Ooma
پرسش (1405/07/28):

فیلم بامداد خمار

کیا میبینن

بیایید بگید چرا قسمت ۱۴ دیروز انقد غمگین بود من که کلا گریه کردم برای محبوبه و بغضاش 😭😭
من فک میکنم مادر شوهره براش مشکل ایجاد میکنه

این اخرش چی میشه ؟؟؟؟

اگه طبق خود رمان پیش بره اره مادر شوهرش اذیتش میکنه .بچه دار میشه ولی بچش بخاطر سهل انگاری مادر شوهر میمیره .رحیم خیانت میکنه محبوبه اخرش طلاق میگیره
از کجا میبینین؟
فیلیمو ندارع ک
منم دلم میخواد ببینم
دوشنبه ها ساعت ۷ و نیم از روبیکا میبینم
انلاین؟
قسمتهای قبلش از کجا دان کنم
اره
از همون جا
بلاخره حرف پدرش میشه
که برمیگرده
از این رحیمه اصلا خوشم نیومد
از اونجا که گفت من همون پسرم که دخترت میخوادش
بهش میگم رحیم چرکو
همسرم میگه نگو اینطوری عشق عشق اینا نمیشناسه
🤣🤣🤣
من از TV8میدیدم الان دو روزه قط شد نمیدونم مشکل از دستگاه ماس یا کلا قط شده
قشنگ از قسمت اخر این فصل مشخص بود مادر شوهره چ وزه اس و تازه رحیم بخاطر مادرش طفلی محبوبه رو خون بجگر میکنه
اره منم دیروز میخواستم ببینم قطع شده کلا
فقط منم که دلم برا محبوبه نمیسوزه؟
با اون شوهر نچسبش😒
من خیلی گریه کردم
اما بیشتر بخاطر مامان و بابای محبوبه
اونجا ک مامانش انگشتر رو ددستش کرد
گریه های یواشکی باباش
خیلی غصم گرفت
چقدر پدر مادر برای بچشون زحمت میکشن بعد میبینن داره حیف میشه درد اوره

به قول همسرم این همه زحمت بکش دختر بزرگ کن بعد یه لاشخوری مثل رحیم نجار و مادرش بیان ببرن عین گل پرپرش کنن
آره بابا منم دلم برای مامان باباش سوخت خیلی گناه داشتن
اگر طبق کتاب پیش بره رحیم همش میره پی خوش گذرونی قدر کمک های مالی و خونه و مغازه رو نمیدونه
دل ب کار وزندگی نمیده
خیانت میکنه
یه مدت غیب میشه
مادرشوهرش هم خیلی اذیتش میکنه
ادم خودش مادر میشه بیشتر درک میکنه
ولی من منتظر خجسته و اصلانم
خیلی دوست دارم خوشبخت بشن
و از اونجایی که کتاب رو خوندم این تیکه از فیلم برام جذاب تره چون تو کتاب نبوده 😍
میگن مثل رمانه دقیقا آخرش حالا معلوم نیست دیگه چیزی تغییر کنه یا نه
آره دقیقا
مال ماهم قطع شده 😫
خب دیگه تا دادن بهش
داشت هلاک میشد
اونجا که برای دایه دردل میکرد حرفاش جالب بود
گفت درده مرضه هرکاری میکنه نمیتونه دل ازش بکنه
منصور هزار ارزش داره بهش
امان از دل دخترا
ولی رحیم اصلا ادم نچسبی
رحیم چرکو
چه بد
محبوبه بچه اولش قبل اینکه تو حوض غرق بشه دباره حامله میشه ولی چون بچه رو نمیخاد سقط میکنه و همین سقط باعث ناباروری میشه؛ بعد از طلاقش از رحیم نجار با منصور ازدواج میکنه و هیچوقت بچش نمیشه
خجسته هم با یه دندونپزشک ازدواج میکنه.
این رمان از زبان محبوبس؛ حالا یکی دیگم هس که اون رحیم نجار برا خواهرزادش تعریف میکنه؛ اونجا محبوب شخصی مغرور و از خودراضی که فقط به فکر خودش هس توصیف میکنه؛ اونجام تقصیر از هم پاشیدن زندگی و گناهکار محبوبس
این رمان بامداد خمار بود اون یکی اسمش شب سراب اونم بخونین از زبان رحیم نجار
من دوستش نداشتم فیلمو ولی یهو قسمت آخرشو ک دیروز دیدم خیلی خوشم اومد بعدمدتها تونستم ارتباط بگیرم با سریال ایرانی
خصوصا نقش گلاب آدینه خدا بووود
برای ماهم قطع شده ولی شبکه های دیگه پخش میکنه
کولی بازی خوبی در میاورد 😃😃

تا دیروز حوصله سر بر بود واقعا
ممبعد جالب میشه به نظرم
بنظرم خیلی غم انگیز میشه
الان باز وصل شد
اون قسمتی که مامانش میزدتش هم جالب بود
دلم خنک شد مادره زدتش. ماهم تو خانواده یه محبوبه و رحیم داریم
الان هر کانالی بزنی دارن محبوبه رو عقد میکنن
کلا فصل ۲ رو خیلی کش دادن،
اصل داستان برا بعد ازدواج رحیم و محبوبه است
بیچاره محبوبه‌ ی شما
اره واقعا بیچاره. به روی خودش نمیاره ماهم میبینیم چیزی نمیگیم ولی شوهره عین رحیم بهش پول و خونه و ماشین دادن خودش بی عرضه فقط دختره رو تحقیر میکنه اعتماد به نفسش رو خراب میکنه. همه اون اتفاقای سر عقد ما تو زندگی واقعی تجربه کردیم. همیشه هم فقط تو فیلم ها نیست
کلا اینجور مردا دست پیش میگیرن پس نیفتن .
ن جدی منم باشم سرم گیج میره
فک کن ی دختر ک توخوابمم نمیدیدم بیاد زنم شه خونه مغازم بدن.باخودم میگم ببین من کیییییم دیگه رو هوا میبرنم🤣
دقیقا میگن چقدر خواستنی هستیم
متاسفانه اکثر خانمها هم بخاطر حفظ ارامش خونه اولش کنار میان میرسه یروزی میبینن کلا اعتماد بنفسشون صفر شده
مرد کلا توهم زیاد میزنه دیگه اینجوری شه واویلا
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.