Ooma
پرسش (1404/01/01):

دلم خیلی گرفته بیاید

سلام دوستای خوبم
هستیددردودل کنیم
دلم ازیکی ازدوستام شکست توبارداریی اولم ضربه ی بدیی بهم زدالانم ک الان دوسدارم بهش ضربه بزنم ونمیتونم ودرحدتهدیدباقی مونده
ازش بیزارم وقتی میبینم حالم میگیره خفه میشم
امروزم بهش گفتم تاابدنفرینش میکنم ب هزارویک دلیل ک من واسیربیمارستاناکرد

نمیدونم چیکار کرده ولی خودت بارداری حساسترم شدی
بخاطر بچت ب فکر ضربه و این چیزا نباش
هرچند تقریبا حستو درک میکنم
بیشترین ضربه ایی ک زده همون بارداریی اولم ب پسرم زدک کلی خاطرات بدبرام ب جاگذاشت روی ناحق
فک کن صمیمیترین رفیقم
اصن یادم نمیره
عزیزم یکم حساس شدی تو بارداری
و اتفاقات گذشته ناراحتت می‌کنه
بهت خیانت کرده دوستت...
خیلی اذیتم میکنه
ولی اون نمیدونه ک باردارم یعنی نگفتم
کلی بحث کردیم الان ک پسرم کم مونده ۲ساله شه ازیک ونیم سالگی پسرم اون کینه اشو ب رخ کشید
منم گفتم توبارداریی این بلاروب سرم اورد وب روت نیاوردم ورفاقت کردم ولی تو خودخواه ترازاین حرفابودیی ونمیدونستم
دوران بارداریی ک ضربه باهم قهرکردیم تاپسرم دنیااومدبامادرش اومدپیشش ک باعث آشتیمون شد
ولی نمیدونستم دوباره میخادضربه بزنه
اخه روی واقعاهیچی بهم ضربه زد خیلی میسوزم
عزیزم اگه دوست داشتی واضح تر بگه منظورت از ضربه چیه
ببخشید من هرچی میخونم بیشتر متوجه نمیشم دوستت چکار کرده میشه بیشتر توضیح بدی؟
چون تو بارداری ادم حساس ترم میشه و کار کوچیکو بزرگ جلوه میده
ن نمیشه
😐😂 تو حرف نزن با صاحب تاپیکم
من بارداربودم
این دندونش دردمیکردتودستش پول بود
گفتم ببردندونت رودرس کن دردنکش گفت ن میخام بدم مبل بخرم خونه ی بابام فرداخواستگاربیادسرم پاایین نباش
گفتم باشه هررطورراحتی ولی دردداره نابودت میکنه
فردارفتم خونشون حالشوبپرسم
مامانشوپرکرده بود مادرش بهم حمله کرده هرچی گفته اینم شوهرمیکنه ودندوناشودرس میکنه گفتم بخدامن منظوریی نداشتم وازسردلسوزیی گفتم همینوگفتم واومدم پاایین زدم زیرگریه اومدم کلی هرچی ازدهنم دراومدتواس بهش گفتم
ولی اون پاشداساموآوردب خانوادم نشون دادوحرفایی چن سال قبل میزدیم وب شوخی نگوکینه نگه داشته بود واوناروهم قاطی ایناکرده بودگفته توخونه دلخوریی بزرگی افتادک چرادلسوزیی کردم فشارم رفت رو۱۸ وپسرم آریتمی گرفت وبستریی شدم وتاب دنیادکلی استری واسیربیمارستان ونذرونیاز ک خدایاهیچی نشه
بعداینک پسرم ب دنیااوومدپاشدباماددش اومد
مامانم گف کینه نگه ندارگفتم باشه دلی رفاقت کردم
ی بارنزدیکیاگفتم بیاخونمون بازکینه ی چندسال قبل روب رخم کشید
گفتم تاالان ب روت نیاوردم ک چیکاکردیی باردارییم وچیشدبهم ولی منم ازت دلم شکسته والانم ک الان صاف نمیشه دلم ودوسدارم ضربه ایی بزنم ک تاعمرداره یادش نره ولی نمیتونم
هرچی میگم میره عین بچه دوساله هامیزاره کف دس مادرش
اونم میادب مامانم منفجرمیشه وهرچی میگ ومامان منم ک دنیای صبوریی وسکوت میکنه میگ ول کن بسپارب خدااا
چرا تموم نمیکنی برای همیشه
ببندش
بنظرم من ارزش این رفیفت از سگ کمتره.
حیف وقت و اعصابت.
من باشم بلاکش میکنم محل هم نمیزارم.
آخه اصلا ارزش نداره.
دوران بارداری خودش دردسر بزرگ بعد خودت هم دردسر میخری.
ولش کن. اهمیت نده
دوستی برای همیشه تموم کن و این ظلم بزرگ ب جنین تو شکمت نکن
و مخصوصا بچت و مخصوصا ظلم ب زندگیت. داری بهترین دوران عمرتو پای به آدم بی ارزش حروم میکنی
حالا خیلی واجبه بااین رفاقت کنی
شوهر کرده یانه؟
فکرتو برای این دوستت خراب نکن
بندازش اشغالی برای همیشه
بوی ترشیش از دور هم میاد 😂😂
واقعا ارزش دوستی نداره کینه ش رو هم فعلا بزار کنار ک خدای نکرده دوباره تو این بارداری برات اتفاقی نیوفته
خب چرا قطع ارتباط نمیکنی باهاش؟
والا ما فامیل حرف مفت بزنه خطش میزنیم این که دیگه دوسته حالا هرچقدر صمیمی و قدیمی باشه
برای چی اعصاب خودتو با همچین آدمایی خراب میکنی
اره فک کنم شوهر گیرش نیومده
داره کرم میریزه🤣😐
همون
من اصلا نمی‌فهمم چرا سلام علیک میکنه باهاش.
اره واقعا
الان دیگه حوصله و اعصاب حرفای مفت فامیلو نداره آدم چ برسه به دوست
من خالم یه حرفی زده بود بهم برخورد 3 سال باهاش قهرم.
رفیق ک همون قدم اول خط میخوره
من چی بگم از عمم؟
حوصلشو نداشتم واکنشم نشون ندادم به حرفاش فقط دیگه کاری ندارم ب کارش
منم اهمیت ندادم قطع ارتباط کردم.
یکی از دوستام عروسیش دعوت کرده بود؛ ما هم دم عیدی چن وقت بود دنبال نقاش برا خونه بودیم؛ نقاش هی امروز فردا میکرد؛ دقیقا یه روز قبل عروسی؛ نقاش گفت میام، منم تو شهر غریب دست تنها؛ اون شب تا ساعت ۳ ۴ صبح وسیله جمع کردم؛ هرچی فک کردم دیدم نقاش تو خونه من چطور برم حموم چطور آماده شم؛ خونه خواهری مادری هم نیس برم اونجا؛ دیگه جمع کردم رفتم شهر مامانم اینا تا نقاشی تموم شه. به دوستم پیام دادم و کلی عذر خواهی کردم و گفت شرایطی پیش اومد نتونستم بیام. بعد عروسی میام خونتون. جوابش این بود
برا کسی که عروسی نیاد خونه نداریم.
ببین ینی کلا از دایره دوستی حذفش کزدم. خودش بعدا اینستا فالوم کردم لایک کرد، از طریق یکی از دوستای مشترک خواست بگه که پشیمون شده ولی دیگه ای فایده ای نداشت و نداره.
دوست کسی نیس که بگی مجبورم.
اگر مادر سا پدرت بود بله خیلی سخته‌ هیچ کاری نمیشه کرد. ولی برای دوست واقعا ذره ای ارزش نداره این بلاها سرت بیاد
😂😂😂😂
عزیزم وقتی رفیقت حتی نزدیکترینش ی بار اونم تو بارداری بهت ضربه زده باید میذاشتیش کنار کاملا نه اینکه رابطه داشته باشی و بخوای باز باش حرف بزنی که تهدید یا نفرینش کنی
به قول دوستان چرا خط قرمز نمیکشی دورش تا ابد؟
اشتباهت اینه بعد ضربه باز باهاش آشتی کردی و ادامه دادی
تموم شدبرااابد
ولی حرفاموهم گفتم ولی نتونستم اون ضربموبزنم نتونسنم
میسوزم
آره بخداااا
حیف شدم تموم کرد
خدابه حق این شبانگذره ازش فقط
همین ک این سم بندازی دور
ضربه زدی کافیه. خودتو با آدم احمق درگیر نکن
ضربه اشو از خدا میگیره واگذارش کن به خودش
ن
آره ی شوهرپیداکرد
آشغالی هم قبولش نداره
انقدرپست
دیگ نگفتم این بارداریمو
کلابلاک کردم
قطع ارتباط کردم
همون بارداریم
ولی پسرم ب دنیااومدبازقدم نهضش بازشد ومن ب اشتباه واعتماددوبارم ادامه دادم ولی یادم نمیرفت دوسداشتم زهرموبزنم بهش میدیدمش ته دلم آتیش میگرفتم میسوختم
واقعا...
بهترین کاروکردیی بخدااا
آخه میسوزم
تموم شددیگ فقط نفرینم تاابدپشتش
آره بزرگترین اشتباهم
بعضی مواقع ک میرم خونه ی مامانم اینامیبینی اونم میادخونه مادرش ایناوبامادرم ایناتویه ساختموننن مادرش اینا چشممم ب چشمش میفته هاااایعنی دوسدارم فقط ..
خداکنه
دعاااااکنیدبرام
گذشته یادم بره
وخدااااانابودش کنه همونطور ک من مادرروروی اولین بچم ک کلی ذوق داشتم نابودکرد
😐😐😐😐😐
😔😔
🤐🤐🤐
سلام عزیزم
اول برای سلامتی و آروم شدن قلب و روحت یه صلوات بفرست
دوم واگذارش کن بخدا و دیگه هم اصلا فکرش نکن که بخوای همش فکر کنی به نفرین کردن تا ابد و... چون خودت بیشتر روحی آسیب میبینی کلا هیچ وقت با وجود بچه کوچیک که پاک و معصوم توی خونه بیگناه کسی رو نفرین نکن یا قسم نخور و اینکه هیچ وقت بد کسی رو نخواه همیشه خیر و صلاح همه رو بخواه و برای عاقبت بخیری این دنیا و آخرت همه دعا کن تا خودت آرامش بیشتری داشته باشی و همه ما بنده های خدا هستیم و امکان نداره خطایی نکنیم پس ببخش تا بخشیده بشی فقط واگذار کن به خدا که آفریننده همه مخلوقات و عادل تر از هر قاضی وقتی واگذار کردی و سپردی به خدا دیگه کلا بسپار به خودش و هرچی هم بوده و بینتون چه خوشی چه ناراحتی بسپار به خدا تا کلا محو بشه از فکر و زندگیت فکر کن که اصلا همچین شخصی نبوده
خب بیاد خونه مادرش همسایه است دیگه به شما مربوط نیست کی میاد یا نمیاد کی میره یا نمیره همسایه است چهاردیواری اختیاری
سلام عزیزم
سعی میکنم انشاا..
مرسی
بله چهاردیواری اختیاریی
ولی کاش همسایه نبودیم
اصلا نگاهش نکن چه دلیلی داره چشم تو چشم غریبه بشی مسیر خودت رو برو اونم چند بار ببینه سردی کلا دیگه مسیر خودش رو میره
اون انقدرخودخواه ک انگارازکاریی ک کرده خیلی خوشحاله
و ب خیالش هم نیست
من مادرمیسوزم همین یادم میادمیسوزم
اصن ابرازپشیمونی نداره
انگارپادشاهی کرده
قربونت عزیزم الان ماشاالله عاقل و بالغی مادر دوتا بچه داری میشی اصلا هیچکی اول جز خودت که سلامتی جسم و روحت مهمه برای تربیت و نگهداری از بچه هات و دوم بچه هات تا موفق بشن و افتخار کنن به همچین مادری نباید مهم باشه برات راحت بخاطر خودت و بچه هات فراموش کن خیلی مسائل باید به عنوان مادر کنار گذاشت و باید مادری قوی بود و با اعتماد به نفس تا بچه ها خدای نکرده ذره ای آسیب نبینه
میگن مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید می‌ترسه حواست باشه تا دیگه از طرفش به هر دلیلی ضربه نبینی چه روحی چه جسمی
ب امیدخدااا
اولین بزرگترین تلخترین تجربه ی زندگیم بودتواین ۱۰سال
فدای همتون بشم
مرسی ک هستید
🥰😘😘
عزیزم واگذارش کن به خدا میدونم منظورت غرور داره و پر ادعا یعنی همون متکبر یا بقول شما انگار پادشاهی کرده همچین افراد متبکری اون دنیا آنچنان باید بخدا جواب بدن که نگو حتی آیه ای توی قرآن راجب متکبر بودنه
فقط الان ذهنم درگیر شده الان پسرتون انشاالله سالم و قلبش دیگه مشکلی نداره ؟
عزیزم انشاالله آینده پراز سلامتی و حال خوش کنار خانواده مخصوصا همسرت و بچه های گلت باشه تا کلا گذشته فراموشت بشه عزیزدلم
خدا نکنه مامان دسته گلهات
انشاالله بسلامتی دوران بارداری و زایمان رو بگذرونی و سالم و سلامت نی نی جون رو بغل بگیری🌹❤
چ جوری اسم این رابطه رو میزاری دوستی ؟
هرکسی هرکی میخواد باشه وقتی مبینی با دیدنش حس و حالت بد میشه کاتش کن ،روابط در صورتی خوبه ک باعث بشه حس و حالت قشنگ بشه و روح و روانت شاد بشه ،نهایتم چند تا چیز یاد بگیری و سطح اجتماعیت بره بالا ،نه اینک هی هرس بخوری و هربار میبینیش هزارتا مشکل قلبی ، اعصاب و ... برات پیش بیاد
اینم بزار کنار که کاش همسایه نبودیم و...همه جا خوب و بدش رو داره اونم همسایه مخصوصا آپارتمان نشینی بیشتر
شوخی کردم دیگه
میگه ازدواج کرده
دقیقا حالا خواهر نیست یا فامیل نزدیک
یه غریبه بوده که باهم دوست شدید دیگه به دلایلی این دوستی نباید ادامه داشته باشه و دوباره میشید غریبه
من با دختر داییم سال ۱۴۰۰ بحثم شد هنوز که هنوز سرسنگینم فقط در حد سلام اونم اگه جایی ببینمش کینه ای نیستم خودمم اولین بار بهش سلام دادم ولی خب دیگه مثل قبل باهاش نیستم
اصلا اینجور آدمها ارزش ندارن
کلا قطع ارتباط کن
نه فقط دوست ایشون در کل اصلا لفظ درستی نیست.شاید یکی دلش نخواد هیچ وقت ازدواج کنه نباید گفت ترشیده.خیلی کلمش زشته.
حالا خیلیام ازدواج کردن هگچین کار شاهی نکردن
اون تاوان کاری که کرده رو مطمئن باش پس میده در کل برای همیشه بزارش کنار احتمال اینکه دوباره بیاد برای دوستی هست ولی درو روش ببند نزار ادامه بده.هردفعه خواست بیاد اشتی یاد بچت بیفت و ردش کن بره پی کارش
شکرخداک گفتن ک مشکلی نداره بعد۱سال ونیم کلی استرس
کلاتموم شدبراممم
امیدواااااارم
دیگ اشتباهموتکرارنمیکنم
دیگ تموم شدبرااام
میدونم از نظر شوخی گفتم.
خیلیا خودم میشناسم کلا ازدواج اصلا نمیکنن. اتفاقا خیلی هم اوکی اند از همه لحاظ
من بادوستای مجردم این شوخی میکنم.
میگم من دم ب تله دادم شما هم باید ازدواج کنین. یعنی چی مجردی عشق و حال میکنید. من بچه بزرگ میکنم.
زودتر ازدواج کنید بوی ترشیتون همه جا گرفته.
میدونیدچیشد
نه چیشد؟
چیشد

سوالات مشابه