما بااینکه شوهرم پدر نداره مادرشوهرم مث یه مهمون اومد ۲۰۰ تومن کرد توپاکت اعلام کرد ۱ تومن. درصورتی برا جاری بزرگمو. دخترش طلا داد .
بااینکع کنار هم زندگی میکنیم اصن بچهای منو نمیخاد . خارشوهرم کارمنده . کلا ۲۴ ساعت بچه های اونو نگه میداره. اونموقع تا مریض میشه میبیتیم دارن زنگ میزنن روگوشی شوهرم که ها بیا مامان وردار ببر دکتر . یا پول بده میخایم براش فلان چیز بخریم.
منم کلی با شوهرم بحث کردیم گفتم کجا یه ذره ارزش قائل شدن. بچهای اونو میگیره خب مزیض میشه ب ما چه .
بااینکه باهم زندگی میکنیم و حیاط مشترک داریم من ماه میاد میره اصلا اونجا نمیرم چون میبینمشون کاراشونو میبینم اعصابم بهم میریزه
0
4 روز قبل
سوال کننده
اره در این که شکی نیست تا ی چیزی بشه دوباره باید بیفتن ب جونم
0
4 روز قبل
سوال کننده
وای دقیقا خوشیش برای دختراشه تو بدیختیاش ما باید باشیم
0
4 روز قبل
سوال کننده
خوب کاری میکنی نمیری
من چون اینجا هیچ فامیلی از خودم ندارم مجبور میشم میرم بخاطر شوهرم ک بچم اونم حیلی سعی میکنم نرم
ولی میدونی بخاطر بچه و همسر انگار هنیشه وصلی بهشون
من چون اینجا هیچ فامیلی از خودم ندارم مجبور میشم میرم بخاطر شوهرم ک بچم اونم حیلی سعی میکنم نرم
ولی میدونی بخاطر بچه و همسر انگار هنیشه وصلی بهشون
1
4 روز قبل
mom(N) 😌😌
دقیقا مشخصه
خیلی بد رفتار میکنن
به نظرم شماهم دور بگیرید به شوهرتونم بگید نه ازشون بخان کاری براتون کنن نه چیزی خودتونم اگه میرید در حد یکی دو ساعت سر زدن و برگشتن
دور و دوستی هرچی بی خبر تر باشن ازتون کمتر بهم میپیچید خودتون دور کنید و به زندگیتون برسید
خیلی بد رفتار میکنن
به نظرم شماهم دور بگیرید به شوهرتونم بگید نه ازشون بخان کاری براتون کنن نه چیزی خودتونم اگه میرید در حد یکی دو ساعت سر زدن و برگشتن
دور و دوستی هرچی بی خبر تر باشن ازتون کمتر بهم میپیچید خودتون دور کنید و به زندگیتون برسید
0
4 روز قبل
مامان فارا 🍒❤
عزیزممم خیلییی ناراحت شدم
واقعا مادرشوهرت زن سبک سر بیشعوریه
بنظرم خودت نرو تا یه مدتی خودتو قهر بگیر باهاشون فقط بچه رو بده شوهرت ببره پیششون زودم بیاره بچه رو
امان از دست مادرشوهرا کلا ۹۰ درصدشون ذاتشون بدجنس در قبال عروس ،انگار عروس دشمن سرشون و پسر عزیز کرده شون دزدیده 😏
تا قبل اردواج پسرشون محلش نمیدن همین که زن میگیره صاحب پیدا میکنه 😅
واقعا مادرشوهرت زن سبک سر بیشعوریه
بنظرم خودت نرو تا یه مدتی خودتو قهر بگیر باهاشون فقط بچه رو بده شوهرت ببره پیششون زودم بیاره بچه رو
امان از دست مادرشوهرا کلا ۹۰ درصدشون ذاتشون بدجنس در قبال عروس ،انگار عروس دشمن سرشون و پسر عزیز کرده شون دزدیده 😏
تا قبل اردواج پسرشون محلش نمیدن همین که زن میگیره صاحب پیدا میکنه 😅
0
4 روز قبل
سوال کننده
اره قبلا خیلی هواشون رو داشتم مادرشوهرم رفت دندون ایمپلنت کنه دخترش ولش گرد رفت تفریح من تا دو روز پیشش بودم همه کاراشو میکردم اره هرچی دورتر عزیزتر دخترم میره امروز صب با باباش رفتن بهشون سر زدن ولی من نرفتم پسرمم تا خودم نرم نمیخام ببره
0
4 روز قبل
سوال کننده
اره دقیقا اینجوری انگار عروس دشمنشونه
0
4 روز قبل
سحر اقائی
ن بچتو هم با خودت ببر و بیار
اگه گوش عزیزه باید گوشواره هم عزیز باشه
اگه گوش عزیزه باید گوشواره هم عزیز باشه
0
4 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
بنظرم ک دختر و همسرت همش میرن خودتم برو زود برگردید
0
4 روز قبل
سوال کننده
اصلا براشون مهم نیست من برم یا نرم چون دوران بارداری دخترم میرف همسرمم میرفت اصلا مهم نبود براشون برم یا نه الانم میگن بیا بخاطر پسرمه چون کوچیکه نمیتونه بره و اصلا اهل این نیست که ناهار بپزه یا شام بپزه بگه بیایین
1
4 روز قبل
سوال کننده
قبلش ب همسرم میگم رفتیم یکساعت بشینیم بلند شیم میریم اونجا هی میگه بشبن یکم دیگه
1
4 روز قبل
بهار 💞
با این چیزایی که تعریف کردی، اصلا نذار همسرت یا دخترت تنها برن.
یواش یواش روی اخلاق و ذهن همسرت تاثیر میزارن.
تحمل کن، آخر هفته ها سنگین برو سنگین بیا. رفتی هم زیاد هم صحبت نشو، ولی قیافه هم نگیر. سرتو با بچه هات گرم کن.
ولی مطمعن باش اگر همسرت تنها رفت و آمد کنه به مرور روی زندگیت تاثیر مخربشو میبین
یواش یواش روی اخلاق و ذهن همسرت تاثیر میزارن.
تحمل کن، آخر هفته ها سنگین برو سنگین بیا. رفتی هم زیاد هم صحبت نشو، ولی قیافه هم نگیر. سرتو با بچه هات گرم کن.
ولی مطمعن باش اگر همسرت تنها رفت و آمد کنه به مرور روی زندگیت تاثیر مخربشو میبین
0
4 روز قبل
mom(N) 😌😌
خوب دیگه ول کن محبت نکن ارزش نداره
اره مث یه غریبه برو و برگرد تا دلخوری برا خودت وارد نشه
اره مث یه غریبه برو و برگرد تا دلخوری برا خودت وارد نشه
0
4 روز قبل
سوال کننده
اره راس میگی همینطوره هروقت میره بزمیگرده ی موصوعی پیش میاد بحثمون میشه
1
4 روز قبل
سوال کننده
باید همینکارو بکنم
1
4 روز قبل
سوال کننده
اره اصلا ارزش ندارن
الانم مثل عریبه میرم و میام
الانم مثل عریبه میرم و میام
0
4 روز قبل
آیناز 🍓 z
بابت تجربه سختت متاسفم
منم همینم گیر یه ادم هایی افتادم که اگر بخام بگم یه کتاب میشه حالا من که طبقه بالا شون هم زندگی میکنم ولی اینکه میگن نزار تنها بره شوهرت راست میگن تنها باشن تو گوشش حرف میزنن منم اخر هفته ها دو ساعتی میرم پایین و وسلام
شوهرم هم خداراشکر اینقدر کار داره اصلا وقت نداره بیشتر بره
منم همینم گیر یه ادم هایی افتادم که اگر بخام بگم یه کتاب میشه حالا من که طبقه بالا شون هم زندگی میکنم ولی اینکه میگن نزار تنها بره شوهرت راست میگن تنها باشن تو گوشش حرف میزنن منم اخر هفته ها دو ساعتی میرم پایین و وسلام
شوهرم هم خداراشکر اینقدر کار داره اصلا وقت نداره بیشتر بره
0
4 روز قبل
سوال کننده
خدا بهمون صبر بده عزیزم
اره امروز که بچه ها گفتن نذار شوهرت تنها بره به حرفا و رفتارای شوهرم دقت کردم متوجه شدم راست میگن نباید تنها بذارم بره
اره امروز که بچه ها گفتن نذار شوهرت تنها بره به حرفا و رفتارای شوهرم دقت کردم متوجه شدم راست میگن نباید تنها بذارم بره
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.




