Ooma
پرسش (1405/07/18):

خانوما نظر شما چیه؟ حالم بده میشه کمکم کنید

پدرم و مادرم کارمند بازنشسته هستن حقوق پدرم در حد گذراندن یک ماه نیست و مادرم کمک خرج هست همیشه حتی خرج تحصیل خواهرمم مادرم میده
بچه ام اجازه نمیده خیلی اوقات آشپزی کنم مادرم غذا درست میکنه میاره برامون اما من چون دیدم دیگه خیلی شده این غذا درست کردنا ی مدته هر چقدر گوشت و برنج مصرف کنه از خونه خودمون برمیگردونم به مادرم که کم نیارن خودشون
اما نمیزارم شوهرم بفهمه چون اون تو خانواده ای بزرگ شده که کلا دست بگیر دارن و منطقش اینه حالا غذا مونم بدن چیزی نمیشه ( بابام به شدت متوقع کرده همسرمو با محبت های الکی و بیجا)
خلاصه من ک به مقداری ک مادرم برای ما مصرف کرده میدم و نه بیشتر مامانمم خیلی اوقات نمیگیره اما گاهی میگیره چون واقعا با توجه به هزینه هاشون سخت میگذرونن تو یک ماه
بابام آدم خوبی نیس مادرمو خیلی اذیت کرده از اول ازدواج
الانم توقع داره مادرم همه پولاشو خرج کنه به منو همسرم غذا بده و کلا مدام از ما پذیرایی کنه و ما همش بریم اونجا در صورتی ک خودش حقوقش قبل نصف ماه تمومه و مادرم همش از دکتر و پوشاک خودش میزنه تا خرج زندکی و تحصیل خواهرم بگذره
بابام میگه جرا برنج و گوشت میاری ما داریم نیار ( دروغ میگه چون مادرم همش داره جبران میکنه و مادرم خیلی ناراحته ازین وضعیت)
بابام مدام جلو همسر من ادعا پولداری و فکر اقتصادی میکنه درصورتی که همش داره ازین و اون قرض میگیره
بعد انتظار داره ما بریم اونجا مامانم همش خرج ما کنه
حالا بارها شده گفته به من از خونتون چیزی نیار اینجا ( اینم حزو ادعا هاشه میگه ما داربم چون مادر بدبختم داره خرج میکنه و خودش با وجود مریضیش دکتر و داروهاشو نمیگیره)
منم همیشه گفتم ی جوری میارم ک همسرم نفهمه ( چون همسرم بفهمه نارانت میشه و توقع داره اونا همش به ما بدن منم به نظرم اصلا درست نیست)
اینا جدای ازین هست ک ماآخر هفته ها میریم خونه مامانم اینا شام و غذا طهر فردامونو همیشه میده بهمون
خللصه من همیشه گفتم نمیزارم بفهمه ک میارم برنج
اخر هفته خونه بابام اینا بابام برای خودشیرینی ( کلا همش دنبال خودشیریتی و جلب توجه همسرمه ، درصورتی ک همسرم اصلا خوشش نمیاد ازش ما خودمونم بخاطر اخلاق و رفتارش بدمون میاد ازش چون خیلی اذیتمون کرده از بچگی)
برای خودشیرینی تو جمع برگشت گف به من که فلانی دیگه از خونتون چیزی نیار من خودمو زدم به اون راه گفتم مگه چیزی آوردم گفت آره اونروز برنج آوردی😮😮😮😮😐😐😐
حالا من ی دروغ سرهم کردم جلو همسرم ک نه اون مال خودشون بوده اشتباه میکنه گفتم مامانم برنج اورد من گفتم من درست کردم ببر خونتون
همسرمم شک داره ولی الکی میگه حرفتو باور کردم
شما بودین با باباتون چکار میکردین؟؟

هووووف چقدر سخت
سعی کی هی بهونه بیار زیاد نرو اونجا،، یا غذاتون رو درست کن بگو مامانم پاهاش درد میکنه نمیتونه زیاد سر پا وایسه غذاتون رو ببر اونجا،، با شوهرت هم منطقی حرف بزن بگو ندارن
سلام خب میتونی همون برنج و گوشت رو هزینش رو هر چقد در توانته قایمکی از بابات بدی به مادرت بگی خرج دکتر و داروهاش بکنه.
سلام عزیرم برام سوال چرا شما خونه خودتون غذا درست نمیکنید که این بحثا نباشه
چرا همش باید خونه مادرتون برید برای غذا
منکه وضع مالی بابام عالیه. ولی مامانم از روی تنبلی و اینکه اصلا دوست نداره کسی بره خونش که یه وقت خسته میشه غذا درست میکنه. با اینکه جوونم هست پای رفت و آمد منو داداشمو از خونه بریده چی بگم🥲
اونا بگن بیستوچهاری بیاید از سردلسوزی شما که وضع پدرومادرتون رو میدونید شما باید عاقلانه برخورد کنید
ایشون میگن هفته ای یکبار جمعه ها میرن. این یک روز که واقعا حق هر کسیه بره خونه پدر مادرش.
از اول وقتی میدونید پدرتون این حرکات رو داره بابدجلوش میگرفتید شوهرتون توقعش کم میشد وخونه خودتون غذا درست کنید همون برنج وگوشتی که میبرید خونه مادرتون خونه خودتون درست کنید بخورید خیلی هم راحت
نه میگه بچم خیلی اوقات نمیذاره اشپزی کنم مادرم میاره
یه مادر اینجوریه یه مادرم مثل مادر من میگه دیگه مد نیست دختر بره خونه مادرش مد شده که دخترا باید مادراشونو همش دعوت کنن🫢😂
حالا به هر حال عزیزم من الان 5 ماهه خونه بابام نرفتم. هیچیم نشده. شما هم سعی کن نه مواد غذای بدی نه برای غذا بری. نهایت در حد یه لیوان چایی برو برگرد.
بچه منم نمیذاره غذا درست کنم. ولی خب گاهی هر جور هست درست میکنم گاهی از بیرون میگیریم گاهی املتی چیزی.حتما که نباید همه وعده ها رو کامل بخورید برنج و گوشت.
من باشم به هز سختی شده نصف شب نمیخوابم خودم غذا درست میکنم
اینطوری شوهرتم متوقع نمیشه
عزیزم من بخدا شاغلم دوقلو هم دارم مامانمم ده دقیقه فاصله داره تا خونم، اصلا اجازه نمیدم برام غذا بیاره خودم به هر سختی شده درست میکنم، شما باید اول از خودت شروع کنی مخصوصا با اخلاق های خاص پدر و همسرت
مامانت بنده خدا عادت کرده همیشه از خودش بگذره مخصوصا که میگی مریضم هستن
چه مادره خوب و زحمت کشی . هرروز غذاتو درست می‌کنه
چطور بچه نمیذاره غذا بپزی ؟
شما شده از صبح مرحله به مرحله هم شده غذاتو بپز
من وقتی بچه هام کوچیک بودن یکسره بهم چسب بودن از صبح زود شروع میکردم تا ظهر تا یه غذای ساده درست بشه .شما هم بجای این استرس که به خودت میدی همینکار کن
بچت بزرگه دیگه چند ماهه نیست که نتونی بپزی
مقصر مادرته نمیذاره رو پای حودت وایسی
حالا میدونم از روی دلسوزیه ولی واقعا چه کاریه همیشه بهت غذا بده
به نظرم تنها راهش اینه فقط هفته ای یکبار بری که بحثی پیش نیاد چون میگی بابات میگه نیار ، شوهرت هم بفهمه راضی نیست
خوب خودت چرا غذا درست نمیکنی؟
توکه داری مواد میبری همونو خودت درست کن
بلاخره تایمی که میخوابه درست کن . یا شبا درست کن ظهر فقط برنج درست کن . سخت هست ولی شدنیه . من دوقلو دارم از2تا 5سالگی طبقه بالا خونه بابام بودم ، هرروز نمیرفتم پایین . یکی از بچه ها پامو میگرفت گریهههه ولی درست میکردم
بنظرم این روالو باید بهم بزنی.. هم همسرت روش زیاد شده هم مادرت داره اذیت میشه
خیلی خانومه که هیچی نمیگه واقعا
من بااینکه پدر و مادرم هم از لحاظ مالی اوکین هم رفتاری اما با ویار شدید و بچه کوچیک بازم حاضر نشدم مامانم برام غذا بیاره
حتی شده روزی که شوهرم فقط یه وعده غذا خورده اما وظیفه مامانم نیست که خورد و خوراک مارو تامین کنه گناه داره خب
من دخترم بشدت وابسته ست و ویارمم انقدر شدید بود که میمردم تا یه غذا بار بذارم..اما بازم زحمت به مامانم ندادم
سلام عزیزم
از این ب بعد به مادرت بگو ب هیچ عنوان غذانفرسته ،خواهشا دلت ب مادرت بسوزه
ب همسرتم بگو خودم گفتم دیگ غذا نده دیگ خیلی گرونی شده و این حرفا .
بزارید اوناهم پس انداز کنن
زرنگ باش خانمی یعنی چی با بچه نمیتونم غذا درست کنم بلاخره بچت یک ساعت ک میخوابه
خورشتتو مرغتو کبابتو هرچی ک میخای درست کنی صبح زود بیدار شو بزار میمونه یه برنج ک اونم کاری نداره اصلا درک نمیکنم
ناراحت نشیا بنظرم تنبلیت میاد
والا من شده بچمو بغل میگیرم غذامو درست میکنم
عزیزم ناراحت نشو ولی چطور ممکنه نتونی غذا درست کنی، نوزاد نیست نزدیک ۲ سالشه، دختر اول من اینقدر لجباز و شیطون بود، الان این دومی گریه ووو ب شدت، تا سه ماه اول با مامانم بودم ولی نمیذاشتم اونا خرج کنن، الانم خودم تنهام، با چه بدبختی ولی غذا درست میکنم دهتر بزرگمم کلاس اوله، شما اول از خودت شروع کن، هرجور شده غذاتو بپز
ماهم بچه داریم و سرکار میریم ولی روال تو دیگه راحت طلبیه بااینکه خیدونی تغییری نمیدی به زندگیت
عزیزان من نمیخوام مامانم بفرسته من فقط ازش گاهی خواهش میکنم بیاد یکم بچه رو سرگرم کنه من غذامو بپزم اون خودش دوست داره درست کنه بیاره
خب همینم ازش نخواه.
تو ک میدونی تا چیزی بگی مامانت غذاتو اماده میکنه دیگه درخواستی ازش نکن.
ببخشیدا ولی خیلی راجع پدرتونم بد حرف میزنید.بنظرم مادرتونم مث شما شوهرشو متوقع بار آورده پس تقصیر جفتشونه ن فقط پدرتون.
الان که شوهرت شک کرده و بابات خوب میشناسی که باز میاد سوتی میده و باز تو رو لو میده دیگه اینکار نکن که خدایی نکرده بینتون بحثی پیش بیاد.به مامانت هم قشنگ توضیح بده بگو زندگیم بهم میریزه
من راستش راجب لحنی که درباره پدرت صحبت کردی هم خیلی ناراحت شدم
من نمیدونم چی گذشته بینتون ولی اینکه حتی محبتشم اینجوری تفسیر میکنی و به راحتی میگی شوهرم از بابام خوشش نمیاد خیلی عجیب بود برام و غیرقابل قبول
من اگه بابام شمر هم باشه اجازه نمیدم شوهرم اینجوری راجبش فکر کنه
چرا اینجوری میگی راجع به بابات؟گذشته رو نمی‌دونم ولی بهر حال بابات داره جلو شوهرت عزت میده بهت که میگه بیایین اینجا یا میگه چیزی نیار،یا میخواد وانمود کنه وضعش خوبه،جلو شوهرت ناله کنه از وضع زندگی خوبه؟؟؟!!!
تو که میخوای برنج و گوشت ببری یواشکی بده به مامانت جوری که بابات نفهمه
جالبه از یه طرف مدام غذای مامانتو قبول میکنی از یه طرفم از بابات گله میکنی که چرا تعارف میکنه
گلم من هم بچه م تقریبا هم سن بچه شماس، مادر و پدرم هر دو بازنشسته هستن تازه فقط خودشون ۲ تا هستن. من فقط هفته ای یکبار میگم مادرم بیاد دخترم رو ببره خونه خودشون تا جارو بزنم اون هم چون دخترم به شدت از صدای جاروبرقی میترسه ولی دیگه آشپزی و کارهای روزمره رو با وجود دخترم انجام میدم. دخترم هم مرتب یا به پام‌ چسبیده یا توی بغلم
اول اینکه سعی کن با بچه به کارهات برسی و نیاز به کمک کسی نداشته باشی چون بزرگتر بشه کارت سخت تر میشه دوم شما جیره خشک رو سر ماه بده مادرت بگو خواستی غذا واسم بیاری با همینا درست کن بیار
سوم پدر و مادرتون سربلندی شما رو میخوان ولی خب همسرتون پرتوقع شده پس سعی کن همسرت رو درست کنی. باید خودش متوجه سختی های جامعه امروز و خرج و مخارج های سنگین این روزها باشه اگه قراره بقیه خرج کنن شوهرتون پس نده بگید یک بار مادر شما غذا بیاره یک بار مادرشوهرتون تا همسرت بفهمه هر دو خانواده به یک اندازه در رفاه شما سهیم هستن
مادر من هم گاهی غذا درست میکنه برای من و خواهرم میفرسته بالطبع منم غذاهایی که پدر و مادرم دوست دارن بیشتر درست میکنم و روز بعد سهم اون ها رو میفرستم.
برای خانواده همسرم اصلا اینکار رو نمیکنم چون تاحالا یک دونه نون هم بهمون ندادن، ناراحت هم نیستم انتظاری هم ازشون ندارم منتهی مثل خودشون رفتار میکنم
همسر منم‌گاهی‌پرتوقع میشه ولی من جلوش وامیستم
من فک کردم بارداری.
اصلا نمی‌فهمم چرا مادرت غذا میاره همش؟
خودت آشپزی نمیکنی تو خونه؟
بعد تو این مشکلات اقتصادی نیازه شام و ناهار خونه مامانت باشی.
بچه اول سخته درکت میکنم ولی سعی کن خودکفا باشی.
و شوهرت خودتون پرتوقع کردین
منم هفته ای یه بار یا دو هفته یه بار شام میرم خونه مامانم.
ببین بچه نمیزار غذا بزاری
یه بار درست کن برای دو وعده استفاده کنید.
من گاهی اوقات پسرم بغلمه غذا میپزم چون گریه میکنه.
سخته ولی اگه این موضوع حل کنی. این مشکلاتت حل میشه. و نیاز نیس شوهرت يا پدرت چیزی بهت بگن
بعد اصلا یه سوال شوهرت نمیگه حالا که مامانت غذا رو میده این موادی که میخرم کجا میره؟ بالاخره سوال باید براش پیش بیاد وقتی اشپزی نمیکنی یا گاهی میکنی مواد غذایی پس نباید بخرید اون قدری
💯👌🏾
همین کارم میکنم خیلی وقتا
عزیزم هفته ای یکی دوبار اینجوری میشه بقیه اش خونه خودمون میپزم
منم پدرم میخواد همش خودشو جلو داماد نشون بده شده به قیمت خراب کردن منو مادرم اصلا براش مهم نیس شوهرم به من شک کنه یا زندگیم بهم بخوره
عزیزم منم رفتم بیست و چهاری من از مادرم کمک میگیرم اونم با موادی ک خودم بهش میدم چیز زیادیه؟؟
هر سری تذکر دادم گوش نکرده
باید همینکارو کنم
شاید باورت نشه ولی روزی ۵ ساعت میخوابم بچم همش چسبیده بهم
۵ ساعت خیلی خوبه😁من تو این تقریبا ۴ سال یادم نمیاد کی آخرین بار تونستم ۲ ساعت متوالی بخوابم
الهی بمیرم براش
البته نه متوالی همش باید پاشم شیر بدم
هرروز نه عزیزم هفته ای دوبار تقریبا اونم خودم موادو میدم بهش
شاید اینجوری بیشتر درک کنی
که برای ی سرویس رفتن ی لیوان شستن صد بار میاد و گریه میکنه شدید
اصلا تنهایی بازی نمیکنه باید همش کنارش بشینی
غذاهم ک ۵ دقیقه آماده نمیشه
باید همینکارو کنم ممنونم عزیزم
بخدا خودم به همون راضیم
بابام مدام میخواد جلو داماد خودشو نشون بده هی میگه بیاین
پولم نداره ها فقط مادرمو زجر میده
درسته ممنونم
سلام عزیزم.
درک میکنم بعضی اوقات واقعا ادم نیاز داره در طول هفته شده حتی یک وعده کسی کمک حالش باشه
ولی با توجه به شرایطتت به نظرم از این کمک بگذر
برات سخت هست اما در عوض آرامش اعصاب داری و مادرتون بنده خدا هم اذیت نمیشه و تحت فشار قرار نمیگیره
من شب که رادمهرو میخوابوندم بعدش غذای فردامو درست میکردم چون اونم یا مدام بهم چسبیده بود یا موقع اشپزی میخواست بگه من هم بزنم من آب بریزم من گازو روشن کنم و...
تو همون ساعتی که خوابه،غذاتو بپز.
مواد دادن و غذا گرفتن رو تموم کن مشکلت حل بشه
بچت نوزاد نیس که
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه