Ooma
پرسش (1405/02/02):

یه دورهمی برای منتظران بارداری

بچه ها من 8 ساله ازدواج کردم. دوسال پیش خدا خواسته باردار شدم که هفته 7 گفتن توقف رشد و توی خونه با دارو سقط کردم. الان یکساله اقدام جدی ام ولی نگرفته. عکس رنگی هم رفتم. لتروزول و آزاد سازی و .... هم امتحان کردم. اسپرم هم چک شده. دیگه نمیدونم چرا نمیگیره.... شماها برا اینکه باردار بشید چیکار میکنید؟ من میترسم برم آی یو آی، همونم نگیره..

منم واقعا خسته شدم
این ماه شد یکسال ک منتظرم
خیلی سختمه
همه بار غمش رو دوش منه
همسرم به قول خودشششش
پذیرفته و داره زندگیش میکنه
کاش میتونست اهدایی هم اینجوری بپذیره منو خلاص کنه
منم این ماه به خودم قول دادم اگه نشه دیگه دکتر نمیریم من ۶ ماه قبل از اقدام رفتم دکتر چکاب دادم ،داروی تقویتی خوردم،دندونپزشکی رفتم که دندون پوسیده موقع حاملگی نداشته باشم بعد شروع کردم به اقدام که هیچ.......
حالا ۶ ماه اونجا بیشتر از یکسال هم هست که اقدام و پیش بهترین متخصص های زنان شهرمون رفتم که نتیجه ایی نداشته دیگه بُریدم
بچه ها یه چیزی بگم بخدا من آدم حسودی نیستم ولی توی این اوضاع من جاریم بچه دومش رو بارداره
حس میکنم حتی نگاه های بقیه هم روم سنگینی میکنه،اونقدر آدم شادی بودم قبلا ولی الان دیگه نه 👎
نرگس جونم
منم زنداداشم بچه سومش رو بارداره
ینی خستههههه شدم انقددددد ک بهم میگن تو تنبلی تو نمیاری
مامان خودم انقددد میپرسههههه
ابجیام همشون
من از همین چیزا خسته شدم
هی میگم خدایا چرا امسالل ؟ چرا جلو چشم منننن؟؟؟
منم شاد نیسم
دارم میجنگم با این درد
به زور میرم باشگاه و برمیگردم
فقط بگذرهههه
نرگس جان حرفات حرفای همه ماس
ما هم دلمون گرفته درس بشو نیس فقط الکی به خودمون امید میدیم درس میشه باید دیگه بزنیم به در بیخیالی وا مونده چیزی هم نیس ادم کلا قیدشو بزنه
سلام دخترا
اسم تاپیک و جای دورهمی منتظران...باید گذاشت دورهمی افسردگان🥲
منم دو سه روز دیگه موعدم هست و ته چاه pms نشستم🫠
😭😭😭
حلما سلام چطوری
حق گفتییی
هانی جان نمیدونم از حرفم نارتحت میشی یا نه هرچی بود رک بهم بگو
ولی منم پیش خانواده ام نگفتم شوهرم مشکل داره
اگه خانواده بفهمن هر روز خدا بهت میگن جدا شو تو که مشکل نداری مشکل از اونه درس نمیشه و هزار حرف دیگه
منم بگم میدونم سر کوفت میزنن هی هزار تا بد و بیراه به همسرم تیکه میندازن
من پیش خانواده خودم گفتم مشکل از منه اون خوبه
یه تاپیک حدودا دوسه هفته پیش زدن
به اسم اقدامی ها
الان دوسه تاشون باردارن
ما تقریبا 6ماهه دورهمیم
فقط جوهری موفق از ما بیرون اومد
پچ، له، درب و داغون
مثل همه که اینجان😑
کاملا موافقم
من واقعا نمیدونم خانوادم تو این موقعیت چ واکنشی نشون بدن ایدا
منم تا یجایی میتونم تحمل کنم از ی جایی ب بعد، ممکنه بگم
ینی واقعا نمیتونم
جوهری هم پایه ثابت این تاپیک نبود
وگرنه شده بود مث ما🫠
میدونم خیلی سخته
ادم تحمل نمیکنه بار سنگینی رو تنهایی دوش بکشه
جوهری هم پایه ثابت این تاپیک نبود
وگرنه شده بود مث ما🫠
درود چطورین خوبین
خانواده ما همشون همسرمو خیلی دوس دارن
ولی واقعا نمیدونم کی باید بگم ک از این سوال جوابا راحت بشم
از اونور میگم شاااااااااید همسرم به اهدایی راضی شد. خانواده نفهمن
ینی گیر کردم سه پیچچچچ
در چه حالین
دقیقا راسی بچه جوهری خودش یا همسرش مشگلی داشتن
درمونده بودن خیلی سخته وقتی راه هایی هست و نمی تونی یری سمتش
یادم نیس ولی بنظرم واسه دومی اقدام بود
لشکر شکست خورده😁
دومی یاشه که مشکلی نداشته ما سر یکی موندیم
اتفاقا اومدم بنویسم دیدم نوشته بودی😁
اره دومی بود
اخ گفتییی
من ک میدونم همسرم قبول نمیکنه این احتمالو واسه دلخوشی خودم درنظر گرفتم
سلام عزیزم چطوری
من ک خوب نیسم
عزیزدلم از خدا میخوام زودتر حالت خوب بشه🥰
هانی همسرتم حال شما رو داره؟ یا اون بیخیاله؟
همراهی نمیکنه
همسرم همراهه
هر دکتری بگم
هرجا هرچی ک باشه میاد
ولی نه ب اندازه من غصه نمیخوره
و وقتی ازش میپرسم چرا ناراحت نیستی؟ چرا هنوز خداروشکر میکنی؟ چرا حالت خوبه انگار هیچی نشده؟
میگه من پذیرفتم ک این اتفاق برای ما افتاده نمیشه ک دیگه زندگی نکنیم
قشنگ واسه خودش میره سرکار میاد زندگی واسش ادامه داره اصلنم غصه نمیخوره
مثلا گفتم بریمprp گفت باشه بریم
بعد دیدیم واریکوسل داره گفتم اگ دکتر بگه عمل کن میکنی گفت اره میکنم با هر سختی ک باشه اوکیه
ولی اینطور نیست ناامید باشه و بشینه غصه بخوره
غصه هاش مال منه
جواب اومد
منفی بود هانی
دو تا پروژسترون زدم
من برم کلی کار دارم
فعلا
ای بابا 😞😞 خداهم بازیش گرفته میخواد مارو بازی بده
سحر قشنگم غصه نخور😞
واقعا نمیدونم چی بگم...
عزیزممم🥲🫂
فداتشم ماه هایی که آدم اوابوست بخوره عقب میندازه،واسه منم دقیقا همین طور شد
خوشبحال ماه هایی که سر موعد پریود میشم اون ماه هایی که عقب میندازم و هزار تا امید دارم و آخرش هیچ......
نه بابا پوستم کلفت شده
دارم خونه رو نظافت میکنم و شام درست میکنم
✌🏻🫂
منم به همین شک کرده بودم
حالا علتش چیه خدا میدونه
یک هفته ست نخوردم بازم نشدم
دو طاعت پیش دو تا پروژسترون زدم امیدوارم زودتر بشم
ساعت*
تا دوروز دیگه فک کنم میشی
درود بر تو
امیدوارم
قربونت
آفرین بر تو دختر
وسط غصه خوردن و دنبال درمان بودن حق داریم یکم هم زندگی کنیم ،خدا خودش حواسش بهمون هست
البته اوابوست فکر نکنم چنان اثری روی پریود بذاره آخه من ۸ماهه دارم میخورم
ولی واسه سحر خیلی عجیبه بدون علت خاصی انقد تاخیر داشته🫠
منم سه ماه اینا اوابوست میخوردم تاخیر نداشتم
حلما تو علائم خاصی از بارداری نداری؟؟
باهاش صحبت کن واسه اسپرم اهدایی بگو من دوست دارم مادر بشم قبول این موضوع برام سخته
یا ببرش پیش مشاور یا روانپزشک
دریغ از یه ذره🫠
احتمالا سیکل بعدی میرم واسهiui یا ivf
یا میشه یا نمیشه
اره بهش گفتم
میگه باید فعلا صبر کنیم واسه این تصمیما زوده و از این حرفا
تا اخر امساا صبر میکنم بعدش میریم روانشناس تا راضی بشه
وای خدایا😐
انشالله بشه
برو ivf بنظرم
اگه روز اول تا سوم سیکلم نیوفته اخر هفته میرم سونو ببینم نظر دکترم چیه
خیر باشه
خبر بذار از خودت😘
سلام هانی جون
سلام عزیز دلم چطوری
بد خیلی بد داغون
عزیزم🫂🫂 چراا
بعد از سه روز عقب افتادن پریود امروز پریود شدم
چقدر التماس خدا کنم،چقدر دکتر برم بخدا کم آوردم
اخ الهی بگردممم😞🫂
خدا نکنه
ادمی با امید زندست ولی ماها با امید هر ماه داریم هرماه ذره ای از جونمون از دست میدیم😞
نرگس جون شما نمیتونید برید ivf ؟
الان با کلی گریه رنگ زدم به شوهرم بهش گفتم خدا مرگ من رو برسون بسه دیگه
عزیزدلمم
خدانکنه😞🫂
درکت میکنم
نمیتونم داروهای ivfرو بگیرم،حساسیت به دارو دارم از زمان تزریق واکسن کرونا این بدبختی اومد سراغم
تنها خودم که ذخیره ام پایین نیست همسرم هم مشکل داره
جدی؟ تابحال رفتی تو سیکل؟
iui چی؟
البته ممکنه به داروهای اونم حساسیت داشته باشی دیگه نه؟
نرگس جونم
میدونم چی میگی بخدا درکت میکنم
لطفا انقد بیقراری نکن😞
طب سنتی رفتی؟
چندتا از بچه های اوما یه سری پکیج گرفتن از اینستا برای باروری
که هم آقا مصرف میکنه هم خانم خیلیا نتیجه گرفتن
نتیجه ایی نداده طب سنتی
ولی سیکل ivfرو نرفتم فکر کنم باید تموم سختی رو به جون بخرم و برم
میدونی پذیرش چی واسم سخته اینکه از نزدیک دیدم که طرف بچه شو عمدا سقط میکنه باز خدا بهش میده حالا من حسرت یه صدای گریه نوزاد توی خونم باید بمونه روی دلم
اگه میخواست بهمون نده کاش حداقل اینقدر عشق مادر شدن رو تو وجودمون نمیذاشت
پیر شدم توی این یکسال و نیم
حرفتو خیلی خوب میفهمم از عمق وجود میاد
کاش حداقل اینقد عاشق بچه نبودیم و حسرت به دل نبودیم 😔
فدات🤍
منم همینم عزیزم
انشاالله خدا به هممون قدرت بده حالا که تو این مسیر قرارمون داده🥲
اون روز مطب دکتر همراه یه خانمِ باردار بهم گفت بارداری؟؟؟؟؟؟گفتم نه اومدم ویزیت بشم واسه بارداری یهو بهم گفت خدا کنه باردار بشی خدا به خودت بده چشمت تو کاسه مردم نباشه
واااااااااااای اونقدر ناراحت شدم اصلا بغض کردم ،(اون بنده خدا منظوری نداشت هااااااا)ولی من دیگه حسابی زود رنج شدم ،آخه چرا باید آدم همچین نقطه َعفی داشته باشه که با حرف یه آدم غریبه اینقدر اذیت بشه
بحث بحث کم آوردنه
ضعفی
منم همینم عزیزم
هرکس ازم حتی سوال میکنه چشام پر اشک میشه
از همتون میخوام لطفا ناامید نباشید درسته شاید مجبور به انتخاب مسیر سخت باشید
ولی بهرحال مسیری هست ک واستون وجود داره
باور کنید میشه
الان تو همین اوما میدونید چندین نفر با ivf الان بچه دارن؟
شما اولین و اخرین نفر نیستید
شاید بار اول نشه دوم نشه سوم نشه ولی همیشه ته ته دلتون امیدی هست ک سالی یکبار میتونم برم تو سیکل
امید به اینکه انتقال ها مثبت بشه جنین ها تشکیل بشه
انتظار سخت اما شیرین
هانی جونم ممنونم که وقتت رو واسم گذاشتی،خدا خودش به داد دلمون برسه
الان حلما لیلا سحر همه میخوان بیان بگن
از کجا معلوم ivf نتیجه بده😅
اقا اصن نده(ایشالا بده ها)
شما حداقل میگی هرسال میرم تو سیکل بالاخره یه باااارم میشهههه

الان روش هایی اومده، خانم هایی که یائسه شدن رو با امپول مجدد تخمک هاشون احیا میکنن
پس نیازی نیست نگران ذخیره پایین و ایناهم باشید.
عزیزم قربونت برم انشالله🫂🫂 ناامید نباش توام مادر میشی❤️❤️❤️❤️🤲🏻🤲🏻🤲🏻
نرگس جون منم انقد دیدم راحت سقط میکنن...
منم دقیقا بخاطر همین چیزا از خدا گله دارم😅
هانی جان حرفات درست حداقلش تهش ماها ی راهی مثلivf داریم بقول خودت اگه نشه هم سالی یبار میشه رفت...
ولی متاسفانه همسر من اصلا راضی نمیشه
همون ی بارiui با چقد اشک و گریه راضی شد نهایت به ivf هم راضیش کنم که اونم مکافات های خودشو داره باشناختی که دارم فقط یباره واسه من
هی رو اعصابمه میگه خدابخواد بده میده،نمیفهمم بچه اینجوری نمیخام
حالاحالاها باید اعصاب خوردی داشته باشم
من خودم زیاد با ivfراضی نیستم
دوستم طفلک رفت انجام داد خدا رو شکر خدا بهش یه پسر داد ولی بخاطر عوارض داروها تیروئید گرفت،دیابت گرفت بخدا کلی اذیت شد
خُب واسه من که به دارو با دُز بالا حساسیت دارم چی باید بشه!!!!!واقعا نمیشد من هم طبیعی باردار می‌شدم
حیف......
حسابییی درکت میکنم
کاش اوناهم همراه باشن
کاش ببینن ما داریم انقد غصه میخوریم
کنارمون باشن بلکه زودتر این غم و دردا تموم به
بشه
حلما تو میتونی با این کنار بیای ک هیچوقت تا ابد بچه نداشته باشی ؟
یه سواله ها
لطفا بقیه هم جواب بدن
اره واقعا ivf خیلی سخت و سنگینه
قبول دارم. و کسی ک تو این مسیر میره،باید انقد عاشق زندگیش و اون بچه باشه ک این همه سختی رو بجون بخره... همه اینارو قبول دارم ولی اگ از همون دوستتم بپرسی میگه ارزششو داشت بجاش بچه دارم.
خانم ها اینطورن
فداکارن مادر میشن خودشون از بین میبرن بخاطر وجود یه ادم دیگه
منم همیشه این سوالو میپرسم
میگم چی میشد منم عین بقیه بعد چندماه اقدام باردار میشدم. ولی کسی نیست جوابمون بده
اون وقت فکر میکنم تو تنهایی پیر میشم و تو تنهایی میمیرم
و وقتی سنم رفت بالا و مسن شدم عروسی هر کی برم چه پسر چه دختر باید چشمام اشک بار باشه که من بچه ندارم واسش عروسی بگیرم و الی آخر........
سوالت عمیقا به فکر فرو برد من رو هانی جانم و بیشتر غصه دارم کرد
منم اصلا نمیتونم با این موضوع کنار بیام اصلاااا
من خیلی ادم احساساتی هستم
اون احساسات اگه صرف بچم نشه، حروم میشه
واقعا حروم میشه و حیفه...
به همین خاطر اگه شده حتی چندین سال دیگه میرمو از پرورشگاه بچه میارم تا اون محبت رو براش بذارم
نمیخواستم ناراحتت کنم
خدا قطعاا به همتون یه نینی ناااز میده مطمئنم...
من دو ماه پیشiui کردم تازه نسبت به ivf داروهای کمتری گرفتم یه سیکل وحشتناکی داشتم روزی نبود که من ثانیه ای درد نکشم
قطعا این امپول و داروها عوارض دارن و رو همه چی اثر میذارن
ینیا ریلکس هستن یکی مثل همسر من حاضرم قسم بخورم تا خودم نگم حتی بهش فکرم نمیکنه دیشب دارم بهش میگم ۹ماه شد اگه قرار بود بشه میشد بیا بریم ivf حرف و یجوری پیچوند که اصلا انگار من کلام نکرده بودم😐
هانی من همسرم و زندگیم و خیلی دوس دارم اگه به یه نقطه ای برسم و مطمئن بشم نمیشه و قسمتم نیس اره شاید حداقل حالم از الانم بهتر بشه
چون به این باور میرسم قرار نیس بشه الان هی یه لنگ در هوا موندم میشه نمیشه
خیلی بده
دست خودمون نیس چون تو حسرتیم یکی بچه ب بغل یا باردار میبینیم یجوری نگاش میکنیم
دقیقا برا منم پیش اومده خدا به تو هم بده
یا برات از غنچه شام غریبان امام حسین به نیت اینکه بچه دار بشی شمع برداشتم
چرا خدا جوری کرده که همه بهمون این حرفارو بگن
هزاران نفر که هی میان میگن فلانی بچه داره تو چرا نمیاری تنبل خدا به تو هم بده
سلام خانوما
هانی جان حرفاتو خوندم،
از اولین تاپیک هات حرفات یادمه، از حرفات معلومه که یه مقدار آرومتر شدی و شرایط رو پذیرفتی
از این جهت برات خوشحال شدم
امیدوارم هرچه زودتر شادی به زندگیت برمرده
برگرده
حلما جان منم دقیقا همین مسائل شمارو با همسرم دارم🤕
من ک هنوز حریفش نشدم، امیدوارم شما بتونی کارتو پیش ببری
عزیزم❤️😞 اره اروم تر شدم اما واقعا از این سردرگمی متنفرم
ممنون که حواست به حالم بوده💓
شما چه کردی
واقعا؟؟
مطمئنی؟
من از دل همسرم خبر ندارم ولی میدونم زندگی واسش تموم نشده من یه جاهایی زندگی واسم تموم شد😐 بعد دیدم نه هنوز خرمو گرفته و باید ادامه بدم
ناراحت شده غصه خورده ولی الان دیگه نه بهش فکرم نمیکنه
رفتارش با قبل تغییری نکرده و همچنان امیدوار به اینده ست
امیدوارم زودتر خدا معجزه اش رو نشونت بده

منم امروز آخرین آمپولامو زدم، چهارشنبه میرم سونو ببینم تکلیفم چیه
مرسی عزیزم شماهم ایشالا زودتر مامان بشی❤️❤️
حتما از خودت خبر بذار
یا اینجا
یا تاپیک بزن💓
کاش منم امید داشتم... خیلی سختمه
فک کنم همه مردا از یه الگو پیروی میکنن
همسر من ک میگه ببین بدون بچه چقدر خوب زندگی میکنیم
انشاالله به زودی قسمت هممون
حتما
ممنون که جویای احوالی
امیدت ب خدا باشه
اخه فشارش کلا رو خانوماست
همش از خانم بازخواست میکنن و همه هم فک میکنن مشکل از خانومه هیچکس این درکو نداره ک بچه اوردن حاصل تصمیم و همکاری زن و مرده ...
دلم روشنه برات انشالله خدا بزودی خوشحالت کنه💓❤️
هعی خواهر
انقد ازش شاکیم هیچی دیگه ازش نمیخوام
اگه با گریه و دعوا و قهر بتونم راضیش کنم وگرنه با حرف زدن اصلا زیر بار نمیره
راستی حلما
تو عکست، بیبی چک ک دستشه مثبته ک
پس چرا ناراحته😅😅 نکنه کاذبه؟🤣
ببین از دوراهی متنفرم یا بشه یا نشه
بیبی چک هامو یادت رفته مگه🤣
با حرفاییکه خودتون بهم میزنید
امید به خدا و از این حرفا
هیچوقت قطعا نمیشه نداریم
همیشه باید منتظر بود و امیدوار
🤣🤣
دقیقا همینطوره، ولی چاره چیه
من ک جدیدا خیلی رک تو روی همه میگم دیگه بچه نمیخوایم
هرچند که دروغ میگم😢
یادته اونروز میخواستی بری ازمایش ولی نرفتی
خوب شد نرفتیااا
اره واقعا ادم با امید زندس🥲
ممنونم
خدا برا هممون شادی بخواد
من فعلا بزرگترین مشکلم
خانواده خودمن
از بس میگن
پس بیچاره ایم دیگه مخصوصااا من
من واقن دوس دارم تا عید یه نینی ناز از پرورشگاه بگیرم انقدم غصه نخورم🥺🥺🥺
از همون موقع هم دیگه بی بی چک نخریدم😐🫠
اره بابا نگیر بذار قشنگ درست حسابی تاخیر بخوری بعد
این روزا هم میگذره
ما بجز اینکه امیدمون ب خدا باشه و از خودش بخوایم چاره ای نداریم.

من تو این ۵ سال روزایی شده با خدا دعوام شده، قهر کردم، خواهش کردم، التماس کردم ، خودمو ب بی خیالی زدم، قربون صدقه اش رفتم

ولی بازم چشم امیدم فقط و فقط به خودشه که برام معجزه کنه
قربون دل مهربونت 🥲🫂
من اهل دعوا و قهر نیستم، ولی گریه کردم، جدی حرف زدم، خواهش کردم
یکی دو روز اوکیه، بعدش دوباره روز از نو روزی از نو
هانی خندم میگیره😁
به ی نقطه ای از افسردگی رسیدم حتی همسرم میگه مثلا این ماه شاید شد
یا مثلا علائم داری نداری غش غش میخندم
مجبوری تحمل کنی و یه جوری از سر خودت بازشون کنی
درک میکنمم😅 همسر منم دوس داره هرماه علائم ببینه ازم
اره دارم تحمل میکنم ولی صبرم داره تموم میشههه
من واقعا نمیدونم تمام درداش و بدبختیا مال ماهاست این مردا چشووووونه
من فعلا دوماهی هست قهرم😅😅😅 تا ببینم کی اوکی میشم اشتی میکنم یا ن
وای اره والاااا🙄🙄🙄
باید یه سیکلم اونا تجربه کنن
منم خیلی دلم میخواد.
همسرم میگه یکی دو سال دیگه صبر کنیم، بعدش اگه واقعا دیگه راهی نبود بریم بچه بگیریم، ولی من الان واقعا آمادگیشو دارم
منم همینم
هر بار ک همسرم میپرسه ، میگم چرا دوقلو حامله ام ، مگه خبر نداری😂
پس ایشالا باهم میگیریم😍😍
خوب میفهممت
والا بخدا ی نمونه میخوان بدن کلی ادا در میارن😒
یادمه چقد سر ازمایش اسپرم مقاومت میکرد و من اشک ریختم تا رفت ازمایش داد تهش معلوم شد مشکل دو طرفس
ارههه نمیدونم چی بگم خدا اینارو با کلی باگ آفریده
😅😅😅😅
من آخه همسرمم مشکل داره، باید دارو مصرف کنه، حتی اگه لازم باشه تسه بشه، ولی همکاری نمیکنه
میخندیما ولی قلبمون پاره پاره هس🫠
عزیزم همسر منم مشکل داره
قهرت طولانی شده😂
من نهایت دو هفته، بعدش سریع آشتی و بوس و بغل🤣🤣🤣🤣
ازمایش اول مورفولوژی ۱.۵ بود
واسه iui ی ازمایشگاه دیگه شده بود ۶
😐😐😐😐 آقا همینو دست گرفته که ۶ شده پس
از خدا میخوام انشاالله به هردومون فرزند صالح و سالم عطا کنه
شوهر من ۵ ساله هر ماه میپرسه
تازه هر بارم میگه من میدونم این دفه حتما میشه
😑
بازم خوبه
برا ما مورفو صفره🤐
🫠🫠🫠
دیگه انقد تو این تاپیک انشاالله و ماشاالله حواله هم کردیم خندم میگیره باز بگم
ولی انشاالله خدا خودش برامون درست کنه🥲
تو هم مثل شوهرت بیخیال شو فقط مسیر رو برو
تو فکر نباش با فکر کردن و غصه خورد چیزی درست نمیشه هیچ بدتر مشکلات جدید هم میاره من ۸ سال غصه خوردم ولی دیگه رها کردم
میدونم سخته دردناکه ولی چه میشه کرد
بعدم با شوهرت صحبت میکنی خدارو شکر کن آدم منطقیه درست مشکل خودشه ولی خیلیا شوهرشون مشکل داره جوری رفتار میکنن انگار تقصیر خانوم که بچه براش نمیاره و بی شعوره
باهاش صحبت کن واسه اسپرم اهدایی خیلی ها اینجوری باردار شدن هیچ نگران نباش
از خدا میخوام که شوهرت خوب بشه و مشکلتون برطرف بشه خدا همه ناممکن ها رو ممکن میکنه مطمئن باش

تا آخر امسال صبر نکن پیگیر درمانشم باش ببرشم پیش روانپزشک
🥲 خدا برامون بهترینهارو رقم بزنه
الهی عزیزم🥲
خودتو ناراحت نکن نرگس جان
درست میشه
حساسیت به چه داروهایی داری؟
هورمونی؟
من ۳ سال پیش بهش فکر کردم که سقط آخرم بود
افتادم تو فکر بچه آوردن از پرورشگاه
و حتی به اینم فکر کردم و تحقیق کردم که تا چند سالگی باید بهش بگم
و گفتن از طرف بهزیستی خودشون مشاور دارن با بچه صحبت میکنن
به اینم فکر کردم تو جمع چجوری رفتار میکنه
به اینم فکر کردم چجوری باهاش رفتار کنم باید زیر نظر مشاور یا روانپزشک باشم که باهاش رفتار کنم کمبودی حس نکنه بگه من چون از پرورشگاه آوردی اینجوری رفتارت چجوری رفتار کنم زیاده روی نشه تربیتش بد باش
ه
اونم رها کردم گفتم خدایا هرچی صلاحمه سرراهم قرار بده از عهده من خارجه نمیتونم بیشتر از این بهش فکر کنم سپردمش به تو
این جمله برا من کولاک میکنه بچه ها
خیلی کارها ذهنم درگیرش کرده بود همین که گفتم رها کردم معجزه کرده بخدا
امتحان کنین
ولی باید بعدش بهش اصلا فکر نکنین
۱۱.۵ 😁 ساااال🫠
میخوام اقداممو بردارم نظرتون چیه؟
از خدا ناامید نشین توروخدا
جوری سوپرایزتون میکنه که خودتون هم متوجه نشین چیشد چجور شد
شما این همه ساله ناامید نشدی
داد بهت؟ نه نداد
😞 به چ امیدی اخه
کاش بتونم
همه تلاشمو میکنم
خیلی تصمیم سختیه
ولی اخرین راهمونه
مخصوصا واسه من کلا تنها راهمه
فقط زمان کنار اومدن باهاش یکم زیاده
خوشگلم همسرم میگه اهدایی اصلا
ولی پرورشگاه اوکی تره
دردم یکی دوتا نیست
صلاحم تو ندادن بود هانی
الان بهش فکر میکنم میگم خدا چقد منو دوست داشت که تا حالا نداد
یه سری اخلاقیات همسرم همیشه من وادار میکرد دعا کنم بگم خدایا هرموقع صلاح دیدی بهم بده
من واقعا همیشه دعام همین بود و الان بهش فکر میکردم اگه من ۱۱ سال پیش بچم به دنیا اومده بود هم اون بچه اذیت بود هم من پیر شده بودم
و اینو ممنون خدا هستم
بعضی وقتا آدم تو موقعیتش قرار میگیره احساسات بهش غلبه میکنه و فک میکنه بچه فقط کمبود این رابطه اس درصورتی که وقتی آدم از خارج از گود به زندگیش نگاه میکنه احساسات رو میذاره کنار میگه خدایا صلاح دیدی بده و تمرکز از رو بچه برداشته میشه
میتونی منم تونستم
خدا بزرگه نگران نباش
خدارو چه دیدی طبیعی باردار شدی
ناممکنی برا خدا وجود نداره اینو مطمئن باش
توکل به خدا عزیزم
مشکلت رو بسپار به خدا هانی
بذار خودش درستش کنه
انقد زور نزن
از دست تو کاری ساخته نیس
قانون های دنیا رو باید یاد بگیریم
من ۳ سال قانون های دنیا رو یاد گرفتم
تحقیق کنین یاد بگیرین قانون های دنیا
خیلی چیزا بدون عذاب به دست میاد
بذارین یه چیزی براتون تعریف کنم
من ۱۵ شهریور عمل کردم خواهرم اومد پیش
مامانم اینا باید اثاث کشی میکردن نتونست بیاد
۱ ساعت نیم با خونه بابام فاصله داریم
مامانم اینا نیومدن پیشم و من انتظاری هم نداشتم چون شرایطشون رو درک کردم
همسرم به شدت ناراحت و عصبانی شده بود از رفتارشون میگفت عمو زن عمو چرا نباید بیان به دخترشون سر بزنن هرچی باهاش صحبت میکردم بدتر آتیشی میشد بدتر ناراحت میشد
چهارشنبه گفتن جمعه میاییم
منم به شوهرم گفتم میوه و سیله آماده کن میخوان بیان میگفت بگو نیان اگه اومدن بهشون بی احترامی میکنم بعد میگفت من اصلا میرم بگو رفته سر باغ
منم انقد ناراحت بودم
دیگه کم آوردم هرچی باهاش صحبت میکردم اصلا فایده نداشت میریختم تو خودم غصه میخوردم
مامانم اینا ۱ ساعت دیگه میرسیدن روز جمعه
شوهرم رفت وسیله خرید سریع اومد دوش گرفت رفت منم انقد ناراحت بودم گفتم الان میان زشته خیلی اذیت شدم
یهو گفتم فاطمه بسپار به خدا ولش کن
گفتم خدایا از دست من دیگه کاری برنمیاد من تلاش خودمو کردم واسه متقاعد کردنش سپردمش به خودت خودت درستش ‌کن بی احترامی نشه بینشون درسته فامیلیم ولی خب پرده احترامات برداشته بشه فامیل و غریبه نمیشناسه
هیچی
پیامش دادم گفتم بیا زشته اینجوری آبرو من کم میشه از کسی انتظار نداریم بعدم من باهاشون صحبت میکنم بزار از من ناراحت بشن نمیخوام از تو ناراحتی به دل بگیرن
یکم دوباره پیامش دادم نرم شد
گفت بنزین میزنم برمیگردم
و خداروشکر اتفاقی نیوفتاد حتی بهترین شکل هم مهمونی تموم شد

اینم بگم پدر و مادر خودش ۳ روز بعد عمل من اومدن ازشون ناراحت بود میگفت باید زودتر میومدن و همون روز که اومدن ساکت بود باهاشون درست حرف نمیزد یکی درمیون جواب میداد تا بهش چشم غره رفتم گفتم این چه رفتاریه خودشو جم کرد خب عمو اینا گناه داشتن آدم که بیکار نیس شاید نتونستن بیان از کسی که نباید توقع داشت
این داستان رو تعریف کردم که بدونین فقط بسپارید به خدا نتیجه میده
نمیدونم چقد طول میکشه ولی بزارین هرموقع صلاح دید بهتون بده
برداشتم اقداممو😁
من هم اصلا از اول اقدام نزدم چون فکر میکردم بلافاصله میخواد برام هفته های بارداری رو بزنه که نشد 😔
پس دیگه هیچ وقت اقدام به بارداری نزدم
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه