Ooma
پرسش (1403/02/05):

اتفاق بدی که امروز برام افتاد .

سلام دوستان ،امروز یه اتفاقی افتاد که خیلی منو بهم ریخته ،نیاز داشتم با کسی حرف بزنم ،حالم خیلی بده .
امروز قرار بود جواب ازمایشمو ببرم به دکتر متخصص نشون بدم ، مطب دکتر بغل بیمارستانی بود که شوهرم توش کار میکنه ،رفتم دخترمو دادم ب شوهرم و رفتم تو ساختمون ، میخواستم سوار آسانسور بشم که دیدم یه پسر جوون هم پشت سرم داره میاد ،درو از پشت نگه داشتم ک میخواد سوار بشه ،بتونه .
بعد من طبقه اول میخواستم برم اونم دو رو زد ، برگشت بهم گفت میتونم شمارتو داشته باشم ، منم برگشتم گفتم خجالت بکش آقا من متاهلم ، بعد سریع رفتم جلوی در آسانسور که باز شد برم بیرون ،نگو در آسانسور از اونجایی که سوار شده بودم نبود اون ور بود ،برگشت بهم گفت در اینوره ، تا اومدم بچرخم پیاده شم رفت طبقه دوم ، من دوباره یکو زدم ، دیدم دستشو دراز کرد سمتم خواست بهم دست بزنه ، من برگشتم گفتم چه گوهی میخوری ؟ حرومزاده برگشت بهم گفت اجازه هست ؟ در آسانسور باز شد سریع پیاده شدم ،درو باز نگه داشتم گفتم الان ب شوهرم زنگ میزنم بیاد حالیت کنه ، ب شوهرم زنگ زدم گفتم خودتو برسون

شوهرم تا بیاد در رفت از پله ها ، شوهرم گفت چرا نزدی تو صورتش ،دیه اشو میدادم چرا گذاشتی به این راحتی در بره ، خیلی حس بدی دارم
من خیلی پوشیده لباس میپوشم ،قبلا چادری بودم ولی بعد بچه نتونستم چادر سر کنم ،عبا تنم بود . همش یادم میفته خودخوری میکنم
عزززززیزززم.. چه اتفاق بدی
این وقتا نباید بترسی.کاش واقعا میزدیش..آسانسور دوربین نداشت؟
من اصلا تا حالا همچین تجریه ای نداشتم ، شوهرم لحن حرف زدنش ی طوری بود که انگار چرا همینطور راحت برخورد کردم چرا داد و بیداد نکردم ،چرا نزدم؟ ولی من واقعا شوکه بودم اصلا نمیدونستم تو اون لحظه چیکار کنم
فکر نکنم پوشش شما تو این اتفاق نقشی داشت..آقا عوضی تشریف داشتن ..
ترسیدم بزنمش ،نه ولی فردا شوهرم میخواد بره ببینه کجاها دوربین داره پیداش کنه
آره مریض بود بهش گفتم متاهلم
ذهنم همش درگیر جواب آزمایشم بود که مشکل داشت اصلا یه لحظه شوکه شدم این عوضی اینطوری کرد
من حامله بودم شکمم بالا بود دوتا ماسکم داشتم تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم..یارو آمد گفت چقدر شما آشنایی.؟گفتم چجوری از پشت دوتا ماسک دیدی چهرمو...صدامم بالا بردم ترسید رفت
خوب کاری کردین من اصلا تجربه این مدلی نداشتم ،چند بار مزاحمم شده بودن ولی در حد یه حرف پروندن ولی این سری اصلا شوکه شدم
اینا کارشونه..روزانه با چند نفر همچین رفتاری میکنن تا پایه شون پیدا کنن
یه پسر ۲۰ /۲۲ ساله می‌خورد بهش ، آخه نمیدونم چه فکری میکنن
الهی درد بگیرتش..احمق بی ناموس.
عزیزم ایشالا دیگه برات پیش نیاد ولی بعضی از مردا مریضن کاری به پوشش ندارن
اصلا به پوشش نیس این اشغالا هیچ فرقی به حالشون نداره که چادر داری یا ن؛فقط از من به تو نصیحت وقتی دیدی یجیزی بدون حضور شوهرت حل شد براش نگو چون دردسر میشه فک کن شوهرت میرسید و بلایی سر پسر میاورد بدبختی بود
ممنون عزیزم انشاءالله برای هیچ کسی پیش نیاد ،دقیقا
چقد ادما کثیف شدن
البته شاید شوهر شما بهتر باشه ولی شوهر من خیلی شره
آره دقیقا منم میخواستم همین بگم
اتفاقا منم اول هفته رفتم‌ دفتر پیشخوان کارم انجام بدم امدم جلو خیابون منتظر اسنپ بود یه اقایی امد گفت خانوم امکانش هست یه زنگ بزنم گوشیم شارژش تموم شده معطل شدم اینجا قیافش اصلا به مزاحم نمیخورد سن و سال دار بود ها منم دلم سوخت گفتم بگید شماره که بگیرم براش گرفتم دیدم از گوشی من زنگ زد به گوشی خودش خندید گفت شمارت میخواستم دوتا فحش دادمش همون موقع اسنپ‌امد سریع برگشتم شمارش مسدود کردم حالت خوبیش این بود خط کاریم بود ۹۰ درصد مردم شهر دارن این خطمو خیبی برام مهم نبود
آره همینطوره
اتفاقا هیچ وقت همچین مسائلی رو نمیگفتم ب شوهرم ،ولی از دست دراز کردنش خیلی ترسیده بودم ،دقیقا خودم از دعوای مردا میترسم
منم جرات نمیکنم بگم این چیزا رو یکی میگرده پیداش میکنه یکی هم منم مقصر میدونه🫥
بخدا مردا موقع عصبانیت خون به مغزشون نمیرسه والا شوهر من باشه تا طرفو نکشه ولکن نیس
حق داری اتفاق بدی بود
شوهر منم ول نمیکنه
دقیقا اصلا چیزی نبود که بخوای سریع شوهرت درگیر کنی منم از اون روز الان یهو یادم امد حتی به کسی تعریف نکردم
به چه روش های متوسل میشن عجب
منم چن مورد برام پیش اومده خاک تو سرشون واقعا
دقیقا حالا امد زد طرف و ناکار کرد دیگه بدبختیش میمونه
براهمی میگم اخه بدبختی بعدش برا ماس تهشم‌میگن شاید تو اینجور کردی اونجور کردی باهاش حرف زدی...تقصیر تویه و فلان
آره همینطوره آخرش خود آدمم مقصر میکنن ، الان از وقتی که اون اتفاق افتاده جرات نمیکنم با شوهرم حرف بزنم ، منو مقصر نمیدونه ولی اعصابش خورده رفته تو قیافه
دقیقا همشون همینن فقط شوهر تو اینجوری نیس
تو این شرایط چیکار کنم بچه ها واقعا طرفو بزنم ؟ میترسم بزنمش اونم سمت من حمله کنه !
سلام عزیزم تجربه تلخی بوده
چندتا نکته را رعایت کن دلت برا مرد ها نسوزه و باهاشون سوار اسانسور نشو، کلا تنها نباش باهاشون (خداراشکر بچه ان نبوده ترس ات ببینه)
ادم از ظاهر نمیتوانه مریض و سالم تشخیص بده،
بر عکس بقیه من میگم به همسرت بگو در جریان باشه بهتره، من خودم ی چند مورد تلفنی مزاحم سیریش داشتم گفتم مزاحمه خیلی خیلی حرف های ناجوری میزد
لعنتی اطلاعاتش هم دقیق بود مثلا گفت فلان جا دیدمت فلان لباس تنت بود و....
ما تهش این مورد گزارش کردیم به پلیس
چون هی خط عوض میکرد هرکدوم مسدود میکردم....
درسته یکم میرن تو قیافه بخاطر غیرتشونه درست میشه.....
سلام من اصلا جرات ندارم با مردی تنها تو آسانسور باشم
اگر بازم ی جا اتفاق این مدلی افتاد اول جیغ داد و دوم زدن من راهدفاعی دیگه بلد نیستم
حتی چندتا حرکت دفاع شخصی هم به همین نیت یاد گرفتم😅
چون تا حالا برام پیش نیومده بود اصلا فکرشم نمیکردم ،ولی اونقدر حس بد گرفتم ک دیگه هیچ وقت این کارو نمیکنم ‌
برای منم تجربه بدی شد و دیگه این کارو نمیکنم
اگه شوهرم پیداش می‌کرد می‌زدش شدید ، منو ی ربع جلوی ساختمون نگه داشته بود میگفت این نبود ؟ اون نبود ؟ بهش میگفتم آخه اونطور ک اون فرار کرد فکر نمی‌کنم این دور و برا باشه
خانومی دیگه اینجور مسائل رو به شوهرت نگو حداقل یه زنگ الکی میزدی جلو اون مرده.بترسه
مردا زود عصبی میشن خدایی نکرده یه بلایی سر طرف میارن یه عمر پشیمونی میمونه واسه ادم.بعدش شوهرتم دیگه میترسه تو رو تنهایی جایی بفرسته
عزیزم ان شالا چنین آدمایی دیگه سرراهت قرار نگیره. فقط دیگه به شوهرت چنین چیزایی رونگو‌.بقول دوستان اومدیم و شوهرت کارد میکشید اون طرفم کارد مثلا میکشید کار بجای باریک میکشید .مردها طاقت نمیارن یکاری دست خودشون میدن و اونوقت یه عمر پشیمونی بار میاد
منم میخاستم همینو بگم مردا خیلی حساسن الان دیگه بیشتر از قبل سخت گیرتر میشه

مریضن مریض وگرنه به پوشش نیست ، خیلی تجربه بدیه ، امشب یه گل گاو زبون داری برای خودتون دم کن بخورین یکم آروم بشین
دیگه بدتر...کار به دادگاه میکشید و حرف یکی دوروز نیست که ...پاتون هرروز تودادگاه وپاسگاه باز میشد .بازم خدا بخیر گذروند
خوشبختم ..شوهرمنم 😂من اصلا این چیزارونمیگم .برای خودم الکی دردسر درست کنم
قطعا یه عوضی بیش نبوده خداروشکر بخیر گذشت واست ولی چقد اون لحظه ترس و استرس برتداشته عزیزم
اگر ما جای شما بود یه سکته ناقصو میزدم😢
منمم وای شوهرم فقط با چشمش کار تمام چه برسه به دست 😂
بیا بغلم 😂🫂
🫂🤣
آره عزیزم خودمم به این نتیجه رسیدم که نباید بگم دیگه
زمان دانشگاه و سرکار رفتن چون تو جامعه بودم و این چیزا رو می‌شنیدم بیشتر حواسم جمع میکردم ، ولی چون الان زیاد بیرون نمیرم در حد پارک بردن دخترم بیرون میرم ، یادم رفته بود ک چقدر جامعه بد شده ،باید رو خودم کار کنم ک بتونم تو اینجور مواقع از خودم دفاع کنم و نترسم .
خدا لعنتش کنه
اینایی ک میگن ما با مردان تو آسانسور نمیریم بعضی وقتا دست خود آدم نیست یکدفعه وسط راه سوار میشه واسه من ک خیلی پیش اومده .
ولی وقتی اینجوری مزاحمت میشن برای منم پیش اومده آدم حول نمیشه اصلا نمیدونه چکار کنه
میدونم چی میگی بهار
اصلا ن بخاطر پوششت که اتفاقا خیلی ام خوب بوده
ن از این ک عکس العمل نشون ندادی ناراحت نباش

ادم این طور موقع ها شوک میزنه
فقط رو خودت کار کن ک بتونی دفاع کنی
منم مثل توام این موقع ها انگار فلج و لال میشم

ی بار داشتیم میرفتیم دانشگاه ی پیرمردی بخدا ۷۰ داشت رد شد دست زد به پام از قصد
ببن من خشکم زده بوددد و میخواستم گریه کنم

دوستم این قد با کیف زدششش
ک مردم جداشون کردن


ولی من متاسفانه قفل میکنم انگار
من اصلا نمیتونم بخوابم از ناراحتی ، خدا لعنتش کنه ، خیلی حس بدی بهم داد ، من دو روز بود به خاطر جواب آزمایشم نخوابیده بودم نگران بودم ، امشبم از سردرد این داستان خوابم نمی‌بره
همش ب خودم میگم ک آخه من چطوری رفتار کردم که آخه اینطوری کرد ، یعنی فقط خداروشکر میکنم ک دستش بهم نخورد وگرنه دق میکردم .
منم همینطوریم ، بیرون کسی چیزی بگه سریع قفل میشم ، اومدم خونه همش دوست داشتم داد بزنم .
وایی بهار
من تا چند وقت دلم میخواست پامو بِبُرم😕
عزیزم واکنشهای ما توی شرایط حساس کاملا غیر ارادیه ، مگه چند بار تو این شرایط بودی ، که بدونی باید چکار کنی؟
به شوهرت بگو وقتی خودت تو شرایط سختی قرار میگیری شوک نمیشی ؟ دست و پات رو گم نمیکنی ؟
بعدش هم پوشش ، رفتار یا هرچیز دیگه خانمها توی انتخابشون ملاک نیست فقط یه زن رو تو تنهایی گیر بیارن ، درضمن پوشش یه خانم که چراغ سبز نمیده که هر کسی هر طور میخواد رفتار کنه.
هر اتفاقی هم میفتاد با بیفته تقصیر شما نیست ، شما و شوهرت نباید خودتون رو سرزنش کنید ، اگه شما مقصری پس تکلیف اون آقا چیه؟
بعد از مدتی اگر دیدی همچنان اینطوری رفتار میکنه در آرامش بگو با واکنشی که نشون دادی دفعه دیگه اتفاقی برام بیفته بهت نمیگم ، به جای اینکه حمایتم کنی ، آرومم کنی و این رفتار رو میکنی و ممکن بود اگه دستت بهش برسه کار جبران ناپذیری بکنی.
درسته مملکت بی قانونه اما اینجور آدم ها رو باید بسپری قانون ، دور از جون آدم زندگیش از دست میره اگه کاری کنه.
امیدوارم دیگه پیش نیاد همچین اتفاقی ، اما حمله و گلاویز شدن با همچین آدمهایی خیلی خطرناکتره ، جیغ و کمک خواستن از دیگران عاقلانه تره .
یه فوبیا به زندگیم اضافه شد . منم اینکه تنها با یه مرد سوار آسانسور بشم وحشت میکنم ولی بعضی وقتا اجباراً پیش میاد من میرم گوشه ی آسانسور در عین اینکه اصلا به مرده نگاه نمیکنم حواسم کامل بهش هست یعنی تا در آسانسور باز شه نفسم میگیره
دقیقا یادمه دبیرستان دوستم بخاطر متلک تو گوش یه پسره زد اونم نامردی نکرد دوتا چک به دختره زد سر این موضوع ترک تحصیل کرد
گذشت زمان باعث میشه فراموش کنی به خودت سخت نگیر
من فوبیا عبور از پل عابر دارم ، چون خیلی دیدم به خانمها دست درازی میکنن. حاضرم فحش بخورم از راننده ها ، یا مردم بهم بگن نادون اما از پل عابر مخصوصا روی پله برقیش نرم. لاین مخالف میان دستمالی میکنن و نمیشه کاری کرد
میفهمم منم همچین حسی دارم ، خیلی بده
اما هرجا بهم کوچکترین تعرضی بشه داد میزنم ، داد ها! که همه متوجه بشن و طرف از خجالت فرار کنه
اگر بشه ازشون عکس و فیلم بگیرید ، وایرال بشه آبروشون بره که عالیه.
من تصمیم دارم بفرستم پیج محمدرضا برخورداری کل دنیا ببینن نتونن از خونه‌شون بیان بیرون دیگه
وای منم سر دردودلم باز شد .
یادم اومد راهنمایی بودم تو کوچه یه یارویی خواست به پاهام دست بزنه ، همش ۴۰ کیلو بودم ، مرد گنده نمیدونم چی تو سرش بود یه بچه مدرسه‌ای لاغر با لباس فرم سرتاپا سورمه‌ای و گشااااااد و بلند .
اینا مریضن
میگم منم اصلا تمام حواسم ب ازمایشم بود اصلا تو حال خودم نبودم ، شاید اگه ی روز عادی بود بهتر میتونستم واکنش نشون بدم .
من ی بار شوهرم داشتن عمل میکردن تو بیمارستانی ، من از شوهرم خداحافظی کردم ،اونو بردن اتاق عمل بعد من اومدم نشستم تو لابی ، یه پسر جوون که اونم مادرشو آورده بود برای عمل ،اومد کنارم گفت خانم میتونم چند لحظه وقتتون بگیرم ؟ گفتم بفرمایین برای چی ؟ گفت من ازتون خوشم اومده میتونم شمارتونو برای امر خیر بگیرم ، گفتن آقا ، شوهر منو ندیدین الان همراه با مادرتون رفت بالا برای عمل ، کلی ازم معذرت خواهی کرد گفت من فکر کردم برادرتون بود ،چون منو شوهرم خیلی شبیه همیم .
امروز این ب این یارو گفتم من متاهلم برگشت گفت ببخشید یاد اون روز افتادم گفتم خب دیگه فهمید من متاهلم ولی واکنش بعدیش اصلا خیلی منو شوکه کرد بعد من از این میسوزم که دستش دراز کرد سمتم با خنده گفت اجاره هست ؟ یعنی حالم بهم خورد ازش
😆😆😆
پیرمرداخیلی بدن
من ک دیگه بخوامم نمیتونم دیگه سوار شم ،تجربه خیلی تلخی شد برام
خدا نکنه دیگه پیش بیاد ولی همین کارو میکنم
من فوبیای خیابون شلوغ رو دارم .چون دیدم از بس شلوغه دست میبرن عقبت😑
واقعا مریضن ، خدا همچین جانورایی رو سر راه هیچ کسی قرار نده
ولی چقدر خوبه گفتن این چیزا ،باعث میشه آدم آگاه میشه ، من پل هوایی و ...رو نمیدونستم
پریسا دلم میخواست پاهام نباشن دیگ
برنامه زندگی پس از زندگی بود یه پیرمرده میگفت سن نوجوونی تو بانک دستمو گذاشتم رو دست خانومی رفته بود اون دنیا فهمیده بود هنوز اون خانوم نبخشیده بودش
میخواست ازش حلالیت بطلبه
وای یه قسمت بود خانومه میخواستن ببرنش اتاق عمل بیهوش بود بعد پتو از رو پاهاش کنار زده بودن، وسط پاش معلوم بود در هم یه ذره باز بود میگفت اول یه مرد جوون رد شد یه نگاه کرد و رفت بعدش یه پیرمردی بود ک اول رد شد نگاه کرد دوباره گفت رفت ته سالن باز رد شد ایندفه دقت نگاه کرد میگفت دیگه شوهرم فهمید اومد گفت پتو رو بدین رو پاش
البته اینارو روحش دیده بود میگفت داد میزدم ک پتو رو بکشین رو پام
اون قسمت خیلیی بد بود، یه حالی شدم‌
خیلی گریه کردم
واقعا پیرمردا بدترن
آقای موزون هم از خجالت سرشو انداخته بود پایین
وای خیلی بده، من اصلا میترسم از اینکه تو اسانسور با یه جنس مخالف تنها باشم، یبار رفته بودم مطب برا مزوتراپی بعد ک من سوار اسانسور شدم یه اقام اومد داخل، تا قبل از زدن دکمه ی آسانسور من از اسانسور اومدم بیرون خودم از پله ها رفتم بالا، گفتم تا بخوام با اون اقا ب طبقم برسم سکته رو زدم
وای چرا ب شوهرت گفتی
اصلا نباید میگفتی من جای تو بودم نمی گفتم
آدم مریض زیاد هست
یهو خدای نکرده میبینی فردا شوهرت شکاک میشه هم نسبت ب بتو هم یکاری دست خودش میده
دیگه نگو ازین ببعد
مردا زود تحریک میشن
نظر من اینه نباید برای شوهرت تعریف کنی
من دوران عقد با اتوبوس مسافربری داشتم میرفتم پیش شوهرم. ی اقایی پشت سرم بود پاشو از بین پشتی صندلی من رد کرده بود فشار میداد ب کمرم منم پیام دادم شوهرم گفتم
بعدشم محکم با کیفم کوبیدم رو پاش و محل ندادم
ی روستایی آقاهه پیاده شد. نزدیک شوهرم ک رسیده بودم شوهرم پیام داد ک کجایی؟ من اینجا وایسادم ک بیاد پارش کنم
چقدر خداروشکر کردم ک اون ی مسیر دیگ ای داشت و پیاده شد وگرنه چ دعوای بدی میشد
ازهمون موقع ترسیده شدم برای شوهرم تعریف نمیکنم یا بعدش میگم
حرف همتون درسته دوستان ، ولی اون موقعیت یکم متفاوت بود اونجا محل کار همسرم بود ، اگه بعدا میشنید فکر می‌کرد که چه خبری شده بود ک بهش نگفتم ، اگه جای دیگه ای بود حتما این کارو میکردم و بهش نمیگفتم ، از طرفی هم ترسیدم دوباره بیاد دنبالم ، چون از بیرون افتاده بودم دنبالم که پشت سر من اومد تو ساختمان مطب
نه عزیزم اگه منم بودم میگفتم ، ادم یه جور باید هیجان اون لحظه رو تخلیه کنه کی محرم تر از شوهر آدم
آره دقیقا مخصوصا من که تا حرف نزنم نمیتونم فراموش کنم ،باید حتما صحبت کنم در مورد موضوعی که اذیتم کرده
ولی اگه آدم بتونه نگه خیلی بهتره ، من زمان دانشگاه ، استادمون شماره امو گرفت چون نماینده کلاس بودم تا وقتی نمیاد بهم اطلاع بده ، من بین حرفام ب شوهرم گفتم یک قشقرقی به پا کرد که نگو ، شماره استاد ازم گرفت یک آبروریزی کرد زنگ زد ب استادم ، استادم آدم فوق العاده با شخصیت و سن و سال داری بود ، به شوهرم گفت حق با شماست ،جامعه بده و بهتون حق میدم، بعدا رفتم با استادمون صحبت کنم ازش عذر خواهی کنم ، بهم گفت شما جای دختر منین و با این متانت و وقاری ک شما دارین مطمعنا هیچ کس جسارت نمیکنه بهتون چشم بد داشته باشه ،تا آخر ترم روم نمیشد تو روی استادمون نگاه کنم از خجالت اون داستان ،دیگه بعد اون داستان چیزی ب شوهرم نمیگفتم ک رسید ب ماجرای دیروز .
با احترام به نظرات دوستان ولی شمابهترین ‌کار کردی ک به همسرت گفتی......
ولی نوع گفتن مهمه که همسرتون هم جنجال به پا نکنه‌‌‌....
ببخشید دارم میگم...روانشناس ها میگن از بچگی به بچه هاتون یاد بدین اگه کسی بدنش لمس کرد اعتراض کنه جیغ بکشه و به بزرگترش اطلاع بده....چون متجاوز فرد رو میترسونه و بستر لازم هم تو خانواده های ایرانی برای بیان این نوع خشنونت تعریف نشده زنها مورد تهاجم قرار میگیرن....یعنی چی ک یکی بهمون تعرض کنه سکوت کنیم؟ و اون طرف بگه چون زنا برای حفظ آبروشون سکوت میکنن کارمو تکرار کنم؟‌؟

چون ما زن ها از واکنش های اطرافیانمون از اون حادثه میترسیم سکوت میکنیم...ما زنها شجاعیم و باید از حق خودمون دفاع کنیم... میترسیم بیان کنیم شاید درگیری بشه شاید کتک کاری شاید قتل بشه حتی...و همین احتمال ها باعث میشه هزار بار دیگه بهمون تعرض کننن.. و کلا همیشه ما زنهایم ک تن بدن و روحمون آسیب میبینه
بستگی به مرد خانواده هم داره نزدیک ما یه دختری متلک شنید به داداشش گفت دعوا شد داداشه بیچاره چاقو خورد کشته شد. باید به پیرامون یاد بدیم درست برخورد کنن
پسرامون
وای چه وحشتناک...
مردا چون تو اینجور مواقع غیرتی میشن نمیشه پیش بینیشون کرد ، دقیقا گفتن و نگفتن این مساله جفتش ب آدم استرس میده .
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه