Ooma
پرسش (1398/03/03):

داروهای گیاهی لاغری فوق العاده عالی

باسلام خدمت شما دوستان ان شاءالله طاعات وعباداتون مورد قبول حق واقع شده باشه
دوستان میخوام یه محصولی لاغری بدون رژیم و حتی اجبارکردن ورزش صد درصد گیاهی رو بهتون پیشنهاد بدم که کارش فوق العاده اس کانال تلگرامی این خانم عزیز
اینه👇👇👇
@slimshoow
بخدا خیلی خوبه میتونین برین تو کانال و ببینین که همه ازش راضین

والا
😂😂😂 قرمززززززز آتیش میندازه بدتر بهشون
عزیزم کولیک خیلی بده خدا کنه زودتر خوب بشه

😂😂😂 ای جان عزیزم سربه سرت میذاره
خدااااااااا😍ااااااااایا خوشگل خانومی
خداحفظش کنه عزیزم
یه نوبت بازه
دیروزم عصر باز بود
ای جانم 😍😍😍😘😘
چرا بچه کولیک میگیره؟
چون رودش ضعیفه شیر میخوره نمیتونه درست کار کنه بچه هم حرکت نداره یجا خوابیده
بعد اگه زیاد هم بخوره بدتر کولیکش شدیدتر میشه
بیشتر بچها دارن کم پیش میاد بچه ای نداشته باشه اونی که نداره خیلی خوش شانسه
فاطمه زیارت عاشورا گذاشتم خواستی تو اون تایپکم پیام بذار برای زیارت عاشورا برای چشم انتظاراس
فک کردم از سردیه کولیک😂
الان زدی؟
چشم نگاه میکنم پیام میذارم
آنیا ازظهر تاالان بیداره دهن منو قشنگ ..... میخوام یه حموم برم لباساشو بشورم
نمیخوابه🤦
دستاشو برده بالا برامون دعا میخونه 🤣🤣
دستاشو برده بالا برامون دعا میخونه 🤣🤣
لامصب بگوزی بیدار میشه تااین حد خوابش سبکه
پسر منم همینجور کل خوابش زیر سینه بود
برا رفلاکسه
اخی🤒
اره بابا مطب نبوده ک بگه بیمار من نبودی و فلان
😁😁😁
🤣🤣🤣🤣🤣 تاپیک زدم واسه جان فداها
بیایین🤣🤣🤣
الان رقیه میاد🤣🤣🤣🤣
الان رقیه میاد🤣🤣🤣🤣
رقیه گم شده
زهرا عاتو دادی دستشون
چرا چ آتویی؟؟
راست میگه
بخاطرعکس سپر؟؟😂
راجع ب دین و اعتقاد دینیشون نباید بحث کرد
چون خوششون میاد داغ میکنن همرو میندازن جون هم
اره
بیا گف خدا جهان برا ۵نفر ساختا🤣🤣🤣🤣مام پِهن این وسط
ما خیاریم
حقیقته دیگه خدایی بزاربسوزن این حرفا ازسوزشه😂
من ازاسلام متنفرم حالاشایدبگیدچرا بامسحیت و بقیه دینا مشکل نداری چون اسلام ب کشورم ب مردمم حمله کرداسلام کشورمونابودکرد اگه مسیحی و یهودی هم ب کشورم و مردمم اسیب میزدشایدازاونام متنفر میشدم واگر اسلام بهمون اسیب نمیزدبااونم مشکل نداشتم عیسی ب دین خود موسی ب دین خود
من کلا دینی رو قبول ندارم
😂😂😂
منم همینطور دین فقط انسانیت
دلم تنگ شده بود واسه جنجال
😂🤣🤣🤣
آخه اون تاپیک که حذف شد من هیچیش نبودم
🤣🤣🤣🤣 زهرمو پاچیدم
اون چیشد یهو پاک شد
نبودم
من ندیدم تیترش دیدم درمورد جنوب بود ۵ تا پیام بیشتر نبود
گفتم بعد میام میخونم دیدم بچه ها گروه گفتن حذف شد🤣
چرا من نبودم؟ندیدم
بیا 😂😂 هنوز هست
تاپیک من یا اون که پاک شده؟
کجاست؟
نمی‌دونم همین که میگید
درود چطورین خوبین
به زودی برگشت همه به اینجاست
حالا رفتین تا روزی که نت قطع شد اومدین راهتون نمیدم
😂😂😂
درود🌱
بازگشت همه به سوی اوما😅
خونمون رو فروختیم🥰
میخواییم بریم یه شهر دیگه🥲
خوشحالم چون از وقتی ازدواج کردم از این خونه بدم میومد
ولی چند روز دلتنگ میشم گریه های دختر جاریمو میبینم حالم بد میشه
آره😂😂😂
از بچگی باهم بودیم شده بودم رفیقش
الان خیلی سختشه میخوام برم
درود عزیزم خوبی
چ خبر شده ک میاییم اینجا😁
اتفاقا من این تاپیک رو خیلی دوس دارم😄
از اینجا تا اونجا ۵ دیقه اس نهایت ۱۰ دیقه ولی خیلی اذیته همش تو خودشه گریه میکنه
به زودی خبر های خوووووب😍
عه بسلامتی عزیزم انشالله شهر جدید و خونه جدید همش اتفاقات خوب برات داشته باشه
آخی عزیزم🥲
مگه نمیگی شهر جدید رفتی؟
بیا اونور بگو😆😆
خدا دوست داشته باشه
ممنون عزیزم سلامت باشی ❤️
آره شهر جدید اصفهان یکی از شهر هاش🤣
از استان اصفهان بیرون نمیریم
اها یعنی اسمش شهر جدید؟
باور داشته باش
🤣🤣🤣 لعنت بهت بهاره
اومدم درد و دل کنم ریدی تو حالم🤣🤣🤣
داریم میریم فولاد شهر
از سده لنجان فاصله داره
شایدم زرین شهر خونه گرفتیم
خا بابا گیجم کردی😆😆😆😆
گفتم شاید شهر جدید زدن چ میدونم😂😂
ها بابا بگو زیاد خو نیست فاصله
😂😂😂🤣🤣🤣
آره یه شهر جدید میزنیم به عنوان درس عبرت برا آینده ها که جایگاه منفور آخوندا باشه
شهر مردگان
آره بهش میگم هرروز میام پیشت یا میارمت پیش خودم باهم میریم میگردیم کیف میکنیم
میگه ای زن عمو تو اینجا پیشمون بودی تا من نمیومدم خونتون نمیومدی خونمون حالا که دیگه ازم دور میشی🤣🤣🤣
میدونی اگه یه خودکار هم میخرید میومد گزارش میداد بهم من تاییدش کنم
من میگفتم خوبه میرفت رو ابرا میگفت وای زن عمو از این خوشش میاد🤣🤣🤣
حالا بهش گفتم یسنا بعد چجوری میاری نشونم میدی چیزایی که میخری
اول ناراحت شد گفت ای وای راست میگی چکار کنم
بعد سریع گفت تماس تصویری میگیرم باهات😂🤣
بعد میگفت زود به زود باید بهت بگم سنگین نشن رو دستم🤣🤣🤣🤣
۱۴ سالشه
اره خوب میکنی کم کم بزار وقفه بیفته که عادت کنه
😆😆😆
عزیزم چقد وابسته بهت😄😄😄
درود
چه عجب آنلاین شدین
سلام دیدم کسی اینجا چت نمیکنه منم میامدم نگاه میکردم میرفتم
بچها حال روحیم خیلی بده خیلییی دلم میخواد بشینم زار بزنم خیلی حالم ناجور خرابه
از وقتی آنیا دوبار داشت خفه میشد همش استرسی شدم همش بغضم میگیره
از وغتی داداشمو از دست دادم حال روحیم خیلی مزخرف شده
وقتی*
قلبم خیلی درد میکنه شبا نمیتونم درست بخوابم چن بار بلند میشم روشکم آنیا نگاه میکنم ببینم نفس میکشه
روزا هم باهاش تنهام هی نگاش میکنم میرم کارامو میکنم یهو یاد آنیا میفتم میام نگاش میکنم یعنی تو نیم ساعت شاید چن بار بیام نگاش کنم چکش کنم
انقدرررر گریم میاد دلم میخواد سرمو بذارم رو بغل یکی زار زار گریه کنم
دلم میخواد از زندگی لفت بدم واقعا نمیدونم چکار کنم همش نگرانم همش استرس دارم
ازاپون دوتا اتفاق هم بدتر ترسیده شدم😭😭
شوهرم درکم نمیکنه نمیفهمه حالمو هی میگه الکی بخودت استرس میدی ولی نمیدونه حال من چجوره پر بغضم
آخی عزیزم چرا اینجوری شد؟
حق داری😪
نگو دختر یکی هست تمام امیدش تویی🤩🤩
نبردیش دکتر
کلا بعد زایمان ادم حساس تر هم میشه
براش توضیح بده ریز به ریز ک متوجه بشه
درک مردا ضعیف
ولی در کل سعی کن کمک خودت کنی از این حالت خارج بشی
آنیا به یه مادر شاد نیاز داره
اگ دوبار خفگی براش ایجاد شده دلیل نمیشه دوباره انفاق بیفته شاید بد شیر خورده بود
یبارش برده بودمش دکتر گفت شیرت کمه بهش شیر خشک بده گفتم شیر خشک نمیخوره با شیشه گفت با قطره چکون بده منم امدم بهش با قطره چکون دادم بعد پی پی کرد امدم اول اروغشربگیرم دیدم شروع کرد به گریه گفتم حتما بدش میاد پیپی کرده تمیزش داشتم میکردم دیدم تمام بدنش کبود شد فورا برش گردوندم زدم پشت کتفش نفسش باز شد همون لحظه بردیمش درمونگاه گفت هیچیش نیس خطر رفع شده
ببرش دکتر چکش کن
منم اوایل دخترم میترسیدم من ک همیشه باید تو تاریکی مطلق میخوابیدم از شبی ک دخترم بدنیا اومد لامپ میزاشتم روشن خودم تا صبح بالاسرش می‌نشستم ک ب قول تو ببینم نفس میکشه😁
دیگ صبحا گیج خواب بودم
صبح زود شوهرم میرفت سرکار منم میرفتم پیش مادرشوهرم ک مراقب بچه باشه دوساعت بخوابم
دیگ کم کم راه افتادم
اها خب لابد با قطره چکون بد شیر خورده
همون شیشه شیر هی بده تو دهنش ک مجبور بشه مگ بزنه
از شیر خودت بزن رو پستونکش ک خوشش بیاد بخوره
خودت چیزا مقوی بخور کنجد بخور شیرت زیاد بشه
یا شیشه رو عوض کن شاید اون مدل رو نمیگیره
یبار دیگم دکتر گفته بود رفلاکس داره بهش امپروازول بده امپروازول هم نیم ساعت قبل و بعدش نباید شیر بدی بهش منم آنیا گریه میکرد تو بغلم بود داشتم تو بغلم میگردوندمش که شیر نخوره یهو دیدم بیجون شد فورا باز گذاشتمش تو دستم زدم پشتش بمیرم این دفعه دیدم ااصلا هرچی میزنم صدا نمیده یکم ضربهام محکم تر کردم دیدم صداش امد زنک آمبولانس زدم امد دیدش گفت خوبه هیچیش نیس درمونگاهم بردم گفت هیچیش نیس
پیش یه متخصص خوب ببر برا رفلاکسش چکش کنه
من تجربه ای از رفلاکس ندارم
ی تاپیک میزدی از بچها کمک می‌گرفتی
قطعا بقیه هم اینجوری مواجه شدن و میتونن کمکت کنن
بردمش شیراز پیش دکتر خودش بهش گفتم معاینش کرد وزنش هم کرد گفت خانم دخترت اصلا رفلاکس نداره نمیخواد دیگه بهش دارو بدی هیچی گفت پی پی تا 10روز هم نکنه مشکلی نداره دخترت خیلی خوب وزن گرفته از اون چیزی هم که باید وزن میگرفته خیلی بهتر وزن گرفته من راضیم گفت فقط مولتی ویتامین بده همین گفتم دوبار اینجور شده گفت بخاطر پریدن تو گلوش بوده گفت باید مواظب باشی دیگه توگلوش نپره
دخترم رفلاکس پنهان داشت دوماه فقط بهش قرص نکسیوم دادم دیگ خوب شد
اونم خودم به زور از علائمش دیدم ب دکتر گفتم
دکتر قلب هم بردم گفت قلبش سالم سالمه هیچی نیس
اها خب پس اگ رفلاکس نداره چیزی بهش نده
خب خداروشکر
😭😭بهاره بخدا حالم خیلی بده دلم میخواد زود بمیرم راحت بشم میگم آنیا هرجور باشه بزرگ میشه من از استرس و اظطراب صدبار دارم میمیرم وزنده میشم
تو نیازه یکم روحیت رو قوی کنی
با مرگ برادرت باید کنار بیای اینو قبول کن ک هیچ راهی نیس برش گردونی
ب جاش کارایی ک دوس داشت انجام بده
مثلا بچت رو دوس داشته پس ب اون برس بدون داداشت هم خوشحال میشه
😭😭😭بهش خیلی گفتم گفتم حال روحیم بده کمکم کن نه اینکه هی بگو استرس نده بخودت میگم دست من نیس ترس توجونمه
میدونم چی میگی
درکت میکنم
منم داغ عزیز دیدم و افسردگیش رو کشیدم و هنوزم همراهم هست ولی بچه فقط مادر خودش رو میخواد
من الان دخترم 4سالشه جوری بهم چسبیده ک میگم خدایا حتی سرماهم نخورم بیفتم ک دخترم اذیت نشه
من کسی ندارم خواب من فقط دوساعت یا سه ساعته دیگه چی بشه یهو از خستگی یکساعت یهو خوابم ببره اونم بادلهره یهو میپرم
امتحان کردم شیر خودم گرفتم ریختم تو شیشه شیر خورد تفش کرد بیرون
باید خودت بخوای ک حالت خوب بشه
یه وقتایی بزار سوگواری کن برا داداشت ولی بعد اون دیگ بلند شو ب دخترت برس
یعنی نه میگم 24 ساعته داداش فراموش کن نه اینک 24ساعته بخوای بهش فکر کنی
چن تا عوض کردم هیچکدوم نمیگیره
بخاطر همین میگن به هرکی میرسه میگن وای شیر خشک نپیا وای فلان نکنیا گوش نکنین هرکاری خودتون کردید انجام بدید 😭من از بس گفتن شیر خشک نده بحرفشون کردم الان فقط جز شیر خودم هیچی نمیخوره
نمیشه یکی دو روز بری پیش مامانت بمونی
واقعا ادم نیاز داره یکی کنارش باشه
منم پیش مامانم نمی‌رفتم چون خونشون شلوغ بود نهایت میرفتم پیش مادرشوهرم
یبار ساعت 7صبح رفتم ک همشون ترسیدن گفتن چی شده😄
گفتم هیچی فقط خوابم میاد
یعنی فقط از سینه میخوره؟
پس یکم خودت تقویت کن
دختر خودمم تا 40 روز فقط شیرخشک خورد دیگ فقط شیر خودم میخورد
والا میخوام بمونم شوهرم نمیذاره میگه من بدون آنیا نمیتونم دلم تنگ میشه برای آنیا فقط این منم این وسط بهم داره فشار میاد
اصلا از ادمای ناآگاه مشورت نگیر
بعدم کلا بچه بخواد بخوره میخوره نخوادم نمیخوره
دختر من بعد 40 روز هررررررکار کردم نخوردم چندبار شیر میخریدم هی دور میریختم
اره والا تاوقتی که بود گفتن رفلاکس داره همچیو برام منع کردن که فلان چیزو نخور ابگوشت نخور غذایی که چرب باشه نخور سویا نخور برنج نخور چایی نخور فلان چیز نخور نون نخور گفتم پس گوه بخورم
خب بهش بگو پس من نیاز ب کمک دارم دوساعت بمون بالا سر بچه تا من بخوابم
متاسفانه رفلاکس اگ باشه مادر خیلی منع غذایی داره
از الان چیزا خوب بخور
والا خواهرم هرکاری میخوام بکنم هی غر میزنه که تو هواست باید باشه وای بچه اینجوره بچه باید خیلی مواظبش باشی فلان کارو نکن روزی که واکسنش زدم هی میگفت فاطمه هواست باشه فلان کارو کن میگفتم خودم میدونم میگه من بچه بزرگ کردم میدونم تو هنوز نمیدونی
هرچی گفتن بگو چشم بعد کار خودت رو بکن
مگه پیشتن ک ببینن چ کردی
نیستن ولی هی زنگ میزنه من استرسی شدم بخدا همش نگرانم از بچه داری هیچ‌لذتی نمیبرم فقط منتظرم زود بزرگ بشه راهی بشه جلو‌چشم باشه که اتفاقی نیافته
جوابش نده زیاد
همین چن دقیقه پیش قلبم یجور درد گرفت گفتم الان وایسه
از فشار عصبی هست
معده وقتی درد میگیره انگار حس میکنی قلبت درد گرفته
باورت میشه جلومگذاشتمش روزمین نگاش میکنم هی چکش میکنم😭
نه این کارو نکن بدتر خودت رو از بین میبری
خودت مشغول ب کاری کن ولی مراقبش هم باش
باور کن منم چون تجربه اولم بود و همش تنها خونه بودم پیشش بودم و چکش میکردم ولی اینجوری اشتباه ک استرس ب خودت بدی
خداحفظش کنه🤩🤩 برا خودش خوابیده خوشحال و راضی
تو هم کنارش دراز بکش نیم ساعت بخواب
دستش بزار تو دستت آرامش بگیری و بخوابی
منون دعا کن خوب بشم حالم خوب شه به حالت عادیم برسم😔
این روزا دیگ تکرار نمیشه بعدا حسرت میخوری
نمیتونم فکرم مغزم نمیذاره
تازه یبار شوهرم بغلش کرد بردش گفت تو بخواب من هواسم بهش هست هرکاری کردم خوابم نبرد
اون روز که مامانمم اینجا بود بغلش کردن بردنش بیرون گفتن تو بخواب ما هواسمون بهش هست نتونستم بخوابم چون فکرم پیشش بود
اصلا خیلی رومخی شدم خیلی
حتما عزیزم
ولی باور کن خودت باید بخوای ک خوب بشی
میدونی ترس از دست دادن دارم
خدا بهترینامو گرفت ازم خیلی میترسم😭😭
اینجوری باشی اصلا نمیتونی استراحت کنی مریض میشی
گوشیت بزار کنار دراز بکش جفتش اصلا نخواب فقط برو کنارش
به یکباره ک اوکی نمیشی زمان میبره
اعتماد کن ب اطرافیانت
نمیخواد ک 10 ساعت بخوابی
میگی افسردگی گرفتم؟!
خیلی حالم بده الان پر بغضم هر لحظه امکان داره بترکم😭😭
میدونم چی میگی
خدا اگ بخواد الان ی شهری رو کن فیکون کنه تو میتونی جلوش بگیری؟
اصلا میدونی ک میخواد اینکارو کنه یا نه
نمیتونم حداقلش میگم کاش اول من بمیرم مرگ عزیزامو نبینم
اره تو میدونی تو بارداری ادم خودش ی تغییرات هورمونی داره دیگ تو هم داداشت از دست دادی بدتر
بعد زایمان هم ب خودی خود افسردگی داره
منتها باید کنترلش کنی اگ خودت نمیتونی کنترل کنی برو دکتر
باور کن روزی دوبار سه بار زنگ مامانم میزنم حالشو میپرسم نگرانشم روزی که میرم خونش غصم میشه که مریضه میگم خدایا مادرم سالم باشه😭
حداقل برو بهداشت خودشون قطعا مشاوره دارن
خونم کنار کوهه نمیتونم برم تنها شوهرمم سرکاره
تا خود جاده برم بهداشت یساعت راهه داراب بشدت مزخرف گرمه
از پیام نوشتنت مشخصه برا همین دارم میگم کمک خودت کن دستی دستی داغون نکن
افسردگی حتی خفیف هم ادم دوس داره فقط بشینه ی گوشه و فکر کنه و فکرای منفی کنه
تو ولی باید این حصار رو بشکنی ب هر طریقی ک شد
الان دارم گریه میکنم مینویسم برات دعا کن بتونم کنار بیام حالم خوب بشه😭
غروب هوا خنک میشه پیشتون ی جا پهن کن تو حیاط بچت ببر بشین تو حیاط
پارکی نزدیکتون هست بچت ببر یکم قدم بزن
اینجا غروباشم جهنمه تو حیاط برم اتیش از زمین میباره
اینجوری نگو
تو هم عزیز مادرت هستی عزیز همسر و بچت و خانوادت
از خدا عمر با عزت برا خودت و مادرت و بقیه بخواه
پارک هم اطراف نیس کلا توخونم منو آنیا دوستام میگن بیا خونمون شوهرم نمیبره منو
انرژی مثبت ب خودت بده
اولش از حرف شروع میشه همینجوری هی حرفای مثبت بگو تا کم کم ذهنت عادت کنه ب حرف خوب زدن
من آنیا بیدار شد برم شیرش بدم 😔
بهش استرس نده اینجوری
ببین هر اتفاقی ک بخواد بیفته میفته
اصلا تو از کجا میدونی ک مادرت قرار نیست بمونه تا عروس شدن آنیا ببینه؟ چرا فکر میکنی قراره تنها بشی کلا
مادرشوهر اجی بزرگم مریض بود 17 سال پیش
بعد همش میومدن میگفتن مادرش مریض میخواد بمیره زودتر عروسی بگیرید
عروسی گرفتیم براشون هنوز نمرده😁
پدرشوهرش ک سرحال تر بود فوت کرد ولی این نه
عمر دست خداست و من و تو کاری نمیتونیم بکنیم
اها خب تلفنی باهاشون صحبت کن
یا وقتی شوهرت خونه بود برو
عزیزدلم عیب نداره چند دقیقه گریه کن ولی زود بلند شو
به خودت بگو فقط 5 دقیقه مجازم در روز گریه کنم
5دقیقه ک تمام دیگ بلند شو
حتی گوشیت بزار رو آلارم 5دقیقه گذشت برو سریع صورت بشور

من ی خانم دکتری ک افسردگی داشت دنبال میکنم اون خیلییی تلاش می‌کرد
میگفت اگ بزارنم دلم میخواد چند روز از تخت پایین نیام
حالا هرجور دیگ خودت میدونی ی تنوعی بده
اگ دوستی داری اونجا بهش زنگ بزن بیاد پیشت یا تو برو
برو عزیزم یکم شیرت بدوش بره شیر حرصی نده بچه
آخی عزیزم
به سلامتی خیر باشه واستون❤️
درود دوستان خوبین؟چه خبر؟ دلم براتون تنگ شده بود
سلام سلامتیت بچها دیگه نیستن
درود عزیزم خوبی
اره تاپیک خلوت شده
منتظریم نت ملی شه بیایم اوما😂
روبیکاهستین
عه پس همه کوچ کردن 😁،آنیا بزرگ شده خدا حفظش کنه خیلی نازه😍،بچه داری خوش میگذره؟؟
قربونت ممون به خوبیت
😁😁
بچها هستین
فداتشم سلامت باشی بد نیس فقط من حال روحی خوبی ندارم
درووووود و روز بخیر
خوبین دوستان؟ احوالاتتون چطوره؟
درود عزیزم تو خوبی
گل دخترت خوبه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.