Ooma
پرسش (1404/12/15):

خداوند درون دلهای شکسته است

هر گاه به او پناه بردم، نجاتم داد
تنها اوست پناهگاه امن من...
تنها اوست دل آرامی که دل را ابدی رام میکند...
تنها اوست که نا ممکن را ممکن میسازد اما اگر بدانی...
تنها خود اوست که قادر است دریا را برای یک نفر بشکافد...
او مسکن درد نیست علاج درد است...
اوست رفیق لحظه هایی که زمان می ایستد و دنیا بر قلبت سنگینی میکند...
اوست که تنهایت میگذارد اما رهایت نمیکند...
اوست که وقتی دلت شکست، وقتی دلت را شکستند نظاره گر است و فراموش نمیکند...
او امن است مطمعن است اگر او را بخوانی به جای غیر، اگر از بخواهی به جای غیر معجزه میکند...
ایمان داشته باش، صبور باش...
او را شریک اشکها و لبخندهایت کن...
او را به یاد بیاور که چگونه تنهایش میگذاری و تنهایت نمیگذارد... تو گاهی هستی و او همیشه هست...
تو فقط تمنا میکنی و او فقط اجابت میکند...

وه خدای من چقدر بزرگی...
امشب برایت مینوسم و برایم رقم بزن هر آنچه در دل دارم...
دل آشوبه هام را با تو گفت و گو میکنم و به خودت پناه می آورم...
پناهم باش... پنااااه

من به تو دل سپرده ام و میدانم و میدانم که تو دلم را آرام میکنی🤍🤍🤍

قشنگ بود🤌
ایمان من به تو چون رشته طنابی است که خودم سالها و روزها و ماه ها با رگهای تنم بافته ام...

علاقه ی من به تو چون عشقی است دیرین. چنان که گویی تو را در خوابهایم، در کودکی ام، در محله قدیمی مان دیده ام...

وقتی به تو فکر میکنم تمام وجودم به تلاطم می افتد و ناگاه شانه هایم شل میشود و دستهایم رها میشوند و سرم را آرام بر شانه ات میگذارم...

عشقت را فریاد نمیزنم. تو عشقی هستی که می بایست در قالب کلمات ظریف و با ایما و اشاره ابرازت کرد...

تو برای من همه کسی... تو برایم فراتر از یک خدایی...
ای خداوندی که شاهکارت در خلقت زیبایت نهفته است. تو برایم فراتر از یک خدایی‌؛ تو برای من قلبی هستی که در سینه ام میتپد...
تو برایِ من، خودِ منی🤍

خداوندا من غره به خویش نیستم اما میدانم که اگر «حق» باشد، دنیا را بخاطر من باطل میکنی❤️

خدای من زیباترین و لطیف ترین... من بدون تو سرگردانم... سرپناهم باش💚
ممنونم🌱
واقعا زیبا بود قلبم آرام شد
اگر بازم همینجا متن میزاری اعلان روشن باشه
خوشحالم که آروم شدی عزیزم
خودمم وقتی نوشتم آروم شدم🥺
حرف زدن با خدا خیلی قشنگه
بهش فک نکرده بودم اگه بهتون آرامش داده نوشته هامو اینجا میذارم من بعد
بلد بودنم نمیخواد ولی یوقتا نمیدونی چه جمله ای بکار ببری حرف دل بود واقعا
شما قبلا هم چندباری دلنوشته گذاشتی اوما؟
خیلی خیلی
گاهی میری دلتو به غیر خودش به کس دیگه نشون میدی باز مجبوری برگردی سر خونه اول پیش خودش
فک کنم آره البته قبلا
😭😭😭ممنونم ازت
اره واسه پسر نازش💔
الی جون زیبا بود❤️🫂
تو این روزهایی که همه باهم نامهربونن ممنون که مهربونین❤️❤️
لطف داری بانوی قشنگم🤍😘
عزیزی گلم🤍💚❤️
ناگاه که لابه لای هیاهوی زندگی
به خاطرم قدم میگذاری
زمان می ایستد.

و تو به تنهایی
غم من!
دنیای من!
تک ستاره ی قلب من!
میدرخشی...

و به من چه میگذرد؟
در آن لحظه ی ناشناخته...
که با خود نیز بیگانه میشوم.

میدانی مادر؟
در آن لحظه
من نیست و نابود میشوم.


نیستی را طلب میکنم
که از خاطرم برود،
هر آن چه بر ما گذشت.


جان مادر!
نبودنت،
به قدر تمامی دنیا
بر قلبم سنگینی میکند.


جان مادر!
تک تک لحظاتم،
چه قدر خالی اند
بی تو!

جان مادر!
تا قیامت
با قامتی خمیده
بر این خاک
سینه خواهم زد
حسین حسین یاحسین!
مظلوم حسین یا حسین!
ممنونم‌ازت❤️❤️
دوباره و سه باره خودم متنهارو

...داشتم فکر میکردم چی تو قلبت میگذره که رو کاغذ میاری ؟
چی بگم عزیزم
ایشالا که دلتون هیچ وقت غم نبینه
اگرم غم دید اندازه ی تحملتون باشه🤍
حس میکنن غمت سنگینه
الهی قلبت ارام باشه
ممنون عزیزم
ایشالا که آرامش تو زندگیتون جاری باشه🤍💚
خدای عزیز و مهربانم
از زیباترین لحظات عمرم لحظاتی ست که از همه بریده ام و ناگاه وجودت در تمام تنم حس می‌شود... و من با فراغ بال و ایمانی استوار و عشقی عمیق به تو پناه می آورم و به درگاه پاکت اطمینانی دیرینه دارم.


از آن روز که دستم را رها کردی تا حس کنم جای خالی ات را...
و برای داشتنت خودم میدانم و خودت که چه ها نکردم...
خدای من تنهایم نگذار... تنهایش نگذار... او را به تو سپرده ام. او دل کوچک تنهای من است. او پایان تمامی دعاهایم است. او عزیز کوچک من است. تمام دلگرمی ام آغوش امن توست که او را در بر گرفته.خدایا نگذار جای خالی ام را حس کند. 💗🤍
مادر...
کاش بودی وقتی که به هجوم طعنه ها خندیدم.
کاش بودی وقتی که تمام بدنم آغوش مادرانه ات را طلب میکرد.
کاش بودی وقتی که تمام مادرها بودند...
همه به اجبار و از سر اکراه برایم مادری کردند اما نشد...اما نشد جای خالی ات پر شود...
وقتی همه به مادرشان تکیه کردند تو به من پشت کردی...



مادر طعنه شنیده ای؟سکوت کرده ای به اجبار؟ غم بی مادری را چشیده ای؟
پس چرا برایم مادر نبودی؟مگر خودت دختر نبوده ای؟ مگر تمام احساسات مرا زمانی از سر نگذرانده ای؟



کاش تو بودی... میدانی وقتی مادری نباشد در تمام زندگی دست هایت رها شده و آواره ای. مادر مگر نمیدانی جای مادر را کسی پر نمیکند؟
مادر چگونه این همه خوشحالی وقتی که من این همه غمگینم؟



مادر خودت بگو چه بگویم جواب سوال مادرت کجاست؟ بگویم کجایی؟هر چه بگویم هزاران علامت تعجب نصیبم میشود.
چگونه بگویم هیچ مشکلی نیست؟چگونه بگویم مادرم وانمود میکند هیچ مشکلی نیست وقتی که هیچ کجای زندگی من نبوده؟ وقتی که همیشه بوده و هیچ وقت نبوده است؟



چقدر شیرین است!
برای دیگران داشتن مادر...
و برای من چقدر تلخ است!
خنده ای که بر لبانم خشک میشود
و غبار حسرتی که در دلم مینشیند؛
وقتی که مادری برای دختری مادری میکند....


آه مادر
آه مادر
چه بگویم وقتی که نمیشود با تو سخن گفت...
وقتی که شنیده ها نشینده میگیری، چه بگویم؟
آه مادر...
آه مادرِ( من!!!!؟؟؟؟؟)
مادر...
کاش بودی وقتی که به هجوم طعنه ها خندیدم.
کاش بودی وقتی که تمام بدنم آغوش مادرانه ات را طلب میکرد.
کاش بودی وقتی که تمام مادرها بودند...
همه به اجبار و از سر اکراه برایم مادری کردند اما نشد...اما نشد جای خالی ات پر شود...
وقتی همه به مادرشان تکیه کردند تو به من پشت کردی...



مادر طعنه شنیده ای؟سکوت کرده ای به اجبار؟ غم بی مادری را چشیده ای؟
پس چرا برایم مادر نبودی؟مگر خودت دختر نبوده ای؟ مگر تمام احساسات مرا زمانی از سر نگذرانده ای؟



کاش تو بودی... میدانی وقتی مادری نباشد در تمام زندگی دست هایت رها شده و آواره ای. مادر مگر نمیدانی جای مادر را کسی پر نمیکند؟
مادر چگونه این همه خوشحالی وقتی که من این همه غمگینم؟



مادر خودت بگو چه بگویم جواب سوال مادرت کجاست؟ بگویم کجایی؟هر چه بگویم هزاران علامت تعجب نصیبم میشود.
چگونه بگویم هیچ مشکلی نیست؟چگونه بگویم مادرم وانمود میکند هیچ مشکلی نیست وقتی که هیچ کجای زندگی من نبوده؟ وقتی که همیشه بوده و هیچ وقت نبوده است؟



چقدر شیرین است!
برای دیگران داشتن مادر...
و برای من چقدر تلخ است!
خنده ای که بر لبانم خشک میشود
و غبار حسرتی که در دلم مینشیند؛
وقتی که مادری برای دختری مادری میکند....


آه مادر
آه مادر
چه بگویم وقتی که نمیشود با تو سخن گفت...
وقتی که شنیده ها نشینده میگیری، چه بگویم؟
آه مادر...
آه مادرِ( من!!!!؟؟؟؟؟)
جمله هایی که در ذهنم مرور میشوند
و بر قلب سنگی ام حک میشوند.


از خاطر نخواهم برد.
خدایم از خاطر نخواهد برد.
تمام حرفهایت را به خدایم گفتم و اوست کسی که نگه دار من است.
اوست کسی که بنده دل شکسته اش را رها نخواهد کرد.
اوست کسی که شب هنگام آغوش امن معرفتش به رویم باز است و پناهی است برای قلب شکسته ام.

از ماندنت بیمی ندارم. از نمادنت نیز بیمی ندارم. چه تفاوتی دارند؟ وقتی که در سینه ام جایی نداری.

چه تفاوتی دارد وقتی که تمام پرده ها را دریدی؟
🥺
دردها را مینوسم تک به تک
سینه ام را رو به تو وا میکنم


خدای مهربانم امروز شاهد شکستن و تکه تکه شدن قلب بنده ات برای چندمین بار بودی....
بنده ای که تمام توان و تلاشش را برای پایداری و حفظ خانه و زندگیش نادیده میگیرند. قلبی که میشکند و غمی که انباشته میشود.

خدای من مرا به خود وامگذار... من بنده ی تو... من دختر تو... من خواهر تو...همه ی کسم باش...

به تو میسپارم دردهایم را و دشنه که در سینه دارم.
به تو میسپارم تمام غم و اندوهم را.
به تو میسپارم کسی را مادر و طفلی را آزارانید.
مادری که با اشکهایش کودکش را تغذیه کرد.
به تو میسپارمممم...
به من کمک کن. توانی بدم قوی تر از پیش. کارها را بر من آسان کنم.
سفر را در نظر دشوار که نه آسانتر از دشوار نما...

و به من کمک کن که از خانه ی غم و اندوه دور و به خانه عشقت نزدیم شوم.

خدای مهربانم به بزرگیت و عدالتت شک که نه یقین دارم.
سرم را بر بالشت محبتت میگذارم و به امید رحمتت چشم بر هم مینهم.


بنده ی عزیز و دردانه ات، الی
محبتت را فراموش نکرده ام. 🤍
قلبت ارام عزیزم
ممنون قشنگم. همچنین🤍🤍🤍
خدایا شکرت بخاطر اعتمادی که بهت دارم🤍
مامانی یاد لحظه لحظه ی وجود نازنینت افتادم. لحظه هایی تو دلم بودی و چقد من خوشبخت بودم. خوشبخت ترین مادر دنیا...

وقتی فهمیدم تو رو دارم خواستم کسی نفهمه چقد خوشحالم کسی ندونه چقد عاشقتم خیلی عادی برخورد کردم تا غوغای عاشقیمون فقط میون خودمون دوتا بمونه.
وای مادر دیدی چی شد آخرش؟ چجور بگم چی شد عاخه...بمیرم واسه قلب دوتامون که از هم جدا شد... مامانی این حقمون نبود. عاخ بمیرممم مامان... تو عزیز قلبمی مامان. تا دنیا دنیا باشه تو عزیزترینی برا مامانت پسر قشنگم. پسر کوچولوم.
پرنده مامان. قلب مامان که پرنده میشی و میای بهم سر میزنی...
مامانی یه دنیا عاشقتم. قلبم ببخش که بی تابی میکنم. ببخش که اکای مامانت موقع ظرف شستن شالاپ شالاپ میفته تو سینک
ببخش که وقتی بیشتر از چند دقه خودمو تو اینه نگاه میکنم گریه م میگیره.
ببخش که شبانه روز تو افکارم با تو حرف میزنم و بهت فک میکنم و سرتو درد میارم.


مامانی😍
از خدا یه چیز میخوام.دستتو حلقه کنی دور گردنم بگی مامانی. یعنی میشه؟ 🥺
خدا جونم خیلی دلتنگشم
میشه مراقبم باشی
خدایا آخرش چی میشه؟
من نمیتونم تحمل کنم این دوری رو
یه نشونه یه راه خوایا با یه زبونی با من حرف بزن و قلبمو آروم کن اگر که سزاوارشم.
اگرم نیستم قبول تا همیشه درد میکشم اما تو کنارم بمون. دستمو ول نکن.

خدا جونم یادته اون لحظه؟بهت گفتم خدایا کمکم کن من جز تو کسی رو ندارم. خدایا از تصور اون لحطه هم مغزم آتیش میگره. نفسم بند میاد و دلم میخواد بمیرم. انگار با پاهای یخ روی آتیش سرخ راه میرم. دردم خیلی زیاده خدا.... خیلی...اونقدر زیاد که زندگی و نفس کشیدن برام سخت شده. کمکم کن...
دعای ۱۴صحیفه سجادیه

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا اعْْتُدِيَ عَلَيْهِ أَوْ رَأَي مِنَ الظَّالِمِينَ مَا لَا يُحِبُّ
دعای آن حضرت هرگاه بر او ستم می‌شد یا چیزی را که از ستمگران خوش نداشت مشاهده می‌کرد
( 1 ) يَا مَنْ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلِّمِينَ
(1) ای آن‌که اخبار شاکیانِ از ستم، بر او پنهان نیست!

( 2 ) وَ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ فِي قَصَصِهِمْ إِلَى شَهَادَاتِ الشَّاهِدِينَ .
(2) و ای آن‌که نسبت به ستمی که بر ستم دیدگان رفته، نیاز به شهادت شاهدان ندارد!

( 3 ) وَ يَا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ مِنَ الْمَظْلُومِينَ
(3) و ای آن‌که یاری و نصرتش به ستم دیدگان نزدیک است؛

( 4 ) وَ يَا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظَّالِمِينَ
(4) و ای آن‌که مددکاری‌اش از ستمگران دور است!

( 5 ) قَدْ عَلِمْتَ ، يَا إِلَهِي ، مَا نَالَنِي مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ مِمَّا حَظَرْتَ وَ انْتَهَكَهُ مِنِّي مِمَّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ ، بَطَراً فِي نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ ، وَ اغْتِرَاراً بِنَكِيرِكَ عَلَيْهِ .
(5) ای خدای من! محقّقاً می‌دانی، از (فلانی فرزند فلانی) ستمی به من رسیده که او را از آن ستم نهی کردی و پردۀ حرمتم را دریده که دریدنش را بر او منع فرمودی؛ این ستمگری و پرده‌دری، از باب طغیان در نعمت توست که در اختیار اوست و براساس غفلت و بی‌اعتنایی به خشم و غضب توست که گریبان او را خواهد گرفت

( 6 ) اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ خُذْ ظَالِمِي وَ عَدُوِّي عَنْ ظُلْمِي بِقُوَّتِكَ ، وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنِّي بِقُدْرَتِكَ ، وَ اجْعَلْ لَهُ شُغْلًا فِيما يَلِيهِ ، وَ عَجْزاً عَمَّا يُنَاوِيهِ
(6) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و ستم‌کنندۀ بر من و دشمنم را با نیرویت از ستم بر من بازدار و با قدرتت تندی و تیزی ستمش را بر من بشکن و برایش در آنچه که دوست دارد، مشغولیت و سرگرمی قرار ده [تا از ستم ورزی غافل گردد]؛ و بر وجودش در برابر مظلومی که با او به دشمنی برمی‌خیزد، داغ عجز و ناتوانی زن.

( 7 ) اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ لَا تُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمِي ، وَ أَحْسِنْ عَلَيْهِ عَوْنِي ، وَ اعْصِمْنِي مِنْ مِثْلِ أَفْعَالِهِ ، وَ لَا تَجْعَلْنِي فِي مِثْلِ حَالِهِ
(7) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و ستم‌کار را رخصت ستم بر من مده و یاری‌ات را نسبت به من، در برابر او نیکو قرار ده؛ و مرا از دست زدن به کارهایی مانند کار او حفظ کن و در حالتی مانند حال او قرار مده.

( 8 ) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعْدِنِي عَلَيْهِ عَدْوَى حَاضِرَةً ، تَكُونُ مِنْ غَيْظِي بِهِ شِفَاءً ، وَ مِنْ حَنَقِي عَلَيْهِ وَفَاءً .
(8) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا بر دشمنم یاری ده؛ یاری دادن بی‌درنگی که خشمم نسبت به او شفا و کینه‌ام در برابر او وفا باشد.

( 9 ) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ عَوِّضْنِي مِنْ ظُلْمِهِ لِي عَفْوَكَ ، وَ أَبْدِلْنِي بِسُوءِ صَنِيعِهِ بِي رَحْمَتَكَ ، فَكُلُّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ ، وَ كُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوَاءٌ مَعَ مَوْجِدَتِكَ .
(9) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و عفو و بخششت را در برابر ستمی که دشمن به من روا می‌دارد، عوض ده؛ و به جای رفتار بدش نسبت به من، رحمتت را قرار ده؛ پس هر گرفتاری و سختی ورای خشم تو ناچیز و هر بلایی با وجود خشم تو معتدل است.

( 10 ) اللَّهُمَّ فَكَمَا كَرَّهْتَ إِلَيَّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ .
(10) خدایا! همان طور که ستم کردن دیگران را بر من در نظرم ناخوشایند جلوه دادی، مرا از این‌که بر دیگران ستم ورزم حفظ فرما.

( 11 ) اللَّهُمَّ لَا أَشْكُو إِلَى أَحَدٍ سِوَاكَ ، وَ لَا أَسْتَعِينُ بِحَاكِمٍ غَيْرِكَ ، حَاشَاكَ ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ صِلْ دُعَائِي بِالْإِجَابَةِ ، وَ اقْرِنْ شِكَايَتِي بِالتَّغْيِيرِ .
(11) خدایا! به کسی غیر تو شکایت نمی‌کنم و از هیچ حاکمی غیر تو یاری نمی‌خواهم، حاشا که چنین کنم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و دعایم را به اجابت برسان و شکایتم را به تغییر وضع فعلی‌ام مقرون ساز.

( 12 ) اللَّهُمَّ لَا تَفْتِنِّي بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِكَ ، وَ لَا تَفْتِنْهُ بِالْأَمْنِ مِنْ إِنْكَارِكَ ، فَيُصِرَّ عَلَى ظُلْمِي ، وَ يُحَاضِرَنِي بِحَقِّي ، وَ عَرِّفْهُ عَمَّا قَلِيلٍ مَا أَوْعَدْتَ الظَّالِمِينَ ، وَ عَرِّفْنِي مَا وَعَدْتَ مِنْ إِجَابَةِ الْمُضْطَرِّينَ .

(12) خدایا! مرا به ناامیدی از عدل و انصاف در عرصۀ امتحان قرار نده و دشمن را به ایمنی از کیفرت امتحان مفرما تا این که بر ستمش نسبت به من پافشاری کند و بر حقّم چیره شود؛ و به‌زودی او را به عذابی که ستمکاران را به آن تهدید کردی آشنا کن؛ و مرا با اجابتی که نسبت به دعای بیچارگان وعده دادی آگاه ساز.

( 13 ) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ وَفِّقْنِي لِقَبُولِ مَا قَضَيْتَ لِي وَ عَلَيَّ وَ رَضِّنِي بِمَا أَخَذْتَ لِي وَ مِنِّي ، وَ اهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَسْلَمُ .
(13) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانی که برایم مقرر کرده‌ای موفّق دار و مرا به آنچه از دیگری برای من و از من برای دیگری می‌ستانی، خشنود ساز؛ و به راست‌ترین راه هدایتم کن و به سالم‌ترین برنامه به کارم گمار.

( 14 ) اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَتِ الْخِيَرَةُ لِي عِنْدَكَ فِي تَأْخِيرِ الْأَخْذِ لِي وَ تَرْكِ الِانْتِقَامِ مِمَّنْ ظَلَمَنِي إِلَى يَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ أَيِّدْنِي مِنْكَ بِنِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ
(14) خدایا! اگر خیر من نزد تو در این است که در گرفتن حقّم تأخیر افتد و انتقام از کسی که به من ستم روا داشته تا روز جدا شدن حق از باطل و جایگاه گردآمدن مدعیان فرو گذاشته ش
خدای عزیزم
دردهایم
غصه هایم
دل شکسته ام
اشکهایم
و تمام خواسته هایم را
در پناهگاه امنم که خلوت با توست
رها میکنم.


و کسانی را که آزرده خاطرم میکنند با وجودی که به آنها جز نیکی نرسانده ام
به تو میسپارم.


و هر آنکس که به من نزدیک شد و از راه این نزدیکی و صمیمیت قلبم را مکدر کرد، گلایه اش را به محضر عدالتت خواهم آورد.


امید است که معجزه ات به زودی زودی به ثمر بنشیند و دعاهایم اثر بخش شوند💗💮
😭😭😭🥲🥲🥲🥲
بچه های قشنگ و ناز و گوگولی مامان
چقد شما دوتا عشقید💗
قربون ف ف که عین باباییه
قربون نانا که عین مامانیه
عهد ابدی من با خدام
به آغوش کشیدنته مامان
شاید موقع بغل کردنت دوباره زنده بشم💚
بهت بگم مامان جان😍
تو هم بگی بله مامان
من که میدونم تو چه پسر باهوش و مودبی هستی مث بابات
بغلت کنم دورت بدم و بچرخیم با هم موهامو و دامنم تو باد بچرخن و تو محو چهره ی خوشحال مامانت بشی...
مگه میشه من از خدام بخوام و خدا بگه نه؟ نمیشه که
سلام خدای عزیزم
میدونی که این روزا چقد دلگیرم
چقد دلم آغوش امن مادرانه و صمیمیت خانه ی پدری رو میخواد.
قلبم رو اونقدر از عشق و محبتت سرشار کن که در نبود محبت و عشق شان خشمگین و اندوهگین نشوم و چیزی جز آرامش برای همسرم و فرزندانم در خانه جاری نسازم. 💗💚
الی جان🥲 متن های قبلیت قلبمو میسوزونه
میشه بگی پسرت چیشده ک همیشه براش مینویسی؟🥲
البته اگ دوس داری...
کاش برای وقتی که دلتنگت میشوم
خاکت را
کاش فقط کمی از خاک مقدست(برای منی که مادر و سرسپرده ی توام) را
برداشته بودم.
و به هرکجای دور و نزدیک با خودم میبردم
برای وقتی که دیگر چیزی جز دستان کوچکت مرا نمیتواند آرام کند.

کودک من
کوچک من
تمام هستی من
چگونه میشود؟
چگونه میشود تو را فقط برای یک بار در آغوش بگیرم؟
و نفسهام پر شود از هوایی که تو نفس کشیده ای...

عزیزم من تو بارداری پسرمو از دست دادم.
6 ماهه بودم
دل خسته ام از عالم دل بسته ام به ساقی

صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی

صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی

انگار تموم دنیا بسته س به تار مویی

برای این زمونه نمونده آبرویی

برای این زمونه نمونده آبرویی

آه ای خدا کمک کن من بی صدا نمونم

تاریخ عشقو باید با عاشقا بخونم

مغرور و عاشقونه اون عاشقا که مردن

این عشق سینه سوزو به قلب ما سپردن

در انتظار کاوه هم لحظه های دردیم

آهنگر زمونه س اونکه صداش کردیم

دل خسته ام از عالم دل بسته ام به ساقی

صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی

صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی

انگار تموم دنیا بسته س به تار مویی

برای این زمونه نمونده آبرویی

برای این زمونه نمونده آبرویی

پروردگارم گلایه نمیکنم برای امروزی که مرا رها کردی
برای امروزی که خواستم رها شوم
رها شدم و تو را دگر باره زیباتر ایمن تر مهربان تر و نزدیک تر از همیشه به خود دیدم
و خود را تنهاتر محکم تر و قوی تر از همیشه...


در پناه امن تو اگر از آسمان تیر هم ببارد، با دستانم سپر محکمی برا خود خواهم ساخت💚
جان مادر امشب آخرین شبی است که در خانه ای که تمام وجودت را تصور کرده بودم میخوابم.
در خانه ای که هر گوشه اش تو تاتی تاتی میکردی و من خم میشدم و دست هایت را باز میکردی و تو را در آغوش میگرفتم.
امشب از خانه ی عشق میروم. عشقی که قرار بود حضورت رنگ و بوی دیگری به آن خانه ببخشد.
قسمت این بودی تو نیامدی و من رفتم. شاید برای همیشه....
شاید این آخرین باری است که در این خانه ی کوچک رنگی که هر آجرش قصه ای دارد و ما، من و پدرت، آن را با نهایت دقت برای مامن عشق مان آماده کرده بودیم، برایت مینوسم.
برای تو... تک ستاره ی پر نور آسمان شب درختان نخل...

مادر میدانی به سرزمبن مادری ام میروم...اما کدام سرزمین؟
وقتی که تمام وطنم خاک توست...
تو مادر من
تو پدر من
تو فرزند من
تو پسر من🥺🥺🥺🥺
تو تمام هستی من

به سرزمین مادری ام میروم...
اما چه کنم که از تو دور تر میشوم. با اینکه اکنون نزدیکت نیستم اما باز هم قرار است دورتر شوم.

من پدرت و خواهر کوچیکت میرویم.
و تو....
تمام خاطرات تو در این خانه و جایی دورتر از این خانه نقش میبندد...
مثلا هر گاه کسی کنار پنجره اتاق وسطی برود همان پنجره ای که گلدان ها را نور میتاباند، شاید ناخودآگاه در آن حوالی توپ کوچیکی را اشتباهی تصور کند یا نقش دستانی کوچک بر پیکره ی گلدان ها نقش بسته باشد.
یا حتی بی هوا خم شود و پسرکی را در آغوش بگیرد.

شاید
شاید
شاید
کاش
کاش
کاش
کاش



مادر من کاش... کاش این روزها را نمیدیدم💔
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه