سلام دوستان ،امروز یه اتفاقی افتاد که خیلی منو بهم ریخته ،نیاز داشتم با کسی حرف بزنم ،حالم خیلی بده .
امروز قرار بود جواب ازمایشمو ببرم به دکتر متخصص نشون بدم ، مطب دکتر بغل بیمارستانی بود که شوهرم توش کار میکنه ،رفتم دخترمو دادم ب شوهرم و رفتم تو ساختمون ، میخواستم سوار آسانسور بشم که دیدم یه پسر جوون هم پشت سرم داره میاد ،درو از پشت نگه داشتم ک میخواد سوار بشه ،بتونه .
بعد من طبقه اول میخواستم برم اونم دو رو زد ، برگشت بهم گفت میتونم شمارتو داشته باشم ، منم برگشتم گفتم خجالت بکش آقا من متاهلم ، بعد سریع رفتم جلوی در آسانسور که باز شد برم بیرون ،نگو در آسانسور از اونجایی که سوار شده بودم نبود اون ور بود ،برگشت بهم گفت در اینوره ، تا اومدم بچرخم پیاده شم رفت طبقه دوم ، من دوباره یکو زدم ، دیدم دستشو دراز کرد سمتم خواست بهم دست بزنه ، من برگشتم گفتم چه گوهی میخوری ؟ حرومزاده برگشت بهم گفت اجازه هست ؟ در آسانسور باز شد سریع پیاده شدم ،درو باز نگه داشتم گفتم الان ب شوهرم زنگ میزنم بیاد حالیت کنه ، ب شوهرم زنگ زدم گفتم خودتو برسون
پرسش (1403/02/05):
اتفاق بدی که امروز برام افتاد .
1332
206
1403/02/05
سوال کننده
0
1403/02/05
سوال کننده
شوهرم تا بیاد در رفت از پله ها ، شوهرم گفت چرا نزدی تو صورتش ،دیه اشو میدادم چرا گذاشتی به این راحتی در بره ، خیلی حس بدی دارم
0
1403/02/05
سوال کننده
من خیلی پوشیده لباس میپوشم ،قبلا چادری بودم ولی بعد بچه نتونستم چادر سر کنم ،عبا تنم بود . همش یادم میفته خودخوری میکنم
1
1403/02/05
فاطمه ریحان ♥
عزززززیزززم.. چه اتفاق بدی
3
1403/02/05
فاطمه ریحان ♥
این وقتا نباید بترسی.کاش واقعا میزدیش..آسانسور دوربین نداشت؟
1
1403/02/05
سوال کننده
من اصلا تا حالا همچین تجریه ای نداشتم ، شوهرم لحن حرف زدنش ی طوری بود که انگار چرا همینطور راحت برخورد کردم چرا داد و بیداد نکردم ،چرا نزدم؟ ولی من واقعا شوکه بودم اصلا نمیدونستم تو اون لحظه چیکار کنم
22
1403/02/05
فاطمه ریحان ♥
فکر نکنم پوشش شما تو این اتفاق نقشی داشت..آقا عوضی تشریف داشتن ..
0
1403/02/05
سوال کننده
ترسیدم بزنمش ،نه ولی فردا شوهرم میخواد بره ببینه کجاها دوربین داره پیداش کنه
0
1403/02/05
سوال کننده
آره مریض بود بهش گفتم متاهلم
0
1403/02/05
سوال کننده
ذهنم همش درگیر جواب آزمایشم بود که مشکل داشت اصلا یه لحظه شوکه شدم این عوضی اینطوری کرد
0
1403/02/05
فاطمه ریحان ♥
من حامله بودم شکمم بالا بود دوتا ماسکم داشتم تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم..یارو آمد گفت چقدر شما آشنایی.؟گفتم چجوری از پشت دوتا ماسک دیدی چهرمو...صدامم بالا بردم ترسید رفت
0
1403/02/05
سوال کننده
خوب کاری کردین من اصلا تجربه این مدلی نداشتم ،چند بار مزاحمم شده بودن ولی در حد یه حرف پروندن ولی این سری اصلا شوکه شدم
1
1403/02/05
فاطمه ریحان ♥
اینا کارشونه..روزانه با چند نفر همچین رفتاری میکنن تا پایه شون پیدا کنن
0
1403/02/05
سوال کننده
یه پسر ۲۰ /۲۲ ساله میخورد بهش ، آخه نمیدونم چه فکری میکنن
2
1403/02/05
فاطمه ریحان ♥
الهی درد بگیرتش..احمق بی ناموس.
0
1403/02/05
مامان حلما 👨👩👧
عزیزم ایشالا دیگه برات پیش نیاد ولی بعضی از مردا مریضن کاری به پوشش ندارن
23
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
اصلا به پوشش نیس این اشغالا هیچ فرقی به حالشون نداره که چادر داری یا ن؛فقط از من به تو نصیحت وقتی دیدی یجیزی بدون حضور شوهرت حل شد براش نگو چون دردسر میشه فک کن شوهرت میرسید و بلایی سر پسر میاورد بدبختی بود
0
1403/02/05
سوال کننده
ممنون عزیزم انشاءالله برای هیچ کسی پیش نیاد ،دقیقا
0
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
چقد ادما کثیف شدن
0
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
البته شاید شوهر شما بهتر باشه ولی شوهر من خیلی شره
0
1403/02/05
nahid sh
آره دقیقا منم میخواستم همین بگم
0
1403/02/05
مامان حلما 👨👩👧
اتفاقا منم اول هفته رفتم دفتر پیشخوان کارم انجام بدم امدم جلو خیابون منتظر اسنپ بود یه اقایی امد گفت خانوم امکانش هست یه زنگ بزنم گوشیم شارژش تموم شده معطل شدم اینجا قیافش اصلا به مزاحم نمیخورد سن و سال دار بود ها منم دلم سوخت گفتم بگید شماره که بگیرم براش گرفتم دیدم از گوشی من زنگ زد به گوشی خودش خندید گفت شمارت میخواستم دوتا فحش دادمش همون موقع اسنپامد سریع برگشتم شمارش مسدود کردم حالت خوبیش این بود خط کاریم بود ۹۰ درصد مردم شهر دارن این خطمو خیبی برام مهم نبود
0
1403/02/05
سوال کننده
آره همینطوره
اتفاقا هیچ وقت همچین مسائلی رو نمیگفتم ب شوهرم ،ولی از دست دراز کردنش خیلی ترسیده بودم ،دقیقا خودم از دعوای مردا میترسم
اتفاقا هیچ وقت همچین مسائلی رو نمیگفتم ب شوهرم ،ولی از دست دراز کردنش خیلی ترسیده بودم ،دقیقا خودم از دعوای مردا میترسم
5
1403/02/05
nahid sh
منم جرات نمیکنم بگم این چیزا رو یکی میگرده پیداش میکنه یکی هم منم مقصر میدونه🫥
4
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
بخدا مردا موقع عصبانیت خون به مغزشون نمیرسه والا شوهر من باشه تا طرفو نکشه ولکن نیس
0
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
حق داری اتفاق بدی بود
0
1403/02/05
سوال کننده
شوهر منم ول نمیکنه
0
1403/02/05
مامان حلما 👨👩👧
دقیقا اصلا چیزی نبود که بخوای سریع شوهرت درگیر کنی منم از اون روز الان یهو یادم امد حتی به کسی تعریف نکردم
0
1403/02/05
سوال کننده
به چه روش های متوسل میشن عجب
0
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
منم چن مورد برام پیش اومده خاک تو سرشون واقعا
1
1403/02/05
مامان حلما 👨👩👧
دقیقا حالا امد زد طرف و ناکار کرد دیگه بدبختیش میمونه
0
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
براهمی میگم اخه بدبختی بعدش برا ماس تهشممیگن شاید تو اینجور کردی اونجور کردی باهاش حرف زدی...تقصیر تویه و فلان
0
1403/02/05
سوال کننده
آره همینطوره آخرش خود آدمم مقصر میکنن ، الان از وقتی که اون اتفاق افتاده جرات نمیکنم با شوهرم حرف بزنم ، منو مقصر نمیدونه ولی اعصابش خورده رفته تو قیافه
1
1403/02/05
ارزو مامان اردلان و نیکان
دقیقا همشون همینن فقط شوهر تو اینجوری نیس
0
1403/02/05
سوال کننده
تو این شرایط چیکار کنم بچه ها واقعا طرفو بزنم ؟ میترسم بزنمش اونم سمت من حمله کنه !
3
1403/02/05
نورا ✨
سلام عزیزم تجربه تلخی بوده
چندتا نکته را رعایت کن دلت برا مرد ها نسوزه و باهاشون سوار اسانسور نشو، کلا تنها نباش باهاشون (خداراشکر بچه ان نبوده ترس ات ببینه)
ادم از ظاهر نمیتوانه مریض و سالم تشخیص بده،
بر عکس بقیه من میگم به همسرت بگو در جریان باشه بهتره، من خودم ی چند مورد تلفنی مزاحم سیریش داشتم گفتم مزاحمه خیلی خیلی حرف های ناجوری میزد
لعنتی اطلاعاتش هم دقیق بود مثلا گفت فلان جا دیدمت فلان لباس تنت بود و....
ما تهش این مورد گزارش کردیم به پلیس
چون هی خط عوض میکرد هرکدوم مسدود میکردم....
درسته یکم میرن تو قیافه بخاطر غیرتشونه درست میشه.....
چندتا نکته را رعایت کن دلت برا مرد ها نسوزه و باهاشون سوار اسانسور نشو، کلا تنها نباش باهاشون (خداراشکر بچه ان نبوده ترس ات ببینه)
ادم از ظاهر نمیتوانه مریض و سالم تشخیص بده،
بر عکس بقیه من میگم به همسرت بگو در جریان باشه بهتره، من خودم ی چند مورد تلفنی مزاحم سیریش داشتم گفتم مزاحمه خیلی خیلی حرف های ناجوری میزد
لعنتی اطلاعاتش هم دقیق بود مثلا گفت فلان جا دیدمت فلان لباس تنت بود و....
ما تهش این مورد گزارش کردیم به پلیس
چون هی خط عوض میکرد هرکدوم مسدود میکردم....
درسته یکم میرن تو قیافه بخاطر غیرتشونه درست میشه.....
3
1403/02/05
فقط خدا 🍃
سلام من اصلا جرات ندارم با مردی تنها تو آسانسور باشم
2
1403/02/05
نورا ✨
اگر بازم ی جا اتفاق این مدلی افتاد اول جیغ داد و دوم زدن من راهدفاعی دیگه بلد نیستم
حتی چندتا حرکت دفاع شخصی هم به همین نیت یاد گرفتم😅
حتی چندتا حرکت دفاع شخصی هم به همین نیت یاد گرفتم😅
0
1403/02/05
سوال کننده
چون تا حالا برام پیش نیومده بود اصلا فکرشم نمیکردم ،ولی اونقدر حس بد گرفتم ک دیگه هیچ وقت این کارو نمیکنم
0
1403/02/05
سوال کننده
برای منم تجربه بدی شد و دیگه این کارو نمیکنم
0
1403/02/05
سوال کننده
اگه شوهرم پیداش میکرد میزدش شدید ، منو ی ربع جلوی ساختمون نگه داشته بود میگفت این نبود ؟ اون نبود ؟ بهش میگفتم آخه اونطور ک اون فرار کرد فکر نمیکنم این دور و برا باشه
4
1403/02/05
m 00 0
خانومی دیگه اینجور مسائل رو به شوهرت نگو حداقل یه زنگ الکی میزدی جلو اون مرده.بترسه
مردا زود عصبی میشن خدایی نکرده یه بلایی سر طرف میارن یه عمر پشیمونی میمونه واسه ادم.بعدش شوهرتم دیگه میترسه تو رو تنهایی جایی بفرسته
مردا زود عصبی میشن خدایی نکرده یه بلایی سر طرف میارن یه عمر پشیمونی میمونه واسه ادم.بعدش شوهرتم دیگه میترسه تو رو تنهایی جایی بفرسته
1
1403/02/05
ناررزززژژژژ ذ
عزیزم ان شالا چنین آدمایی دیگه سرراهت قرار نگیره. فقط دیگه به شوهرت چنین چیزایی رونگو.بقول دوستان اومدیم و شوهرت کارد میکشید اون طرفم کارد مثلا میکشید کار بجای باریک میکشید .مردها طاقت نمیارن یکاری دست خودشون میدن و اونوقت یه عمر پشیمونی بار میاد
1
1403/02/05
🌼maryam goli🌼 ..
منم میخاستم همینو بگم مردا خیلی حساسن الان دیگه بیشتر از قبل سخت گیرتر میشه
5
1403/02/05
fatem F
مریضن مریض وگرنه به پوشش نیست ، خیلی تجربه بدیه ، امشب یه گل گاو زبون داری برای خودتون دم کن بخورین یکم آروم بشین
1
1403/02/05
ناررزززژژژژ ذ
دیگه بدتر...کار به دادگاه میکشید و حرف یکی دوروز نیست که ...پاتون هرروز تودادگاه وپاسگاه باز میشد .بازم خدا بخیر گذروند
0
1403/02/05
ناررزززژژژژ ذ
خوشبختم ..شوهرمنم 😂من اصلا این چیزارونمیگم .برای خودم الکی دردسر درست کنم
1
1403/02/05
🌼maryam goli🌼 ..
قطعا یه عوضی بیش نبوده خداروشکر بخیر گذشت واست ولی چقد اون لحظه ترس و استرس برتداشته عزیزم
اگر ما جای شما بود یه سکته ناقصو میزدم😢
اگر ما جای شما بود یه سکته ناقصو میزدم😢
0
1403/02/05
🌼maryam goli🌼 ..
منمم وای شوهرم فقط با چشمش کار تمام چه برسه به دست 😂
1
1403/02/05
ناررزززژژژژ ذ
بیا بغلم 😂🫂
1
1403/02/05
🌼maryam goli🌼 ..
🫂🤣
0
1403/02/05
سوال کننده
آره عزیزم خودمم به این نتیجه رسیدم که نباید بگم دیگه
1
1403/02/05
سوال کننده
زمان دانشگاه و سرکار رفتن چون تو جامعه بودم و این چیزا رو میشنیدم بیشتر حواسم جمع میکردم ، ولی چون الان زیاد بیرون نمیرم در حد پارک بردن دخترم بیرون میرم ، یادم رفته بود ک چقدر جامعه بد شده ،باید رو خودم کار کنم ک بتونم تو اینجور مواقع از خودم دفاع کنم و نترسم .
1
1403/02/06
مامان دوقلوها .
خدا لعنتش کنه
1
1403/02/06
f ❤
اینایی ک میگن ما با مردان تو آسانسور نمیریم بعضی وقتا دست خود آدم نیست یکدفعه وسط راه سوار میشه واسه من ک خیلی پیش اومده .
ولی وقتی اینجوری مزاحمت میشن برای منم پیش اومده آدم حول نمیشه اصلا نمیدونه چکار کنه
ولی وقتی اینجوری مزاحمت میشن برای منم پیش اومده آدم حول نمیشه اصلا نمیدونه چکار کنه
0
1403/02/06
فاطمه ..... ......
میدونم چی میگی بهار
اصلا ن بخاطر پوششت که اتفاقا خیلی ام خوب بوده
ن از این ک عکس العمل نشون ندادی ناراحت نباش
ادم این طور موقع ها شوک میزنه
اصلا ن بخاطر پوششت که اتفاقا خیلی ام خوب بوده
ن از این ک عکس العمل نشون ندادی ناراحت نباش
ادم این طور موقع ها شوک میزنه
0
1403/02/06
فاطمه ..... ......
فقط رو خودت کار کن ک بتونی دفاع کنی
منم مثل توام این موقع ها انگار فلج و لال میشم
ی بار داشتیم میرفتیم دانشگاه ی پیرمردی بخدا ۷۰ داشت رد شد دست زد به پام از قصد
ببن من خشکم زده بوددد و میخواستم گریه کنم
دوستم این قد با کیف زدششش
ک مردم جداشون کردن
ولی من متاسفانه قفل میکنم انگار
منم مثل توام این موقع ها انگار فلج و لال میشم
ی بار داشتیم میرفتیم دانشگاه ی پیرمردی بخدا ۷۰ داشت رد شد دست زد به پام از قصد
ببن من خشکم زده بوددد و میخواستم گریه کنم
دوستم این قد با کیف زدششش
ک مردم جداشون کردن
ولی من متاسفانه قفل میکنم انگار
0
1403/02/06
سوال کننده
من اصلا نمیتونم بخوابم از ناراحتی ، خدا لعنتش کنه ، خیلی حس بدی بهم داد ، من دو روز بود به خاطر جواب آزمایشم نخوابیده بودم نگران بودم ، امشبم از سردرد این داستان خوابم نمیبره
0
1403/02/06
سوال کننده
همش ب خودم میگم ک آخه من چطوری رفتار کردم که آخه اینطوری کرد ، یعنی فقط خداروشکر میکنم ک دستش بهم نخورد وگرنه دق میکردم .
منم همینطوریم ، بیرون کسی چیزی بگه سریع قفل میشم ، اومدم خونه همش دوست داشتم داد بزنم .
منم همینطوریم ، بیرون کسی چیزی بگه سریع قفل میشم ، اومدم خونه همش دوست داشتم داد بزنم .
0
1403/02/06
فاطمه ..... ......
وایی بهار
من تا چند وقت دلم میخواست پامو بِبُرم😕
من تا چند وقت دلم میخواست پامو بِبُرم😕
0
1403/02/06
Zahra Nik
عزیزم واکنشهای ما توی شرایط حساس کاملا غیر ارادیه ، مگه چند بار تو این شرایط بودی ، که بدونی باید چکار کنی؟
به شوهرت بگو وقتی خودت تو شرایط سختی قرار میگیری شوک نمیشی ؟ دست و پات رو گم نمیکنی ؟
بعدش هم پوشش ، رفتار یا هرچیز دیگه خانمها توی انتخابشون ملاک نیست فقط یه زن رو تو تنهایی گیر بیارن ، درضمن پوشش یه خانم که چراغ سبز نمیده که هر کسی هر طور میخواد رفتار کنه.
هر اتفاقی هم میفتاد با بیفته تقصیر شما نیست ، شما و شوهرت نباید خودتون رو سرزنش کنید ، اگه شما مقصری پس تکلیف اون آقا چیه؟
بعد از مدتی اگر دیدی همچنان اینطوری رفتار میکنه در آرامش بگو با واکنشی که نشون دادی دفعه دیگه اتفاقی برام بیفته بهت نمیگم ، به جای اینکه حمایتم کنی ، آرومم کنی و این رفتار رو میکنی و ممکن بود اگه دستت بهش برسه کار جبران ناپذیری بکنی.
درسته مملکت بی قانونه اما اینجور آدم ها رو باید بسپری قانون ، دور از جون آدم زندگیش از دست میره اگه کاری کنه.
امیدوارم دیگه پیش نیاد همچین اتفاقی ، اما حمله و گلاویز شدن با همچین آدمهایی خیلی خطرناکتره ، جیغ و کمک خواستن از دیگران عاقلانه تره .
به شوهرت بگو وقتی خودت تو شرایط سختی قرار میگیری شوک نمیشی ؟ دست و پات رو گم نمیکنی ؟
بعدش هم پوشش ، رفتار یا هرچیز دیگه خانمها توی انتخابشون ملاک نیست فقط یه زن رو تو تنهایی گیر بیارن ، درضمن پوشش یه خانم که چراغ سبز نمیده که هر کسی هر طور میخواد رفتار کنه.
هر اتفاقی هم میفتاد با بیفته تقصیر شما نیست ، شما و شوهرت نباید خودتون رو سرزنش کنید ، اگه شما مقصری پس تکلیف اون آقا چیه؟
بعد از مدتی اگر دیدی همچنان اینطوری رفتار میکنه در آرامش بگو با واکنشی که نشون دادی دفعه دیگه اتفاقی برام بیفته بهت نمیگم ، به جای اینکه حمایتم کنی ، آرومم کنی و این رفتار رو میکنی و ممکن بود اگه دستت بهش برسه کار جبران ناپذیری بکنی.
درسته مملکت بی قانونه اما اینجور آدم ها رو باید بسپری قانون ، دور از جون آدم زندگیش از دست میره اگه کاری کنه.
امیدوارم دیگه پیش نیاد همچین اتفاقی ، اما حمله و گلاویز شدن با همچین آدمهایی خیلی خطرناکتره ، جیغ و کمک خواستن از دیگران عاقلانه تره .
0
1403/02/06
عاطفه موسوی
یه فوبیا به زندگیم اضافه شد . منم اینکه تنها با یه مرد سوار آسانسور بشم وحشت میکنم ولی بعضی وقتا اجباراً پیش میاد من میرم گوشه ی آسانسور در عین اینکه اصلا به مرده نگاه نمیکنم حواسم کامل بهش هست یعنی تا در آسانسور باز شه نفسم میگیره
1
1403/02/06
عاطفه موسوی
دقیقا یادمه دبیرستان دوستم بخاطر متلک تو گوش یه پسره زد اونم نامردی نکرد دوتا چک به دختره زد سر این موضوع ترک تحصیل کرد
0
1403/02/06
عاطفه موسوی
گذشت زمان باعث میشه فراموش کنی به خودت سخت نگیر
1
1403/02/06
Zahra Nik
من فوبیا عبور از پل عابر دارم ، چون خیلی دیدم به خانمها دست درازی میکنن. حاضرم فحش بخورم از راننده ها ، یا مردم بهم بگن نادون اما از پل عابر مخصوصا روی پله برقیش نرم. لاین مخالف میان دستمالی میکنن و نمیشه کاری کرد
0
1403/02/06
سوال کننده
میفهمم منم همچین حسی دارم ، خیلی بده
0
1403/02/06
Zahra Nik
اما هرجا بهم کوچکترین تعرضی بشه داد میزنم ، داد ها! که همه متوجه بشن و طرف از خجالت فرار کنه
0
1403/02/06
Zahra Nik
اگر بشه ازشون عکس و فیلم بگیرید ، وایرال بشه آبروشون بره که عالیه.
من تصمیم دارم بفرستم پیج محمدرضا برخورداری کل دنیا ببینن نتونن از خونهشون بیان بیرون دیگه
من تصمیم دارم بفرستم پیج محمدرضا برخورداری کل دنیا ببینن نتونن از خونهشون بیان بیرون دیگه
0
1403/02/06
Zahra Nik
وای منم سر دردودلم باز شد .
یادم اومد راهنمایی بودم تو کوچه یه یارویی خواست به پاهام دست بزنه ، همش ۴۰ کیلو بودم ، مرد گنده نمیدونم چی تو سرش بود یه بچه مدرسهای لاغر با لباس فرم سرتاپا سورمهای و گشااااااد و بلند .
اینا مریضن
یادم اومد راهنمایی بودم تو کوچه یه یارویی خواست به پاهام دست بزنه ، همش ۴۰ کیلو بودم ، مرد گنده نمیدونم چی تو سرش بود یه بچه مدرسهای لاغر با لباس فرم سرتاپا سورمهای و گشااااااد و بلند .
اینا مریضن
0
1403/02/06
سوال کننده
میگم منم اصلا تمام حواسم ب ازمایشم بود اصلا تو حال خودم نبودم ، شاید اگه ی روز عادی بود بهتر میتونستم واکنش نشون بدم .
من ی بار شوهرم داشتن عمل میکردن تو بیمارستانی ، من از شوهرم خداحافظی کردم ،اونو بردن اتاق عمل بعد من اومدم نشستم تو لابی ، یه پسر جوون که اونم مادرشو آورده بود برای عمل ،اومد کنارم گفت خانم میتونم چند لحظه وقتتون بگیرم ؟ گفتم بفرمایین برای چی ؟ گفت من ازتون خوشم اومده میتونم شمارتونو برای امر خیر بگیرم ، گفتن آقا ، شوهر منو ندیدین الان همراه با مادرتون رفت بالا برای عمل ، کلی ازم معذرت خواهی کرد گفت من فکر کردم برادرتون بود ،چون منو شوهرم خیلی شبیه همیم .
امروز این ب این یارو گفتم من متاهلم برگشت گفت ببخشید یاد اون روز افتادم گفتم خب دیگه فهمید من متاهلم ولی واکنش بعدیش اصلا خیلی منو شوکه کرد بعد من از این میسوزم که دستش دراز کرد سمتم با خنده گفت اجاره هست ؟ یعنی حالم بهم خورد ازش
من ی بار شوهرم داشتن عمل میکردن تو بیمارستانی ، من از شوهرم خداحافظی کردم ،اونو بردن اتاق عمل بعد من اومدم نشستم تو لابی ، یه پسر جوون که اونم مادرشو آورده بود برای عمل ،اومد کنارم گفت خانم میتونم چند لحظه وقتتون بگیرم ؟ گفتم بفرمایین برای چی ؟ گفت من ازتون خوشم اومده میتونم شمارتونو برای امر خیر بگیرم ، گفتن آقا ، شوهر منو ندیدین الان همراه با مادرتون رفت بالا برای عمل ، کلی ازم معذرت خواهی کرد گفت من فکر کردم برادرتون بود ،چون منو شوهرم خیلی شبیه همیم .
امروز این ب این یارو گفتم من متاهلم برگشت گفت ببخشید یاد اون روز افتادم گفتم خب دیگه فهمید من متاهلم ولی واکنش بعدیش اصلا خیلی منو شوکه کرد بعد من از این میسوزم که دستش دراز کرد سمتم با خنده گفت اجاره هست ؟ یعنی حالم بهم خورد ازش
0
1403/02/06
ناررزززژژژژ ذ
😆😆😆
0
1403/02/06
ناررزززژژژژ ذ
پیرمرداخیلی بدن
0
1403/02/06
سوال کننده
من ک دیگه بخوامم نمیتونم دیگه سوار شم ،تجربه خیلی تلخی شد برام
0
1403/02/06
سوال کننده
خدا نکنه دیگه پیش بیاد ولی همین کارو میکنم
0
1403/02/06
ناررزززژژژژ ذ
من فوبیای خیابون شلوغ رو دارم .چون دیدم از بس شلوغه دست میبرن عقبت😑
0
1403/02/06
سوال کننده
واقعا مریضن ، خدا همچین جانورایی رو سر راه هیچ کسی قرار نده
0
1403/02/06
سوال کننده
ولی چقدر خوبه گفتن این چیزا ،باعث میشه آدم آگاه میشه ، من پل هوایی و ...رو نمیدونستم
0
1403/02/06
فاطمه ..... ......
پریسا دلم میخواست پاهام نباشن دیگ
0
1403/02/06
فقط خدا 🍃
برنامه زندگی پس از زندگی بود یه پیرمرده میگفت سن نوجوونی تو بانک دستمو گذاشتم رو دست خانومی رفته بود اون دنیا فهمیده بود هنوز اون خانوم نبخشیده بودش
0
1403/02/06
فقط خدا 🍃
میخواست ازش حلالیت بطلبه
1
1403/02/06
فقط خدا 🍃
وای یه قسمت بود خانومه میخواستن ببرنش اتاق عمل بیهوش بود بعد پتو از رو پاهاش کنار زده بودن، وسط پاش معلوم بود در هم یه ذره باز بود میگفت اول یه مرد جوون رد شد یه نگاه کرد و رفت بعدش یه پیرمردی بود ک اول رد شد نگاه کرد دوباره گفت رفت ته سالن باز رد شد ایندفه دقت نگاه کرد میگفت دیگه شوهرم فهمید اومد گفت پتو رو بدین رو پاش
0
1403/02/06
فقط خدا 🍃
البته اینارو روحش دیده بود میگفت داد میزدم ک پتو رو بکشین رو پام
0
1403/02/06
فقط خدا 🍃
اون قسمت خیلیی بد بود، یه حالی شدم
خیلی گریه کردم
خیلی گریه کردم
0
1403/02/06
فقط خدا 🍃
واقعا پیرمردا بدترن
0
1403/02/06
فقط خدا 🍃
آقای موزون هم از خجالت سرشو انداخته بود پایین
1
1403/02/06
هلیا 🏵🏵👨👩👦🏵🏵
وای خیلی بده، من اصلا میترسم از اینکه تو اسانسور با یه جنس مخالف تنها باشم، یبار رفته بودم مطب برا مزوتراپی بعد ک من سوار اسانسور شدم یه اقام اومد داخل، تا قبل از زدن دکمه ی آسانسور من از اسانسور اومدم بیرون خودم از پله ها رفتم بالا، گفتم تا بخوام با اون اقا ب طبقم برسم سکته رو زدم
2
1403/02/06
سحر مامان سلین و دلوین
وای چرا ب شوهرت گفتی
اصلا نباید میگفتی من جای تو بودم نمی گفتم
آدم مریض زیاد هست
یهو خدای نکرده میبینی فردا شوهرت شکاک میشه هم نسبت ب بتو هم یکاری دست خودش میده
دیگه نگو ازین ببعد
اصلا نباید میگفتی من جای تو بودم نمی گفتم
آدم مریض زیاد هست
یهو خدای نکرده میبینی فردا شوهرت شکاک میشه هم نسبت ب بتو هم یکاری دست خودش میده
دیگه نگو ازین ببعد
1
1403/02/06
سحر مامان سلین و دلوین
مردا زود تحریک میشن
1
1403/02/06
mami karen
نظر من اینه نباید برای شوهرت تعریف کنی
من دوران عقد با اتوبوس مسافربری داشتم میرفتم پیش شوهرم. ی اقایی پشت سرم بود پاشو از بین پشتی صندلی من رد کرده بود فشار میداد ب کمرم منم پیام دادم شوهرم گفتم
بعدشم محکم با کیفم کوبیدم رو پاش و محل ندادم
ی روستایی آقاهه پیاده شد. نزدیک شوهرم ک رسیده بودم شوهرم پیام داد ک کجایی؟ من اینجا وایسادم ک بیاد پارش کنم
چقدر خداروشکر کردم ک اون ی مسیر دیگ ای داشت و پیاده شد وگرنه چ دعوای بدی میشد
ازهمون موقع ترسیده شدم برای شوهرم تعریف نمیکنم یا بعدش میگم
من دوران عقد با اتوبوس مسافربری داشتم میرفتم پیش شوهرم. ی اقایی پشت سرم بود پاشو از بین پشتی صندلی من رد کرده بود فشار میداد ب کمرم منم پیام دادم شوهرم گفتم
بعدشم محکم با کیفم کوبیدم رو پاش و محل ندادم
ی روستایی آقاهه پیاده شد. نزدیک شوهرم ک رسیده بودم شوهرم پیام داد ک کجایی؟ من اینجا وایسادم ک بیاد پارش کنم
چقدر خداروشکر کردم ک اون ی مسیر دیگ ای داشت و پیاده شد وگرنه چ دعوای بدی میشد
ازهمون موقع ترسیده شدم برای شوهرم تعریف نمیکنم یا بعدش میگم
0
1403/02/06
سوال کننده
حرف همتون درسته دوستان ، ولی اون موقعیت یکم متفاوت بود اونجا محل کار همسرم بود ، اگه بعدا میشنید فکر میکرد که چه خبری شده بود ک بهش نگفتم ، اگه جای دیگه ای بود حتما این کارو میکردم و بهش نمیگفتم ، از طرفی هم ترسیدم دوباره بیاد دنبالم ، چون از بیرون افتاده بودم دنبالم که پشت سر من اومد تو ساختمان مطب
1
1403/02/06
fatem F
نه عزیزم اگه منم بودم میگفتم ، ادم یه جور باید هیجان اون لحظه رو تخلیه کنه کی محرم تر از شوهر آدم
0
1403/02/06
سوال کننده
آره دقیقا مخصوصا من که تا حرف نزنم نمیتونم فراموش کنم ،باید حتما صحبت کنم در مورد موضوعی که اذیتم کرده
0
1403/02/06
سوال کننده
ولی اگه آدم بتونه نگه خیلی بهتره ، من زمان دانشگاه ، استادمون شماره امو گرفت چون نماینده کلاس بودم تا وقتی نمیاد بهم اطلاع بده ، من بین حرفام ب شوهرم گفتم یک قشقرقی به پا کرد که نگو ، شماره استاد ازم گرفت یک آبروریزی کرد زنگ زد ب استادم ، استادم آدم فوق العاده با شخصیت و سن و سال داری بود ، به شوهرم گفت حق با شماست ،جامعه بده و بهتون حق میدم، بعدا رفتم با استادمون صحبت کنم ازش عذر خواهی کنم ، بهم گفت شما جای دختر منین و با این متانت و وقاری ک شما دارین مطمعنا هیچ کس جسارت نمیکنه بهتون چشم بد داشته باشه ،تا آخر ترم روم نمیشد تو روی استادمون نگاه کنم از خجالت اون داستان ،دیگه بعد اون داستان چیزی ب شوهرم نمیگفتم ک رسید ب ماجرای دیروز .
4
1403/02/06
فاطمه ریحان ♥
با احترام به نظرات دوستان ولی شمابهترین کار کردی ک به همسرت گفتی......
ولی نوع گفتن مهمه که همسرتون هم جنجال به پا نکنه....
ببخشید دارم میگم...روانشناس ها میگن از بچگی به بچه هاتون یاد بدین اگه کسی بدنش لمس کرد اعتراض کنه جیغ بکشه و به بزرگترش اطلاع بده....چون متجاوز فرد رو میترسونه و بستر لازم هم تو خانواده های ایرانی برای بیان این نوع خشنونت تعریف نشده زنها مورد تهاجم قرار میگیرن....یعنی چی ک یکی بهمون تعرض کنه سکوت کنیم؟ و اون طرف بگه چون زنا برای حفظ آبروشون سکوت میکنن کارمو تکرار کنم؟؟
چون ما زن ها از واکنش های اطرافیانمون از اون حادثه میترسیم سکوت میکنیم...ما زنها شجاعیم و باید از حق خودمون دفاع کنیم... میترسیم بیان کنیم شاید درگیری بشه شاید کتک کاری شاید قتل بشه حتی...و همین احتمال ها باعث میشه هزار بار دیگه بهمون تعرض کننن.. و کلا همیشه ما زنهایم ک تن بدن و روحمون آسیب میبینه
ولی نوع گفتن مهمه که همسرتون هم جنجال به پا نکنه....
ببخشید دارم میگم...روانشناس ها میگن از بچگی به بچه هاتون یاد بدین اگه کسی بدنش لمس کرد اعتراض کنه جیغ بکشه و به بزرگترش اطلاع بده....چون متجاوز فرد رو میترسونه و بستر لازم هم تو خانواده های ایرانی برای بیان این نوع خشنونت تعریف نشده زنها مورد تهاجم قرار میگیرن....یعنی چی ک یکی بهمون تعرض کنه سکوت کنیم؟ و اون طرف بگه چون زنا برای حفظ آبروشون سکوت میکنن کارمو تکرار کنم؟؟
چون ما زن ها از واکنش های اطرافیانمون از اون حادثه میترسیم سکوت میکنیم...ما زنها شجاعیم و باید از حق خودمون دفاع کنیم... میترسیم بیان کنیم شاید درگیری بشه شاید کتک کاری شاید قتل بشه حتی...و همین احتمال ها باعث میشه هزار بار دیگه بهمون تعرض کننن.. و کلا همیشه ما زنهایم ک تن بدن و روحمون آسیب میبینه
2
1403/02/06
عاطفه موسوی
بستگی به مرد خانواده هم داره نزدیک ما یه دختری متلک شنید به داداشش گفت دعوا شد داداشه بیچاره چاقو خورد کشته شد. باید به پیرامون یاد بدیم درست برخورد کنن
0
1403/02/06
عاطفه موسوی
پسرامون
0
1403/02/06
فاطمه ریحان ♥
وای چه وحشتناک...
0
1403/02/07
سوال کننده
مردا چون تو اینجور مواقع غیرتی میشن نمیشه پیش بینیشون کرد ، دقیقا گفتن و نگفتن این مساله جفتش ب آدم استرس میده .
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.




